|
* امير وفايي
تفاوت عملكرد خط حمله استقلال در ليگ ششم نسبت به فصل گذشته، دليل اصلي اختلاف سطح كيفي بازي و نتيجه گيري اين تيم نسبت به مجموعه اي كه مقتدرانه قهرمان ايران شد را به تصوير مي كشد.

استقلال در شرايطي در پايان نيم فصل اول روي سكوي دوم ايستاد و عنوان جدي ترين تعقيب كننده سايپاي صدرنشين را به خود اختصاص داد كه درواقع چيزي تحت نام مهاجم گلزن و حتي يك خط حمله متوسط را در اختيار نداشت و جالب اينكه پنج مهاجم اين تيم در طول نيم فصل اول تنها پنج گل به ثمر رساندند! درحالي كه سال گذشته رضا عنايتي و سياوش اكبرپور تا پايان هفته سوم ليگ به همين تعداد دروازه حريفان را باز كردند و يكي از بهترين خطوط حمله تاريخ باشگاه استقلال را تشكيل دادند. تبعات جدايي رضا عنايتي از استقلال تنها در خداحافظي با يك مهاجم گلزن كه هر سال عنوان آقاي گلي مسابقات را به خودش اختصاص مي داد، خلاصه نمي شود. عنايتي به لحاظ روحي و رفتاري تأثير قابل توجهي روي اكبرپور داشت و زماني كه سياوش كنار او بازي مي كردبراي آن كه از نظر آماري از همبازي هميشه گلزن خود عقب نماند، تلاش بسياري را بروز مي داد و هرچند هر از چندگاهي به حاشيه ها دامن مي زد اما هيچ گاه اين همه آشفته و غير قابل كنترل نبود و بسيار منطقي تر از آنچه در ليگ ششم ارايه كرده، به نظر مي رسيد. علي عليزاده كه از نظر دقايق بازي در نيم فصل اول بيش از ساير مهاجمان استقلال به بازي گرفته شد، نه تنها حتي يك گل را هم به ثمر نرساند، بلكه هرگز نتوانست در حد يك مهاجم معمولي ظاهر شود و تنها ويژگي قابل ذكر او در پرتاب اوتهاي بلند خلاصه مي شود. استقلال دو بازي مقابل فجر سپاسي شيراز و سپاهان اصفهان را با اتكا به چهارگلي كه روي پرتابهاي عليزاده به ثمر رساند، با پيروزي پشت سرگذاشت و درحالي كه با استناد به روند اين دو مسابقه سزاوار كسب بيش از دو امتياز نبود، شش امتياز را به دست آورد. اما مي توان مدعي شد آنها بازيهاي پرشماري را به دليل استفاده از مهاجم گل نزني كه با مدافعان حريف رفتار بسيار مهربانانه اي داشت، بدون رسيدن به نتيجه لازم پشت سر گذاشتند و لطمات جبران ناپذيري را از اين ناحيه متحمل شدند. اگر عليزاده در ميانه زمين (و نه كناره هاي خط طولي و منطقه پرتاب اوت) بازيكن متوسطي بود، بي شك استقلال مي توانست عنوان قهرماني نيم فصل را تصاحب كند، اما او معمولاً در تمام طول مسابقه هيچ حركت مثبت و مثمرثمري انجام نمي دهد و تنها وقتي توپ از حوالي محوطه جريمه حريف به اوت مي رود، خودي نشان مي دهد. علي عليزاده در فاز دوندگي، پرس مدافعان و جلوگيري از بازيسازي آنها، سرزني، تكنيك و بازي گروهي هرگز در حد و اندازه هاي استقلال نيست و شايد اگر مرفاوي به جاي او يكي از مهاجمان مقاومت فارس را در اختيار داشت، حذف زودهنگام از جام حذفي را تجربه نمي كرد. ثابت ترين مهاجم استقلال در طول نيم فصل اول در پنج مسابقه به طور كامل در زمين حضور داشت، در چهار بازي تنها پنج دقيقه پاياني را روي نيمكت نشست، يك بار از ابتداي نيمه دوم به ميدان آمد، در چهار مسابقه 20 تا 25دقيقه بازي كرد و يك مرتبه هم به دليل محروميت روي سكو نشست. او در اين دقايق حتي يك گل هم نزد و تنها چهار بار با پرتاب اوت استقلال را به گل رساند. سياوش اكبرپور به رغم شروع عالي و اميدوار كننده در پنج هفته ابتدايي ناگهان به يكي از معضلات اصلي تيم تبديل شدو حتي هواداران باشگاه را عليه خود ديد. اكبرپور در هفته هاي اول و دوم با گرفتن دو ضربه پنالتي، استقلال را به پيروزي رساند و پس از آن دو بازي را به دليل مصدوميت از دست داد، بازگشت او در مصاف با ملوان با سومين پنالتي سه امتيازي استقلال همراه شد و هرچند تا روز برگزاري دربي هفته هشتم هيچ گلي را به ثمر نرساند، اما هنرنماييهاي ملال آور اكبرپور از هفته نهم آغاز شد. اخراج مقابل برق شيراز سياوش را از بازي با سپاهان و استقلال اهواز محروم كرد. مقابل پيكان دروازه خالي را كج ديد تا استقلال دومين شكست فصل را تجربه كند و سرانجام وقتي يك هفته بعد، پس از اخراج او پيروزي يك بر صفر مقابل سايپا را با شكست سه بر يك عوض كردند، هواداران عصباني استقلال خواهان اخراج سياوش اكبرپور از باشگاه شدند. در اين ميان بهترين عملكرد متعلق به جوئلسون داسيلواي برزيلي است. در شش مسابقه دو گل زد و دو پاس گل داد، اما شيوه بازي او مورد استقبال تماشاگران و كادر فني قرار نگرفت و به همين خاطر پس از بازي هفته هفتم مقابل فولاد ديگر در تركيب اصلي ديده نشد. محسن يوسفي كه در ابتدا به عنوان هافبك چپ جاي اصغر طالب نسب را گرفت، در چهار بازي نيم فصل اول در نقش مهاجم به ميدان رفت و يك گل را هم به ثمر رساند. مرفاوي در هفته هاي پاياني براي حل معضل خط حمله مرتضي هاشمي زاده را از روي نيمكت بلند كرد، اما اين بازيكن هم با وجود آن كه بالاتر از حد تصور ظاهر شد، فقط يك گل زد و ثابت كرد اگر كنار يك مهاجم گلزن قرار بگيرد، مي تواند مؤثر باشد. زوج او و مرتضي هاشمي زاده كه در دو بازي مقابل استقلال اهواز و پاس به كار گرفته شد قابل قبول ترين تركيب خط حمله استقلال در طول نيم فصل اول بود، اما در هر صورت اين هافبكها و مدافعان بودند كه جور مهاجمان گل نزن را مي كشيدند. استقلال با خط حمله اي كه در هر سه بازي يك گل زد نايب قهرمان نيم فصل شد. آنچه هرگز با آمار مهاجمان اين تيم همخواني ندارد و حداكثر بهره برداري از حداقل موقعيتها را شامل مي شود. هنوز يك نيم فصل كامل و دست نخورده باقي مانده و استقلال با اين خط حمله راه دشواري را براي تكرار قهرماني در ليگ برتر و درخشش آسيا پيش رو دارد. |