|
* رضا خسروز
سور+ رئاليسم! «باز هم سيب داري؟» اولين فيلم بلند سينمايي بايرام فضلي است كه در كسوت فيلمبردار، چهره اي شناخته شده نزد اهالي

سينماست. او فيلم برداري قابل تحسين چند فيلم سينمايي را در كارنامه دارد اما در مقام كارگردان، چند فيلم كوتاه از جمله فيلم كوتاه «چاه» كه موفق به دريافت چندين جايزه از جشنواره هاي خارجي شده است را ساخته. در اين فيلم نشانه هاي بارزي از ميل به متفاوت بودن، نوآوري و تجربه و خلاقيت ديده مي شود كه البته در «باز هم سيب داري؟» به نحوي جدي و قوام يافته بروز كرده است. «مردي ايلاتي كه تا حدودي كند ذهن مي نمايد مجبور به سفر در جامعه بي زمان و مكان خود مي شود. ناخواسته سبب آشوب و بي نظمي و تحريك مردم مي گردد و...». فيلم فارغ از زمان و مكان، در فضايي انتزاعي و آناليز، سرگذشت آدم هايي را به نمايش مي گذارد كه در وجهي نمادين بدلي از هر جامعه اي مي توانند باشند. جمع شرايط عيني و مفاهيم ذهني در فضايي سور رئال اگر چه جداي از شخصيت واحد رابط، چند پاره مي نمايد، اما با هنرنمايي فيلمساز به انسجامي مي رسند كه همين مسأله فيلم «باز هم سيب داري؟» را بدل به يكي از فيلمهاي ويژه جشنواره مي نمايد. فضاي خيال انگيز و خواب مانند فيلم اگر چه تداعي كننده آثار درخشاني همچون «مغول ها» و «غريبه و مه» است، اما به هيچ وجه تابعي از آنها نبوده و شاخصه هاي منحصر به فرد خود را دارد. كنار هم قرار دادن موتورسواران و اسب سواران سياهپوش، كلبه هاي پوشالي كه خانه و دژ هستند و رفتار و اعمال غريب مردمان، فضايي را به وجود آورده كه عليرغم عدم تناسب اجزا، آنها را به هماهنگي رسانده و بسيار در خدمت زير متن اثر قرار گرفته اند. حتي شوخي ها و طنزها نيز بسيار ظريف و برخاسته از طبع شوخ فيلمساز، تند و تيز هم هستند. فيلم برداري پر وسواس، طراحي صحنه ساده اما بسيار كاربردي و بهره گيري از لوكيشن هاي زيبا و عكس گونگي خيال انگيز بعضي قاب ها و البته ارجاعات فرامتني هوشمندانه، لذت ديدن فيلم را دو چندان مي كند. تراوش مهتاب اولين فيلم بلند سينمايي نادر كجوري «نيمايوشيج» اگر چه مبتني بر زندگي نيما، شاعر بزرگ ايراني است اما نتوانسته از دخل و تصرفات سليقه اي كارگردان مصون بماند. «نيما، پس از اتمام تحصيلات در اروپا به ايران بازگشته تا عشق به طبيعت و مردمش را از دريچه اي نو بازگو كند. اشعار و نظرات او مورد پسند شاعران قرار نمي گيرد و بدين جهت عرصه زندگي را بر او تنگ مي كنند. نيما در پي كشف رمز و رازهاي پيرامونش، به جستجوي افسانه درونش مي پردازد و ناملايمات را سرسختانه تحمل مي كند.» با وجود بهره گيري از لوكيشن سرسبز شمال، فضاي تيره و صحنه هاي داخلي فراوان، خفگي نامطلوبي به فيلم داده است. البته شايد اين گونه به نظر برسد كه كارگردان در جهت درك بهتر خفقان حاكم بر آن دوره و خصوصاً فضاي حاكم بر زندگي نيما تعمداً از چنين ترفندي استفاده كرده است، اما در هر حال عدم توجه به ظرفيت هاي بصري در رسانه اي همچون نيما، باعث تنزل فيلم مي شود. نزديك شدن به زندگي هنرمندان بزرگ همواره بايد با دقت نظر و وسواس بسيار صورت پذيرد. نقص عمده فيلم هم از همين عدم دقت كافي و وافي نشأت مي گيرد. نحوه روايت و پرداخت فيلمنامه و شيوه شخصيت پردازي متأسفانه نتوانسته از وسعت انديشه، گستره ديد و سياليت روحي نيما، چيزي را به تماشاگر منتقل نمايد. از طرفي تأكيد بر زندگي سياسي و وجهه مبارزاتي بخشيدن به نيما نيز با سؤالات بسيار همراه است، ضمن آنكه رو به دوربين صحبت كردن شخصيت ها و فاصله گذاري، چندان در فيلم جا نيفتاده و سبب گسست بي مورد روايت مي شود. انرژي مضاعف «سارا در آستانه بازگشت نامزدش آرش به ايران، قصد دارد اعتيادش را ترك كند. او به همراه مادرش قصد سفر شمال دارند تا در مركز بازپروري خاله اش بستري شود، اما نياز او به موادمخدر سبب مي شود ميان او و مادر درگيري هايي به وجود بيايد. سارا مادر را مجبور مي كند تا شب را در ويلاي پدر الكلي و معلولش كه حالا همسر ديگري دارد، سر كنند. روز بعد سارا در حالي در مركز بازپروري بستري مي شود كه چندان مطمئن از آينده نيست.» «خون بازي» آخرين اثر رخشان بني اعتماد، فيلمي است بسيار قابل پيش بيني و با توجه به فيلم هاي قبلي اين كارگردان و علاقه اش در زيرساخت مستندهاي آسيب شناسانه اجتماعي، پرداختن به مسأله اعتياد در «خون بازي» چندان دور از انتظار نيست. او قبلاً نيز در «زير پوست شهر»، تجربه پرداختن به اين مسأله را داشته، اما در قالب يك اثر داستان سينمايي، اين اولين فيلم او در زمينه اعتياد است. فيلم اگر چه برخوردار از روايتي دراماتيك به مفهوم كلاسيك نيست و فاقد رويدادها و كنش هاي پيش برنده طولي قصه مي باشد، اما گسترش عرضي موضوع و اجراي حرفه اي صحنه ها، فيلم را به اثري متفاوت و در عين حال برخوردار از كشش و جذابيت لازم بدل كرده است. فيلم برداري به شيوه قاب بندي آزاد و مستندگونه و ميزاسنن سيال و پر تحرك، به باور شخصيت ها و قرار گرفتن تماشاگر در فضا و انتقال مفاهيم و حس موردنظر كمك فراوان كرده است. نزديك كردن تصاوير رنگي به سياه و سفيد در انتقال فضا، و همذات پنداري با شخصيت ها و قرار گرفتن تماشاگر در جو موردنظر كارگردان، كمك فراوان نموده است. البته با توجه به نحوه ترسيم شخصيت ها، رگه هايي از فمينيسم كه انگشت اتهامش را رو به مردان گرفته ديده مي شود. رفيق باز بودن پدر و الكلي بودنش، اصلي ترين علت فروپاشي كانون خانواده و اعتياد سارا نمايانده مي شود و اين نگاه اجتماعي فيلمساز و دغدغه هايش را دستخوش تزلزل مي كند، اما در نهايت «خون بازي» به واسطه تسلط و آگاهي سازنده اش در چگونگي ارتقاي قابليت هاي فيلم، به اثري خوش ساخت بدل شده كه در كارنامه فيلمسازي بني اعتماد خوش مي درخشد. بازي خوب باران كوثري، قطعاً موفقيت ويژه اي را در اختتاميه به همراه خواهد داشت. ايستگاه خاطره «شهيد ناصر، پس از هجده سال به تهران باز مي گردد. زن جواني در ايستگاه انتظارش را مي كشد. ناصر او را به ياد نمي آورد اما همراه او به خانه اش مي رود و در مي يابد زنش ازدواج مجدد كرده است. ناصر زن و پسر هجده ساله اش «ماني» را زيرنظر مي گيرد و در شبي كه ماني به واسطه اختلاف نظر، از خانه بيرون زده است، به او نزديك شده و موفق مي شود او را به زندگي اميدوار كند. در لحظه اي كه ماني پدرش را در آغوش مي كشد، پدر خود را در بيمارستان مي يابد و ماني را بيهوش و در اتاق مراقبت هاي ويژه. ناصر در مي يابد كه در جنگ شهيد شده و در واقع او اكنون يك روح است. او با درك اين مسأله، ماني را به زندگي بر مي گرداند و با زني كه به ايستگاه آمده بود و در واقع مادر اوست كه در جواني مرده، همراه مي شود.» «ساعت 25» اگر چه از مشخصه ها و فاكتورهاي سينماي حرفه اي دور مانده، اما به نحو ساده اي صا دق است. حداقل صادق تر از فيلم قبلي مسعود آب پرور يعني «قتل آنلاين». هر چقدر كه «قتل آنلاين» تلاش داشت تا در گيشه خودي نشان دهد، «ساعت 25» خيلي به دنبال جلوه كردن نيست و داستان فيلم منهاي قياس هاي احتمالي با آثار خارجي همچون فيلم «روح»، در زمينه دفاع مقدس، تازه مي نمايد، اما عدم دقت و وسواس لازم در ساختار بخشيدن به فيلمنامه، سبب شده تا فيلم از نظر جذب مخاطب، توانمند نباشد. كشف گنج ها «طنين كوهستان» مستندي داستاني است كه با دستمايه قرار دادن ازدواج و مرگ در نزد طايفه اي لر، قصد دارد مخاطبان خود را با سنن و آداب و رسوم قومي لرستان آشنا سازد كه طرح قصه و پيش بردن آن با كمك بازي گيري مستندگونه از افراد محلي و پرداختن به زندگي روزمره و رفتارهاي معمول و مرسوم، فيلم را جذاب نموده است. تدوين خوب و در خدمت روايت و تصويربرداري قابل قبول و تحرك لازم دوربين از نقطه نظر دكوپاژ و ميزانسن، سطح كيفي فيلم را ارتقا بخشيده و آن را بدل به فيلمي قابل اعتنا ساخته است. |