تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-02-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 17بهمن ماه 1385

[ ورزشی ]
 * واقعيتهايي كه عذابمان مي دهد؛ صعود به المپيك با كورسوي اميد
 * چهارمين دوره ليگ برتر كشتي آزاد از نيمه گذشت؛ نبرد غني و فقير
 * بگوويچ:قول صعود نمي دهم
 * اوتمار هيتزفيلد منجي بايرن مونيخ؛ بازگشت ژنرال به قلعه عقابها
 * مهدوي كيا: استيونس به من اعتقاد دارد
 * مجلس دخالت نكرد، دلسوزي كرد؛
كيومرث هاشمي: براي اداره فدراسيون وقت بيشتري مي گذارم
 * يادداشت ؛ عرق ملي «اوف» شد!
 * مالكيت باشگاه ابومسلم، رقابت خارج از ميدان
 * احتمال لغو عضويت رحمتي در استقلال
 * استقلال از AFC مهلت خواست
 * استقلال 9 ميليون جريمه شد
 * مظفري داور اميد ايران و بلاروس شد ؛7 بازيكن تيم اميد خط خوردند
 * كاظميان مصدوم كنار رفت
 * قرباني: نمايش دارد به جاهاي قشنگش نزديك مي شود!
 * تقويم جيبي ؛ نگاهي به سانحه هوايي مونيخ 1958 ؛ بچه هاي باسبي
 * ورزش روي آنتن
 * ريز و درشت از فوتبال ايران

واقعيتهايي كه عذابمان مي دهد؛ صعود به المپيك با كورسوي اميد

 

* امير وفايي
بعيد بود وينگو بگوويچ شرايط نامناسب حاكم بر تيم ملي اميد ايران را نشناسد و بدون آگاهي از وضعيت بغرنج موجود، زير برگه



مأموريت هدايت اين مجموعه به المپيك پكن را امضا كند. صحبت از اين بود كه زمان زيادي تا آغاز مسابقات باقي نمانده و ما نه تنها هيچ مسابقه دوستانه اي را برگزار نكرده ايم بلكه حتي خبري از برگزاري جلسات تمريني نصفه و نيمه هم نيست. معضل كمبود بازيكن با تجربه و تغيير نسل ناگهاني اميدهاي فوتبال ايران و فشردگي بازيهاي ليگ و تعدد و تناقض تصميم گيران تيم ملي اميد هم بركسي پوشيده نيست و نبود. طبيعتاً وقتي در تب و تاب اين همه نابساماني، ناگهان جناب وينگو فرياد زد: «من اين تيم را به المپيك مي برم». نگاهها به سمت او برگشت. گفتند اگر قرار باشد مربي خارجي بياوريم چه كسي بهتر از بگوويچ كه 7-6 سال در فوتبال ايران كار كرده و داشته ها و نداشته هاي ما را مي شناسد. تفاوت ساير گزينه هاي موجود با اين مربي در آن بود كه هيچكس حاضر نمي شد قول غلبه بر استراليا و عربستان و شكستن طلسم دوري 32ساله فوتبال ايران از المپيك را بدهد. وينگو پاي برگه قرار داد تيم ملي اميد را امضا كرد و اين اتفاق را مديون جمله هوشمندانه اي بود كه در كش و قوس ترديدها و نگرانيهاي آزار دهنده اي كه پس از بازيهاي دوحه جلب نظر مي كرد، به زبان آورد. «من طلسم دوري ايران از المپيك را مي شكنم» حالا اما بگوويچ حرفهاي جديدي مي زند. او زماني مشكلات را ديد كه ديگر عنوان سرمربيگري تيم اميد را به دست آورده بود و درگيريهاي منتقدان و سرمربي جديد از همين جا آغاز مي شود.
1- زمان اندك: قبل از انتخاب نفر اول كادر فني تيم اميد، زمان آغاز مرحله مقدماتي المپيك مشخص بود و همه مي دانستيم حدود يك ماه و اندي ديگر مصاف با استراليا را پيش رو داريم. آنچه وينگو در اولين مصاحبه تفصيلي اش در مورد فرجه زماني محدود و عدم امكان ساختن يك تيم قدرتمند به زبان مي آورد همان نكته اي است كه پيش از انتخاب او به مسؤولان فدراسيون فوتبال و كميته ملي المپيك تذكر داده شد و به سبب آن استفاده از مربيان داخلي بهترين راهكار موجود لقب گرفت. مطمئناً اگر مجيد جلالي هم قول صعود به المپيك را مي داد بي برو برگرد به عنوان سرمربي تيم اميد انتخاب مي شد.
وينگو يا نمي دانست مسابقات نهايي تيمي كه براي هدايت آن دورخيز كرده چه زماني آغاز مي شود و يا مي دانست و ترجيح داد زماني مشكلات را بازگو كند كه سرمربيگري تيم ملي اميد ايران را به كلكسيون افتخارات خود اضافه كرده باشد. او حالا همان ايده ها را تحويل خودمان مي دهد و فراموش كرده كه در گذشته اي نه چندان دور چشم بر زمان اندك باقي مانده بست و حرف از صعود به المپيك زد.
2- بازيهاي تداركاتي: «متأسفانه با توجه به فرجه زماني محدود و فشردگي مسابقات ليگ، امكان برگزاري بازيهاي تداركاتي وجود ندارد و اين موضوع به شدت ذهن مرا مشغول كرده». اين اظهار نظر بگوويچ هم هيچ نكته جديدي را در دل خود جاي نداده و تنها بر اين باور كه در جلسات پر تعداد كميته ملي المپيك و فدراسيون فوتبال براي انتخاب سرمربي تيم ملي اميد به كار كارشناسي و تجزيه و تحليل واقعيتها اهميت داده نشده دامن مي زند.
اينكه فشردگي ليگ زماني را براي انجام مسابقات تداركاتي باقي نمي گذارد و اصولاً فدراسيون فوتبال نمي تواند در عرض يك ماه رقباي دندان گيري را براي آماده سازي و هماهنگي اميدها دست و پا كند؛ از بديهيات است. آيا بگوويچ با سابقه هفت سال حضور در فوتبال ايران حتي با اين حقايق هم بيگانه بود و بدون بررسي شرايط و جوانب، قول صعود به المپيك را داد؟
3- كارنامه مربي: به نظر مي رسد در رأس كادر فني تيم ملي اميد قرار گرفتن براي وينگو بگوويچ بيشتر از صعود به المپيك اهميت داشته چه آنكه اگر غير از اين بود او ابتدا به امكان كسب نتيجه فكر مي كرد و بعد هدايت اين مجموعه را مي پذيرفت. مشابه همين اتفاق در پرسپوليس و الوصل رخ داد و وينگو تازه پس از پذيرش مسؤوليت متوجه معضلات و موانع موجود بر سر راه كسب نتايج معقول شد.
به هرحال آنچه در كارنامه مربيان مورد توجه قرار مي گيرد افتخاراتي است كه به همراه تيمهاي مختلف كسب مي كنند نه بزرگي نام مجموعه هايي كه تجربه خودنمايي روي نيمكت آنها را به دست مي آورند. كارنامه وينگو به لحاظ رقم زدن شگفتي و خلق نتايج دور از انتظار چندان قابل اعتنا نيست و او كه قول صعود به المپيك را مي داد حالا از جمله «انسان با اميد زنده است و بدون آن بهانه اي براي زيستن ندارد» استفاده مي كند. با اين اوصاف بايد با علي كفاشيان كه معتقد است چاره اي جز استخدام وينگو وجود نداشت موافق بود، زيرا در شرايط فعلي هيچ مربي كارنامه دار و معتبري قول صعود به المپيك را نمي داد. پس چه بهتر كه با صرف هزينه كمتر كسي را استخدام كنيم كه جملات اميدوار كننده اي را به زبان مي آورد و البته وقتي زير برگه قرارداد را امضا مي كند آن وعده ها را به فراموشي مي سپارد.
4- اقتدار مربي: ذكر دو مثال ساده براي تخمين ميزان نفوذ و تأثيرگذاري بگوويچ در وقايع بخش فني تيم ملي اميد كفايت مي كند. اول اينكه انتخاب دستياران سرمربي تيم قطعاً با نظر شخص او صورت نگرفته و آنها با توصيه افراد ديگري به كادر فني تيم ملي اميد راه يافتند، البته به جز سعداوي.
درثاني مردي كه مدعي شده بود هرگز اجازه دخالت به سرمربي تيم ملي بزرگسالان را نمي دهد در جلسه با امير قلعه نويي قائل شدن حق نظارت براي او را پذيرفت و حضور اين مربي در تمرينات تيم اميد را بلامانع دانست. اين درحالي است كه هيچ يك از بازيكنان تيم بگوويچ جايي در تيم ملي بزرگسالان ندارند و تعامل بين مربيان اين دو مجموعه زماني منطقي جلوه مي كند كه تعدادي از بازيكنان به صورت توأمان در هر دو تيم حضور داشته باشند. به اين ترتيب هر روز بر تعداد آقا بالاسرهاي بگوويچ افزوده مي شود و البته او خوب مي داند كه در صورت ناكامي همه اينها مي تواند دست آويزهاي خوبي براي توجيه عدم نتيجه گيري اش باشند!

  


چهارمين دوره ليگ برتر كشتي آزاد از نيمه گذشت؛ نبرد غني و فقير

 

* هاشم رسايي فر
چهارمين دوره ليگ برتر كشتي آزاد درحالي اوايل دي ماه گذشته استارت خورد كه 10تيم حاضر در اين دوره از رقابتها در دو گروه پنج



تيمي قرار گرفتند. نفت تهران، دانشگاه آزاد، صنايع اراك، تبرك خراسان و صدراي زيرآب سواد كوه در گروهA هم گروه شدند. گروهي كه از همان اوايل و بنا به شرايطي كه براي تيمهايي مثل نفت و دانشگاه آزاد رقم خورد و اين دو تيم در جريان جذب نفرات زبده كشتي كشور كه غالباً از اعضاي تيم ملي بودند تنور رقابت در اين گروه را بيش از پيش داغتر كردند كه البته اين موضوع امسال و در غياب كشتي گيران خارجي نمود بيشتري پيدا كرد و ديديم تيمهايي توانستند نتايج لازم را در پايان دور رفت كسب كنند كه از كشتي گيران سرشناس تري در تركيب خود استفاده كردند.
به هر رو همچنان كه از قبل انتظار مي رفت، رقابت اصلي در گروهA بين دو تيم نفت و دانشگاه آزاد بيشتر از ساير تيمهاي حاضر بود، به نحوي كه تنها نتيجه رويارويي مستقيم نفت و دانشگاه آزاد مي توانست سرنوشت تيم صدرنشين اين گروه را مشخص كند. نفت پيروز ميدان شد و به تنهايي با 4 پيروزي كه در برابر تبرك خراسان، دانشگاه آزاد، صدراي زيرآب و صنايع همدان به دست آورد 8 امتيازي شد و عنوان قهرماني دور رفت رقابتهاي ليگ برتر كشتي آزاد را در گروهA به خود اختصاص داد. البته ناگفته نماند درخصوص نتايج نفت انتظاري جز اين نمي رفت، زيرا هم اين تيم از كشتي گيران خوب و ملي پوش سود مي برد و هم اينكه با اضافه شدن غلامرضا محمدي به كادر فني نفت اين امكان براي نفتي ها به وجود آمد تا بتوانند همانند سه دوره گذشته همچنان يكي از تيمهاي مدعي كسب عنوان قهرماني باقي بمانند.
دانشگاه آزاد ديگر تيم مدعي گروه A در اولين حضورش در ليگ برتر كشتي آزاد با توجه به امكاناتي كه در اختيار داشت و كشتي گيران آماده اي كه به خدمت گرفته بود، در كنار كادر فني شناخته شده اش كه گهگاه از سوي منصور برزگر مرد اول كشتي كشور مورد حمايت فني قرار مي گرفت، در حد و توان خودش توانست در كل نتايج قابل قبولي به دست آورد. آنها به جز ديدار خود مقابل نفت را كه واگذار كردند، در ساير مسابقاتشان پيروز از ميدان خارج شدند تا شاگردان تقي اكبرنژاد با 3برد و يك باخت و مجموع 6 امتياز در رده دوم جدول قرار بگيرند و اميدشان براي راهيابي به مرحله بعد مسابقات و حضور در جمع 4 تيم بيشتر شود.
در گروه A به جز نفت كه سابقه حضور در دوره هاي قبل ليگ را در كارنامه خود دارد، 4 تيم ديگر حاضر در اين گروه همگي اولين دوره حضورشان در رقابتهاي ليگ را تجربه مي كردند، صنايع همدان نيز يكي از اين تيمهاست كه با تركيبي از كشتي گيران همداني و كرمانشاهي پاي در رقابتهاي چهارمين دوره ليگ گذاشت، همداني ها البته ليگ را خوب شروع نكردند و هرچه از كوران مسابقات گذشت، آنها توانستند بهتر ظاهر شوند كه از مجموع 4 مسابقه خود 2برد و 2 شكست در كارنامه صنايع همدان ثبت شد تا اين تيم با 4امتيازي كه به دست آورد، بالاتر از تبرك خراسان و صدراي زيرآب و البته پايين تر از نفت و دانشگاه آزاد در ميانه جدول در رده سوم قرار بگيرد و چشم اميد به نتايج دور برگشت داشته باشد.
خراسان همانند دو دوره قبل ليگ برتر امسال نيز دو نماينده در جمع تيمهاي ليگ برتري داشت. راه آهن كه در طول برگزاري اين مسابقات همواره يكي از تيمهاي حاضر و مدعي بوده و تبرك كه براي اولين بار حضور در رقابتهاي ليگ برتر را تجربه مي كرد. تبركي ها كه با تركيبي از كشتي گيران با تجربه و جوان كه همگي از كشتي گيران بومي خراسان بودند به مصاف حريفان خود رفتند كه ره آورد اين رويارويي ها براي تبرك در 4 مسابقه 3شكست و يك پيروزي بود. پيروزي تبرك در هفته پاياني دور رفت در مقابل صدراي زيرآب توانست قدري وضعيت اين تيم را بهبود بخشد تا اين تيم يك پله بالاتر از صدراي زيرآب در مكان چهارم جدول گروهA قرار بگيرد.
صدراي زيرآب و ياقوت سبز قائمشهر نمايندگان مازندران در ليگ امسال بودند كه جز نام مازندران چيز ديگري از كشتي اين خطه با خود براي عرضه كردن حداقل در دور رفت مسابقات ليگ برتر نداشتند. البته در اين ميان وضعيت ياقوت سبز به مراتب بهتر از صدرا بود.
صدراي زيرآب سوادكوه نيز كه همانند 3تيم ديگر گروهA اولين حضورش را در ليگ برتر تجربه مي كرد، بدون در اختيار داشتن كشتي گيران نامي مازندران كه همگي به تيمهاي تهراني و متمول كوچ كرده بودند، هيچ كاري را نتوانست در مقابل تيمهاي هم گروهش از پيش ببرد و از مجموع 4 ديدار خود همگي را واگذار كرد تا بدون امتياز در پايين جدول رده بندي دور رفت مسابقات گروهA قرار بگيرد.

* پيشتازي راه آهن در گروه B
راه آهن خراسان از معدود تيمهاي حاضر در ليگ برتر است كه در همه دوره هاي گذشته اين رقابتها حاضر بوده و هميشه از تيمهاي مدعي به شمار آمده است. راه آهن با رهبري اميرتوكليان ليگ امسال را با تركيبي از كشتي گيران بومي و غيربومي شروع كرد. برخلاف آنچه تصور مي شد و راه آهني ها پاس را رقيب اصلي خود در گروه B مي دانستند، اما با نتايج دور از انتظاري كه پاسي ها در مسابقات دور رفت به دست آوردند، خيال راه آهن تا حدودي از وجود اين تيم راحت شد، اما با نتايجي كه گل گهر سيرجان در هفته هاي پاياني به دست آورد و حتي ديدار راه آهن و گل گهر تعيين كننده تيم صدرنشين گروه شد، راه آهني ها به اين امر واقف گشتند كه اگر قرار است دور برگشت را نيز همانند دور رفت با اقتدار پشت سربگذارند، بايد حساب ويژه اي براي گل گهريها باز كنند.
به هر روي راه آهن با 4پيروزي متوالي كه در دور رفت كسب كرد، توانست با اقتدار در صدر گروهB قرار بگيرد تا از هم اكنون و با توجه به شرايط جدول، خود را در جمع 4 تيم راه يافته به مرحله بعد ببيند. گل گهر ديگر تيم گروهB پس از اينكه در هفته اول با قرعه استراحت مواجه شده شناختي كه از ساير تيمها به دست آورد توانست رقابت را در برابر ياقوت سبز، پاس و نيروي زميني به سود خود خاتمه دهد، اما در آخرين ديدار خود مغلوب راه آهن شد تا با 6 امتيازي كه به دست آورد در رده دوم جدول قرار بگيرد. نكته اي كه درخصوص گل گهر سيرجان مي توان به آن اشاره كرد اين است كه قطعاً كشتي گيران و كادرفني تمام مازندراني اين تيم براي موفقيت در رقابتهاي دور برگشت با برنامه ريزي بيشتري در برابر حريفانشان ظاهر خواهند شد تا حداقل با موفقيتهاي احتمالي كه به دست خواهند آورد بتوانند در جمع 4تيم راه يافته به مرحله بعد قرار بگيرند.
ياقوت سبز قائمشهر، ديگر نماينده مازندراني ها در ليگ امسال بود كه مسابقات ليگ امسال را چندان خوب آغاز نكرد، اما هرچه از شروع مسابقات گذشت و اضافه شدن يكي دو كشتي گير سرشناس همچون مهدي حاجي زاده به اين تيم، روند رو به رشد اين تيم آغاز شد و آنها توانستند با دو پيروزي كه در مقابل پاس و نيروي زميني به دست آوردند، با 4امتياز در رده سوم جدول قرار بگيرند و منتظر لغزش احتمالي گل گهري ها و حتي راه آهن در دور رفت باشند.
در بين 10تيم حاضر در ليگ امسال ضعيف ترين نتايج را پاسي ها به دست آوردند. پاس كه هرسال به عنوان يكي در تيمهاي مدعي از آن ياد مي شد و سال گذشته تا آستانه قهرماني پيش رفت، برخلاف انتظارات در دور رفت ليگ امسال نتوانست نتايجي درخور توجه كسب كند و با 3شكست و تنها يك پيروزي كه آن هم در برابر نيروي زميني به دست آورد پايين تر از راه آهن، گل گهر و ياقوت سبز در رده چهارم جدول قرار گرفت. كسب اين نتايج در دور رفت البته مي تواند اثر منفي بر روند كار محسن كاوه و شاگردانش در ادامه مسابقات داشته باشد، اما چنانچه اين تيم و كادر فني اش به انسجام لازم دست پيدا كنند، پاس همان تيمي خواهد شد كه هميشه انتظار درخشش را در برابر ساير تيمها داشته ايم. نيروي زميني ارتش هم كه همانند سالهاي گذشته با تركيبي از كشتي گيراني كه اغلب دوران سربازي خود را سپري مي كنند، در ليگ امسال حاضر شد كه تمامي ديدارهاي خود را در نهايت واگذار كرد و در مكان پنجم جدول گروه B قرار گرفت. البته از تيمي كه با اين شرايط در ليگ شركت مي كند انتظاري بيشتر از اين هم نمي رود.
نكته قابل توجهي كه مي توان درخصوص نتايج به دست آمده و تيمهاي صدرنشين دو گروه در پايان دور رفت چهارمين دوره مسابقات ليگ برتر كشتي آزاد به آن اشاره كرد اين است كه تيمهايي در اين مسابقات موفق ظاهر شدند كه مربيان آنها سابقه حضور در كادر فني تيم ملي را دارا بودند، (البته به جز پاس كه محسن كاوه رهبري آن را برعهده دارد) و نيز از تمكن مالي خوبي برخوردار هستند. در گروه A نفت صدرنشين امسال با حضور غلامرضا محمدي در ليگ حضور داشت و توانست نتايج قابل قبولي به دست آورد، نفتي ها البته در اين راه و با به خدمت گرفتن كشتي گيران ملي پوش و آماده هزينه زيادي را پرداخت كردند. دانشگاه آزاد تيم دوم اين گروه نيز از وجود تقي اكبرنژاد ديگر مربي تيم ملي سود برد، هرچند دانشگاهي ها از مشاوره هاي منصور برزگر نيز بي نصيب نبودند، در كنار اينها دانشگاه آزاد همانند نفت نفرات خوب و آماده اي را با مبالغ قابل توجه راهي مسابقات كرد.
در گروه B، راه آهن خراسان با هدايت امير توكليان ديگر مربي تيم ملي و با صرف هزينه اي قابل توجه (البته به اندازه اي كه نفت و دانشگاه آزاد هزينه كردند) كشتي گيران نسبتاً خوبي را در اختيار گرفت و توانست با درايت كادر فني اش بالاتر از تيمهاي هم گروهي خود در صدر جدول قرار بگيرد.
گل گهرسيرجان نيز كه با تركيبي كاملاً مازندراني چه به لحاظ كشتي گير و چه به لحاظ مربي در ليگ شركت كرده بود هزينه هاي زيادي پرداخت كرد تا عسكري محمديان را كه سابقه حضور در كادر فني تيم ملي را در كارنامه اش دارد، بتواند مديران گل گهر را در پايان دور رفت راضي نگه دارد.
جدول رده بندي ليگ برتر كشتي آزاد در پايان نيم فصل به ترتيب زير است:
گروه A
1- نفت تهران 4 مسابقه 8 امتياز 22برد انفرادي
2- دانشگاه آزاد 4مسابقه 6 امتياز 20 برد انفرادي
3- صنايع همدان 4مسابقه 4امتياز 16برد انفرادي
4- تبرك خراسان 4مسابقه 2امتياز 8 برد انفرادي
5- صدراي زيرآب 4مسابقه بدون امتياز 4برد انفرادي
گروه B
1- راه آهن خراسان 4مسابقه 8 امتياز 23برد انفرادي
2- گل گهر سيرجان 4مسابقه 6امتياز 17برد انفرادي
3- ياقوت سبز قائمشهر 4مسابقه 4امتياز 12برد انفرادي
4- پاس تهران 4مسابقه 2امتياز 12برد انفرادي
5- نيروي زميني ارتش 4مسابقه بدون امتياز 6برد انفرادي

  


بگوويچ:قول صعود نمي دهم

 

سرمربي تيم فوتبال اميد كشورمان گفت: قول صعود تيم اميد را نمي دهم زيرا هيچ مربي در جهان نمي  تواند چنين وعده  اي بدهد.وينگو بگوويچ اظهارداشت: نمي  توانم از حالا بگويم كه تيم اميد تحت هرشرايطي از گروه خودش صعود مي  كند هدف ما صعود تيم به مسابقات المپيك است و براي انجام اين كار حداكثر تلاش خود را انجام مي  دهيم.وي افزود: بايد در شرايط مسابقه قرار بگيريم تا بتوانيم اظهار نظري درست  تر در خصوص تيم اميد انجام دهيم، اما آنچه مسلم است هيچ مربي   در دنيا قبل از شروع مسابقات در خصوص تيمش و وضعيت آينده اش اظهار نظر نمي كند.بگوويچ ادامه داد: من تازه به ايران آمده  ام و كاملاً با شرايط اميدها آشنا نيستم، اما با گذشت زمان نسبت به همه امور آشنا مي شوم.وي تصريح كرد: در طول اين مدت تمرينات بسيار خوبي را انجام داديم و متوجه شدم كه در تيم اميد ايران پتانسيلهاي بسياري وجود دارد.

  


اوتمار هيتزفيلد منجي بايرن مونيخ؛ بازگشت ژنرال به قلعه عقابها

 

* مرتضي روشني
بعد از ظهر پنجشنبه اول فوريه 2007 مونيخ آلمان، هواي سرد زمستاني و ابرهاي تيره اي كه نم نم باران آنها شهر را حسابي نوازش مي كند.




بسياري از مردم شهر در پاي تلويزيونها نشسته اند و در حالي كه مشغول خوردن يك فنجان قهوه گرم هستند، منتظرند تا برنامه خبري باشگاه بايرن مونيخ از مركز اطلاع رساني آن واقع در «سابنر اشتراسه» آغاز گردد.
اولي هوينس در حالي كه لبخندي بر چهره دارد، وارد اتاق كنفرانس مي شود و تمامي خبرنگاران، عكاسان و تصويربرداران حاضر در آن جا چهره او را شكار مي كنند.
عده اي حدس مي زنند كه او به خاطر كسب نتايج ضعيف بايرن در چند هفته گذشته مي خواهد، مطالبي را عنوان كند وعذر و بهانه بياورد و عده اي ديگر با خود مي انديشند كه هوينس مي خواهد استعفا بدهد! و... اما هيچ كدام از گمانه زنيها درست نيست...
هوينس صحبتش را اين گونه آغاز مي كند: «بنا بر وعده قبلي باشگاه امروز خبر مهمي را براي شما داريم و من بايد بگويم از صميم قلب خوشحال هستم، زيرا از اين پس، ما مردي را كه برايمان افتخارات زيادي را كسب كرده در كنار خود خواهيم ديد.»




سپس هوينس شروع به دست زدن مي كند و همه نگاهها معطوف به ورودي سالن كنفرانس مي گردد. تعجب را مي توان به وضوح در چهره تك تك افراد حاضر در سالن مشاهده كرد. حتي آنها كه پاي گيرنده هايشان نشسته اند هم از تعجب شاخ درمي آورند! و با همان حالت با خودشان مي گويند، «ژنرال دوباره به مونيخ آمده!»
بله، درست متوجه شديد «اوتمار هيتزفيلد» كه در بين هواداران بايرن مونيخ به «ژنرال» ملقب گشته با چهره اي بشاش روبروي دوربينهاي تلويزيوني قرار گرفته و با گفتن جمله «بار ديگر من در خانه ام هستم» حضورش را به عنوان سرمربي سرخها اعلام مي كند.

* از هيتزفيلد تا هيتزفيلد
اجازه بدهيد كمي به گذشته برگرديم. اول جولاي 2004 و همين سالن كنفرانس باشگاه بايرن. اولي هوينس اين بار در حال معرفي فليكس ماگات به عنوان جانشين هيتزفيلد است. بايرن در آن زمان تحت هدايت هيتزفيلد بسيار بد كار مي كرد، قرار گرفتن در جايگاه دوم بوندس ليگا، حذف از چمپيونزليگ در دور مقدماتي و از دست دادن جام حذفي، يعني يك شكست بزرگ براي تيم بزرگ آلمان و اين آن چيزي نبود كه مديران و هواداران باشگاه از تيم محبوبشان انتظار داشتند.
هيتزفيلد از سال 1998 كه هدايت بايرن را بر عهده گرفت تا سال 2001 نتايج طلايي را به همراه بايرن كسب كرده بود. نايب قهرماني در چمپيونزليگ 98 (آن فينال دراماتيك در نيوكمپ برابر منچستر را به ياد داريد؟)، فتح بوندس ليگا در فاصله سالهاي 98 تا 2001 و البته فتح چمپيونزليگ و جام باشگاههاي جهان در سال 2001 همگي افتخارات اين مربي بزرگ بودند كه باعث شد هواداران او را ژنرال بنامند، اما از آن سال به بعد بايرن در سراشيبي قرار گرفت و هم بدبازي كرد، هم بد نتيجه گرفت. براي همين مونيخيها به دنبال جايگزين شايسته اي براي او بودند و آن يك نفر فليكس ماگات بود.
ماگات كه توانسته بود به همراه اشتوتگارت فاتح بوندس ليگا شود و از طرفي كارنامه اش در مربيگري نسبتاً روشن بود، مي توانست كليد حل معماي ناكاميهاي بايرن باشد. به هر شكل ماگات هدايت بايرن را برعهده گرفت و اتفاقاً در اولين گام جام حذفي و بوندس ليگا را به آساني فتح نمود. بايرنيها فصل 2006-2005 را هم بر روي نوار پيروزي قدم مي گذاشتند تا دوباره افتخارات فصل گذشته شان را تكرار كنند و بدين ترتيب ماگات به عنوان اولين مربي تاريخ بوندس ليگا شناخته شد كه توانسته دو فصل پياپي هر دو جام معتبر اين كشور را با يك تيم به چنگ آورد.
سران باشگاه از كسب اين افتخار به مربي شان مي بالند و اعلام مي كنند كه قرارداد هافبك طلايي دهه 80 آلمان و مربي فعلي باشگاه تا سال 2008 تمديد شده است. فصل جديد رقابتهاي بوندس ليگاست و بايرن با پيروزي كارش را آغاز مي كند، اما در دو سه هفته اول اين تيم نورنبرگ است كه صدر جدول را چسبيده و مونيخيها خود را پشت سر وردربرمن در جايگاه سوم جدول مي بينند.
وعده هاي ماگات كه گفته ما به زودي صدر را پس مي گيريم هر روز رنگ واهي به خود مي گيرد و اين سبزپوشان بندر برمن هستند كه با پيروزي 3 بر يك برابر مونيخ هم به سكوي نخست بوندس ليگا تكيه مي زنند و هم مونيخ را تا رتبه چهارم جدول پايين مي اندازند. با اين نتايج و از همه مهمتر بدبازي كردن تيم بايرن، به تدريج سروصداي طرفداران درمي آيد. از طرفي صعود مقتدرانه آنها در چمپيونزليگ به دور بعد كه بدون شكست حاصل شده باعث شده تا كمي اين هياهو پايين بكشد. خيليها به خودشان اميدواري مي دهند كه در نيم فصل دوم حتماً بايرن خودش را بالا مي كشد، اما...
بازي اول نيم فصل دوم در وست فالن برابر دورتموند و نتيجه 3 بر 2 به سود ميزبان و البته چند روز پيش از آن مسابقه، بايرن مونيخ در جام حذفي برابر ماينز شكست را مي پذيرد و براي اولين بار طي چند سال گذشته از ليگاپوكال خداحافظي مي كند. كار به جايي مي رسد كه رومنيگه هم نسبت به اين وضع معترض مي شود. ماگات تمامي تلاشها و ترفندهايش را به كار بسته تا از بحران نتيجه نگرفتن خارج شود. او نيك مي داند كه برد برابر بوخوم مي تواند به او كمك كند، اما گويا زمين و زمان عليه او همكاري مي كنند تا ماگات را از عرش به فرش بكشند. اين آخرين باري بود كه فليكس ماگات بر روي نيمكت مربيگري بايرن قرار مي گرفت و در پايان نتيجه اي بهتر از مساوي عايد او و تيمش نشد. حالا ماگات سايه اخراج شدن را بالاي سرش احساس مي كرد.
در اين بين، روزنامه كيكر به نقل از هيتزفيلد كه در سوئيس زندگي مي كند، گفته بود كه اين مربي 59 ساله آلماني (بله آلماني نه سوئيسي) كه از سال 2004 هدايت هيچ تيمي را برعهده نگرفته، تمايل خود را براي مربيگري در بوندس ليگا ابراز داشته است.
پس از انتشار اين خبر، تنها فردي كه مي توانست حدس بزند ژنرال در راه بايرن است فقط و فقط فليكس ماگات بود و بس. سرانجام موعد مقرر فرا رسيد و همان طور كه اشاره كرديم هيتزفيلد جانشين ماگات گرديد تا شايد بتواند بايرن مونيخ را از بحران خارج كند. البته قرارداد وي تنها تا پايان اين فصل اعتبار دارد و طبق اعلام هوينس در صورت رضايت طرفين و البته كسب نتايج اميدوار كننده، سران باشگاه بايرن با او قراردادي پنج ساله را امضا خواهند نمود، هر چند ژنرال در اولين گام كاملاً ناكام ماند و شكست 3 بر صفر بايرن برابر نورنبرگ در جمعه شب گذشته چندان به مذاق طرفداران بايرن خوش نيامد.

* هيتزفيلد كيست؟
اوتمار هيتزفيلد متولد 12 ژانويه 1949 در شهر كوچك «لوراخ» واقع در ايالت بادن ورتمبرگ آلمان است. وي در دهه 60 ميلادي براي تيمهاي «لوراخ» و «اشتيتن» كه هر دو در ليگ دسته دو آلمان بودند، بازي مي كرد. وي در سال 1971 راهي «بازل» سوئيس شد تا براي آن تيم بازي كند و در سالهاي 1972 و 1973 توانسته فاتح ليگ سوئيس شود و با 18 گل زده در سال 1973 آقاي گل ليگ سوئيس شد. البته در سال 1975 جام حذفي آن كشور را هم به دست آورد. نقطه روشن در دوران بازيگري هيتزفيلد، بازي در المپيك 1972 مونيخ براي تيم ملي آلمان غربي بود كه اتفاقاً اولي هوينس مدير اجرايي فعلي بايرن در آن زمان هم بازي او بود. وي در بازي نيمه نهايي آن رقابتها كه بين آلمان شرقي و آلمان غربي برگزار مي شد و با برتري شرقيها (3 بر 2) به پايان رسيد، يكي از دو گل تيمش را به ثمر رساند.
در سال 1975 هيتزفيلد از بازل جدا شد و به تيم اشتوتگارت در اوبرليگا آلمان پيوست. او در 55 مسابقه توانست 33 گل براي اشتوتگارت به ثمر برساند و جالب توجه اين كه تنها در يك مسابقه 6 گل زد كه در آلمان يك ركورد محسوب مي شود و تاكنون دست نخورده باقي مانده است و بدين شكل اشتوتگارت راهي بوندس ليگا شد. وي پس از سه سال حضور در اشتوتگارت، دوباره راهي سوئيس شد تا براي تيمهاي «لوگانو» و «لوزن» سوئيس بازي كند و سرانجام در سال 1983 در 34 سالگي از دنياي فوتبال در نقش بازيكن خداحافظي كرد.
درست يك سال پس از اين، او اولين تجربه مربيگري اش را با هدايت تيم اف.ث زاگ سوئيس كسب كرد و پس از آن هدايت تيم «آرارو» را بر عهده گرفت. در سال 1988 با فتح جام حذفي سوئيس به همراه آرارو، اولين عنوان مربيگري اش را به دست آورد و بلافاصله راهي تيم سرشناس سوئيس يعني «گراس هاپرز» شد و از آن جا به بعد بود كه هيتزفيلد به يك چهره سرشناس در دنياي مربيگري مبدل شد.
او در چهار فصل چهار عنوان قهرماني ليگ سوئيس را به دست آورد و از سال 1991 دوباره به بوندس ليگا آمد و سرمربي تيم دورتموند شد.
اوج درخشش او در فاصله سالهاي 1995 تا 2001 به شمار مي آيد كه طي آن 2 عنوان اولي بوندس ليگا با دورتموند (1996 و 1995) و قهرماني در چمپيونزليگ 1997 كه با غلبه بر يوونتوس حاصل شد، 3 عنوان اولي در بوندس ليگا و يك قهرماني در ليگاپوكال به همراه قهرماني در چمپيونزليگ و جام باشگاههاي جهان در سال 2001 با بايرن مونيخ را به دست آورد. البته پس از آن وي يك بار ديگر در سال 2003 با بايرن قهرمان بوندس ليگا شد و پس از آن با كسب نتايج ضعيف از كار بر كنار شد.
هيتزفيلد در سالهاي 1997 و 2001 به عنوان بهترين مربي سال فوتبال جهان انتخاب شده و پس از «ارنست هاپل» اتريشي تنها فردي است كه توانسته با دو تيم مختلف فاتح چمپيونزليگ گردد.

  


مهدوي كيا: استيونس به من اعتقاد دارد

 

سكونشيني براي با ثبات ترين بازيكن هامبورگ سخت بود، آنچنان كه به قول خودش سخت ترين لحظه هاي زندگي را سپري مي كرد، اما مهدوي كيا در طول همه اين سالها تسليم نشده و البته اين اميد او را باز هم به روزهاي طلايي رسانده است.




مهدوي كيا در گفتگويي با اطمينان از آينده سخن گفت و از اينكه استيوينس هم به او اعتماد خواهد كرد.
- در بازي مقابل«هرتا» حتي در فهرست هجده نفره هم نبودي؟
* علت خاصي نداشت. به هر حال تغييرهايي در سطح سرمربيگري داشتيم و فكر مي كنم شايد سرمربي هلندي شناخت آنچناني از بازيكنان تيم نداشت، اما همه چيز با گذشت زمان درست مي شود.
- در تمرينات قبل از بازي«هرتا» ضعيف كار كردي؟
* اصلاً اين طور نبود. در تمرينات قبل از بازي جزو آماده ترينها بودم اما به هرحال سرمربي تيم صلاح ديد از من استفاده نكند.
- اما بازي نكردن تو براي فوتبالدوستان ايراني قابل هضم نيست؟
* قصد ندارم به حاشيه ها وارد شوم چون هيچ وقت اهل حاشيه نبوده ام و هميشه حقم را در زمين گرفته ام و به مسايل بيروني آن كاري ندارم.
- نمي ترسي از همين ابتدا با سرمربي هلندي به مشكل بخوري و به نوعي قضيه مشكلاتت با توماس دال تكرار شود؟
* نه، مطمئناً جريان گذشته تكرار نخواهد شد. سرمربي هلندي در تيمهاي شالكه و برلين مربيگري كرده. از من شناخت كافي دارد و هيچ نگراني از بابت آينده ندارم.
- يعني در هفته هاي آينده براي هامبورگ بازي مي كني؟
* صددرصد. در اين موضوع شك نكنيد. استيونس به بازي من اعتقاد دارد و در بازي با دورتموند مرا در مستطيل سبز خواهيد ديد.
- تماشاي بازي از روي سكوها براي تو چه حسي داشت؟
* سكونشيني براي هر بازيكني سخت است. در لحظاتي كه از روي سكوها بازي مقابل هرتا را مي ديدم، سخت ترين لحظات عمرم را پشت سر گذاشتم. هرچند مي دانستم اين موضوع دايمي نيست.
- اينكه هامبورگ كانديداي سقوط به ليگ دسته دو است، هنوز تو را مجاب به جدايي نساخته؟
* نه، اصلاً دوست ندارم از سقوط هامبورگ بگويم. تيم ما در اين فصل با بدشانسيهاي بسياري مواجه شده و اگر شانس با ما يار بود، وضعيت فعلي ما به مراتب بهتر مي شد. هنوز به حفظ هامبورگ در بوندسليگا اميدوارم. هرچند وضعيت ما كم كم خطرناك مي شود و تا دير نشده بايد به خودمان بياييم، در غير اين صورت كار بسيار سخت مي شود.
- در بازي مقابل برلين، تيم هامبورگ را از روي سكوها چگونه ديدي؟
* واقعاً بدشانسيم. تيم ما در نيمه اول بهتر از هرتابرلين بود، اما در نيمه دوم بازيكنان ما براي حفظ نتيجه عقب كشيدند و در دقيقه 80 گل تساوي و در دقيقه 92 در كمال بدشانسي هرتا گل پيروزي را به ما تحميل كرد. درست در لحظاتي كه فرصت هيچ كاري را براي جبران نداشتيم.
- بعد از نتيجه يك بر صفر، فرصت ديگري براي افزايش گلهايتان داشتيد؟
* چند موقعيت تك  به تك را توسط مهاجمانمان از دست داديم كه اگر قدر آنها را مي دانستيم، قطعاً مقابل هرتا بازنده نمي شديم.
- بازي بعدي هامبورگ را چطور مي بيني؟
* مقابل دورتموند قرار خواهيم گرفت. در وضعيتي نيستيم كه غفلت كنيم، چون چيزي براي از دست دادن نداريم. بايد دورتموند را ببريم. هرچند اين پيروزي آسان به دست نخواهد آمد.
- چرا براي بازي با بلاروس به ايران نمي آيي؟
* ببينيد، شرايط جديدي بر تيم ما حاكم شده است. سرمربي جديدي در رأس كادر فني قرار گرفته، بنابراين احساس كردم بايد در كنار تيم باشم، به همين دليل بعد از تشريح وضعيتم با گفتگو با سرمربي تيم ملي از ايشان خواستم در بازي با بلاروس نباشم و قلعه نويي نيز با درك موقعيت من اين اجازه را داد تا در بازي دورتموند كنار هامبورگ باشم.

  


مجلس دخالت نكرد، دلسوزي كرد؛
كيومرث هاشمي: براي اداره فدراسيون وقت بيشتري مي گذارم

 

* احد علوي
انگار نه انگار اتفاقي رخ داده و طرفين دعوا مدتي حاضر به ديدن يكديگر نبودند. جلسات تعليق شده كميته شش نفره عصر يكشنبه گذشته با حضور تمامي اعضا و قبول استعفاي مصطفوي از سر گرفته شد.كيومرث هاشمي، سخنگوي خاموش چند وقت اخير كميته عادي سازي را به طور اتفاقي پيدا كرديم. اما نكته جالب اينجاست كه هاشمي به گونه اي صحبت كرد كه انگار هيچ چالشي ميان وي به عنوان نماينده سازمان تربيت بدني و منصوبان ايراني فيفا نبوده است. به هر حال، اين داستان پايان خوشي داشت.
* خوشبختانه جلسات كميته عادي سازي از سر گرفته شد، اين گمانه زني وجود داشت كه كار به تعليق مجدد كشيده شود؟
** اصلاً اين طوري نبود، مگر قرار بود جلسات تشكيل نشود؟ هيچ ايراني دوست ندارد فوتبال ايران تعليق شود. در كارهاي گروهي هميشه اختلاف سليقه باعث شده يكسري مسايل حاشيه اي به وجود بيايد كه خوشبختانه اين اختلافهاي سليقه اي هم حل شده است.
* اما اين اختلافها يا تنشهاي موجود فراتر از مسايل سليقه اي بود، چرا كه كار به جايي كشيده شد تا مجلس مجدداً وارد بحث شود.
** اصلاً بحث مجلس نبود. شايد خادم به عنوان يكي از نيروهاي ورزشي در جلسات حضور داشته و اين موضوع را بايد به حساب دلسوزي خادم گذاشت، نه دخالت مجلس.
* از سر گرفته شدن جلسات كميته عادي سازي با استعفاي مصطفوي همزمان شد.
** بحث شخص ايشان نبود، در اصل استعفاي مصطفوي به اين دليل بود كه داوطلبان شركت در انتخابات نمي توانند كار اجرايي انجام دهند، چون اين شائبه به وجود مي آيد كه در انتخابات دخل و تصرف مي كنند.
* اما اين قانون براي اعضاي كميته شش نفره قابل اجراست، نه دبيركل فدراسيون فوتبال.
** نه، اين بحث كلي است و مختص كميته شش نفره نيست و جا دارد از زحمات مصطفوي در اين مدت تشكر كنم. در اين فدراسيون فوتبال، آدمها مي آيند و مي روند.
* چرا محمد نبي را به عنوان دبيركل برگزيديد؟
** نياز بود با رفتن مصطفوي يك نفر انتخاب شود و صلاح ديديم اين فرد از بدنه فدراسيون فوتبال باشد. بحثهاي مختلفي صورت گرفت و با توجه به مدت زمان سه ماهه تا پايان مهلت فيفا، تصميم گرفتيم نبي به عنوان دبيركل امور اجرايي فدراسيون فوتبال را مدنظر داشته باشد.
* بحث حضور علي كاظمي هم مطرح بود؟ دليل منتفي شدن حضور علي كاظمي در اين سمت چه بود؟
** حجم كاري فراوان كاظمي در سازمان ليگ از يك سو و حضور در هيأت فوتبال تهران كار زيادي را روي دوش او گذاشته است و در كنار اين شرايط ما كسالت كاظمي را هم در نظر گرفتيم و درخصوص نبي به جمع بندي كلي رسيديم.
* يكي از اختلافهاي صفايي فراهاني با شما بر سر استفاده از مصطفوي بود؟
** باور كنيد در جلسه ديروز كه حدود سه ساعت به طول انجاميد، چيزي حدود دو ساعت و 40 دقيقه بحث اصلاح اساسنامه بود و در مجموع 20 دقيقه درخصوص استعفاي مصطفوي بحث و تبادل نظر شد و پيش از اين، بحث خاصي روي شخص مصطفوي نبوده است.
* سازمان تربيت بدني در به وجود آمدن اين اختلافها چقدر نقش داشت؟
** خواهش من اين است، بحث سازمان تربيت بدني را مطرح نكنيد، چون سازمان از ابتدا وارد ماجرا نشد.
* اما سازمان تربيت بدني تفاهمنامه فيفا را امضا و علي آبادي جلسه اي را با صفايي فراهاني برگزار كرد.
** ما شش نفر ايراني هستيم و دلسوز و هيچ اختلافي مبني بر اينكه آنها نمايندگان فيفا هستند و ما يك گروه ديگر وجود ندارد. بحث، بحث گروهي است و همه بايد انجام وظيفه كنيم. سازمان تربيت بدني به عنوان متولي ورزش، وضعيت فدراسيون فوتبال را پيگيري مي كند و دليل آن دغدغه موفقيت اين فدراسيون است تا با يك تفاهم كلي، اساسنامه فدراسيون فوتبال اصلاح شود.
* با تشكيل مجدد اين كميته مهندس صفايي فراهاني امور اجرايي فدراسيون فوتبال را برعهده مي گيرند و بند الف تفاهمنامه حالت اجرايي پيدا مي كند.
** اين اختلاف نظر هم حل شده و قرار نيست هيچ يك از اعضاي كميته شش نفره در فدراسيون فوتبال مستقر شوند، بلكه مهم دلسوزي آقايان است و ما در كميته روي تمام موارد بحث مي كنيم و در صورت اجماع، آن تصميم عملي مي شود.
* اما صفايي فراهاني روي بند الف تأكيد زيادي داشت.
** اين گونه نيست و من از اين پس وقت بيشتري براي اداره امور فدراسيون مي گذارم تا وقفه اي به وجود نيايد.
* يكي از دلايل عميق شدن تنش ميان صفايي و سازمان تربيت بدني سكوت شما بود؟
** فكر مي كردم با اين كار آرامش فوتبال حفظ مي شود و احساس كردم در آن مقطع حرف نزنم، بهتر است.
* ديگر تنش تا پايان صد روز ميان اعضا به وجود نمي آيد؟
** مطمئن باشيد با حمايت رسانه ها، روند مثبتي پيش روي فوتبال قرار خواهد گرفت.

  


يادداشت ؛ عرق ملي «اوف» شد!

 

سرويس ورزش - دايي براي تبديل شدن به افسانه و پيوستن به خاطرات فوتبال زمان زيادي را صبر نكرد. الآن بازيكن تا زماني عرق ملي سرش مي شود كه جايگاه ثابتي در تيم ملي پيدا نكرده يا رقباي زيادي را در پست خود مي بيند. به محض آنكه يك جاي ثابت و خالي در تركيب اصلي پيدا كرد، براي فرار از تمرين و مسابقات دوستانه و غيرمهم دست به هر كاري مي زند و هر بهانه اي را امتحان مي كند. وحيد هاشميان در فاصله سه هفته مانده به ديدار دوستانه ايران - بلاروس در حالي كه يك روز قبل از آن در تركيب تيم هانوفر در يك ديدار دوستانه به ميدان رفته است، از ناراحتي كمر دم مي زند. او در سايت اختصاصي خود اين خبر را چند روز پيش از اعلام فهرست نهايي تيم ملي اعلام مي كند، مبادا توقعي به وجود بيايد.
مهدوي كيا كه هنوز هم كسي در تعصب او شكي ندارد، بهانه بهتري دست و پا كرده و از مشخص نبودن موقعيت خود در تركيب اصلي هامبورگ حرف مي زند. آقاي كاپيتان به اين بهانه كه با تعويض مربي هامبورگ بايد خودش را به سرمربي جديد، يعني استيونس هلندي اثبات كند، از زير بازي ملي شانه خالي مي كند. علي كريمي هم شرايط مشابهي دارد و بايد به هيتزفيلد ثابت كند لياقت بيشتري نسبت به دقايقي كه در دوران ماگات به ميدان مي رفت، دارد. تمام اينها در حالي است كه بازي ايران - بلاروس در يكي از روزهاي تقويم فيفا كه همه تيمهاي دنيا بازي دوستانه يا رسمي دارند برگزار مي شود و طبق قانون هر بازيكن به طور خودكار اجازه حضور در اردوي تيم ملي كشورش را دارد.
در اين ميان جدا از بازيكناني كه براي دو رقمي كردن بازيهاي ملي خود له له مي زنند يا افرادي نظير فرهاد مجيدي كه براي بازگشت به تيم ملي حاضر است از مواضع خود كوتاه بيايد، اصلي ها خوشحال مي شوند اگر حداقل از يك اردوي سه چهار روزه و يك مسابقه به زعم خودشان بي خاصيت معاف شوند.
ديگر مرد آن زماني كه بازيكن تيم ملي حاضر بود براي بر تن كردن اين پيراهن از همه چيز بگذرد. روزهايي را به ياد مي آوريم كه علي دايي آنقدر براي بازيهاي تيم ملي به ايران سفر كرد كه جايگاه خود را در هرتابرلين از دست داد؛ روزهايي را كه گاهي با پرواز چارتر خودش را به بازي ملي مي رساند. آن زمان هنوز بحث ركوردشكني و رسيدن به 100 بازي ملي و بيش از 100 گل ملي پيش نيامده بود و كسي از باند علي دايي و انحصارطلبي او سخن نمي گفت. دايي با شرايط دشوار هم حاضر نبود يك دقيقه از بازي ملي را از دست بدهد و براي اين يك دقيقه دست به هر كاري مي زد.
كاري به اين نداريم كه بعدها به قدري در عرق ملي اصراف كرد كه ملت آرزومند تعويض او و سپس خداحافظي اش از تيم ملي شدند و براي رسيدن به اين آرزو دست به دعا برداشتند و وقتي دعاي آنان مستجاب نشد، برايش SMS و جوك ساختند.
البته حساب آندرانيك تيموريان از بقيه جداست. او براي بازي با بنگلادش هم حاضر است تيمش را رها كند و به اردوي تيم ملي ملحق شود، چون شديداً نياز دارد تعداد بازيهاي ملي اش را به خاطر قوانين منحصر به فرد ليگ برتر انگلستان براي بازيكنان خارجي افزايش دهد.
به هر حال الآن دوراني است كه برخي يا كمردرد دارند يا بالاي چشم شان ابرو است يا يك جاي بدن شان «اوف» شده است.
دايي هم فقط يك افسانه و داستان تخيلي بود كه دل و روده اش را دستش مي گرفت و به جاي اتاق عمل وارد زمين چمن مي شد تا براي تيم ملي بازي كند. قديمي ها مي گفتند «عرق ملي و تعصب هم خوب چيزي است»؛ البته شايد هم نمي گفتند!

  


مالكيت باشگاه ابومسلم، رقابت خارج از ميدان

 

* وحيد ضرابي نسب
اين روزها علاوه بر نتايج خوب تيم ابومسلم در رقابتهاي ليگ برتر، سوژه داغ ديگري نيز حول و حوش باشگاه مي چرخد كه حواشي و بحثهاي زيادي را با خود به همراه داشته است و آن تلاشهاي اخير مديرعامل باشگاه براي كسب مالكيت دايم باشگاه ابومسلم است.




گرچه ناصر شفق در همان جلسه معارفه اش، باشگاه ابومسلم را يك مجموعه خصوصي اعلام كرد، اما آن روز كسي اين حرف را جدي نگرفت تا اينكه روزهاي اخير و درپي كسب نتايج خوب و پيروزيهاي پرگل، او دوباره رايزنيهايي را براي مالكيت باشگاه انجام داده است. حتي شنيده ها حاكي است شفق جلساتي را با مسؤولان نيروي انتظامي و چند نفر از مديران كشوري برگزار كرده و در آن با گلايه از مقامات استان و ادعاي خرج 5/1ميليارد توماني! خواهان خوردن سند ابومسلم به نام خودش شده است. وي همچنين ادعا كرده است كه از طرف سهامداران باشگاه، نامه اي دارد كه او را مالك ابومسلم مي كند.به همين بهانه و بدون هيچ پيش داوري و موضع گيري به سراغ تعدادي از آگاهان اين موضوع رفتيم تا چند و چون ماجرا را به دست آوريم. منوچهر پورحسن مديركل سابق تربيت بدني خراسان رضوي كه از اعضاي اصلي، سهامدار قانوني و عضو سابق هيأت مديره باشگاه است، به ما گفت: «پس از پايان فصل فوتبالي گذشته، نيروي انتظامي به ما اعلام كرد حاضر به ادامه همكاري با ابومسلم نيست، بنابراين در جلسه اي با حضور مهندس پژمان معاون استاندار، آقاي آرين منش، سردار رادان، سردار ايازي، مهندس شهسواري، آقاي شفق و بنده، قرار شد آقاي شفق به مدت يكسال مديريت باشگاه را به عهده بگيرند. البته سردار احمدي مقدم طي ابلاغي رسمي به ايشان مأموريت داد تا طي يك سال امور ابومسلم را دردست بگيرد و در همان جلسه هم اعلام شد آقاي شفق فقط مديرعامل هستند و بايد با همين تركيب هيأت مديره و با حمايتهاي غيرمالي نيروي انتظامي و جلب اسپانسرها، يك سال ابومسلم را بچرخانند. حتي قرار شد ساختمان باشگاه، اتومبيلها، سربازها و كاركنان و حقوق آنها را نيروي انتظامي به عنوان كمك واگذار كند.
وي افزود: متأسفانه بعد از اين قضيه، آقاي شفق بارها اعلام كرد كه صاحب و مالك باشگاه است و حتي عنوان كرد نامه اي از برخي سهامداران باشگاه (نجمي، شكوهي و حتي ميثاقيان) دارد كه تيم را به او واگذار كرده اند. ما همان جا هم به آقاي شفق گفتيم قانوناً نيروي انتظامي مالك باشگاه است و اصلاً شما موافقت اصولي از تربيت بدني براي تصاحب ابومسلم نداريد و تنها بايد به عنوان مديرعامل يك سال فعاليت كنيد.
مديركل سابق تربيت بدني خراسان ادامه داد: با وجود اينكه تأكيد نيروي انتظامي بر بازگرداندن باشگاه پس از يك سال از طرف آقاي شفق بود، ايشان از همان اول به فكر تملك ابومسلم و واگذاري امتياز تيم بود. هم بنده و هم آقاي آرين منش همان ابتدا از اين بابت كه امتياز باشگاه به استان ديگري واگذار شود، احساس نگراني مي كرديم.
پورحسن افزود: وي عنوان كرده كه تاكنون 5/1ميليارد تومان در تيم خرج نموده است. به نظر شما اين سؤال به وجود نمي آيد وقتي در فصل قبل ابومسلم با 850 ميليون تومان بسته مي شود، چطور وي دو برابرش را طي نيم فصل هزينه كرده است؟ از سويي 800 ميليون تومان مبلغ ترانسفر آندرانيك به بولتون كجا حساب شده است؟
وي ادامه داد: از سوي نيروي انتظامي، زميني به مساحت 8 هكتار به آقاي شفق براي ساخت استاديوم واگذار شد كه وي الان اگر بخواهد همان را بفروشد، حدود سه برابر قيمت شده است! حالا آقاي شفق هرجا مي رود از مسؤولان استاني گلايه مي كند كه حمايتش نمي كنند و مي خواهد با اين كار علاوه بر كسب مالكيت باشگاه، امتياز آن را با مبالغ بالا واگذار كند.
براي روشن شدن موضوع به سراغ مهدي نجمي رفتيم. يكي از اعضاي سهامدار باشگاه كه شفق مدعي است طي نامه اي، باشگاه ابومسلم را به او واگذار كرده است. نجمي با اعلام اينكه من هرگز چنين نامه اي را امضا نكرده ام، مي گويد: از نظر قانوني سهام باشگاه به طور مساوي متعلق به من، سردار ملاحي، سردار غياثي، سردار آجرلو و آقاي پورحسن است كه در دفتر ثبت شركتهاي ثبت اسناد هم ثبت شده است. ما نيز طي نامه اي رسمي مالكيت باشگاه را به ايران خودرو واگذار كرديم، اما متأسفانه اين روزها آقاي شفق هر جا مي رود ادعا مي كند تيم مال اوست، در صورتي كه تمام تأكيد نيروي انتظامي روي اين بود كه آقاي شفق در مدت يك سال مدير ابومسلم باشند تا براي سال بعد فكري بردارند.
عضو هيأت مديره باشگاه ابومسلم با اشاره به اينكه نبايد نگران انتقال امتياز به خارج خراسان بود، گفت: مطمئن باشيد حتي اگر نيروي انتظامي مالكيت را به ناصر شفق واگذار كند- كه اين اتفاق نخواهد افتاد- ما به عنوان سهامداران اصلي حاضر نيستيم سهام را به نام افراد خارج استان بزنيم.
با سردار ملاحي هم تماس گرفتيم اما وي با اعلام اينكه اصلاً در جريان بحث واگذاري مديرعاملي به شفق نبوده و از چيزي خبر ندارد، بحث را تمام كرد.

  


احتمال لغو عضويت رحمتي در استقلال

 

مسؤولان باشگاه سپاهان از كميته انضباطي درخواست تعليق بازي مهدي رحمتي را در استقلال كرده اند.
اين تيم بابت انتقال مهدي رحمتي بايد مبلغ 120 ميليون تومان به باشگاه سپاهان پرداخت مي كرد؛ اما باوجود آنكه دو سال از اين انتقال مي گذرد، استقلال فقط 40 ميليون تومان به سپاهان پرداخت كرده  است. به همين دليل سپاهان  از كميته انضباطي فدراسيون فوتبال درخواست تعليق بازيهاي مهدي رحمتي را كرده  است.يكي از نزديكان باشگاه سپاهان در اين خصوص گفت: ظاهراً كميته انضباطي با استقلال مماشات مي كند و نمي خواهد استقلال را بابت اين مسأله تحت فشار قرار دهد چون باوجود آنكه يك هفته از درخواست سپاهان مي گذرد، كميته انضباطي واكنشي به اين مسأله نشان نداده است.

  


استقلال از AFC مهلت خواست

 

باشگاه استقلال تهران با ارسال نامه  اي به كنفدراسيون فوتبال آسيا خواستار تمديد يك هفته اي زمان اعلام اسامي بازيكنان خود شد.براساس اين گزارش بنابر اعلام قبلي كنفدراسيون فوتبال آسيا تمامي تيمهاي حاضر در مسابقات جام باشگاههاي آسيا از جمله استقلال بايد اسامي بازيكنان خود را تا بيست و سوم اسفندماه به AFC اعلام كنند.

  


استقلال 9 ميليون جريمه شد

 

تيم فوتبال استقلال تهران به دليل تأخير در ورود به زمين مقابل پيكان تهران در تاريخ بيست و ششم آذرماه، به پرداخت 9 ميليون ريال محكوم شد.اين حكم ديروز از طريق كميته انضباطي فدراسيون فوتبال اعلام شد و باشگاه استقلال تهران ملزم به پرداخت اين جريمه است.

  


مظفري داور اميد ايران و بلاروس شد ؛7 بازيكن تيم اميد خط خوردند

 

نويد مظفري به عنوان داور ديدار تداركاتي تيمهاي اميد ايران و اميد بلاروس انتخاب شد.نويد مظفري را در اين ديدار مرتضي كريمي و داوود رفعتي به عنوان كمك داور همراهي مي  كنند. همچنين عليرضا فغاني و نادر جعفري هم به عنوان داور چهارم و ناظر داوري انتخاب شدند.
بر شنيده ها براساس نفراتي چون عليرضا حقيقي، محمد غلامين، عليرضا اميني، امين منوچهري، مهرداد پولادي، ايمان گل عليزاده و مهدي محمدپور تيم فوتبال اميد كشورمان را در بازي با تيم فوتبال اميد بلاروس همراهي نخواهند كرد.تيم فوتبال اميد كشورمان ساعت30/14 امروز در ورزشگاه آزادي تهران به مصاف تيم فوتبال اميد بلاروس مي رود.

  


كاظميان مصدوم كنار رفت

 

جواد كاظميان ملي پوش ايراني تيم الشعب امارات كه در جريان بازي با اشتوتگارت دچار مصدوميت شد، هنوز به شرايط بازي نرسيده است.جواد كاظميان با حضور در محل اردوي تيم ملي در هتل المپيك، ضمن صحبت با كادر فني در مورد مصدوميتش و اين كه نمي تواند تيم ملي را همراهي كند، از جمع ملي پوشان جدا شد.
به نظر مي رسد كاظميان تا 2 هفته آينده نتواند تيمش را در رقابتهاي ليگ امارات همراهي كند.

  


قرباني: نمايش دارد به جاهاي قشنگش نزديك مي شود!

 

پيروز قرباني، بازيكن ملي پوش استقلال كه بشدت از دست مسؤولان و مديران باشگاه گله مند است گفت: داستان مشكلات استقلال شبيه سريالهاي تلويزيوني شده و از داستان و قصه گذشته است. انگار اين مشكلات هيچ وقت تمامي ندارد. ما فقط سياهي لشگر هاي سريال هستيم. اين نمايش دارد به جاهاي قشنگش نزديك مي شود.وي افزود: اوضاع و احوال ما را كه مي بينيد. مديران باشگاه همگي پشت مرفاوي قايم شده اند. بهتر است خودشان را كنار بكشند. در اين شرايط اگر تيم ما نتيجه نگيرد، همه يقه بازيكنان را مي گيرند.

  


تقويم جيبي ؛ نگاهي به سانحه هوايي مونيخ 1958 ؛ بچه هاي باسبي

 

* بنيامين
در روز ششم فوريه سال 1958 پرواز شماره 609 بريتيش يوروپين ايرويز(British European Airways) بريتانيا در فرودگاه يخ زده «مونيخ رايم» آلمان دچار سانحه شد كه طي آن عده اي از فوتباليستها و مقامهاي ورزشي باشگاه منچستريونايتد جان خود را از دست دادند.اكنون كه نزديك به پنجاه سال از آن حادثه مي گذرد، بد نديديم در سالروز آن واقعه تلخ، نگاهي هرچند كوتاه به چگونگي رخ دادن آن بيندازيم.




* يك پيروزي تلخ
در فصل 58-1957، تيم منچستريونايتد نماينده انگلستان در رقابتهاي باشگاهي اروپا (چمپيونزليگ فعلي) بود و مي بايست براي بازي برگشت مقابل ستاره سرخ بلگراد، به يوگسلاوي سابق پرواز كند. با توجه به شرايط هواپيماهاي آن زمان كه چندان قابل اطمينان نبودند، پرواز با آنها به نوعي يك ريسك بزرگ به حساب مي آمد، اما تنها راه رسيدن تيم انگليسي به يوگسلاوي مسافرت از طريق هوا بود و براي همين، از طرف «لرد براولي» يك هواپيماي چارتر، كلاس «اليزابت. جي آلزو» به تيم منچستر اختصاص پيدا كرد تا به وسيله آن اين تيم خود را به يوگسلاوي برساند.
شياطين در خانه با نتيجه 2بر يك حريف را شكست داده بودند و يك امتياز هم مي توانست آنها را راهي دور بعدي رقابتها كند. اتفاقاً در بلگراد هم نتيجه كار دو تيم به تساوي 3 بر 3 انجاميد و منچستريها سرمست از پيروزي، آماده بازگشت به خانه شدند، اما گمشدن پاسپورت «جان بري» پروازشان را يك ساعت و نيم به تأخير انداخت. در برنامه اي كه از قبل تعيين شده بود، هواپيما براي سوختگيري مي بايد در فرودگاه مونيخ توقف مي كرد و پس از آن راهش را به سوي جزيره مه آلود ادامه مي داد كه... .
* سايه مرگ در مونيخ
در آن بعد از ظهر زمستاني روز ششم فوريه 1958، زمين فرودگاه مونيخ به دليل برف و كولاك يخ زده بود و با وجود ممانعت مسؤولان برج مراقبت از پرواز هواپيماي تيم منچستر، كاپيتان «جيمز تاين» سرخلبان پرواز 609 با پذيرش عواقب اين كار خطرناك، 2بار تلاش كرد تا از باند فرودگاه بلند شود كه در هر دو بار، به خاطر نقص فني هواپيما ناكام ماند. ساعت 15 و چهار دقيقه را نشان مي داد كه جيمز تاين براي سومين بار از برج مراقبت مونيخ درخواست كرد تا به او اجازه پرواز دهند و روي باند قرار گرفت. هواپيما در آن شرايط جوي بايد حداقل به سرعت 117نات (هر نات 8/1كليومتر است) مي رسيد، اما اشتباه خلبان در ديرتر استفاده كردن از تمامي قدرت موتور باعث شد تا هواپيما نتواند به آن سرعت دست يابد و در نهايت با 105نات از زمين بلند شود كه به خاطر وزن زياد بلافاصله دوباره روي انتهاي باند فرود آمده و با همان سرعت پس از برخورد به فنسهاي دور فرودگاه وارد يك خانه شده - خوشبختانه در آن لحظه كسي در خانه نبود- و هواپيما منفجر گردد.بلافاصله تيمهاي امداد و نجات فرودگاه مونيخ وارد عمل شدند و از مجموع 43نفر مسافر اين هواپيما، تنها 20نفر را زنده يافتند. كاپيتان جيمز تاين يكي از همان بازماندگان حادثه بود كه پس از تحقيقات لازم از سوي كميته نيروي هوايي سلطنتي انگليس، محكوم شناخته و از كار بركنار شد. او تا سال 1968 كه بر اثر سكته قلبي فوت كرد، در مزرعه اش واقع در بركشاير به پرورش مرغ و خروس! اشتغال داشت.
* بچه هاي باسبي
«سرالكساندر متيو باسبي» مربي مشهور شياطين كه از 1945 هدايت آنها را برعهده داشت، همواره درپي كشف استعدادهاي ناب بود و در اين ميان توانسته بود 14بازيكن را از كودكي براي تيم منچستريونايتد پرورش دهد كه به «بچه هاي باسبي» شهرت پيدا كرده بودند كه در ميان آنها نام سربابي چارلتون جلوه بيشتري دارد.
از ميان «بچه هاي باسبي»- لقب تيم منچستريونايتد در آن سالها- هفت نفر در دم جان باختند و «دانكن ادواردز» بال راست تيم (و جوانترين بازيكن تاريخ تيم ملي انگلستان با 17سال و چهل روز سن در آن هنگام كه چهل سال طول كشيد تا ركورد او توسط مايكل اوون شكسته شود) به علت جراحات وارده 15روز پس از واقعه فوت كرد و دو نفر ديگر از بازماندگان تيم به خاطر آسيب ديدگي جدي براي هميشه مجبور به ترك فوتبال شدند.
«سرمتيو» نيز به علت آسيب ديدگي زياد مدتها در بيمارستان بستري شد و به جاي وي «جيمي مورفي» سرمربي موقت منچستر اعلام شد. شواليه هاي اولدترافورد كه بدجور تار و مار شده بودند، براي ادامه رقابتهاي اروپايي و ليگ مجبور به استفاده از بازيكنان آماتور و جوانان باشگاهشان شدند و به همين دليل در آن سال به هيچ جامي دست نيافتند. البته 10سال پس از اين واقعه، براي اولين بار منچستريونايتد با غلبه بر بنفيكا توانست با كاپيتاني «سربابي چارلتون» و هنرمنديهاي «جرج بست» فقيد فاتح چمپيونزليگ شود.
* بازماندگان و يادبودها
آهنگها و فيلمهاي گوناگوني به ياد فوت شدگان حادثه مونيخ ساخته شده است، از جمله گروه اسپنسر در سال 1962 آهنگي را با عنوان «گلهاي منچستر» عرضه كرد و يا «ايوان متيو» خواننده شهير انگليسي در سال 1990 آلبومي را با نام «بچه هاي باسبي» كه دقيقاً يادآور تيم رؤيايي منچستر در آن سال بود، خواند. البته اگر كسي بخواهد وارد اولدترافورد شود، ابتدا با تابلوي سنگي بزرگي كه در آن زمين فوتبال و اسامي كشته شدگان سانحه هوايي مونيخ در آن نوشته شده، مواجه مي شود.
در پايان بد نيست نگاهي به اسامي كشته شدگان و بازماندگان حادثه هوايي مونيخ داشته باشيم.
* بازيكنان منچستر: جف بنت، راجر بيرن، ادي كولمن، دانكن ادوارز، مارك جونز، ديويد پگ، تامي تيلور و ليام ويلين.
* همراهان تيم و افراد برجسته: والتر كريكمر (قائم مقام باشگاه)، برت والي(رئيس باشگاه)، تام كري (مربي تمرين دهنده)، الف كلارك، دان ديويس، جورج فالوز، تام جكسون، ارشي لادبروك، هنري رز، اريك تامپسون و فرانك سيفت (همگي خبرنگار)، كاپيتان كنت ريموند و بلا ميكلو (اعضاي كادر پرواز)، تام كيبل (وكيل باشگاه) و ويلي استينوف (ليدر هواداران)
* بازماندگان حادثه:
جاني بري، جكي بلانش فلاور، دنيس وايولت، ري وود، سربابي چارلتون، بيل فالكس، هري كرگ، كن مورگان و آلبرتو اسكانلون (بازيكنان منچستر)، متيو باسبي(مربي)، كاپيتان جيمز تاين(سرخلبان)، جرج رودريگز (گزارشگر راديو)، پيتر هاوارد و تد اليارد (عكاس)، ماري بليتز و رزماري چاونتون (مهماندار)، همسر بلا ميكلو كه البته بعدها در يك حادثه هوايي ديگر جان باخت، خانم ورا لوكيچ كه بعداً به همسري هري كرگ درآمد و ديگر اينكه آقاي توماسويچ كه يك مسافر صرب بود.

  


ورزش روي آنتن

 

برنامه پخش مستقيم مسابقات دوستانه فوتبال و همچنين ليگ برتر ايران از شبكه سوم سيما اعلام شد.
با توجه به برگزاري ديدارهاي دوستانه مهم فوتبال در روز سه شنبه(امروز) و همچنين رقابتهاي هفته هجدهم ليگ برتر، شبكه سوم سيما درهفته جاري، چهار ديدار حساس از اين مسابقات ليگ را به طور مستقيم پخش خواهد كرد.
برنامه پخش اين بازيها به شرح زيراست:
چهارشنبه - 18/11/85 
ايران- بلاروس ساعت 17
فرانسه- آرژانتين ساعت 30/23
جمعه- 20/11/85 
فجرسپاسي شيراز- استقلال تهران ساعت 30/13
پرسپوليس تهران- سپاهان اصفهان ساعت 30/15

  


ريز و درشت از فوتبال ايران

 

تمجيد سايت رسمي هانوفر از وحيد هاشميان
سايت رسمي باشگاه هانوفر در گزارشي از بازي اين تيم مقابل آلمانيا آخن ضمن تمجيد از وحيد هاشميان، نقش او را در اين پيروزي ارزشمند، برجسته برشمرده است.
اين سايت در گزارش خود آورده: هانوفر از دقايق ابتدايي بازي روي حركات وحيد هاشميان حملات خود را به سمت دروازه ميزبان آغاز كرد.اين گزارش مي افزايد: هاشميان با دو پاس گل ماشين گلزني هانوفر را روشن كرد و موجب شد كه بازيكنان تيم هانوفر يك پيروزي ارزشمند را به دست آورند.گفتني است، سايت معتبر كيكر نيز در گزارش خود از نقش مؤثر هاشميان در اين بازي تمجيد كرده است.

پاس جريمه شد
كميته انضباطي فدراسيون باشگاه پاس را به دليل دريافت اخطار بيش از حد مجاز در ديدار هفته سيزدهم خود مقابل تيم سايپا جريمه كرد.در اين ديدار كه روز دوشنبه 27/9/85 انجام شد باشگاه پاس بيش از حد مجاز بازيكن اخطاري داشت، به همين منظور اين باشگاه به پرداخت مبلغ دو ميليون ريال جريمه نقدي محكوم گرديد.

بازگشت ميرزاپور از فروردين 86 
دروازه بان پيشين تيم ملي از دو ماه ديگر براي حضور در ميادين مهيا خواهد شد.
ابراهيم ميرزاپور كه پس از عمل جراحي، دوران نقاهت خود را پشت سر مي گذارد، پس از پشت سر گذاشتن فيزيوتراپي و تمرينات ويژه آب درماني از فروردين 86 آماده حضور در ميادين خواهد بود و قادر است در صورت صلاحديد سرمربي استقلال اهواز براي اين تيم ليگ برتري بازي كند.

حمايت دبيرجديد فدراسيون فوتبال از كادر فني تيمهاي ملي
دبير جديد فدراسيون فوتبال گفت: از كادر فني تيمهاي ملي و اميد فوتبال ايران و رؤساي كميته هاي مختلف اين فدراسيون حمايت مي كنم.
«مهدي  محمد نبي» با بيان اين مطلب گفت: با توجه به رويدادهايي كه قرار است تيمهاي ملي و اميد فوتبال ايران در آن شركت كنند، حمايتهاي خود را از كادرهاي فني اين دو تيم حتي بيشتر از گذشته خواهيم كرد.
نبي از سوي كميته انتقالي فدراسيون فوتبال به عنوان دبير جديد فدراسيون فوتبال جانشين «داريوش مصطفوي» شد.

پزشك استقلال: مصدوميت جباري جدي نيست
پزشك تيم فوتبال استقلال تهران گفت: مصدوميت مجتبي جباري جدي نيست و اين بازيكن پس از 2 هفته استراحت و تمرينات فيزيوتراپي، آماده حضور در ميادين فوتبال خواهد شد.
امين نوروزي خاطرنشان كرد: پس از عكسبرداري از پاي جباري مشخص شد وي از ناحيه اي كه قبلاً مصدوم شده بود، دچار آسيب ديدگي نشده است.
وي اظهار داشت: جباري قبلاً از ناحيه مينيسك خارجي و رباط پا عمل جراحي كرده بود اما خوشبختانه مصدوميت جديد وي از اين 2 ناحيه نيست. در واقع رباط داخلي پاي جباري دچار كشيدگي شده كه با استراحت و فيزيوتراپي آماده حضور در ميادين خواهد شد.
پزشك استقلال تأكيد كرد: حداكثر 15 روز زمان نياز است تا جباري به مرز آمادگي لازم برسد.

مدير عامل فولاد: مقابل پاس بازي نمي كنيم
مديرعامل باشگاه فولاد خوزستان گفت: به دليل شرايطي كه هم اكنون بر فوتبال ايران حاكم است، به هيچ عنوان اين هفته مقابل پاس بازي نمي كنيم.
مسعود رضاييان اظهار داشت: 3 بازيكن ما هم اكنون در اردوي تيم ملي اميد حضور دارند و يك بازيكن نيز تيم ملي بزرگسالان را همراهي مي كند. در حالي كه ابتدا قرار بود بازيكنان اميد فقط شنبه و يكشنبه در اردوي تيم ملي اميد حضور داشته باشند اما به يك باره برنامه عوض شد و ما كه هميشه بازيكنان زيادي را در اختيار تيمهاي ملي گذاشته ايم و منافع خودمان را به خطر انداخته ايم، بايد از طريق اخبار ورزشي سيما متوجه شويم كه تيم ملي اميد قرار است روز سه شنبه يك ديدار دوستانه انجام دهد و ما بازيكنانمان را تا پايان هفته در اختيار نخواهيم داشت.
وي ادامه داد: فولاد براي بازي مقابل پاس 9 بازيكن خود را در اختيار ندارد و اين براي تيمي مانند ما يك فاجعه است. به همين جهت با ارسال نامه اي به فدراسيون فوتبال، خواستار لغو ديدار خود مقابل پاس شديم و اعلام كرديم با اين شرايط نمي توانيم مقابل حريف بازي كنيم.

وضعيت نامعلوم مؤمن زاده
احمد مؤمن زاده مهاجم تيم فوتبال سايپا كه به دليل به كار بردن الفاظ ناپسند در ديدار مقابل سپاهان (از سري مسابقات جام حذفي) 2 جلسه محروم شده بود، هنوز وضعيت مشخصي براي بازي كردن مقابل صباباتري ندارد.
براساس آيين نامه انضباطي فدراسيون فوتبال، هر بازيكن محروم بايد 4 روز پس از پشت سر گذاشتن جريمه خود به ميدان باز گردد كه به همين منظور دست اندركاران تيم فوتبال سايپا براي مشخص شدن وضعيت مؤمن زاده درصددند از سازمان ليگ در اين زمينه استعلام بگيرند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com