|
دكتر احمد توكلي رييس مركز پژوهشهاي مجلس
عصر سه شنبه اول اسفند، كميسيون تلفيق پيشنهاد كميسيون عمران مجلس را براي افزايش قيمت بنزين به 150 تومان در هر ليتر تصويب كرد.

مخالفان، تقاضاي تجديد رأي كردند، كميسيون با تجديد رأي گيري موافقت نكرد. پس از بحث و تبادل نظرهاي سرپايي در تنفس، مخالفان باز هم تقاضاي تجديد راي كرده اند. هيأت رئيسه كميسيون تلفيق قول داده است آن را بررسي كند و اگر با آئين نامه سازگار بود، دوباره آن پيشنهاد به رأي گذاشته شود. احتمال مي دهم كه اين مصوبه كميسيون تغيير كند وگرنه در صحن علني مجلس احتمال حذف آن و جايگزيني پيشنهاد دولت زياد است. در اين باره نكات مهمي قابل توجه است: 1- ادامه وضع فعلي به هيچ وجه درست نيست. نه عقل مي پذيرد و نه شرع. بر اساس آمارهاي سال 85 ، در كشور روزانه به طور متوسط 74 ميليون ليتر بنزين مصرف مي شود. با توجه به ارزش عمده فروشي 45 سنت در هر ليتر در خليج فارس و نرخ فروش 80 تومان داخلي، روزانه بيش از 25 ميليارد تومان، معادل تقريبي 27 ميليون دلار يارانه يا عدم النفع دولت است؛ يعني دولت نه تنها از

استخراج و پالايش، واردات، توزيع و فروش بنزين سودي نمي برد، بلكه تنها امسال مبلغ سرسام آوري 10 ميليارد دلار را مي پردازد. وقتي دولت سالانه اين 10 ميليارد دلار را براي مصرف سوخت خودروها هزينه مي كند، به اين معناست كه به همين مبلغ، از اعتبارات لازم ديگر مانند بهداشت و آموزش يا صنعت و كشاورزي محروم مي شود. نكته مهم ديگر، توزيع بسيار ناعادلانه اين يارانه به نفع ثروتمندان است. ترافيك و اتلاف وقت و سلامت روحي مردم همراه با آسيبهاي بسيار زيست محيطي و هزينه هايي كه بر سلامت جسمي مردم تحميل مي شود، از جمله عوارض ديگر وضع موجود است كه هر يك مصيبت جداگانه اي است. پس تغيير اين وضعيت اسفبار امري روشن و ضرورتي حياتي است. 2- اما اين بيماري، بيماري مزمن دو دهه اي است كه حاصل غفلتها، سوء تدبير و سوء عملكردهاست و به شكلي درآمده است كه علاج يك باره يا ندارد يا بسيار پر هزينه است. مهار مصرف سوخت راههاي مختلفي دارد كه دسته اي از آنها غيرقيمتي است و يكي هم قيمتي است. در برنامه چهارم مصوب مجلس ششم آمده بود كه از ابتداي سال 84 قيمتها يك باره به سطح قيمت خليج فارس برسد. مجلس هفتم چون جهش يكباره تا 5 برابر قيمت رايج را داراي آثار تورمي كمرشكني ديد كه مصرف كنندگان را بشدت تحت فشار قرار مي داد، همراه با تثبيت قيمت، دولت را ملزم كرد كه تا آخر مرداد 84 پيشنهاد قيمت جديد بياورد. دولت پيشين در ماههاي آخر خدمتش اين كار را نكرد. دولت جديد نيز بر تثبيت قيمت براي يك سال ديگر مصمم شد تا سياستهاي غيرقيمتي فني، ترافيكي و مشابه آن، مصرف سوخت را متحول كند. در سال 85 بخشي از اين اقدامات صورت گرفت ولي دولت به رغم مصوبه مجلس در قانون بودجه 85 كه به او اجازه تدبير مي داد، اقدامي درباره سهميه بندي يا اصلاح قيمت نكرد. در لايحه بودجه سال 1386 - كه در كميسيون تلفيق در حال بررسي است - دولت اجازه خواسته است كه با سهميه بندي يا قيمت مناسب و استفاده از كارت هوشمند مصرف را چنان كنترل كند كه واردات بيش از 5/2 ميليارد دلار نشود. اينجانب مثل سالهاي گذشته بر سه اصل تاكيد مي كنم: اولاً اقدام اصلاحي اجتناب ناپذير است، ثانياً علاج اين بيماري به هر شكلي باشد بي درد و بي دردسر نيست. ثالثاً معالجه هاي پر خطر و تحمل ناپذير به ويژه براي عامه مردم نبايد تعقيب شود. بارِ سالها ضعف و ندانم كاري نبايد يكباره بر سر مردم ريخته شود. 3- براي حل اين بحران يا حداقل معضل، نخست بايد تعيين كنيم بين اهداف مختلف زير كدام را برتر مي دانيم: الف- مهار مصرف ب- مهار واردات ج- مهار يارانه و هدفمندسازي آن د- مهار زيست محيطي (ترافيكي و آب و هوايي) دسته اي از نمايندگان و از جمله اينجانب مهار مصرف و دسته اي ديگر مهار يارانه را هدف اول تلقي مي كنند. دسته اي هم هيچكدام از چهار هدف مربوط را اصلي نمي دانند و بدون آنكه اظهار كنند هدف را تامين منبع جديد براي هزينه هاي مختلف مورد نظرشان مي گيرند. اين دسته معمولاً روي گران كردن تكيه مي كنند، بدون تدابير هماهنگ كننده براي دستيابي به اهداف چهارگانه مذكور. شبيه پيشنهاد كميسيون عمران كه همراه با افزايش قيمت 80 به 150 تومان فهرستي از طرحها و پروژه هاي عمراني را عنوان كرد. شايد بتوان با تسامح تلاش آنها را در تعقيب مهار يارانه تلقي كرد. به هرحال مصوبه كميسيون تلفيق درباره بنزين از جهات مختلف غير قابل قبول است: * دو برابر كردن يكباره قيمت بنزين چه آثار تورمي دارد؟ در اين باره مطالعات علمي به نتايج متفاوتي رسيده اند كه در سطرهاي بعدي به آن اشاره خواهد شد. آنچه مسلم است، آثار رواني اين تصميم در آستانه سال نو و بدون برنامه اطلاع رساني پيشين كم نخواهد بود. * در حاليكه شبكه حمل و نقل عمومي مناسب در دسترس نيست و اصلاحات در آن تازه آغاز شده است، مصرف بنزين و خودروي شخصي بي كشش است؛ يعني تنها افزايش قيمتهاي بسيار بالا مصرف را كاهش مي دهد. همه مطالعات علمي در اين باره هم داستان هستند. به عبارت ديگر قيمت 150 تومان اثري در كاهش مصرف نخواهد داشت. پس هدف اول به دست نخواهد آمد. * وقتي مصرف به رشد خود ادامه دهد واردات نيز رشد مي كند، چون رشد توليد داخلي كند تر از رشد مصرف است. در نتيجه حتي اگر ما به التفاوت 150 از 80 را صرف واردات كنيم و به هيچ امر ضروري ديگري اختصاص ندهيم، مبلغ كسب شده حدود افزايش مصرف است و واردات 5 ميليارد دلاري بر جاي خود باقي است. پس هدف دوم نيز قابل تامين نيست. * به اين ترتيب تنها رشد يارانه متوقف شده و با صرف 3/8 ميليارد دلار در سال آينده، اندكي كاهش مي يابد. ولي بي عدالتي در توزيع يارانه به قوت خود باقي است. * چون مصرف به رشد خود ادامه مي دهد، آثار ترافيكي و زيست محيطي ديگر به رشد مخرب خود ادامه خواهد داد. در واقع تقريباً هيچ يك از اهداف مهم ذكر شده تامين نمي شود و تنها از جيب اكثريت تحت فشار تورم از مقدار يارانه كل چند درصدي كم مي شود. چرا بايد چنين تصميم بي هدفي در كميسيون رأي بياورد؟ * آزادسازي قيمت بنزين به سطح قيمتهاي عمده فروشي خليج فارس، با هزينه هاي مربوط حدود ليتري 500 تومان مي شود. اثر تورمي اين تصميم بر اساس مطالعات علمي مختلف، متفاوت گزارش شده است. اين تفاوت ها به دليل اختلاف مدل ها يا دوره زماني مطالعه پيدا مي شود، كه طيفي از 5 تا 46 درصد است. عنوان جديدترين نمونه، گزارش وزارت اقتصاد و دارايي و وزارت نفت است كه در ماه اخير تهيه شد و بشدت با هم فرق دارد. اولي افزايش تورم اضافي براي مصرف كنندگان را علاوه بر تورم موجود، 2/2 درصد و دومي 2/20 درصد محاسبه كرده اند! البته اين اعداد شامل آثار تورم رواني (انتظارات تورمي) نمي شود كه معلوم نيست چقدر خواهد شد! گزارشهاي علمي وجود دارد كه نشان مي دهد كه اثر اين تورم (هر قدر باشد) بر قدرت خريد طبقات ضعيف دو برابر شديدتر است تا طبقات ثروتمند. بعيد است اين راه را هيچ سياستمدار عاقلي كه نسبت به توده هاي مردم متعهد است، بپذيرد. * راه ديگري كه در كميسيون تلفيق و مجلس طرفداراني دارد، مهار يارانه را هدف اصلي تلقي مي كند. اين راه تركيبي است از سهميه بندي توليد داخل به قيمت فعلي و فروش آزاد واردات به قيمت آزاد، اين راه حل علاوه بر جلوگيري از رشد يارانه، آن را تقريباً 40 درصد كاهش مي دهد، (حدود 7/5 ميليارد دلار براي سال آينده). چون هزينه تمامي واردات از جيب مصرف كنندگان پرداخت مي شود. ولي اثر آن بر مهار واردات و مصرف چندان روشن نيست؛ زيرا متقاضيان در اين قيمت بيشتر طبقات متوسط به بالا خواهند بود و معلوم نيست در قيمت ليتري 500 تومان، آنان چقدر مصرفشان را كاهش خواهند داد ولي به همين دليل كه مصرف كنندگانِ تامين كننده يارانه اكثراً متمكن هستند، از بي عدالتي دور مي شويم. هر قدر اين راه حل بر كاهش رشد مصرف اثر بگذارد، رشد آثار مخرب زيست محيطي كُند مي شود. بنابراين اين روش بر مصوبه فعلي كميسيون تلفيق، يعني فروش بي سقف ليتري 150 تومان ترجيح دارد. البته نكته مهم، اثر تورمي اين راه حل است. اين امر در علم اقتصاد تقريباً پذيرفته شده است كه هر گاه در بازار دو نرخ براي يك كالا باشد، رفتار مصرف كننده و توليد كننده بر اساس نرخ بالاتر شكل مي گيرد. بنابراين بايد روي اثر نرخ 500 تومان در هر ليتر بر نرخ تورم حساب كرد كه جمع اثر مستقيم، غير مستقيم و رواني آن در اغلب گزارش ها قابل توجه بيان مي شود. اين خطر امثال اينجانب را به مخالف اين راه حل تبديل مي كند. هر چند چنانكه تصريح كردم از مصوبه فعلي كميسيون تلفيق برتر است. * راه حل دولت كه بنده و جمعي از دوستان مجلس از آن دفاع مي كنيم، هدف اصلي را مهار مصرف مي انگارد. در واقع استدلال اين است كه حتي اگر هيچ مشكل واردات نداشتيم و يا تمامي نياز را در داخل توليد مي كرديم و هزينه توليد نيز براي ما صفر بود، باز تنها به دليل آثار مخرب اين حجم از مصرف سوخت از حيث اتلاف وقت و آسيب جسمي و روحي مردم، همچنين كاهش بازدهي شبكه حمل و نقل عمومي به دليل ترافيك، باز هم بايد مصرف مهار شود. مهار مصرف راههاي مختلف دارد: 1) با افزايش قيمت، كه گفته شد تنها با افزايش قيمت بسيار بالا مؤثر است، آثار تورمي كمرشكني دارد. 2) از راه محدوديتهاي ترافيكي، مانند آنچه در تهران اعمال مي شود. در واشنگتن نيز ورود خودروهايي با كمتر از چهار سرنشين از كمربندي شهر به داخل ممنوع است. 3) محدوديت خريد خودرو، مانند آنچه در سنگاپور رايج است. از 1999 دولت سنگاپور به دليل محدوديت جاده و خيابانهايش، خريد خودروي وارداتي را سهميه بندي كرده است (سنگاپور توليد داخلي خودرو ندارد) اين قانون كه بعداً اصلاح شده است حتي خريد و فروش خودروي دست دوم را نيز بدون مجوز دولت ممنوع كرده است. 4) محدوديت خريد بنزين يا به عبارت ديگر سهميه بندي سوخت.موثرترين روشها در وضعيت كشور ما سهميه بندي همراه با گشايش است. چون سهميه بندي توليد داخلي كفاف زندگي روزمره حداقلي را هم نمي دهد، بايد براي دو سه سال به مقداري واردات تن دهيم. در سال 1386 دولت اين مقدار را به نصف سال 1385 كاهش داده است. بدين ترتيب حدود 60 ميليون ليتر توزيع روزانه خواهد بود، در برابر 74 ميليون ليتر سال 1385. با اين مقدار بنزين و برآوردي كه سازمان بهينه سازي سوخت انجام داده است تمامي وسايل حمل و نقل عمومي، حتي سواريهاي مسافركش، پس از شناسايي، مصرف تقريباً معمول خويش را دريافت مي كنند و براي خودروهاي شخصي نيز ماهي حدود 90 تا100 ليتر در ماه اختصاص مي يابد. در اين صورت واردات نصف مي شود، اگر قيمت را هر سال 20 تومان اضافه كنيم، از يارانه تقريباً 25 درصد كاسته مي شود و به همين نسبت از بي عدالتي دور مي شويم، با كاهش تردد خودروهاي شخصي، بازدهي وسايل حمل و نقل عمومي به سرعت بالا مي رود، منابع جديدي براي بهبود و افزايش شبكه عمومي حمل و نقل به دست مي آيد. سه عامل اخير ما را به عدالت نزديك مي سازد. چرا كه بهره مندان از شبكه عمومي، عامه مردم هستند. طي دو، سه سالي كه اين روش اعمال مي شود با تعقيب سياستهاي غير قيمتي كالاي جانشين بنزين توسعه مي يابد. در اين صورت آزادسازي قيمت هم اثر تورمي كمتري دارد و هم اثر افزايش قيمت در كاهش مصرف چشمگير خواهد شد. اين راه حل، مانند همه راهها هزينه نيز دارد: الف) بازار دو نرخي پيدا مي شود و آنچه درباره اثر نرخ بالاتر گفته شد، اينجا نيز پيش مي آيد. پيدايش نرخ بالاتر درست است ولي اين بازار به دليل سختي انتقال كارت هوشمند بسيار كوچك است. به همين دليل اثر تورمي نرخ بالا كاهش مي يابد. ب) سهميه بندي چون ذاتاً محدود كننده آزادي است، نشانه عقبگرد است. اين احساس اولاً واقع بينانه نيست و ثانياً با اطلاع رساني از سود و زيان راه حلها و مقايسه آنها كاهش مي يابد. ج) گفته مي شود حكومت چه حقي دارد كه وقتي دسته اي از مردم توانايي و مصرف كالاي مجازي را دارند، مانع آنها مي شود؟ چرا نبايد بگذاريم مازاد بر سهميه وارد شود و به نرخ آزاد به فروش برسد؟ قبول اين اعتراض به معناي قبول دو نرخي است كه عيبهاي آن پيش تر بر شمرده شد. علاوه بر آن وقتي مصرف كالايي آثار خارجي منفي دارد، چنانكه گفته شد همه دولتها- حتي نظام هاي كاملاً باز- طبق نظريه هاي روشن اقتصاد بخش عمومي، دخالت مي كنند تا اقتصاد را به نقطه بهينه نزديك كنند و از مصرف بكاهند. چرا بايد به ثروتمندان اجازه داد به هر مقدار كه مي خواهند در خيابانها تردد كنند. به هر حال، چنانكه گفته شد راه حل بي هزينه وجود ندارد. بايد به دنبال كم هزينه ترين راه حل بود. |