تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
پنجره
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-03-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 23اسفند ماه 1385

[ هنری ]
 * گفتگو با اردلان شجاع كاوه ، بازيگر سينما و تلويزيون؛ بايد به هنر، علمي نگاه كرد
 * يادداشتي بر فيلم «آقاي اسميت به واشنگتن مي رود» ؛ يك كلاسيك به ياد ماندني
 * ايرانيها همچنان از طريق اينترنت به «300» اعتراض مي كنند
 * «شجريان» امروز آزمون مي گيرد
 * فراخوان توليد فيلمهاي كوتاه داستاني و مستند با موضوع امام رضا(ع)
 * بهروز غريب پور:زمان شروع عمليات بازسازي تئاترشهر را بعداً اعلام مي كنيم
 * اكران سنتوري پس از تعطيلات نوروزي
 * «آواز گنجشكها» نام آخرين فيلم مجيد مجيدي

گفتگو با اردلان شجاع كاوه ، بازيگر سينما و تلويزيون؛ بايد به هنر، علمي نگاه كرد

 

* تكتم بهاردوست
اگر آخرين سريال او (كلانتر) را با نخستين مجموعه تلويزيوني اش (هشت بهشت) مقايسه كنيد نقشهايش 180 درجه با هم تفاوت



دارند. اردلان شجاع كاوه جزء آن دسته از بازيگراني است كه هر چند در ابتدا به صورت تجربي وارد دنياي هنر شد اما در ادامه به دنبال تحصيلات آكادميك رفت از او تاكنون فيلمهاي بايكوت، آقاي رئيس جمهور، بر بال فرشتگان و سريالهاي كلانتر، ايستگاه آخر، روح مهربان و... را شاهد بوديم. گفتگوي ما با او را بخوانيد:
***
* اگر اجازه بدهيد صحبت را با توضيحات شما در رابطه با آخرين كاري كه از شما در تلويزيون ديديم، شروع كنيم؟
** سريال «صاحبدلان» به كارگرداني محمد حسين لطيفي آخرين بازي من در تلويزيون، داستان دو برادر بود كه يكي اهل مناجات است و ديگري اهل معامله و ثروت. من نقش دكتر، داماد خانواده را بازي مي كردم كه كارهاي حقوقي شركت پدر خانمش را بر عهده داشت و....
* يك شخصيت منفي!
** بله متأسفانه من از سال 72 به اين طرف مرتب نقشهاي منفي را تجربه مي كنم. نقشهاي منفي پيچيدگيهايي دارد كه كار را دشوار مي كند و همين هاست كه قدري آدم را آزار مي دهد. اتفاقهايي كه در زندگي شخصي آنها را تجربه نمي كنيم، سؤالاتي كه مجبوريم از شخصيتي كه براي ما در فيلم در نظر گرفته شده، بپرسيم و از اين قبيل چيزها.
* فكر مي كنم اولين بار نقش منفي را در تئاتر «منتظران» تجربه كرديد؟
** بله، دقيقاً من در سال 70 پايان نامه كارشناسي ام را با تئاتر «منتظران» در تالار چهار سو با نقش منفي شروع كردم. آنجا من در نقش پيرمرد دايم الخمري بازي كردم كه 60 سالش بود و روي يك قطعه چوب يك متر در 80 سانتي متر بازي داشتم و اين نمايش حدود يك ساعت تك گويي بود.
* اگر اجازه بدهيد برويم سراغ سريال «كلانتر 2» و نقش «سهراب» با بازي شما؟
** زماني كه نقش به من پيشنهاد شد از آن خوشم آمد. نقش را پذيرفتم ولي خيلي مي ترسيدم، چون اولين بار بود كه اين سوژه كار مي شد و خيلي هم حساس بود، آن هم با توجه به گرايشهايي كه اين شخصيت به خانواده اش داشت. من مظلوميتي را در اين آدم ديدم كه اميدوار بودم اين اتفاق در كل داستان هم بيفتد. من يك خللي هم نسبت به اين نقش ديدم! اجازه بدهيد اين را توضيح بدهم كه آن شبهايي كه دكتر گلزاري در تلويزيون با «خفاش شب» صحبت مي كرد من در رابطه با اين نقش دچار وحشت مي شدم. مي نشستم و تمام اين صحبتها را تماشا مي كردم و يادم هست در جايي عامل قتلهاي زنجيره اي گفت كه: «من نامزدي در زعفرانيه دارم كه هنوز منتظر من است. او فكر مي كند كه من دكترم» و اين نكته خيلي به من كمك كرد. چيزي كه در ذهن من بود براي كشف اين نقش گفتگويي بود كه خفاش شب با دكتر گلزاري داشت. من هم بر همين اساس سعي كردم نقش را دراماتيك كنم.
* با وجود اين تفاوتها بين «سهراب» با شخصيت خودتان، ايجاد ارتباط با نقش برايتان مشكل نبود؟
** اگر منظورتان اين است كه بر عهده گرفتن نقش اين اشخاص براي ما سخت است، نه اصلاً. البته به لحاظ تكنيكي، مهارتي را مي طلبد كه آن سخت است. در مورد كسب مهارت فيزيكي، بيان، رفتار وانتخاب تصويري كه از شما ثبت مي شود بايد با وسواس، دقت و سختي فراوان همراه باشد و در بخش انديشه هم همين طور، ولي اميدوارم برسيم به مقامي كه بتوانيم حسي بازي كنيم. يعني بعد از طي كردن مراتب و مهارتهاي فيزيكي و انديشه اي، بتوانيم به طور روحي وحسي، يك يا چند تا از اين نقشها را كه با انديشه همراه است، از اين قابهاي تصويري كه ما از اندام، شكل، بيان و صورت ظاهر اين بازي پنهان در متن داريم به عنوان بازيگر نمايش دهيم.
* پيش از اين هم شاهد هنرنمايي شما در سريال «روح مهربان» بوديم. بازي در نقش «جهانگير» و باز هم يك رل منفي ديگر...
** «روح مهربان» جمع بندي از سه كار نقش منفي من بود. جهانگير «روح مهربان» جاي كار زيادي داشت و بايد بهتر از اينها در آن ظاهر مي شدم. جهانگير مثل كاراكترهايي است كه در عمق بدي او، سعي مي كنيم به سمت او نرويم و مثل جهانگير نشويم و باعث مي شود دچار حالتي چون دوري از گناه شويم. به عقيده من ايفاي اين گونه نقشها احترام به مخاطب است. جهانگير، يك شخصيت خاكستري بود.
* وقتي به پرونده كاري شما نگاه مي كنيم، شما را بسيار كم كار و گزيده كار مي بينيم، چرا؟
** من چند سالي سكوت كردم و چند سال اخير را براي تدريس برگشتم دانشگاه، چون معتقدم كه بايد به هنر علمي تر نگاه كرد. بعد هم چون سوژه ها تغيير كرده من از سينما فاصله گرفتم و اين حضور هر روز كم رنگتر شد و همين نبود من، باعث دور شدن من از سينما شد. معرف من، كارهايم است.
* از تدريس گفتيد، در حال حاضر وضعيت آموزشگاههاي بازيگري را چگونه مي بينيد؟ آيا شركت در اين كلاسها براي بازيگر شدن كافي است؟
** براي بازيگر شدن كه خير، ولي هميشه گفته ايم كه تئوريها، مباحث نظري و كتابها مثل هواپيمايي است كه سوخت دارد و روي باند فرودگاه حركت مي كند ولي اگر سرعتش را بالا نبرد، قطعاً از زمين بلند نخواهد شد! اين اطلاعات و نظريات سوخت هواپيماست و هر چه بيشتر سوخت مصرف كند زودتر به مقصد مي رسد وگرنه مرتب دور خودش دور خواهد زد. من معتقدم مباحث علمي و نظري هر دو مكمل هم هستند. آموزشگاهها بايد در امر مباحث هنري، كاربردي باشند. من به جرأت مي توانم بگويم كه 90 درصد كساني كه دست اندركار كارهاي حرفه اي هستند به صورت تجربي و بنابر اطلاعات شخصي شان عمل مي كنند، ولي از مباني تئوري كه لازمه بالندگي فرهنگي است بدور مانده اند. بايد بين بچه هايي كه با محيطهاي آموزشگاهي و دانشگاهي آشنا هستند و محيطهاي حرفه اي و تجربي، آشتي برقرار كنيم.

  


يادداشتي بر فيلم «آقاي اسميت به واشنگتن مي رود» ؛ يك كلاسيك به ياد ماندني

 

* امير اطهر سهيلي

آقاي اسميت به واشنگتن مي رود
محصول: 1939 
كارگردان : فرانك كاپرا
نويسنده : سيدني بوچ من
بر اساس داستان «آقايي از مانتانا » نوشته لوئيس آر فوستر
بازيگران: جين آرتور ، جيمز استوارت ،كلود راينز، ادوارد آرنولد،گاي كيبي
يكي از دوستان اصرار دارد كه من را قانع كند تا دست از سينماي كلاسيك بردارم و سينما را به روز دنبال كنم . نمي دانم چرا ، ولي باز هم بين «مردگان» اسكورسيزي با اين همه پسامد و پيامد و «آقاي اسميت به واشنگتن مي رود»، اثر جاودانه كاپرا را مي پسندم تا براي چندمين بار از ديدنش لذت ببرم.
اگر همچنان در منزلتان دستگاه ويدئو يافت مي شود و در محله، ويدئو كلوپ با سابقه و قديمي اي را سراغ داريد، به هيچ وجه از تماشاي اين فيلم كه در نخستين سالهاي حضور مؤسسات ويديوي خانگي به صورت VHSبه بازار آمد و بر خلاف بسياري از آثار اين مؤسسات كه بارها تجديد انتشار يافته اند در انزوا ماند، غافل نشويد.«آقاي اسميت به واشنگتن مي رود» محصول دوران اوج كاپراست، كارگردان بزرگي كه بسياري او را نوعي نقطه آغاز در تاريخ سينما مي دانند، هرچند در واقع، او مقلد كمدي هاي پيش از خود بود كه توانست بخوبي آنها را در فضاي تئاتري اجرا نمايد. به حتم استادي كاپرا در تئاتر باعث چشمگير شدن تواناييهايش در سينما نيز گرديد.
در اين فيلم كاپرا بيشتر مي كوشد تا فرمول حضور مرد ساده دهاتي را در درون فضاي سخت ، خشك و حيلت آميز شهر كه در اثر پيشينش « آقاي ديدز به نيويورك مي رود » موفقيت فراواني به دست آورد، تكرار كند. با اين تفاوت كه فضا سازي كاپرا در اين فيلم به مراتب دلنشين تر و جذاب تر از آب درآمده است. جفرسون اسميت (جيمز استوارت) به عنوان نماينده يك روستاي كوچك به سنا فرستاده مي شود. جين آرتور كه دقيقاً در همان شخصيت و كاراكتري كه در فيلم آقاي ديدز بر عهده داشت، حاضر شده است؛ منشي فهميده اي است كه در همان ابتداي ورود جفرسون نگران سادگي بيش از حد اين مرد مي شود . اين مقدمه همان سير آشنايي مخاطب است با فضا ، كاراكترها و نوع داستان در سينماي كلاسيك، اما نقطه آغاز منحني اصلي فيلم ورود استوارت به يك بازي سياسي و اعلام حكم اخراج او از مجلس است. داستان به ناگهان خود را با فضاي بسته مجلس منطبق كرده و خاستگاه تئاتري كاپرا بشدت نمود پيدا مي كند. به گفته راجر رابرت:«از آغاز قسمت دوم فيلم، هر بيننده اي متوجه خواهد شد كه هيچ كس جز كاپرا نمي تواند با اين قدرت فضا ، كاراكتر و داستان را حفظ نمايد.»
جيمز استوارت هم كه به خاطر ايفاي نقش نخست در اين فيلم نامزد جايزه اسكار شد در حقيقت در انتهاي پيش توليد فيلم جايگزين گري كوپر شد و به گروه پيوست و اين در حالي بود كه پيش از اين اثر، كاپرا تجربه همكاري موفقي را با كوپر داشت و در آن زمان شهرت و اهميت كوپر به مراتب بالاتر از استوارت جوان بود . شايد دليل اين تغيير شگفت انگيز، در نوع كاراكتر و بازي اين دو بازيگر باشد كه با وجود شباهتهاي فراوان چه از لحاظ فيزيك و چه نوع بازي، در نوع تاثير بر تماشاگر تفاوتشان به وضوح مشخص خواهد بود. گري كوپر همان گونه كه چهره تثبيت شده خود را سالها بعد به دليل بازي در فيلم «ماجراي نيمروز» به دست آورد، شخصيتي تنها و در عين حال پر صلابت، پر قدرت و ثابت قدم است، اما كاراكتر آقاي جفرسون شخصيتي ضعيف به شمار مي آيد كه درحال غرق شدن در نقاط ضعف خود است و اينجا از قدرت نهان در چهره كوپر بايد چشمپوشي كرد و از تفكيك كاراكتر هيچكاك استفاده نمود. هيچكاك در تمامي آثارش از كاراكترهاي مشابهي استفاده مي كند و از دو بازيگر بسيار شبيه هم (استوارت و گرانت) بازي مي گيرد، اما نسبت به قدرت و ضعف كاراكتر، بين اين دو انتخاب مي نمايد . كافي است استوارت را در «پنجره عقبي» با گرانت در «شمال از شمال غربي» مقايسه كنيم.در كل استوارت آن چنان در اين نقش، فوق العاده عمل مي كند كه به قول معروف واقعاً به نقش خود مي چسبد و در آن غرق مي شود.بازيهاي ديگر فيلم، با وجود قرار گرفتن در كنار بازي شگفت انگيز استوارت باز هم رنگ خود را حفظ مي كند و در سكانسهايي، از آن پيشي هم مي گيرد، به گونه اي كه كلود راينز و هنري كري هم براي بازي در اين فيلم نامزد اسكار مي شوند. اين فيلم مجموعاً در 10 رشته نامزد اسكار شد، اما در رقابت با فيلم موفق «بر باد رفته» باز ماند و تنها اسكار بهترين فيلمنامه اقتباسي را از آن خود كرد.فيلم « آقاي اسميت به واشنگتن مي رود» اثري موفق با نمود كاملي از تمامي جلوه هاي هنرمندانه به شمار مي آيد كه اكران زود هنگامش در رسانه هاي تصويري و عدم انتشار دوباره اش بسياري از علاقه مندان سينما را از لذت بردن و درك آن باز داشته است.

  


ايرانيها همچنان از طريق اينترنت به «300» اعتراض مي كنند

 

پس از آنكه فيلم ضد ايراني «300» در لس آنجلس ايالت كاليفرنياي آمريكا اكران شد، ايرانيهاي مقيم كاليفرنيا بلافاصله به انتقاد شديد از اقدام هدفمند هاليوود پرداختند.
به گزارش ايسنا، فيلم «300» در ايالت كاليفرنياي آمريكا با اختصاص بيش از 180 سالن سينما به نمايش در آمد.
نمايش اين فيلم در لس آنجلس اتفاقي بي سابقه و از پيش برنامه ريزي شده بود تا تماشاگران هرچه بيشتري براي اين فيلم ضد ايراني، كه تحريف آشكار تاريخ 2500 ساله ايران است، جذب شوند؛ كما اينكه اين سياست در هفته اول نمايش با فروش 70 ميليون دلاري مؤثر واقع شد.
اما ايرانيهاي مقيم آمريكا كه اين فيلم را توهيني آشكار به هويت و تاريخ كشورشان مي ديدند، در اقدامي يكپارچه «300» را محكوم كردند. آنها با تهيه طومارهاي اينترنتي با ارسال ايميل به آشنايان خود در ايران، آنها را در جريان ساخت چنين فيلمي قرار داده و خواستار همراهي هموطنانشان براي تحريم «300» شدند.
در حال حاضر، هر لحظه به تعداد ايرانيهاي داخل و خارج از كشور كه با مراجعه به بخش نقد فيلم سايت ياهو، مخالفت شديدشان را با اين فيلم ضدايراني اعلام مي كنند، اضافه مي شود. اگرچه تنها چند رو از اعلام خبر اكران «300» مي گذرد، اما بيش از 4500 نفر با مراجعه به سايت ياهو و بيش از هشت هزار نفر با مراجعه به سايت com. petitononlineنظراتشان را در اين خصوص ثبت كرده اند.
اما در اين ميان فقط ايرانيها نيستند كه يكپارچه اعتراضشان را اعلام مي كنند؛ بلكه كاربراني از ديگر كشورهاي جهان كه با تاريخ 2500 ساله ايران آشنا هستند، به ويژه از يونان، به دفاع از اين اقدام جديد دولت آمريكا برخاسته اند.
آنچه در اظهارنظرهاي به ثبت رسيده در ياهو درباره فيلم «300» بيشتر جلب توجه مي كند، دروغ بودن محتواي فيلم است، اينكه سازندگان فيلم ابتدا بايد نگاهي به تاريخ بياندازند؛ اينكه آمريكا اين بار از طريق هاليوود، تاريخ را ابزاري براي اهداف خود قرار داده است و اينكه كشوري بدون پيشينه  تاريخي، تاريخ 2500 ساله ايران را تحريف مي كند و ...
اما اين فقط ايرانيها نيستند كه بر پوچي و عبث بودن محتواي «300» تأكيد دارند. رسانه هاي جهان نيز، كه نشريات آمريكايي متعددي ميان آنها ديده مي شود، پيكان تيز انتقادشان را به سوي اين فيلم نشانه گرفته اند.
روزنامه «آتلانتا ژورنال» اين فيلم را آكنده از گزافه گوييهاي بزرگ دانست. روزنامه «بوستون گلوب» اين فيلم را كسالت آور همراه با صحنه هاي ساختگي و بي روح توصيف كرد.
روزنامه «A.S. Uتودي» در تمسخر محصول جديد دولت آمريكا نوشت: هيجان اين فيلم فقط كمي بيشتر از يك بازي ويديويي است.روزنامه نيويورك تايمز نيز در نقد اين فيلم آورده است: جديت ساختگي و تصنعي اين فيلم، آن را خسته كننده تر از سرگرميها كرده است.شبكه خبري CNN نيز با اشاره به صحنه هاي جنگي فيلم، آن را غيرقابل قبول دانست.

  


«شجريان» امروز آزمون مي گيرد

 

«محمد رضا شجريان» امروز در دومين جلسه از كارگاه آوازش از هنرجوياني كه توانسته بودند به اين كارگاه راه پيدا كنند،شخصاً آزمون مي گيرد.«علي جهاندار» يكي از اعضاي هيأت داوران كارگاه آواز «شجريان» در گفتگو با فارس گفت: به دنبال تشكيل اولين جلسه از كارگاه آواز «شجريان»، امروز خود استاد با حضور در دومين جلسه از اين كارگاه آزموني را از هنرجويان مي گيرد كه براساس آن، افراد برگزيده به صورت اختصاصي از اين استاد گرانقدر، آموزش آواز مي بينند.وي افزود: افراد انتخابي توسط «شجريان»در جلسات بعدي به طور مستقيم تعليم مي بينند و مابقي هنرجويان نيز حضور خواهند داشت و به صحبتهاي «شجريان» ضمن آموزش گوش فرا مي دهند.

  


فراخوان توليد فيلمهاي كوتاه داستاني و مستند با موضوع امام رضا(ع)

 

«مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد اقدام به انتشار فراخوان توليد فيلمهاي كوتاه داستاني و مستند با موضوع امام رضا(ع) خواهد نمود.به گزارش فارس، پژمان لشكري پور معاون فرهنگي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، با اعلام اين خبر، افزود: عموم فيلمسازان و تهيه كنندگان محترم سينماي مستند و كوتاه كشور مي توانند طرحهاي خود با مضمون آداب و بركات زيارت و شخصيت، سيره و پرتوهاي معنوي حضرت امام رضا(ع) را به اين «مركز» ارايه نمايند.وي تصريح كرد: معاونت فرهنگي و توليد مركز آمادگي دارد از ابتداي ارديبهشت ماه1386، نسبت به دريافت طرحهاي مذكور اقدام نموده تا طرحهاي مصوب شوراي توليد، با حمايت اين مركز به مرحله توليد درآيد.

  


بهروز غريب پور:زمان شروع عمليات بازسازي تئاترشهر را بعداً اعلام مي كنيم

 

مدير بازسازي مجموعه تئاترشهر گفت: زمان شروع عمليات بازسازي را بعداً اعلام مي كنيم.
بهروز غريب پور ضمن بيان مطلب فوق گفت: حجم عمليات بسيار گسترده است به همين دليل نياز به زمان بيشتري براي استعلام از شركتهاي معتبر داريم.
اين كارگردان تئاتر توضيح داد: ارقامي كه براي بازسازي اعلام مي شود، ارقام بسيار بالايي است به همين دليل يك هيأت كارشناسي، ارقام را مورد بررسي قرار مي دهند.
غريب پور در پاسخ به پرسشي مبني بر احتمال طولاني تر شدن عمليات بازسازي تئاترشهر گفت: طولاني بودن يا نبودن زمان بازسازي، خيلي اهميت ندارد، آنچه مهم است انجام درست عمليات است اما در هر حال مي كوشيم در حداقل زمان و با حداكثر سرعت، كار كنيم.
پيش از اين اعلام شده بود مرحله جديد بازسازي بعد از پايان اجراي نمايشها از تاريخ 25 اسفند ماه آغاز مي شود و تا نيمه ارديبهشت ماه به پايان مي رسد.

  


اكران سنتوري پس از تعطيلات نوروزي

 

فرامرز فرازمند گفت: در صورت اخذ مجوز اداره كل نظارت و ارزشيابي سنتوري را بعد از تعطيلات نوروزي اكران مي كنيم.
تهيه كننده فيلم سنتوري در گفتگو با فارس اظهار داشت: در تلاش هستيم تا بتوانيم سنتوري را بعد از تعطيلات نوروزي اكران كنيم. هر چند زمان براي اكران اين فيلم نقش چنداني ندارد و مردم اين فيلم را دوست خواهند داشت اما بهتر است كه زودتر اكران شود.
اين تهيه كننده سينما گفت: پس از كسب پروانه نمايش فيلم در ايران قرار داريم كه همزمان فيلم را در آمريكا و دبي اكران كنيم.

  


«آواز گنجشكها» نام آخرين فيلم مجيد مجيدي

 

پروانه ساخت آخرين اثر «مجيد مجيدي» با نام «آواز گنجشكها» صادر شده است.به گزارش فارس، محمود اربابي مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي در نشست مطبوعاتي صبح ديروز خود با رسانه ها، ضمن اشاره به اين مطلب افزود: پروانه ساخت فيلم «آواز گنجشكها» از سوي اداره نظارت و ارزشيابي صادر شده و اين آخرين پروانه ساخت سال 85 خواهد بود. گفتني است «مجيد مجيدي» اين روزها مشغول توليد آخرين اثر خود در تهران است و براي ساخت تازه ترين فيلم بلند سينمايي اش از بيش از 100 پسربچه تست بازيگري گرفته است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com