---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شيراك؛ سفر به آفريقا، نگاه به خاورميانه
٭ قاسم بابايي شيراك در سالهاي پاياني حيات سياسي اش در هفته گذشته در سفر دوره اي خود اقدام به ديدار با رهبران مستعمرات قديمي و سنتي آفريقايي كرد.
رئيس جمهور فرانسه همچون سلف خود، شارل دوگل، طي چهار دهه سياسي، روابط حسنه اي را با رهبران آفريقايي برقرار كرده است. او به عنوان رئيس جمهور از سال 1995 باب گشودن روابط و ديدار با آنها را هر دو سال يكبار به مورد اجرا گذاشت. اما بيماري پيشرفته او و كهولت سنش، مانع از آمادگي همه جانبه او براي تصدي پست رياست جمهوري گرديد. خروج شيراك از صحنه سياسي منجر به تغيير روابط ميان فرانسه و آفريقا خواهد شد. اگر چه روابط ديپلماتيك و اقتصادي و نظامي فرانسه طي دهه هاي گذشته و نيز حمايت از رژيمهاي نظامي در سازمان ملل كمترين فاصله اي ميان پاريس و كشورهاي آفريقايي ايجاد نكرده است، اما حضور كشورهايي چون چين و آمريكا در منطقه آفريقا روابط فرانسه را با مستعمرات قديمي اش با چالش جدي مواجه كرده است.
كشور چاد كه بيشتر روابط را با فرانسه دارد، با صادرات روزانه 160 هزار بشكه نفت از طريق يك كنسرسيوم مالزيايي همراه با موبايل اكسون، شورون و پتروناس به موضوعي رقابتي تبديل شده است. آمريكايي ها در حال توسعه و گسترش موقعيت خود در آفريقا هستند، اما در عين حال تلاش دارند تا با تعامل با فرانسه، آنها را به عقب نشيني از آفريقا ترغيب كنند. البته اين امر به طور يك طرفه امكان پذير نمي باشد، بلكه بايد به معامله اي دو طرفه و در خصوص امتيازهايي از سوي واشنگتن صورت پذيرد. چاد در سال 1960 با استقلال از فرانسه، حكومت نظاميان را با چهار كودتا پشت سر گذاشت كه جديدترين آن حملاتي بود كه از سوي سودان عليه حكومت چاد بوقوع پيوست. فرانسه نيز با ادوات جنگي به كمك چاد شتافت. در حال حاضر فرانسه داراي هزاران سرباز در مستعمرات آفريقايي است كه با آموزشهاي نظامي و حمايتهاي لجستيكي به نام حمايت از شهروندان فرانسوي به نفوذ خود در اين منطقه ابعاد وسيعي داده است. علاوه بر آن پاريس داراي چهار هزار سرباز در ساحل عاج، 2900 سرباز در جيبوتي، 1000 سرباز در كابن، 1200 سرباز درسنگال مي باشد. در اين ميان اگر چه حكومتهاي آفريقايي داراي روابط حسنه استعماري طي قرون متمادي با انگلستان بوده اند، اما لندن- پاريس همواره براي تقسيم منافع ميان خود به سازش هاي پشت پرده رسيدند. لذا فرانسه بر ثبات و امنيت اين قاره به عنوان اولويت نخست و ظهور دموكراسي در اين منطقه توجه خاصي داشته است. فرانسه در چاد با حمايت از حسن هابره و ادريس ربي، روابط خود را با اين كشور آفريقايي تقويت نمود. نجامنا پايتخت چاد، با حمايت سازمان اطلاعات فرانسه شورشهايي را مشاهده كرد كه طي آن 350 نفر قتل عام شدند. كمي پس از آن، شيراك با ميانجيگري ميان چاد و سودان در تحقق آرامش منطقه كمك كرد. در اين ميان كنگو ازمستعمرات قديمي بلژيك با كمك آمريكا و رهبري پاتريس لومومبا به استقلال رسيد، كمي بعد، واشنگتن با ساقط نمودن حكومت مردمي لومومبا، خود جانشين استعمار بلژيك گرديد و به مدت 30 سال به غارت منابع و معادن غني الماس و ذخاير زيرزميني و طبيعي آن پرداخت. در اواسط دهه 1990، پس از آنكه آمريكا با كمك وهابيت عربستان سعودي به دخالت در امور داخلي الجزاير مستعمره قديمي فرانسه پرداخت، باعث روي كار آمدن حكومت نظامي در الجزاير و قتل عام فجيع مسلمانان اعم از زنان و كودكان بسياري شدند. فرانسوي ها نيز براي جبران اين دخالت و فشار بر آمريكا و عربستان به دست برداشتن از الجزاير، اقدام به ايجاد شورشهايي خونين در كنگو (زئير) كردند كه موبوتوسكو، ديكتاتور دست نشانده آمريكا در اين كشور به پاريس فرار كرد، اما در آنجا به قتل رسيد. پس از آن، لوران كابيلا عامل ديگر آمريكا كه سالها در آمريكا تحصيل كرده بود، به رياست جمهوري كنگو رسيد. اين در حالي بود كه درگيريهاي داخلي كنگو همچنان ادامه داشت تا لورن كابيلا توسط شورشيان ترور گرديد و پسرش ديويد كابيلا جانشين وي گرديد. آمريكا و وهابيت سعودي قصد داشتند تا حكومتي طالباني را در الجزاير تأسيس كنند، اما پس از شكست و عقب نشيني، به فكر تأسيس و تربيت فرقه اي به نام طالبان در افغانستان افتادند كه اين برنامه را با كمك پاكستان و عربستان در اواسط دهه 1990 به انجام رساندند و شرايط بعدي را براي بهره برداري هاي آينده نيز فراهم آوردند. فرانسه و خاورميانه
ادامه سفر شيراك به مصر در راستاي سفرهاي آفريقايي اش نشان از اهميت خاورميانه براي فرانسه دارد؛ زيرا مصر ضمن آنكه با شمال آفريقا ارتباط دارد، با خاورميانه و بخش بزرگي از جهان اسلام نيز مرتبط است. شيراك با حمايت و تأييد انتخاب مجدد مبارك براي ششمين دوره رياست جمهوري، از انتخابات پارلماني اين كشور كه به پيروزي اسلامگرايان منجر شد، استقبال كرد. بايد گفت امروزه تنها آفريقا براي فرانسه مهم نيست، بلكه خاورميانه در واقع به دليل وجود انرژي فراوان و مصارف بسيار بالاي نفت خاورميانه، از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است. كه با سفر ماه گذشته شيراك به عربستان و دخالت در امور داخلي لبنان در صدد قطعنامه 1559 شوراي امنيت براي خروج نيروهاي سوري از لبنان و صدور تأسيس كميته بررسي ترور رفيق حريري، اعزام ناو هواپيمابر هسته اي ژنرال دوگل به منطقه، سعي دارد تا با ايفاي نقش خود در دوران قبل و بعد از دو جنگ جهاني اول و دوم براساس پيمان استعماري سايكس- پيكو در سال 1916- كه خاورميانه را به دو قسمت منطقه نفوذ انگلستان و فرانسه تقسيم كردند- تاريخ حضور خود را احياء نمايد. يك دهه پس از جنگ جهاني دوم، فرانسه با شكست همراه با ترديد و دودلي نسبت به ملت عرب، به بزرگترين حامي صهيونيستها تبديل شد و به اين رژيم اشغالگر كمك كرد تا به سلاحهاي هسته اي مجهز شود. پس از آن در 1956، رژيم صهيونيستي، انگليس و فرانسه طبق قراردادي با يكديگر قول دادند روابط في ما بين را افزايش دهند. اتحاد ميان فرانسه و صهيونيستها در اواخر دهه 1950 و اوايل دهه 1960 ميلادي به اوج خود رسيد. و زماني كه فرانسه با الجزاير در حال جنگ بود، اشغالگران قدس در چشم فرانسويان كليد ثبات خاورميانه محسوب مي شدند. در سال 1963 فرانسه كه به اشغال الجزاير پايان داد و استقلال اين كشور را به رسميت شناخت، روابط استعماري خودرا همچنان با اين كشور شمال آفريقا و ساير كشورهاي مستعمره خود حفظ كرد. ژنرال دو گل اقدام به بازنگري سياستهاي فرانسه در خاورميانه نمود و تصميم گرفت كه از عربها حمايت كند. به تدريج از رژيم صهيونيستي رويگردان شد و در ماه مه 1967 قبل از پايان جنگ شش روزه، دو گل به تمام ارتش فرانسه دستور داد تا كمك به رژيم صهيونيستي را قطع كنند، لذا براي پيگيري مواضع و سياستهاي فرانسه در قبال خاورميانه، قبل از هر چيز بايد روابط پاريس را با بغداد به دقت مورد بررسي قرار دهيم. صدام در سال 1972 در اولين سفر، به پايتخت كشورهاي غربي وارد پاريس شد. در اين ديدار وي با فروش حجم زيادي از نفت بغداد به پاريس موافقت كرد و شيراك در آن زمان نخست وزير فرانسه بود و سال بعد به بغداد سفر كرد. فرانسه پس از اتحاد جماهير شوروي، به سرعت تبديل به بزرگترين تأمين كننده تجهيزات ارتش عراق شد. شيراك در سال 1976 به طور رسمي به صدام كمك كرد تا راكتور هسته اي "اوسيراك" را بسازد كه اين راكتور در سال 1981 با بمباران اسراييل نابود گرديد. در طول جنگ تحميلي عراق عليه ايران، فرانسه با ارسال ميراژ F1، موشكهاي ضد ناو و نيز تجهيزاتي براي افزايش برد موشكهاي اسكاد به بغداد كمك شاياني كرد. دقيقاً يكسال قبل از جنگ خليج فارس، وزير دفاع فرانسه و مؤسس سازمان دولتي عراق- فرانسه، با ديدار از بغداد به صدام گفت كه او طرحهايي در خصوص افزايش روابط دو جانبه ميان دو كشور را در دست دارد. پس از تجاوز صدام به كويت، فرانسوا ميتران رئيس جمهور وقت فرانسه با حركتهاي محتاطانه به اتحاد ضد عراق نزديك شد. وي با فرستادن نمايندگانش به 24 كشور جهان نشان داد كه مشاركت فرانسه كاملاً دفاعي خواهد بود. به رغم نمايش آشكار حمايت از اعراب توسط شيراك و وزير دفاع وي، ميتران مراقب بود كه اتحاد وي با آمريكا در جوامع بين المللي چندان دوستانه به نظر نرسد، اما با كشته شدن سفير فرانسه در تهاجمات عراقي ها به كويت و گروگانگيري چهار شهروند فرانسوي، ميتران مجبور شد آشكارا در صف مخالفان صدام قرار گيرد. در سال 2001 ميلادي موج جديدي از دشمني ها عليه فرانسه با نمايش دودلي اين كشور در جنگ آمريكا و صدام بوجود آمد، ولي فرانسه از مخالفت با حمله موشكي آمريكا به صدام، نفع فراواني نصيبش شد. به طوري كه، وزير نفت عراق در آن زمان گفته بود كه كشورهاي دوستي كه در اين جنگ از ما حمايت كردند، مانند فرانسه و روسيه به طور حتم در اولويت برنامه ها و قراردادهاي دولت جديد عراق قرار خواهند گرفت. پس از لغو تحريمهاي فروش نفت عراق، فرانسه توانست در مزايده هاي پر منفعت بازسازي عراق پيروز شود. در آن زمان لندني ها در گزارش ماه نوامبر خود نوشتند: سرويسهاي امنيتي غرب از شركتهاي فرانسوي در خصوص انعقاد قراردادهاي چند صد ميليون دلاري براي بازسازي ارتش و پايگاه هاي نفت عراق درس خواهند گرفت. در خصوص حمايت از فلسطيني ها، فرانسوي هاي دوران دوگل، تلاش كردند تا از تفكرات نازي ها فاصله بگيرند و پس از آن فرانسوي ها از سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) حمايت كردند. اين اقدام فرانسه در زماني كه فلسطينيان از طرف نازي ها حمايت مي شدند، بسيار عجيب به نظر مي رسيد. به طوري كه در سال 1940 مفتي بيت المقدس خطاب به هيتلر پس از اشغال فرانسه توسط نازي ها گفت: به رهبران و رؤساي آلمان تبريك مرا به خاطر پيروزي بزرگ سياسي و نظامي كه به دست آورده ايد، ابلاغ نماييد. براي بيش از يك دهه، علاقه فرانسه در برقراري ديپلماسي صلح در غرب كه توسط دولت سابق سوسياليست اين كشور به سطح بالايي رسيده بود، كاهش يافت. درهمين زمان ميتران نيز تلاش زيادي براي مبارزه با رهبران آمريكايي نمي كرد. در عوض در 18 ماه اول دوره رياست جمهوري شيراك، فرانسه به دفاع از قدرتهاي منطقه برخاست. دقيقاً مانند آخرين روزهاي حكومت قهرمان ملي پاريس و الگوي وي مارشال دوگل، شيراك را بر آن داشت تا با برداشتن گامهاي اساسي نفوذ فرانسويان را در جهان بويژه خاورميانه افزايش دهد. شيراك در سخنراني خود در قاهره، اهدافش را به خوبي بيان كرد و پس از اين صحبتها، اين مسأله در جوامع بين المللي قوت گرفت كه فرانسه مي تواند جايگزين خوبي براي آمريكاي ناقض صلح شود. او در اين سخنراني خطاب به دانشگاهيان مصري گفت: بسيار واضح است كه جهان عرب بايد از مزاياي توسعه جهان پيشرفته استفاده كند. از سوي ديگر، فرانسه نقش اصلي را براي حل مناقشات رژيم صهيونيستي و حزب ا... لبنان انجام داد. پس از عمليات خوشه هاي خشم در آوريل 1997 و عقب نشيني اسراييل از شبعا و به رسميت شناخته شدن حزب ا... به عنوان تنها نيروي مقاومت مردمي و رسمي لبنان توسط سازمان ملل و ساير كشورهاي اروپايي، فرانسه گامهاي مؤثري را براي تحكيم نفوذ خود در خاورميانه برداشت. اكنون شيراك در حالي وارد كشورهاي آفريقايي شد كه همزمان خاورميانه را در دوره هاي جديد مدنظر دارد تا از معادلات منطقه و تحولات آن عقب نماند.
٭ حسين رزمنده وكيل كميته امور عمومي اسراييل- آمريكا(آيپاك) كه نامش فاش نشده گفته است رايس درست با همان روشي جاسوسي كرد كه يك مقام دون پايه پنتاگون اين كار را انجام مي دهد و به 12 سال حبس محكوم شده است.
اتهام عليه رايس در حالي مطرح مي شود كه يك قاضي فدرال درخواست كرده وكلاي مدافع "استيون روزن" و"كيت ويسمن" دو متهم به جاسوسي براي آيپاك را مبني بر صدور احضاريه براي رايس و سه مقام دولتي آمريكا پذيرفته است. استيون روزن و كيت ويسمن از اعضاي سابق آيپاك هستند كه به دريافت و افشاي اطلاعات دفاعي آمريكا متهم شده اند، گروه وكلاي اين افراد از قاضي دادگاه خواسته اند تا اين اتهامات را رد كند؛ زيرا به اعتقاد اين گروه با اين اتهامات، نوع تعامل پشت پرده لابي هاي دولتي و مطبوعات كه بخشي از ساز و كار كاركرد واشنگتن است، ابعاد جنايي به خود مي گيرند. "تي. اس. اليس سوم" قاضي منطقه اي آمريكا در جلسه دادگاه اعلام كرد كه سرگرم بررسي مختومه اعلام كردن اين پرونده دولتي است؛ چون قانوني كه براي بازجويي از روزن و ويسمن استفاده مي شود، ممكن است مبهم و ناقض آزادي بيان باشد. اين در حالي است كه بازجويان با احضار رايس و مقامهاي ديگر مخالفند. معاون دادستان آمريكا نيز اعلام كرد، ادعاي لوول غير قابل قبول است و رايس هرگز اطلاعات دفاعي را در اختيار روزن قرار نداده است.
صدور احضاريه براي رايس يا هر مقام دولتي ديگر براي ارائه شهادت، الزام آور نيست و دريافت كننده اين احضاريه مي تواند درصدد ابطال آن برآيد. در همين حال تلاشها براي روشن شدن موضع وزارت خارجه آمريكا در مورد اين مسأله نيز تاكنون بي پاسخ مانده است. قاضي دادگاه نيز با صدور احضاريه براي ديويد ساترفيلد، معاون هيأت آمريكا در عراق "ويليام برنز" سفير آمريكا در روسيه و آنتوني زيني، ژنرال بازنشسته ارتش آمريكا موافقت كرده است كه هر يك از آنها با گروه وكلاي اين پرونده تعامل داشته اند. لوول از گروه وكلاي متهمان گفت: هر كدام از اين افراد مي توانند توضيح دهند به روزن چه گفته اند. روز اول رايس به او اطلاعات خاصي مي دهد و روز دوم نيز يكي از توطئه گران به او همان اطلاعات يا اطلاعاتي با درجه كمتري مي دهد. براساس اتهام عليه روزن و ويسمن، سه مقام دولتي، اطلاعات دفاعي محرمانه و حساسي را به اين دو نفر داده اند و اين دو نفر نيز اين اطلاعات را در اختيار مطبوعات و آيپاك گذاشته اند. يكي از سه مقام آمريكايي، "لورنس فرانكلين" يك مقام سابق پنتاگون بود كه به جرم ارايه اطلاعات دفاعي به روزن و ويسمن به 12 سال حبس محكوم شد. فرانكلين اعلام كرد آمريكا به اندازه كافي تهديدات ايران را جدي نمي گيرد و اميدوارم با اين اقدام خود شوراي امنيت ملي آمريكا را وادار كند مسير ديگري در پيش بگيرد. براساس اتهامات عليه روزن و ويسمن، آنها تلاش داشتند گزارشهاي دولتي محرمانه را درخصوص سياست آمريكا از حمله شبكه القاعده و بمب گذاري در برجهاي "خبر" در عربستان سعودي به دست بياورند. وكيل مدافع روزن و ويسمن اعلام كرد، وقتي اين افراد اطلاعات دفاعي را از اين سه نفر دريافت مي كردند، خود نمي دانستند اهميت آنها را تعيين كنند؛ زيرا مقامهاي دولتي كه اين اطلاعات را در اختيار آنها قرار مي دادند با قوانين امنيت ملي آشنا بودند و در نتيجه نبايد اين اطلاعات را در اختيار آنها قرار مي دادند. سيمور هرش، لابي صهيونيستها علاوه بر آنچه گفته شد، يك چهره معروف رسانه اي و جنجال برانگيز، به نام سيمور هرش كه اولين افشا كننده ماجراي زندان ابوغريب و نيز گزارشگر مقاله اي در خصوص برنامه ريزي مخفيانه آمريكا براي حمله به مراكز هسته اي ايران است، در واقع لابي با نفوذ يهوديان و صهيونيستهاي حاكم بر آمريكا مي باشد. انتشار مقاله اي از او در خصوص حمله آمريكا به ايران باعث شد تا بسياري از مطبوعات و خبرگزاري هاي مهم جهان در گزارشهايي مفصل به بررسي و تحليل اين مقاله بپردازند و در نهايت دولت بوش و سران كاخ سفيد مجبور به تكذيب اين گزارش شدند، چنانكه بوش در يك سخنراني رسمي آن را گمانه زني هاي ابتدايي ناميد. سيمور هرش كيست؟ او متولد 8 آوريل 1937 ميلادي است. او در يك خانواده يهودي در شيكاگو به دنيا آمده و از باشگاه شيكاگو فارغ التحصيل شد. او كار خود را در زمينه روزنامه نگاري به عنوان گزارشگر پليس در سال 1959 شروع كرد. بعد از آن به عنوان خبرنگار خبرگزاري "يونايتد پرس" مشغول به كار شد و در سال 1963، به خبرگزاري رويترز رفت و به عنوان خبرنگار اين خبرگزاري در ايالت شيكاگو و واشنگتن مشغول به كار شد. وي در زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريكا در سال 1968 مشاور مطبوعاتي ستاد انتخاباتي سناتور "مك كارتي" شد و يك سال بعد به عنوان گزارشگر نيويورك تايمز استخدام شد. وي علاوه بر سابقه طولاني كه به عنوان يك خبرنگار و مقاله نويس دارد 11 كتاب نيز به رشته تحرير درآورده است و همچنين موفق به كسب چندين جايزه بين المللي نيز گرديده است . از جمله جوايزي كه مي توان در كارنامه مطبوعاتي هرش مشاهده كرد؛ جايزه بين المللي پوليتزر است كه بدليل فعاليتهاي مطبوعاتي اش در جريان جنگ ويتنام در سال 1970 به وي اهدا شده است. از مهمترين كتابهايي كه به قلم اين روزنامه نگار يهودي نوشته شده است، كتاب جنجال برانگيز "بهاي قدرت" و "انتخاب سمسون" است كه با واكنشهاي گسترده اي مواجه شده است. هرش در كتاب انتخاب سمسون به بررسي تسليحاتي هسته اي اسراييل و سياست خارجي آمريكا پرداخته و همواره حامي درجه يك اسراييل و مخالف سرسخت فلسطيني ها بوده است. هرش نيز همچون اسلاف خود "پي ير سالينجر" روزنامه نگار و نويسنده معروف "پرونده محرمانه جنگ خليج فارس" و رابرت فيسك، در جامعه به ظاهر آزاد آمريكا كه از "جريان آزاد اطلاعات" دم مي زنند، در واقع به عنوان ستون پنجم لابي هاي رژيم صهيونيستي عمل مي كند. از يك سو اخبار محرمانه درون زندان ابوغريب قبل از هر كس ديگر، ابتدا به او داده مي شود تا از او چهره اي ضد آمريكايي بسازد. هرش كه از سوي صهيونيستها چهره اي افشاگرانه رسانه اي به خود گرفته و با كمك لابي هاي آنها در جهت منافع رژيم صهيونيستي گام برمي دارد درست همان گونه كه در ماجراي كاندوليزا رايس مشاهده شد، خود با خط گرفتن از آنها، به تبليغات جنگ رواني مي پردازد. وقتي كه صدام به ايران حمله كرد، نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي اسحاق شامير، اظهار داشت؛ ما نه تنها از وقوع اين جنگ كه حتي در سايه آن مي توانيم به برنامه هاي ضد فلسطيني خود ادامه دهيم، بايد از لابي هاي خود در آمريكا كه صدام را تشويق به آغاز يك چنين جنگي كردند، تشكر نماييم. در خصوص حمله صدام به كويت، صهيونيستها و لابي هاي آنها، خانم اپريل گلاسپي آخرين سفير آمريكا در عراق كه يهودي الاصل بود، هدايت كردند كه با درخواست وقت ملاقات از صدام، او را به حمله به كويت تشويق كند. خانم اپريل گلاسپي در ملاقات با صدام به وي گفت: ايالات متحده آمريكا هرگز در مناقشات ميان اعراب بويژه مناقشات ارضي دخالت نخواهد كرد و بي طرف باقي مي ماند. صدام كه از 8 سال جنگ عليه ايران و متجاوز شناختن او از سوي سازمان ملل و بازگشت به مرزهاي بين المللي مندرج در قرارداد 1975 الجزاير مغموم و شكست خورده بود، اين مواضع خانم اپريل گلاسپي را به عنوان چراغ سبز آمريكا تلقي كرد و به كويت حمله كرد. در خصوص حمله آوريل 2001 آمريكا به عراق، عوامل نفوذي لابي هاي يهوديان در پنتاگون اخبار و اطلاعات محرمانه درباره وضعيت تسليحاتي صدام را سرقت و به اسراييل منتقل مي كردند و سپس آنها اين اطلاعات خام را پخته و با تغييرات فرآوري شده از طريق عامل خود يعني آليستر كمپل، مسؤول دفتر و مشاور نزديك توني بلر، نخست وزير انگلستان به چف هون وزير دفاع انگليس و آنها نيز اين اطلاعات را با عنوان منابع مستقل خود به پنتاگون منعكس مي كردند و شرايط حمله به عراق را در آوريل 2001 فراهم نمودند، اما در اين ميان اتفاقي افتاد و آن اينكه يك كارشناس ارشد نظامي وزارت دفاع انگليس به نام پروفسور ديويد كلي در مصاحبه با بي.بي.سي افشا كرد كه مدارك عليه صدام جعلي است. در اين مدارك آمده بود كه صدام در چند سال آينده قادر به دستيابي به سلاحهاي هسته اي و غير متعارف مي شود، اما اسراييلي ها آن را اين گونه تنظيم كردند كه صدام قادر است در 24 ساعت خود را به سلاحهاي هسته اي، بيولوژيكي، شيميايي مجهز سازد. اما همين كه بي.بي.سي منبع خبر خود را افشا كرد، يك روز پس از آن جسد دكتر كلي را در چند صد متري خانه اش پيدا كردند. اين مسأله منجر به بركناري آليستر كمپل، مسؤول دفتر بلر و توبيخ و استيضاح وزير دفاع انگلستان گرديد. اكنون در خصوص پرونده هسته اي ايران نيز لابي هاي صهيونيستها تلاش كردند تا با سرقت اطلاعات خام عليه ايران همان سناريوي صدام را در مورد ايران پياده و اجرا كنند، اما با افشاي هويت عوامل نفوذي لابي ها از جمله اد فرانكلين و دستگيري وي اين توطئه خنثي گرديد. با ادعاي سيمور هرش مبني بر حمله قريب الوقوع آمريكا به ايران و عقب نشيني بوش و سران كاخ سفيد، بار ديگر ترفندي از ترفندهاي رسانه اي لابي هاي صهيونيستها در جنگ افروزي در منطقه اي چون خاورميانه چهره صهيونيستي سيمور هرش را افشا كرد. كه اين خود نيز بر قدرت رسانه اي يهوديان آمريكا و انحصار آنها مهر تأييد مي زند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- چگونه اسرار سيا به بيرون درز كرد
سرويس ترجمه: سازمان اطلاعات مركزي آمريكا(سيا) اولين مراحل تحقيقاتي جنايي خود را در خصوص ادعاي وجود زندانهاي مخفي آمريكايي در خارج از خاك آمريكا آغاز كرد. اين تحقيقات بر روي امكان درز اطلاعات محرمانه دولتي به بيرون متمركز خواهد بود.
واشنگتن پست مي گويد كه سيا، در بعضي كشورهاي اروپاي شرقي بازداشتگاه هايي براي متهمان تروريستي در اختيار دارد. بوش تاكنون از اظهارنظر در اين باره خودداري كرده است. رايس نيز با طفره رفتن از پاسخ به اين سؤال اظهارداشت: آمريكا درگير جنگي متفاوت است و بايد از خودش محافظت كند. در اين ميان سيا خواستار تحقيقات گسترده دادگستري آمريكا درباره منبع اين گزارشها شده است. تاكنون كشورهايي چون لهستان و روماني، وجود اين زندانها را تكذيب كرده اند. سناتور بيل فريست رهبر جمهوريخواهان در سنا و دنيس هاسترت رئيس جمهوريخواهان مجلس نمايندگان آمريكا خواستار تحقيق كنگره در مورد احتمال درز اطلاعات امنيتي در خصوص زندانهاي سيا شده اند. پورتر گاس، رئيس سازمان سيا ضمن آنكه خواستار تحقيق در خصوص نشت اطلاعات از درون سيا شد، درباره اخراج يك كارمند متهم به درز اطلاعات محرمانه سيا به بيرون از سازمان خبر داد. وي از صدمات و لطمات شديد اين مسأله و نيز به خشم آمدن جامعه اطلاعاتي آمريكا نسبت به اين امر ابراز تأسف كرد.
پورترگاس با تأييد دستگيري كارمند مجرم اظهار داشت: او اعتراف نموده كه اخبار و اطلاعات محرمانه و طبقه بندي شده سيا را در اختيار رسانه ها قرار داده است. اكنون اين سردرگمي و بحران اطلاعاتي، سازمان عريض و طويل سيا را در هم پيچيده است. درست چند روز پس از آنكه خبرنگار واشنگتن پست جايزه معروف پوليتزر را براي داستاني درباره زندانهاي مخفي سيا دريافت كرد، پورترگاس، رئيس سازمان سيا با اعترافات خود، خواستار افشا و شناسايي منبع گزارش خبرنگار واشنگتن پست گرديد. در اين ميان افسر بركنار شده اطلاعاتي، پس از آن كه در تست دروغ سنج، تناقضهاي وي به اثبات رسيد، بلافاصله با دستور پورترگاس اخراج شد. سخنگوي گاس، به نام ميلر وايزديك، اگرچه درباره جزييات دستگيري فرد مظنون توضيح نداد، اما خبر شناسايي و دستگيري مظنون را تأييد كرد و اظهار داشت كه بر اساس بررسيهاي همه جانبه داخلي، سرانجام پس از آزمايشهاي پيچيده، افسران اطلاعاتي كه احتمال نشت اطلاعات سيا از طريق آنان مي رفت و با اطلاعات طبقه بندي شده مرتبط بودند، دستگير شدند. در عين حال، ميلر وايزديك، اين مسأله را روشن نكرد كه آيا سيا، از قوه قضاييه خواسته است كه موضوع را پيگيري كند و يا فرد بخصوصي را كه دستگير شده، مورد محاكمه قضايي قرار دهد، زيرا اين اتهام به معناي يك جنايت فدرال مي باشد. وي در ادامه مي گويد: اين روند به طور اساسي تعريف شده است و آن زماني است كه اطلاعات طبقه بندي شده آشكارا و از طريق مجاري غيراجرايي و غير مسؤول به رسانه ها منتقل شود كه مسأله جنبه قضايي به خود مي گيرد و ناگزير قوه قضاييه براي پيگيري وارد ماجرا مي شود. اين موضوع همچون موضوع پرونده افشاي هويت مأمور مخفي سازمان جاسوسي سيا، به نام خانم والري پلامي مي باشد كه با گزارش و انتشار آن در روزنامه ها، پس از بررسي هاي همه جانبه سرانجام، معاون رييس جمهور بوش، ديك چني و مشاورش لوئيس اسكوتر ليبي به نشت اخبار و اطلاعات محرمانه به روزنامه ها شناخته شدند و سرانجام به بركناري ليبي از سمت مشاوره ديك چني منجر گرديد. در واقع علت اين افشاي هويت، مدارك جعلي عليه صدام بود، زيرا شوهر خانم والري پلامي به نام جوزف ويلسون كه شوهر سوم او و پلامي همسر دوم او بود، با پوشش يك تاجر آمريكايي مقيم نيجريه براي انجام معامله خريد اورانيوم براي صدام، در واقع به عنوان طعمه اي وارد بازي سياسي كاخ سفيد و عراق گرديد، اما به محض اينكه متوجه شد كه تمام اين ماجرا تنها يك بازي سياسي پاپوشي براي صدام و توجيه حمله به عراق صورت گرفته است، اقدام به افشاگري عليه جمهوريخواهان نمود. جمهوريخواهان براي ساكت نمودن او، از طريق مشاور ديك چني- اسكوتر ليبي- هويت اطلاعاتي همسرش والري پلامي را افشا نمودند و ارتباط او را به عنوان جاسوس سازمان سيا از طريق نشرياتي چون تايم و نيويورك تايمز معرفي نمودند و ادعا كردند كه در واقع او با تحريك همسرش وارد اين بازي شده و هرگز ارتباطي با جمهوريخواهان و مأموريت از طرف آنان نداشته است. افشاگري هويت مأمور اطلاعاتي خانم والري پلامي -همسر جوزف ويلسون- از جمله پرونده هايي است كه به لورفتن و درز و نشت اطلاعات از درون سازمان سيا منجر گرديد. تا آن كه جوديت ميلر، خبرنگار نيويورك تايمز نيز پس از آن كه به خاطر افشاي اطلاعات سازمان سيا به زندان افتاد، منبع اطلاعاتي خود را افشا نمود و او كسي نبود جز اسكوتر ليبي، مشاور ارشد ديك چني معاون بوش. اكنون بار ديگر با توجه به درز و نشت اطلاعات طبقه بندي شده مربوط به وجود زندانهاي مخفي سيا در اروپا و نيز برخي كشورهاي آسيايي چون تايلند و فيليپين، مي تواند بي كفايتي سازمان سيا و مديريت آن، از مباحث اختلاف برانگيز ميان پورترگاس و نگرو پونته باشد كه همچنان پس از تشكيل "مديريت امنيت ملي" به رهبري نگرو پونته و به دنبال حادثه 11 سپتامبر شكل گرفت. منبع: واشنگتن پست