خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   دوشنبه 11اردیبهشت ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 گفت و گو   
 ضربان   
 ايرانسرا   
 فرهيختگان   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ هنر ]


گزارشي پيرامون ضرورتهاي تشكيل "سازمان ملي تئاتر" ؛ تئاتر، عشق ماست شغل ما نيست!

يادداشتي بر نمايش "تيغ و ماه" به كارگرداني "آتيلا پسياني" ؛ گنگ خواب ديده

گزارشي از نخستين مراسم جايزه نقد "ادب و هنر" ؛ جايزه اي براي منتقدان

در نخستين روز هفته تئاتر ؛بازيگرها جشن گرفتند

عليرضا داوودنژاد:از فروش بالاي "آتش بس" احساس ناراحتي نمي كنم!

جكي چان رقابتهاي اسكار را ناعادلانه خواند

محمد رضا شجريان در حاشيه ديدار از باغ هنر بم:
     هر چه از حادثه فاصله مي گيريم ميزان كمك مردم كمتر مي شود

"معجزه هاي روزانه" ادامه دارد

نمايشگاه كتاب ميزبان 80 تن از استادان زبان و ادبيات فارسي جهان



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزارشي پيرامون ضرورتهاي تشكيل "سازمان ملي تئاتر" ؛ تئاتر، عشق ماست شغل ما نيست!

مهدي نصيري ( قسمت دوم)
در نخستين بخش از اين گزارش كه همزمان با هفته تئاتر به يكي از اصلي ترين نيازهاي تئاتر كشورمان مي پردازد، كارشناسان و



هنرمندان اصلي ترين اولويتهايي را كه سازمان ملي تئاتر براساس آن، نياز به تشكيل و راه اندازي دارد يعني چيزهايي چون: استقلال خانواده تئاتر، دستيابي به تعريف قانوني و حقوقي از مشاغل تئاتر، تخصيص بودجه و ... را برشمردند، كه البته هر يك از اينها به تنهايي بخشي از مشكلات و معضلات كليت تئاتر ما را به خود اختصاص داده اند. در ادامه بحث پاي صحبت دو هنرمند و كارشناس ديگر تئاتر مي نشينيم؛

نياز به برنامه ريزي منسجم
دكتر قطب الدين صادقي (نويسنده، كارگردان و مدرس تئاتر) با تشكيل و راه اندازي سازماني با نام تئاتر كاملاً موافق است و در مورد محاسن شكل گيري آن مي گويد: يك ساختار نوين، يك دست و فراگير ملي در اين سازمان قابل پيش بيني است و در چنين سيستمي ارزش و اعتبار كارهايمان به طور مستقل بررسي مي شوند و ديگر تئاتر زير نظر آن اداره و اين اداره نيست. در اين سيستم مطمئناً با توجه بيشتر و نگاه دقيق تر، تئاتر ما با پيشرفت و جهش رو به جلو همراه خواهد بود.
صادقي افزود: تئاتر در صورت به دست آوردن اين استقلال، سياستهاي تدوين شده دقيق تري خواهد داشت. دليلش هم آن است كه در اين سيستم سياستها و مديريتها يكي مي شوند و چنين امري محاسن زيادي هم دارد.
دكتر صادقي كه پيش از اين نمايش "عادل ها" را در تالار اصلي تئاتر شهر بر روي صحنه داشت در ادامه صحبتهايش مي افزايد: ما در تئاتر ايران تعريف قانوني از شغلها نداريم و مركز هنرهاي نمايشي هم به عنوان تنها حامي تئاتر به خاطر اينكه خودش به يك سازمان ديگر وابسته است نتوانسته امنيت شغلي را براي هنرمندان تئاتر تأمين كند.
وي با انتقاد از سيستم فعلي حاكم بر تئاتر كشور اضافه مي كند: الآن تئاتر ما چندين مسؤول دارد كه بايد به هر كدام از آنها به نوعي جواب داده شود و اين در حالي است كه سياستهاي تئاتر را يك نفر تعيين مي كند، بودجه اش را يكي ديگر تعيين مي كند و ....
تئاتر ما علاوه بر همه مشكلاتش استقلال مالي هم ندارد. به نظر مي آيد سازمان ملي تئاتر مي تواند همه اين پراكندگي ها و بي برنامه گي ها را انسجام ببخشد و در قالب كليتي منسجم به كمك تئاتر ما بيايد.

تئاتر هيچ جايگاه حرفه اي و شغلي ندارد
آزيتا حاجيان (بازيگر و كارگردان تئاتر) وقتي با سؤالمان در رابطه با سازمان ملي تئاتر مواجه مي شود شروع مي كند به درد دل و مي گويد: ما بعضي اوقات حرفه ها را در تقسيم بنديهايي قرار مي دهيم و مثلاً مي گوييم اين حرفه ما باشد و اين يكي عشق ما. به نظر من تئاتر عمدتاً عشق آدمهاست و بويژه در كشور ما به خاطر اينكه درآمدزا نيست نمي تواند يك شغل و حرفه باشد.
حاجيان كه نمايش "يك زن، يك مرد" را آذرماه سال گذشته در تالار اصلي بر روي صحنه داشت در ادامه اضافه مي كند: هنرمندان ما بيشتر از تئاتر تعريفي عاشقانه دارند و واقعاً هم هيچ آدم عاقلي پيدا نمي شود كه حاضر باشد اين همه انرژي مصرف و از وقت و عمرش هزينه كند و هيچ چشمداشت مالي هم نداشته باشد.
اين مي شود عشق نه شغل! و خب در عشق هم معمولاً فكر و عقل كمتر از احساسات دخالت دارند. مهمترين چيزي كه من مي خواهم به آن اشاره كنم اين است كه تئاتر در كشور ما متأسفانه هيچ جايگاه شغلي و حرفه اي ندارد چون هنرمند نمي تواند با تكيه بر آن زندگي اش را اداره كند.
حاجيان درباره صحبتهايي كه در مورد تشكيل سازمان ملي تئاتر مطرح شده هم مي گويد: هر تعريفي بايد يك ضمانت اجرايي داشته باشد. اينكه ما بنشينيم و همين طوري يك سري حرفها و شعارهاي قشنگ و اميدواركننده را به زبان بياوريم در واقع تنها خودمان را راضي كرده ايم و كارمان هم هيچ فايده اي ندارد. به نظر من، جرياني كه پشتش ضمانت اجرايي وجود ندارد از همان ابتدا چيز غير قابل اطميناني است!
حاجيان مشكل بودجه و مسايل مالي را مهمترين مشكل تئاتر ما مي داند و با تأكيد بر اين نكته كه بدون امكانات و بودجه هيچ اتفاق مهم تئاتري در هيچ كشوري رخ نخواهد داد، مي افزايد: هنرمند تئاتر اين همه سال با كمترين چشمداشتي حضور خودش را اعلام و ثابت كرده است ، اما آيا اين هنرمند توانسته از حاصل زحماتش در زندگي هم استفاده اي ببرد؟
حاجيان اجراي نمايش "يك زن، يك مرد" را مثال مي زند و مي گويد: ما براي كار به اين بزرگي مجبور شديم به گيشه متوسل بشويم و هيچ حمايت دولتي هم از كارمان نشد. ما مجبور شديم تهيه كننده خصوصي بگيريم. واقعاً چرا بايد يك هنرمند با اين همه مشقت و بدبختي كار كند و تازه هيچ مزد و پاداشي هم نداشته باشد؟ تازه ما با اينكه يك گروه حرفه اي و شناخته شده (شريفي نيا، رضا فياضي، مريلا زارعي، افسر اسدي، امين زندگاني و ... ) بوديم با هزار سختي و مشقت توانستيم كار را به مرحله اجرا برسانيم، حالا شما مقايسه كنيد با كسي كه مي خواهد تازه و از نقطه صفر در تئاتر اين مملكت شروع كند. به هر حال اميدوارم كه سيستمي بر سر كار بيايد و همه اين نابسامانه ها را برطرف كند.
ادامه دارد ....


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يادداشتي بر نمايش "تيغ و ماه" به كارگرداني "آتيلا پسياني" ؛ گنگ خواب ديده

٭ آي سان نوروزي
كاري از گروه تئاتر بازي
نوشته، طرح و كار آتيلا پسياني
بازيگران: آتيلا پسياني و خسرو پسياني




تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر
"تيغ و ماه" عنوان كار جديد آتيلا پسياني است كه همزمان با شروع مجدد اجراي نمايش ها در تئاتر شهر به روي صحنه رفته است. در اين نمايش كه ظاهراً بخش سوم سه گانه پسياني بعد از"گنگ خواب ديده" و "تلخ مثل عسل" است، عناصر و فضاي اصلي نمايشهاي پيشين دستمايه كار قرار گرفته اند كه از يك طرح كلي يا يك ايده اوليه زاييده شده اند و تا اجراي كامل (يك اجراي 50 دقيقه اي) پرداخت شده و پيش رفته اند. از همين روست كه مي توان مؤلفه هاي مشترك زيادي را در ميان اين سه اثر مشاهده كرد كه نشان دهنده منشأ فكري اصلي شان كه ذهنيت خالق آن است، هستند. آتيلا پسياني در واقع در اين نمايش همچون دو بخش پيشين، ايده و طرحي را به عنوان ماده خام اوليه قرار داده و سعي كرده تا با حداكثر استفاده از عناصر و ابزارهاي تئاتري آن را بر اساس ذهنيت و تفكرش كه بيشتر نزديك به تصاوير ذهني است، قوام بخشيده و مورد پرداخت قرار دهد تا در اجرا و در جريان فرآيند برقراري ارتباط با مخاطب تكميل شوند.
اما "تيغ و ماه" قبل از هر چيز به لحاظ اجرا و مكان اجرا كار متفاوتي است و از آنجا كه فرآيند و موضوع ارتباط يكي از محورهاي مهم اين نمايش است، ظاهراً پسياني قصد داشته تا با چينش متفاوت سالن و صحنه اين موضوع را از همان ابتداي كار يعني از محل قرار گرفتن تماشاگران در سالن و در مواجهه با اجرا و صحنه نمايش مورد تأكيد قرار دهد. پسياني براي دستيابي به اين منظور و هدف سالن نمايش را از طول، به سه بخش تقسيم كرده و تماشاگرش را در دو رديف جلو ديوارها چيده و صحنه نمايش اش را هم مانند يك نوار طولي در ميانه اين دو گروه تماشاگر قرار داده است. در واقع چنين چينش صحنه اي، به صورت ناخودآگاه، ضمن ارتباط دو گروه تماشاگر با اجرا، ارتباطي را نيز ميان دو گروه كه در مقابل هم نشسته اند ايجاد مي كند.
اين ارتباط در جريان اجرا كه ارتباطي طولي را (ميان دو بازيگر) در خود دارد، حالتي چندسويه از ارتباط را باعث مي شود كه ظاهراً به صورت غيرمستقيم در راستاي برخي مفاهيم و اهداف نمايش هستند.
پسياني، در "تيغ و ماه" از همه امكانات و ابزارهاي تئاتري استفاده كرده است. بكارگيري همزمان تأثيرات صدا، موسيقي، نور، فيلم و تصوير و... در اين نمايش بگونه اي است كه تقريباً مي توان گفت كارگردان آن تمام سعي اش را براي استفاده از همه ابزارها كرده. تأثير اين همراهي و هماهنگي ابزارها را هم در بسياري از بخشهاي نمايش نمي توان ناديده گرفت. به عنوان همراهي، فيلمي كه در يك سمت صحنه به روي پرده نمايش داده مي شود، به قصد قابل فهم تر كردن موضوع نمايش بكار گرفته شده يا مثلاً استفاده خوب و مناسب سكوت و صدا در جريان اجرا، تأثير مستقيم و مهمي در درگير كردن تماشاگر با فضاي اجراي نمايش دارد و حتي سعي شده تا حد زيادي به كمك فقدان ديالوگ بيايد و نقش ديالوگ را هم با كمك حركات نمايشي در خود داشته باشد.
نكته مهم ديگر در "تيغ و ماه" حضور خود "آتيلا پسياني" به عنوان بازيگر نمايش است كه البته پررنگ تر و تأثيرگذارتر از حضور او در "تلخ مثل عسل" هم هست. پسياني در جريان كار جديدش كه به همراه "خسرو پسياني" (پسرش) اجرا مي شود تنها با بازي اش، بويژه از ميانه نمايش، نقش بسيار مهمي در كار دارد.
اما مهمترين مسأله در مورد "تيغ و ماه" كه درباره "گنگ خواب ديده" و "تلخ مثل عسل" هم صدق مي كند، پيچيدگي و ابهام بيش از اندازه در كار است. نمايش با همه آنچه كه ذكر شد و با توجه به تأثير هماهنگ و كاربرد كلي عناصر و ابزارهاي مختلف تئاتري، بسيار پيچيده و گنگ است و به جرأت مي توان گفت كه حتي از طرف مخاطبان حرفه اي و خاص تئاتر هم به سختي درك مي شود! در واقع تماشاگر نمايش "تيغ و ماه" تنها قادر به ادراك بخش هايي از كار است و اگر چه درلحظاتي از كشف مفاهيم مربوط به اين بخشها لذت مي برد، اما در كليت كار نمي تواند همه آنچه را كه به عنوان جزئيات و به صورت تصاوير ذهني در كنار هم قرار داده شده اند را با هم درك كند و نتيجه كلي و واحدي را با توجه به آنها به دست آورد:
مردي كه از ابتداي ورود تماشاگر به سالن روي صحنه شبيه به پل ايستاده، سنگي را كه در بالاي سرش معلق است در دست مي گيرد، تصوير ماه به روي پنجره منفجر مي شود و پسر جواني با لباسهاي عجيب و غريب لحظاتي بعد در آغوش مرد به صحنه آورده مي شود، مرد شكم پسر را در جريان يك عمل جراحي مي شكافد و ورقه اي مثل كالباس را از شكمش بيرون مي آورد و همراه با تماشاگران آنرا مي خورد...!
شايد اين نمايش و آثار قبلي پسياني اگر، ديالوگ مي داشتند بهتر مي شد مفاهيم شان را درك كرد و فهميد و در موردشان قضاوت كرد. كما اينكه نوشته هاي روي تصاوير در اين نمايش تا اندازه اي قضيه را براي تماشاگري كه دو اثر قبلي پسياني را دنبال كرده روشن تر مي كند. اين نوشته ها كه در حقيقت صحبتهاي پسر جوان است خوابهاي او را از 2208 سال پيش و از زبان خودش تعريف مي كند؛ در 2182 سال پيش سقوطش آغاز مي شود (گنگ خواب ديده) و 2168 سال پيش كه مردي سينه اش را شكافته و... و در پايان، نمايش به اينجا ختم مي شود كه مي گويد: "چند لحظه پيش خواب ديدم مردي را با تيغي كشتم."!
در مجموع "تيغ و ماه" عليرغم همه ابزارهايي كه در آن به خوبي كاركرد پيدا كرده اند و با وجود آنكه نشانه ها و المان هاي مشترك زيادي با آثار قبلي پسياني دارد (پر، ماهي، چراغ، نور، تصاوير و...) نمايشي كاملاً مبهم و پيچيده است و تماشاگر به سختي مي تواند با يكبار ديدن مفاهيم آن را بفهمد و درك كند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزارشي از نخستين مراسم جايزه نقد "ادب و هنر" ؛ جايزه اي براي منتقدان

٭ محمدرضا شالبافان
از مدتها پيش با خبر شده بودم كه بنياد نويسندگان و هنرمندان شهرداري تهران بناست نخستين جايزه نقد ادب و هنر را به منتقدان برگزيده اهدا كند و حتي از يكي از دوستان، اسامي برگزيدگان ادبي را شنيدم تا اين كه دعوت نامه اي به دستم رسيد و مشخص شد اختتاميه اين جايزه، چهارشنبه 6 ارديبهشت در محل بنياد، برگزار خواهد شد.
٭٭٭
هواي تهران مانند بيشتر شهرهاي كشور باراني است. محل برگزاري مراسم آن قدر در محدوده شمال شهر است كه از نظر تقسيمات كشوري جزو شهر تهران محسوب نمي شود!
در زير باران بهاري سوار تاكسي مي شوم و در همه مسير به اين موضوع فكر مي كنم كه خانه نقد بنياد احتمالاً بسياربدشانس است كه در اولين نشست مهمش، سالن را خالي خواهد ديد.
احتمالاً اگر مسؤوليت تهيه گزارش نبود خود من هم اين مسير طولاني را در اين باران طي نمي كردم. راننده گوشه اي نگه مي دارد و مي گويد: "بفرماييد. اين هم ميدان اقدسيه"
وقتي به در بنياد مي رسم به ساعتم نگاه مي كنم تا مطمئن شوم يك ساعت و نيم تمام در راه بوده ام! اما بد هم نشد. توفيق اجباري براي ديدن ويلاهاي ميلياردي شمال تهران و زيارت دوستان عزيزتر از جان!
با وارد شدن به سالن بسيار تعجب مي كنم زيرا همه هستند و به سختي مي توان محلي براي نشستن پيدا كرد. كساني كه يافتنشان در كنار هم بيشتر به توهم مي ماند. بزرگاني چون محمود دولت آبادي، احمد گلشيري، رضا سيدحسيني، هوشنگ مرادي كرماني، عبدالعلي دستغيب و نام آشناياني چون محمدرضا بايرامي، موسي بيدج، فاطمه راكعي، محمدرضا گودرزي، اميد روحاني، عباس پژمان، جلال رفيع، سهراب هادي، نگار اسكندرفر، مهسا محب علي و احمد مسجدجامعي.پس از تلاوت قرآن و پخش سرود ملي، عبدالجبار كاكايي به عنوان مجري به روي سن مي رود و پس از خير مقدم چنين مي گويد: "بي شك پيامبر اكرم(ص) نخستين منتقد بود، زيرا عصر جاهليت را سخت كوشانه به نقد نشست.
نقد هر چند آرام ولي هميشه درادبيات فارسي وجود داشته . از رسيدن به سبك عراقي كه نتيجه نقد سبك خراساني بود تا وانهادن مكتب وقوع و گرايش به سبك هندي، در همه حال حضور نقد تدريجي در ادبيات ما قابل رؤيت است و بي شك تكريم از نقد و منتقد نشان دهنده تكامل يك ملت."
در ادامه صادق كرم يار، مدير بنياد نويسندگان و هنرمندان مي گويد: "اين مكان كه سابق بر اين مهمانسراي اتباع آمريكا در رژيم طاغوت بوده از چند سال پيش توسط سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران خريداري شد و با اين نام به ثبت رسيد. اين بنياد متشكل از خانه هاي مختلفي است. خانه داستان به سرپرستي محمدرضا بايرامي، خانه شعر به سرپرستي عبدالجبار كاكايي، خانه نقد به مسؤوليت شاهرخ تندرو صالح و خانه طنز به مديريت رضا رفيع كه در آينده اي نزديك خانه ترانه با سرپرستي
اهورا ايمان نيز افتتاح خواهد شد.پس از وي دكتر عباديان- استاد فلسفه دانشگاه- در سخناني كوتاه به لزوم نقد مي پردازد و مي گويد: "يك اثر هنري خود في حد ذات نقد است و نقد توجه به ارزشهايي دارد كه بازتاب زندگي انسان است و نقد ادبي با كشف زمينه هاي اجتماعي اين ارزشها نسبت به آنها موضع گيري مي كند."
وي افزود: "ما اصولاً دو گونه نقد را شاهديم. نخست نقدي است كه بر اساس آشنايي كلي منتقد با آثار يك نويسنده و بر مبناي برداشتهاي شخصي است.اين نقد كه از بيرون به اثر هنري مي نگرد و به نوعي از كل به جزء مي رسد. نوع ديگر، نقدي است كه با نگاه به درون مايه و بيان و... دست به تحليل مي زند و با تحليل چند اثر از يك نويسنده به يك كليت در آثار وي مي رسد و به نوعي از جزء به كل و با نگاه از درون اثر به نقد اثر مي پردازد."
در ادامه جلال رفيع، طنزپرداز نام آشنا مي گويد: "اهداي چنين جايزه اي كم سابقه است و مي تواند فتح بابي باشد براي اين اتفاق. در جامعه ما سابقه نقد،هم كم است و هم زياد. در واقع سابقه نقد زياد است، اما سابقه نقد مطلوب كم است. در تاريخ، حكومتها در توسعه و تضعيف جريان نقد دخيل بوده و هستند و علاوه بر آن عوامل فرهنگي ديگري نيز مي توانند چنين اثري داشته باشند. البته سهمي از كمبود نقد مربوط به خود ما ايرانيان نيز هست زيرا ما هميشه اسطوره ساز بوده ايم و تلاش مي كرديم كساني را برتر از مفهوم نقد قرار بدهيم، ولي امروز با جماعتي روبروييم كه مي توانند با هم تعامل منتقدانه داشته باشند و در كنار هم بنشينند كه اين جاي خشنودي دارد."
وي مي افزايد: چهره هاي برجسته ادبيات ما همه چهره هاي برجسته نقد هم بوده اند. خيام، مولانا، عبيدزاكاني و ناصرخسرو همه چه با سلاح طنز و چه با سلاح ادبيات رسمي دست به نقد زده اند و قدرت بياني آنها از مهمترين عوامل در پايداري نقد ايشان است.
پس از وي اميد روحاني- منتقد سينما- به عنوان سخنگوي هيأت داوران به اشاره هايي در خصوص نحوه داوري پرداخت و گفت: "در كشور ما مترجمان، مفسران، شارحان و منتقدان چندان فاصله معني داري با هم ندارند و اين جريان نيز از مطبوعات آغاز شده لذا ما ناچار بوديم براي انتخاب برگزيدگان به همه جا از جمله مطبوعات، كتابها و حتي آموزشگاهها و تلويزيون نظر داشته باشيم. متأسفانه منتقدان ما كمتر به نقد مستمر مي پردازند و اين از آفات نقد مي تواند باشد."
وي افزود: "قصد ما انتخاب بهترين ها نبود، بلكه هدف كمك به استمرار جريان نقد است. اين انتخاب مي تواند در استمرار خود در سالهاي بعد تكامل بيابد."
در قسمت پاياني نشست، مجري نام برگزيدگان را مي خواند تا مطمئن شوم اخباري كه پيشاپيش آمده بود صحت دارد:"ضمن تجليل از دكتر قيصر امين پور به پاس راهگشايي در نقد ادبي، عنايت سميعي،حسن ميرعابديني و محمدرضا گودرزي، دكتر پروين سلاجقه به عنوان منتقد برگزيده در عرصه شعر و ادبيات كهن معرفي مي شود. شهلا زرلكي در زمينه نقد ادبيات داستاني ايران و جهان برگزيده ديگر نشست بود.همچنين ساسان فاطمي هم در عرصه ارائه مباحث نظري در نقد موسيقي مورد تقدير قرار گرفت.
علي اصغر قره باغي در حيطه هنرهاي تجسمي مدرن ايران حائز اين مقام شد و خسرو دهقان هم منتقد برگزيده سينما معرفي شد."
فتح ا... بي نياز، مسعود كوثري، اميد روحاني، سيما وزيرنيا و مديا كاشيگر به دبيري عبدالعلي دستغيب هيأت داوران اين دوره را تشكيل مي دادند.مراسم به پايان مي رسد و همان طور كه در آستانه در خيره به باران شديد كه هنوز ادامه دارد منتظر اتومبيل هستم به اين مي انديشم كه برگزاري چنين نشستي، تجربه خوبي است، نقد كار منتقدان بي رحم!


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در نخستين روز هفته تئاتر ؛بازيگرها جشن گرفتند

گروه هنر- نوروزي: مراسم هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر بعد از ظهر شنبه(نهم ارديبهشت) با پيام روز جهاني تئاتر كه "ويكتور هوگو راسكو باندا" نمايشنامه نويس مكزيكي براي سال 2006 به هنرمندان تئاتر سراسر جهان ارسال كرده بود، آغاز شد.ويكتور هوگو در اين



پيام تأكيد كرده است كه هر روز، روز جهاني تئاتر است و اين هنر در خلال قرن بيستم در گوشه و كنار جهان همچنان زنده مانده است.
در نخستين روز از اين هفته كه از طرف خانه تئاتر به جشن بازيگران اختصاص داده شده بود، تعداد زيادي از بازيگران و هنرمندان تئاتر- كه البته بسياري از آنها در تلويزيون و سينما هم فعاليت دارند- حضور داشتند.
مراسم جشن بازيگران با حدود نيم ساعت تأخير در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر آغاز شد و استقبال از اين جشن تا اندازه اي بود كه علاوه بر پر شدن تمام صندليهاي سالن و بالكن تعداد زيادي از بازيگران و هنرمندان نيز بروي پله هاي سالن نشستند و در جشن شركت كردند.
اجراي مراسم اين جشن كه برخلاف ديگر مراسم، به صورت بداهه و با طنز و مشاركت ميهمانان همراه بود را "رامبد جوان" و "هومن رهنمون" بر عهده داشتند كه در طول مراسم بارها و بارها مورد تشويق حاضران قرار گرفتند. در ابتداي جشن بازيگران، توسط "هما روستا" به نمايندگي از بازيگران زن و "جعفر والي" به نمايندگي از بازيگران مرد از "توران مهرزاد" و "داوود رشيدي" تقدير به عمل آمد.
در اين مراسم كه در فضايي كاملاً صميمي و متفاوت با ساير برنامه هاي هنري برگزار شد "رامبد جوان" و "هومن رهنمون" پس از اجراي برنامه هاي مختلف موسيقي، پانتوميم، نمايش كليپ، اجراي حركات موزون و... به همراه گروه ميزباني و طبق كشان، برگزيدگان حوزه بازيگري سال 84 را كه توسط داوران خانه تئاتر (بهزاد فراهاني، اصغر همت، گوهر خيرانديش، مريم معترف، محمدعلي ساربان، كاظم هژيرآزاد و هوشمند هنركار) انتخاب شده بودند بدون ذكر اولويت و امتياز و براساس ترتيب حروف الفبا اعلام كردند؛
جايزه برگزيدگان بازيگري مرد را "پرويز پرستويي" اعلام و اهدا كرد، كه نام خودش هم، بدون اطلاع در ميان اسامي بود. "هومن برق نورد"، "پرويز پرستويي" و "دانيال حكيمي" بازيگراني بودند كه به عنوان برگزيدگان سال گذشته مورد تقدير قرار گرفتند.اما "توران مهرزاد" هم هنرمندي بود كه جوايز برگزيدگان زن بازيگر را به ترتيب به:"رؤيا تيموريان"، "نگار عابدي" و "افسانه ماهيان" اهدا كرد.
ضمن اين كه "بهروز بقايي"، "حبيب دهقان نسب" ، "فريده سپاه منصور"،"فروغ قجابگلي" و "ترانه عليدوستي" هم از سوي هيأت داوران مورد تقدير قرار گرفتند.
"بهروز بقايي"،"هادي مرزبان" و "محمد رحمانيان" از جمله هنرمنداني بودند كه بر روي صحنه آمدند و از نزديك با همكاران بازيگرشان صحبت كردند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عليرضا داوودنژاد:از فروش بالاي "آتش بس" احساس ناراحتي نمي كنم!

عليرضا داوودنژاد كارگردان فيلم "هوو" گفت : اصولاً اكران فيلم درسينماها، معادله بسيار پيچيده اي است كه انواعي ازتوابع و كثرتي از



متغيرهاست و تحليل كردن آن به آساني ممكن نيست و به نظر مي رسد نبردي ميان صاحبان فيلم براي اكران فيلمهايشان در سينماها به وجود آمده است! دراين وضعيت ،خيلي نمي توان انتظار داشت كه حتي به اندازه مقررات وضع شده، قوانين رعايت شود. با اين وضعيت از مقاومت فيلم "هوو" در اكران بسيارراضي هستم.
اين كارگردان به آغاز نمايش فيلم "آتش بس" اشاره كرد و گفت: "آتش بس" عليرغم فروش خيلي خوبي كه داشت، چندان تأثيري در فروش "هوو" نداشته و بنابراين اين دو فيلم هيچ مزاحمتي براي هم نداشته اند. به شخصه از اين كه "آتش بس" فروش بيشتري داشته باشد، احساس ناراحتي نمي كنم وهيچ احساس رقابتي نيز با اين فيلم ندارم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جكي چان رقابتهاي اسكار را ناعادلانه خواند

"جكي چان" رزمي كار نامي سينما، معتقد است كه فيلم "كوهستان بروكبك" كه توسط دوستش آنگ لي، ساخته شده، استحقاق دريافت تنديس اسكار بهترين فيلم در مراسم اسكار را داشت.
"جكي چان" ادعا كرد كه تعداد فيلمهايي كه مورد بررسي قرار مي گيرند و ذائقه متفاوت اعضاي هيأت داوران ازجمله عواملي است كه باعث مي شود انتخاب بهترين فيلم با مشكل مواجه شود.
وي دراين مورد مي گويد: شما مي دانيد كه مراسم انتخاب فيلم برتر بايد چند فيلم را ببيند. شايد برخي از اين فيلمها از مشخصات لازم براي دريافت تنديس اسكار برخوردار نباشند. برخي از اين فيلمها اصلاً فرصتي براي شركت كردن و ديده شدن ندارند و اين گونه است كه بسياري از فيلمها هرگز توسط هيچ كسي نامزد دريافت جايزه نمي شوند.
چه كسي مي تواند دراين مورد نظر بدهد و يا اين كه صادقانه بودن مراسم اسكار را تأييد كند؟


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
محمد رضا شجريان در حاشيه ديدار از باغ هنر بم:
هر چه از حادثه فاصله مي گيريم ميزان كمك مردم كمتر مي شود


هر چه از حادثه زلزله دلخراش بم فاصله مي گيريم، توجه و ميزان رغبت و كمك مردم براي بازسازي اين شهر و بويژه باغ هنر بم كمتر مي شود، اما وظيفه جامعه فرهنگي و هنري است كه همواره مسؤوليت ما را نسبت به بازماندگان اين مصيبت يادآوري كند.
شجريان درحاشيه ديدار از بم گفت: تا اين مرحله ؛ پولهايي را كه از كنسرتها و كمكهاي مردمي جمع شده بود صرف ساخت پايه هاي مجموعه باغ هنر بم كرده ايم و براي ساخت بقيه مجموعه بايد كمكهاي بيشتري جمع شود.
وي افزود: كاش فاصله گرفتن از حادثه همه چيز را به غبار فراموشي نسپارد، انتظار داريم كساني كه به ما قول مساعدت داده اند، زودتر كمكهاي خود را بدهند تا كارگاه تعطيل نشود و بتوانيم بخشهايي از مجموعه را همين امسال آماده بهره برداري كنيم.
مجيد مجيدي كارگردان سينما هم كه با شجريان در ساخت باغ هنر بم همراه شده؛ با اشاره به نقش راديو و تلويزيون و اطلاع رساني درباره باغ هنر بم گفت: موضوع باغ هنر بم مي تواند به يك جريان ملي تبديل شود و در راستاي اهداف مهم فرهنگي كشور قرار گيرد. چون مردم داغدار بم در اين جريان ذي نفع هستند پس رسانه ملي مي تواند بيشترين تأثير را در بسيج مردم براي كمك به باغ هنر بم داشته باشد.
دكتر يونس شكرخواه عضو ديگر شوراي برنامه ريزي و سياستگذاري باغ هنر بم نيز با تأكيد بر ارزش اقدامات انساني گفت: بايد با يادآوري پيوسته اين حادثه نگذاريم مردم بم فراموش شوند. بازماندگان اين فاجعه وقتي مي بينند هنرمندان آنهارا جدي گرفته اند دلگرمتر مي شوند. كمك هنرمندان به پروژه باغ هنر بم بي شك به ارزشمندترين جزء مجموعه اقدامات انساني آنان تبديل خواهد شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
"معجزه هاي روزانه" ادامه دارد

گروه هنر- تصويربرداري فيلم "معجزه هاي روزانه" همچنان در قم ادامه دارد.سيد مهدي نهاوندي تهيه كننده اين فيلم با اعلام اين خبر



گفت: "معجزه هاي روزانه" داستان دختري است كه در آستانه بيست و پنجمين سالگرد تولدش در مي يابد كه مسيحي نيست و در اصل مسلمان است. او با پي بردن به اين مسأله دچار بحران مي شود و براي يافتن حقيقت و هويت خود، سفري را آغاز مي كند كه... .
نهاوندي با تأكيد بر اين كه آنچه بيش از همه در توليد اين فيلم براي او مهم بوده، نگرش مذهبي خاصي است كه در فيلمنامه لحاظ گرديده، اين اتفاق را جزيي از وظيفه هر مسلماني مي داند كه بايد در راه دستيابي به شناخت و نگرش واقعي خويشتن تلاش كند.
عوامل توليد اين فيلم عبارتند از: كارگردان: حميد طالقاني/ نويسنده: مجيد صديقي/ مدير تصويربرداري: نظام كشفي/ موسيقي: مجيد كوثري/ تهيه كننده: سيد مهدي نهاوندي/ بازيگران: آرش تاج/ داود رسوليان/ آفرين چيت ساز/ حميد طالقاني/ محصول مؤسسه سينمايي رسانه هزار فانوس


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نمايشگاه كتاب ميزبان 80 تن از استادان زبان و ادبيات فارسي جهان

گروه هنر- شالبافان: نمايشگاه كتاب امسال ميزبان حضور هشتاد تن از استادان زبان و ادبيات فارسي دانشگاههاي جهان خواهد بود.
به گزارش خبرنگار ما، علي اصغر محمد خاني رئيس مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي در نشست خبري اين مركز با بيان اين مطلب گفت: امسال براي چهارمين سال پياپي در ايام نمايشگاه بين المللي كتاب، هم انديشي بزرگ تعامل ادبي ايران و جهان برگزار مي شود.
وي افزود: اين همايش كه "با خورشيد رخشان" نام دارد در دو محور عمده برگزار مي شود. محور نخست به واسطه سال پيامبر اعظم(ص) مربوط به حضور شخصيت ايشان در ادب فارسي است و به بهانه هشتصدمين سال تولد مولوي محور دوم هم انديشي، بررسي جايگاه مولوي در ادبيات عرفاني خواهد بود.
وي ادامه داد: اين هم انديشي در تاريخ سه شنبه 19 ارديبهشت ماه جاري، به صورت يك روزه و در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي واقع در تهران - ميدان آرژانتين- بزرگراه رسالت- روبروي مصلاي بزرگ تهران برگزار خواهد شد و در اين هم انديشي بيست و پنج مقاله از استادان و ده مقاله از صاحب نظران ايراني ارايه خواهد شد.
وي در پايان خاطرنشان كرد: مدعوين نشست در طول اقامت در ايران با نويسندگان، شاعران و شخصيتهاي فرهنگي كشور ديدار خواهند داشت و در مراسم انتشار دانشنامه زبان و ادب فارسي شبه قاره در روز دوشنبه 18 ارديبهشت جاري حضور خواهند يافت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar