---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زشت، زيبا؛ اين شهر مبلمان ندارد
٭ گروه گزارش- مجتبي قديري پيرمرد خسته و كلافه از اين شهر بي در و پيكر كه حتي جايي براي يك لحظه نشستن و استراحت كردن پيدا نمي شود، جايي كه شايد بتوان لااقل او را از اين آفتاب سوزان نجات دهد و قدري در سايه آن بسايد و سپس به راه خود ادامه دهد. در تفكرات خسته خود ياد دوران كودكي مي افتد كه در جلوي هر خانه درگاهي بود كه علاوه بر داشتن سكو براي استراحت، سقفي نيز داشت كه عابران خسته مي توانستند در آن جا استراحت كنند و خود را از بارش باران، برف و آفتاب سوزان در امان نگهدارند.
اما امروز چه، امروز كه شهرها گسترش يافته اند و به قولي به كلان شهر تبديل شده اند، اگر خسته باشي و كمي بخواهي در خيابان يا كوچه استراحت كني و يا از بارش باران و برف در امان باشي بايد به كجا پناه ببري!؟ اين واقعيت زندگي شهرنشيني امروز كشور است كه شهرها با گسترش روز افزون خود و تقليد از معماري غربي آن هم به صورت نصفه و نيمه بزرگ شده اند و تبديل به كلان شهر شده اند، اما امكانات آنها شايد از بسياري شهرهاي كوچك هم كمتر باشد. بسياري از مشكلات شهرها براي مردم و شهروندان عامه يا حتي مسافران و گردشگرها قابل مشاهده و بيان است، مشكلاتي مانند ترافيك سنگين، كمبود پاركينگ، نبود ايمني در معابر، كمبود پاركهاي تفريحي و زمين بازي كودكان، نبود ايمني در پياده روهاي اغلب خيابانها، كيفيت نازل مناطق مسكوني، حمل و نقل عمومي بي كفايت و ناقص، دسترسي ضعيف به مدارس يا ساير تأسيسات شهري و ... اگر چه همه اين مشكلات از جمله دغدغه هاي طراحي شهري تلقي مي شوند، اما نبايد گذاشت كه اين مشكلات كه بخشي از آن از گذشته براي ما به ارث رسيده براي آينده هم باقي بماند. چرا كه بايد توسعه شهري همراه با امكانات و تجهيزات باشد.
شهر، خانه بزرگ بايد خاطرنشان كرد كه شهر خانه اي است بزرگ و همان گونه كه خانه بايد از صفات و مزايايي خاص برخوردار باشد تا سكونت و زندگي را مطلوب و آسايش بخش سازد، شهر نيز بايد داراي ويژگيهايي براي تأمين و آسايش و راحتي باشد تا مانند خانه، محيطي گرم و صميمي و دلپذير را براي زندگي خوب و مطلوب فراهم سازد.
اگر چه امروز شهرها از بسياري از تجهيزات و امكاناتي كه بايد و مي توانند داشته باشند، محرومند و شهروندان براي زندگي در آنها با مشكلات فراواني روبه رو هستند، ولي هنوز اين امر مورد توجه روستاييان است كه زندگي در شهرها به مراتب بهتر از روستاست و اين به معناي افزايش جمعيت شهر است. به همين دليل روي آوردن بي رويه جمعيت روستايي به شهرها و توسعه بي ضابطه و قانون شهرها باعث شده كه امروز با مشكلات متعددي نظير آلودگي هوا، ترافيك، كمبود فضاي سبز و فضاي باز و ... در شهرها مواجه باشيم. به بيان ساده مي توان گفت كه تقريباً تمامي شهرهاي بزرگ كشور داراي ويژگيهاي مشتركي هستند كه زندگي و كار در آنها معمولاً سرسام آور و خسته كننده است به گونه اي كه يكي از شهروندان درباره زندگي در كلان شهري مثل تهران مي گويد: ويژگي زندگي در شهرهاي بزرگ براي شهروندان همراه با مشكلات و كمبودهاست كه ترافيك و كمبود وسايل نقليه عمومي، امكانات و تجهيزات شهري از آن جمله است. اين كه چه كسي، در كجا و چه زماني بايد اين كمبودها و نواقص را برطرف كند، خود بحث ديگري است كه بايد به آن پرداخت، ولي بايد گفت كه مبلمان و تأسيسات شهري از ديگر كمبودهاي شهرهاست كه هميشه مورد غفلت مديران شهري بوده و كمتر بدان توجه شده است. يكي از شهروندان در خصوص مبلمان شهري مي گويد: متأسفانه در شهرها امكانات لازم و ضروري يك شهر وجود ندارد، به عنوان مثال، شما در مكانهاي پرتردد، نزديك اغذيه فروشيها و كنار ايستگاههاي اتوبوس سطل زباله اي مشاهده نمي كنيد و شاهد آن هستيد كه مردم زباله را به روي زمين مي ريزند. وي در ادامه يادآور مي شود: ايستگاههاي اتوبوس شهري نيز مناسب حمل و نقل عمومي نيستند و شما در بسياري از خيابانها فقط يك تابلوي ايستگاه اتوبوس را مشاهده مي كنيد، در حالي كه حتي جايي براي نشستن وجود ندارد. اين شهروند با بيان اين كه اگر بخواهم از كمبودهاي شهري سخن بگويم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود، مي گويد: متأسفانه مديريت شهري در طول سالهاي گذشته بيشتر به توسعه شهر توجه داشته، در حالي كه بايد علاوه بر حفظ و توسعه زيرساختهاي شهري به تأسيسات و مبلمان شهري نيز توجه كرد، چرا كه غفلت از اين امر هزينه هاي گزافي دارد كه شهروندان پرداخت كننده آن هستند.
تجهيزات خياباني مهندس نوروزي كارشناس ارشد معماري در خصوص مبلمان شهري نيز مي گويد: اين كه در شهرهاي بزرگ چگونه مي توان به طراحي فضاها و مبلمان شهري پرداخت تا پاسخگوي نيازهاي شهروندان باشد موضوعي است كه نياز به بحث و بررسي بيشتر دارد. وي با بيان اين كه اثاثيه و تجهيزات خياباني در هويت بخشيدن به يك مكان و بهبود فضاهاي شهري كمك مؤثري است، مي افزايد: بديهي است كه طراحي مطلوب فضاهاي شهري با تمامي تسهيلات و تجهيزات، محيط مناسبي را براي زندگي و فعاليتهاي شهري فراهم مي آورد. اين كارشناس ارشد معماري در ادامه تصريح مي كند: طراحي تجهيزات خياباني نبايد به عنوان بخشي جدا از طراحي فضاهاي شهري تلقي شود، بلكه بايد به مثابه شكل دهنده منظر خياباني و شهري در مقياس وسيع مورد نظر قرار گيرد، چرا كه چنانچه مضمون طراحي تجهيزات خياباني بخشي از مضمون كلي طراحي شهر است و به شهر انسجام و وضوح بيشتري مي بخشد و آن را زيباتر مي كند. نوروزي يادآور مي شود: اما شهري كه امروز ما در آن زندگي و كار مي كنيم در طول قرنها شكل گرفته است، حال برخي مواقع رشد و توسعه آن شتابان بوده و زماني از شتاب كمتري برخوردار بوده است. وي تصريح مي كند: اما اين شهر كه امروز به دست ما رسيده شهري است كه ما در ساخت و شكل گيري آن تاكنون نقشي نداشته ايم و گذشتگان نيز بر مبناي سليقه و نيازهاي خود آن را ساخته اند، از اين رو امروز ما در شهرهاي بزرگ نه تنها در ايران بلكه در تمام دنيا با مشكلات متعددي روبرو هستيم. اين كارشناس ارشد معماري با بيان اين كه شهر را نمي توان به حال خود رها كرد تا به هر شكلي كه مي خواهد درآيد، مي افزايد: از اين رو مديريت شهري امروز در بسياري از شهرها تلاش دارد تا شكل و شمايل شهرها را با نيازها و سليقه هاي امروزي تغيير دهد تا بتوان در آن به راحتي زندگي كرد. نوروزي در ادامه يادآور مي شود: امروز بخش قابل توجهي از بافتهاي شهري در كشور فرسوده است كه اين امر علاوه بر خطراتي كه دارد رساندن امكانات و تجهيزات را نيز به آنها مشكل و هزينه بر كرده است. وي با بيان اين كه در بافتهاي فرسوده حتي جمع آوري زباله با مشكلات متعددي همراه است، مي گويد: زندگي در بافتهاي فرسوده شهري علاوه بر مشكلات متعددي كه براي ساكنان آن دارد، مديريت شهري را نيز دچار مشكل كرده است. اين كارشناس ارشد معماري با اشاره به اين كه توقع و خواست ساكنان در بافت فرسوده كمتر از ديگر بافتهاي شهري نيست، مي افزايد: شهروندان ساكن در اين بافتها نيز خواهان همان امكانات و تجهيزاتي هستند كه در ديگر قسمتهاي شهر وجود دارد، در حالي كه در بسياري از بافتهاي فرسوده حتي كار گذاشتن يك تابلوي راهنمايي و رانندگي يا يك چراغ راهنما با مشكلات متعددي همراه است، حال چگونه مي توان براي آنها فضا و مبلمان شهري طراحي و جايگزين كرد؟ او در ادامه مي افزايد: امروز با گسترش و توسعه زندگي شهرنشيني آن هم همراه با توسعه صنعت، بافتهاي فرسوده كمترين امكانات و تجهيزات شهري را دارا مي باشند. نوروزي با اشاره به محدوديتهاي زمان و هزينه مي گويد: براي نصب تجهيزات شهري بايد بافتهاي فرسوده اصلاح شوند كه اين امر علاوه بر هزينه بر بودن، زمان بر نيز هست؛ از اين رو شاهد كندي در اين امر هستيم.
شهرهاي بي هويت وي يادآور مي شود: با رشد و توسعه صنعتي، شهرها ناگهان دگرگون شدند و امروز شهرهايي كه به ما به ميراث رسيده از هيچ هويت و امكانات مطلوبي برخوردار نيست، از اين روست كه زندگي در شهرهاي بزرگ با مشكلات متعددي همراه است. اين كارشناس ارشد معماري غفلت از مبلمان شهري را در توسعه شهري امري اشتباه مي خواند و مي افزايد: در گذشته نيز شهرها داراي مبلمان مربوط به خود بودند و اگر به شهرهاي قديمي در كشور سفر كنيد شاهد خانه هايي هستيد كه در درگاه آنها جايي براي نشستن و استراحت كردن وجود دارد و يا در كوچه هايي كه هنوز زندگي صنعتي آنها را از بين نبرده شاهد سقاخانه هايي هستيد كه مردم مي توانستند در آن جا تشنگي خود را رفع كنند. حيدري كارشناس زيباسازي شهري در خصوص مبلمان و طراحي شهري مي گويد: امروزه شهرها بزرگ و بزرگتر مي شوند، اما شما حتي برخي مواقع جايي براي گذاشتن يك سطل زباله پيدا نمي كنيد تا مردم به راحتي به آن دسترسي داشته باشند تا بتوانند زباله خود را در آن بريزند، و اين امر نشانه بي ضابطه و قانونمند نبودن رشد شهرهاست. وي مهمترين مشكل مبلمان شهري در كشور را توسعه بي رويه و غير قانونمند مي خواند و مي افزايد: نه تنها بيشتر مردم بلكه حتي بسياري از مديران شهري با واژه مبلمان شهري آشنا نيستند، در حالي كه مبلمان شهري شامل تمام تأسيسات شهري مثل تأسيسات ترافيكي، زيباسازي، علايم راهنمايي و رانندگي مي شود كه اينها بايد با توجه به استانداردها و ضوابط در جاي خود قرار بگيرند. اين كارشناس زيباسازي در ادامه خاطرنشان مي شود: فضاسازي و مبلمان شهري از ضروريات يك شهر است، چرا كه شهر نيز همانند يك خانه علاوه بر اين كه محلي براي كار و فعاليت است جنبه هاي تفريح و استراحت نيز در آن وجود دارد، بنابراين شهرها نيز بايد مثل يك خانه از امكانات كافي و مناسب برخوردار باشند. حيدري با بيان اين كه امروزه در طرحهاي توسعه و بهبود شهري ديگر نمي توان از اين مهم غفلت كرد، مي گويد: غفلت از مبلمان شهري باعث مي شود كه ايمني، زيبايي، راحتي و سرزندگي از خيابانهاي شهر رخت ببندد و اين علاوه بر مشكلات متعدد در امور شهر، شهروندان را دچار افسردگي و رخوت مي كند. وي با اشاره به اين كه شهرهاي كشور از مبلمان خوبي برخوردار نيستند، مي افزايد: متأسفانه در مبلمان شهري، بي نظمي، اغتشاش، آشفتگي و نبود هماهنگي ميان اجزا و عناصر شهري حاكم است. اين كارشناس زيباسازي شهري در ادامه مي گويد: انتصاب و استقرار عناصر و تجهيزات خياباني طبق سنت توسط مهندسان و اغلب به شيوه خاصي انجام مي گيرد و در نتيجه هيچ گونه انسجام طراحي ويژه اي در آنها به چشم نمي خورد و اقلام و اجناس اغلب با توجه به هزينه پايين آنها انتخاب شده و توجهي به مناسب بودن دوام و امتيازهاي زيبايي شناسي آنها نمي شود. حيدري ايجاد مبلمان شهري و فضاسازي را از نيازهاي فرهنگي شهرها برمي شمارد و مي افزايد: متأسفانه در برخي شهرها و مكانها مديريت شهري تلاشهاي مضحكي انجام مي دهد تا از اثاثيه و تجهيزات عهد گذشته در مبلمان شهري تقليد كند و اين كار ممكن است در برخي پروژه هاي مرمت نواحي تاريخي معني دار باشد، اما استفاده از آنها در فضاهاي خياباني معاصر بيهوده است و اين افراط در طراحي و مبلمان شهري است كه خلق صحنه هاي تصنعي را به دنبال دارد. وي در ادامه يادآور مي شود: طراحي و نصب بيشتر عناصر مبلمان و اثاثيه خيابان در حوزه مسؤوليت اداره ها و سازمانهاي مختلفي نظير مخابرات، برق، آب، راهنمايي و رانندگي، شهرداري و شركت اتوبوسراني قرار دارد كه نتيجه آن آرايش ناهماهنگ در خيابانها را به وجود مي آورد. اين كارشناس زيباسازي با بيان اين كه مسأله تنها تنوع عناصر و تجهيزات و مبلمان شهري نيست، مي گويد: شيوه توزيع آنها در سطح خيابانهاي شهر نيز اهميت دارد، بنابراين در ابتدا همكاري ميان ادارات و سازمانهاي گوناگون لازم است تا بتوان تعداد و انواع عناصر، تجهيزات و مبلمان شهري را به ميزان معقول رسانيد. وي يادآور مي شود: يكي از بزرگترين منافع حاصل از سيستم طراحي هماهنگ اثاثيه خياباني، سهولت بيشتر گردآوري عناصر مختلف در كنار هم است كه در اين حالت، سايبان ايستگاه اتوبوس يا يك كيوسك تلفن مي تواند تكيه گاهي براي اجزاي ديگر، نظير روشنايي، علايم و نيمكتها باشد. حيدري در ادامه تصريح مي كند: نبود الگوي جامع در مبلمان شهري، سليقه اي عمل كردن، كمبود اعتبارات، فقدان مديريت واحد متمركز، فقدان مديريت اجرايي كارآمد براي اجراي مبلمان شهري، نبود تناسب با نيازهاي واقعي موجود و به روز نبودن آنها از مهمترين چالشهاست. وي با اشاره به پديده ونداليسم مي افزايد: متأسفانه تخريب مبلمان شهري و تأسيسات شهري يك نكته مهم است كه برخي از افراد آن را انجام مي دهند كه بايد با توجه به محدوديتهاي بودجه براي اين كار و زيان بي شمار آن مردم را آموزش داد تا علاوه بر حفظ و حراست از مبلمان و تأسيسات شهري، با ونداليسمها كساني كه اموال عمومي را تخريب مي كنند، برخورد كنند.
كدام ارمغان به راستي چرا در توسعه شهري در بسياري از امور غفلت شده، آيا سرعت رشد و توسعه آنقدر در يك قرن اخير زياد بوده كه باعث شده اين رشد و توسعه بدون قانون و ضابطه باشد يا اين كه مديران شهري گذشته افراد زبده، توانا و تحصيل كرده اي نبودند كه بتوانند نيازسنجي كنند تا توسعه شهرها را همراه با نيازها و امكانات جلو ببرند. اگر امروز نگاهي گذرا به شهرهاي متعدد كشور داشته باشيم مي بينيم كه در بسياري از شهرها مديريت شهري با چالشها و مشكلات متعددي دست به گريبان است كه از گذشته به آنها رسيده و آنها در تلاشند كه بتوانند بر اين مشكلات و چالشها فائق آيند و شايد خود اين امر موجب شود كه مديريت شهري نتواند براي چند سال آينده برنامه اي داشته باشد و اين به معناي آن است كه مشكلات را براي آيندگان به ارمغان بگذاريم. چرا شهرها امروز فاقد امكانات و تجهيزات لازم براي يك زندگي مناسب است، آيا اين ارمغان توسعه صنعتي است يا ارمغان غفلت مديريت شهري؟ به راستي چرا در شهرهايي كه امروز آن را سمبل تمدن و نشانه رشد و قدرت مي دانيم شهروندان از كمبودهاي بي شماري رنج مي برند. شايد در زندگي روستايي نيز كمبودهاي زيادي را شاهد باشيم، ولي روستاييان از آب و هواي سالم استفاده مي كنند و براي رفتن به سر كار عجله اي ندارند و از ترافيك رنج نمي برند و هر كجا كه خسته شدند مي توانند در زير سايه درختي بنشينند و استراحت كنند، در حالي كه در زندگي شهري اين گونه نيست و اگر خسته شدي كمتر جايي را پيدا مي كني كه بتواني قدري در آن استراحت كني.