خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 13اردیبهشت ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 يادداشت سردبير   
 حریم ملکوت   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 بادبادك   
 رسانه   
 بانوان   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ بانوان ]


جايگاه "ماما" همچنان در ابهام

ساعت كتاب ؛ بازي هاي خلاق براي كودكان

پيش به سوي آينده اي روشن ؛اقتدار بانوان فوتباليست ايراني در مصاف با همتايان آلماني

داستان كوتاه ؛ تدريس

تنها 3500 كارشناس ماما در كشور دفتر كار دارند

نوزادان زودرس مستعد ابتلا به راشيتيسم هستند

تأثير انجماد بر مواد غذايي



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جايگاه "ماما" همچنان در ابهام

٭ راحله بابازاده
پنجم ماه مي (15 ارديبهشت) مصادف با "روز جهاني ماما" است. فكر برگزاري اين روز در بيستمين كنگره بين المللي ماماها در سيدني استراليا در سال 1984 مطرح شد و در بيست و دومين كنگره در كوبه ژاپن در سال 1990، روز پنجم ماه مي، به اين امر اختصاص يافت. از آنجا كه عموم مردم نسبت به اين حرفه تخصصي آگاهي كافي ندارند، بر آن شديم تا گزارشي از وظايف اين گروه از زنان شاغل در عرصه بهداشتي درماني و مسايل و خواسته هاي آنان تهيه كنيم.




٭ ماما، نخستين نوازشگر نوزاد:
زهرا تايش، دانشجوي رشته كارشناسي مامايي معتقد است: ماما به عنوان نخستين نوازشگر جسم پاك نوزاد محسوب مي شود و اين مهارت حتي قبل از ظهور علم طب وجود داشته اما با گذشت زمان سير تكاملي خود را طي كرده تا به امروز كه حرفه اي كاملاً تخصصي شده، رسيده است، در ادامه او "ماما" را ناظر راز بزرگ و حيرت انگيز آفرينش خداوند مي داند و يادآور مي شود كه "ماما" در اتاق زايمان، حضور كامل خداوند را حس مي كند.
وزيري، كارشناس نظارت بر امور درمان، در تعريف حرفه مامايي و وظايف "ماما" اظهار مي كند: امروزه طبق آئين نامه شرح وظايف "ماما" كه از سوي وزارت بهداشت صادر شده، "ماما" به شخصي اطلاق مي شود كه تحصيلات مامايي را در حد كارشناسي و كارشناسي ارشد گذرانده و موفق به اخذ پروانه رسمي مامايي از مقامات با صلاحيت شده باشد، بر اين اساس "ماما" بايد طي دوران بارداري، زايمان و پس از آن قادر به نظارت، مراقبت و توصيه به مادران باشد. علاوه بر اين بتواند، هدايت زايمانها را با مسؤوليت خود پذيرا شود و مراقبت از نوزاد شيرخوار و كودك زير 6 سال را برعهده بگيرد، از همين رو، يك ماماي متبحر بايد بتواند در مورد پيشگيري از بيماريهاي دوره حاملگي، كشف حالات غيرطبيعي در مادر و كودك، فراهم آوردن كمكهاي پزشكي و اجراي مراحل اورژانس اقدام كند"
وزيري، به عنوان نماينده "ماماها" در سازمان نظام پزشكي درباره جايگاه "ماما" در سيستم بهداشتي درماني كشور مي گويد: طبق آئين نامه هاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، "ماما" مي تواند در بيمارستانها، درمانگاهها، واحدهاي بهداشتي، منازل (مشاوره مامايي، زايمان در منزل) و هر شكل ديگري از ارائه خدمات مامايي، كار كند.

٭ تجديد نظر در مفاد درسي
اكنون اين پرسش پيش مي آيد كه دانشجويان فارغ التحصيل رشته مامايي تا چه حد آنچه را كه در طول مدت تحصيل آموخته اند در عرصه عمل نيز مي توانند به كار بگيرند؟
سپيده جبارزاده گنجه، عضو هيأت علمي و مدير گروه مامايي دانشگاه آزاداسلامي درمورد تطابق واحدهاي درسي مامايي با وظايف ماما در حيطه كارش مي گويد: در سر فصل هاي موجود واحدهاي درسي داراي نقاط ضعف و چالش هايي است كه به مسؤولان مربوطه منعكس شده و اكنون توسط كارشناسان مربوطه در وزارت بهداشت در حال بررسي است و نسخه اصلاح شده آن پس از طي مراحل قانوني بزودي براي اجرا به دانشكده هاي پرستاري و مامايي ارسال خواهد شد."
٭ مشكلات رشته مامايي
افسانه- ر، دانشجوي رشته كارشناسي مامايي ضمن تأكيد بر نقش اختصاصي و كامل كننده اي كه ماما براي رسيدن به اهداف "بهداشت براي همه"، خصوصاً گروههاي آسيب پذير مانند نوزادان و زنان باردار، ايفا مي كند، اضافه مي كند: متأسفانه دانشجويان مامايي به دليل اعمال نظر سليقه اي برخي از كادر پرستاري از موقعيت هاي مناسب براي كسب مهارتهاي لازم در حرفه خود محروم اند. در واقع دانشجويان مامايي با وجود گذراندن واحدهاي درسي متعدد مربوطه (عملي و تئوري) از انجام كار دانشجويي در بخشهاي نوزادان، جراحي زنان و حتي بخش مامايي كه شامل مراقبت از مادران باردار بستري در بيمارستان و مادران بعد از زايمان طبيعي و سزارين مي باشد، منع مي شوند.
فاطمه- خ نيز در همين زمينه اظهار مي كند: متأسفانه با وجود بخشنامه هاي وزارتي براي كار دانشجويي اين رشته در بخش مامايي، هنوز اين بخشنامه ها در عمل به اجرا در نيامده اند".
پروين سالاري عضو هيأت علمي و مدير گروه مامايي دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي مشهد نيز معتقد است: از جمله مشكلات اين رشته مي توان از عدم واگذاري وظايف مامايي به ماماها، جايگاه نامناسب آنها در چارت تشكيلات وزارتي، حمايت نكردن بيمه از ماماها و وابستگي مديران اين حرفه به ديگران، بيكاري فارغ التحصيلان اين رشته و استفاده نكردن بهينه از امكانات موجود، محدود بودن گرايشات در سطح كارشناسي ارشد و نبود مقطع دكترا در داخل كشور، ياد كرد او معتقد است: عدم خودباوري، بي تفاوتي و كم تحركي خود ماماها اين مشكلات را تشديد مي كند. او در ادامه مي افزايد: جهت حل مشكلات فوق در درجه اول بايد مديريت مامايي با در نظر گرفتن اختيارات كافي در جايگاه صحيح قرار گيرد و مقررات و دستورالعمل هاي روشن با پشتوانه قوي اجرايي براي جلوگيري از تداخل وظايف "ماما"با ساير حرفه ها كه در نهايت منجر به ارائه خدمات با كيفيت بالا و هزينه پايين براي مردم شود، تدوين گردد، در واقع محدود كردن "ماما" در انجام وظايف مترادف با ارائه خدمات كمتر با هزينه بالاتر مي شود كه ضرر اصلي متوجه مردم مي شود. سالاري در ارتباط با حل مشكل بيكاري فارغ التحصيلان مامايي معتقد است: مي توان با ايجاد و اداره مراكز زايمان طبيعي توسط ماماها و با پشتيباني لازم توسط دولت و بكارگيري ماماها در زمينه هاي بلوغ و مشاوره به زنان در مراكزي چون آموزش و پرورش و كارخانه ها و... تا حدي مشكل بيكاري اين قشر را مرتفع كرد.

٭ مامايي هم جزو مشاغل سخت است
لاله- ب، كارشناس مامايي كه دريكي از زايشگاههاي دولتي شاغل است درباره بازنشستگي اين گروه مي گويد: با توجه به فشارهاي جسمي و روحي در محيط كار زايشگاه، مامايي بايد جزو مشاغل سخت طبقه بندي شود و اين گروه از امتياز بازنشستگي با 25 سال سابقه كار و 30 روز حقوق برخوردار شوند. زيرا اكثر همكاران پس از 20 سال كار در زايشگاه تقاضاي انتقال به مراكز بهداشتي درماني را دارند در حالي كه از لحاظ مالي شايد متضرر شوند.
خانم ب . د، كارشناس ارشد و مربي مامايي مي گويد: با وجود نياز شديد دانشكده هاي پرستاري و مامايي كشور به وجود مربي مامايي (چه دولتي و چه آزاد) به دليل پاره اي از دلايل قابل حل، از استخدام كارشناسان ارشد مامايي با وجود داشتن سالها سابقه كار امتناع مي شود و متأسفانه به دليل پرداخت هاي كمتر و پيشگيري از توقعات شغلي بيشتر ترجيح داده مي شود از آنها به صورت حق التدريس استفاده گردد.

٭ دوره هاي بازآموزي
زهره كرباسي، كارشناس مامايي كه مطب مامايي دارد از نبود دوره هاي بازآموزي براي ماماهاي شاغل در بخش خصوصي گلايه مند است و مي گويد: با توجه به اينكه علم مامايي، مانند تمام رشته هاي پزشكي علم پويايي است و مامايي مدرن روزبه روز به پيشرفت هاي جديدي دست مي يابد، گذاشتن دوره هاي باز آموزي بعد از فراغت از تحصيل شديداً مورد نياز است.
وزيري در مورد دوره هاي بازآموزي براي ماماها مي گويد: درحال حاضر دوره هاي بازآموزي خاص ماماهاي شاغل در بخش دولتي است و قرار است براساس رايزني هاي صورت گرفته بزودي براي ماماهاي شاغل در بخش خصوصي نيز برگزار شود.

٭ جاي خالي دكتراي مامايي
سالاري با بيان اينكه ادامه تحصيل ماماها در مقطع دكترا موجب پيشرفت علم مامايي مي شود، مي گويد: "ٍدر ايران امكان ادامه تحصيل در مقطع دكتراي مامايي وجود ندارد و با وجود تصويب رشته دكتراي "بهداشت باروري" بعد از مدتها، هنوز به مرحله اجرا در نيامده است". وي معتقد است: در مقطع كارشناسي ارشد مامايي نيز بايد مانند ساير كشورهاي دنيا گرايشات متنوعي مانند مديريت، اولترا سوند و... گنجانده شود.
ثريا نامجو، كارشناس ارشد مامايي نيز از اينكه در آزمون مقطع دكتراي بهداشت مادر و كودك فقط پزشكان عمومي مجازند شركت كنند، اظهار تأسف مي كند و از مسؤولان مي خواهد كه اجازه شركت در اين آزمون و رقابت عادلانه با پزشكان عمومي را به فارغ التحصيلان مامايي نيز بدهند.
بي هيچ شكي اين حرفه همانند تمامي حرفه ها و تخصصهاي زير گروه پزشكي روبه رشد روز افزون علمي است و اين مي طلبد كه با نگاهي دقيق تر كه مبتني بر نگرش علمي و تحقيقي باشد در جهت رفع مشكلات آن كوشش گردد. باشد كه دستهايي كه آموزش زايندگان و سرنوشت سازان آينده را بر عهده دارند، بي هيچ دغدغه اي به تعالي و رشد علمي و پژوهشي جامعه بپردازند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ساعت كتاب ؛ بازي هاي خلاق براي كودكان

٭ ندا رضوي
من و خواهرم- ياسمن- شش سال اختلاف سني داريم، وقتي بچه بوديم يكي از كارايي كه هر دومون دوست داشتيم، "كاردستي درست كردن" بود. خواهرم كه از من بزرگتر بود، غالباً ابداعات جالبي مي كرد و منم اغلب ازش تقليد مي كردم. يكي از لذتبخش ترين كارامون، كار با مقوا و كاغذاي رنگي و چسب و قيچي بود. خوشبختانه مامان هم در اين مورد سختگيري نمي كرد و اجازه مي داد ما حسابي با اين كارا خودمونو سرگرم كنيم؛ خصوصاً تابستونا، آخه اون موقع هنوز انواع كلاسهاي فوق برنامه مختلف براي بچه هاي



دبستاني و كودكستاني تا اين حد مد روز نبود و ما بايد روزاي تابستوني مون رو با سرگرميهاي مختلف كه اغلب من درآوردي بودن مي گذرونديم. ماجراي كاردستي اين بود كه يه ملافه بزرگ پهن مي كرديم روي زمين و بساط مون رو مي ريختيم روش و شروع مي كرديم: مثلاً يه تيكه مقواي بزرگ مي شد زمين و با برش مقوا و چسب و تيكه پارچه هاي اضافه و كاغذ رنگي و سنگ ريزه و برگ و دكمه و حبوبات و... خونه و پارك و مدرسه درست مي كرديم. زمين پارك رو با يك تيكه موكت سبزرنگ به دردنخور مي پوشونديم و براي آدمكهايي كه درست كرده بوديم يا عروسكهايي كه داشتيم با پارچه لباس درست مي كرديم، بعد با قوطي كبريت براشون تخت و كمد درست مي كرديم، با چوب كبريت يا خلال دندون براي پنجره خونه شون چهارچوب مي ساختيم و پرده مي زديم، گاهي هم اين آدما براي خودشون داستاني داشتن كه همه چيز طبق داستان شون ساخته مي شد... ساختن اين شهر مقوايي اون قدر روي من كه كوچك تر بودم تأثير ميذاشت كه گاهي آرزو مي كردم مي تونستم توي اون خونه و شهر زندگي كنم و تو ماجراهاي تخيلي آدمكها شركت كنم!
كار با قيچي و كاغذ و مقوا اون قدر برام جذاب بود كه من خيلي چيزاي ديگه رو هم با مقوا براي خودم مي ساختم و اون جوري كه دلم مي خواست تزيين شون مي كردم، چيزايي مثل دمپايي (با مقواي كارتن و دو تيكه كش يك سانتي)، كلاه و كلي خرت و پرت ديگه كه اون زمان به نظرم شاهكار هنري ميومد! راستشو بخواين هنوز هم از اين كارا لذت مي برم، و هنوز هم كلي كيف مي كنم وقتي يادم مياد كه چه قدر از پوشيدن اون دمپاييهاي مقوايي كه خودم مي ساختم، خوشم ميومد... .
حالا خواهرزاده هاي 7 و 9 ساله من و همين طور دختر سه ساله م شديداً كاغذ و قيچي بازي رو دوست دارن. عرفان- 9 ساله- با مقوا و جعبه هاي خالي، قوطي فيلم عكاسي، بطري نوشابه خانواده، ني نوشابه، فوم و كاغذهاي رنگي و بقيه چيزاي جور واجور دور و برش، كاميون، اتوبوس، جامدادي روميزي، قاب عكس و پرده شرشره اي براي اتاقش مي سازد و هر بار كه من مي رم خونه شون؛ ابتكارات جديدش رو به من نشون ميده و با هيجان راجع به خصوصيات منحصر به فرد چيزي كه ساخته برام حرف مي زنه: "اين كاميونه هيجده چرخه، سرعتش خيلي بالاست، قالپاق هم داره، ببينين... اينم يه قاب عكسه، با مقوا و فومهاي رنگي درستش كردم، كادوي تولد بابام بوده كه بهش دادم..."، واقعيت اينه كه من خيلي خوب احساس شادي شورانگيزي كه او در درونش احساس مي كنه لمس مي كنم، چون مي دونم وقتي آدم توي اين سن مي تونه با چيزايي كه دور و برش مي بينه، با دست خودش چيزي رو كه توي ذهنش هست بسازه چه قدر لذت مي بره... به خاطرهمين گرايش شخصي، من و خواهرم گاهي كتابهايي توي همين زمينه ها براي بچه ها مي خريم، يكي از اونا كتابيه به اسم "بازيهاي خلاق" كه پره از بازيهاي اين چنيني، اين كتاب شامل 365 بازي براي بچه هاي دو سال به بالا هست، بازيهاي خلاق بازيهايي هستن كه بدون اين كه بچه ها رو در چارچوبهاي تنگ امر و نهي ها و قاعده هاي تغييرناپذير محدود و درگير بكنه؛ در خلال اونا ميتونن از قوه خلاقيت و تخيل خودشون استفاده كنن، انرژي شونو آزاد كنن، خودشونو سرگرم كنن، از بازي لذت ببرن و كلي هم چيزي ياد بگيرن. فعاليتهايي كه در اين كتاب در قالب بازيهاي خلاق براي بچه ها توصيه و توصيف شده شامل هنر، كاردستي، ساختمان سازي، حركات بدني، آشنايي با محيط، طبيعت و خانواده، آشپزي بچه ها، باغباني، تقليد و نمايش هستند. بچه ها آزاد هستن كه اين بازيها و فعاليتها رو به هر ترتيبي كه خودشون دوست داشته باشن شكل بدن و ازشون لذت ببرن. بازيهاي خلاق كمك بزرگي به خودشكوفايي، كشف استعدادهاي نهفته بچه ها، تقويت اعتماد به نفس، خلق تجربه هاي مثبت و سازنده و ايجاد احساس موفقيت در بچه ها مي كنه. اين بازي ها نياز به ابزار و لوازم خاص و گرون قيمت ندارن، اما در عوض والدين با صرف كمي وقت، حوصله و توجه مي تونن اوقات و خاطرات خوشي از روزهاي خردسالي در ذهن بچه هاشون ثبت كنن كه بچه ها براي يك عمر با يادآوري اونا بتونن غرق شادماني و لذت بشن... .
٭ مشخصات كتاب:
عنوان كتاب: بازيهاي خلاق ( 365 بازي براي كودكان دو سال به بالا)
نويسنده: اليسون، شيلا؛ گري، جوديت آن
مترجم: انگجي، ليلا
ناشر: جوانه رشد
شابك: 3-23-7475-964
تعداد صفحات: 192
موضوع: كودكان، فعاليتهاي خلاقه، سرگرميها


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پيش به سوي آينده اي روشن ؛اقتدار بانوان فوتباليست ايراني در مصاف با همتايان آلماني

٭ عاليه حجت زاده
گروه بانوان: هفته گذشته تهران شاهد برگزاري ديدارهاي دوستانه تيمهاي فوتبال منتخب بانوان ايران و باشگاه آلدرسنيسپور آلمان بود.




تيم ميهمان كه روز پنجشنبه به كشورمان وارد و در هتل المپيك مستقر شده بود، برخلاف پيش بيني هاي به عمل آمده ، به علت بارش باران نتوانست در زمين چمن باشگاه آرارات به تمرين بپردازد و تمرينهايشان را در سالن سرپوشيده استاديوم آزادي انجام داد.
با اينحال اولين بازي تيم بانوان آلمان و ايران بعدازظهر روز جمعه در باشگاه آرارات انجام شد و با استقبال خوب تماشاگران زن علاقه مند به فوتبال مواجه گرديد و هر دو تيم با آمادگي و آرايش مناسبي به مصاف يكديگر رفتند.
در اين ديدار تيم آلمان نيز مانند تيم بانوان ايران با مقنعه سفيد و لباس قرمز در زمين حاضر شدند و لباس ايراني ها سفيد و مقنعه آنها مشكي بود.
گرچه نيمه اول اين ديدار كه حدود 5000 نفر از آن ديدن كردند، با زدن دو گل به نفع تيم آلمان به پايان رسيد، ولي اين موضوع در شور و شوق تماشاگران كه يك صدا فرياد مي زدند، "ايران، ايران" تأثير منفي نگذاشت.

٭ بخت با ايرانيها يار بود
ايرانيها نيمه دوم را در شرايطي آغاز كردند كه دو گل را در دروازه خود پذيرا شده بودند، اما اين مسأله از اعتماد به نفس و تلاش بي وقفه آنها نكاست؛ به طوري كه با تلاش كتايون خسرويار از نقطه پنالتي اولين گل به ثمر رسيد و به همت نيلوفر اردلان نيز دومين گل در دروازه حريف جا گرفت.

٭ ايراني ها گل كاشتند
دومين ديدار دوستانه زنان ايران در برابر تيم آلمان با حضور تيم فوتبال جوانان كشورمان ساعت 5 بعدازظهر شنبه برگزار شد. درحالي كه بيش از 1500نفر از زنان علاقه مند به فوتبال براي تشويق تيم ايران به باشگاه آرارات آمده بودند.
در اين ديدار تيم فوتبال جوانان ايران از نيمه اول با حملات بيشتري دروازه تيم مهمان را نشانه گرفته بود؛ به طوري كه با گلزني آيناز قباعي يك گل به نفع كشورمان به ثبت رسيد، اما در مقابل آندريا لينكه، از تيم برلين نيز گل مساوي را براي تيمش در اين نيمه به ارمغان آورد.
با اين حال در نيمه دوم اين بازي، اعضاي تيم ملي جوانان ايران از پا ننشستند و فرشته كريمي در دقايق 32 و 40 توانست دو گل را براي كشورمان وارد دروازه رقيب كند و تنها گل آلماني ها در اين نيمه را نيز صفيه كوك به ثمر رساند.
آنچه مسلم است، اولين تجربه بانوان تيم فوتبال ايران از آن جهت حايز اهميت است كه مي تواند در صورت تداوم بازيها در آينده، نه تنها موجب كسب تجارب تكنيكي و تاكتيكي بيشتري براي بازيكنان ملي پوش فوتبال بانوان شود، بلكه زمينه مناسبي را براي تماشاگران زن علاقه مند به اين رشته فراهم كند تا اين حس اشتياق را به سوي ديدارهاي فوتبال بانوان در سطح داخلي و خارجي معطوف داشته و عطش آنان را در اين زمينه تا حدود زيادي فرو بنشاند.
با اين تفاوت كه ديدارها در محيطي ويژه بانوان و با حضور جمع زيادي از تماشاگران و بازيكنان زن برگزار مي شود. مسأله اي كه مي تواند توسط بسياري از خانواده ها نيز پذيرش بيشتري را به همراه داشته باشد. به شرط آنكه زمينه تقويت و رشد هرچه بيشتر فوتبال زنان از لحاظ امكانات و تمرينات كافي فراهم شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داستان كوتاه ؛ تدريس

٭ محبوبه بوري
- سلام، خسته نباشين، ببخشين مي خواستم ببينم "دانشجويان كارداني صنايع" كلاسشون كجا تشكيل مي شه؟
- از آموزش بپرسيد خانم!
- آموزش كجاست؟
- طبقه چهارم
آسانسور به سرعت به طبقه چهارم رسيد، در آسانسور باز شد. درست روبه روي در تابلوي بزرگي با عنوان آموزش نصب شده بود. از آسانسور تا آنجا پانزده قدم، بيشتر فاصله نبود. سرش را پايين انداخت و به سرعت خودش را به دفتر آموزش رساند. فضاي حاكم بر سالن طبقه چهارم سنگين بود. نزديك به صد، صد و پنجاه صندلي دسته دار در دو رديف چيده شده و در وسط سالن به اندازه دو صندلي خالي بود، در رديف هاي آخر صندلي ها، نزديك به شصت، هفتاد آقا و يك خانم با لباسهاي بسيار مرتب، درحالي كه در دست بعضي، تلفن همراه بود، چشم انتظار به سر مي برند.
آموزش بسيار شلوغ و كارمندانش در رفت و آمد بودند. با زحمت خودش را به مردي رساند كه به نظر مي آمد مسؤول آموزش باشد به او گفت:
"آقا ببخشين، كلاس دانشجويان كارداني صنايع، كجا تشكيل شده است؟"
- شما؟!
- براي تدريس واحد... مزاحمتون شدم!
- مث اينكه اولين جلسه كلاسشون بايد باشه!
- بله، آقا!
- بله، درست اومدين، كلاس بچه ها قرار بود ساختمون مقابل تشكيل بشه، ولي به خاطر اين كه اون ساختمون جانداشت، كلاسو اينجا تشكيل داديم!
و با انگشت به شيشه اي كه بين دفتر آموزش و سالن قرارداشت، اشاره كرد.
- "يعني اينجا كلاس تشكيل شده"؟!
- "بله خانم، اشكالي داره"!!
- "نه ... مي تونم كلاسو تشكيل بدم"؟
- بله بفرمايين، همينجوري هم، نه دقيقه تأخير داريم!
آرام و قرار نداشت. قلبش مثل پتك به سينه اش مي كوبيد، به خودش دلداري داد و زيرلب گفت: "حتماً اينا اطلاعاتشون كمتر بوده، كه از تو براي تدريس اين واحد دعوت كردن"
تمام نيرويش را جمع كرد و درحالي كه سعي مي كرد اعتماد به نفس داشته باشد، به طرف تريبون به راه، افتاد. از بين صندلي ها گذشت و پشت ميكروفون قرار گرفت. با وجودي كه تا آن زمان تدريس در دانشگاه را تجربه نكرده بود، ولي تا جايي كه از دوره دانشجويي خودش به خاطر مي آورد، اين دانشجويان هيچ شباهتي با قشر دانشجو، آن هم دانشجوي ترم اول كارداني، نداشتند.
درحالي كه سن و سالي از آنها گذشته بود، بسيار متين و ساكت و بدون هيچ گونه شور و نشاط دانشجويي بودند.
ميكروفون را روشن كرد. چند ضربه با دستش به آن زد، ولي ميكروفون كار نكرد. زير لب درحالي كه صدايش به پچ پچ شبيه بود و اگر كسي نزديكش بود، مي شنيد گفت: "عيب نداره، صدام رو بلند مي كنم، همينجور هم صدام بلنده!"
با وجود اين هرچه با چشمهايش دو رو بر را نگاه كرد، حتي يكي از پرسنل آموزش را هم پيدا نكرد كه از او بخواهد ميكروفون را روشن كند. تمام نيرويش را در حنجره جمع كرد و با نام خدا مبحث را آغاز نمود. چشم حضار به چشمهايش دوخته شد. بدون توجه ادامه داد: "محمودي هستم، كارشناس ارشد... واحد... اين ترمو در خدمتتونم"
اضطرابش موجب شده بود كه امروز برخلاف هميشه صدايش آهسته تر باشد. سروصداي حضار از انتهاي سالن شنيده مي شد: "خانم صداتون شنيده نمي شه!"
دوباره به ميكروفون ور رفت، ولي نتوانست آن را به راه بيندازد. قدري صدايش را بالاتر برد و با اعتماد به نفس بيشتر از قبل گفت: "اگر آقايون لطف فرموده، جلوتر تشريف بيارن، فكر مي كنم مشكل صدا حل بشه!"
همه دانشجويان از صندلي هاي عقب بلند شدند و بعد از گذشت زمان كوتاهي در صندلي هاي جلوي سالن جاي گرفتند.
گرم تدريس شده بود، ديگر مضطرب نبود. ده- پانزده دقيقه اي از تدريسش گذشت. در اين بين تلفن همراه بعضي از دانشجويان زنگ مي زد و آنها هم گوشي را كنار گوششان گرفته و آرام آرام صحبت مي كردند، اين موضوع خوشايندش نبود. با خودش انديشيد اگر جلسه اول كلاس كوتاه بيايد ديگر حريف دانشجوياني كه حداقل دو- سه برابر سن و جثه او را داشتند نخواهد شد، اين بود كه پس از زنگ زدن يكي دو تلفن همراه، درحالي كه جسارت پيدا كرده بود و از تريبون فاصله گرفته و كم كم به طرف سالن مي آمد گفت: "دانشجويان عزيز، خواهش مي كنم تلفناي همراهتونو خاموش كنين، زنگ تلفن، تمركز كلاسو به هم مي زنه؟!"
يكي از دانشجوياني كه قبل از صحبتهاي او تلفنش زنگ زده بود، چشمي گفت و خجالتزده تلفن همراهش را خاموش كرد و خودش را سرگرم گوش دادن به درس نشان داد.
هيچ مشكلي در تدريسش وجود نداشت، فقط در اين بين يكي از دانشجويان كه برخلاف ديگران جوانتر نشان مي داد، به زحمت مي توانست جلوي خنده اش را بگيرد، گاه و بيگاه سرش را پايين مي انداخت و مي خنديد. با خودش فكر كرد به خاطر اينكه زمام كلاس را در دست بگيرد، از آن دانشجو بپرسد تاكنون چه گفته است! شايد به اين وسيله مي توانست او را ساكت كند! رو به او كرد و گفت: ميشه بگين من چي گفتم؟"
دانشجو كه انتظار اين برخورد را نداشت، خنده اش را خورد و درحالي كه كاملاً جدي شده بود تا خواست لب از لب باز كند، تنها دانشجوي زن كلاس كه گرد ايام كاملاً بر چهره اش نشسته بود، با احترام خاصي دستش را بلند كرد و در همان حال اجازه صحبت خواست.
خيلي دلش مي خواست با دستش به او اشاره كند، ساكت باشد. با خودش فكر مي كرد حتماً اين خانم مي خواهد جواب سؤال را بدهد، ولي رفتار احترام آميزش او را تحت تأثير قرار داد و برخلاف خواسته اش به دانشجو اجازه صحبت داد.
او گفت: "ببخشين استاد فكر مي كنم كلاس اشتباه، تشكيل شده!"
- مگه شما دانشجويان كارداني صنايع نيستين؟!
- دانشجوي پسري كه هنوز در جايش ايستاده بود و از ابتداي كلاس مي خنديد، قبل از پاسخ خانم دانشجوي ميانسال با عصبانيت گفت: "نه خانم ما مديران صنايع كل كشور هستيم كه... " با وجود آنكه كاملاً جاخورده بود، به روي خودش نياورد و گفت: بله حتماً اشتباه شده، اما "آموزش" منو به اين كلاس فرستاده!
در همين گير و دار بود كه آبدارچي آموزش با برگه اي در دست از در رو به روي تريبون وارد شد، برگه را به او داد كه در آن نوشته شده بود: "بايد براي كلاس با آموزش هماهنگي مي شد، سريعاً صحبتهايتان را قطع و سالن را ترك كنيد!"
تازه متوجه شد كه چرا يكي يكي پرسنل آموزش مي آمدند و در انتهاي سالن مي ايستادند و درحالي كه چشمهايشان داشت از حدقه بيرون مي آمد به او خيره مي شدند، ولي چيزي نگفته و بر مي گشتند. فكر مي كرد آنها مي خواهند نحوه تدريسش را كنترل كنند، به همين خاطر تا مي توانست آب و روغن مطالبش را زياد و آنها را با آب و تاب تدريس مي كرد.
درحالي كه از دانشجويان عذر مي خواست كيفش را برداشته، يادداشتهايش را جمع كرد و از همان راهي كه آمده بود به همراه خنده بعضي از آنها به سمت آموزش برگشت!
زن در اتاق آموزش با مسؤول آنجا كه مردي جوان و بسيار تندخو بود، برخورد كرد، مرد درحالي كه كاردش مي زدي، خونش در نمي آمد با صداي بلند داد كشيد كه: "كي به شما اجازه داده كه سرخود بريد كلاس؟"
صورتش را به سمت مردي كه با او هماهنگ كرده بود، برگرداند، اما او در حالتي كه موضوع را انكار مي كرد كم كم، از آموزش خارج شد.
مسؤول آموزش ادامه داد: "شما آبروي ما را برديد...!"
"معذرت مي خوام، حتماً اشتباه شده، اگه ممكنه اجازه بدين يه تلفن بزنم"
- خانم آبروي ما رو برده، تازه تلفن هم مي خواد بزنه!" اصلاً تو اين ساختمون تلفن وجود نداره!" و ادامه داد: "نمي فهمم آخه، كجاي اينا به دانشجويان كارداني ترم يك صنايع مي خوره؟!"
ديگر چيزي نگفت و با سرخوردگي از تجربه اولين كلاس خود، دفتر آموزش را ترك كرد. همان طور كه فكر مي كرد فاصله كوتاه آموزش تا آسانسور را چطور جلوي مديران صنايع طي كند ناگهان شنيد كه يكي از تلفنها زنگ مي زند و مسؤول آموزش مي گويد: "سريع بگين برن ميكروفون سالن را درست كنن!"


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تنها 3500 كارشناس ماما در كشور دفتر كار دارند

يك كارشناس مسؤول امور مامايي در وزارت بهداشت و درمان گفت: از 27 هزار كارشناس ماما در كشور فقط 3 هزار و 500 نفر "دفتر كار" دارند."معصومه شاه محمدي"، در حاشيه برگزاري جلسه هماهنگي و تبيين برنامه هاي همايش بزرگداشت روزجهاني ماما، در گفتگو با ايرنا، افزود: هم اكنون 24 هزار كارشناس ماما دركشور به علت هزينه هاي بالا، فاقد دفتر كار هستند.شاه محمدي، همچنين به كمبود تنوع گرايشها درمقطع كارشناسي ارشد در رشته مامايي اشاره كرد و گفت: سالانه فقط 50 نفر جذب مقاطع كارشناسي ارشد با دو گرايش "بهداشت مادر و كودك" و "آموزش مامايي" مي شوند.
وي ضمن تأكيد بر گرايشهاي بيشتر در مقطع كارشناسي ارشد رشته مامايي كشور، گفت: نيازهاي كشور در رشته مامايي به اين دو گرايش خلاصه نمي شود.
به گفته وي، 47 هزار دانش آموخته در رشته مامايي در مقاطع كارداني، كارشناسي و كارشناسي ارشد فارغ التحصيل شده اند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نوزادان زودرس مستعد ابتلا به راشيتيسم هستند

زودرسي نوزادان ابتلا به راشيتيسم را افزايش مي دهد كه اين به دليل رسوب ناكافي كلسيم و فسفر در زمان تولد براي رشد سريع نوزاد است.
به گزارش سرويس "بهداشت و درمان" خبرگزاري دانشجويان ايران، در افراد گياه خوار كه از مصرف شير و فرآورده هاي آن خودداري مي كنند ممكن است كمبود ويتامين D و به دنبال آن راشيتيسم ديده شود.همچنين مادراني كه كودكان خود را شير مي دهند چنانچه از مصرف كافي ويتامين D خودداري كنند با كمبود اين ماده مواجه مي شوند.
راشيتيسم به نارسايي در آهكي شدن استخوانهاي در حال رشد يا بافت استوئيد اطلاق مي شود كه ناشي از كمبود ويتامين D است، راشيتيسم با منشأ غير از كمبود ويتامين D علت ژنتيك داشته و به علت كمبود جذب ويتامين D محلول در چربي يا كلسيم و يا هر دوست.
لازم به ذكر است: اين بيماري بيشتر در اواخر زمستان و اوايل بهار بروز مي كند كه علت آن عدم وجود اشعه كافي آفتاب است.
شايعترين علامت بيماري راشيتيسم فاصله گرفتن زانوها يا تماس نزديك آنها و صافي كف پاست؛ همچنين تأخير در بسته شدن ملاج قدامي، برآمدگي جناغ سينه به جلو (سينه كبوتري) و انحراف شديد مهره هاي كمري به سمت جلو موقع راه رفتن از ديگر علايم اين بيماري است مبتلايان به راشيتيسم به علت سستي عضلات شكم دچار برآمدگي شكم منجر به يبوست مي شوند.
تشخيص راشيتيسم براساس سابقه عدم مصرف كافي ويتامين D، يافته هاي آزمايشگاهي و عكسبرداري صورت مي گيرد و درمان شيرخواران دچار راشيتيسم با قرار دادن در معرض اشعه خورشيد و مصرف خوراكي روزانه 2 تا 6 هزار واحد بين الملل ويتامين D به مدت چند ماه انجام مي شود و در صورت وجود عيوبي در استخوان مثل ساقهاي كماني، انجام جراحي ضرورت پيدا مي كند. پيشگيري از راشيتيسم شامل قرار دادن پوست در معرض اشعه آفتاب يا مصرف خوراك 400 واحد بين الملل ويتامين D به طور روزانه است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تأثير انجماد بر مواد غذايي

٭ طناز زارعي طوسي (قسمت آخر)
س: در صورتي كه سبزيجات را حرارت نداده باشيم، آيا مي توان با خيال راحت از آنها استفاده كرد؟
ج: بله آنها براي خوردن سالم هستند اگر چه كيفيت ( رنگ، طعم و بافت) آنها تقليل يافته است. حرارت دادن باعث كندي يا توقف فعاليتهاي آنزيمهايي مي گردد كه در از دست رفتن طعم، رنگ و بافت سبزيجات مؤثرند.
س: چگونه مي توان ذرت درسته را حرارت داد تا طعم چوب آن را نگيرد؟
ج: بلال درسته را طبق زمان توصيه شده حرارت دهيد، سپس آن را در آب يخ به سرعت سرد نماييد به طوري كه دانه هاي ذرت كاملاًَ سرد شوند. قبل از پخت كمي يخ آن را ذوب نماييد.
س: آيا يخ سبزيجات منجمد قبل از پخت بايد كاملاً ذوب شود؟
ج: براي بيشتر سبزيجات خير، اگر يخ آنها را ذوب نكنيد طعم تازه تري خواهيد داشت. به استثناي ذرت درسته و سبزيجاتي كه داراي برگ هستند كه بهتر است كمي قبل از پخت يخ آنها را ذوب كنيد.
س: آيا لازم است نخود و باقالي را قبل از آن كه از غلاف خارج نمود. شست؟
ج: هيچ سبزي را نبايد قبل از درآوردن پوسته، يا جدا كردن مواد زائدشان مانند آشغال، حشرات، برگها و... شست.

فرآورده هاي دامي:
س: آيا بايد يخ گوشت و ماهي را پيش از پختن ذوب كرد؟
ج: خير، در صورتي كه زمان كافي براي طبخ در اختيار داريد مي توان گوشت و ماهي را از مرحله انجماد مستقيماً پخت. زمان پخت بستگي به اندازه گوشت و نحوه برش آن دارد. تكه هاي بزرگ گوشت يك و نيم برابر زمان پخت گوشت تازه اي كه همان اندازه و وزن را دارد، زمان مي برد، تكه هاي كوچك گوشت كه به لايه هاي نازك بريده شده اند نظير استيكها و قيمه ها زمان كمتري مي برند.
س: آيا مي توان يخ گوشت قرمز يا سفيد را در فرم هاي معمولي ذوب كرد؟
ج: گوشتهاي سفيد و قرمز را هيچ گاه نبايد در فرهاي معمولي يا دماي اتاق ذوب كرد. سرعت رشد باكتريها و فاسد شدن گوشت در دماي معمولي اتاق،بسيار بسيار بالاست. يخ گوشتهاي سفيد يا قرمز را در يخچال و با همان بسته بندي اوليه ذوب نماييد. در صورتي كه مي خواهيد ذوب يخ سريعتر انجام شود بسته بندي را شل كنيد. اگر باز هم سريعتر مي خواهيد كه يخ را ذوب كنيد گوشت را دريك كيسه ضد آب گذاشته و در آب سرد فرو ببريد. گوشت را تا زماني ذوب كنيد كه قابل خم شدن باشد. گوشتهاي سفيد و قرمز را مي توان با اطمينان خاطر در مايكروويو ذوب كرد. بدون ذوب كردن نيز مي توان گوشتهاي سفيد يا قرمز منجمد را پخت.
س: چرا سرد كردن گوشتهاي سفيد و قرمز پيش از انجماد مهم است؟
ج: گوشتهاي سفيد و قرمز تازه ذبح شده بايد در درجه برودت (36-32 درجه فارنهايت) در يخچال قرار داد تا گرماي بدن حيوان از لاشه كاملاًَ خارج شود. سرد كردن لاشه رشد باكتري ها را كاهش مي دهد گوشت گوساله و بره را 24 ساعت و گوشت گاو را 5 تا 7 روز در سردخانه قرار مي دهند.
س: آيا مي توان بوقلمون (يا مرغ) شكم پر را منجمد كرد؟
ج: مواد داخل شكم مرغ يا بوقلمون بايد جداگانه منجمد شوند. در هر غذايي زمان مورد نياز براي انجماد مدت زماني است كه در طي آن نقطه مركز آن غذا منجمد گردد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar