خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 13اردیبهشت ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 يادداشت سردبير   
 حریم ملکوت   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 بادبادك   
 رسانه   
 بانوان   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ هنر ]


گفت و گو با مرضيه برومند كارگردان فيلم "مرباي شيرين" ؛ ديگر دنبال چشم انداز بيهوده نمي گردم!

نگاهي كوتاه به نمايشنامه "دشمن مردم" نوشته هنريك ايبسن ؛ دنياي واقعي ايبسن

نگاهي به فيلم فراموش شدگان ساخته جوزف روبن ؛ انتظار ناممكن!

به بهانه سالمرگ "لئوناردو داوينچي" ؛ مردي پنهان در پس لبخند

برنامه هاي روز ملي "فردوسي" اعلام شد

سخنراني "اريك ون هوو" در تهران

مراسم سالروز تولد"غلامحسين بنان" برگزار شد

"نفس" احمد شاكري نقد مي شود

ابوالفضل جليلي:درانتظار اكران گل يا پوچ هستم

نمايشگاه آثار نقاشي، حجم و ديجيتال آرت در نگارخانه رضوان

اسدا...امرايي:دنيا ايران را با "كتاب" مي شناسد



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفت و گو با مرضيه برومند كارگردان فيلم "مرباي شيرين" ؛ ديگر دنبال چشم انداز بيهوده نمي گردم!

٭ سيد حبيب قاآني
سرانجام پس از شش سال "مرباي شيرين" آخرين كار سينمايي مرضيه برومند به نمايش عمومي درآمد.
اين فيلم پس از دو فيلم "شهر موشها" و "الو الو من جوجوام" سومين ساخته مرضيه برومند است كه در زمينه توليد فيلم براي گروه سني كودك ونوجوان سابقه چشمگيري دارد. او بيشتر از آنكه به سينما متمايل باشد به ساخت فيلم و مجموعه هاي تلويزيوني علاقه مند است ودر همين زمينه كارهاي موفقي چون؛ مدرسه موشها، آرايشگاه زيبا، خونه مادربزرگه و... را ساخته است. به بهانه نمايش عمومي فيلم "مرباي شيرين" با او گفتگو كرديم كه حاصل اين گفتگوي كوتاه را مي خوانيد:




٭٭٭
شايد اولين سؤالي كه ناخواسته به ذهن مي رسد دليل تأخير در نمايش عمومي فيلم است. در اين باره بگوييد.
اين مسايل و مشكلات را بايد تهيه كننده فيلم (پخش آبي) جوابگو باشد... چندين بار قرار بود فيلم به نمايش عمومي دربيايد كه به دليل مشكلات تهيه كننده (كه لازم نيست گفته شود) به تأخير افتاد!

آيا اين تأخير زماني بر روند ارتباطي فيلم با مخاطب تأثيرگذار بوده يا نه؟
به نظر من اين فاصله شش ساله باعث كهنگي موضوع و بخصوص پرسوناژها مي شود. مثلاً نقشي كه شريفي نيا در اين فيلم ايفا مي كند نزديك به تيپي است كه در فيلم "دنيا" بازي كرد. به هر حال هر كاري داراي يك زمان خاص نمايش و اكران است... ولي باز هم منتظر عكس العمل مخاطب هستم.

آيا در اين مدت فيلم دچار تغيير خاصي نشد؟
خوشبختانه هيچ تغيير و تصحيحي در فيلم رخ نداد و تنها مشكل نمايش فيلم، مسايل مرتبط با تهيه كننده بود و ربطي به داستان فيلم نداشته كه ما بخواهيم آن را تغيير بدهيم.

يكي از نكات قابل توجه در توليد اين فيلم، بحث اسپانسر مالي آن است. در واقع مشاركت بخش تجاري با بخش فرهنگي. چرا اين اتفاق و همكاري ادامه پيدا نكرد؟




در اين خصوص يك نكته را اشاره كنم و آن اينكه من حاضر نيستم فيلمي بسازم كه در آن يك كالا به هر شكلي تبليغ شود! خوشبختانه در توليد فيلم "مرباي شيرين" دست ما باز بود و ما خيلي راحت كار كرديم... اما درباره سؤال شما بايد بگويم در همه جاي دنيا يك راه حلهايي در نظر مي گيرند براي اينكه بتوانند به فرهنگ وهنر كشورشان كمك كنند. مثلاً در بسياري از كشورهاي اروپايي، صاحبان كالا و صنايع از ماليات معاف مي شوند؛ به شرط اينكه درامور فرهنگي و هنري سرمايه گذاري كنند و همين مسأله باعث ترغيب افراد و صاحبان صنايع براي مشاركت در امور فرهنگي وهنري مي شود، اما در كشور ما بحث اسپانسر و مشاركت صنايع در امور فرهنگي و هنري هنوز نوپاست وهيچ تسهيلاتي نيز در اين زمينه ايجاد نشده و به همين دليل بخش تجاري مايل است كالاهايشان به طور مستقيم در فيلم تبليغ شود و كارگردانها هم اين كالا را به زور در فيلم قرار مي دهند بدون آنكه هيچ تعريف و توجيهي داشته باشد كه مطمئناً اين شيوه نگرش به ساختار فيلم لطمه مي زند.

خانم برومند چند سالي است كه كم كارتر شده ايد؟
در يكي دو سال گذشته كمتر كار كرده ام، ولي سعي داشتم كارهايي انجام بدهم تا جوانها هم وارد عرصه توليد شوند.
چرا بعد از "مرباي شيرين" از سينما فاصله گرفتيد؟
من از سينما خاطرات بدي دارم. براي همين مرا راغب نمي كند كه فيلم سينمايي بسازم، ولي تلويزيون برايم جذاب است به دليل اينكه راحت تر به مخاطبان دسترسي دارم. تا زماني كه شرايط كار در سينما به نحو مطلوب برايم آماده نباشد، دليلي براي كار در آن ندارم!

به عنوان يكي از چهره هاي شناخته شده در عرصه سينماي كودك و نوجوان، آيا در يك يا دو سال آينده، چيزي به اسم سينماي كودك خواهيم داشت؟!
در مقايسه با سالهاي پيشين نه! ولي به هر حال در حال حاضر يك نفسهايي از اين محتضر نيمه جان برمي آيد، ولي تا نمرده بايد به دادش رسيد! متأسفانه تعداد فيلمهاي توليد شده براي كودكان، جوابگوي سينماي كودك و نوجوان نيست.

مگر ساخت فيلم كودك در برنامه هاي سالانه وزارت ارشاد نيست؟
ارشاد مصوبه اي دارد كه در آن تعيين مي شود چه تعداد فيلم در چه ژانري ساخته شود. مثلاً پنج فيلم كودك در سال نياز سينماها تشخيص داده شده و وام و كمكهايي به متقاضيان داده مي شود، ولي بر جزييات آن چندان نظارت نمي شود كه آيا فيلم واقعاً متعلق به اين گروه هست و آيا نيازهاي مخاطب را برآورده مي كند يا نه! ما هيچ گاه با اين روند نمي توانيم رقيب فيلمهايي چون "شرك" و يا "ارباب حلقه ها" باشيم. كودكي كه اين فيلمها را ديده، ديگر به سمت فيلمهاي ايراني نمي آيد.

چشم انداز سينما و بويژه سينماي كودك را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
من تصميم گرفته ام ديگر چشمهايم را خسته نكنم و به دنبال چشم انداز بيهوده نگردم! من ديگر خسته شدم و گمان مي كنم اگر بتوانم فقط گليم خودم را از آب بكشم بيرون، كافي است!

از كار جديدتان چه خبر؟
كاري به سفارش "خانه كتاب" طراحي كردم كه در آن مردم را ترغيب به كتابخواني مي كند. فيلم مربوط به خانواده هاست.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي كوتاه به نمايشنامه "دشمن مردم" نوشته هنريك ايبسن ؛ دنياي واقعي ايبسن

٭ م . ناران
هنريك يوهان ايبسن (Hen\rik Johan Ibsen)، بيستم مارس 1828 در شهر شي ين در ساحل جنوبي نروژ متولد شد. پدر بازرگانش خون آلماني، دانماركي و اسكاتلندي داشت و مادرش يك نروژي آلماني الاصل بود.
ايبسن آثار مهم نمايشي چون "وايكينگ هاي هل گلاند"، "براند"، "پرگونت"، "كمدي عشق"، "اتحاديه جوانان"، "خانه عروسك"، "ارواح"، "ايولف كوچك"، "يان گابريل بورگمن"، "هدا گابلر"، "بانوي دريايي" و "دشمن مردم" را نوشته كه مشهورترين آنها "دشمن مردم" و "خانه عروسك" است.




اما اجراي نمايش "دشمن مردم" توسط اكبر زنجانپور، در تالار اصلي تئاتر شهر و در روزهاي نزديك به مراسم بزرگداشت صد سالگي ايبسن در ايران باعث شد كه نگاهي كوتاه و اجمالي به نمايشنامه مهم دشمن مردم ايبسن داشته باشيم.
هنريك ايبسن معمولاً بيشتر در آثار خود، واقع گراست. او زندگي واقعي را در اجتماع مي بيند. احساس مي كند و بدون چشمپوشي مي نويسد.
دشمن مردم هم يكي از واقع گرايانه ترين نمايشنامه هاي اوست؛ چرا كه در اولين نظر مي توان فضاي كلي نمايشنامه را بر فضاي قرن نوزده كشور نروژ در زمان حيات نويسنده انطباق داد.
نروژ آن زمان شامل دو قطب سرمايه دار و كارگر بود كه طبقه سرمايه دار (همان اقليت سودجو) ديدگاه ها و نظرات خود را به بقيه تحميل مي كرد و اقشار فرودست و مزدور هنوز جهان بيني و بصيرت مستقلي نداشتند و به همين دليل تمام امور جامعه به وسيله قشر خاصي اداره مي شد. سرمايه داران و بزرگان جامعه هر چه مي خواهند، انجام مي دهند پاييني هم آنقدر گرفتار نيازهاي روزمره شان هستند كه نمي توانند به چيزي جز كار كردن فكر كنند، در اين ميان طبقه متوسط از طرفي خود را برتر از طبقه پايين مي بينند و از سوي ديگر از طبقه بالا مي ترسند، بنابراين اين قشر پر جمعيت (اكثريت جامعه) رياكار و ظاهرساز بار مي آيند.
ايبسن نيز در نمايشنامه "دشمن مردم" براساس آنچه در جامعه اش ديده است، جامعه و اشخاص داستان را به چند گروه تقسيم مي كند و با جهان بيني خاص خود به مقايسه و قضاوت آنها مي پردازد. بنابراين او تصويري واقعي از جامعه را در نمايشنامه اش ارايه مي كند.
"دكتر استوكمان (كه در واقع خود ايبسن است) كشف مي كند كه آب حمامهاي طبي شهر به دليل نشت مواد مسموم دباغ خانه ها آلوده است و جان مردم را به خطر انداخته.
او گمان مي برد كه روشن كردن اين حقيقت، جامعه را در مورد او تحت تأثير قرار مي دهد و از طرفي از جانب برادرش كه صاحب قدرت است - شهردار شهر - با مخالفت رو به رو مي شود، اما تصميم مي گيرد به خاطر مردم حقيقت را روشن كند و به ابزار اجتماعي - مباني و ابزارهاي دموكراسي - يعني مطبوعات، اتحاديه و احزاب، مردم و ... اعتماد مي كند، اما همه اين ابزارها بزودي و تحت تأثير ابزار قدرت رنگ عوض مي كنند و دكتر استوكمان را به واسطه بيان حقيقت به نام دشمن مردم مي شناسند و مي شناسانند. دكتر استوكمان كه حقيقت را در اختيار دارد حالا در برابر قدرت كه با توسل به سادگي اكثريت مردم برتري پيدا كرده، شكست خورده است و ..."
شخصيت دكتر استوكمان هم تا اندازه بسيار زيادي از واقعيت گرفته شده است.
دكتر استوكمان خود ايبسن است كه بعد از انتشار نمايشنامه "ارواح" در سال 1881 از طرف مردم، حكومت و كليسا، دشمن مردم لقب گرفته و جامعه او را طرد مي كند. دكتر همان طور كه ايبسن خود را جزو اقليت ممتاز مي داند، از اكثريت فاصله گرفته و جدا مي شود. او مثل خود ايبسن سالها از وطن دور بوده و با سختي و فقر زندگي كرده است. مانند ايبسن از فقر مي ترسد و وقتي كه به قول خودش دخل و خرجش با هم مي خوانند، احساس خوشبختي مي كند. دكتر همانند ايبسن نسبت به جامعه اش حساس و معترض است و ضمن رد اكثريت به دفاع از آزادي فردي بر مي خيزد.
علاوه بر دكتر استوكمان ساير اشخاص نمايشنامه نيز هر كدام نماينده فرد يا قشري از جامعه واقعي هستند كه ايبسن در آن زندگي مي كند. ناخدا "هورستر" را مي توان نماينده قشر كارگر به شمار آورد و "پت" و خانم "استوكمان" را نماينده زنان جامعه دانست.
ايبسن در نمايشنامه و جامعه اش همواره از اين دو گروه دفاع مي كند و آنها را تنها حاميان خودش مي داند، درست مثل آنچه كه در نمايشنامه دشمن مردم اتفاق مي افتد.
"هاوستاد" و "بيلينگ" هم نمايندگان ژورناليستهاي رياكار هستند و آسلاكسن (تامسن) چايچي نماينده سرمايه دار و صاحب حزب محافظه كار و ترسويي است كه متزورانه و بنا به مصلحت شخصي پشت سر حكام و دولتمردان (قدرت) پناه مي گيرد و سرانجام شهردار هم نماينده دولتمردان متحجر و متعصب و رياكاري است كه با در دست داشتن ابزار قدرت و با تحميق اكثريت جامعه بر آنها حكومت مي كنند. مي توان اين گونه نتيجه گرفت كه ايبسن در "دشمن مردم" تك تك شخصيتها را از جامعه زمان خودش وام گرفته است.
ضمن اينكه در شرح صحنه، همه مكانهايي كه نمايش در آنها به اجرا در مي آيد، بدون هيچ عنصر غيرواقعگرايانه اي در نمايشنامه او توضيح داده شده اند. خانه دكتر استوكمان با ميز و صندلي ها و درها و پنجره ها، دفتر روزنامه پيك مردم و خانه ناخدا هورستر كه مكان سخنراني دكتر است با تمهيدات خاصي كاملاً به صورت واقعي توصيف شده اند. بنابراين به طور قاطع مي توان نمايشنامه دشمن مردم را يك اثر كاملاً رئاليستي به شمار آورد كه برگرفته از جامعه نروژ در زمان زندگي نويسنده آن - هنريك ايبسن - است.
گفتني است، اين نمايشنامه كه با اجراي "اكبر زنجانپور" بر روي صحنه است، هم اينك درصدر جدول فروش اجراهاي تئاتر شهر قرار دارد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به فيلم فراموش شدگان ساخته جوزف روبن ؛ انتظار ناممكن!

٭ امير اطهر سهيلي
فراموش شدگان
كارگردان: جوزف روبن
نويسنده فيلمنامه: جرالد ديپگو
تدوين: فرانسيز بروس
فيلمبردار: آناستاز ميكوس
موسيقي: جيمز هورنر
بازيگران: جولين مور (تلي)، دومينيك وست (اش)، گري سينيس (دكتر جك مونس)، كريستوفر كوالسكي(سام)، انتوني ادوارد (جيم)، رابرت ويزدم (كارل دايتون)




يك شروع كوبنده هميشه اولين نقطه قوت فيلم است. هيچكاك مي گويد: تماشاگر در طول فيلم دو جا نياز دارد تا سيلي بخورد، يكبار در ابتداي فيلم (تا انگيزه تماشا را به دست بياورد) و ديگري انتهاي اثر (تا تأثير اثر بر او دو چندان شود.)
"فراموش شدگان" آغاز محكمي دارد؛ به گونه اي كه اگر تماشايش را آغاز كنيد تا نيمه فيلم توان رها كردنش را نداريد...
تلي صبح كه از خواب بيدار مي شود؛ متوجه ناپديد شدن تمام يادگارهاي كودكش مي شود و اين اتفاق زماني برايش جدي تر مي شود كه همه سعي مي كنند وجود كودكش را انكار كنند.
گره محكمي كه ديپگو در ابتداي فيلمنامه اش مي زند تمام نقصهاي نيمه اول فيلم را مي پوشاند و تنها به انگيزه باز كردن اين گره تماشاگر را پاي فيلم نگاه مي دارد... فيلم تا ملاقات تلي با يكي ديگر از قربانيان اين فاجعه، زيبا پيش مي رود ولي فيلمنامه تا همين جا مي ماند و بقيه فيلم در جا زدني مي شود تا انتهاي اثر و باز كردن گره ها...
در اين ميان شما يك ساعت فرصت داريد تا تركيبي از بدترين بازي بازيگران، كليشه اي ترين موسيقي، ناهماهنگ ترين تدوين و ساده ترين كارگرداني را ببينيد، آن هم به انتظار پايان غير منتظره اثر!
پايان "فراموش شدگان" تكان دهنده ترين پايان ممكن است. فيلمنامه نويس براي باز كردن گره هايش ساده ترين راه را انتخاب كرده، كودكانه ترين راه حل و بدترين پاياني كه ممكن است چنين فيلمي بر پايه آن استوار باشد. ساده ترين راه حل براي اين چنين داستان هيچكاكي كه به حتم احمقانه ترين راه حل نيز به شمار مي آيد، حضور نيروهاي مافوق الطبيعه و ساده تر از آن حضور قدرتهاي فضايي مافوق بشر است!
بدترين كادرها و ضعيف ترين نماها در اين سكانس پاياني انتخاب شده تا به همراه پيام اخلاقي نامربوط ضربه پاياني را بر فيلم وارد كرده و اين داستان سردرگم را به پايان برساند...
هر چند در نيمه دوم فيلم به وضوح مشاهده مي شود كه "جرالد ديپگو" نويسنده فيلمنامه فقط سعي دارد فيلم را به هر نحوي شده به پايان برساند.اما تمام مشكلات را به سمت فيلمنامه نويس كشاندن بي انصافي است. از كارگرداني ضعيف فيلم نيز نمي توان گذشت...
روبن در پرونده خود كارهاي زيادي دارد كه درهمه آنها مي توان يك نكته مشترك يافت: داستان خوب شروع مي شود، بد بيان مي شود و افتضاح به پايان مي رسد!
در اين ميان فقط "فراموش شدگان" به خاطر بازي جولين مور قابل تحمل شده است.
تنها نكته قابل تأمل در آثار روبن طراحي صحنه منحصر به فرد فيلمهاي اوست كه در "فراموش شدگان" نيز بيش از بقيه عوامل خود را نشان مي دهد. بك گراند زرد رنگ پارك، بازي زيبايي است با رنگها و همين بازي به وسيله نور در انتهاي فيلم و در دالاني تاريك به زيبايي تصوير شده است، هر چند نماهاي متعارف و معمولي و موسيقي كسل كننده جايي براي ديدن طراحي صحنه باقي نگذارده و آن را بشدت تحت تأثير منفي خود قرار مي دهند...
در كل "فراموش شدگان" فيلم بشدت ضعيفي است كه در اين فوران شاهكارهاي سينماي و با وجود آثار برتر همانند، ورودش به بازار ويدئويي ايران كمي عجيب مي آيد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به بهانه سالمرگ "لئوناردو داوينچي" ؛ مردي پنهان در پس لبخند

٭ علي شعار
" لئوناردو داوينچي"، نقاش، طراح، مجسمه ساز، معمار، مهندس، دانشمند، نويسنده و موسيقيدان برجسته ايتاليايي (1519- 1452) از شخصيتهاي برجسته تاريخ تمدن جهان و نمونه انسان جامع الاطراف عصر "رنسانس" است. دستاوردها و نوآوريهاي هنري او نه تنها در تحول و تكامل مكتب "فلورانس" و احيا و شكوفايي مكتب "ميلان" بسيار مهم بود بلكه پايه هاي "طبيعت گرايي" اروپايي را استوار ساخت.




در فلورانس، در سال 1472 همراه با هنرمنداني چون "بوتچلي" زير نظر "وروكيو" آموزش ديد و به سرعت تحت حمايت "لرنتسو دمديچي" قرار گرفت و به عضويت جامعه "لوقاي قديس" پذيرفته شد. قديمي ترين آثاري كه به عنوان اولين آثار داوينچي شناخته مي شود يك طراحي از چشم انداز دره "آرنو" در سال 1473 است كه اين اثر توجه خاص او را به شكل صخره ها و ساختار زمين نشان مي دهد و البته نبايد طراحي هاي او در مورد پارچه و توجه خاص اش به چين وشكن آن را از نظر دور داشت.
در سال 1482، لئوناردو داوينچي به خدمت دوك ميلان، "لودويكو اسفورتسا" درآمد و در مقام نقاش، مجسمه ساز، معمار و مهندس نظامي به كار مشغول شد و تا 1499 يعني زمان سقوط حكومت دوك توسط فرانسويان، در ميلان باقي ماند و سپس به "مانتوا" و بعد از آن به "رونيز" رفت و در آن جا نيز به عنوان مهندس نظامي مشغول به كار شد.
او طي سالهاي 1503 تا 1506 تابلو "موناليزا" (يا "لبخند ژوكوند") را كشيد و چندي بعد از سوي حاكم فرانسوي شهر ميلان به آن شهر فراخوانده و به مدت 5 سال مشغول مطالعه و تهيه نقشه هاي ساختمان يك آبراهه شد. بعدها يعني در سال 1513 به اتفاق شاگرد و دستيار خود يعني "ملتسي" به وايتكان رفت ولي نتوانست حمايت پاپ "لئودهم" را در مورد طرحهايش برانگيزاند و سرانجام بدون نتيجه رهسپار سرزمين فرانسه شد و در آن كشور مورد استقبال گرم "فرانسواي اول" قرار گرفت و تا آخر عمر خود در سال 1519 در كاخي سلطنتي در نزديكي "امبواز" به سر برد.
از " لئوناردو داوينچي" تنها چند نقاشي كامل در دست است، هر چند كه آثار ديگري را نيز به او منسوب مي كنند، به عنوان نمونه فرشته زانو زده در سمت چپ پرده "غسل تعميد مسيح" اثر "وروكيو" كه حدود سال 1470 به اتمام رسيده كار " لئوناردو داوينچي" است.
از طرف ديگر " لئوناردو داوينچي" در مجسمه سازي نيز چيره دست بود، هر چند كه اثري از او امروزه وجود ندارد. معروفترين اثر مجسمه او در ميلان، نمونه اوليه مجسمه "اسفورتسا سوار بر اسب" بود كه در سال 1499 به دست سربازان فرانسوي از بين رفت.
قدرت طراحي بي نظير و بي مانند "داوينچي" را مي توان از طراحيهاي فراوان او از سر، بدن، آناتومي و منظره به خوبي دريافت، هر چند كه معروف است او شبها به نبش قبر افراد تازه دفن شده مي پرداخت تا بتواند پيكري را براي كالبد شكافي و آن گاه طراحي از روي مدل به دست آورد. دفترهايي كه از او به جا مانده، همگي به روش معكوس نوشته شده، مشاهدات و بررسيهاي عميق او درباره تناسب، پرسپكتيو، مسايل نور، كالبد شكافي، سيماشناسي و تصويرگري علمي اش را نشان مي دهد. رساله اي نيز با نام "در باب نقاشي" نوشته است كه در قرن شانزدهم ميلادي راهنماي هنرمنداني چون "كاراواجيو"، "جيرجيونه"، "رافائل" و "آندرا دل سارتو" در تركيب بندي و طرز كاربرد نور و سايه بود و حتي مي توان به جرأت گفت كه به طور غيرمستقيم بر روي آثار افرادي چون "روبنس" و "رامبرانت" نيز تأثير گذاشته است.
از جمله ديگر آثارش مي توان به "پرده مريم عذرا، مسيح كودك و حنا قديسه" (حدود 1516)، طرح "جنگجوي كهن" (حدود 1475)، طرح "جنين در رحم" (حدود 1510) و طرح "تكچهره خود هنرمند" (حدود 1512) اشاره كرد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برنامه هاي روز ملي "فردوسي" اعلام شد

گروه هنر: ياد حكيم ابوالقاسم فردوسي - بزرگ شاعر ايران زمين - در روزهاي 24 و 25 ارديبهشت ماه در مشهد و توس گرامي داشته مي شود.
به گزارش خبرنگار ما همايش علمي اين بزرگداشت، عصر روز يكشنبه، 24 ارديبهشت و صبح روز دوشنبه، بيست وپنجم، پي گرفته مي شود كه شركت كنندگاني از داخل و خارج كشور، با محوريت "متن پژوهي شاهنامه" سخنراني مي كنند.
جلال خالقي مطلق از آلمان، محمود اميدسالار از آمريكا، محمد نوري عثمان اوف از روسيه، سعيد حميديان، عزيز ا... جويني، محمد علي اسلامي ندوشن، ايرج افشار، ميرجلال الدين كزازي، محمد دبيرسياقي و ابوالفضل خطيبي از ايران، از سخنرانان اين مراسم هستند كه در محل تالار مجتمع كانونهاي فرهنگي دانشگاه فردوسي مشهد برگزار مي شود.
برگزاري ميزگردي درباره تهيه متن نهايي شاهنامه و همچنين نشستي براي انجام مشورت درباره برگزاري "كنگره بين المللي بزرگداشت فردوسي" در سال آينده، از ديگر بخشهاي مراسم است.
نمايشگاهي هم از چاپهاي متعدد شاهنامه برگزار مي شود و در پايان همايش علمي، از تنديس فردوسي در صحن دانشگاه فردوسي مشهد پرده برداري خواهد شد.
همچنين عصر روز بيست وپنجم، آرامگاه فردوسي در توس، ميزبان علاقه مندان شعر و ادب فارسي خواهد بود. نقالي، شاهنامه خواني، ورزشهاي باستاني و زورخانه اي، مراسم موسيقي و گلباران آرامگاه، از ديگر برنامه هاي بزرگداشت خواهند بود.
همزمان با روز بزرگداشت فردوسي، با تقدير از نقالان و شاهنامه خوانان، از هفت خوان رستم در موزه فردوسي نيز پرده برداري مي شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سخنراني "اريك ون هوو" در تهران

هنرمند برجسته هنر جديد دنيا به ايران آمد تا با اجراي هنر محيطي در كوهستانهاي ايران، براي هنرمندان و دانشجويان ايراني سخنراني كند.




به گزارش ايسنا، "اريك ون هوو" - هنرمند ژاپني - در بدو ورود به دانشگاههاي هنر تهران رفت تا با دانشجويان ايراني بحث و گفتگو كند. او صبح امروز، عازم روستاي پلور مي شود و تا روز شنبه براي اجراي هنر محيطي مشترك با دانشجويان ايراني در اين منطقه مي ماند.
نشست معرفي نقد و بررسي آثار و سخنراني وي روز يكشنبه 17 ارديبهشت ماه از ساعت 17 تا 19 در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار خواهد شد.
همچنين قرار است روز دوشنبه 18 ارديبهشت ماه نيز با همكاري دانشجويان كارگاه هنر جديد احمد نادعليان - مدرس دانشگاه - كار مشتركي را اجرا كنند. اريك ون هوو در سال 1975 به دنيا آمده و بيشتر تحصيلات و زندگي او در كشور بلژيك بوده است. از سال 2001 در ژاپن زندگي مي كند. ون هوو جوايزي همچون لوكيشن وان نيويورك، مديا پلاس اروپايي و مونبوشو ژاپن را به دست آورده است. اين هنرمند هنر جديد به دعوت موزه هنرهاي معاصر تهران و مركز بين المللي پرديس به ايران آمده و دو هفته در ايران مي ماند.
تاكنون و طي چند سال اخير هنرمنداني از استراليا، آلمان،ايرلند، آمريكا و... به اين منطقه آمده و با اقامت 15 تا 30 روزه به خلق اثر در دامن طبيعت پرداخته اند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مراسم سالروز تولد"غلامحسين بنان" برگزار شد

مراسم سالروز تولد "غلامحسين بنان" خواننده شهير ايراني با حضور همسر اين هنرمند و استادان موسيقي ايران در مجتمع فرهنگي -هنري فردوس برگزار شد. به گزارش فارس،در اين برنامه كه به همت جمعي از دوستداران فرهنگ و هنر با حضور خانواده مرحوم "بنان" و تني چند از استادان موسيقي برگزار شد، "همايون خرم" آهنگساز و نوازنده ويلن در خصوص زندگي اين هنرمند گفت: "مرتضي خان ني داود" نخستين كسي است كه به استعداد "غلامحسين بنان" در زمينه موسيقي و آواز پي برد. منزل "بنان الدوله" هميشه محفل هنرمندان نامدار بود. يك شب كه گروهي از موسيقيدانان نامدار آن زمان در منزل "بنان الدوله"بودند،"غلامحسين بنان" كه آن زمان 6 سال داشت، به پيشنهاد مادر و موافقت پدرش، تصنيفي را نواخت و خواند.از اين موقع بود كه "مرتضي خان ني داود" به استعداد "بنان" پي برد و بدين گونه حركت رو به رشد "بنان" آغاز شد. وي افزود:"بنان" كسي بود كه شعر و آهنگ و همچنين تلفيق اين دو را به خوبي درك و به زيبايي اجرا مي كرده است و در شناخت شعر بسيار منحصر به فرد بوده و مي دانسته كه هر شعري را در چه دستگاهي بخواند. در ادامه اين برنامه "سالار عقيلي"، خواننده موسيقي سنتي ايراني به همراه نواي پيانو همسرش "حرير عقيلي" و نواي تنبك "آرش فرهنگ فر" به اجراي قطعات و تصنيفهايي از استاد "بنان" پرداختند.
در پايان اين مراسم "پري بنان" همسر اين هنرمند بنام كشورمان به روي صحنه آمد و با خواندن متني، از همه برگزاركنندگان و همچنين علاقه منداني كه به اين مراسم آمده بودند، تقدير و تشكر كرد و گفت: "بنان" را در گوشه گوشه اين مجلس حس مي كنم. بالاترين افتخار "بنان" اين بود كه خود را جدا از مردم نمي دانست.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
"نفس" احمد شاكري نقد مي شود

گروه هنر- هشتمين جلسه نقد كتاب دفاع مقدس توسط انجمن ادبي نويسندگان دفاع مقدس با همكاري معاونت ادبيات و انتشارات اداره كل مذكور و مشاركت مؤسسه خدمات مشاوره اي آستان قدس رضوي برگزار مي شود. در اين نشست كه امروز از ساعت 30/15 تا 30/18 در محل سالن اجتماعات مؤسسه خدمات مشاوره اي آستان قدس واقع در خيابان شهيد چمران- خيابان گلستان با حضور نويسنده كتاب و منتقدان برگزار مي گردد، كتاب "نفس" اثر احمد شاكري نقد مي شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ابوالفضل جليلي:درانتظار اكران گل يا پوچ هستم

ابوالفضل جليلي گفت: درانتظارپروانه نمايش "گل يا پوچ" براي اكران عمومي آن هستم و اگر شرايط اكران فراهم شود، موقعيت جالبي است چون اولين فيلم مفرحي است كه از من درايران اكران مي شود. به گزارش ايسنا، وي درادامه تصريح كرد: زماني كه براي ساخت "حافظ" به چابهار رفته بودم تا زماني كه شرايط ساخت آن فراهم شد، به پسرم گفتم يك فيلم بسازد و براي مدرسه فيلمسازي اش در فرانسه ببرد، او موافقت كرد و به مرور"گل يا پوچ" شكل گرفت، اما در اواسط كار بود كه او ترجيح داد كنار بكشد و اين فيلم، فيلمي شود كه كارگرداني آن برعهده من افتاد.
وي درباره اين كه فضاي "گل يا پوچ" بر خلاف ديگر ساخته هايش فضاي مفرح و شادي است گفت: گمان مي كنم به دليل اين كه ابتدا پسرم براي ساختش، كار را شروع كرد و من اسير فرم و تكنيك و اسم نبودم و رها در كنار او حضور داشتم ، مثل اين كه براي كس ديگري فيلم مي ساختم ، لحن فيلم "گل يا پوچ" به اين دليل اين گونه شكل گرفت.
جليلي درادامه تصريح كرد: اولين باري كه براي جشنواره ژاپن، فيلم "گل يا پوچ" را بردم، به من مجوز خروج از كشور دادند، اما چون فيلم پروانه ساخت ندارد هم اكنون در مرحله پروانه ساخت است و براي پروانه نمايش نيز قولهاي مساعدي داده شده است. وي درباره "حافظ" نيز گفت: مونتاژ اين فيلم تمام شده است.
فيلم سينمايي "گل يا پوچ" ساخته ابوالفضل جليلي جايزه موزه سينماي فرانسه و جايزه جوانان سينماي فرانسه را گرفت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نمايشگاه آثار نقاشي، حجم و ديجيتال آرت در نگارخانه رضوان

گروه هنر- نمايشگاهي از آثار نقاشي، حجم و ديجيتال آرت با همكاري مؤسسه آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي در نگارخانه رضوان برگزار مي شود. اين نمايشگاه در برگيرنده 26 اثر نقاشي و ديجيتال آرت و 113 اثر حجمي از آثار خانمها بهناز دانشور و مانلي رسولي خواهد بود.نمايشگاه مذكور از شانزدهم تا بيست و يكم ارديبهشت ماه جاري در محل نگارخانه رضوان واقع در خيابان كوهسنگي 17 پذيراي علاقه مندان خواهد بود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اسدا...امرايي:دنيا ايران را با "كتاب" مي شناسد

اسدا... امرايي - مترجم ادبي- گفت: "نمايشگاه كتاب" فرصتي مناسب را براي ارزيابي نويسنده، ناشر و مخاطب از يكديگر فراهم مي كند و از اين منظر بسيار مثمر ثمر است.




اين مترجم ادبي در گفتگو با مهر، با بيان اين مطلب افزود: نمايشگاه كتاب يك كانال ارتباطي مستقيم بين مؤلف، مخاطب و ناشر است، مثلاً وقتي يك نويسنده در نمايشگاه اقبال مخاطبان را از آثار خود مي بيند، مسلماً به توليد آثار بهتر ترغيب خواهد شد.
امرايي ياد آورشد: افرادي هستند كه براي تفريح به نمايشگاه كتاب مي آيند كه البته به عقيده من حتي تفريح در فضاي بانك كتاب و فرهنگ با تفريح در فضاهاي ديگر متفاوت است و به همين دليل نمايشگاه كتاب در ارتقاي سطح فرهنگ جامعه بسيار مؤثر است و اين بنا، بناي رفيعي خواهدشد و افراد جامعه بايد به اهل فرهنگ اعتماد كنند و بدانند كه اهل قلم و فرهنگ صلاح آنها و جامعه را مي خواهند.
وي تصريح كرد: چون ما تابع قانون كپي رايت نيستيم در نتيجه در راستاي انعقاد قرارداد بين ناشران كشورهاي مختلف در نمايشگاههاي كتاب فعال نخواهيم بود اما نمايشگاههاي ما مقدمات قرارداد بين نويسنده و ناشر را پديد مي آورد و مكاني براي ارايه آثار تازه به مخاطبان است.
امرايي، در خصوص تأثير كتاب در شناساندن فرهنگ ايراني گفت: همان طور كه ما دنيا را با كتاب مي شناسيم، دنيا هم ما را با كتاب مي شناسد و آثار ما را تا حدودي مي شناسند و مطرح مي كنند و آثار ترجمه شده ما مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar