خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 20اردیبهشت ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 بادبادك   
 رسانه   
 بانوان   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 یادداشت روز   
 فراسو   

[ رسانه ]


به انگيزه شكست حزب كارگر در انتخابات انگليس ؛ صداي پاي بانوي آهنين

بررسي توافقنامه صلح جنوب سودان ؛ قتلگاهي به نام دارفور

همه چيز درباره ديوار حايل

بحران اصلاحات در "سيا"



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به انگيزه شكست حزب كارگر در انتخابات انگليس ؛ صداي پاي بانوي آهنين

٭ قاسم بابايي
خانم مارگارت تاچر، نخست وزير سابق انگلستان به عنوان سياستمداري برجسته و معروف در اوج دوران جنگ سرد نقش زيادي را در سطح بين المللي و جهاني ايفا كرد؛ به طوري كه هرگاه تغيير و تحولات سياسي داخلي در اين جزيره كوچك رخ مي دهد، گويي صداي پاي اين كهنه سياستمدار عالم سياست مي آيد. بويژه كه اكنون حزب كارگر توني بلر با شكست در انتخابات شهرداري ها و ترميم كابينه با حذف مهره هايي چون جك استراو وزيرخارجه و نيز چارلز كلارك وزيركشور در شرايط بحراني قرار گرفته كه قطعاً براي انتخابات حزبي سراسري آينده، مي تواند تعيين كننده باشد.




تاچر، تاچريسم و بانوي آهنين از عمده واژه هايي بودند كه در وصف نخست وزيرسابق انگلستان از سوي رسانه ها و افكار عمومي جهان درخصوص وي به كار مي رفت.
سياستهاي دوران تاچر به گونه اي بود كه اكنون تحولات داخلي اين كشور نيز تداعي كننده ظهور مجدد محافظه كاران - كه تبلور عيني سياستهاي تاچريسم- است، را بار ديگر در نظرها مجسم مي كند.
تاچر و بلر در مواضع سياسي شان نه تنها تفاوتهاي چنداني با يكديگر ندارند، بلكه مشابهت هاي مواضع آنها بيشتر از تفاوتهايشان مي باشد.




تاچر در اوج دوران جنگ سرد، همچنان دنباله روي سياستهاي ايالات متحده بود و توني بلر، رهبر حزب كارگر نيز از همان خط مشي سنتي حاكم بر حكومت بريتانيا تبعيت مي كرد. دراين ميان شخصيت، جايگاه و نوع عملكرد و برخورد تاچر با مسايل جهاني، از او چهره اي برجسته و بعضاً استثنايي به عنوان تنها زن سياستمدار دوران خود پس از مرحوم اينديرا گاندي نخست وزير هند و يا باندرانايكه نخست وزير سريلانكا ارايه كرده بود.
با شكست بلر در انتخابات شهرداريها و نيز پيروزي رقيب وي از حزب محافظه كار آينده نشان از بازگشت آنها به صحنه قدرت انگلستان با وقفه 13ساله دارد.
رسوايي اخلاقي جان پرسكات، معاون نخست وزير بريتانيا به اتهام داشتن روابط نامشروع با يكي از كاركنان دفترش، موجي از تبليغات منفي را عليه بلر و حزب كارگر به راه انداخت.




در اين ميان تريسي تمپل، زني كه باعث رسوايي اخلاقي پرسكات شده بود، در گفتگو با خبرنگاران درباره رابطه اش با پرسكات گفته بود كه از سوي پرسكات در دفتر كارش مورد سوء استفاده قرار گرفته، درحالي كه كارمندان در بيرون به كار خود مشغول بوده اند.
پرسكات اگرچه اين ادعاها را تكذيب كرد، اما اعتراف كرد كه رفتاري احمقانه داشته است، اما از روزنامه ها و رسانه ها خواست به زندگي خصوصي او وارد نشوند تا بتواند روابط خود را با همسرش كه درحال جداشدن از اوست، بازسازي و ترميم كند.
توني بلر تنها با ذكر اينكه اين مسايل خصوصي است، سكوت كرد. اما اكنون مجبور شده جان پرسكات، معاون خود- كه در واقع قائم مقام او در حزب است- را از كار بركنار كند.
بر اساس نظرسنجي هاي رسانه هاي انگلستان 68درصد از مردم اين كشور از عملكرد دولت بلر ناراضي اند، نظرسنجي مركز "موري" نيز از افزايش اين نارضايتي خبرداده است.
با اعلام شكست حزب كارگر، يكي ديگر از چهره هاي معروف كابينه كه مورد تسويه حساب واقع گرديد، جك استراو بود. جك استراو كه سالها سكان سياستهاي خارجي انگلستان را در اختيار داشت، جاي خود را به خانم مارگارت بكت داد كه پيش از اين وزيرمشاور در محيط زيست، غذا و امور مناطق روستايي بوده است.
از جمله دلايل مهمي كه جك استراو را به اخراج از كابينه واداشت نقش انگلستان در عراق، چگونگي موضعگيري در برابر اروپا و نيز دنباله رويهاي كوركورانه از سياستهاي واشنگتن بود.
رسوايي هاي نظامي نيروهاي انگلستان در شكنجه و قتل عام مردم عراق، خشم و اعتراضات مردم بصره پس از پخش فيلمهاي مستند ضرب و شتم وحشيانه عراقي هاي دستگير شده و نيز مشاركت در رسوايي زندان ابوغريب را مي توان از سياستهاي نادرست استراو و نيز شخص بلر دانست كه باعث رويگرداني مردم در انتخابات شهرداري ها از حزب كارگر شد.
در همين حال وزيردفاع انگلستان اعتراف كرد به دليل شرايط سخت جنگي در عراق بيش از 1500سرباز انگليسي دچار بيماري هاي رواني حاد شده اند. علاوه بر آن كشته هاي انگليسي نيز از ديگر مسايلي است كه بلر را به شكست و نيز استراو را با اخراج از كابينه مواجه نمود.
پرونده رسوايي وزيركشور انگلستان چارلز كلارك را نيز بايد از ديگر دلايل شكست حزب كارگر توني بلر دانست، زيرا وي از اخراج مجرمان خارجي از كشور انگليس خودداري كرده است.
چارلز كلارك در دفاع از خود درباره عدم اخراج مجرمان خارجي گفته بود كه من متأسفم از اينكه برخي از زندانيان بعد از اتمام دوره محكوميت از كشور اخراج نشده اند. اما وي توجيه كرد كه تا سال 1999 هرگز سيستمي براي آگاهي بخشيدن از آزادي زندانيان وجود نداشته است. حال آنكه بيش از يك هزار زنداني مجرم خارجي پس از آزادي از زندان همچنان در انگلستان به زندگي عادي خود و ادامه جرايمشان مشغول هستند. چند شهروند سوماليايي مظنون به دست داشتن در قتل مأموران پليس، پس از آزادي از زندان به دليل شرايط خطرناك سومالي به اين كشور جنگزده بازگردانده نشدند، لذا با انتشار گزارشهاي مربوط به اجازه ادامه اقامت به محكومان خارجي، پليس بريتانيا تلاش گسترده اي را براي ردگيري ساير زندانيان خارجي آغاز كرد.
در مجموع، محافظه كاران با 40درصد و حزب ليبرال دموكرات با 27درصد و حزب كارگر توني بلر تنها با 20درصد، كرسي هاي شهرداريها را به دست آورده اند اين درحالي است كه مشاركت مردم نيز 36درصد تخمين زده شد. درهمين حال مردم انگلستان كه به طور فزاينده اي به توني بلر به عنوان فردي متكبر، غيرقابل اعتماد و خطاكار به خاطر حمايت از جنگ عراق، مي نگرند، خواهان بركناري وي تا اواخر سال جاري شده اند. البته توني بلر، وعده داده كه پيش از برگزاري انتخابات سراسري آينده كشورش كه قرار است در سال 2010برگزار شود، از مقام خود كناره گيري كند و به احتمال زياد گوردون براون وزير دارايي فعلي پدر نيك براون سفير سابق انگلستان در تهران را به جانشيني خود خواهد گمارد، تا شايد بتواند حزب كارگر را از ورشكستگي كامل سياسي نجات دهد.
اين درحالي است كه سياستمداران و رسانه هاي انگلستان و افكار عمومي درپي كاهش شديد محبوبيت بلر و افت مقبوليت حزب كارگر به دليل رسوايي هاي اخير، هشدار داده اند كه بلر بايد زودتر از موعد مقرر از سمت خود استعفا دهد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بررسي توافقنامه صلح جنوب سودان ؛ قتلگاهي به نام دارفور

٭ حسين رزمنده
جان كارانگ، رهبر شورشيان جنوب سودان پس از سالها مبارزه براي جدا شدن از خارطوم و تشكيل يك منطقه مستقل و تشكيل حكومت مسيحي در آن خطه، سرانجام با وارد شدن در دولت سودان، دست از مبارزه كشيد و سلاحهاي خود را بر زمين گذاشت.
اما حضور او در دولت سودان چندان ديري نپاييد و در سانحه سقوط بالگرد كشته شد و در واقع دولت سودان و شخص عمر البشير از شر دشمن قديمي خود خلاص شد.




همزمان با ظهور شورشيان جنوب سودان به رهبري جان كارانگ مسيحي، شورشهاي منطقه دارفور نيز از اوايل سال 2003 شروع شده بود. اما طي يك سال گذشته خونريزي و قتل عام منطقه دارفور تا آن جا تشديد گرديد كه تقريباً براساس آمار رسمي چيزي حدود 280 هزار نفر كشته شدند و آمار غير رسمي اين رقم را تا 350 هزار نفر اعلام كرده اند و بيش از دو ميليون نفر كه بيشتر زنان و كودكان هستند، پس از آن كه مورد بدترين و شنيع ترين رفتارهاي غير انساني واقع شده و با زخمهاي بسيار قطع عضو، معلول و نيز آواره، از خانه و كاشانه خود فراري شده اند. به طوري كه كشتار و قتل عام دارفور را با كشتار و نسل كشي غير نظاميان رواندايي در سال 1994 كه بيش از 800 هزار كشته بر جاي گذاشت مقايسه مي كنند.
بسياري از كشته شدگان دارفور از شهروندان آفريقايي مسلمان هستند كه شبه نظاميان عرب معروف به گروه جان جاويد را متهم به اين قتل عام مي كنند. همچون قربانيان شان، اعضاي گروه جان جاويد نيز مسلمان هستند. اما متهم به نسل كشي و پاكسازي قومي، آتش زدن و نابود كردن روستاها در بخشهاي مختلف دارفور هستند.
رهبران جهان و نيز سازمانهاي امداد بين المللي دولت سودان را به مسلح كردن گروه شبه نظامي جان جاويد متهم و از خارطوم خواسته اند كه ضمن دست كشيدن از حمايت گروه مذكور، نسبت به حمايت از آوار گان و صدمه ديدگان قرباني جنايات دارفور، اقدامات عاجل انساني به عمل آورد.
گروه 2004 ديده بان حقوق بشر ضمن ارايه گزارش اسفناك اوضاع دارفور، اعلام نمود كه دولت سودان مسؤول پاكسازي قومي عليه انسانها در دارفور مي باشد كه يكي از فقيرترين و خشكسال ترين مناطق جهان است. در ادامه گزارش اين گروه آمده است، خارطوم و
شبه نظاميان جان جاويد به اقليتهاي قومي چون، قور، ماساليت و ذغاوه يورش برده و آنها را قتل عام مي كنند سودان ضمن تكذيب اين مسأله قول داده كه گروه جان جاويد را خلع سلاح نمايد.
اختلاف در دارفور از زماني آغاز شد كه شورشيان آفريقايي سياهپوست عليه رهبري مسلمانان عرب، خواستار بهبود وضعيت همه جانبه منطقه و نيز شراكت در ثروت نفتي و سهيم شدن در حكومت سودان شدند. دولت سودان با اعزام نيروهاي خود به منطقه، ضمن سركوب شورشيان آفريقايي تبار منطقه، زنان و كودكان را نيز به طور وحشتناكي مورد پاكسازي قومي قرار داد كه همين امر منجر به تشكيل و مسلح نمودن گروه شبه نظامي جان جاويد در اين كشتارها و درگيريها از سوي خارطوم گرديد.
در اين ميان دو گروه اصلي درگير در اختلافهاي دارفور، جنبش آزاديبخش مسلح سودان و جنبش عدالت و مساوات مي باشند كه هر دو گروه خواستار مشاركت در دولت و نيز پايان دادن به تبعيضات اقتصادي ميان آفريقايي هاي سياهپوست و اعراب مسلمان در سودان شده اند.
آوارگان فراري از دارفور كه در اردوگاههاي پناهندگان، در مرز چاد با سودان مستقر شده اند نيز از حملات و كشتارها در امان نيستند. به طوري كه حتي سازمانهاي امدادي و كمك رساني بين المللي با مشكلات و زحمات بسيار توانسته اند در اردوگاههاي پناهندگان نفوذ و ضمن ارسال كمكهاي غذايي و دارويي از شرايط وحشتناك و اسفناك منطقه دارفور گزارشهاي تكان دهنده اي ارايه كنند كه قحطي، بيماري و اجساد پراكنده چند هزار نفري نيز از جمله اين مشاهدات مي باشد.
كشتار و قتل عام 15 ماهه دارفور، باعث شده است تا مرزهاي اين منطقه بر روي دنياي خارج كاملاً بسته شود. جي ليان دون، يكي از مسؤولان امدادرساني بين المللي به نام كميته بين المللي امداد و نجات قحطي زدگان آفريقا مستقر در سازمان ملل، درباره دارفور مي گويد: با وجود آن كه با تمام توان در حال كمك رساني به مردم قحطي زده و در حال مرگ هستيم، اما اجساد انسانها و حيوانات همچنان در كنار هم در ميان چادرها و بيابان پراكنده هستند. در عين حال نمي توانيم اجازه دهيم كه دو ميليون انسان بر اثر قحطي و گرسنگي تلف شوند و ما دست روي دست بگذاريم، تا زماني كه غذا، كمكهاي دارويي و آب آشاميدني برسد ما بايد با تمام توان سازمانهاي امداد بين المللي را از فاجعه انساني دارفور با خبر و تقاضاي كمكهاي اضطراري نماييم.
در اين ميان آكسفام از مهمترين سازمانهاي خيريه در بريتانيا، تلاشهاي جامعه جهاني را براي حمايت از دو ميليون آواره سوداني كه از خانه هاي خود دور مانده اند همچنان ناكافي مي داند. اين سازمان كه بزرگترين سازمان تأمين آب آشاميدني بهداشتي براي آوارگان و جنگزده هاي جهان مي باشد و اكنون در دارفور مستقر است، اعلام كرد كه جنايت و كشتار در حد گسترده اي ادامه دارد. تنها نيمي از سه هزار نيروي اتحاديه آفريقا به منطقه دارفور اعزام شده اند كه آنها نيز قبل از آن كه به فكر جان آوارگان و پناهندگان باشند، مراقب حفظ جان خود هستند.
آدريان مك اينتاير، سخنگوي آكسفام در خصوص اوضاع اسفبار دارفور مي گويد: آزار و مزاحمتها، ضرب و شتم، سرقت، تجاوز و قتل به طور روزمره جريان دارد و متأسفانه اين جنايات دور از چشم رسانه ها و ديپلماتهاي بين المللي صورت مي گيرد.
به گفته نمايندگان پارلمان بريتانيا برآوردهاي اعلام شده از شمار قربانيان بحران دارفور در سودان بسيار كمتر از تعداد واقعي آن است و همزمان شوراي امنيت مجازاتهايي را عليه مسؤولان دخيل در بحران دارفور در نظر گرفته است. به طوري كه شمار كشته شدگان واقعي تا مرز 550 هزار نفر برآورد مي شود. اين آمار چندين برابر آمار سازمان بهداشت جهاني است. كميته توسعه بين المللي مجلس عوام نيز اعلام كرده كه واكنش جهاني به اين بحران ناكارآمد بوده است.
اين كميته افزوده است كه كشورهاي جهان و شوراي امنيت سازمان ملل بايد بابت اين وضعيت سرزنش شوند زيرا هشدارهاي اوليه درباره بحران دارفور را ناديده گرفته اند.
سازمانهاي بشر دوستانه به كندي واكنش نشان دادند. قواعد اداره اردوگاهها نامشخص بود. سازمان ملل در زماني حساس دچار خلأ قابل اجتناب رهبري در سودان گرديد روند صلح ميان نيروهاي شمال و جنوب در سودان به اشتباه در اولويت قرار گرفت و اين خطا عواقبي "مرگبار و قابل پيش بيني" براي دارفور داشت.

برخورد منافقانه آمريكا با بحران دارفور
توني بالدر، رئيس كميته توسعه بين المللي و عضو مجلس عوام گفته است كه پس از نسل كشي در رواندا، جهان اعلام كرد كه "دوباره هرگز". وي با نقل قولي از جورج بوش، رئيس جمهوري آمريكا كه گفته بود اجازه نخواهد داد نسل كشي، پيش چشمان او رخ بدهد، اظهار داشته، اين واژه هاي ساده لوحانه و عوامفريبانه كه فقط مخصوص ژستهاي سياسي رئيس جمهور آمريكا مي باشد، مي بايست جنبه عملي و عيني پيدا مي كرد. نه اينكه كالين پاول وزير خارجه وقت آمريكا با سفر به دارفور كه بوي نفت به مشامش خورده بود، با رهبر شورشيان دارفور مذاكره كند و براي كمكهاي انساني فقط وعده هاي تو خالي و تبليغاتي بدهد.
اين در حالي است كه كنگره آمريكا كه وضعيت دارفور را نمونه اي از نسل كشي مي داند، براساس قطعنامه اي بي خاصيت اعلام كرد كه در منطقه دارفور سودان عمليات نسل كشي در شرف وقوع و تكوين است.
كنگره در تأييد ادعاي خود استناد كرده است كه هم پاول و هم عنان در آن زمان پذيرفته اند كه شواهد كافي براي آن چه كه در دارفور مي گذرد وجود دارد. كنگره از بوش خواسته است كه با حمايت از صدور قطعنامه قوي از سازمان ملل، تشكيل يك نيروي چند مليتي را براي حفاظت از آوارگان و امدادگران خواستار شود.
شاهدان عيني ضمن اعلام خبر از وجود دهها گور دسته جمعي در منطقه دارفور، مي گويند، شبه نظاميان عرب در اطراف اردوگاهها گشت مي زنند، مردان را مي كشند و به زناني كه در جستجوي غذا و هيزم از خانه خارج مي شوند تجاوز مي كنند.
سناتور سام برانيك عضو كنگره آمريكا مي گويد: در همين حال كه ما در حال صحبت هستيم در دارفور هزاران انسان بي گناه در حال تلف شدن و قتل عام هستند. به جاي ناله و زاري در آينده شايد همين حالا بتوانيم جان عده اي را نجات بدهيم.
در اين حال مصطفي عثمان اسماعيل، وزير خارجه سودان مي گويد: نيازي به قطعنامه نيست. صدور قطعنامه سازمان ملل مي تواند اوضاع را پيچيده تر كند. سودان قول داده است كه شبه نظاميان را خلع سلاح كند، اما جهان مي گويد اين كار حتي شروع نشده است. زيرا با وجود اعزام نيروهاي پليس به منطقه، اين آوارگان از تمام كساني كه لباس متحدالشكل دارند مي ترسند.
در حالي كه شوراي امنيت سازمان ملل رأي داده كه مظنونان جنايات جنگي در دارفور به دادگاه بين المللي ارجاع داده شوند، آمريكا همراه با الجزاير، چين و برزيل به آن رأي ممتنع دادند. زيرا واشنگتن مدتهاست كه مخالف دادگاه بين المللي است و مي گويد كه مي ترسد پرونده هايي با انگيزه سياسي عليه واشنگتن در اين دادگاه مورد رسيدگي قرار بگيرد. قطعنامه سازمان كه با يازده رأي موافق و چهار رأي ممتنع و پس از آن كه آمريكا پذيرفت كه سرانجام پس از هفته ها مذاكره و چانه زني عنان با بوش كه اين قطعنامه را وتو نكند، اما به آن رأي ممتنع بدهد. در عوض قطعنامه سازمان ملل براي جلب رضايت آمريكا اظهار داشت كه غيرنظاميان و نيروهاي حافظ صلح كشورهايي كه اين دادگاه را تصويب نكرده اند و در سودان كار مي كنند، مي توانند در صورت دريافت اتهام در كشور خودشان محاكمه شوند. معاون سفير آمريكا در سازمان ملل اعلام كرد كه كشورش معتقد است حال آمريكايي ها در قبال اين قطعنامه سازمان ملل مصونيت خواهند داشت. فقط شوراي امنيت مي تواند پرونده هاي دارفور را به دادگاه بين المللي جنايي ارجاع دهد زيرا دولت سودان به اين دادگاه نپيوسته است.
علاوه بر آن شوراي امنيت در پي آن برآمد كه براي اعمال تحريم عليه كساني كه مي كوشند در روند صلح دارفور كارشكني كنند قطعنامه اي تصويب كند.اين تحريمها شامل مسدود كردن اموال و ممنوعيت سفر چنين افرادي به خارج مي شود و اسامي آنها توسط كميته سازمان ملل اعلام شده است. گزارش سازمان ملل اين جنايات را نسل كشي مي داند، اما آمريكا آن را معادل نسل كشي نمي داند.

امضاي توافقنامه صلح توسط شورشيان
ميانجي گر اتحاديه آفريقا گفته است، اصلي ترين گروه شورشيان منطقه دارفور در سودان موافقت كرده اند تا پيمان صلحي را با دولت اين كشور امضا كنند. اين گشايش، زماني حاصل شد كه، ميني ميناوي، رهبر گروه اصلي شورشيان به روند مذاكرات بازگشت. با اين حال دو گروه كوچكتر شورشي مي گويند از مفاد اين پيمان خشنود نيستند پيش از اين نيز دولت موافقت خود را با امضاي اين پيمان اعلام كرده بود حال آن كه مذاكره كنندگان بين المللي مي گويند، اين پيمان بهترين شانس براي صلح دارفور است.
جنبش عدالت و برابري كوچكترين گروه شورشي خواستار تغييرات بنيادي در سند اين پيمان شده است. نماينده اين گروه در مذاكرات درخواستهاي شورشيان را براي كسب مقام معاونت رئيس جمهور در دولت خارطوم و دارفور تكرار كرده تا سهم بيشتري در قدرت داشته باشد.
وي گفته است كه ما تصميم گرفته ايم تا زماني كه تغييرات انجام نگرفته، از امضاي پيمان صلح خودداري كنيم.
مارتين پلات تحليلگر امور جهان عرب گفته است كه مذاكرات ابوجا پايتخت چاد، آخرين تلاش براي حفظ اعتبار رو به زوال اتحاديه آفريقا، سازمان ملل و در عين حال جلوگيري از گسترش آتش جنگ به خارج از مرزهاي سودان است. جان پروتك، نماينده سازمان ملل در امور سودان اعلام كرد كه اكنون در هر ماه دو هزار نفر كشته مي شوند.
وي مي افزايد: با وجود آتش بس و ادامه گفتگوهاي صلح، بخش وسيعي از دارفور، همچنان گرفتار جنگ ميان نيروهاي دولتي، شبه نظاميان و شورشيان است. سازمان ملل نيز اعلام كرد مجبور است جيره غذايي سه ميليون نفر از ساكنان اردوگاهها را به نصف كاهش دهد. زيرا بودجه كافي در اين باره ندارد.
عنان نيز از عمر البشير خواسته است تا اجازه دهد، نيروهاي سازمان ملل براي برآورد وضعيت منطقه دارفور عازم اين منطقه شوند. اين درخواست عنان در پي امضاي يك قرارداد صلح ميان دولت و گروه اصلي شورشيان سودان صورت مي گيرد. عنان گفت: بايد سريع وارد عمل شد تا صلح تأثير عملي خود را برجاي گذارد. اين پيمان سرانجام در روز شنبه 6 ماه مه 2006 در شهر ابوجا به امضا رسيد.
يان انگلند، هماهنگ كننده كمكهاي اضطراري سازمان ملل اخيراً وارد ابوجا پايتخت چاد شد.
براساس پيمان صلح كه در ابوجا امضا شد، تشكيل يك دولت موقت منطقه اي در دارفور، خلع سلاح شبه نظاميان طرفدار دولت موسوم به جان جاويد و انحلال تمام گروههاي آموزشي و تشكيل كميسيوني براي پرداخت خسارت، پيش بيني شده است. اين پيمان راه را براي پايان دادن به سه سال مناقشه در غرب سودان باز مي كند و مذاكره كنندگان بين المللي آن را بهترين شانس براي دارفور خوانده اند كه مانع از گسترش آتش جنگ به ساير مناطق همجوار با سودان مي شود.
اكنون چنانچه، جويندگان طلا به دنبال حرص و طمع غارت نفت در اين منطقه مصيبت زده، اندكي تأمل مي كردند و حداقل ترين معيارهاي انساني را نيز مدنظر قرار مي دادند، قطعاً بحران دارفور در همان روزهاي اول قابل مهار و كنترل بود، زيرا اكنون با گذشت بيش از سه سال، توافقاتي حاصل شده كه نه تنها از همان ابتدا قابل حصول بود بلكه حتي مي توانست از نسل كشي و پاكسازيهاي فجيع قومي جلوگيري نمايد.
در عين حال اين همه كشتار و جنايات انساني فقط به خاطر يك مشت دلار كثيف و غارت منابع غني معدني دارفور صورت مي گيرد بقيه هر چه هست، شعارهاي عوام فريبانه اي است كه گوش فلك را كر كرده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همه چيز درباره ديوار حايل

از زمان اشغال كرانه باختري كه حاصل جنگ 6روزه 1967 بود، بنحاس ساوير، وزير دارايي وقت رژيم صهيونيستي ايده كشيدن ديوار حايل معروف به ديوار نژادپرستي را مطرح كرد.




براساس منابع مطلع صهيونيستها، شارون از سال 1973 براي اجراي طرح جداسازي كرانه باختري و تبديل آن به مجموعه هاي پراكنده و جدا از هم برنامه ريزي و از 1978 طرحي جامع دراين باره ارايه كرد. در سال 1988 حزب كار، طرح هالوويم، احداث ديوار حايل را در خط تماس ميان كرانه باختري و سرزمينهاي اشغالي 1984 پيشنهاد كرد. لذا، ساخت ديوار حايل در سه مرحله طرح ريزي شد. مرحله نخست، مناطق جنين، طولكرم، قلقيليا و قدس را شامل مي شود و طول آن به 149كيلومتر مي رسد كه 21كيلومتر آن قدس را دربر مي گيرد. مرحله دوم مناطق بيت اللحم، الخليل و ساير مرزهاي كرانه باختري با فلسطين اشغالي 1948 را شامل مي شود.
مرحله سوم، خط طولي در ميان كرانه باختري و رود اردن را دربر مي گيرد كه مرحله امتداد ديوار تا "غور اردن" نام گرفت.
ديوار حايلي كه صهيونيستها ساخت آن را آغاز كرده اند داراي چندين بخش است. 1- ستونهاي فلزي و سيمهاي خاردار 2- ديوار بتوني و يا فلزي هشدار دهنده با سنسورهاي الكترونيكي 3- دوربين هاي مراقبت 4- سگهاي ردياب 5- كاريز و خاكريز 6- برجهاي ديده باني گوناگون 7- نيروهاي گشتي (ارتش شعبه نظاميان يگان مرزي) كه به محض دريافت هشداري از سنسورهاي الكترونيكي وارد عمل مي شوند.

طرح جداسازي قدس
اين طرح ساخت ديواري به طول 11كيلومتر در طول خط آتش بس مربوط به سال 1949 را كه مناطق مسكوني عربي را از بخش يهودي در قدس جدا مي سازد، شامل مي شود. خندقها و سنسورهاي حرارتي و سيستمهاي ديد در شب مكملهاي اين طرح هستند. ديوار نژادپرستي، مناطق ربوديس، العيزريه و شهرك صهيونيست نشين "غوش الضيون (جنوب قدس)" را دربر مي گيرد و عمليات ساخت آن از فوريه 2004 آغاز شد و اينك در آستانه پايان يافتن است.

تأثير ديوار بر ملت فلسطين
در گزارش مقدماتي نيكل روبرتس، نماينده بانك جهاني كه به نمايندگان كشورهاي كمك كننده و كميته چهارجانبه ارايه شد، خاطرنشان شده است كه حدود 70روستاي كوچك و بزرگ فلسطين با جمعيتي بالغ بر 213هزارنفر به محاصره درآمده و از يكديگر جدا شده اند.
علاوه براين زمينهاي 15روستا هم در غرب ديوار قرار خواهد گرفت و صاحبان آنها ديگر نمي توانند به زمينهاي خود دسترسي داشته باشند و آنها را به زيركشت ببرند.
ديوار حايل 9650هكتار از زمينهاي ضلع غربي را از صاحبانش خواهد گرفت و يا به تعبيري آنها را از كرانه باختري كه از ناحيه شرق محصور شده است جدا خواهد كرد. همچنين احداث ديوارهاي عرضي منجر به محاصره 6550هكتار ديگر خواهد شد. افزون براين ساخت خود ديوار با احتساب موانع پيراموني 1140هكتار از زمينها را خواهد بلعيد. بايد گفت كه زمينهاي محاصره شده و يا مصادره شده از حاصلخيزترين و پرآب ترين مناطق فلسطين به شمار مي آيند و 42درصد از 175 منطقه زراعي كرانه باختري در مناطق شمالي قراردارد. همچنين 80 درصد از پروژه هاي آب و برق كرانه باختري در اين مناطق قراردارد. نيروهاي اشغالگر با احداث ديوار عملاً 310حلقه چاه آب را غصب و ساكنان اين مناطق را سالانه از 4ميليون مترمكعب آب محروم مي كنند.
با ساخت اين ديوار، 83هزار اصله درخت بارور ريشه كن و 35هزارمتر خط لوله آبياري تخريب و 1140هكتار از زمينهاي كشاورزي از ميان مي رود. از ديگر پيامدهاي اين ديوار اين است كه تحرك ساكنان مناطق واقع در ميان ديوار و خط سبز محدود مي شود، زيرا شهروندان اين مناطق نه داراي مدرك شناسايي هستند كه قادر به تحرك و تردد در محدوده خط سبز باشند و نه مي توانند به سمت كرانه باختري بروند و چنانچه هم به آن منطقه برسند، بازگشت به روستاها و خانه هايشان واقع در غرب ديوار مشكل خواهد بود. ديوار مزبور خط مرزي چهارم ژوئن 1968را نقض كرده و وضعيتي را به وجود آورده كه مغاير با قطعنامه 242سازمان ملل است. وضعيت جديد عملاً برپايي دولت يكپارچه از نظر جغرافيايي در كرانه باختري و نوار غزه را ناممكن مي گرداند و به عبارتي اين ديوار تير خلاص بر پيكر بي جان روند سازش است كه تشكيلات خودگردان آن را به عنوان خط مشي آينده سياسي خود درپيش گرفته بود. البته نهاد خودگردان تلاش زيادي به كار گرفته است تا از طريق ايالات متحده مانع از ساخت اين ديوار شود، اما هميشه بي فايده بوده است. موضع جهان عرب در قبال مسأله ساخت ديوار تفاوتي با موضعگيري كلي در قبال مقوله تجاوزات رژيم صهيونيستي ندارد كه عموماً ضعيف و بي تأثير است و از حد محكوميت زباني فراتر نمي رود.

اهداف رژيم صهيونيستي از ديوار نژادپرستي عبارتند از:
1- بعد امنيتي كه بهانه اي است بر مهار مقاومت اسلامي 2- مقابله با رزمندگان به ويژه شهادت طلبان با نصب تجهيزات الكترونيكي 3- زير فشار قراردادن ملت فلسطين و مصادره زمينها به طوري كه بخش وسيعي از زمينهاي فلسطينيان را در دشت اردن درپي خواهد داشت كه ايلون سي سال پيش مطرح ساخته بود. اكنون وجود اين ديوار يادآور هولوكاستي است كه صهيونيستها درحق مردم مظلوم فلسطين روا مي دارند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بحران اصلاحات در "سيا"

سرويس ترجمه : بركناري پورترگاس، رئيس جديد سازمان اطلاعات مركزي آمريكا "سيا" در كمتر از دوسال آن هم در شرايطي كه سه تشكيلات مهم اطلاعاتي، امنيتي، نظامي يعني "سيا"، "اف.بي.آي" و "پنتاگون" زيرنظر تشكيلات جديد التأسيسي كه پس از 11سپتامبر به وجود آمد، قرارگرفتند، همچون صاعقه اي برمجموعه اين تشكيلات وارد آمد.




جان نگروپونته، رئيس تشكيلات جديد كه با نام "مديريت امنيت داخلي" اين سه تشكيلات اطلاعاتي- امنيتي، نظامي را برعهده گرفته است، از همان ابتداي امر به دنبال ايجاد اصلاحات در تمام اركان اين سازمانها بود. بركناري و استعفاي جورج تنت از رياست سازمان سيا در اواخر دوران اول رياست جمهوري بوش، تغيير رئيس سازمان اف.بي.آي و بركناري كالين پاول از وزارت خارجه و آمدن رايس، گماردن يك عنصر خاموش به نام استفن هادلي به عنوان مشاور امنيت ملي كاخ سفيد و بركناري اسكات مك كللان، سخنگوي كاخ سفيد و گماردن اسنو- پسر جان اسنو رئيس خزانه داري آمريكا- به جاي وي كه همزمان رئيس شبكه رسانه اي معروف فاكس نيوز است، از جمله اين بحرانها مي باشد.




علت اصلي استعفاي منجر به بركناري پورترگاس از رياست سازمان سيا را نيز بايد در نشت خبرهاي محرمانه و سري از درون تشكيلات سازمان سيا ديد كه طي يك ماهه گذشته آبروريزي اطلاعاتي براي بزرگترين سازمان اطلاعاتي جهان يعني "سيا" درپي داشته است.
اگر جورج تنت، رئيس سابق سيا، به دليل اخبار جعلي و اطلاعات غلط زمينه هاي حمله آمريكا به عراق را فراهم كرد، اكنون درز اطلاعات محرمانه باعث شد تا پورترگاس در كمتر از دو سال از رياستش به سازمان سيا، مجبور به كناره گيري و استعفا از سمت خودش شود. پورترگاس شخصيت برجسته اطلاعاتي دوران جنگ سرد، رئيس ايستگاه سازمان سيا در امور اروپاي شرقي مستقر در فرانسه بود. او توانايي ها و تجربيات مهمي را در اين سالها كسب كرد، اما به دنبال پايان جنگ سرد به گوشه اي خزيد و يك روزنامه منتشر كرد تا آنكه بوش پسر، از او دعوت كرد تا رياست سازمان سيا را پس از جورج تنت برعهده بگيرد. اما فشارهاي مداخله جويانه جان نگروپونته، رئيس سازمان مديريت امنيت داخلي، كه خواهان اصلاحات سريع در اين سازمان و تشكيلات عريض و طويل بود، مانع از تداوم حضور پورترگاس در سازمان گرديد؛ بويژه كه بوش حق هرگونه تماس مستقيم رؤساي تشكيلات سه گانه سيا، اف.بي.آي و پنتاگون را با خود قطع كرده و از آنها خواسته بود تا تمامي گزارشها، طرحها و برنامه ها و كارهايشان را با جان نگروپونته هماهنگ كنند. نشت اخبار و اطلاعات محرمانه از درون سيا، توسط خانم ماري مك كارتي به عنوان يك تحليلگر در بيستم آوريل سال جاري، درست 10روز قبل از بازنشستگي اش، هم مي تواند توطئه اي از سوي جان نگروپونته براي حذف گاس كه حاضر به اصلاحات در سازمان سيا نبود، صورت گرفته باشد و هم مي تواند نشان از ناكار آمدي پورترگاس در اداره سيا باشد و در نهايت مي تواند، كار نيروهاي مسأله دار و مشكل داري باشد كه خود را در معرض تسويه حساب و حذف از سيا مي ديدند. لذا با يك چنين توطئه اي فعلاً از شر وي خلاص شدند تا نفر بعدي كه فردي است به نام ژنرال مك هايدن، فرمانده سابق نيروهاي هوايي به جانشيني گاس برگزيده شود.خانم ماري مك كارتي پس از آنكه اعتراف كرد با بعضي از روزنامه ها و خبرنگاران درخصوص مسايل محرمانه صحبت كرده است، بلافاصله از كار بركنار و از سازمان سيا اخراج گرديد.
در اين ميان خبرنگار برجسته واشنگتن پست خانم دانا پريست كه برنده جايزه پوليتزر بهترين خبرنگار را نيز دريافت كرده بود، به دليل انتشار و چاپ سخنان خانم ماري مك كارتي، نه تنها تحت تعقيب قضايي و يا سازمان سيا واقع نشد، بلكه همچنان بر شهرت و معروفيتش به عنوان خبرنگار حادثه ساز و ماجراجو افزوده شد. اما همين امر خود نيز شك و ترديدهاي فراواني درخصوص دست داشتن نگروپونته و يا عناصر مسأله دار درون سيا در اين توطئه را بيش از پيش تقويت مي كرد تا با حذف پورترگاس، نظرات خود را در اين سازمان اعمال نمايند.
بوش در خبري غيرمنتظره اعلام كرد كه "پورترگاس" رئيس سازمان اطلاعات مركزي اين كشور در حال كناره گيري است. در عين حال هيچ دليلي براي اين تحول كه طي يك كنفرانس خبري در كاخ سفيد كه با عجله ترتيب داده شده بود، اعلام نشد و طي آن بوش و پورترگاس از يكديگر تمجيد و تعريف كردند.
بوش گفت: پورترگاس وظيفه سنگيني برعهده داشت و سيا را توانمند كرده است، اما اين اصلاحات در سازمان ادامه مي يابد.
وي گفت: با اصلاحات كشور آمريكا امن تر خواهد شد. ما چاره اي جز پيروزي برجنگ با تروريسم نداريم و آژانس اطلاعات مركزي، بخشي حياتي از آن جنگ است.
گاس دراين باره گفت: به اعتقاد من سازمان اطلاعات مركزي به طور چشمگيري بهبود يافته است. وي از رييس جمهور به دليل دادن "آزادي عمل" به او در اصلاح اين سازمان قدرداني كرد. گاس گفت: مي توانم با صداقت به جنابعالي گزارش دهم كه به دليل تلاشهاي شما ما اكنون امنيت بيشتري داريم. اما خبر استعفاي گاس همچون صاعقه اي ناگهاني بود. هرچند اخيراً تغييراتي در سطوح عالي دستگاه رياست جمهوري آمريكا داده شده بود، اما نام گاس هرگز جزو اين تغييرات مطرح نشد. دوستان رئيس سابق "سيا" گفته اند كه از شنيدن خبر بركناري گاس غافلگير شده اند. برخي نارضايتي كاركنان سيا از مديران ارشد را نيز يكي ديگر از دلايل بركناري گاس ارزيابي مي كنند. جين هارمن، نماينده ممتاز دموكراتها در كميته اطلاعات مجلس نمايندگان، گفته است: سيا درحال سقوط آزاد است.
چاپ مقالاتي درباره زندانهاي مخفي سيا در روزنامه هاي آمريكا و انعكاس جهاني آن را بايد از ديگر دلايل مهمي دانست كه با تأييد نگروپونته، - وي در مصاحبه با نشريات و رسانه هاي آمريكايي، نه تنها بر وجود اين زندانها صحه گذاشت، بلكه ادعا كرد كه اين زندانيان تا پايان جنگ عليه تروريسم در زندانهاي سيا نگهداري خواهند شد- پورتر گاس رئيس سازمان سيا را به چالش كشيد.
جانشين پورترگاس، فردي به نام مايكل هايدن است. وي 61ساله فرمانده سابق نيروي هوايي و معاون اول شخص جان نگروپونته، رئيس سازمان مديريت امنيت ملي است.
هايدن مدير آژانس امنيت ملي در سال 2001 بود، زماني كه بوش برنامه معروف استراق سمع از شهروندان آمريكايي را به هايدن واگذار كرد، او براساس دستورالعمل بوش، تمامي شهرونداني كه مظنون به ارتباط با تروريستها بودند، كنترل كرد و تلفنها و تماسهاي اينترنتي آنها را نيز در قرنطينه قرار داد، لذا به دليل كارايي هايدن در اين پست او نيز پس از آمدن جان نگروپونته در رأس سازمان، مديريت امنيت داخلي به عنوان معاون وي به كار خود ادامه داد.
مخالفان بوش و نگروپونته، مي گويند بركناري گاس به دليل اختلافات شديدي است كه ميان گاس با بوش و نگروپونته بر سر دخالتهاي پونته در امور داخلي و حوزه كاري گاس صورت گرفته است. اين مخالفان معتقدند بعد از گاس نوبت به دونالد رامسفلد، رئيس پنتاگون و وزيردفاع آمريكا خواهد رسيد، زيرا بيشتر ژنرالهاي ارتش آمريكا و سياستمداران كهنه كار سنا و كنگره به دليل عملكرد نادرست رامسفلد در عراق و افزايش كشته هاي آمريكاييها و ناامني سراسري در اين كشور جنگ زده خواستار بركناري وي شده اند.
اما اينكه آيا جمهوري خواهان خواهند توانست در مدت باقي مانده تا انتخابات سال 2008 خود را جمع و جور كنند و نسبت به آينده خود گامهاي محكمي بردارند، پاسخ آن را بايد در تحولات آينده جستجو كرد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar