----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاي صحبت استاد مهدي هادوي تهراني : من به دنبال گمشده ام مي گردم!
٭گفت وگو از: طيبه مروت
استاد مهدي هادوي تهراني، در سال 1340 در تهران متولد شد.پس از طي دوره دبستان و راهنمايي، به عنوان شاگرد ممتاز، از دبيرستان خوارزمي تهران ديپلم گرفت و سپس به عنوان يكي از پذيرفته شدگان ممتاز كنكور، در رشته مهندسي برق و الكترونيك دانشگاه صنعتي شريف، به تحصيل مشغول شد.

تحصيلات رسمي خود را از سال 1359 در قم آغاز كرد، ادبيات و منطق را نزد آيةا... خوش وقت در تهران فرا گرفت، سپس به قم بازگشت و دوره سطح را در مدت پنج سال به پايان رساند. پس از آن به تحصيل خارج فقه و اصول پرداخت و از استادان بزرگي همچون آيات عظام: شيخ جواد تبريزي، وحيد خراساني، بهجت فومني، مكارم شيرازي، ميرزا هاشم آملي وجعفر سبحاني استفاده كرد.
فلسفه را از محضر بزرگاني همچون آيات عظام انصاري شيرازي، حسن زاده آملي و مصباح يزدي و آيةا...جوادي آملي آموخت. وي نزد آيةا... بهاء الديني، علاوه بر اخلاق و عرفان، به تحصيل فقه و تفسير قرآن و حديث پرداخت.
استاد هادوي تهراني از جمله اساتيدي است كه تقريباً تمام دروس مقدمات و سطح حوزه علميه را تدريس نموده و از سال 1369 به تدريس خارج فقه و اصول (عالي ترين دوره آموزشي حوزه علميه) اشتغال پيدا كرده است. در درس فقه، روش ابتكاري وي كه بر مقايسه بحثهاي فقهي اسلامي با حقوق جديد
بر اساس متون اصلي استوار است، نظر محققان را به خود جلب كرده است. افزون بر اين، استاد به تدريس مباحث منطقي، فلسفي و كلامي اشتغال داشته و برخي آثار قلمي وي حاصل همين تحقيقات است.
استاد هادوي علاوه بر تدريس در حوزه علميه، با دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي كشور نيز همكاري علمي دارد. وي عضو شوراي بررسي متون
علوم انساني و رئيس گروه فقه و حقوق و عضو شوراي علمي كارشناسي ارشد فلسفه علم در دانشگاه صنعتي شريف وعضو هيأت امناي پژوهشگاه علوم انساني ومطالعات فرهنگي و رئيس هيأت علمي بعثه مقام معظم رهبري است. استاد هادوي همچنين در برخي از علوم جديد مانند: اقتصاد، كلام جديد، فلسفه هنر، مطالعات و تحقيقات گسترده اي دارد كه بعضي از آنها در قالب كتب و مقالات عرضه شده است. وي به دو زبان انگليسي و عربي تسلط كامل دارد و تا حد زيادي با زبان فرانسه و آلماني نيز آشناست. مهارت در زبان انگليسي و كاربرد رايانه، اين امكان را براي وي فراهم كرده كه پاسخگوي مسايل اسلامي در ايران، روي شبكه جهاني رايانه اي (اينترنت) باشد.

استاد هادوي ضمن ارتباط و حضور در مراكز ديني و علمي كشورهاي مختلف اروپايي و آسيايي، در تأسيس مراكز فرهنگي اسلامي، از جمله انجمن
اهل بيت(ع) در سوئيس، انجمن محمديه در تايلند و مركز اسلامي هلند مشاركت داشته وازبنيانگذاران شوراي جهاني رهبران ديني است.
وي مسؤول شوراي تدوين نظام آموزشي در مركز مديريت حوزه علميه و از اعضاي شوراي عالي برنامه ريزي و شوراي علمي و مسؤول گروه فقه و اصول مركز جهاني علوم اسلامي بوده و عضو شوراي عالي تحقيقات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي است.
استاد هادوي تاكنون 60 عنوان كتاب تأليف كرده كه از آن ميان، ده عنوان در زمينه منطق، رجال، علوم قرآن، اقتصاد و انديشه سياسي اسلامي، اصول فقه و اخلاق و تربيت منتشر شده است ....
٭ استاد! اگر مايليد بحث را با اولين خاطره حضور شما در مدرسه آغاز كنيم...
٭٭ يادم هست در سال اول دبستان شش ماه از سال مريض بودم و اصلاً نتوانستم به مدرسه بروم و اگر در خانه قبلاً پيش مادرم درسها را نخوانده بودم، حتماً در سال اول موفق نمي شدم. از همان كودكي اشتياق عجيبي به خواندن و آموختن داشتم. به همين خاطر، توانستم با وجود آن كه يك نيمه از سال را در مدرسه نبودم، به راحتي در امتحانات موفق بشوم.
مطالعاتم در دوره كودكي و نوجواني با مطالب درسي سازگاري نداشت. در كلاس چهارم دبستان به دلايلي با كتابهاي غير درسي آشنا شدم و كتابهاي زيادي مي خواندم؛ كتابهايي كه هر كس مي ديد مي گفت: شما كه اين كتاب ها را نمي فهمي، چرا مي خواني؟ اين حرف درستي بود. فهم بعضي از مطالب آن كتاب ها واقعاً برايم دشوار بود، اما شوق عجيبي براي دانستن و خواندن كتابها داشتم.
٭ بيشتر چه نوع كتابهايي را مطالعه مي كرديد؟
٭٭ آثار مورد مطالعه من بيشتر كتابهاي علمي، جامعه شناسي و سياسي بود. البته مطالب آنها را درست نمي فهميدم، اما با يك زحمتي اصرار داشتم كه آنها را بخوانم. هميشه تابستانها اولين كارم اين بود كه فهرستي از كتابهايي را كه بايد در تعطيلات بخوانم تهيه كنم و اگر مثلاً تصميم مي گرفتم كتابي را در دو روز بخوانم، بايد حتماً اين كار را مي كردم. البته براي اين كار اذيت مي شدم.
٭ به نظر خودتان، چه انگيزه اي از همان دوران كودكي شما را وا مي داشت كه كتابهاي مختلف و دشوار را مطالعه كنيد؟
٭٭ من در خود گمشده اي را احساس مي كردم، جستجوهايم در كتابها، براي پيدا كردن آن گمشده بود. البته اين جستجوها سبب مي شد كه آرامش نداشته باشم.
٭ از چه زماني به مطالعه كتاب هاي علمي علاقه مند شديد؟
٭٭ من تا رسيدن به دوره دبيرستان، مطالعه وسيعي داشتم، وقتي قرار شد از يك مدرسه معمولي به دبيرستان مهم و مشهور خوارزمي بروم، خيلي مطالعه كردم تا خودم را از نظر علمي به سطح بچه هاي آن جا برسانم. مسؤولان مدرسه ابتدا تصورشان اين بود كه نمي توانم با شاگردان آن جا رقابت كنم، ولي بحمدا... توانستم با پشتكار در مطالعه كتابهاي علمي و كوشش در درس ها، خيلي سريع خودم را به سطح آن ها برسانم .
يادم هست در شانزده سالگي به دنبال فلسفه علم بودم. آن موقع در ايران كتابي در اين زمينه نبود. از طريق يك فهرست راهنما اطلاع پيدا كردم، در دانشگاهي در آمريكا، فلسفه علم تدريس مي شود. با آن مركز مكاتبه و ارتباط برقرار كردم و پاسخ گرفتم.
٭ آن موقع با زبان انگليسي آشنا بوديد؟
٭٭ بله، من زبان انگليسي را از دوره نوجواني خوانده بودم و در شانزده سالگي تافل گرفتم و نامه نگاري به زبان انگليسي و خواندن متون انگليسي برايم خيلي راحت بود. به هر حال، بعد از فلسفه علم، به مطالعه فلسفه علاقه مند شدم و فلسفه غرب را در متن اصلي خواندم.
٭ قبل از فلسفه غرب، با فلسفه اسلامي آشنايي داشتيد؟
٭٭ من بر عكس روال معمول، فلسفه اسلامي را بعد از فلسفه غرب خواندم!
٭ آثار متفكران اسلامي را هم مي خوانديد؟
٭٭ بعد از مطالعه آثار فلاسفه غرب، ضمن آشنايي مختصر با فلسفه اسلامي، با آثار دكتر شريعتي و دكتر باهنر آشنا شدم. اما چيزي كه برايم خيلي جذاب بود و خيلي به آن جذب شدم، آثار شهيد مطهري بود. البته قبل از آن آثاري از مرحوم آيةا... طالقاني، آيةا... بهشتي و دكتر غفوري را خوانده بودم، اما با مطالعه آثار استاد مطهري احساس كردم آن چيزي كه تا آن زمان در كتابهاي مختلف و متعدد مي جستم و نمي يافتم، در آثار ايشان يافته ام. آن زمان احساسم اين بود كه با مطالعه آثار استاد مطهري در فلسفه اسلامي، ديگر چيزي نيست كه نياز باشد بروم و بخوانم. مطالعه آثار استاد مطهري مرا به فلسفه اسلامي علاقه مند كرد. وقتي خواستم فلسفه اسلامي را عميق تر مطالعه كنم، ديدم به منطق نياز دارم و بايد ابتدا منطق بخوانم. مطالعه منطق را شروع كردم، اما به زودي دريافتم كه براي خواندن و فهم منطق به آموختن زبان عربي نياز دارم و عربي ام آن زمان چندان قوي نبود. من در واقع كار را وارونه شروع كردم، به جاي آن كه اول عربي، بعد منطق و سپس فلسفه اسلامي بخوانم، اول "فلسفه غرب"، بعد منطق و بعد عربي خواندم! دقيقاً به همين خاطر بود كه شروع كردم به خواندن عربي. خواندن زبان عربي باعث شد كم كم وارد حوزه طلبگي شوم.
٭ لطفاً از نحوه آشنايي تان با آيةا... خوش وقت بفرماييد
٭٭ آن زمان جمعي از دوستانم خدمت علامه طباطبايي رسيده بودند و از ايشان خواسته بودند استادي براي درس عرفان آنها معين كند. البته آن زمان من توفيق نداشتم كه با آن دوستان همراه باشم. مرحوم علامه طباطبايي هم حاج آقا
خوش وقت را به آنها معرفي كرده بود. دوستان در تهران خدمت آيةا... خوش وقت رفته بودند كه درس عرفان بخوانند. آقاي خوش وقت به آنها گفته بود كه كتابي هست به نام "جامع المقدمات"، برويد اين كتاب را تهيه كنيد و بياوريد تا شروع كنيم. دوستان من تصور كرده بودند كه جامع المقدمات كتاب عرفان است و آن را خريده بودند. من تا اين مرحله با آن دوستان نبودم. به هر حال، بعد كه دوستان كتاب را تورق كرده بودند دريافته بودند كه جامع المقدمات كتاب عرفان نيست. به هر حال خدمت آقاي خوش وقت رفته بودند و استاد هم از روي همان كتاب به آنها درس مي داد تا بتدريج آماده شوند. من آن زمان جداگانه عربي مي خواندم و خدمت آقاي خوش وقت نبودم. ظاهراً بعد از صرف مير، استاد فرموده بودند: حالا شرح ابن عقيل را بگيريد. من از آن زمان به بعد در درس ايشان شركت كردم. البته استاد در حاشيه درس، برنامه اي هم براي آشنايي ما با بعضي از مفاهيم عرفاني داشتند.
٭ با رفتن به قم، درس دانشگاه را هم ادامه مي داديد؟
٭٭ من مدت زيادي در دانشگاه نماندم، شايد حدود يك سال دانشگاه رفتم اما در همان مدت چهل واحد خواندم و چون زبان انگليسي را مي دانستم، زبان آلماني را انتخاب كردم. به بحثهاي علمي دانشگاه بسيار علاقه داشتم و مطالعه زيادي هم در اين زمينه كرده بودم، اما آن اشتياق عجيبي كه در من نسبت به فلسفه اسلامي ايجاد شده بود، مرا به سمت درسهاي طلبگي كشاند. اين بود كه در اولين فرصت با تعطيلي دانشگاه ها در انقلاب فرهنگي، به قم رفتم تا به طور جدي به اين مباحث بپردازم.
آن زمان دانشگاه در كوران و بحران مسايل سياسي روز بود. من واقعاً در دانشگاه احساس تنگنا مي كردم و وقتي به حوزه رسيدم احساس خوبي داشتم؛ حس مي كردم حوزه همان جايي است كه آدم مي تواند چيزي ياد بگيرد و صرفاً براي نمره و مدرك اينجا نيامده ام. توصيف لحظه اي كه وارد حوزه شدم برايم واقعاً وصف ناپذير است. من مثل پرنده اي بودم كه از قفس رها شده باشد!
٭ قبل از آمدن به حوزه علميه قم، تصور خاصي هم از حوزه علميه در ذهنتان بود؟
٭٭ خير، با اين كه مدتي درسهاي حوزوي را در تهران خوانده بودم، تصويري از حوزه در ذهنم نداشتم. همان طور كه قبلاً اشاره كردم، بخشي از درسهاي حوزوي را در تهران پيش خودم و بخشي را هم در خدمت آقاي خوش وقت، آقاي علي محمدي و آقاي فقهي در منازلشان خواندم. بنابراين، در محيط حوزه و مدرسه علميه قرار نگرفته بودم و تصويري هم از آنجا در ذهنم نبود.
٭ حضرت عالي سالهاست در قم به تحقيق و تدريس فقه و اصول مشغوليد، از طرفي، همان طور كه مستحضريد، كساني كه به حوزه مي آيند دلشان مي خواهد در زمينه اي بيشتر كار كنند كه جامعه نياز بيشتري به آن زمينه دارد، به نظر شما نياز عمده ما امروز در چه زمينه اي است؟
٭٭ تجربه شخصي من مي گويد ما به همه رشته هاي علوم انساني نياز داريم و هيچ زمينه اي نيست كه بي نياز از كار جديد و تحقيق و تحليل جدي باشد؛ چه تفسير، چه فقه، چه تاريخ و كلام و حتي فلسفه. همين فقه و اصولي كه مي گويند اين همه روي آن كار شده و شهيد مطهري بيان مي كنند كه حوزه تبديل شده به دانشكده فقه و اصول! حتي در اين رشته هم تا رسيدن به وضعيت مطلوب فاصله زيادي هست. در پاسخ به اين كه چه موضوع فقهي را بيشتر بايد كرد، عرض مي كنم در تمام ابواب فقه، هيچ بابي نيست كه بي نياز از تحقيق جدي باشد، حتي كتاب "طهارت". همان طور كه مي دانيد؛ زمينه هاي اجتماعي فقه به معناي وسيع كلمه ارتباط پيدا مي كند با حقوق، بويژه در شرايط فعلي كه ما يك نظام را بر اساس دين سامان داده ايم و اداره اين نظام نيازمند قانون است و اين قانون بايد از فقه و منابع ديني به دست بيايد، پس بايسته است كه فقه بيشتر مورد تحقيق قرار بگيرد.
٭ براي ايجاد توازن در درسهاي حوزوي و توجه به مسايل روز جامعه، چه بايد كرد؟
٭٭ امروز بحثهاي حقوقي به معناي وسيع كلمه - اعم از بحثهاي حقوق مدني، حقوق قرار دادها، حقوق بين الملل، حقوق اجتماعي، حقوق درياها، حقوق اموال و مالكيت- مطرح است، البته بعضي از اين مباحث در كتاب متاجر و مكاسب مطرح است كه بحثهاي ارزشمندي است. اين مباحث بايد با همديگر مقايسه و به مباني عرضه شوند تا توانايي هاي خودشان را در آن جا نشان بدهند. اين خودش يك كار بسيار مهم و اساسي است. اكنون در نظام ما قوه قضاييه فعال است، خب يك بخش قوه قضاييه خود قضا و آيين دادرسي است. يك بخش بحث مجازات و حكمها و بخش ديگرش مسايل حقوق مدني است. اينها بحثهايي است كه به كار جدي نياز دارد و براي روز آمد ساختن آنها، ناگزيريم مباحث مشابه را پيدا كنيم. ما ناگزيريم آنچه را كه ديگران در اين زمينه ها بحث كرده اند، ببينيم.
٭ جناب عالي در اين زمينه چه نوآوريهايي داشته ايد؟
٭٭ من در بعضي از دوره هاي خارج فقه سعي
كرده ام نوآوريهايي داشته باشم. مثلاً در بحث حقوق قراردادها، حقوق فرانسه، انگليس، آلمان، ايران و كشورهاي عربي را مطالعه كرده ام، بحث هاي فقهي خودمان و همين طور بحث هاي فقهي اهل سنت را هم در اين زمينه ديده ام. در كل، اين بحث ها را يك بار در يك مبحث عمومي نگاه كرده ام، بعد فهرستي ترتيب دادم كه به نظر خودم يك فهرست منطقي بود. اين فهرست منطقي در هيچ يك از آن منابع به شكلي كه من ترتيب دادم نيامده بود، نه در حقوق جديد و نه در فقه ما. از اين جهت، اين كار يك نوع ساختار شكني بود. بعد بر اساس همان فهرست، بحث خودم را سامان دادم. بحث هاي من در اين باب، حقوق مقايسه اي يا حقوق مقارنه اي صرف نيست. من سعي كرده ام با نگاه به همه سيستمهاي حقوقي و با نگاه به فقه و مذاهب فقهي، اول موضوع را منقح كنم و بعد براساس مباني تشيع، پاسخ اين موضوع را بدهم. خود اين كار يك كار فقهي است ولو اين كه در ناحيه موضوع شناسي، يك كار حقوقي انجام داده ام.
٭ در اين مقايسه ها مواردي هم از تعامل يا تأثير سيستمهاي حقوقي در يكديگر ملاحظه كرده ايد؟
٭٭ ببينيد! در بحث ارث، اسلام يك سيستمي دارد و منبع آن هم ابتدا قرآن است و بعد رواياتي كه در ذيل آيات آمده است. ما مي بينيم كه در سيستم حقوقي ديگران، اين سيستم بنا به ضرورتهايي تحميل شده است. در شكل متناظرش، مثلا در حقوق انگلستان، با حقوقي تحت عنوان حقوق حمايت از خانواده مواجه مي شويم كه شبيه بحثي است كه ما در مورد ارث در فقه داريم. من احتمال مي دهم كه حقوقدانهاي آنها اين بحث را از منابع فقهي ما استفاده كرده اند. اين بحث كاملا متاخري است، مربوط به همين بيست و چند سال اخير است. آنجا بحثهايي شبيه بحثهاي فقهي اسلامي و طبقات ارث شيعه مطرح شده است. البته شكلي را كه آنها مطرح مي كنند هنوز تا رسيدن به شكلي كه در فقه ما مطرح شده فاصله دارد. آنها ارث را به صورت حق قهري و ضروري تفسير نمي كنند، بلكه به اين مقدار كه شخص مي تواند در صورتي كه سهم الارثش داده نشده باشد، از دادگاه مطالبه كند، اكتفا كرده اند، نه اينكه ارث به شخص منتقل شود.
٭ به نظر شما، مشكلات عمده اي كه در حال حاضر در راه تفهيم و تبيين مسايل جديد حقوقي در حوزه وجود دارد در چه مواردي است؟
٭٭ يك مشكل جدي كه ما با آن رو به رو هستيم اين است كه پيش نياز در تحصيلات عادي حوزوي تأمين نمي شود؛ يعني طلبه اي كه با فقه آشناست، اطلاعي از حقوق، اصطلاحات حقوقي و نحوه بحثهاي حقوقي، نگرشها و نظامهاي حقوقي ندارد. اگر اين اطلاعات را مي داشت، تفهيم موضوع خيلي راحت تر مي شد. در درس خارج من، دوستان طلبه، اغلب اين مشكل را داشتند. آنها مي گفتند در بحثها وقتي وارد مبحث فقه مي شويد و استدلال مي كنيد، ما مشكلي نداريم، اما آنجا كه مي رويد بر سر منابع و در منابع بحث حقوقي مي كنيد، مشكلاتمان زياد مي شود. راست مي گويند، بخصوص آنكه من در مراجعه به منابع، بسياري از اوقات از منابع انگليسي و احياناً فرانسه و آلماني استفاده مي كردم و باز اين خودش معضل ديگري مي شد. اصلاً ادبياتي كه آن جا به كار رفته ادبيات مأنوس حوزوي ما نيست. من در تدريس خارج فقه، اين مشكل را داشتم.
٭ در بحث جزا، جرم شناسي و مجازاتها و همين طور پيشگيري از جرايم، مسايل بسياري در پيوند با فقه وجود دارد، بعضي ها اصولاً در برخي از مجازات هاي اسلامي حرف دارند و بعضي شكلهاي مجازات را مثل سنگسار ، متناسب با شرايط امروز جهان نمي دانند، يا آنها را خشن توصيف مي كنند. نظر جناب عالي در اين باره چيست؟
٭٭ در بحث جزا، همان طور كه اشاره فرموديد، به صورت جدي با اين مساله مواجهيم كه بعضي مي خواهند بگويند مجازاتهايي كه در اسلام وجود دارد با ساختار تمدني جديد سازگار نيست. اين يك بحث جدي است. و قبل از آن كه به بحث حقوق جزا مربوط شود، به فلسفه حقوق جزا مربوط مي شود. در اين بحث، به نظر من بايد يك مطالعه دروني و حقوقي داشته باشيم تا ببينيم چقدر با مجازاتها به لحاظ فقهي در داخل فقه توافق پيدا مي كنيم؟ چون ممكن است بعضي از مجازاتها را كاملاً بپذيريم و بعضي ها را تعديل كنيم. بعد از آن كه اين دستاورد حاصل شد، گفتيم اين مجموعه اي است كه فقه در زمينه جزا عرضه مي كند. آنچه مهم است اين است كه ما بياييم آن را در يك مطالعه بيروني هم ببينيم، آن هم در جامعه اي كه آن جامعه، ساير مشخصه هاي يك جامعه اسلامي را داشته باشد.
٭ بعضي مي گويند اجراي پاره اي از مجازاتهاي اسلامي منوط به وجود ساير مشخصه هاي يك جامعه اسلامي در كشور است؟
٭٭ ببينيد! من از حدود سال 72 يعني حدود سيزده سال پيش بحثي را تحت عنوان "نظريه انديشه مدون اسلامي" مطرح كرده ام. در آن نظريه مي خواستم بگويم كه اسلام در هر زمينه اي يك سيستم عرضه كرده است. من معتقدم در موضوع اقتصاد، اسلام هم فلسفه دارد، هم مكتب و هم نظام و در عين حال، داراي ساز و كار و حقوق است. اين پنج عنصر در همه جا هست. وقتي مي خواهيم آثار يك بحث فقهي را مطالعه كنيم، بايد آن را در مجموعه اي مرتبط با هم ببينيم و بعد آن را در يك ميدان واقعي و عيني به آزمون بگذاريم، آن وقت مي توانيم به اين سوال پاسخ بدهيم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دكتر رضا غلامي:وجود نظام بومي براي نمايه سازي اسناد علوم انساني ضروري است
ISI به تنهايي نمي تواند تابلوي دقيقي از رشد علمي ايران را در عرصه علوم انساني ترسيم كند، زيرا بسياري از توليدات علمي ارزشمند بخش سنتي حوزه علوم انساني ايران به لحاظ معرفتي در ISI نمايه نمي شود و وجود يك سيستم بومي كارآمد در ارتباط با ارزيابي كمي و كيفي رشد علمي در اين عرصه، ضرورت دارد.
حجةالاسلام دكتر"رضا غلامي" گفت: ميزان اطلاع رساني درباره مزيتها و نحوه انتشار مقاله در مجله هاي داراي تأييديه ISI كافي نيست و بايد وزارت علوم در اين زمينه تلاش جدي تري داشته باشد و براي افزايش رغبت و انگيزه دانشمندان ايراني در حوزه علوم انساني براي تعاطي و تضارب آراء با دانشمندان جهان كار فرهنگي جدي صورت گيرد و برخي بدبينيها نيز رفع شود.
وي خاطرنشان كرد: اين اعتقاد وجود دارد كه بايد دانشمندان و محققان علوم انساني جهت حضور در مجامع علمي بين المللي مورد مساعدت قرار گيرند و برخي موانع و مشكلات در اين عرصه با كمك دولت مرتفع شود كه البته روش شناسي و فلسفه علم داراي نقش كليدي در زمينه گسترش تعاملهاي علمي ميان دانشمندان ايراني و غيرايراني دارد، زيرا چارچوبها و پيش فرضهاي علمي در برخي رشته هاي علوم انساني متفاوت است.
حجةالاسلام رضا غلامي با تأكيد بر اصلاح آيين نامه ارتقاي اعضاي هيأت علمي گفت: بايد آيين نامه ارتقاي اعضاي هيأت علمي در يك فرايند صحيح و همراه با همفكري اهالي
علوم انساني، بتواند زمينه نوآوري علمي در اين عرصه را ايجاد كند و از اتخاذ هر گونه سياستي كه به كمي و سطحي شدن محصولات علمي كمك كند، پرهيز شود.
وي افزود: كرسيهاي نظريه پردازي، نقد و مناظره، يك مسير روشمند و دقيق براي ارزيابي كيفي نوآوريهاي علمي محققان در حوزه علوم انساني است و بايد جايگاه مناسبي در ساختار كلان مقررات وزارت علوم و آئين نامه ارتقاي اعضاي هيأت علمي پيدا كند.
دبير هيأت حمايت از كرسيهاي نظريه پردازي اظهار داشت: دبيرخانه هيأت حمايت از كرسيهاي نظريه پردازي، نقد و مناظره آماده همكاري با وزارت علوم در جهت تعيين معيارهاي اولويت و شاخصهاي ارزيابي كمي و كيفي علوم انساني است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مسؤول كميته اقليتهاي مذهبي:امام خميني(ره) متعلق به تمام اقشار جامعه است
مسوول كميته اقليتهاي مذهبي ستاد مركزي بزرگداشت ارتحال امام خميني(ره) گفت: امام خميني(ره) متعلق به تمام اقشار جامعه با هر دين و مسلكي است.
محمدرضا موحدي در جلسه هماهنگي اقليتهاي مذهبي براي ارتحال امام خميني(ره) كه با حضور نمايندگان اقليتهاي ديني از جمله كليمي- زرتشتي و ارامنه تشكيل شد، افزود: امام راحل(ره) با شخصيت برجسته و روح بلندشان به تمام افراد و جامعه شخصيت بخشيدند، در حالي كه اقليتهاي مذهبي ما هم جزو اين افراد هستند.
وي با اشاره به اينكه امام خميني(ره) با عظمت و انقلاب خود ايران را در سطح جهان مطرح كردند، اظهار داشت: امروزه كشور عزيزمان ايران از بركت روح بلند امام راحل(ره) در رده كشورهاي بزرگ جهان قرار گرفته است.
موحدي اضافه كرد: بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران همواره براي اقليتهاي مذهبي احترام خاصي قائل بودند و اين امر باعث رشد و شكوفايي آنان شد.
مسؤول كميته اقليتهاي مذهبي ستاد مركزي بزرگداشت ارتحال حضرت امام(ره) با اشاره به حضور پررنگ اقليتها در مراسم ارتحال گفت: امسال در نظر داريم جمعيت حاضر در حسينيه جماران را تا سقف 1200 نفر افزايش دهيم. در حالي كه سال گذشته حدود 400 نفر اقليتهاي ديني در جماران و حسينيه امام حاضر شدند.
موحدي افزود: همچنين در نظر داريم تا كنفرانس علمي با حضور شخصيتهاي برجسته اقليتها و محققان با محور ديدگاه امام نسبت به اقليتها و ديدگاه اقليتها نسبت به امام به مناسبت ايام ارتحال امام خميني(ره) برگزار شود.
در اين جلسه نمايندگان اقليتهاي مذهبي با بيان ديدگاهشان در خصوص شخصيت امام راحل(ره) معتقد هستند كه ساده زيستي امام خميني(ره) مي تواند الگوي مناسبي براي ديگر رهبران باشد تا آنان بدانند كه با امكانات ساده هم مي توان كشوري را اداره كرد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سخنراني دكتر داوري اردكاني ؛
همايش بين المللي "شخصيت و آراي قطب الدين شيرازي" امروز آغاز به كار مي كند
با سخنراني دكتر رضا داوري اردكاني، رئيس فرهنگستان علوم، همايش بين المللي "شخصيت و آراي قطب الدين شيرازي" امروز آغاز به كار مي كند.

به گزارش "مهر"، همايش بين المللي "شخصيت و آراي قطب الدين شيرازي" امروز صبح با سخنراني دكتر رضا داوري اردكاني، رئيس فرهنگستان علوم، در محل مجموعه فرهنگي آسمان فرهنگستان هنر برگزار مي شود.در مراسم افتتاحيه اين همايش، دكتر علي اكبر ولايتي سخنراني خواهد داشت.
محور اصلي اين همايش، بررسي و تحليل نظريات علامه قطب الدين شيرازي در علم موسيقي خواهد بود.
بررسي شخصيت، آثار و ديدگاههاي فلسفي قطب الدين شيرازي، زندگينامه، بررسي آثار، آراي فلسفي، تحليل نظرات قطب الدين شيرازي در موسيقي، تحليل و بررسي نظريات قطب الدين در كتاب درة التاج، جايگاه آراي قطب الدين در بستر مكتب منتظميه، قطب الدين و تحولات موسيقايي قرون هفتم و هشتم، بررسي جايگاه قطب الدين شيرازي در تاريخ علم اسلامي، مباحث رياضي، مباحث نجومي و مباحث طبي از محورهاي اين نشست خواهد بود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با حضور وزير علوم ؛نهمين نشست رؤساي پژوهشگاهها برگزار مي شود
نهمين نشست رؤساي پژوهشگاهها با حضور وزير علوم، تحقيقات و فناوري فردا در مركز پژوهشهاي شيمي و مهندسي شيمي برگزار مي شود. به گزارش مهر، در اين مراسم، ساختمان جديد مركز پژوهشهاي شيمي و مهندسي شيمي و سايت اين مركز افتتاح مي شود و پژوهشكده ها و پژوهشگاهها با ارايه گزارش عملكرد خود، وزير علوم را در جريان فعاليتهاي خود قرار مي دهند. در اين جلسه همچنين در خصوص اولويت برنامه هاي اين پژوهشگاهها، بحث و تبادل نظر خواهد شد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در سومين نشست نقد و بررسي كتاب حوزه:
جريانها و سازمانهاي مذهبي سياسي ايران نقد شد
كتاب "جريانها و سازمانهاي مذهبي - سياسي ايران" با حضور حجةالاسلام رسول جعفريان، مؤلف اين كتاب در محل انجمنهاي علمي حوزه، مورد نقد و بررسي قرار گرفت.
به گزارش رسا، در اين نشست حجة الاسلام نجف لكزايي به نقد كتاب "جريانها و سازمانهاي مذهبي - سياسي ايران" نوشته حجةالاسلام رسول جعفريان پرداخت.
جعفريان هدف از نگارش اين كتاب را بررسي سابقه مبناي تفكر انقلاب اسلامي ايران و پرداختن به شخصيتهايي دانست كه تفكر آنها تأثير شايان توجهي در روند شكل گيري انقلاب اسلامي ايران داشته اند؛ اما نامي از آنان برده نمي شود.در ادامه حجة الاسلام نجف لكزايي، منتقد اين نشست، به ذكر نقاط مثبت كتاب "جريانها و سازمانهاي مذهبي ـ سياسي ايران" پرداخت و تصريح كرد: صداقت، بي طرفي و شجاعت از ويژگيهاي مهم اين كتاب است كه ضروري ترين خصوصيت يك مورخ و تحليلگر به شمار مي رود.گفتني است، جلسه بعدي نقد كتاب حوزه به موضوع تعامل علم حديث و علم تاريخ اختصاص دارد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مقتضيات علوم انساني در مواجهه با ISI بررسي شد
جلسه شوراي علمي و مشورتي دبيرخانه هيأت حمايت از كرسيهاي نظريه پردازي، نقد و مناظره به بررسي موقعيت كنوني مقالات
علوم انساني در مجلات داراي تأييديه آي.اس. آي اختصاص يافت. به گزارش فارس ،در اين جلسه كه علاوه بر اعضاي شوراي علمي و مشورتي هيأت حمايت از كرسيها، تعدادي از محققان فعال كشور، قائم مقام بنياد ملي نخبگان و مديركل پژوهش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نيز حضور داشتند، ابتدا عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس، خلاصه اي از نتايج مطالعات خود بر روي موقعيت كنوني علوم انساني در شبكه آي. اس. آي را بيان كرد. حيدري با بيان اهميت آي. اس. آي در ايجاد زمينه تعاطي و تضارب آرا در سطح جهان و نيز معرفي مناسب دستاوردهاي علمي، اين شبكه را يكي از مسيرهاي مهم براي ارزيابي اجمالي پيشرفت علم در كشورهاي مختلف دانست.
وي با ناچيز خواندن سهم جمهوري اسلامي ايران در توليد علم، وضع علوم انساني در اين زمينه را بغرنج دانست و افزود: متأسفانه تعداد بسيار كم مقالات علوم انساني در شبكه آي. اس. آي كه در برخي از رشته ها به صفر رسيده است، نشان از وجود برخي مشكلات جدي در ساختار پژوهش علوم انساني است.
حيدري در ادامه با تأكيد بر قابل توجه بودن برخي اشكالات مطرح شده در آي. اس. آي، از سوي محققان علوم انساني، ناآشنايي محققان علوم انساني با مزاياي اين سيستم و نيز زبان انگليسي را مهمترين مانع براي عدم ورود اين محققان در انتشار مقاله در مجلات آي. اس. آي دانست و ادامه داد: با وجود حدود دو هزار مجله داراي تأييديه آي. اس. آي، در جهان، در صورت فراهم شدن زمينه مختصر آشنايي با اين مجلات، امكان چاپ مقاله در آنها دشوار نيست.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قفسه باز
برداشتهايي از سيره امام خميني (ره) ؛(در خانواده، با مردم، آخرين روزها)

مؤلف: غلامعلي رجائي
ناشر: مؤسسه چاپ و نشر عروج (وابسته به تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره))
چاپ پنجم: 1384
زنده نگهداشتن ياد و نام مردان بزرگ تاريخ كه سرنوشت ملتها را با انديشه الهي، اراده پولادين و پشتكار خود رقم زده اند، وظيفه همه انسانهاي دردمند و دلسوزان هدايت نسلهاست.
امام خميني(ره) كه با قيام الهي خود در عصر غربت انسانيت و ظلمت جهل، دريچه هاي نور را به روي انسانهاي منتظر گشود، در زمره اين بزرگمردان است كه با شناخت ابعاد وجودي او به سادگي ميسر نيست.
كتاب حاضر حاصل 5 سال مطالعه گسترده و مستمر نويسنده در زمينه شناخت ابعاد مختلف شخصيت امام خميني(ره) در قالب خاطره است. وي در اين كتاب سعي كرده تا با ديدي تحقيقي در 9 فصل با نامهاي "امام در خانه، عشق به مردم، رزمندگان، شهدا و خاندان شاهد، محرومين و مستضعفين، دوستان و ياران، مسايل و حقوق زنان، توصيه ها و آخرين روزها، به ترسيم سيره عملي و نظري امام خميني(ره) بپردازد."
در فصول آخر كتاب نيز اسامي راويان خاطره هاي ذكر شده كه تعدادشان به 148 نفر مي رسد و همچنين تصاويري از
امام خميني(ره) در جمع خانواده و ديدار عمومي با مردم، آمده است. شايان ذكر است، در اين اثر ازكليه مأخذ و منابع مكتوب موجود (اعم از كتاب، جزوه ها، يادواره ها، فصلنامه ها، ماهنامه، مجلات، روزنامه ها و...) و نيز در مواردي از منابع غيرمكتوب مانند نوارهاي سخنراني و مصاحبه هاي گوناگون در حد امكان استفاده شده و در بعضي از موارد نيز براي دسترسي به مطالب بيشتر، توسط مؤلف مصاحبه هايي انجام شده است.
صدور انقلاب از ديدگاه امام خميني(ره)

ناشر: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)
چاپ چهارم: 1384
معمولاً انقلابها در شرايطي رخ مي دهند كه آرمان توده ها در معرض مخاطره قرار گرفته و رژيم حاكم قادر به درك خواستهاي مردم نباشد.
انقلابها در شرايط تخاصم با وضع موجود رژيم حاكم كه پيوستگي آهنيني با وضع موجود جامعه جهاني دارد، به پيروزي مي رسند و آنگاه مسأله صدور تجارب انقلاب به جامعه جهاني مطرح مي شود.
موضوع صدور انقلاب در انقلاب اسلامي ايران نيز به دليل مشخصه هاي عميق آرماني اش، به نحو جدي مطرح شده است.
امام خميني(ره) در قالب سخنرانيها و مكتوبات خود به معماري يك راهبرد همه جانبه در زمينه صدور انقلاب هم گماشتند كه در تاريخ انقلابهاي قرن بيستم بي نظير است. آنچه در اين كتاب گرد آمده است، قطعات و عباراتي است كه امام در مقاطع مختلف پيرامون صدور انقلاب عرضه داشتند.
فصلهاي اول و دوم اين كتاب با عناوين "صدور انقلاب ويژگي انقلاب اسلامي" و انديشه عزم صدور انقلاب، مسأله صدور انقلاب را از ديدگاه امام خميني(ره) به عنوان يك تكليف و تاكتيك تهاجمي عليه دشمنان انقلاب و براي دور كردن خطر آنان و به نوعي صيانت از انقلاب، مطرح مي كند.در فصل سوم كتاب با نام "انقلاب اسلامي، الگوي ارزشهاي مطلوب مردم تحت ستم جهان" به مواردي اشاره شده است كه حضرت امام انقلاب را الگوي ارزشهاي مطلوب مردم تحت ستم مي دانستند و معتقد بودند كه انقلاب اسلامي از آن جهت كه معرف آرمانهاي مردم محروم و مسلمانان مظلوم است، مورد پذيرش آنهاست.در فصل چهارم با نام "مقصود ما از صدور انقلاب" به رد شبهات و شايعاتي طرح شده از سوي دشمنان پرداخته و تصريح مي شود كه منظور از صدور انقلاب به هيچ وجه هجوم نظامي و لشكركشي به ديگر كشورهاي مسلمان نيست.
فصل پنجم كتاب به عوامل، شرايط و شيوه هاي صدور انقلاب اشاره دارد كه خود متضمن اشاراتي تلويحي به معناي صدور انقلاب نيز خواهد بود.در فصول ششم و هفتم نيز به معرفي موضع دوستان و دشمنان انقلاب در قبال انديشه صدور انقلاب پرداخته مي شود و در فصل هشتم تصريح مي شود كه آنچه از صدور انقلاب مورد نظر بود، نه يك آرزوي دست نيافتني، بلكه امري عملي و تحقق پذير است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------