خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   سه شنبه 2خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 پنجره   
 ايرانسرا   
 فرهنگی   
 مدرسه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ هنر ]


گفتگو با "شاهد احمدلو" كارگردان فيلم "چند مي گيري گريه كني" ؛ دنبال رازبقا در سينما هستم!

نگاهي به نمايش "مثل سوسوي فانوس آويخته" به كارگرداني علي فرحناك ؛ انتظار خاموشي

نگاهي به فيلم "رؤياي آمريكايي" ساخته پل وايتز ؛كاخ سفيد را مسخره كن!

كامبيز روشن روان در نخستين نشست پژوهشي موسيقي پس از انقلاب:
      موسيقي كلاسيك زباني جهاني دارد

آمار فروش سينماها ؛"آتش بس" بيش از 300 ميليون در كمتر از چهار هفته

"هوگو چاوز" در جشنواره كن:"اليور استون" درباره كودتاي ونزوئلا فيلم مي سازد

طي سه روز گذشته ؛فروش 224 ميليون دلاري "رمز داوينچي" در سطح جهان

محمد مهدي حيدريان:فتح خرمشهر سخت ترين سوژه سينمايي است

محمد حسين همافر:براي كمك به برگزاري كنسرت شجريان و ناظري،آماده ايم



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفتگو با "شاهد احمدلو" كارگردان فيلم "چند مي گيري گريه كني" ؛ دنبال رازبقا در سينما هستم!

٭ سيدحبيب قاآني
"شاهد احمدلو" اگر چه جزو جوانترين كارگردانهاي سينماي ما محسوب مي شود اما با سينما به هيچ وجه غريبه نيست. او از همان كودكي فعاليتش را در نقشهاي كوتاه سينماي حرفه اي آغاز كرد و اين روند را تا آنجا ادامه داد كه پس از بازيگري و دستيار كارگرداني و



ساخت چند فيلم كوتاه توانست در عرصه فيلمسازي حرفه اي قدم بگذارد. از احمدلو در شرايطي نخستين ساخته اش (چند مي گيري گريه كني) به نمايش عمومي در آمده كه او خود اين روزها به دنبال گرفتن مجوز براي پخش دومين فيلمش است. به بهانه نمايش عمومي فيلم "چند مي گيري ..." با وي به گفت وگو نشسته ايم.
حضور پدرتان در سينما چقدر در كار شما نقش و تأثير داشته است؟
شايد اگر پدرم شغل ديگري داشت من هم همان كار را ادامه مي دادم. اما در سينما يك اصل خيلي مهمتر هم وجود دارد و آن بقاست. شما زندگينامه مرا نگاه كنيد، مي بينيد بازيگري هم كرده ام اما نمي خواستم در همان حد و به چاپ شدن عكس هايم روي جلد مجله ها راضي شوم ... مي خواهم بگويم به جز پول و پارتي ويژگيهاي ديگري چون استعداد و تلاش فردي هم ملاك است.





وجه مشترك آثار كوتاه و بلند شما، وجود نوعي طنز در آن است، دليل تمايلتان به اين مقوله چيست؟
هميشه براساس يكي از حرفهاي چارلي چاپلين كه "بيشتر از آنچه كه خود گريستم، مردم را خنداندم" تمايل به كار در عرصه طنز داشته ام. همه فيلمهايي كه كار كرده ام ريشه در دوران كودكي و نوجوانيم و اهداف و خيال پردازيهايم داشته زيرا در تمامي آن دوران لايه هايي از طنز وجود داشته كه براساس آن بتوانم مردم را شاد و خوشحال كنم. به قول يكي از ديالوگهاي فيلم "چند مي گيري ..." وقتي مي توانم بخندم چرا گريه كنم؟ من بيشتر چنين احساسي را در استفاده از طنز در كارهايم داشته ام.

پس بيشتر تمايل به استفاده از زبان طنز در فيلمهايت را داري؟
بله زبان طنز را انتخاب مي كنم! البته فيلم دوم من در واقع يك فيلم كاملاً كمدي فانتزي است و بسيار با كار اولم متفاوت. ولي هميشه معتقدم زبان طنز، زبان كنايه آميزي است كه به مسايل اجتماعي تلنگر مي زند و من به عنوان فيلمساز مي توانم با استفاده از آن، مسايل پيرامونم را نقد و بررسي كنم.

با اين علاقه اي كه به مقوله طنز داري، سينماي طنز فعلي را چطور ارزيابي مي كني؟
در حال حاضر سينماي ايران بيشتر به سمت توليد آثار كمدي فانتزي پيش مي رود تا مقوله طنز! اين در واقع صورت مسأله ما را تغيير مي دهد ولي به هر حال سينماي ما داراي ويژگيهايي است كه در آن استانداردها و غيراستانداردهاي زيادي ديده مي شود و هر فيلمسازي قصد دارد حرف خودش را بزند بدون آنكه ويژگي ثابت و خاصي را مدنظر داشته باشد. اين مسايل در كوتاه مدت باعث لطمه هاي زيادي به سينماي كمدي ما مي شود... .
در شرايطي كه سينماي كمدي سينمايي است كه مخاطب را به تفكر وا مي دارد ولي سينماي طنز ما به سمت زير سؤال بردن كمدي پيش مي رود زيرا گيشه را در چند ويژگي مشخص و كوچك خلاصه كرده اند.

چقدر بازتاب و واكنشهاي منتقدان و مردم مي توانست بر روي كار شما تأثير بگذارد؟
فيلمسازي من بدون ريشه نبوده. بعد از ساخت دو فيلم كوتاه، چند سال فاصله گرفتم و تمام ذهنم را درگير انتخاب فيلمنامه كردم تا به چيزي كه در سينما معتقدم يعني بقا در سينما آن هم با ساخت آثار آبرومند دست پيدا كنم.
رعايت يك سري اصول و تكنيكها يعني رعايت مرز ميان مردم و منتقدان، كه نتيجه اش استقبال هر دو گروه از فيلم مي شود. خوشبختانه فيلم "چند مي گيري ..." به اين نقطه رسيد.

از لحاظ زماني شرايط اكران فيلم مناسب است؟
نه! ايام زياد مناسبي براي اكران يك فيلم نيست زيرا هم در آستانه امتحانات دانش آموزان و هم برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال است ... ولي شعاري در سينما هست و آن اينكه: "فيلم خوب در هر زماني مي فروشد" و عوامل اين فيلم به اين مسأله معتقد هستند.

در صورت موفقيت فيلم در نمايش عمومي، چه ويژگي را در آن مي بينيد كه باعث چنين اتفاقي شده است؟
فيلمنامه خوب، در كنار هم قرار گرفتن مجموعه اي از بازيگران سينما و تلويزيون كه براي مردم بيگانه نيستند و اينكه ساختار فيلم هم داراي ريتم مناسبي است ... در واقع بايد بگويم سينما يك كل است كه تمامي عناصر و زير مجموعه هاي خوب آن باعث موفقيت يك اثر مي شوند.

پورعرب يكي از نقشهاي اصلي فيلم را بر عهده دارد در حالي كه چند سالي است به عنوان سوپر استار فعاليت نمي كند؟
من احساس مي كردم به خاطر همين مدتي كه فعال نبوده انگيزه هاي بالايي دارد براي اينكه بتواند نقش "ناصر" را در فيلم به خوبي ايفا كند.

و چه اصراري بود كه شهرام حقيقت دوست در فيلم بالهجه صحبت كند؟
به هر حال حتماً نيازي بوده كه نوشته و كار شده است! ضمن اينكه ما مي خواستيم تفاوتي در شخصيتها وجود داشته باشد و همه آنها يك دست نباشند و تنها ترفندي هم كه مي توانستيم براي اين شخصيت اعمال كنيم گذاشتن يك لهجه تركي بود.

ولي به نظر مي رسد اين لهجه باعث نامفهوم شدن برخي ديالوگهاي اين شخصيت شده؟
شايد اين موضوع به خاطر صداي بدي بوده كه در
سالن سينما پخش شده است!
و دغدغه فيلمسازي باعث دور شدنتان از كار بازيگري نشده؟
تا حالا كه شده است! ولي برايم مسأله مهمي نيست چون دغدغه من از دوران كودكي ام كه بازي مي كردم كار فيلمسازي بوده و اگر بازي هم مي كردم بهانه اي بوده كه تجربياتم را اضافه كنم.

درباره كار جديدتان بگوييد.
فيلم "اگه مي توني منو بكش" آماده نمايش است كه در واقع يك كمدي فانتزي است كه در آن حميد لولايي در سه نقش به ايفاي بازيگري مي پردازد و اميدوارم امسال فيلم به نمايش عمومي در بيايد و بعد از آن قصد شروع كار جديد ديگري را هم دارم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به نمايش "مثل سوسوي فانوس آويخته" به كارگرداني علي فرحناك ؛ انتظار خاموشي

٭ مهدي نصيري
مثل سوسوي فانوس آويخته
نويسنده: محمدرضا كوهستاني
كارگردان: علي فرحناك
بازيگران: محمدرضا آزاد، علي فرحناك، سيد حميد لاجوردي، مهدي نيك روش و حميده عمويي خلاصه داستان: "جلال" رزمنده اي كه سالها پيش در جبهه جنگيده و چندين سال هم اسير بوده، حالا در زندگي خانوادگي اش با مشكلات زيادي مواجه است. از طرفي بدهكاري و مسايل مالي، از طرف ديگر اختلاف ديدگاه با پسرش و از ديگر سو مسأله ازدواج دخترش او را سخت آشفته كرده...




٭٭٭
آنگونه كه از عنوان نمايش برمي آيد، نمايش بايد سبكي رئاليستي داشته باشد. تماشاگر هم بلافاصله پس از ورود به سالن نشانه هاي اين سبك را كه بهتر است آن را يك رئاليسم اجتماعي بناميم، در صحنه آرايي نمايش مشاهده مي كند.
دكور نمايش، بخشي از اتاق نشيمن يك خانه محقر و فقيرانه است كه با توجه به جزييات و ضروريات و نيازهاي اجرا چه به لحاظ چينش لوازم صحنه وچه از نظر خلق فضا و تداعي مكان وقوع داستان پرداخت شده است.
اين دكور، در كنار موسيقي و نورپردازي ساده و همچنين به كارگيري عناصر جزيي تري مثل افكتهاي صوتي و بخشهاي زيادي از كار بازيگران نمايش، وظيفه خلق كنش و فضاي عاطفي داستان را برعهده دارند. اين فضاي عاطفي با هماهنگي و همراهي همه عناصر و بر اساس موضوع و محتواي داستان شكل مي گيرد و كارگردان سعي دارد با تحت تأثير قرار دادن تماشاگر به لحاظ عاطفي، در ابتدا او را با كار درگير كند و به داخل و فضاي داخل صحنه بكشاند و بعد از برقراري ارتباط مؤثر و عميق از طريق همذات پنداري، او را به تفكر در مورد سوژه و سرانجام داستان وادارد.اما جدا از عناصر نمايشي و بيروني صحنه، خود متن نيز كمك زيادي به اين كار كرده است. نمايشنامه محمدرضا كوهستاني با ساختاري هدفمند در طول مدت روايت، تمام احساسات و كنترل تماشاگر را تحت تسلط خود دارد، و با تنش و تعادلي كه به طور منظم و متناوب ايجاد مي كند، درگيري تماشاگر با نمايش و تأثيرپذيري اش را در اختيار مي گيرد. شخصيتهاي "سوسوي..." مهمترين عنصر روايتگر در ساختار داستاني نمايشنامه هستند و تقريباً تمام قدرت روايت و اجراي داستان و نمايش بر دوش آنهاست و در واقع اين شخصيتها هستند كه با روايت كردن داستان، خودشان را تعريف مي كنند و نمايش را به اجرا درمي آورند.
نمايش فرحناك، سه شخصيت اصلي دارد و كشمكش و درگيري داستان هم بر اساس خصوصيات و ويژگي هاي اين شخصيتها شكل مي گيرد:
"جلال" قهرمان داستان است كه از طرفي در مواجهه با جامعه ديروزي ها قرار مي گيرد و از طرف ديگر به خاطر درگيري با سعيد و مشكل مالي/ خانوادگي اش كشمكش ايجاد مي كند. سعيد هم دقيقاً نقطه مقابل پدرش است.
او با بخش ديگري از جامعه (امروزي ها) و همچنين با خانواده اش (فاطمه و جلال) درگير است و سومين شخصيت نمايش، فاطمه است كه خود بخشي از امروزي هاي جامعه است و به همين دليل با پدرش كنار آمده ، اما با سعيد و اعتقاداتش سرجنگ دارد. در اين ميان البته بيشتر رگماتيسم و اعتقاد ظاهري "سعيد"، در مقابل ايمان و اعتقاد واقعي و حقيقي جلال به چالش كشيده مي شود كه اين هم براي برجسته كردن شخصيت جلال است.
براي تأكيد بر اهميت يك شخصيت و در يك كلام "قهرمان پروري" در يك درام مهمترين كاري كه مي توان انجام داد، متمايز و جدا كردن آن فرد از جامعه است و كافي است كه او را با همه افراد پيرامونش در جنگ و ستيز نشان بدهيم و از او حمايت كنيم. شخصيت جلال در نمايش "مثل سوسوي..." با چنين روشي شكل گرفته و به عنوان يك قهرمان داستاني اهميت پيدا كرده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به فيلم "رؤياي آمريكايي" ساخته پل وايتز ؛كاخ سفيد را مسخره كن!

٭ وحيد ضرابي نسب
رؤياهاي آمريكايي (American Dreams)
نويسنده و كارگردان: پل وايتز
بازيگران: هيو گرانت، دنيس كوايد، سام گلزاري، ويلم دفو
مدير فيلمبرداري: رابرت الس ويت
موسيقي: استيون تارسك
محصول 2006، 100دقيقه
٭٭٭
خلاصه داستان: سري جديد برنامه تلويزيوني "رؤياهاي آمريكايي" درحال آغاز شدن است. "سالي" يك خواننده و نوازنده جوان است كه در سري اول اين مجموعه يكي از شركت كنندگاني بود كه شهرت خوبي براي خودش دست و پا كرد. او به اميد ستاره شدن حتي نامزد خود را ترك مي كند تا در سري جديد هم يكي از شركت كنندگان باشد. از طرفي "عمر" يك جوان عرب است كه براي ديدن اقوام به ايالات متحده آمده، اما خيلي اتفاقي به اين برنامه راه مي يابد و مي شود رقيب اصلي "سالي"... اين ها را داشته باشيد تا برسيم به جناب "استاتن" رييس جمهور آمريكا كه در آستانه دور دوم انتخابات افسرده شده و خلوت نشين. "ساتر" مشاور او و رئيس كاركنان



كاخ سفيد براي سرحال آوردن رييس جمهور عصبي و البته افزايش محبوبيت او برنامه اي مي ريزد تا "استاتن" به عنوان داور ميهمان مرحله نهايي "رؤياهاي آمريكايي" دعوت شود. تهيه كنندگان هم از خدا خواسته براي پيروزي بر برنامه هاي تلويزيوني رقيب مي پذيرند. اما خب! عده اي غيرآمريكايي كه از ماجرا مطلع شده اند مي خواهند در اين برنامه زنده رييس جمهور آمريكا را به قتل برسانند. وقايع جوري پيش مي رود كه هيچ كس نمي تواند جلوي رويدادها و اتفاقهاي آينده را بگيرد.
٭٭٭
همين چند وقت پيش به يكي ديگر از هجوهاي روز سينماي هاليوود(Scary Movie) پرداختيم و اينك "رؤياهاي آمريكايي" كه گرچه در نوع شوخي ها و هجو نزديك هم هستند، اما سوژه و داستان كلي آنها با هم فرق دارد. در "رؤياهاي آمريكايي" تقريباً همه چيز يك قدم به جلو است و حتماً هم دليلش ذات سوژه هايي است كه انتخاب شده. در اين فيلم كارگردان با رييس جمهور، مشاورانش، كاخ سفيد، دنياي زد و بند رسانه ها، مسأله مهاجرت اتباع خارجي، دروغگويي اهالي سياست و اين قبيل موارد شوخي مي كند كه همين جوري اش هم خنده دار و مضحك هستند چه برسد كه بخواهي هجوشان كني!
شخصيت دنيس كوايد در نقش رييس جمهور آمريكا بشدت شبيه جورج بوش در آمده و از آن جالبتر "ويلم دفو" است كه با آن گريم با مزه، خود خود "ديك چني" است! يكي از منتقدان آمريكايي مي گويد: كوايد بهترين تقليد از بوش را ارايه مي دهد؛ در عين مسخرگي و لودگي، ترحم برانگيز است.
فيلم "رؤياهاي آمريكايي" دست روي يك برنامه تلويزيوني معروف ينگه دنيا هم مي گذارد. "American Idol" يا همان "بت آمريكايي". اين برنامه پرطرفدار با هدف معرفي آمريكا به عنوان مهد دموكراسي و آزادي جهان پخش مي شود و دائماً به شما تلقين مي كند كه مردم آمريكا بهترين و شادترين و آخرش(!) هستند و شما در هيچ جاي دنيا مثل آمريكا راحت نيستيد! اما اين جا كارگردان بدجوري اين برنامه را دست مي اندازد و از پشت پرده دنياي رسانه ها و شوهاي تلويزيوني و اهداف آنها پرده بر مي دارد.
"رؤياي آمريكايي" يك فيلم طنز سياسي و اجتماعي است كه برعكس كارهايي كه در اين زمينه انجام مي شوند جنبه سرگرمي بيشتري دارد. همين هم باعث شده بيننده در لابه لاي سرگرمي ها و كمدي هاي بعضاً درجه پايين با خيلي از واقعيات دنياي مجازي آمريكاي و كاخ سفيد آشنا شود. (فقط با "سگ را بجنبان" مقايسه اش نكنيد!)
كارگردان آقاي "پل وايتز" البته در كارنامه اش مجموعه موفق و پرطرفداري مثل "پاي آمريكايي" را دارد كه انصافاً طنز بدي نداشت و تماشاگر را مي خنداند. در اين جا هم او با پشتوانه يك طنز خوب به سراغ سياست و رسانه كشورش مي رود. مجموعه بازيگران خوش نام و پرتجربه هم در اين زمينه به او كمك مي كنند وتماشاچي هم، خود خواسته، تا آخر ماجرا از جايش تكان نمي خورد. چه كسي توقع چنين بازي رذيلانه و خبيث از سوي مظهر كمدي رمانسهاي اخير يعني "هيو گرانت" را داشت!؟
اما فكر نكنيد با يك اثر كم نقص روبروييد. نه! علاوه بر اينكه روايت و داستان در طول كار لنگ مي زند(و اين براي سينماي امروز اصلاً چيز عجيبي نيست!) فراموش نكنيد كه اين فيلم يك توليد هاليوودي است. بنابراين عوامل اجازه دارند فقط تا يك محدوده خاص به هجو و مسخرگي بپردازند و از آن بيشتر نه! براي همين هم شوخي ها سطحي اند و گرچه خنده آور، ولي مطمئناً آنچنان تند و تيز نيستند كه آقايان را ناراحت كنند! دست انداختن بوش و چني و حتي برنامه "بت آمريكايي" خيلي سطحي است و تهيه كنندگان اصلاً نخواسته اند براي خودشان دردسر درست كنند براي همين هم تصور يك اثر تماماً ضدآمريكايي را از سرتان بيرون كنيد. همين كه عده اي غيرآمريكايي مهاجر قصد مي كنند رييس جمهور را در برنامه زنده ترور كنند نشان دهنده مظلوم نمايي آقايان است!
فيلم شما را مي خنداند و با پشت پرده هاي كاخ سفيد و مشاوران رييس جمهور و تهيه كنندگان تلويزيون آشنا مي كند، بازيهاي خوب و بعضي شوخيهاي جالب مي بييند و همين.
فكر مي كنم شما هم جزو آن دسته افرادي باشيد كه پس از ديدن فيلم خيلي راحت بتوانيد فراموشش كنيد. حتي شايد تأثيري كه هجويه "آستين پاورز" برشما گذاشته را هم نداشته باشد! پس خودتان گوشي دستتان بيايد!


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كامبيز روشن روان در نخستين نشست پژوهشي موسيقي پس از انقلاب:
موسيقي كلاسيك زباني جهاني دارد


نخستين نشست پژوهشي موسيقي پس از انقلاب با موضوع موسيقي كلاسيك و پاپ به همت واحد موسيقي حوزه هنري استان گلستان و با حضور دكتر "روشن روان" در تالار فخرالدين اسعد گرگان برگزار شد.
دكتر "كامبيز روشن روان" دراين نشست طي سخناني گفت: موسيقي كلاسيك متعلق به قرن 18 ميلادي است كه ريشه در موسيقي مذهبي كليسايي دارد.




مدير عامل خانه موسيقي كشور افزود: همچنين به هر موسيقي كه از زمان اجراي آن حداقل 50 سال گذشته باشد موسيقي كلاسيك گفته مي شود.
وي تأكيد كرد: موسيقي كلاسيك فرم و چارچوبهايي دارد كه موسيقيدان نمي تواند از آنها خارج شود و همين موضوع موسيقي كلاسيك را به صورت زبان جهاني درآورده است.
مديرعامل خانه موسيقي كشور اظهار داشت: قبل از انقلاب موسيقي كلاسيك در هنرستان عالي موسيقي تدريس مي شد و نام آوران فعلي اين رشته از آن هنرستان هستند.
وي پيشينه هنرستان موسيقي را مربوط به مدرسه دارالفنون دانست و افزود: بسياري از دانش آموختگان اين هنرستان اكنون كنسرتهاي بزرگ جهان را رهبري كرده و يا در آنها به نوازندگي مشغولند.
وي تصريح كرد: موسيقي كلاسيك هيچگاه مورد بي مهري حكومتها قرار نگرفته زيرا از پشتوانه علمي و تاريخي برخوردار است.
روشن روان اضافه كرد: يكي از بزرگترين مشكلات موسيقي كلاسيك كمبود نوازنده است تا حدي كه در برخي از سازها فقط يك نوازنده در كشور موجود است.
وي اطلاق نام اركستر بر هر گروه موسيقي را اشتباه دانست و افزود: حداقل تعداد نوازنده براي اركستر 15 نفر است و كمتر از آن، فقط گروه نام دارد.
"روشن روان" درباره موسيقي پاپ گفت: اين موسيقي در اصل نشأت گرفته از يكي از شاخه هاي موسيقي كلاسيك به نام موسيقي كلاسيك سبك است كه هم اكنون يكي از آثار "موتزارت" را هم در اين زمينه مي دانند.
وي شكل كنوني موسيقي پاپ را تأثير گرفته از انقلاب صنعتي اروپا دانست و عنوان كرد: در آن زمان ازدياد ساعات كار، خستگي روحي و جسمي كارگران را به همراه داشت و كارخانه داران براي رفع اين مشكل با كمك موسيقيدانان براي كارگران موسيقي كلاسيك سبك و ساده و قابل فهم عموم اجرا كردند كه به مرور زمان به موسيقي پاپ امروزي بدل شد.
عضو شوراي سياستگذاري موسيقي كشور موسيقي پاپ را دچار مشكلات عديده دانست و اضافه كرد: در زمان حاضر بخشهاي مختلفي در كشور مشغول بررسي و آسيب شناسي اين موسيقي هستند كه يكي از جلسات در اين زمينه هفته گذشته در تالار رودكي برپا بود.
اين استاد فلوت و پيانو افزود: من با بسياري از نوازندگان پاپ صحبت كرده ام و همه آنها اظهار داشتند كه نوازنده و خواننده پاپ نيازي به دانش موسيقي و تسلط بر ساز ندارد.
عضو دانشكده عالي صدا و سيما اظهار داشت: يكي از علتهاي سقوط موسيقي پاپ در كشور بدل سازي صدا و سيما از خواننده هاي لس آنجلسي مي باشد.
وي اضافه كرد: در زمان حاضر پخش كنندگان موسيقي پاپ دچار 23 ميليارد ريال زيان شده اند.
وي يكي ديگر از علل افول موسيقي پاپ را دوري دست اندركاران اين موسيقي از فرهنگ ملي ذكر كرد.
وي سابقه موسيقي پاپ در ايران را متعلق به عصر مشروطه دانست و تصريح كرد: تمام تصنيفهايي كه از آن به بعد مردم در كوچه و خيابان زمزمه مي كردند در زمره موسيقي پاپ مي باشد.
استاد روشن روان تصنيفهاي "از خون جوانان وطن لاله دميده" و "مرغ سحر" را از آن نمونه دانست و تأكيد كرد: اين تصنيفها از دل فرهنگ ملي و موسيقي سنتي ما بيرون آمده و هنوز همگان آنها را دوست دارند حال آن كه موسيقي پاپ امروز فرهنگ ملي را كنار گذاشته و از آن دور شده است.
وي ايران را كشوري دانست كه فقط واردكننده موسيقي است و صادرات موسيقي ندارد.
به گزارش ايرنا، دراين نشست لوح يادبودي به دكتر "كامبيز روشن روان" و "بهمن خداپناهي" ويولونيست پيشكسوت گرگاني اهداشد.
همچنين در انتهاي اين نشست پژوهشي گروه كوارتت زهي "غلاميان" قطعاتي از "موتزارت، هايدن، شوستا كوويچ، اسكات چاپلين" و يك قطعه موسيقي ايراني اثر "ماموكا دوليدزه" اجرا كرد كه مورد تشويق حاضران قرار گرفت.
"كامبيز روشن روان" داراي مدرك دكتراي موسيقي از آمريكا بوده و تاكنون بيش از 110 موسيقي فيلم وآثار موسيقيايي زيادي ساخته و كتابهاي بسياري در زمينه موسيقي منتشر كرده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آمار فروش سينماها ؛"آتش بس" بيش از 300 ميليون در كمتر از چهار هفته

آمارفروش فيلمهاي ايراني وخارجي به نمايش درآمده در سينماهاي پايتخت تا تاريخ جمعه 9ارديبهشت ماه اعلام شد.
طبق اعلام بنياد سينمايي فارابي، "آتش بس" كه در آن محمد رضا گلزار، مهناز افشار به ايفاي نقش مي پردازند بعد از 24 روز نمايش در 20 سينما به فروش بيش از 308 ميليون تومان دست يافت.
"چند مي گيري گريه كني؟" كه در آن ابوالفضل پورعرب، الناز شاكردوست،حميد لولايي و مرحوم منوچهر نوذري حضور دارند بعد از 10 روز نمايش در 22 سينما،45 ميليون تومان فروخت.
"باغهاي كندلوس" به كارگرداني ايرج كريمي كه در آن محمد رضا فروتن، خزر معصومي به ايفاي نقش مي پردازند بعد ازسه روز نمايش در شش سينما بيش از 7 ميليون تومان فروخت. "ازدواج به سبك ايراني" به كارگرداني حسن فتحي كه در آن داريوش ارجمند، فاطمه گودرزي، سعيد كنگراني، شيلا خداداد به ايفاي نقش مي پردازند بعد از 45 روز نمايش در 10 سينما به فروش 317 ميليون توماني رسيد.
"زير درخت هلو" به كارگرداني ايرج طهماسب كه همچنان عنوان پرفروشترين فيلم دوره را دارد، بعد از بيش از دو ماه نمايش، در شش سينما به نمايش خود ادامه مي دهد و به فروش 446 ميليون تومان دست يافته است.
"يك تكه نان" كمال تبريزي كه در يك سينما به نمايش خود ادامه مي دهد بيش از 80 ميليون تومان تاكنون فروش داشته است.
"هوو" به كارگرداني عليرضا داوودنژاد نيز بعد از 57 روز نمايش در 7 سينما به فروش 218 ميليون تومان دست يافت.
"مرباي شيرين" مرضيه برومند بعد از 31 روز نمايش در پنج سينما،37 ميليون و 625 هزار تومان فروخت.
تنها فيلم خارجي اين دوره "تاجر ونيزي" در سه روز نمايش در دو سينما، هشتصد و نود و پنج هزار تومان فروش داشت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
"هوگو چاوز" در جشنواره كن:"اليور استون" درباره كودتاي ونزوئلا فيلم مي سازد

"هوگو چاوز"، رئيس جمهور ونزوئلا ضمن حضور در پنجاه و نهمين جشنواره فيلم كن، از ساخت فيلمي درباره كودتاي "ونزوئلا" توسط "اليور استون" خبر داد. "هوگو چاوز" در مصاحبه با خبرنگاران گفت: اليور استون در حال طراحي پروژه ساخت فيلمي درباره كودتاي شكست خورده "ونزوئلا" در سال 2002 است. "چاوز" يكي از منتقدان سرسخت دولت آمريكا گفت: مقامات آمريكايي پشت توطئه كودتاي 2002 كه باعث حداقل دو روز براندازي حكومت شد، بودند ولي خود منكر اين اتهام شدند. استون، كارگردان برنده اسكار براي فيلمهايي چون "جوخه" و "متولد چهارم جولاي" كه مستند "فرمانده" را درباره ملاقات خود با "فيدل كاسترو" ساخته، با همكاري "جان دالي"،تهيه كننده انگليسي،اين فيلم را خواهند ساخت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
طي سه روز گذشته ؛فروش 224 ميليون دلاري "رمز داوينچي" در سطح جهان

فيلم "رمز داوينچي" به كارگرداني "ران هاوارد"، علي رغم مخالفت مسيحيان جهان، طي تعطيلات آخر هفته (چهارروز گذشته) در سطح جهان، 224 ميليون دلار فروش كرد. تريلر "رمز داوينچي" برگرفته از رماني به همين نام نوشته "دن براون"، با 77 ميليون دلار فروش در آمريكا و كانادا، فروش جهاني خود را به 224 ميليون دلار رساند.
اين فيلم با اين ميزان فروش نه تنها ركورد پرفروشترين افتتاحيه تعطيلات آخر هفته گيشه سينماي آمريكا طي سال 2006 را از آن خود كرد، بلكه پس از فيلم "جنگ ستارگان 3" مقام دوم پربيننده ترين فيلم در سطح جهان را به خود اختصاص داد. "جنگ ستارگان" طي سه روز ابتدايي اكران خود در سطح جهان، بيش از 253 ميليون دلار فروش كرد. اين فيلم همچنين براي "تام هنكس" بازيگر آمريكايي فيلم و "ران هاوارد"، كارگردان انگليسي فيلم، بهترين افتتاحيه گيشه سينماهاي كشورشان را طي مدت زمان فعاليتشان در سينما، به ارمغان آورده است.
"براون" در رمان خود آورده كه اين همان رازي است كه كليسا ساليان سال با انجام جنايات مختلف آن را مخفي نگاه داشته است. برخي كارشناسان براين باورند كه واكنش و اعتراضات شديد عليه اين فيلم نه تنها باعث بايكوت اين فيلم نشده، بلكه كنجكاوي خوانندگان و سينماروها را براي خواندن رمان دن براون و تماشاي اين فيلم برانگيخته و باعث رونق بازار اين فيلم شده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
محمد مهدي حيدريان:فتح خرمشهر سخت ترين سوژه سينمايي است

محمد مهدي حيدريان گفت: فتح خرمشهر به لحاظ ويژگيهايي كه در خود دارد سخت ترين سوژه براي ساخت فيلم جنگي است.
محمد مهدي حيدريان معاون هنري فرهنگستان هنر درباره عدم توليد فيلم با موضوع فتح خرمشهر گفت: نقطه اوج جنگ خودش را در اين عمليات نشان مي دهد و به خاطر همين است كه سخت ترين فيلم جنگي كه مي توان ساخت درباره فتح خرمشهر است.اين سختيها در ابعاد مختلف كارگرداني،تداركات، سرمايه گذاري، تجهيزات و زمان مورد نياز توليد وجود دارد چنين فيلمي نياز به پشتيباني لجستيكي و امكاناتي دارد كه مي بايست توسط نيروهاي نظامي تأمين شود و در واقع اين پروژه بايد يك پروژه ملي تعريف شود تا امكان ساختن آن هم به وجود آيد. علاوه بر اين و ارجح بر اين امكانات؛ بايد يك بستر دراماتيك جذاب و قالبي كه ظرفيت نمايش اين فتح الفتوح در آن وجود داشته باشد فراهم شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
محمد حسين همافر:براي كمك به برگزاري كنسرت شجريان و ناظري،آماده ايم

رئيس دفتر موسيقي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي گفت: اساتيد موسيقي ايراني مثل محمد رضا شجريان و شهرام ناظري و ديگر



اساتيد ايراني، هرزمان كه براي برگزاري كنسرت اراده كنند، دفتر موسيقي با تمام امكانات و توان خود، براي برگزاري كنسرت آنان،كمك خواهد كرد.
محمد حسين همافر، گفت: دفتر موسيقي، حمايت از موسيقي فاخر و اصيل ايراني را وظيفه اصلي خود مي داند.
وي اظهار اميدواري كرد كه درسال جاري، اساتيد موسيقي ايراني بتوانند درايران كنسرت برگزار كنند.
همافر درباره صدور مجوز براي برگزاري كنسرت گروه كامكارها اظهار داشت: هرگروهي كه تقاضاي برگزاري كنسرت داشته باشد ما طبق مقررات وقوانين، از هرگونه مساعدتي دريغ نخواهيم كرد و ما مانع تقاضاي هيچ گروهي نشده ايم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar