٭ محمدرضا شالبافان( قسمت دوم) در سال مزين به نام رسول پاكي ها محمدمصطفي(ص) بر آن شديم تا تجلي شخصيت آسماني آن فرستاده امين خدا را در آئينه شعر، به تماشا بنشينيم. با طرح اين پرسش كه چرا تجلي شخصيت پيامبر اعظم(ص) در ادب معاصر كمتر شده است، به سراغ شاعران رفتيم و با آنان به گفتگو نشستيم. در بخش نخستين اين گزارش نظرات دكتر غلامرضا كافي، دكتر هادي منوري و دكتر سيد مهدي موسوي را خوانديد و در اين مجال پرويز بيگي حبيب آبادي، سعيد بيابانكي و هاشم كروني به پرسش ما پاسخ داده اند كه مي خوانيد:
سرچشمه اشعار عرفاني و عاشورايي پرويز بيگي حبيب آبادي در باب سابقه شعر نبوي در ادبيات چنين مي گويد: حضرت رسول(ص) و حضور ايشان در ادبيات ما همواره حضوري جاري و ساري بوده است و در واقع حضور ايشان سرچشمه قابل توجهي از معنويت بوده است. من بر اين اعتقادم كه حتي وقتي از عاشورا سخن به ميان مي آيد، سخن از ادامه اين سرچشمه عظيم معنوي است. حتي بخش عظيمي از شعرهاي عرفاني را نيز مي توان جاري شده از سرچشمه نوراني وجود نازنين حضرت رسول(ص) به شمار آورد. من در اين مورد به تذكره هاي بسياري مراجعه كرده ام. حضور حضرت رسول(ص) چه در ديوانهاي شاعران نام آشنا و چه در ديوانهاي شاعران گمنام بسيار پررنگ است. در شعر شاعراني كه قلل رفيع شعر گذشته ما به شمار مي روند، حسن مطلع و استحكام اشعارشان، به دليل پرداختن به شخصيت بزرگ حضرت رسول(ص) بوده است. بيگي دو دهه اخير را دوران اوج و شكوفايي پرداختن به شخصيت ايشان ناميد و گفت: "پرداختن به شخصيت حضرت رسول(ص) چيز جديدي نيست، اما اين مسأله در دو دهه اخير به يك اوج و شكوفايي رسيد كه در تاريخ ادبيات بي سابقه است؛ چرا كه وقتي ما به مفاهيم مذهبي و آيات و احاديث مي پردازيم، بي شك متأثر از انديشه و شخصيت والاي پيامبر اكرم(ص) هستيم." شاعر "غريبانه" در خصوص اينكه كدام جنبه از زندگي حضرت رسول(ص) قابليت پردازش هنري بيشتري دارد، گفت: "بيشتر معنويت ايشان است كه ما را مجذوب خود مي كند. هر چند ايشان شخصيت جامعي است و نمي توان بر جنبه خاصي از اعمال و روحيات ايشان انگشت گذاشت. اما همه آنچه باعث مي شود ما به ايشان عشق بورزيم، در طيف زلالي از معنويت خلاصه مي شود.
بايد با شخصيت پيامبر(ص) بيشتر آشنا شد سعيد بيابانكي: به نظر بنده علت كمرنگ شدن حضور شخصيت حضرت رسول(ص) در شعر معاصر به اين دليل است كه آثار شاعران گذشته در اين خصوص بسيار ارزشمند و بزرگ است. اين مسأله و شناخت كم ما از ايشان سبب شده كه شاعران معاصر كمتر به اين عرصه نزديك شوند. اما در ديگر حوزه ها مانند ادبيات عاشورايي اين گونه نيست. شاعر كتاب "نه اناري، نه ترنجي" درباره هنري ترين وجه شخصيت و زندگي حضرت رسول(ص) مي گويد: "شخصيت ايشان وجوه بسياري دارد، اما خود من هميشه به وجه رحمت بودن ايشان انديشيده و به آن عشق ورزيده ام. مثال اين مسأله در فتح مكه به وضوح ديده مي شود كه ايشان آن را "يوم المرحمة" ناميدند و دشمن ترين دشمنانشان؛ يعني ابوسفيان را عفو كردند و به همه ياران خود دستور دادند كه با همه مهربان باشند. به عقيده من اين بايد سرمشق همه كساني باشد كه به قدرت مي رسند. البته به جنبه هاي ديگري از شخصيت و زندگي ايشان هم مي توان پرداخت كما اينكه بطور مثال به قرآن مجيد كه معجزه جاويد ايشان است نيز پرداخته شده. قرآن كتاب بي نظيري است كه اگر شاعران حتي از ديدگاه ادبي هم به آن بپردازند، با هيچ كتابي قابل مقايسه نيست." بيابانكي در خصوص اجتناب از شعارزدگي در سرودن شعر براي پيامبر(ص) گفت: "بهتر آن است كه ما با شخصيت ايشان از ديدگاه جامعه شناختي و روان شناختي بيشتر آشنا شويم. ايشان در بسياري از جاها فرموده اند: "انا بشرمثلكم" من هم بشري مانند شما هستم و صرفاً تفاوت من با شما در آن است كه به من وحي مي شود. اين نكته از زبان كسي است كه به جايي مي رسد كه با خدا دو قدم بيشتر فاصله ندارد. بديهي است پرداختن به چنين شخصيتي بسيار دشوار است. توصيه ام به همنسلان خود و جوانترها اين است كه آثار فخيم اين حوزه را بيشتر مطالعه كنند؛ نظير آثار حكيم نظامي در اين زمينه بسيار فخيم و زيباست، بويژه مثنوي "معراجنامه" كه اثري بسيار گرانسنگ و البته، پيچيده است، تا به علوم زمان وي آگاه نباشيم، نمي توانيم اين شعر را درك كنيم. اگر با اين گنجينه ها آشنا باشيم شايد بتوانيم شعر خود را به شعريت نزديك و از شعار دور كنيم".
به خودمان زحمت تحقيق نمي دهيم "هاشم كروني" در پاسخ به اين پرسش كه چرا توجه به شخصيت پيامبر اكرم(ص) در ادبيات گذشته پررنگ و در ادبيات و شعر امروز كمرنگ تر است، مي گويد: "به نظر من اين مسأله از مشكلات بزرگ جامعه ادبي معاصر ماست. يك بعد اين قضيه به اين برمي گردد كه هنرمند و بويژه هنرمندان جوان ما شناختي از شخصيت حضرت رسول(ص) ندارند. اين مسأله عوامل و علل مختلفي دارد. يكي از آنها اين است كه ما شاعران، هميشه از دريچه متن به شخصيتها مي نگريم و متأسفانه متنهاي ارزشمند در خصوص شخصيت حضرت رسول(ص) بسيار كم و نادرند. متوني كه بتواند ذهنيت بدهد، كمك كند و هنرمند را به شناخت برساند و جنبه هاي معرفتي وي را تقويت كند. چنين متوني در بازار بشدت كم هستند؛ به عنوان نمونه خود من بسيار به دنبال "سيره بن حسام" هستم، ولي آن را در بازار نمي يابم. علاوه بر آن كتابهاي در دسترس هم بشدت نثر پيچيده اي دارند و متأسفانه هنرمند جوان ما كه عادت به خوردن لقمه حاضر و آماده دارد، به خود زحمت تحقيق را نمي دهد. به عقيده من برعكس تمام ادعاها و سخنان، هنوز آن گونه كه بايد و شايد، نتوانسته ايم دين خود را به پيامبر اكرم(ص) ادا كنيم و اميدواريم پيامبر اكرم(ص) از تقصير ما و مسؤولان فرهنگي مان بگذرد و كمك كند كه كم كاري اين سه دهه جبران شود. وقتي هنرمند در اين عرصه بهره معرفتي نداشته باشد، قطعاً نمي تواند به اين عرصه وارد شود. شايد در مورد خيلي از مسايل پيراموني بتوان بدون اطلاع شعر گفت، اما در مورد شخصيت عظيمي چون حضرت رسول(ص) اين چنين نيست." وي افزود: "در كنار اين مسايل مي توان به اين موضوع اشاره كرد كه وقتي در فضاهاي ذهني جامعه خط كشي هاي ناصحيح انجام مي شود، اندك اندك عده اي حس مي كنند كه نزديك شدن به هر گونه مسايل مذهبي، دور شدن از فضاهاي روشنفكري است، در صورتي كه مي توان انساني ترين و انسان محورترين جلوه هاي زندگي را در زندگي حضرت رسول(ص) ديد و نسل قبل از ما در اين مورد غفلت كردند و ما نيز چنين كرده ايم." شاعر "كلوزآپ از باب اول كتاب مقدس" در خصوص جنبه هاي مختلف زندگي حضرت رسول(ص) و چگونگي انتخاب جنبه هاي هنري از زندگي ايشان گفت: "من در خصوص سفارش به شاعران براي پرداختن به مفهوم، اعتقادي ندارم. شاعر مي تواند از خود مفهوم سفارش بگيرد، يعني اگر شما بتوانيد با شناخت و معرفت به سراغ شخصيت ايشان برويد، مي توانيد از همين شناخت سفارش بگيريد و قطعاً اين سفارش مي تواند سبب شود كه يك كار ماندگار خلق كنيد. به عقيده من در دنياي امروز بايد بيشتر به جنبه هاي انساني انديشه حضرت رسول(ص) پرداخته شود. از سوي ديگر متأسفانه جنبه رحمت بودن حضرت رسول(ص)، مغفول باقي مانده است. متأسفانه يك تقسيم بندي بي دليل ايجاد شده كه در ميان پيامبران، رحمت مخصوص حضرت مسيح(ع) است، اما براي ما نماد و نمود كامل رحمت در شخصيت حضرت رسول(ص) متجلي است. به عقيده من اين دو نگاه مي تواند بسيار هنري باشد." وي در مورد اجتناب از آفت شعارزدگي در سرودن از حضرت رسول(ص) گفت: "اگر بنا باشد تمام فعاليتهايمان را به يكسال محدود كنيم، مطمئناً با يكسري آثار كم ارزش و شعاري روبه رو خواهيم بود. به گمان من نامگذاري امسال مي تواند فقط بهانه اي باشد براي جبران غفلت هاي پيشين ما. ما بايد نگاه به حضرت رسول(ص) را به عنوان يك پروژه فرهنگي طولاني مدت ببينيم. مسؤولان مي توانند با برنامه ريزي منسجم زمينه اين شعارزدگي را برطرف كنند، اما مهمترين اصل همان افزايش جنبه هاي معرفتي شاعران است كه مي تواند از شعارزدگي جلوگيري كند."
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- با بهزاد خداويسي/ بازيگر و كارگردان ؛ اهل زمينم، چه فرقي مي كند كه كجاي آن؟
٭ مليحه پژمان بهزاد خداويسي بازيگري است كه در كنار بازيگري چند سالي است فيلمهاي مختلفي ساخته و در آثار تلويزيوني زيادي ظاهر شده است. آخرين كار خداويسي سريال "مهر و ماه" بود. وقتي از او براي اين گپ خودماني دعوت مي كنم، به گرمي مي پذيرد. خداويسي درباره فيلمهايي كه ساخته مي گويد: "فيلم، يعني ساختن و خلق يك اثر هنري و اين آفرينش بسيار لذت بخش است. فيلمهايم درست مثل بچه هايم هستند و همه آنها را دوست دارم. مي دانيد، فيلمساز با هر فيلمي كه مي سازد تجربه تازه اي كسب مي كند و فيلمهاي بعدي اش بهتر از آب درمي آيند. چند سالي است كه فيلم ساختن دغدغه بزرگ ذهني من است و به نوعي با اين تجربه جديد زندگي مي كنم."
مي پرسم در چه زمينه هايي فيلم ساخته كه در جوابم مي گويد: "فيلمهاي مستند و داستاني كه تجربه هاي متفاوتي از آنها كسب كرده ام." خداويسي كارگرداني را تجربه اي خاص مي داند. وقتي از او مي پرسم كارگرداني برايش لذت بيشتري دارد يا بازيگري، مي گويد "اگر به هر مقوله اي خوب نگاه كنيم، لذت بخش است. وقتي هر چيزي را خوب بشناسيد، نسبت به آن مقوله ديد متفاوتي پيدا مي كنيد. كارگرداني برايم تجربه است و بازيگري عشق." بهزاد خداويسي سابقه نويسندگي هم دارد و در اين مورد مي گويد: "داستانهاي كوتاه مي نويسم. فيلمنامه هاي خودم را مي نويسم. از نوشته هاي ديگران چندان استفاده نمي كنم، اما دوست دارم تجربه كنم." از او مي پرسم تا به حال براي كودكان فيلم ساخته است، كه مي گويد: "نه، ولي سوژه اصلي فيلم "سنگيني هسته گيلاس"، بچه ها هستند. دو تا بچه كه پرسوناژهاي اين فيلم طنز سوررئال هستند. پدرشان عاشق تلويزيون است ولي بچه ها تلويزيون نگاه نمي كنند، چون تلويزيون و برنامه هايش مناسب بچه ها نيست. روزي كه مادرشان براي خريد بيرون رفته است، بچه ها كه مي بينند پدرشان پاي تلويزيون خوابش برده، يك هسته گيلاس را در گوش او مي اندازند، وقتي پدرشان بيدار مي شود، هر كاري مي كند، اين هسته گيلاس از گوشش بيرون نمي آيد و ادامه ماجرا... . زمان مي گذرد. بيست سال بعد، بچه ها بزرگ شده اند و پدر پاي تلويزيون نشسته و مي بينيم يك درخت بزرگ گيلاس از گوش پدر بيرون آمده و..." مي پرسم كدام يك از كارهايش نمايش داده شده، كه مي گويد: "همه فيلمهايم در جشنواره هاي مختلف به نمايش درآمده، ولي از تلويزيون فقط همان فيلم "سنگيني هسته گيلاس" نمايش داده شد و بقيه كارهايم نمايش داده نشد و حتي براي خريد هم خطرناك تشخيص داده شد! براي پخش عمومي به نشان دادن تكه هايي از فيلم بسنده كردند و پولي هم بابت اين كار به من پرداخت نشد. يعني بخشهايي كه مشكل نداشت در شبكه چهار- شبكه فرهيختگان- پخش شد. دو فيلم راجع به مولانا ساختم كه يكي از آن دو در تركيه(قونيه) ساخته شد. كار ديگري هم هست به نام "دربست مولوي" كه مسائل و مشكلات اجتماعي را در يك تاكسي مطرح مي كنيم. از خداويسي در مورد نقش متفاوتش در سريال "مهر و ماه" پرسيدم كه گفت: "بالاخره بازيگر بايد همه نقشها را تجربه كند. هر چند دوستانم مي گفتند اين نقش به من نمي آيد." بهزاد خداويسي از ارتباطش با مردم چنين مي گويد: معمولاً پياده و يا با اتوبوس و مترو رفت و آمد مي كنم. مردم تعجب مي كنند كه من ماشين ندارم. جالب است كه مي بينند من مثل بقيه مردم ماشين ندارم يا سوار اتوبوس و مترو مي شوم. ارتباط با مردم را دوست دارم، چون با آنها احساس نزديكي زيادي مي كنم." خداويسي آدمي متفاوت است. روحياتي خاص دارد. وقتي مي پرسم اهل كجاييد، مي گويد: "اهل زمينم، اهل خاك. چه فرقي مي كند؟ من اهل تهرانم. ولي دوست داشتم اهل شهرستان باشم و علاوه بر زبان خودم، زبانهاي ديگر را هم ياد بگيرم. مثل كردي، تركي،عربي و... به نظرم دنيا مرز ندارد و اين كه اهل كجا باشي چندان فرق نمي كند. در تركيه وقتي به تركها مي گويي يكي از اشعار مولانا را بخوان، نمي توانند و جالب است بدانيد اصرار دارند كه مولانا متعلق به آنهاست! مهم اين است كه قلب آدمها به هم نزديك باشد. پس فرقي نمي كند كه اهل كجا باشي." او از زندگي اش چندان راضي نيست، وقتي علت را مي پرسم مي گويد: "راضي نيستم، چون مي خواهم بيشتر كار كنم و آثار بيشتري از خودم به جاي بگذارم. مثل نوشته ها و فيلمهايي كه كار كرده ام. دوست دارم با آثارم بعضي مرزهاي موجود را از بين ببرم. در اين صورت، احساس مي كنم تأثير خوبي دارم و خواهم داشت." خداويسي حرفهاي زيادي براي گفتن دارد، اما از او مي خواهم حسن ختامي براي اين گپ دوستانه داشته باشد كه اين طور خداحافظي مي كند: "عمر اگر خوش گذرد، زندگي نوح كم است/ وربه سختي گذرد، نيم نفس بسيار است. به همين خاطر بستگي دارد كه چطور بگذرد! اميدوارم همه از لحظه هاي عمرشان درست استفاده و بهره برداري كنند."
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به فيلم "هوو" ساخته عليرضا داوودنژاد ؛ كمي بهتر از بد!
1- اين درست كه "هوو" در قياس با "هشت پا" (اثر قبلي داوودنژاد) كمي بهتر است، اما اين دليل آن نيست كه "هوو" فيلم خوبي است! "هشت پا" فيلم خيلي بدي بود و "هوو" فقط كمي از آن بهتر است... 2- مشخصه بارز فيلم هاي " داوودنژاد" (غير از حضور بي توجيه رضا داوودنژاد و محمدرضا داوودنژاد) حضور بي دليل تعداد زيادي هنرپيشه است كه هر كدام بايد به زور نقشي را در پيشبرد داستان ايفا كنند. اما اين هدفي نيست كه فيلمساز به آن برسد و هميشه اين تعداد زياد نقشها؛ بلاي فيلمهايش مي شوند و فضاي داستان را از روند عادي و باورپذير خارج مي كنند. اين تنها يك بخش ماجراست. تعداد زياد بازيگران هر فيلم به شخصيت پردازي و معرفي تك تك آنها نياز دارد كه داوودنژاد اين مشخصه مهم و اساسي را در فيلمهايش ناديده مي گيرد و عملاً آدمهاي فيلمهايش تا انتهاي داستان بي هويت و ناشناخته باقي مي مانند. تمام اين مشكلات ابتدايي در "هشت پا" هم وجود داشت و حالا اين نقطه ضعف سينماي داوودنژاد دارد به خصيصه فيلمهايش بدل مي شود. مثلاً "رضا صادقي" و "رضا داوودنژاد" در مقام برادرهاي زوج اصلي داستان "هوو"، غير از مسخره بازي و شكلك درآوردن چه نقشي در قصه دارند؟ كمي كه فكر كنيد درمي يابيد كه نبودشان چقدر قصه را جدي تر مي كرد و بار واقع گرايانه فيلم را افزايش مي داد. غير از عدم كاركرد نقشها، سعي كنيد به خاطر بياوريد كه از آدمهاي قصه (حتي نقش اول داستان "عطا") چقدر مي دانيد و فيلم تا چه اندازه او را به شما معرفي كرده است؟ خيلي به مغزتان فشار نياوريد؛ چون چيزي يادتان نخواهد آمد! وقتي از نقش اول فيلم چيز خاصي نمي دانيد حساب شخصيت پردازي ديگر افراد فيلم روشن است. راستي آن دخترك باغبان كه در انتهاي قصه سومين زن "عطا" شد تا قبل از آن سكانس چه رابطه اي با "عطا" داشت؟! 3- اين دو فيلم آخر داوودنژاد فيلمهاي بدي بودند كه مشكلات مشتركي داشتند كه به برخي از آنها اشاره كردم. اما عمده ترين مشكل هر دوي اين فيلمها اين است كه داوودنژاد دو داستان را به موازات هم تعريف مي كند كه معمولاً يكي عامل بروز ديگري است، اما به دليل عدم تعادل، داستان اصلي آن چنان كه بايد پررنگ مطرح نمي شود و زير سايه داستان فرعي رنگ مي بازد. مثلاً در "هوو"؛ آن مقدمه طولاني وغير ضروري زمين ها تا ورود "مريم" به داستان، كاملاً ماجراي عشق و عاشقي عطا و مريم را تحت تأثير قرار داده و سوژه فيلم را از محوريت انداخته است. موضوع رابطه عطا با همسرش و بعد از آن دلبستگي اش به مريم آنقدر جاي كار دارد و آنقدر در آن نكته مبهم و جذاب براي مخاطب وجود دارد كه ديگر وقت به زمين و زن سوم و خيلي چيزهاي ديگر نمي رسد، اما انگار داوودنژاد در هوو حسابي وقت اضافه آورده و به هر چيز بي ربطي پرداخته تا زمان فيلمش سپري شود. 4- "هوو" بي شباهت به فيلمهاي هندي نيست. هم از نظر منطق وقوع رخدادها هم به لحاظ اينكه يك دفعه وسط فيلم چند ديالوگ بي ربط رد و بدل مي شود و بعد يك نفر يك نوار در ضبط صوت مي گذارد و بعد كل آهنگ پخش مي شود و عطاران و رضا داوودنژاد شكلك درمي آورند و عطا اسب ابلق مي شود و يورتمه مي رود!! 5- تا وقتي رضا داوودنژاد سرقفلي فيلمهاي عليرضا داوودنژاد است، عليرضا خان بايد قيد ساختن فيلمهاي جدي را بزند يا حداقل سعي نكند كه موضوعي جدي را در فيلمهايش مطرح كند. رضا داوودنژاد نحوه بازي و رفتارش كاملاً مشخص است و با آن فيزيك بدني، انگ همان نقشي است كه هميشه دارد آن را بازي مي كند و در هر صحنه اي كه او حضور دارد، حتماً هدف نويسنده فيلمنامه خلق صحنه اي بوده كه تماشاگر بايد به آن بخندد. پس تا وقتي كه رضا هست تكليف فيلمهاي داوودنژاد روشن است! تازه گويا آقاي داوودنژاد بزرگ! به اين نتيجه رسيده كه براي كمك به رضا داوودنژاد بايد علي صادقي هم بيايد! خدا مي داند فيلم بعدي چي از آب دربيايد... 6- "هوو" انصافاً يكي دو صحنه خنده دار دارد كه تمامش مديون بازي رضا عطاران است كه تنها برگ برنده و شاخصه قابل قبول هوو محسوب مي شود. بقيه فيلم اما يكسره به سبك "چپ دست" و "شاخه گلي براي عروس" مخاطب را مي خنداند كه كار چندان سختي نيست. براي مخاطباني كه عمري از اين فيلمها ديده اند؛ زمين خوردن و خيس شدن و كتك خوردن و... حتماً خنده دار است ديگر! 7- بايد فكري به حال فيلمهايي اين چنيني و تأثيراتش بر سليقه و سطح فكر مخاطب كرد. ذايقه اي كه به اين گونه فيلمهاي سطحي و آبكي عادت كند؛ بعيد مي دانم طرف فيلمهاي ارزشمند برود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نخستين جشنواره ملي دانشجويي تئاتر كوتاه در مشهد به كار خود پايان داد
گروه هنر - هاديان: نخستين جشنواره ملي دانشجويي تئاتر كوتاه كشور در مشهد پس از يك هفته رقابت تنگاتنگ در بين 43 گروه نمايشي از سراسر كشور با معرفي برترينها به كار خود خاتمه داد. مراسم اختتاميه اين جشنواره عصر پنج شنبه 4 خردادماه در تالار شهيد هاشمي نژاد مشهد و با حضور مسؤولان، هنرمندان و هنردوستان عرصه نمايش برگزار شد.
در اين مراسم ابتدا حميد آذرنگ به عنوان نماينده هيأت داوران بيانيه اين جشنواره را قرائت كرد. سپس احسان ابراهيمي، دبير جشنواره طي سخناني گفت: اين جشنواره با ارسال 1200 اثر از كل كشور به دبيرخانه كار خويش را آغاز كرد كه از اين ميان 300 اثر به بخش بازبيني و 43 اثر به بخش داوري در دو بخش صحنه اي و خياباني راه يافتند. هيأت داوران اين جشنواره در بخش تئاتر كوتاه خياباني اسامي برگزيدگان بخشهاي مختلف را به شرح ذيل اعلام كردند. در بخش ايده نفر سوم، حامد بي آزار/ در بخش طرح رسول نبوي/ در بخش كارگرداني امير افشار/ در بخش بازيگري اول امير افشارگردي/ در بخش بازيگري دوم مرد، وحيد ميريونسي معرفي شدند. همچنين در بخش صحنه اي هيأت داوران در بخش موسيقي به ترتيب نفرات سوم تا اول را بدين شرح اعلام كردند: آقاي بدخشي/ حميدرضا رضايي مجد/ و علي ميرزايي و اسماعيلي. در بخش طراحي صحنه نيز جوايز رتبه سوم تا اول به آقايان عباس احمدلو و زارع، عبدا... برجسته و مسعود عقلي اهدا شد. در بخش نويسندگي نيز به ترتيب نفرات سوم تا اول به عنوان نفرات برگزيده اعلام شدند: محسن سراجي (سنفوني منيژه) و عباس احمدلو (اعترافات مرد برزخي) و جلال شهبازنژاد (تيك تاك هاي خاكستري). در بخش كارگرداني هم جوايز اول و دوم به عباس احمدلو و سعيد زارع (اعترافات مرد برزخي) و مسعود عقلي (تيك تاكهاي خاكستري) اهدا شد. جوايز بخش طرح هم به بهياد نجفي، شادي غفوريان و هاله جلالي اهدا شد. در بخش بازيگري مرد هم مهدي شريف مقدم، وحيد ميريونسي و داود علوي جوايز اين بخش را دريافت كردند. در بخش بازيگري زن، فاطمه توانا، مريم رحمتي و راضيه فلاحي جوايز برگزيدگان را دريافت كردند. همچنين در بخش گريم از اميرحسين غفاري و در بخش طراحي لباس از صبا خوش نيت تقدير شد. لازم به ذكر است، داوري اين بخش را آقايان دكتر سقائيان، دكتر هاشمي، حميد آذرنگ، محسن عرب اميري، كيوان صباغ و سروش طاهري بر عهده داشتند. در بخش جايزه ويژه، هيأت منتقدان جايزه ويژه خود را به خاطر نمايش برتر به "هاله جلالي" به خاطر نمايش "زيرآفتاب" اهدا كردند. همچنين جايزه ويژه بهترين ايده به نمايش "شب مگسي" و همچنين جايزه بدترين شيوه اجرايي نيز به همين نمايش اهدا شد! داوري اين بخش را آقايان مهدي مسگران، فرشيد تمري و رضا حسيني برعهده داشتند. لازم به ذكر است، در اين مراسم از استاد رضا صابري نويسنده و كارگردان برتر خراسان به دليل سالها تلاش صادقانه در عرصه تئاتر تقدير به عمل آمد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "فرشتگان و شياطين" پس از "رمز داوينچي" به فيلم تبديل مي شود
استوديو تصويرسازي "كلمبيا" اعلام كرد كه در نظر دارد از كتاب مذهبي و پرفروش "فرشتگان و شياطين" نوشته دان براون، خالق "رمز داوينچي" يك فيلم بسازد. خبرگزاري رويترز از لس آنجلس گزارش داد كه اين استوديو كه زير نظر شركت "سوني" اداره مي شود با "آكيوا گولدمن" فيلمنامه نويس اسكاري قراردادي به امضا رسانده تا با اقتباس ازاين كتاب يك فيلمنامه تهيه كند. "گولدمن" اقتباس از "رمز داوينچي" را براي نمايش در سينماها برعهده داشت.فرشتگان و شياطين نخستين كتاب پرفروش براون است كه شخصيت "رابرت لانگدون" پروفسور دانشگاه هاروارد و متخصص در هنر مذهبي كه مسايل جنايي را حل مي كند در آن معرفي مي شود.اين نقش را "تام هنكس" بازيگر مطرح سينماي آمريكا برعهده دارد. به گفته سخنگوي اين استوديو، هنوز توافقي با "هنكس" و "ران هوارد" كارگردان رمز داوينچي صورت نگرفته اما اين دو براي ساخت فيلم جديد در اولويت قراردارند. در كتاب فرشتگان، تلاش لانگدون براي حل يك راز جنايي منجر به دفع يك توطئه توسط يك گروه باستاني به نام "ايلوميناتي" مي شود كه در نظردارند تا واتيكان را به هنگام جلسه پاپ منفجر كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- احمد پوري دوران نقاهت را در منزل مي گذراند
احمد پوري كه به خاطر عمل جراحي قلب در بيمارستان بستري شده بود، مرخص شد و دوران نقاهت دوماهه را در منزل مي گذراند.پوري
تا يك ماه از انجام كارهاي فكري منع شده و به اين ترتيب، پس از اين مدت، كار ترجمه اش را ازسر خواهد گرفت. او 26 ارديبهشت ماه، در مركز قلب تهران تحت عمل جراحي قلب باز (دريچه آئورت) قرار گرفت. "براي تو ماه و ماه نغمه سر دادم" (شعرهاي دوزبانه كارل سندبرگ) و "عنكبوت و مگس" از آخرين ترجمه هاي منتشرشده احمد پوري هستند. او همچنين ترجمه گزيده اي از شعرهاي شل سيلوراستاين را منتشر خواهد كرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "محمد حسين نيرومند" دبيرشوراي ارزشيابي هنرمندان نويسندگان و شاعران شد
محمد حسين صفارهرندي، وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي در حكمي محمدحسين نيرومند را به عنوان دبير و نماينده دايمي وزيردر شوراي ارزشيابي هنرمندان، نويسندگان و شاعران كشور منصوب كرد. دراين حكم ابراز اميدواري شده است كه دبير جديد شوراي ارزشيابي و معاونتهاي مربوطه اين وزارتخانه در خدمت به هنرمندان موفق باشند.نيرومند همچنين، مسؤوليت مشاور امور هنري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي را برعهده دارد.
سينماهاي كشور با نمايش آثار متنوع، در دو ماهه نخست امسال، حدود 20 ميليارد ريال فروش داشتند كه در مقايسه با مدت مشابه سال قبل، 100 درصد افزايش نشان مي دهد.
قرار گرفتن فيلمهاي مختلف با مضمون اجتماعي، خانوادگي، طنز، معناگرا، كودكانه و فلسفي در اين دوره از اكران، سينماهاي كشور را با رونق و اقبال مخاطب در مقايسه با سنوات قبل روبه رو كرد.
به گزارش ايرنا، فروش فيلمها در دوماهه اول سال 85 نسبت به مدت مشابه درسال 83 حدود 2/7 درصد افزايش نشان مي دهد و اين در حالي است كه در سال 83 يك فيلم به دليل شرايط خاصي كه برآن حاكم بود، حدود نيمي از فروش دوماهه اول سال را به خود اختصاص داده بود.
فروش فيلمهاي خارجي در دوماهه اول سال 85 نسبت به سالهاي 84 و 83 كاهش داشته است كه دليل آن كميت و كيفيت پايين آثار نمايشي و استقبال تماشاچيان از فيلمهاي ايراني مي باشد.واحد پخش فيلمهاي خارجي بنياد سينمايي فارابي، انتخاب و نمايش منظم آثار مطرح سينماي جهان را از برنامه هاي اين بخش در سال جاري عنوان كرده است.فيلمهاي خارجي "شب بخير و موفق باشي"، "خانه خنجرهاي پران" و "تاجر ونيزي" از آثار مطرح سينماي جهان در دوماهه نخست امسال روي پرده رفت.براساس جدول فروش درسال 83، آثار داخلي و خارجي، 15 ميليارد و 354 ميليون و 389 هزارريال، در سال 84، 9 ميليارد و 332 ميليون و 933 هزار ريال و در سال 85، 16 ميليارد و 227 ميليون و 529 هزار ريال فروش داشته است.اداره كل نظارت وارزشيابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين تقسيم بندي موضوعي براي توليد آثار كيفي در قالب گونه هاي مختلف سينمايي را از برنامه هاي امسال در عرصه توليد فيلم عنوان كرده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "در راه جام جهاني" به بهانه جام جهاني
گروه هنر - "در راه جام جهاني" عنوان اولين نمايشگاه عكسهاي ورزشي در خراسان است كه امروز افتتاح مي شود.
اين نمايشگاه كه چندمين نمايشگاه داخلي "سيد جليل زهرايي است" امروز افتتاح مي شود و از فردا تا روز پنج شنبه 11/3/85 به مدت چهار روز در نگارخانه ميرك، ميزبان علاقه مندان خواهد بود. "سيد جليل زهرايي" متولد 1342 است. وي از سال 1358 عكاسي تجربي و ورزشي را آغاز كرده و در دوره هاي عكاسي و فيلمسازي انجمن سينماي جوانان ايران آموزش ديده است. زهرايي از سال 1373 با مطبوعات همكاري مي كند و تا به حال عكاسي صحنه و تصويربرداري پشت صحنه چند فيلم سينمايي را هم بر عهده داشته است. وي در حال حاضر نماينده هيأت مديره انجمن عكاسان خراسان در كانون هنر خراسان و عكاس خبرنگار روزنامه قدس مي باشد. اين عكاس همچنين نمايشگاههاي گروهي و انفرادي بسياري در داخل و خارج از كشور داشته است. از افتخارات اين عكاس كسب مدال طلاي هفتاد و دومين مسابقات عكاسي Wilmington آمريكا در سال 2006 است كه از جوايز معتبر بين المللي مي باشد.گفتني است نمايشگاه عكس "در راه جام جهاني" با همكاري نهادهايي چون ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان و مشهد، مؤسسه فرهنگي قدس، كانون هنر خراسان، مؤسسه آبرنگ، مؤسسه آبگينه و انجمن عكاسي خراسان برپا شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سرقت يك اثر برجسته نقاشي در نروژ
يك نقاشي گرانبهاي هنري اثر ادوارد مونش از منزل وزير سابق دفاع نروژ به سرقت رفت.
به گزارش يونايتدپرس، تابلو معروف "جيغ" از ديگر آثاراين هنرمند، پيشتراز موزه مونش نروژ ربوده شده است.
اثر جديد ربوده شده مونش، متعلق به يكي از دوستان نزديك شاه هرالد و از منزل اوتو گريگ تيدمان وزيرسابق دفاع نروژ ربوده شد.
ارزش نقاشي دزديده شده بيش از 260 هزار دلار است.
آثار مونش به عنوان يكي از بنيانگذاران و توسعه دهندگان سبك هنري اكسپرسيونيسم از اهميت زيادي در تاريخ هنر مدرن برخوردار است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مجيد مجيدي فيلم مي شود
مهدي كرم پور اين روزها در حال توليد فيلمي 90 دقيقه اي است كه به زندگي و آثار مجيد مجيدي، سينماگر سرشناس ايراني، مي پردازد.
پروژه "يك فيلمساز، يك اثر" كرم پور را رضا ميركريمي تهيه مي كند كه فيلمبرداري آن از اول ارديبهشت آغاز شده و تدوين همزمان را نازنين مفخم انجام مي دهد. از جمله ديگر عوامل اين فيلم مي توان به مشاور كارگردان رضا درستكار، تصويربردار رضا شيخي و موسيقي ماني مرادي اشاره كرد.مجيدي از سينماگران جهاني ايران است كه "بچه هاي آسمان" او نامزد جايزه اسكار بوده و خودش بيشترين تعداد جوايز بين المللي را براي سينماي ايران به ارمغان آورده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "محمد رضا سرشار" خود را از حوزه هنري بازخريد كرد
"محمد رضا سرشار" پس از پايان ارديبهشت ماه امسال، با 23 سال و شش ماه سابقه، خود را از حوزه هنري بازخريد كرد.
وي در گفتگو با فارس، با بيان مطلب فوق درباره برنامه نقد كتاب شبكه چهار سيما خاطرنشان كرد: در سري جديد 26 برنامه به تهيه كنندگي "رنجبر" ضبط شده است كه در 12 قسمت آن حضور دارم. اين مجموعه در مرحله تدوين است كه به محض آماده شدن كه فكر مي كنم اواسط تابستان باشد، پخش مي شود.
سرشار در پايان گفت: اكنون در حال بازنويسي نقد "بوف كور" هستم كه اميدوارم به زودي منتشر شود.
بزرگداشت سرشار كه صدا و سيما يكي از بانيان برگزاري آن است پيشتر قرار بود 28 ارديبهشت ماه برگزار شود. اما به دليل همزماني تاريخ برگزاري آن با يكي از جشنواره هاي راديويي، به سيزدهم تيرماه، يك روز قبل از روز ملي قلم، موكول شد.