---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- باند جعل قبض تلفن همراه لو رفت ؛دستگيري 18 جاعل حرفه اي و يك كارمند مخابرات
كارمند شركت مخابرات تهران كه با همدستي 18 جاعل حرفه اي به بهانه كاهش مبلغ پرداختي مكالمات در قبض تلفن همراه با دادن تأييديه هاي جعلي به مشترياني كه متحمل هزينه هاي بالاي مكالمات شده بودند از آنها كلاهبرداري كرده بود، شناسايي و دستگير شد.
به گزارش ايسنا، طي ماههاي پاياني سال 84 در پي مراجعات متعدد دارندگان تلفن همراه به شركت مخابرات و ارايه تأييديه هايي جعلي مبني بر كاهش مبالغ بالاي قبوض تلفن همراه مشتريان، مسؤولان شركت مخابرات به موضوع مشكوك شده و زماني كه تعداد شكايت مراجعه كنندگان به 120 تن رسيد، با شكايت شركت مخابرات تهران به پليس، اين پرونده براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره چهاردهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. با آغاز تحقيقات پليسي، مأموران از طريق برقراري ارتباط با تعدادي از شاكيان كه جهت كاهش مبلغ قابل پرداخت قبض به شركت مخابرات تهران مراجعه كرده بودند، پي بردند افرادي طي برقراري ارتباط با شهرونداني كه از ميزان بدهي قبوض تلفن همراه خود ابراز نارضايتي كرده بودند، عنوان كرده اند كه مي توانند با دادن تأييديه هايي، ميزان وجوه قابل پرداخت را كاهش دهند. بر اين اساس كلاهبرداران با ادعاي وجود شوراي كاهش مبالغ قبوض تلفن همراه، موفق به دريافت مبالغي با عنوان حق الزحمه از مشتريان ساده لوح شده و به اين ترتيب تأييديه جعلي را كه براساس آن مبلغ بدهكاري و يا وجوه مورد پرداخت قبوض تلفن همراه كاهش يافته بود، تحويل مشتري مي دادند. بدين ترتيب زماني كه قبض بعدي تلفن همراه به دست مشتريان رسيده و از ميزان كاهش مبلغهاي درخواستي خبري نبود، اين افراد با مراجعه به شركت مخابرات نسبت به موضوع اعلام شكايت كرده و با ارايه تأييديه هايي كه در جريان تحقيقات مشخص شد، جعلي است، خواستار پيگيري ماجرا شده بودند. در ادامه بررسي هاي به عمل آمده درخصوص اين پرونده و دسترسي مأموران به تعدادي از تأييديه هاي جعلي، پليس با به كارگيري روشهاي فني، منبع اوليه صادركننده تأييديه هاي جعلي را در يكي از ادارات شركت مخابرات تهران رديابي كرده و با توجه به اينكه اين تأييديه ها در نهايت دقت جعل شده بود، ظن پليس به كاركنان يكي از بخشهاي اداره شركت مخابرات افزايش يافت. در اين حال مأموران به طور نامحسوس تحقيقات خود را در اين بخش پيگيري كرده تا اينكه توانستند يكي از كارمندان را درخصوص كلاهبرداري انجام شده، شناسايي و دستگير كنند. براساس اطلاعاتي كه پليس در جريان بازجويي هاي به عمل آمده از متهم دستگير شده به آن دست پيدا كرد، تعداد چهار متهم ديگر در رابطه با اين پرونده به هويت "سعيد"، "غلامرضا"، "مجتبي" و "اردشير" نيز دستگير شدند. متهمان در اظهاراتشان به مأموران پليس معترف شدند: طي همكاري با افرادي كه درخصوص جعل اسناد فعاليت مي كردند، موفق به تهيه برگه هاي تأييديه جعلي شده و از آنجا كه دارندگان تلفن همراه اغلب نسبت به موضوعات جعلي ناآگاهي داشتند، با استفاده از اين فرصت اقدام به كلاهبرداري مي كرديم، به طوري كه در بيشتر موارد از هر مالباخته اي براي ارايه گواهي جعلي، 100 هزار تومان دريافت كرده بودند. بدين ترتيب كارآگاهان اداره چهاردهم پليس آگاهي تهران موفق شدند در ادامه پيگيريها 14 تن ديگر را درخصوص ارتكاب اين جرم دستگير كنند. همچنين براساس اين گزارش، تاكنون تعداد 60 تن از افرادي كه از اين طريق مورد اخاذي و كلاهبرداري قرار گرفته اند، از سوي پليس شناسايي شده و در جريان مواجهه حضوري، متهمان دستگير شده پرونده را شناسايي كرده اند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گرداندن اوباش و اشرار در شهر ؛ وقتي گوش گردنكشان پيچانده مي شود
٭ سعيد كوشافر اول، در يك خيابان شلوغ جوان حالت عادي ندارد، گاهي به ديوار هم تنه مي زند، چند نفري هم كه دورش را گرفته اند، مثل خودش هستند، صداي خنده هاي آنان فضاي كوچه را پر كرده، هركس سعي مي كند خودش را كنار بكشد تا مبادا طرف مقابل آنها قرار گيرد. به هركس و هر چيز يك حرفي مي زنند، از ناسزا گرفته تا متلك، كسي هم جلودارشان نيست، كسبه سعي مي كنند خودشان را كنار بكشند و اهالي محل هم مدارا را چاره كار مي دانند. اما تمام اينها هم باعث نمي شود اين گروه خشن راهشان را بگيرند و بروند، قمه اي بزرگ در دست جواني كه انگار سرگروه آنهاست، مي درخشد و صداي عربده اش سكوتي سنگين را حكمفرما مي كند.
همسايه اي كه چند روز قبل به مزاحمتهاي اين گروه معترض شده بود، حالا هدف غضب آنها قرار گرفته و وحشيانه بر در و ديوار منزلش لگد مي كوبند و سيل ناسزا را نثارش مي كنند. زن از ترس در خانه كم مانده دل بتركاند و مرد كه حالت آنها را ديده ترجيح مي دهد، در خانه بماند و با پليس تماس بگيرد. تنها چيزي كه براي اين جوانان اهميت ندارد، آبرو و حيثيت است، همسايه ها هم اگرچه تقريباً همگي به نوعي مورد آزار اين گروه قرار گرفته اند، اما همچنان مهر سكوت بر لب زده اند.
دوم، جنگ با پليس سرانجام پليس از راه مي رسد، هنوز گروه خشن در كوچه مشغول جولان دادن هستند، انگار نه انگار كه پليس از راه رسيده، مأموران به آنها نزديك مي شوند و از آنها مي خواهند كه تسليم شوند. جوان بي توجه به لباس انتظامي به سوي مأمور حمله ور مي شود، پليس چند قدمي عقب مي رود و اسلحه اش را از غلاف خارج مي كند و به او دستور ايست مي دهد. در همين حال مأموري كه داخل خودرو نشسته با بي سيمش خبري مخابره مي كند و تقاضاي كمك دارد. حالا همه جوانهايي كه حالت طبيعي ندارند روبه روي مأمور انتظامي هستند او كه مي بيند آنها حاضر به پذيرش دستور او نيستند، اولين گلوله را به سمت آسمان شليك مي كند. اينهم تأثيرگذار نيست، اگرچه يك لحظه آنها را متوقف كرد، اما دوباره حركت قمه هاي جوانها به سمت مأمور انتظامي آغاز مي شود، گلوله دوم و سوم هم شليك مي شود، اما آنها مسأله را جدي نمي گيرند. مأمور پليس ناچار مي شود كه شليك چهارم را به سمت پاي نزديكترين فرد قمه به دست انجام دهد. خون فواره مي زند انگار تازه بقيه مي فهمند كه ماجرا جدي است و از طرف ديگر كوچه پا به فرار مي گذارند. مأمور درنگ نمي كند قمه را از دست جوان مي گيرد و به سرعت او را به بيمارستان منتقل مي كند.
سوم در كلانتري جواني كه گلوله خورده در بيمارستان بستري مي شود، گلوله به جاي حساسي نخورده و هدف گيري مأمور انتظامي درست مطابق قوانين بوده است. آنهايي هم كه فرار كرده بودند آن سركوچه به دست نيروهاي كمكي پليس اسير شده و همه در كنار هم در بازداشتگاه كلانتري هستند. حالا بهتر مي فهمند، عقلشان برگشته و فهميده اند در چه مخمصه اي گرفتار شده اند صورتجلسه پليس تنظيم شده و مردي كه با پليس تماس گرفته بود، شكايتش را تسليم كلانتري كرده است. اما تمام ماجرا به اينجا ختم نمي شود، فقط اين مرد نبوده كه از دست آنها عاصي شده است، خيلي هاي ديگر هم هستند كه از اين گروه خشن شكايت دارند. اما چرا آنها به كلانتري نيامده اند، جوانان دستگير شده با هم حرف مي زنند و به هم دلداري مي دهند كه كسي جرأت نخواهد كرد به كلانتري بيايد، بعد از آزادي، كه شايد چند روز ديگر باشد به حساب اين مرد هم خواهند رسيد. اما آنها غافلند كه رئيس كلانتري براي آنها برنامه اي دارد. صبح روز بعد آنها در همان كوچه گردانده مي شوند و اعلام مي شود هركس از اين گروه شكايت دارد، به كلانتري مراجعه كند. عصر همان روز تعداد شكايتهايي كه از اين گروه در كلانتري به ثبت رسيده از تعداد انگشتان دو دست بيشتر شده است.
چرا گرداندن اشرار قطعاً در نگاه اول به نظر مي رسد كه گرداندن مجرمان كار نادرستي است و باعث ايجاد عقده در آنها شده و يا آنها را نسبت به تكرار اعمال مجرمانه جري تر مي كند، از طرفي برخي نيز اين مجازات را ناعادلانه و داراي اثرات منفي عنوان مي كنند و عاملي در بازدارندگي آن نمي بينند. اتفاقاً چندي قبل يكي از خبرگزاري ها مطلبي در ذم اين عمل مخابره كرد كه كارشناسان، وكلا و حتي برخي از دست اندركاران امور قضايي آن را نامناسب تشخيص داده بودند. تمام اين اظهار نظرها شايد از سوي كساني صورت گرفته بود كه تاكنون برخوردي با اين افراد يا اشخاص نداشته اند و با واقعيت جامعه روبرو نبوده اند. شايد اگر اندكي در متن اين مسأله باشيم اظهارنظرهايي فراتر از متون تئوري ارايه دهيم. اصولاً فردي كه در يك محله يا منطقه براي خود نام، عنوان و آوازه اي دست و پا كرده از قبل اين مسأله به هر كار خلافي دست مي زند، مردم نيز تحت تأثير اين آوازه جرأت نمي كنند عليه او به مراجع رسمي شكايت كنند. آنها قطعاً مي دانند كه در صورت اطلاع فرد يا افراد شرور از ماجرا امنيت اجتماعي خود را از دست خواهند داد و در واقع ترس آنها نه از فرد شرور كه از ضعف دستگاه قضايي در برخورد با اين افراد ناشي مي شود. اسماعيل صحفي، يك كارشناس اجتماعي مي گويد: اگر دستگاه قضايي به صورت جدي و قاطع با اين اشرار برخورد كند، به گونه اي كه ابهت آنها شكسته شود، قطعاً مردم در موارد مشابه بلافاصله به دستگاه قضايي متوسل خواهند شد، اما روند فعلي دستگاه قضايي اين مسأله را ثابت نمي كند.
بازپرسهاي موافق آنچه تاكنون شاهد بوديم تحرك نيروي انتظامي براي شكستن غرور و آوازه ساختگي اشرار در محلات بوده كه اتفاقاً ثمرات خوبي هم داشته است. از زمان اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي كه برخورد با اراذل و اوباش را درپي داشت، اگرچه ميزان حضور اين افراد در مجامع عمومي كاهش زيادي يافت، اما برخورد قاطع نيروي انتظامي با موارد مشهود نيز به آنها هشدار داد كه ناجا در مقابل اين افراد كوتاه نمي آيد. اما حركت ناجا بايد داراي پشتوانه قضايي هم باشد تا تداوم يابد. هنرمند، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران دراين خصوص مي گويد: به رغم نبود مواد قانوني لازم براي گرداندن مجرمان خطرناك، اين اقدام باعث عبرت ديگران و ارعاب بزهكاران مي شود. وي مي افزايد: هرچند اين عمل باعث مي شود كه قبح عمل توسط متهم از بين برود و رفتارش نسبت به جرايم ارتكابي جريحه دارتر شود، ولي نبايد فراموش كرد كه اين اقدام باعث مي گردد كه عده اي از اين عمل عبرت بگيرند. بازپرس اصغرزاده نيز مي گويد: اگر بتوانيم اراذل و اوباش واقعي را درست تشخيص دهيم و به صرف يك نزاع و درگيري سركوچه اي، عنوان اراذل را به متهم نسبت ندهيم، مي توان گفت گرداندن اين بزهكاران در سطح شهر عبرتي است براي ديگران. هاشميان، داديار دادسراي جنايي نيز خاطرنشان مي كند: اين عمل از دو جنبه قابل بررسي است، اول اينكه گرداندن اوباش باعث جريحه دارترشدن مجرم مي گردد و به نوعي مي گويد "آب از سر گذشت" بنابراين ديگر نه ترسي از مجازات دارد و نه ترسي از اينكه در سطح شهر شناخته و مشهور شود. دوم اينكه جنبه ارعابي دارد؛ چرا كه اين عمل در بين مجرمان سبب مي گردد از عمل ارتكابي دست بردارند يا حداقل كاهش دهند، ولي در نهايت جنبه مثبت آن بيشتر است. يك قاضي دادگاه انقلاب نيز اظهار مي دارد: اجراي احكام كيفري در ملأ عام يكي از عنصرهاي لازم براي متنبه ساختن مجرمان است و بزهكاران را در جامعه متأثر مي كند. عباس قمي زاده مي افزايد: تأمين امنيت حداقل انتظار شهروندان از دستگاه قضايي و انتظامي است و در اين راستا اجراي حكم در ملأ عام باعث ناامن كردن فضاي بزهكاري براي قانون شكنان مي شود.
جامعه شهري و نقش مردم شهرنشيني بويژه در شهرهاي بزرگ باعث شده كه زندگي مردم جامعه دچار تغييرات زيادي شود. در گذشته در محلات، مردم همديگر را مي شناختند و ريختن آبروي يك فرد به معناي از دست دادن همه چيز او بود و چه بسا افرادي كه به همين دليل شهر و زندگي خود را رها كرده و به شهر ديگري كوچ مي كردند. در اين نوع زندگي مردم محله نقش بسيار زيادي در بهبود وضع محله احساس مي كردند و مشاركت جمعي مشهود بود، اما با توسعه شهرنشيني اندك اندك محلات و فضاي محله اي از بين رفت و مردم به دليل مشغله كاري فراوان نقش خود را در زندگي اجتماعي محله اي فراموش كردند؛ به طوري كه گاه حتي از مشكل همسايه خود نيز بي خبر يا نسبت به آن بي تفاوت بوده اند. شايد همين امر يكي از دلايل رشد اراذل و اوباش در مناطق شهري باشد كه با تهديد، زور و ارعاب اقدامات تبهكارانه و مجرمانه خود را به پيش مي برند و هماهنگ و يكدست نبودن مردم نيز آنها را در مقابل تك تك آنها و نه جمع، قرار مي دهد. از سويي گرداندن اشرار و اوباش در اين قبيل محله ها باعث نمي شود كه آنان آن چنان كه انتظار مي رود متنبه شوند و شايد پس از آزادي فعاليت خود را در منطقه اي ديگر ادامه دهند. بنابراين بجاست ضمن برخورد با اشرار و اوباش، كانونهاي اجتماعي محلي را فعالتر كرد تا به طور خودكار زمينه بروز و ظهور چنين تبهكاريهايي از بين برود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فرمانده ناجا خبر داد ؛مانع ورود غيرقانوني افاغنه به كشور مي شويم
گروه حوادث: فرمانده نيروي انتظامي از دستگيري 12نفر و هلاكت 7 نفر از اشرار مسلح شرق كشور طي چند روز اخير خبر داد و افزود: ارتقاي امنيت و افزايش ضريب امنيتي كشور وظيفه نيروي انتظامي مي باشد. سردار مقدم در حاشيه "همايش تعامل پليس و بسيج" در جمع خبرنگاران با اشاره به اينكه دفاع از كشور امروز از اهميت خاصي برخوردار است و وظيفه پليس ارتقاي امنيت و افزايش ضريب امنيتي كشور است، افزود: بسيج نيز در اين زمينه توانمنديهاي خوبي دارد كه مي تواند با همكاري نيروي انتظامي در افزايش امنيت اجتماعي نقش داشته باشد. وي ورود اتباع افغاني به كشور را يادآور شد و افزود: خارج كردن افاغنه از كشور امري ضروري است و توجه به تحقق خروج اتباع افغاني از ايران نيازمند بررسي توانايي نيروي انتظامي است. به گفته فرمانده ناجا، حضور گسترده اتباع افغاني در كشور به دليل علاقه مندي فراوان آنها به ايران نيست، بلكه مشكلات كشورشان حضور آنها را در ايران پررنگ كرده است. فرمانده ناجا با اشاره به اينكه شرايط كشور افغانستان براي بازگشت اتباع اين كشور فراهم شده است، تصريح كرد: تاكنون بيش از 500 هزار ويزا براي مهاجران افغاني صادر شده است. سردار احمدي مقدم با بيان اينكه ميزان وروديها با خروجيهاي غيرقانوني اتباع بيگانه با يكديگر انطباق ندارد، اضافه كرد: در اين ميان وزارت كشور و ارگانهاي مختلف براي غلبه بر اين مشكلات تصميماتي را اتخاذ و پليس نيز آمادگي خود را اعلام كرده است و بر اين اساس درصدديم شرايط تكميل كنترل مرزهاي كشور تا پايان پاييز امسال منجر به بازگشت افاغنه غيرمجاز شود. وي درخصوص جرايم افاغنه در ايران تأكيد كرد: نرخ جرايم وقوعي از سوي افاغنه در ايران بالا نيست، اما انعكاس نسبتاً وسيعي دارد. به گفته فرمانده ناجا، بيشتر جرايم صورت گرفته از سوي افاغنه عليه خودشان است، از اين رو نرخ جرم اين افراد نسبت به اقامت و حضورشان در ايران پايين است. سردار مقدم درخصوص شرايط امنيتي مرزهاي شرقي كشور با بيان اينكه به جز دو حادثه اخير رخ داده در كشور، روند امنيتي در مرزهاي شرقي رو به بهبود بوده است، خاطرنشان كرد: با اقدامات عملياتي صورت گرفته از سوي نيروي انتظامي مستقر در مرزهاي شرقي، ميزان آدم ربايي و شهادت مأموران انتظامي كاهش يافته، اما كشف مواد مخدر با افزايش چشمگيري مواجه بوده است. به گفته فرمانده ناجا، دو حادثه اخير تاسوكي و بم براي تحت تأثير قراردادن موفقيتهاي اخير نيروي انتظامي در مرزهاي شرقي بوده است. فرمانده ناجا از دستگيري بيش از 12 نفر از اشرار مسلح شرق كشور طي چند روز اخير خبر داد و گفت: در اين رابطه همچنين هفت تن از قاچاقچيان و برهم زنندگان نظم و امنيت مرزهاي شرق كشور به دست مأموران نيروي انتظامي به هلاكت رسيده اند و تلاش براي جمع آوري و دستگيري بقيه آنها با همكاري وزارت اطلاعات و سپاه ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تلفات زلزله اندونزي از 2500 تن گذشت
براساس تازه ترين اطلاعات و اخبار منتشر شده تاكنون بيش از2500 تن در جريان زمين لرزه 2/6 ريشتري در اندونزي كشته شده اند. به گزارش ايسنا، گفته مي شود تاكنون هزاران تن نيز در جريان اين زلزله مجروح شده اند و اين در حالي است كه هر لحظه بر شمار قربانيان و مجروحان افزوده مي شود. اين زمين لرزه شديد موجب تكانهاي شديد ساختمانها و ريزش بسياري از آنها در ساعات اوليه صبح ديروز يعني زمان وقوع اين حادثه شد. گزارشهاي اوليه حاكي از تخريب پلها، جاده ها و ساختمانهاي مختلف بوده كه اين امر كار را براي امدادرساني به مجروحان دشوار كرده است. همچنين در حالي كه برخي از خطوط تلفن در پي وقوع اين زمين لرزه قطع شده اند، تلاش براي برقراري خطوط قطع شده برق و تلفن ادامه دارد. شمار دقيق قربانيان اين زمين لرزه با گذشت 9 ساعت از وقوع اين حادثه، 2 هزار و 517 تن اعلام شده است. رئيس سازمان صليب سرخ اندونزي با اشاره به مجروحيت 2900 تن در جريان اين زمين لرزه، گفت: شمار قربانيان در حال افزايش است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- داستان دنباله دار ؛ زندگي از نو
(قسمت دوم)
ليلا آه بلندي كشيد و ساكت شد و من براي اينكه بحث را عوض كرده باشم، بلافاصله گفتم: كي ازدواج كردي؟
ليلا گفت: حدود 5 سالي هست.
پرسيدم: با كي؟
ليلا گفت: با اكبر هماني كه خواستگارم بود.
من مثل فيوزي كه مي پرد، گفتم: جدي مي گويي؟ بالاخره درست شد؟
ليلا مكث كوتاهي كرد و گفت: آره.
اصلاً باورم نمي شد. ليلا و اكبر با هم زندگي مشترك داشته باشند. براي همين با تعجب بسيار به او تبريك گفتم و بلند شدم تا بساط شام را مهيا كنم.
بعد از شام با ليلا از خاطرات آن وقتها صحبت كرديم. آنقدر گرم صحبت بوديم كه متوجه گذر زمان نشديم. ساعت حدود 12 بود، ليلا گفت: ژاله جان خيلي زحمت داديم اميدوارم بتوانم جبران كنم.
گفتم: اين حرفها چيه؟ به من كه خيلي خوش گذشت. باز هم از اين كارها بكن.
ليلا جواب داد: نه ديگه اين دفعه نوبت شماست كه به خانه ما بيايي.
بعد خداحافظي كرد و رفت.بعد از رفتن ليلا يك پرسش ذهنم را به خود مشغول كرد كه چرا اكبر همراه ليلا نيامده بود.
روزها گذشت. تا اينكه يك روز صبح ليلا تماس گرفت و براي شام مرا دعوت كرد. من هم قبول كردم، به بهرام تلفن كردم و گفتم كه شب منزل ليلا دعوت هستم. بهرام هم قبول كرد.
من هم با ليلا تماس گرفتم و گفتم كه من از بعدازظهر مي روم خانه اش تا بتوانيم خوب با هم درد دل كنيم.هنوز خورشيد در آسمان بود كه رسيدم منزل ليلا، وقتي وارد شدم ديدم اشكان گريه مي كند.
پرسيدم چي شده ليلا؟ چرا اشكان گريه مي كند؟
ليلا گفت: چي بگويم ژاله جان! اين قدر سر به سرم گذاشت و اذيت كرد كه خسته شدم و زدم تو گوشش.
... بعد هم اشكان را بغل كردم و بوسيدمش و يك مقدار اسباب بازي كه برايش خريده بودم را به او دادم او هم خوشحال شد و رفت با اسباب بازي هايش مشغول بازي شد.
خانه كوچك و جمع و جوري داشت اگر چه وسايلش خيلي لوكس نبود. وقتي چاي و ميوه را آورد، گفتم: ليلا به نظر خيلي عصبي مي آيي؟ چرا اين طوري شدي؟
جواب داد: آخر كارم زياد است ژاله، ديگر حوصله سر به سر گذاشتن با اين بچه را ندارم.پيشنهاد دادم كه اكبر آقا براي كارهاي خانه وقت بيشتري بگذارد.
جواب داد: اكبر هم سرش شلوغ است تا ديروقت كار مي كند.
پرسيدم: مگر نگفتي كه اكبر معلم است؟
جواب داد: چرا ولي كار ديگري هم دارد با پدرش مغازه باز كردند براي همين حسابي مشغول است.
گفتم: خوب به هر حال اين بچه كه گناهي ندارد كسي بايد به او رسيدگي كند.
جوابي نداد و رفت داخل آشپزخانه تا شام را آماده كند. من هم رفتم با اشكان مشغول بازي شدم. طفلكي خيلي خوشحال شده بود.
بعد شام آماده شد و سه نفري مشغول خوردن شام شديم. من كمي كنجكاو شده بودم كه چرا شوهرش براي شام نيامده، پرسيدم: راستي ليلا چرا اكبر آقا براي شام به خانه نيامد؟
مكث كرد، مي خواست حرف بزند كه يك مرتبه اشكان گفت: "خاله جون مامانم دروغ مي گه، من اصلاً بابا ندارم!"
- ليلا بلافاصله داد زد: اشكان ساكت شو.
من در حالي كه چشمهايم گرد شده بود پرسيدم: ليلا اشكان چه مي گويد؟
ليلا گفت: هيچي ژاله جان همين طوري يك حرفي زد و بعد سريع بلند شد رفت توي آشپزخانه.
من هم دنبالش رفتم. صورتش را شست و وقتي سرش را بالا آورد ديدم چشمهايش قرمز شده بود. گفتم: ليلا يك چيزي هست ولي تو به من نمي گويي. حالا من غريبه شدم!
يك مرتبه سرش را روي شانه ام گذاشت و هق هق گريه كرد. من هم همين طور هاج و واج نگاهش مي كردم.
گفتم: ليلا چي شده يك حرفي بزن من كه دارم سكته مي كنم.
يك ليوان آب به او دادم. ليلا تكيه زده بود به صندلي و مرتب اشك مي ريخت. انگار كه عقده دلش تازه سر باز كرده بود. دستش را گرفتم و گفتم. ليلا حرف بزن. گفت: چي بگويم ژاله، يك دنيا گرفتاري دارم، اينقدر كه ديگر حوصله زندگي كردن را هم ندارم.
پرسيدم: معلوم هست چي مي گويي ليلا؟
اشكهايش را پاك كرد و گفت: توي اين دنياي به اين بزرگي جز اشكان كسي را ندارم. زندگيم شده همين بچه.در اين پنج سال كه از ازدواجم مي گذرد، به اندازه يك عمر سختي كشيدم.دستي روي سرش كشيدم. ليوان آب را از دستش گرفتم و گفتم: تعريف كن، چي شده؟
و بعد شروع كرد به شرح ماجراي زندگي اش:
يادت مي آيد كه با اكبر در همان روستايي كه براي تدريس مي رفتم، آشنا شدم. از وقتي كه خانواده اش و خودش من را ديدند، دست بردار نبودند و مرتب قضيه خواستگاري را مطرح كردند. چند مرتبه اي هم به شهر آمدند و به عناوين مختلف به منزل ما سر زدند.تا اينكه براي بار سوم كه قضيه خواستگاري مطرح شد. لاله و لادن و رضا هم پيش ما بودند. پدرش كه رسماً خواستگاري كرد، همه تعجب كردند. چون مي گفت، ديگر خوب نيست اسم اين دو بيشتر از اينها سر زبانها باشد. منظورش من و اكبر بوديم. آخر آنها عمداً اسم من را به عنوان عروس خانواده شان سر زبانها انداخته بودند و طوري حرف مي زدند كه نظر خانواده ام هم نسبت به من تغيير كرده بود.
تا اينكه يك شب كه به منزل ما آمدند، يك انگشتر براي من آوردند تا به قول خودشان من را براي اكبر نامزد كنند. من هم به رضا گفتم اينها را بيرون كن، من دوست ندارم با اكبر ازدواج كنم. رضا ناراحت شد و گفت: حالا كه كار را به اينجا رساندي؟ گفتم: مگر من چه كار كردم؟ رضا گفت: تو با او دوست بوده اي؟
هر چقدر كه قسم خوردم فايده اي نداشت، رضا هم حرفهاي خانواده اكبر را باور كرده بود. و از دست مادر بيچاره ام هم كاري ساخته نبود. پدر اكبر هم مرد خيلي دروغگو و چاپلوسي بود. با وعده و وعيدهاي زيادي كه مي داد دل همه را به دست آورد. و قرار شد تا صورت مهريه را بنويسند. پدرش قول داد كه يك منزل در مشهد براي من بخرد. كه نزديك مادرم باشم و همين طور از زمينهاي روستاي خودشان هم به من بدهد.
بالاخره راضي شدم و با خودم گفتم كه مشكل اساسي من دوري از مادرم است كه اگر مشهد باشم، مسأله اي ندارد.
خلاصه قرار عقد را براي هفته بعد گذاشتند...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در گفتگو با وحيديان مسؤول دفتر خدمات "پليس +10" عنوان شد: تلاش بخش خصوصي براي تكريم متقاضيان خدمات انتظامي
خيلي وقت پليس نبود، همين 2 يا سه سال قبل، براي هر كاري يك مركزي وجود داشت كه اتفاقاً صفهاي طويل، شلوغ و ازدحام از مشخصه هاي اصلي آن بود.
در آن روزها بايد براي كوچكترين كار اداري ساعتها وقت صرف مي كردي، معطل مي شدي، تازه به تو اعلام مي كردند كه مداركت ناقص است يا فلان مبلغ را بايد به بانك واريز كني، تازه متوجه مي شدي كه صف اصلي را فراموش كرده اي و سرانجام هركس به نوعي چند روزي بايد قيد كار و زندگي را مي زد تا بتواند يك كار اداري مرتبط با نيروي انتظامي را به پايان برساند. بگذريم كه از كنار همين شلوغي و ازدحام و مشغله چه ميزان درصد به اصطلاح پارتي بازي يا پيدا كردن آشنا در اين مراكز افزايش مي يافت و بعضي افراد اصلاً به اين نتيجه مي رسيدند كه بدون داشتن آشنا يا همان پارتي كار لاينحل باقي مي ماند. اما وضع به همين منوال باقي نماند، هرچند نمي توان گفت كه مسأله به طور صد درصد حل شده است، اما سرانجام با فعال كردن بخش خصوصي قسمتي از اين مشكلات به طوركامل حل كه نه اما مقداري از آن كاسته شد. دفاتر خدمات "پليس+10" از جمله دفاتري هستند كه اگرچه 10كار ويژه براي آنها درنظر گرفته شده، اما عملاً فعلاً فقط سه كار انجام مي دهند كه البته خود آنها هم قابل ذكر است. يك مقام انتظامي هدف راه اندازي اين دفاتر در سطح شهرهاي كشور را تسهيل امور و كمك به ناجا در كم كردن تردد در سطح كلان شهرها و بهره مند سازي مضاعف مردم از خدمات پليس مي داند و مي گويد: صدور گواهينامه، گذرنامه، برگه صورت وضعيت تخلفات خودرو، تمديد اعتبار گواهينامه و صدورالمثني، درخواست دفترچه آماده به خدمت، درخواست پروانه كسب، استعلام سربازي و درخواست معافيت جزو 10وظيفه اي هستند كه براي اين دفاتر پيش بيني شده است. اما آخرين دفتر از اين نوع دفاتر از مشهد در شرايطي به بهره برداري رسيد كه بار بخشي از مراجعات مردم را به دوش خواهد كشيد و امور را تسهيل خواهد كرد. وحيديان اردكاني كه اين دفتر را در بلوار 22بهمن و در مقابل يك مجتمع فرهنگي راه اندازي كرده است، درخصوص اهدافش مي گويد: اگرچه اهداف اوليه اين طرح تكريم ارباب رجوع و ارايه خدمات اداري - انتظامي با استفاده از آخرين فناوريهاي نرم افزاري و سخت افزاري است، اما نتايج طرح امروز بهتر و پررنگ تر خود را به نمايش گذاشته است. وحيديان مسأله را با ذكر مطالبي درباب ترافيك در شهرهاي بزرگ، گستردگي شهرها و مشغله فراوان مردم شهرنشين ادامه مي دهد و خاطرنشان مي كند: در شرايطي كه اكنون فاصله اضلاع يك شهر از هم به چند ده كيلومتر مي رسد و بسياري از شهروندان گرفتار مشاغل دوم و سوم هستند، بايد خدمات رساني به آنها از سوي نهادهاي خدمتگزار از جمله نيروي انتظامي با سهولت بيشتري انجام شود به طوري كه، وقت و هزينه كمتري از آنها سلب كند. وي با بيان اين كه دفاتر مشخص شده از سوي ناجا تأسيس مي شود، يادآور مي شود: تقسيم بندي به گونه اي صورت گرفته كه تمام شهروندان بتوانند با پيمودن حداقل مسير از خدمات انتظامي بهره مند شوند و اين مسأله هم در كاهش ترافيك و هم در ميزان هزينه و وقت مردم حتي بيش از صد درصد صرفه جويي خواهد كرد. وحيديان با بيان اين كه فعلاً سه خدمت صدور و تعويض گذرنامه، تعويض و صدورالمثني انواع گواهينامه و صدور صورت وضعيت انواع خودرو در دفتر انجام مي شود، تصريح مي كند: حتي در نظر گرفته ايم كه براي رفاه حال شهروندان و اين كه وقت آنها تلف نشود امكاناتي چون پوشه، فرم گذرنامه، تهيه عكس و فتوكپي را هم در محل دفتر مستقر كنيم. اين مسؤول دفتر خدمات پليس +10 به شهروندان توصيه كرد براي صدور گذرنامه علاوه بر دو فيش بانكي 300هزار ريالي و هزار ريالي، اصل و فتوكپي شناسنامه متقاضي و همراهان، كارت ملي يا موقت و فتوكپي آن، 3قطعه عكس 4x6 يا 4x3 بدون عينك و كلاه و كراوات، 2 قطعه عكس 4x6 يا 4x3 جداگانه همراهان، ارايه مدارك عكسدار براي فرزندان زير 15سال، موافقت رسمي شوهر در مورد بانوان شوهردار و موافقت رسمي ولي يا قيم براي فرزندان كمتر از 18سال، اصل و فتوكپي طلاقنامه براي زنان مطلقه، اصل و فتوكپي كارت پايان خدمت يا معافيت دايم يا موافقت وظيفه عمومي براي كساني كه به سن مشموليت رسيده اند و ارايه كدپستي 10رقمي ضروري است. وحيديان مدارك مورد نياز براي تعويض و صدورالمثني گواهينامه را نيز شامل دو قطعه عكس 4x3رنگي، اصل و فتوكپي صفحه اول شناسنامه، ارايه كدملي و اصل گواهينامه برشمرده و اظهار مي دارد: دريافت صورت وضعيت نيز به سادگي و با ارايه شماره شهرباني خودرو امكان پذير است. وحيديان درخصوص تأخيرهايي كه در ارسال گواهينامه به وجود مي آيد، مي گويد: دفاتر بلافاصله پس از تكميل مدارك آنها را به صورت الكترونيك براي مركز ارسال مي كنند و نمي توانند حتي يك روز نيز در اين كار تأخير داشته باشند، اما سير اداري پس از آن و ارسال گواهينامه زمان بر است كه قطعاً آن هم با تلاش مسؤولان كاهش خواهد يافت. وي يادآور مي شود: با توجه به مدرك معادلي كه دفتر به متقاضيان تعويض و المثني تحويل مي دهد، تا گواهينامه آنها به دستشان برسد جاي هيچ نگراني وجود ندارد. وحيديان در پايان خاطرنشان مي كند: از بهترين خصوصيت دفاتر پليس+10اين است كه آنها در دو شيفت فعالند و بسياري از كارمندان و شاغلان كه صبحها بايد در محل كارشان حضور داشته باشند، به راحتي مي توانند از خدمات اين دفاتر در شيفت بعدازظهر استفاده نمايند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- متهم برادركشي در دادگاه ؛ماجراي قتل از چك 3 ميليوني شروع شد
گروه حوادث: جواني كه برادرش را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود در برابر هيأت قضايي تلاش كرد تا جنايت را به گردن يك قاتل فرضي بيندازد.به گزارش خبرنگار ما، ساعت 30/16 دقيقه عصر پانزدهم تيرماه سال گذشته وقوع يك درگيري منجر به قتل در كارگاهي در شهرستان "رودهن" به مأموران كلانتري مربوط گزارش شد.
با حضور عوامل قضايي و انتظامي مشخص شد در اين درگيري صاحب كارگاه توليدي مواد غذايي به نام "جمشيد" بر اثر ضربه چاقو از ناحيه قلب به قتل رسيده است. بر پايه همين گزارش؛ مأموران پليس آگاهي شهرستان مذكور در همان صحنه جنايت "حميد" برادر مقتول را به اتهام قتل عمد دستگير كردند. پرونده اين متهم پس از آنكه وي از سوي دادسراي جنايي مربوط گناهكار شناخته شد جهت صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد. محاكمه اين مرد 30 ساله صبح ديروز در شعبه 72 و به رياست قاضي جليلي و 4 قاضي مستشار اين دادگاه در حالي برگزار شد كه رضوانفر، نماينده دادستان با وجود گذشت والدين مقتول، به درخواست فرزندان مقتول تقاضاي قصاص متهم را كرد. در ادامه اين جلسه، متهم با قبول زدن يك ضربه به برادرش ادعا كرد، ضربه چاقوي وي موجب قتل نشده است. وي با وجود نظريه پزشكي قانوني كه علت قتل "جمشيد" را اصابت يك ضربه چاقو به قلب و پارگي شريان حياتي اعلام كرده است، گفت: پس از دستگيري و در زمان بازجويي اوليه در پليس آگاهي و دادسراي جنايي مأموران مي گفتند مقتول بر اثر دو ضربه چاقو به قتل رسيده، لذا با توجه به كوچك بودن تيغه چاقويم و چگونگي زدن ضربه ام شخص ديگري از روي دشمني از فرصت استفاده كرده و برادرم را به قتل رسانده است. وي با اشاره به اينكه در زمان درگيري فقط يكي از كارگران كارگاه در محل حادثه حاضر بوده ولي متوجه نشدم دخالتي در درگيري كرده باشد درخصوص علت و نحوه درگيري با برادرش گفت: از مدتي قبل از حادثه به عنوان كارگر در كارگاه برادرم استخدام شدم. معمولاً كارهاي اداري برادرم را انجام مي دادم. يكروز پس از مراجعه به چند اداره وقتي به شركت برگشتم از فرط خستگي در استراحتگاهم بخواب رفتم. يك ساعت بعد يكي از كارگران بيدارم كرد و گفت: برادرت با تو كار دارد. به دفتر برادرم جمشيد رفتم، به خاطر خوابم اعتراض كرد. سپس از من چكي كه نتوانسته بودم نقد كنم را خواست. گفتم بدهي دارم. مقداري پول به من بده تا چك سه ميليوني را به تو بدهم. سر همين موضوع با هم درگير شديم. مي خواست با سنگ به من حمله كند كه من با چاقوي ضامن دارم ضربه اي به قلبش زدم. اما ضربه را طوري نزدم كه منجر به قتل وي شود. وي در آخرين دفاع خود از همسر مقتول و برادرزاده هايش تقاضاي عفو و بخشش كرد. گفتني است متهم پس از اخذ آخرين دفاع روانه زندان شد تا رأي نهايي دادگاه ظرف 10 روز آينده به وي ابلاغ شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 14 كيلوگرم تومور از شكم دو دختر خارج شد
گروه حوادث: در هفته اخير دو غده به وزن 14 كيلو و 300 گرم از شكم دو دختر جوان در بيمارستان امام زمان(عج) مشهد بيرون آورده شد.دكتر مهدي آقاسي زاده جراح عمومي اين بيمارستان با بيان اين مطلب افزود: در اين دو عمل جراحي در ناحيه شكم دو بيمار از شكم يك دختر جوان غده اي به بزرگي 3 كيلو و 400 گرم و از شكم دختر 20 ساله ديگر هم غده اي به وزن 10 كيلو و 700 گرم خارج شد. هر دو دختر از تورم ناحيه شكم رنج برده و به علت ترس از والدين به پزشك مراجعه نكرده بودند كه در اثر اين بي توجهي تومورها بزرگ و ايجاد عارضه كرد.
وي گفت: غده خارج شده از شكم دختر دوم به دليل بزرگي، همه حجم شكم از ناحيه لگن تا زير ديافراگم را گرفته بود كه به لطف خدا و كمك كادر جراحي بيمارستان امام زمان(عج) بدون آسيب ديدگي لگن و رحم، تومور خارج و تحويل آزمايشگاه شد.
وي فعال شدن يك ژن را عامل بيماري دانست و گفت: حال عمومي بيمار خوب و از نظر بارداري مشكلي نخواهد داشت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 34 كيلوگرم هروئين و 6 متهم در قاسم آباد
گروه حوادث: به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي، مأموران اداره عمليات ويژه معاونت مبارزه با مواد مخدر فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي در پي كسب اخبار و اطلاعات به دست آمده مبني بر حمل و نگهداري مواد مخدر توسط فردي در منطقه قاسم آباد، پس از انجام تحقيقات گسترده با هماهنگي مقام قضايي، منزل فرد مورد نظر بازرسي كه در نتيجه آن 400/34 كيلوگرم هروئين (كه مقدار 200/31 كيلوگرم از داخل منزل و 200/3 كيلوگرم از داخل خودرو) كشف و در اين رابطه 6 نفر متهم دستگير و از ناحيه آنان سه دستگاه خودرو و 5 دستگاه تلفن همراه و مبلغ پانزده ميليون ريال وجه نقد توقيف گرديد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رشوه شيميايي هم كارساز نبود
گروه حوادث: مأموران گشت حوزه صالح آباد تربت جام در ساعت 2 بامداد پنجم خرداد ماه در حين گشت زني در جاده مسير صالح آباد پاسگاه بنيتاك به يك دستگاه خودروي كمپرسي مشكوك و پس از متوقف نمودن، در بازرسي از آن 226 كيسه كود شيميايي قاچاق كشف مي كنند. در همين فاصله يك دستگاه خودروي پرايد خود را به مأموران رسانده و با اين ادعا كه بار متعلق به آنهاست با پرداخت سه ميليون و هفتصد هزار ريال رشوه به مأموران قصد تطميع آنها را مي نمايد كه مأموران وظيفه شناس با رد رشوه، متهمان را دستگير و مراتب را صورت جلسه و تحويل مقامات قضايي مي نمايند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كشف ترياك در پيك نيك آقا تقي!
گروه حوادث: تيزبيني پليس مبارزه با مواد مخدر مشهد، منجر به كشف ترياك از يك مسافر در پايانه مسافربري شهر مشهد شد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي، مأموران كلانتري پايانه مسافربري مشهد در ساعت 30/17 روز جمعه، حين گشت زني در محدوده استحفاظي به مرد 33 ساله اي به نام تقي مشكوك و او را جهت بازجويي به محل كلانتري هدايت كردند كه در تحقيقات و بازرسي دقيق از متهم، مأموران موفق شدند مقدار 3 كيلوگرم ترياك را كه به طرز ماهرانه اي داخل كپسول گاز پيك نيك همراه متهم جاسازي شده بود كشف و توقيف نمايند.بنابر اين گزارش متهم پس از تشكيل پرونده جهت سير مراحل قانوني در اختيار مراجع قضايي قرار گرفت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زورگيرهاي احمدآباد در زندان وكيل آباد
گروه حوادث: دو برادر زورگير كه اموال راننده يك خودرو را در مشهد ربوده بودند به دام افتادند.به گزارش خبرنگار ما مرد ميانسالي كه رانندگي يك اتومبيل پژو را بر عهده داشت ساعت 9 شب در خيابان احمدآباد مشهد مورد حمله دو سارق زورگير قرار گرفت.
دو سارق كه سوار بر موتورسيكلت بودند پس از تهديد راننده پژو به وسيله چاقو، كيف حاوي دسته چك، مدارك و يك برگ چك مسافرتي يك ميليون ريالي وي را گرفته و از محل متواري شدند.
راننده پژو بلافاصله موتورسيكلت سارقان را تعقيب كرد و پس از طي چند خيابان اتومبيل خود را به موتورسيكلت سارقان زد تا آنان را متوقف كند.سارقان در اثر اين برخورد روي زمين افتادند ولي دوباره با بجاي گذاشتن موتور كيف مالباخته را برداشته و متواري شدند.در پي شكايت راننده پژو، پرونده اي در شعبه 55 دادياري تشكيل شد و با دستور قاضي شاكر مأموران انتظامي با استعلام از راهنمايي و رانندگي در صدد شناسايي مالك موتورسيكلت برآمدند.در جريان اين تحقيقات مأموران موفق به شناسايي مالك موتورسيكلت شدند و مشخص شد وي دو فرزند خلافكار و سابقه دار دارد كه از معرفي آنان به مأموران خودداري مي كند.
مأموران با مجوز مقام قضايي چندين بار به محل سكونت متهمان مراجعه كردند ولي هر بار آنان خود را از ديد مأموران مخفي مي كردند تا اين كه با دستور قاضي شاكر مأموران با رعايت موازين قانوني شبانه وارد منزل شدند و هر دو متهم را دستگير كردند.
اين دو برادر كه بيش از پنج فقره سابقه كيفري در رابطه اعتياد به مواد مخدر و زورگيري دارند به اخاذي و زورگيري از شاكي اقرار كردند و گفتند چك مسافرتي يك ميليون ريالي را در بازار خرج كرده اند و مدارك مالباخته را آتش زده اند.
هم اكنون با دستور مقام قضايي تحقيق مأموران به منظور كشف مدارك شاكي و نيز سرقتهاي احتمالي ديگر متهمان ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زوج بدل انداز در زندان اصفهان
گروه حوادث: زن و شوهري كه زنجيرهاي بدل را به جاي طلا در اصفهان به فروش مي رساندند، توسط مأموران انتظامي به دام افتادند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، ساعت 35/10 روز چهارشنبه فردي با مراجعه به اداره آگاهي شهرستان اصفهان اظهار داشت: زني به همراه همسرش به مغازه طلافروشي ام مراجعه كرده و يك قطعه زنجير طلا را به همراه فاكتور براي فروش به من دادند كه پس از بررسي مشخص شد جنس زنجير از نوع نقره بوده و لعاب طلا روي آن ريخته اند.
در پي اظهارات شاكي، مأموران، متهمان را شناسايي و دستگير كردند و براي تحقيقات بيشتر به اداره آگاهي غرب اصفهان انتقال دادند.
در اين گزارش آمده است، متهمان ابتدا منكر هر گونه كلاهبرداري شدند و گفتند كه زنجير را از كسي امانت گرفته اند، اما در تحقيقات تكميلي همسر اين زن به نام"حسين" اعتراف كرد كه قبلاً در كارگاه زرگري كار مي كرده و يك دستگاه آبكاري را به قيمت 120 هزار تومان خريده و در منزل زنجيرهاي نقره را لعاب طلا داده و به جاي طلاي اصل به فروش مي رساندند.براساس اين گزارش، حسين به وسيله تعدادي فاكتور فروش كه از كارگاه زرگري سرقت كرده بود و با همدستي همسرش، 5 رشته زنجير بدل را نيز (هر كدام به مبلغ 38 هزار تومان) به طلافروشي هاي مختلف در اصفهان فروخته بود. در ادامه اين گزارش آمده است، همسر حسين به نام "دل آرام" نيز لب به اعتراف گشود و اظهارات شوهرش را درخصوص تهيه و بدل طلا و فروش آن با فاكتور جعلي تأييد كرد.
گفتني است، متهمان دستگير و تحويل مقامات قضايي شدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 240 شاكي از باند كيف قاپي يك ميلياردي
گروه حوادث: يك باند هفت نفره كه با سرقت بيش از يك ميليارد تومان با شكايت 240 مالباخته مواجه شده اند، دستگير و روانه زندان شدند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، يك باند 7 نفره كه با كشيك در مقابل بانكها و مؤسسات مالي دست به سرقت از مشتريان آنها مي زدند، دستگير شدند.
بنا براين گزارش، سارقان اين باند مشتريان بانك را تحت مراقبت قرار مي دادند و سپس در يك فرصت مناسب به سرقت وجوه آنها اقدام مي كردند. آنها بالاخره با تلاش پليس و دادسرا دستگير و روانه زندان شدند.
اين باند 7 نفره با جعل اسناد و مدارك بخصوص شناسنامه، چكهايي را از بانكها دريافت و نقد مي كردند كه با اين روش بيش از يك ميليارد ريال به سرقت بردند. آنها در همين رابطه 240 شاكي دارند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دزدان، اسباب منزل بار مي زدند
گروه حوادث: اعضاي يك باند شش نفره كه با اسناد جعلي از طريق حمل اثاثيه و اموال مردم اقدام به سرقت مي كردند دستگير و با قرار مجرميت روانه زندان شدند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، اوايل سال 84 به اداره آگاهي تهران اطلاع داده شد كه يك گروه شش نفره با استفاده از يك خودروي خاور نارنجي رنگ با مراجعه به متصديان حمل و نقل در تهران ضمن ارايه كارت شناسايي و اسناد جعلي، اثاثيه منزل از آنها تحويل مي گيرند كه به مقصد ببرند. بيشتر اين مقاصد در شهرستانها بود و اين شش نفر كه به عنوان راننده و كارگر اموال مردم را با معرفي متصدي حمل ونقل بار مي زدند پس از خروج از شهر به سمت روستايي به نام ميشگان از توابع پل دختر تغيير مسير داده و آنها را سرقت مي كردند.در همين رابطه طي اطلاعاتي كه به مأموران درباره جمع آوري اموال مسروقه در يك منزل اين شهرستان رسيد، مأموران در محل حاضر و با دستور قضايي منزل را بازرسي كردند كه بخش زيادي از اموال مسروقه مردم را در آن منزل كشف نمودند.
با بررسي مأموران پليس، 4 نفر از متهمان دستگير شدند و پس از دستگيري، اين 4 نفر ادعا كردند كه شخصي به نام امير كه الان متواري است اين اموال را به آن مكان آورده است. طي تحقيقات بيشتر، آنها منزل ديگري را كه اموال در آنجا نيز نگهداري مي شد، معرفي و مأموران در بازرسي از آن منزل هم مقاديري زياد اسباب و اثاثيه سرقتي كشف كردند. امير فردي سابقه دار است و با شخصي به نام بهروز كه سابقه اي در سرقت خودرو دارد، همكار است.اين در حالي است كه بهروز از چند روز پيش به دليل سرقت در بازداشت به سر برده است و با دستور قضايي به تهران انتقال داده شد. او به جرايم ارتكابي اعتراف كرده است.
پرونده اين 5 نفر با صدور قرار مجرميت به دادگاه كيفري استان ارسال شده و آخرين عضو باند هم تحت تعقيب قرار دارد.