خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   سه شنبه 9خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 پنجره   
 ايرانسرا   
 فرهنگی   
 مدرسه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ هنر ]


شاعري؛ چه گفتن يا چگونه گفتن؟ ؛شخصيت زباني شاعر

جشنواره فيلم "كن" پايان يافت ؛ كن لوچ نخل طلا را به خانه برد

درباره سومين قسمت "مأموريت غيرممكن" و حاشيه هايش ؛فعاليت مغزي، تعطيل!

انتخاب كتاب سال ؛چرا قيصر امين پور كنار گذاشته شد

چهارمين افتتاحيه پرفروش تاريخ سينما با "مردان ايكس"

صفارهرندي:تعرفه تبليغ كتاب در صدا و سيما در دست تهيه است

برنامه هاي طنز تلويزيون يار دوازدهم تيم ملي فوتبال



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شاعري؛ چه گفتن يا چگونه گفتن؟ ؛شخصيت زباني شاعر

٭ حميد تقي آبادي
دكتر تقي وحيديان كاميار در گفتگويي در پاسخ اين سؤال كه: "آيا شعر بودن اشعار خيام در زيبا بودن معاني است يا اجراي زباني آن ؟" گفته بود: "امروز مشخص شده كه زيبائي شعر ديگر در معنا نيست. هر چه هست در لفظ است. من بارها گفته ام كه زيباترين شعري كه به نظرتان مي رسد را ببينيد اصل مطلبش چيست. بعد مي بينيد كه آن معنا به تنهايي زيبا نيست." (روزنامه قدس 25/2/85)




اين ديدگاه فرماليستي دكتر وحيديان مستقيماً در برابر ديدگاه رايج معناگرايان و منتقدان زندگي نامه اي قرار مي گيرد كه در بررسي شعر شاعران، كار خود را از بررسي زندگي آنها و از آن پيشتر از تأثير شرايط اجتماعي بر زندگي و آثارشان آغاز مي كنند. به نظر آنان، كاربرد معنايي ادبيات در جامعه از هر چيز ديگري مهمتر است و اين بسيار حايز اهميت است كه بدانيم منظور دقيق شاعر يا نويسنده از سرودن شعر يا نوشتن داستان چه بوده است. اينها در اين زمينه تا آنجا پيش مي روند كه حتي به مجرد يا متأهل بودن، مذهبي يا مذهبي نبودن و وابستگي شاعر و نويسنده به يك مرام فكري - فلسفي خاص هم توجه مي كنند و آنها را در معنا كردن اثر - توجه كنيد در معنا كردن اثر - مؤثر مي دانند. نمونه هاي عالي اين گونه بررسي را مي توان در كتابهايي چون "حافظ نامه" بهاءالدين خرمشاهي مشاهده كرد.
دكتر وحيديان مي گويد: "معنا زيبا نيست، اجراي زباني زيباست". به گمان ما هم همين طور است، اما به شكلي ديگر. نظريه هاي جديد ادبي نشان داده اند كه بررسي زندگي نامه شاعران در شناخت شخصيت و شعر آنها، به همان اندازه كه مي تواند به اين شناخت كمك كند، همان قدر هم ممكن است ما را از اين موضوع دور و گمراه نمايد. به نظر آنها و معتقدان به نظريه "مرگ مؤلف" و همچنين تأويل گرايان و هرمنوتيسين هاي بزرگ جهان، يك نوشته (اينجا شعر) كه يك اثر زباني است، هنگام توليد، تحت تأثير چند عامل قرار مي گيرد كه ممكن است آن را به مسيري جز آنچه شاعر - نويسنده مي خواسته، بكشانند:
1- سلطه زبان و ابزار بيان بر مؤلف؛
همواره در جريان آفرينش اثر هنري، لحظه هايي پيش مي آيد كه زبان و كج تابي هاي آن بر هنرمند مسلط مي شود و او را از مسير ذهني اش منحرف كرده و به مسير زباني خود مي اندازد.
2- ناخودآگاهي مؤلف در زمان آفرينش اثر؛
زيرا آنچه هنرمند مي گويد صرفاً استوار به دانش و جهان بيني او نيست. اثر هنري نتيجه كار ضمير ناخودآگاه و ضمير خودآگاه مؤلف است.
بنابراين، زندگي يك شاعر و آنچه فكر مي كند الزاماً قرار نيست با فراورده اي به نام معنا در شعر همخواني و همسويي داشته باشد و متعاقباً بررسي معناشناختي يك شعر هم نمي تواند راهكار مناسبي براي شناخت انديشه هاي آن شاعر باشد. زيرا معنا يا آنچه ما مي خواهيم معناي مورد نظرمان باشد هم يكي از فراورده هاي شعر است. پس راه مناسب تر كدام است؟
به نظر مي رسد آنچه براي يك بررسي دقيق و عميق در شعر مي تواند مفيد فايده باشد، بررسي زيبايي شناختي فرم شعر و دقت در پيچيدگي و ظرايف زباني مورد استفاده شاعر در شعر است. از اين رهگذر است كه مي توانيم عيار شاعري و قدرت تخيل و همچنين تواناييهاي يك شاعر را در استخدام و احضار كلمات سنجيده و بشناسيم. چون در واقع، شخصيت او در زبان اوست نه آنچه معنا مي ناميم. اين زبان است كه در وقايع پيچيده خود به شعر و پيشتر از آن به شخصيت شاعر سر و شكل مي دهد. شخصيت خيام و حافظ يعني زبان آنها نه وقايع و اتفاقهايي كه در دوران زندگي شان اتفاق افتاده است. چون شعر به طور كل حاصل يك نگاه وحشي و بكر به اشيا و هستي است؛ نگاهي كه شرطي شده و كاناليزه نيست و مي تواند هر چيزي را وارد ساخت شاعرانه زبان كند و آن را با هستي شناسي و تجربه زيبائي شناختي شاعر از زبان تلفيق نمايد. آنگاه چنين ديد نامشروطي به معني ها، نيازمند زباني است كه در پس زبان هر روزه بتواند منشي مستقل از زبان ارائه كند كه در عين سادگي در نحو و لحن، بيانگر شخصيت متفكر و مخيل شاعر باشد:
با خانه ها و خيابانها
كوچه ها و ميدانهايش
در آغوش من است/ لاهيجان
(بيژن نجدي)

آن چيزي كه به عنوان كشف يا الهام در بين اهالي ادبيات رواج دارد، چيزي جز همين تجربه زباني از جهان و وقايع آن نيست كه در ذات خود داراي معني يا معاني فراواني هم هست. به زباني ديگر، كشف و الهام در درك و دريافت معاني تعليم دهنده جهان به اوج برنده شعر نيست، بلكه كشف در حوزه معاني زيبا شده زباني، شعر را داراي امضا و شعريت مي كند:
نمي خواهم بزرگ شوي مثل تهران/
نه تو نه حوالي چشمت ...

(مرتضي شاهين نيا)
استعاره ها، مجازها، نشانه ها، نمادها، تمثيلها و صنايع ادبي بيش از آنكه گرهي از مشكلات و پيچيدگيهاي شعر باز كنند، باعث به وجود آمدن انبوهي از دشواريها و سردرگمي ها در آن مي شوند و تلاش بيهوده در معنا كردن آنها در شعر، با متر و معيارهاي معني شناسانه پيش توليد شده، نه مي تواند شخصيت شاعر را بسازد - به ما بشناساند - و نه معناي چندگانه آن را آشكار نمايد. شاعران براي چگونه گفتن است كه شعر مي گويند نه چه گفتن. براي آنها، منش مستقل زباني مهمتر از بينش معنايي وابسته است. به همين دليل مي گويم شخصيت هر شاعر زبان اوست نه آنچه ما مي خواهيم به عنوان معنا در شعر باشد. چون هنر در اوج زيبايي خويش از معنا دور مي شود:
پيراهنت را در باد بينداز
يعقوبهاي منتظر
شايد
سيصد و چهارده نفر شوند...
(جميله سادات كراماتي)


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جشنواره فيلم "كن" پايان يافت ؛ كن لوچ نخل طلا را به خانه برد

پنجاه و نهمين جشنواره فيلم "كن" عصر يكشنبه با اعلام برگزيدگان؛ به كار خود پايان داد. در اين جشنواره كه به رياست "وونگ كار واي" فيلمساز هنگ كنگي برگزار شد ؛ فيلمهاي مختلفي از سراسر جهان با يكديگر به رقابت پرداختند.




هلنا بونهم كارتر و ساموئل ال جكسن (بازيگران هاليوود)، مونيكا بلوچي (بازيگر ايتاليايي)، ژانگ زي يي (بازيگر چيني)، لوكرسيا مارتل (فيلمساز آرژانتيني)، پاتريس لوكونته (فيلمساز فرانسوي)، اليا سليمان (فيلمساز فلسطيني) و تيم راث (بازيگر و فيلمساز آمريكايي) اعضاي هيأت داوري جشنواره امسال بودند كه در كنار وونگ كار واي - رئيس امسال هيأت داوران جشنواره كن - به قضاوت فيلمهاي حاضر در بخش مسابقه نشستند.
پس از 12 روز برگزاري اين جشنواره و قضاوت بيست فيلم بخش مسابقه كه در ميان آنها فيلمهايي از فيلمسازان صاحب نامي چون آكي كوريسماكي، سوفيا كاپولا و ناني مورتي حضور داشت؛ هيأت داوران جايزه نخل طلاي خود را به فيلم "بادي كه در مرغزار مي وزد" ساخته كن لوچ از بريتانيا اهدا كرد. فيلم كن لوچ به دوران آغازين مبارزه ايرلند در راه استقلال مي پردازد. اين كارگردان 69 ساله، فيلم خود را اثري در مخالفت با حمله آمريكا به عراق دانست و هنگام دريافت جايزه اش گفت: "وقتي درباره گذشته سخن مي گوييم شايد بتوانيم به امروز هم نظر داشته باشيم و فيلم ما گامي بسيار كوتاه و تلاشي كوچك در بازشناسي تاريخ امپرياليسم بريتانيا به شمار مي رود."
او از هيأت داوران تشكر كرد و فستيوال كن را "برجسته ترين جشنواره سينمايي جهان" خواند.
كن لوچ امروزه از سرشناس ترين فيلمسازان بريتانيا است. او به نسل فيلمسازاني تعلق دارد كه با تعهدات اجتماعي خود در اواخر دهه 1960 به سينماي بريتانيا سيماي تازه اي بخشيدند.
اين سينماگر در تمام آثار خود به نارواييها و نابرابريهاي اجتماعي تاخته و از حقوق ستمديدگان دفاع كرده است.
كن لوچ با فيلمهاي پيشين خود تا كنون 7 بار در جشنواره كن شركت داشت، اما اين اولين بار است كه جايزه بزرگ فستيوال را از آن خود مي سازد.
در جشنواره امسال دو فيلم برجسته ديگرنيز حضور داشت: "بازگشت" ساخته كارگردان اسپانيايي پدرو المودووار و "بابل" ساخته سينماگر مكزيكي الخاندرو گونزالس ايناريتو.
بازيگران زن فيلم "بازگشت" از جمله پنه لوپه كروز، به طور جمعي، جايزه بهترين بازيگر زن را گرفتند و خود المودووار هم جايزه بهترين فيلمنامه را گرفت.
جايزه بهترين هنرپيشه مرد، به طور جمعي به بازيگران عرب و فرانسوي فيلم سينمايي "روزهاي پيروزي" تقديم شد.
اين فيلم به كارگرداني رشيد بوشارب، روايتي از جنگ در شمال آفريقا است و سربازاني كه در جنگ جهاني دوم در كنار ارتش فرانسه جنگيدند.
ليست كامل برندگان جشنواره امسال پنجاه و نهمين جشنواره فيلم "كن" عبارتند از:
برنده نخل طلا:
"كن لوچ" براي فيلم "بادي كه بر مرغزار مي وزد".
نخل طلاي فيلم كوتاه:
بابي پييرز براي فيلم "نق نقو".
برنده دوربين طلايي:
كورنليو پارومبويو براي فيلم
F AOST SAU N- A FOST
جايزه بزرگ جشنواره كن:
برونو دومون براي فيلم "فلا ندر".
جايزه ويژه هيأت داوران:
آندرئا آرنولد براي فيلم "جاده سرخ".
بهترين كارگرد اني:
آلخاندرو گونزالس ايناريتو براي فيلم "بابل"
بهترين فيلمنامه:
پدرو آلمودو وار براي نگارش فيلمنامه فيلم: "بازگشت"
بهترين بازيگر زن:
گروه بازيگران فيلم "بازگشت" ساخته پدرو آلمودو وار
بهترين بازيگر مرد:
گروه بازيگران فيلم"روزهاي پيروزي" به كارگرداني رشيد بوشارب
جايزه ويژه بخش نوعي نگاه:
وانگ چائو براي فيلم "ماشين لوكس"
جايزه ويژه سينافونداسيون:
گوستاوو ريت براي فيلم GE ZETA


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درباره سومين قسمت "مأموريت غيرممكن" و حاشيه هايش ؛فعاليت مغزي، تعطيل!

٭ وحيد ضرابي نسب
مأموريت غيرممكن 3 (Mission impossible III)
كارگردان: جي جي آبرامز
فيلمنامه: الكس كرتزمن، روبرتو اورسي
بازيگران: تام كروز، فيليپ سيمورهافمن، ميشل موناهان، لارنس فيشبورن
موسيقي: مايكل جاكينو (براساس تم لالواسكيفرن)
محصول: 2006- 128دقيقه

اول)
اگر همين الان كه داريد مطلب را مي خوانيد چيزي حدود چهل و خورده اي سالتان باشد، بايد مجموعه تلويزيوني "بالاتر از خطر" را يادتان باشد. سريالي 168قسمتي كه طي مدت 7سال از شبكه CBS پخش مي شد و با كمي تأخير در تلويزيون خودمان نيز به نمايش در مي آمد. البته نام اصلي اين مجموعه هم مثل بيشتر فيلمهاي آن روز "ايرانيزه" شده بود و آن وري ها "مأموريت غيرممكن" مي خواندنش. اگر هم هنوز اول جواني تان است و خيلي سن و سال نداريد حتماً جناب تام كروز را كه يك تنه به جنگ دشمنان مي رود و دنيا را نجات مي دهد، به ياد مي آوريد. اولين نسخه سينمايي "مأموريت غيرممكن" گيشه را تركاند و در بيشتر كشورهاي جهان فروش قابل قبولي كسب كرد. فيلم آنقدر نوستالژي هاي ينگه دنيايي را زنده كرد كه منتقدان به رغم همه ضعفهايش از آن لذتها بردند و اين چنين شد كه "تام كروز- دي پالما" به شهرتي چند برابر رسيدند. گرچه انصافاً كارگرداني "دي پالما" قابل تحسين بود و نشان از كاربلدي خالق "تسخيرناپذيران" داشت، اما از همان اول معلوم مي شد جناب كروز براي مطرح تر كردن نام خودش از كمدي رمانسهاي اوايل دهه 90 وارد دنياي اكشن شده و مي خواهد "جيمزباند"ي با امضاي خودش باشد: "اتان هانت" مأمور سرويس "نيروي مأموريت غيرممكن IMF"...
پس حتماً قسمت دومي هم در كار بود. اين بار تام كروز به سراغ "جان وو" رفت. كارگرداني كه "تغيير چهره" اش كلي سروصدا كرده بود و اين بار نقش "هانت" كليدي تر شد. حتي كروز در يك اقدام كاملاً نمايشي قبول نكرد به جايش از بدلكار استفاده شود و در خيلي از صحنه ها (مثل آويزان شدن به آن صخره مرتفع) خودش بازي كرد و با همه اين ترفندها فيلم دوم هم به فروش عجيب و غريبي دست يافت كه فقط سهم تام كروز بعنوان بازيگر (و يكي از تهيه كننده ها) حدود 100ميليون دلار شد! "مأموريت غيرممكن2" البته عجيب امضاي "وو" را داشت. كبوترهاي سفيد و صحنه هاي اسلوموشن كه ويژگي اين فيلمساز چيني بود به همراه بالارفتن تعداد صحنه هاي اكشن، اضافه شدن تعقيب و گريزهاي ماشين و موتورسيكلتهاي آن چناني، داستان ماسكهاي تغيير دهنده چهره، رمانسهاي حاشيه اي و محوريت بيش از حد كروز باعث شد اين فيلم هم به فروش جالبي دست يابد.
البته اگر حالا اين دو فيلم را نگاه كنيد خنده تان مي گيرد! حتي معمولي ترين تماشاگرها هم مي توانند ضعفهاي مفرط و چاله و چوله هاي داستاني بيش از حد فيلمها را بشمارند. چيزهايي كه موقع اكران، خيلي از بهترين منتقدان آمريكايي هم آنها را نديده بودند!
دوم)
سومين مأموريت آقاي كروز هم در راه بود. او بايد يك بار ديگر از بين توطئه ها و انفجارها و تيراندازي ها و تعقيب و گريزها و دشمنان ناجور، سربلند بيرون مي آمد و البته كه اين بار مي خواستند "اتان هانت" را زن بدهند! كروز شروع كرد به فهرست كردن كارگردانان مشهور؛ از "آنگ لي" گرفته تا "ديويد فينچر" به هرحال اينكه او بتواند به فيلم صد درصد تجاري اش جنبه هاي هنري هم ببخشد، كلي كلاس بود! اما هيچ كدام از اين كارگردانان قبول نكردند تا اينكه پروژه بيش از حد طولاني شد و "تام" قصه ما هم بايد هر طور بود قسمت سوم را مي ساخت. (احتمالاً وضع مالي اش به خاطر ازدواج با "كتي هولمز" خيلي مساعد نبود!) آخرين پيشنهاد براي كارگرداني اين فيلم جي جي آبرامز، يك كارگردان معمولي تلويزيوني بود كه هيچ سابقه سينمايي نداشت. يكي او را به كروز معرفي مي كند و كروز هم DVD هاي سريال "الياس" او را مي بيند و خوشش مي آيد. به هرحال كار هرطور هست بايد كليد بخورد و حتماً هم موفقيت مالي دو فيلم قبلي كه جمعاً 1/1ميليارد دلار فروش داشته، تكرار كند.
به هرحال كار كليد مي خورد و اين بار لارنس فيشبورن و فيليپ سيمور هافمن هم در فيلم بازي مي كنند.
سوم)
"اتان هانت"، مأمور ارشد و سرشناس ضد جاسوسي "MIF" به منظور آموزش مأموران جديد و جوان اين مركز بازنشسته شده و در عملياتهاي ضدجاسوسي و كارهاي اجرايي شركت نمي كند. اين درحالي است كه سران اين مركز هنوز هم تمايل دارند "هانت" را به مأموريت بفرستند. با پيدا شدن سروكله يك آدم خيلي بد(!) كه مي گويند بزرگترين تبهكاري است كه دنيا به خود ديده، هانت مجبور مي شود خودش به شخصه وارد عمل شود. دشمن او اين بار "اوئن" يك دلال اسلحه و قاچاقچي خطرناك است كه هم سلاح و اطلاعات مي فروشد و هم آدمها را! "لنيزي" مأمور MIF لو رفته و در دام گروه اوئن است و "آقاي هانت" براي آزادي او و نابودي اوئن وارد عمل مي شود. او افرادش را جمع مي كند و از چين تا اروپا به دنبال يافتن سرنخي از اين قاچاقچي خشن مي گردد. اما همه چيز درست پيش نمي رود و مأموريتها ناكام است. گويا اوئن يك مأمور نفوذي در كادر ارشد سازمان ضدجاسوسي دارد كه اطلاعات را لو مي دهد. حالا اوئن مي خواهد عملياتي مرگبار را در واتيكان اجرا كند و همزمان جان نامزد "هانت" هم به خطر مي افتد و توي اين گيرودار آقاي مأمور، بايد هم نامزدش را نجات دهد و هم واتيكان را... و هم اوئن را بكشد!
چهارم)
وقتي آگهي تبليغاتي فيلم يك چنين چيزي باشد: "اتان هانت بازگشته تا با دختر مورد علاقه اش ازدواج كند، ولي همزمان كه يك مأموريت خطرناك برايش پيش آماده، مي تواند به ازدواج فكر كند؟" خيلي نبايد از خود فيلم توقع داشت! "مأموريت غيرممكن3" يك سرگرمي صرف تجاري است كه هيچ هدفي ندارد جز اينكه دو ساعت شما را سرگرم كند و مثلاً به هيجانتان بياورد.
فيلم پر است از سروصداهاي زايد و تصاوير شلوغ و پلوغ، آدمهايي كه شخصيت پردازي درستي نشده اند و وقايع تصادفي محض. شخصيت "اوئن" اصلاً خوب درنيامده اگرچه بازي سيمورهافمن اين كاراكتر را تقريباً نجات داده است. همه تمركز فيلم روي نمايش آقاي كروز است كه از قالب نقش بيرون آمده و مي خواهد كه همه بگويند: "ديدي توي اين صحنه تام كروز چه كار كرد؟!"
به قول يكي از منتقدان آمريكايي "اين فيلم خوراك تماشاگراني است كه قبل از ورود به سالن تمامي فعاليتهاي مغز را تعطيل مي كنند!"


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
انتخاب كتاب سال ؛چرا قيصر امين پور كنار گذاشته شد

گفته مي شود امسال در بيست و سومين دوره برگزاري كتاب سال جمهوري اسلامي ايران، كتاب "سنت و نوآوري در شعر معاصر" تأليف قيصر امين پور، عليرغم به دست آوردن بالاترين امتيازهاي نهايي ازسوي گروه داوري، از گردونه انتخاب حذف شده است. دليل مطرح شده براي اين حذف، تمايل نداشتن امين پور براي دريافت جايزه عنوان شده است.




البته شايد بتوان گفت براي اهالي ادبيات داستاني و شعر، اتفاقاتي كه طي سالهاي اخير براي برگزيدگان كتاب سال رخ داده، چندان تازگي نداشته باشد؛ حتي اگر اين امر، كنار گذاشته شدن اثري باشد كه داوران آن راانتخاب كرده اند!
مرتضي كاخي كه امسال نيز داوري حوزه ادبيات و شعراين كتاب را بر عهده داشته، در اين باره گفت: من به اين كتاب رأي نهايي و نمره 100 دادم. كتاب "سنت و نوآوري در شعر معاصر" قيصر امين پور در آخرين مرحله نهايي داوري حضور داشت. اين تنها باري بود كه در همه دوره هاي داوري كتاب سال، به كتابي رأي 100 مي دادم.
او در پاسخ به اين كه با توجه به نظر مثبت چند داور درباره انتخاب شدن اين كتاب و سپس اعلام نشدن آن به عنوان كتاب برگزيده، آيا پيگير مسأله ازسوي برگزاركنندگان كتاب سال شده يا نه، گفت: من اعتراضي نكردم چون كارمند آنها نيستم؛ تنها به عنوان يك داور نظر دادم و گفتم كه بايد بهترين جايزه را بگيرد. نظر من و ساير داوران اين بود كه صددرصد حق اين اثر است كه جايزه بگيرد.
كاخي متذكر شد: آخرين داور من بودم و در اين مرحله، كتابهاي ديگري كه مي خواستند جايگزين اين اثر كنند، كنار گذاشته شده بود. نمره نهايي را من بايد مي دادم، اگر رد مي شد كه هيچ و اگر نمره مي گرفت، برگزيده مي شد؛ كه امتياز گرفت. اما ديديم كه برگزيده نشد و براي شعر هم كتاب سال انتخاب نكردند.
وي يادآور شد: وقتي كسي را براي جايزه كانديدا مي كنند، پس چرا با امتيازي كه مي گيرد، به او جايزه نمي دهند؟ آثار دكتر شفيعي كدكني را كه اصلاً نمي برند تا داوري كنند؛ اما اين را كه خودشان برده بودند در حوزه انتخابها!
در اين باره ديدگاه ضياء موحد را نيز جويا شديم كه او را جزو كساني اعلام كرده بودند كه اين اثر را بررسي كرده است؛ اما خودش گفت در آن زمان، جراحي چشم داشته و متذكر شد: گفتم نمي توانم داوري كنم، بنابراين گفتند پس ما يك كتاب را برايتان مي فرستيم و شما روي همان نظر بدهيد، كافي است، و با اصرار، كتاب "منطق رياضي" دكتر اردشير را فرستادند. يعني من يك كتاب را بيشتر داوري نكردم كه كتاب سال هم شد !
احمد ابومحبوب ديگر داور اين انتخاب نيز خاطرنشان كرد: كتاب آقاي امين پور امتياز خوبي آورده بود و تمامي داورها تا جايي كه اطلاع دارم، امتياز خوبي به آن داده بودند. اما اين را كه چرا برگزيده نشد، نمي دانم. من هم چيزهايي شنيده ام و دلايلش را نمي دانم.
همچنين مصطفي عليپور در ابتدا با عنوان اين كه مگر قرار نبوده نام داوران مخفي بماند و معرفي نشوند، ضمن تأييد داوري اش بر اين كتاب، گفت: اين اثر جزو عالي ترين كتابهايي بوده كه در اين سالها بررسي شده و فكر مي كنم احتمالاً به آن 96 امتياز دادم. معتقدم كتاب قيصر امين پور يكي از بهترين كتابهايي بوده كه در سالهاي پس از انقلاب داوري شده است.
او افزود: امسال داوري كمي شلوغ بود و به ما گفته بودند كه اصلاً درباره داوري صحبت نكنيد. من هنوز هم مات و متحيرم كه چرا اين كتاب انتخاب نشده است؟! البته چنين فرضهايي درباره دكتر امين پور هست؛ چون سالها پيش گزيده شعرش انتخاب شده بود كه به علت كسالت نيامد جايزه اش را بگيرد و بعدها گرفت؛ اما امسال اصلاً به او اطلاع ندادند. من يكي از كساني بودم كه بشدت متأسف شدم زيرا اصلاً گمان نمي كردم كه اين كتاب با ارزش كنار گذاشته شود.
عليپور درباره پيگيري مسأله نيز گفت: متأسفانه هيچ وقت فرصت نكردم در اين باره صحبت كنم. دبيرجشنواره امسال را نمي شناختم، اما گفته بودند كه احتمال دارد امين پور جايزه را قبول نكند، پس چون جايزه را نمي گيرد، بهتر است كه اسمش هم اعلام نشود. گمان مي كنم اين احتمال بوده و البته احتمال صحيحي هم نبوده است و فكر مي كنم امين پور حتماً جايزه را مي گرفت. فرض هم كنيم كه او جايزه اش را نمي گرفت اما اين كتاب بايد به عنوان برگزيده اعلام مي شد؛ چون كتاب با اين حجم و با اين همه كوششي كه براي آن شده، بي نظير بوده و براي جامعه ما كتاب قابل قبول و تأملي است؛ بويژه براي نسل جوان ما كه تشنه اطلاعاتي است كه در اين اثر است.
او در پايان گفت: من فقط مي توانم بگويم از اتفاقي كه افتاده متأسف و متحيرم.
اما عنايت سميعي كه از او به عنوان يكي از پنج داور اين انتخاب نام برده مي شود و او هم در نشست نقد و بررسي اين كتاب در سال 83 سخن گفته بود، در پاسخ گفت كه امسال جزو داوران نبوده و درباره اين كتاب هم داوري نداشته است.
كاميار عابدي نيز اظهار كرد: البته من نمي توانم به اين پرسش، پاسخ مثبت يا منفي بدهم و در اين زمينه هيچ صحبتي نخواهم كرد. از طرف من هم چيزي ننويسيد. اين را بايد از مسؤولان كتاب سال پرسيد. جالب است خودشان مي گويند نام داوران را اعلام نمي كنيم، و بعد اعلام مي شود! اين كتاب، كتاب خوبي بوده و امين پور زحمت زيادي برايش كشيده است. نمي دانم به چه صورت ممكن است كه امتياز آن به حدنصاب نرسيده باشد!
اما علي اوجبي - دبير بيست و سومين دوره كتاب سال - در پاسخ به اين مسأله، گفت: الآن كه من ديگر سمتي در كتاب سال ندارم، اما در ذهنم چنين مسأله اي نيست و بايد بپرسم و بعد چند روز ديگر به شما جواب بدهم. دبير اجرايي جشنواره بيشتر در جريان است. اما چنين مسأله اي را بعيد مي دانم كه كتاب، برگزيده شده و بعد كنار گذاشته شده باشد. داوران كه يكي دو تا نبوده اند؛ آنها از كجا مي دانند مجموع امتيازها چه بوده؟ يعني همه گفته اند اين كتاب انتخاب شده است؟ اصلاً چنين چيزي امكان ندارد كه برخلاف نظر داوران، كتاب كنار گذاشته شده باشد.
اما موسوي - دبير اجرايي بيست وسومين دوره كتاب سال - گفت: بايد اين پرسش را از دبير جشنواره بپرسيد. من توضيحي ندارم، چون ديگر مسؤوليتي ندارم! من درباره آيين نامه و ضوابط چيزي نمي دانم و نمي دانم چرا پاسخگويي را به من واگذار كرده اند!


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چهارمين افتتاحيه پرفروش تاريخ سينما با "مردان ايكس"

فيلم "مردان ايكس؛ آخرين جايگاه" با 107 ميليون دلار فروش طي سه روز اول اكران خود در مقام چهارم پرفروش ترين افتتاحيه هاي تاريخ سينما قرار گرفت.




فيلم "مردان ايكس 3" كه بازيگراني چون "هالي بري"، "هيو جكمن" و "ربكا روميجن" در آن ايفاي نقش كرده اند؛ محصول كمپاني فيلمسازي "فاكس قرن بيستم" است.
اين فيلم در سه هزار و 690 سالن نمايش اكران شده و با غلبه بر فيلم "رمز داوينچي"، پس از سه فيلم "مرد عنكبوتي"، "جنگ ستارگان 3" و "شرك 2" در مقام چهارم جدول پرفروشترين افتتاحيه هاي تاريخ سينما قرار گرفت. "رمز داوينچي" طي سه روز اوليه اكران اين فيلم، 77 ميليون دلار فروش كرد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
صفارهرندي:تعرفه تبليغ كتاب در صدا و سيما در دست تهيه است

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: ساز و كارهاي تدوين تعرفه اي قابل قبول براي تبليغ كتاب را در دست تهيه داريم. محمدحسين صفارهرندي با اشاره به اين كه سياست وزارت ارشاد، حمايت همه جانبه از چرخه توليد و عرضه كتاب است، به تعاملهاي اين وزارتخانه با صدا و سيما درخصوص تبليغ كتاب پرداخت و گفت: ما ارتباطهاي نزديكي با مديريت صدا و سيما داشته ايم و آنها هم براي انعكاس خبرهاي حوزه كتاب و نشر و همچنين تبليغ آن اعلام آمادگي كرده اند. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين مطلب كه به مانند ساير كالاها، كتاب هم بايد در صدا و سيما تبليغ شود، گفت: قرار است تعرفه اي خاص براي تبليغ كتاب تدوين شود، آن هم با حداقلي قابل قبول براي اهالي نشر تا ضرري به اين دوستان نرسد. البته يكي ديگر از تعاملات ما اين است كه صدا و سيما در ساخت سريالها و فيلمهاي خود، توجه بيشتري به كتاب نشان دهد. وي در پايان به زمان اجرايي شدن اين تعرفه اشاره كرد و گفت: در خصوص اجرايي شدن اين تعرفه، فقط كافي است كه ساز و كارهاي آن را تدوين كنيم و در اين خصوص با صدا و سيما به توافق برسيم. روح كلي قضيه مورد توافق ما و صدا و سيما است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برنامه هاي طنز تلويزيون يار دوازدهم تيم ملي فوتبال

با نزديك شدن به آغاز جام جهاني فوتبال و حمايت سازمان صدا و سيما از تيم ملي، تلويزيون هم اين بار در قالب برنامه هاي طنز به حمايت از تيم ملي فوتبال كشورمان مي پردازد.
مجموعه طنز "زندگي به شرط خنده" در طي برنامه هاي خود به مسايل حاشيه اي فدراسيون فوتبال و مسايل پشت پرده جام جهاني، همراهان تيم ملي، و خوانندگان سرود جام جهاني مي پردازد.
مهدي مظلومي كارگردان اين مجموعه گفت: با توجه به فرا رسيدن جام جهاني فوتبال و حضور تيم ملي فوتبال كشورمان در اين رويداد بزرگ ورزشي تصميم گرفتيم چند قسمت از مجموعه طنز "زندگي به شرط خنده" را به فوتبال اختصاص دهيم.
به گفته وي نام دو قسمت اين مجموعه كه به جام جهاني مي پردازد، "فوتبال" است و نويسندگي اين دو قسمت را خشايار الوند بر عهده دارد.
كارگردان "زندگي به شرط خنده" درباره حضور بازيگران ميهمان در اين مجموعه خاطرنشان كرد عليرغم برخي اخبار مبني بر حضور بازيگران ميهمان در اين دو قسمت، هيچ بازيگر ميهماني دعوت به همكاري نشده و با همان گروه قبلي كارمان را ادامه مي دهيم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar