خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   سه شنبه 9خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 پنجره   
 ايرانسرا   
 فرهنگی   
 مدرسه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ گزارش ]


نگاهي به گسترش زبان مخفي در جامعه ؛ پشت نقاب واژه ها



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به گسترش زبان مخفي در جامعه ؛ پشت نقاب واژه ها

٭ محبوبه علي پور
درپيت، تريپ، كف بريدن و ... واژه هايي هستند كه چند سالي است به وفور در كوچه و بازار و رسانه ها مي شنويم. واژگاني كه نمي دانيم چيستند؟ واژگان مخفي، لمپني، خودماني، نوساخته و... البته اين مهم نيست. مهمتر آن كه اينها وارد زبان ما شده اند و زبان به زبان مي گردند، اما از كجا و چگونه، خود سخن ديگري است. برخي آن را مهم مي دانند و عده اي آن را چندان جدي نمي گيرند. به هر حال، اينها زشت يا زيبا هستند و مي توان آنها را شنيد.




اين اصطلاح رو از كي ياد گرفتي؟
دوستام. همه جوونا حالا اين جوري حرف مي زنن، اونا هم يا از هم ياد مي گيرن يا از تلويزيون.
اسم اين مدل صحبت كردن چيه؟
نمي دانم...
آذين، 19 ساله است. از او مي پرسم:
تا حالا واژه هاي خفن يا تريپ را شنيده اي؟!
بله
چه واژه هايي از اين نوع، مي داني؟
خالي بستن، شوت، يالقوز، هنگ كردن ...
موقع حرف زدن با دوستات از اين واژه ها استفاده مي كني؟
بستگي به شرايط داره. گاهي اوقات.
چطوري اينارو ياد گرفتي؟
٭٭ از دوستام، فاميل، داداشم چون از همه مهمتره.
حوريه- ف مادر دو پسر جوان است. از او مي پرسم:
تا حالا شنيدين پسراتون كلمات "قات زدم" يا "خفن" يا از همين لغتهاي امروزي به كار ببرند؟
آره، زياد. (با خنده)
شما تذكر نمي دين كه ديگه اين طوري صحبت نكنن؟
اوايل چرا. اما، اخيراً نه. چون از اين كلمات بيشتر در محيط خانوادگي و خصوصي استفاده مي كنند، و ديگر آنكه آنقدر اين واژه زياد به كار مي رود كه ديگر بد تلقي نمي شود. راستش گاهي اوقات خودم و پدرش هم براي مزاح از اين واژه ها استفاده مي كنيم. (با خنده)

لباسي مبدل براي زبان
ويكتور هوگو، نويسنده مشهور فرانسوي مي گويد: "زبان مخفي، رختكني است كه هرگاه زبان بخواهد كار بدي انجام دهد، در آنجا لباس مبدل مي پوشد."
اما آيا در كشور ما هم چنين است و اصولاً اين نوع گويش در چه مواقعي و توسط چه كساني كاربرد دارد؟
دكتر تقي وحيديان، استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه فردوسي در اين باره اظهار مي كند: در برخي دوره ها جوانان و بچه ها واژه هايي مي سازند كه پيش از آن در فرهنگ لغات فارسي وجود نداشته است. برخي از اين واژه ها به گونه اي است كه افراد باسواد و فرهيخته با كاربرد آن مخالفت مي كنند، اما به مرور زمان پذيرفته مي شود. در زبان فارسي از ديرباز اين گونه واژه ها وجود داشته است. ولي به دليل آنكه مي خواهيم محتواي ارتباط كلامي ما براي ديگران مخفي بماند يا در نظر داريم واژه اي را برجسته نشان دهيم از اين گونه زبان كه مي توان آن را "واژگان نوساخته" ناميد، استفاده مي كنيم. در حال حاضر، اين واژه ها بيشتر داراي بار عاطفي منفي است. براي نمونه "زيرخاكي" به عنوان "قديمي"، يا "زيراكس بگيرم ازت" كه به مفهوم "بشدت تنبيه ات كنم" مي باشد.
به هر حال وقتي افراد واژه جديدي مي سازند منظورشان اين است كه واژه هاي قبلي نتوانسته مفاهيم مورد نظر را انتقال دهد. براي مثال وقتي مي گوييم "توپ توپ" يعني واژه "عالي" نتوانسته آن بار عاطفي مورد نظر ما را برساند.
دكتر محمدرضا پهلوان نژاد، زبان شناس نيز با اشاره به اينكه زبان مخفي گونه اي از زبان معيار است، مي گويد: هر زبان مجموعه اي از گونه ها و لهجه هاي متعدد از طبقات مختلف اجتماع است. اصطلاح زبان مخفي به جاي "آرگونت" يا "جارگونت" به كار برده شده كه طبق تعريف فرهنگهاي انگليسي، عبارت است از اصطلاحات و واژه هاي فني هر حرفه، شغل و حتي رشته هاي مختلف علمي. در واقع "ترمولوژي" هر حرفه است. به اين ترتيب، در گونه هاي اجتماعي هم نظير رانندگان اصطلاحات خاصي رايج است كه زبان مخفي اين طبقه به شمار مي آيد. اما اصولاً در آثار فارسي كه امروزه در جامعه وجود دارد، بيشتر به جنبه هاي منفي توجه مي شود، بنابراين اغلب در طبقه بزهكار و افرادي كه قصد فريب دارند يا اموري كه مربوط به مسايل امنيتي است، از اين زبان استفاده مي شود.
دكتر محمود اكرامي، نويسنده كتاب "مردم شناسي اصطلاحات خودماني" كه در واقع فرهنگ واژگان مخفي است، نيز در همين باره اظهار مي دارد: در بحث ارتباطات عناصر شامل فرستنده پيام، گيرنده پيام و پيام كه امري ذهني است، منتقل مي شود. اين پيامها يا نمادها در حيطه ارتباطات كلامي شامل واژه ها و اصطلاحات مي شود اگر پيام عام باشد از نمادهاي عمومي- جمعي و زبان معيار استفاده مي كنيم و اگر درون گروهي باشد از نمادهايي كه براي گروه آشناست و شموليت كمتري دارد بهره مند مي شويم. اين گونه كلمات و كاربرد آن را "زبان مخفي" مي گوييم؛ زيرا براي گروه هايي كه زندگي سري دارند استفاده مي شود. براي نمونه خرده فرهنگهايي همچون مجموعه زندانيان از اين گونه زبان استفاده مي كنند كه هدف اصلي آنها پنهان داشتن مقاصد خود مي باشد، مفاهيمي كه ديگران معناي آن را نمي دانند. براي نمونه، زماني كه قاچاقچي مي گويد: "پنير" منظورش مواد مخدر است، از همين پنهان بودن مفاهيم استفاده مي كند. وي مي افزايد: در برخي موارد چون اين واژه ها در محيطهاي دوستانه و گروه هاي هم سن و هم جنس به كار مي رود، مي توان آن را زبان خودماني دانست كه برخي از واژه هاي اين جمع در گروه زبان مخفي نيز مي گنجد.
وي مي گويد: برخي مواقع هدف، پنهان كردن مفاهيم نيست، بلكه تبديل ارتباط رسمي به غيررسمي است. براي مثال به كسي كه خيلي مي چسبد يا به قولي پيله است، مي گوييم "زگيل" يا "چسب" با اين واژه ما قصد مخفي كردن نداريم. لذا اين واژگان را "خودماني" مي توان دانست.
اكرامي در پاسخ به اينكه، به عنوان يك محقق در امر زبان مخفي چرا جوانان بيشتر به اين زبان گرايش دارند، مي گويد: بنابر پژوهش انجام شده، 5/31 درصد كساني كه از اين زبان استفاده مي كنند، به دليل پنهان كاري و حفظ اسرار، 16درصد براي آنكه با ديگران متفاوت باشند، 16 درصد براي ابراز محبت، 9 درصد براي ابراز صميميت، 5/7 درصد براي همراهي با گروه همسالان، 14درصد به منظور طنز و شوخي و 5/4درصد به منظور رهايي از فشارهاي هنجاري از اين زبان استفاده مي كنند.

عدم شفافيت زبان
دكتر مهاجري، استاد دانشگاه و جامعه شناس نيز از زاويه ديگري به اين امر توجه كرده و مي گويد: در فرهنگ و جامعه ايراني با اصل عدم شفافيت مواجه هستيم، به طوري كه بسياري از پژوهشگران حوزه انسان شناسي فرهنگي و جامعه شناسي بر اين باورند كه بنابر همين اصل عدم شفافيت، شخصيت افراد در لايه هاي مختلف پيچيده شده است يا به تعبيري ديگر افراد داراي شخصيتهاي چند لايه هستند. افرادي كه چنين خصوصيت فرهنگي دارند از نمايان كردن واضح و روشن شخصيت خود هراسانند و سعي مي كنند برخي مفاهيم را پنهان، غيرمستقيم و پيچيده در الفاظ غيررسمي بيان كنند.
وي در خصوص دلايل اين موضوع مي افزايد: اين امر به تاريخ، موقعيت جغرافيايي و ارتباطات فرهنگي ما برمي گردد؛ زيرا جامعه ايراني بنابر پيشينه هزاران ساله از يك ناامني رنج مي برده است كه خود ناشي از عدم ارتباط شفاف دولتها با مردم، حاكميت ارباب و رعيتي، مرزهاي ناامن و حضور بيگانگان - كه در ايران حكومت مي كردند اما سابقه ايراني نداشتند- مي باشد. از اين رو، مردم ياد گرفتند و به تعبير ديگر جزو ژن فرهنگي آنها شده كه خيلي شفاف نباشند. اين عدم شفافيت به حوزه زبان نيز وارد شده است. بنابراين مردم سعي مي كنند از ادبيات و فرهنگي استفاده كنند كه مستقيم و شفاف مقاصد آنها را بيان نمي كند. برخي گروه هاي اجتماعي نيز از اين ادبيات پنهان استفاده بسياري مي كنند. از همين رو، فرهنگ ايراني نشان مي دهد، هر زمان ميزان امنيت در جامعه كمتر باشد، مردم بيشتر به ادبيات و زبان غيرمستقيم روي مي آورند و از واژگاني كه مربوط به زبان استعاره اي است، بهره مي برند.
علت ديگر، كمرنگ بودن ادبيات نوشتاري در ايران است؛ يعني زبان نوشتاري ضعيف مي باشد و مردم بيشتر زبان شفاهي را به كار مي برند.
وي به دليل عدم اقبال مردم به ادبيات نوشتاري اشاره كرده و اضافه مي كند: يكي از علل كاربرد بيشتر زبان شفاهي دردسر كمتر آن است. چون وقتي بحثي شفاهي مطرح مي شود، فرد مي تواند آن را كتمان كند، اما در حالت نوشتاري اين گونه نيست. دليل عمده ديگر، اين است كه ايراني ها به نظر برخي جامعه شناسان از عصر گوتنبرگ به سرعت گذشته اند و به تعبيري پس از عصر شفاهي اول كه زمان نقل قولهاي سينه به سينه زبان بوده به عصر شفاهي دوم وارد شده اند بدون اينكه اين دوره را درك كرده باشند در حالي كه كشورهاي توسعه يافته بعد از دوران شفاهي اول وارد عصر كتابت شده اند. اما ايراني ها عصر كتابت را درك نكرده اند و اين از ضعفهاي عمده ماست كه هنوز از آن رنج مي بريم و از موانع رشد و پيشرفت ما محسوب مي شود، همين باعث عدم تمايل جامعه ايراني به زبان نوشتاري مي باشد.
دكتر مهاجري به علت گرايش جوانان به زبان مخفي پرداخته و مي گويد: در زبان شفاهي اخير كه بيشتر واژه هاي لمپني در آن ديده مي شود، تأثير گرفته از برخي فيلمهاي كمدي است؛ چرا كه برنامه هاي طنز در ايران آن قدر قوي و شيرين نيست كه تماشاگر را جلب كند، لذا در فيلمها به زبان كم ارزش و حاشيه اي روي مي آورند تا جذابيت به دست آورند.

حركت به سوي سادگي زبان
زماني كه دكتر سمايي در سال 1382 كتاب خود را با عنوان "فرهنگ و لغات زبان مخفي" منتشر كرد، با واكنشهاي بسياري روبه رو شد؛ زيرا بسياري معتقد بودند انتشار چنين واژه نامه اي باعث گسترش واژگان مخفي در جامعه مي شود.
آيا به راستي به كار بردن چنين كلماتي باعث صدمه به زبان معيار ما نمي شود؟
دكتر وحيديان، استاد دانشگاه و صاحبنظر در قواعد دستوري اين گونه پاسخ مي دهد: همه پديده هاي اجتماعي پيوسته در تغيير و تحولند زبان هم يك مسأله اجتماعي است و دستخوش دگرگوني مي شود، اما اين امر نه به سوي كمال مي رود نه به سمت انحطاط؛ چرا كه تغييرات زبان دو نوع است، نخست تغييرات دروني كه براساس عوامل متعدد رخ مي دهد؛ يكي از آنها، اصل كم شدن است؛ يعني انسان سعي دارد پيوسته با كمترين واژه مفاهيم خود را منتقل كند. لذا، زبان به سوي سادگي مي رود. براي مثال كلمه برف در اوستايي "وفره" بوده، در پهلوي تبديل به وفر شده و در فارسي دري به صورت "برف" درآمده است. در همه واژه ها چنين وضعي رخ داده است. منتها اين سادگي در حدي پيش مي رود كه مخل تفهيم نباشد؛ براي نمونه واژه "افاده" به "افه" تبديل مي شود ولي هرگز "ا" نخواهد شد. قرنهاست كه اين تغييرات زباني رخ مي دهد و همه آن را پذيرفته اند؛ زيرا اگر پديد نمي آمد ما بايد به زبان اوستايي صحبت مي كرديم. زباني كه امروز براي ما بيگانه است.
وي مي افزايد: نوع ديگر تحولات زباني مربوط به عوامل بيروني است. به طور مثال، محصولي جديد و اختراعي نو نامي نو و جديد مي خواهد. اگر برنامه ريزان فرهنگي زودتر به فكر باشند و فارسي آن را بسازند مشكلي رخ نمي دهد، اما اگر ديرتر توجه كنند نمي توان جلوي نام جديد را گرفت؛ زيرا هر چه در اذهان مردم جا بگيرد تغيير آن ميسر نيست يا حداقل با دشواري ممكن مي شود.
وي مي گويد: اصولاً مردم تحولات ديگر اجتماعي را از جمله شيوه معماري و ... را به سادگي مي پذيرند، اما در برابر تغييرات زباني واكنش نشان مي دهند. علت اين امر آن است كه ساير تغييرات را فرهيختگان انجام مي دهند، ولي تغييرات زباني حاصل كار جوانان و بچه ها و عوام است. بنابراين، با تغييرات زباني مخالفت مي كنند؛ زيرا تصور مي كنند زبان اصولي دارد كه اگر از آن منحرف شوند به سوي تخريب مي رود. در حالي كه چنين نيست. تحولات بيروني زبان ناشي از تحولات اجتماعي است و اين تغييرات در پي تحولات اجتماعي اجتناب ناپذير مي باشد. به اعتقاد من هيچكس نمي تواند جلوي اين تغييرات را بگيرد، چون سيلي است كه مي رود.
دكتر وحيديان در ادامه به تأثير واژگان مخفي بر زبان معيار اشاره مي كند، مي گويد: وجود اين گونه واژه ها نگران كننده نيست؛ زيرا خود زبان اگر احساس نياز كند آنها را مي پذيرد، در غير اين صورت حذف مي كند. براي مثال به هنگام نمايش يك سريال تلويزيوني بسياري از افراد با نگراني از ترويج واژگان آن ياد مي كردند.
در حالي كه با اتمام سريال مزبور واژه هاي آن نيز به فراموشي سپرده شد؛ چون تغييرات زباني مثل دگرگوني پوشاك نيست كه به سرعت قابل تعويض و تغيير باشد. تغييرات زباني كند و در طول زمان رخ مي دهد.
دكتر پهلوان نژاد، زبان شناس نيز معتقد است: در سالهاي اخير زبان، گسترش و انعطاف پذيري بسياري داشته است، بخصوص در حوزه زبان تغييرات واژگان نسبت به تغييرات نحوي و آرايي بيشتر بوده است. از دلايل آن مي توان به تغييرات سياسي و اجتماعي اشاره كرد. با دگرگونيهاي سياسي شاهد رواج واژگاني چون جامعه مدني، نهادينه سازي و ... بوديم؛ زيرا قرار است مفاهيم را از طريق واژگان انتقال دهيم. در شرايط اجتماعي امروز نيز كه با قشر وسيعي از جوانان روبه رو هستيم، آنان نيز مسايلي دارند و نياز به زباني كه بتواند اين مفاهيم را انتقال دهد احساس مي شود. از همين رو شرايط اجتماعي بر كل زبان تأثير مي گذارد كه يكي از گونه هاي آن زبان مخفي است.

رابطه زبان با تحولات اجتماعي
علاوه بر آنكه تغييرات زباني مي تواند نشان دهنده تحولات اجتماعي باشد، مي تواند آسيبهاي اجتماعي حاكم بر جمعيت جوان را نشان دهد.
زماني كه در سال 1382 كتاب "زبان مخفي" دكتر سمايي به چاپ رسيد، معلوم شد كه از 513 واژه موجود در كتاب، 111 مورد آن مربوط به مسايل جنسي و آسيبهاي مربوط به آن است. 20 مورد مربوط به مواد مخدر و الكل، 25 مورد راجع به واژگان امنيتي نظير نيروي انتظامي، معلمان و خبرچيني و 48 مورد بيانگر مفاهيم مربوط به اختلاف طبقاتي، فرهنگي و اصولاً شكاف طبقاتي است. اين در حالي است كه استفاده از زبان مخفي رو به گسترش است. اما پرسش اينجاست اگر ما زبان را يك رفتار اجتماعي بدانيم آيا استفاده كنندگان از اين گونه واژه ها، ضد اجتماعي و ناهنجار محسوب نمي شوند؟
دكتر مهاجري در اين باره مي گويد: به اعتقاد من زبان يك رفتار اجتماعي نيست، بلكه جايگاه فراتري دارد؛ چون حلقه اتصال انسانها به هم است وسيله اي كه بازگو كننده و باز خواننده رفتارها مي باشد. جايگاه زبان خيلي وسيع تر است. زبان شاخص اندازه گيري هويت، تاريخ، انديشه، معرفت و دانش يك جامعه است.
موقعي كه در زبان غيرمستقيم جوانان به واژه هايي برمي خوريم كه وضعيت اجتماعي را نشان مي دهد، اين هم از عدم شفافيت فرهنگي ناشي مي شود؛ زيرا زماني كه افراد در برقراري ارتباطات، بيان خواسته ها و اعتقادات و ارزشهاي خود دچار ترس و ترديد باشند و تعارضهاي فرهنگي و ارزشي بر آنها حاكم باشد، از واژه هاي غيرمستقيم استفاده مي كنند كه عموماً به دليل نبود آموزش بيشتر لمپني و سطحي است. از سوي ديگر به كارگيري اين گونه زبان نيز جنبه آسيب شناسانه دارد؛ زيرا زبان شاخصي براي اندازه گيري واقعيات يك جامعه است و مي تواند به طور غيرمستقيم از فراواني به كارگيري واژگان ياد شده، به تحليل و ارزيابي آسيبهاي اجتماعي پرداخت.
زبان مخفي، امروز علاوه بر جلوه هاي اجتماعي مي تواند از نظر ادبي و دستوري هم جالب توجه باشد؛ زيرا اگرچه پديد آورندگان اينها افراد بي سواد، بزهكار و كم تجربه به شمار مي آيند، اما در ساخت خود با اصول واژه سازي هماهنگ است.
دكتر وحيديان در خصوص روند واژه سازي در زبان مخفي مي گويد: در اين واژگان از اصول واژه سازي زبان معيار استفاده مي شود.
براي نمونه فرآيند شبيه سازي (برج ميلاد به معناي لاغر) فرآيند برجسته سازي (تابلو به معني مشهور)، فرآيند اختصار (افه به جاي افاده)، فرآيند تركيب سه شدن (خراب شدن).
با وجود آنچه گفته شد هنوز هم بسياري از افراد اعتقادي به زبان مخفي ندارند و آن را مخل زيبايي زبان فارسي مي دانند.
دكتر مهاجري جامعه شناس در اين باره اظهار مي كند: عدم انتظام و ضعف نظام آموزشي و برنامه ريزي فرهنگي و فرهنگ پذيري باعث شده تا استعدادها براي گرايش به فراگيري زبان ضعيف و حاشيه اي بيشتر شود، لذا، اين خطري جدي براي زبان فارسي است.

نقش بي رنگ خانواده
بسياري از خانواده ها مي پرسند: اگر فرزندانمان از اين گونه واژه ها استفاده كنند بايد چه برخوردي داشته باشيم؟
در اين خصوص دكتر مهاجري اظهار مي دارد: با توجه به كاهش قدرت خانواده و تعديل كاركرد آن و همچنين كاهش نقش خانواده در جامعه پذيري فرزندان، خانواده مي تواند در هماهنگي با عوامل اجتماعي ديگر مانند مدارس، گروه همسالان به اصلاح و كنترل اين موضوع بپردازد. اما بيشتر نمي توان انتظار داشت؛ چون فرد امروز پيش از آنكه در اختيار خانواده باشد در اختيار رسانه هاي جمعي و گروه هاي همسالان است.
وي مي افزايد: به دليل اهميت رسانه ها در جامعه پذيري زبان بايد بر برنامه هاي رسانه هاي جمعي، كميته هاي عالي نظارت اجتماعي متشكل از كارشناسان و فرهيختگان بيشتر نظارت كند، تا رسانه ها از يك سو در توليد اين واژگان نقشي نداشته باشند و از سوي ديگر در كنترل ترويج آنها سهم مؤثري داشته باشند.
دكتر پهلوان نژاد نيز خاطرنشان مي كند: اگر سن فرزندان در حد طفوليت باشد، تقليد چنين واژگاني اهميت ندارد. اما در سنين جواني و نوجواني كه او قدرت درك محاسن و معايب مسايل را دارد، كاربرد چنين واژه هايي به دليل آنكه نشان دهنده شأن اجتماعي و شخصيت فرد است، پسنديده نمي باشد. بنابراين بهتر است خانواده به طور غيرمستقيم و با كاربرد صحيح واژگان، او را به استفاده از شيوه رسمي تشويق و ترغيب كند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar