خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   شنبه 13خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 فرهنگی   
 پیامبر اعظم   
 ديدگاه   
 انديشه   
 بانوان   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   

[ ديدگاه ]


نگاهي به ابعاد شخصيتي حضرت امام خميني (ره) ؛ مردي آگاه از وضع جهان و شرايط زمان



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به ابعاد شخصيتي حضرت امام خميني (ره) ؛ مردي آگاه از وضع جهان و شرايط زمان
٭ آيةا... جعفر سبحاني
اشاره: هاضمه زمان، حوادث تلخ و شيرين و رويدادهاي بزرگ و كوچك را در خود هضم كرده و به تحليل مي برد، و رويداد، هر چند



عظيم و شور آفرين و غوغا برانگيز باشد، تا مدتي مي تواند در هاضمه جهان باقي بماند و افكار را متوجه خود سازد. اما گذشت شب و روز، ورق خوردن صفحات ايام، رفته رفته حادثه را كم رنگ تر مي سازد و از فروغ آن مي كاهد و بتدريج به صورت مركبي بر صفحات تاريخ درمي آيد و احياناً در تاريخ هم نمي توان براي آن جاي روشني پيدا كرد. در اين ميان، برخي از حوادث، از اين سنت كاملاًً مستثني مي باشند و هرگز هاضمه جهان، هر چند هم قوي و نيرومند باشد، قادر به هضم و حل آنها نيست. تو گويي اين حوادث هيچ گاه فراموش نمي شود و گذشت زمان آن را فرسوده ننموده و از طراوت آن نمي كاهد.
اين نوع از حوادث استثنايي به خاطر ويژگي خاص خود، از ثبات و استواري برخوردارند. اين ويژگي عبارت است از پيوند رويداد به دين و آيين يك ملت از يك طرف و پيوند دين با فطرت انسان از طرف ديگر و نتيجه اين دو جهت، ثابت ماندن حادثه در قلوب و نفوس ملتها است. آفرينش انسان با دين و گرايش به ماوراي طبيعت عجين و آميخته است و هرگز از او جدا نمي شود و تا انسان انسان است، پيوسته طبيعت او با چنين كشش و تمايلاتي همراه است و طبعاًً حادثه اي كه پيوند مستقيم با تمايلات دروني و ابدي انسان دارد، هرگز به دست فراموشي سپرده نمي شود، و اين اصل يك اصل كلي است كه شرق و غرب نمي شناسد. روي اين اصل هرگز جامعه اسلامي و تاريخ بشريت، شخصيت ممتاز و كم نظير حضرت امام خميني(ره) را كه با افكار و انديشه هاي بلند و سعي و تلاشهاي صادقانه خود مسير تاريخ را دگرگون كرده فراموش نخواهد كرد. شخصيتي كه توانست در پرتو اعتماد به لطف الهي و ايمان به هدف، نظام كهن دو هزار و پانصد ساله را به زباله دان تاريخ بريزد و به جامعه اسلامي هويت تازه اي بخشد و گرد خود فراموشي را از چهره آنان بزدايد و آنان را با شخصيت واقعي خود آشنا سازد. اين شخصيت و اين رويداد به خاطر پيوندي كه با دين و ايمان مردم دارد، ثابت و پابرجا خواهد بود و گرد نسيان هرگز بر روي آن نخواهد نشست. شخصيت حضرت امام(ره)، بنيانگذار انقلاب اسلامي و بيدار كننده جامعه مستضعفان و محرومان -ابعاد مختلف و گوناگوني دارد كه هرگز نمي توان حق همه آنها را در اين گفتار ادا نمود. ايشان به طور خلاصه، انسان كاملي بود كه علم و عمل را به هم آميخته و عرفان و اخلاق را در خود مجسم نموده و با فقاهت و اجتهاد واقع بينانه، بيانگر احكام و سياست و حقوق اسلامي بوده است. ايشان نه تنها در مراحل علمي پيشتاز اين مسير بوده، بلكه در مراحل اجتماعي و سياسي يك فرد آگاه از وضع زمان و آشنا به درد و درمان بود و نهيب او بر مستكبران و سلطه جويان، تازيانه اي بود كه پشت آنان را مي لرزاند و نقشه هاي آنان را بر باد مي داد. مقام عرفاني و فلسفي، فقاهت و اجتهاد، ذوق ادبي و آشنايي او به لطايف كلام، آگاهي او از سياستهاي جهاني و اخلاق آموزنده و سازنده او، مناجاتهاي تكان دهنده نيمه شب وي همه و همه پرتويي از ابعاد گسترده شخصيت ايشان مي باشند، ولي آن چه مي توان در اين باره گفت، اين است كه او داراي دو خصيصه گرانقدر بود كه همه آثار و تجليات را به دنبال داشت: 1- ايمان اصيل و نيرومند به مبدا و معاد 2- عشق به هدف و آرمانهاي اسلامي و ايثارگري همه جانبه در راه آن. اين دو عنصر از صفات بارز و عناصر چشمگير شخصيت او به شمار مي رود. گفتني است: نگاشته حاضر ، وام گرفته از پايگاه اينترنتي مركز جهاني علوم اسلامي است، كه با توجه به محتواي ارجمندي كه دارد ، در اين ايام كه مقارن با سفر آن پير فرزانه است، تقديم خوانندگان ارجمند مي گردد.

آگاهي از وضع جهان
امام صادق(ع) در حديث كوتاهي چنين مي فرمايد: "انسان آگاه از اوضاع و شرايط زمان هرگز غافل گير حوادث غير مترقبه نمي شود."
در اين حديث، يكي از شرايط رهبري بيان شده است، رهبر بايد با ديد نافذ از حوادث تلخ و ناگواري كه در كمين امت او است از قبل آگاه باشد و براي آن چاره بينديشد.
يكي از ابعاد شخصيتي حضرت امام(ره)، آگاهي او از وضع جهان و شرايط زمان بود و حركتهاي سياسي و الحادي را كه در جهان بر ضد اسلام در حال شكل گرفتن بود، به خوبي مي شناخت و همه را مد نظر داشت و اگر از دوران جواني داراي چنين خصيصه اي نبود، هرگز در دوران پيري نمي توانست انقلاب اسلامي را با چنين صلابت و استواري، متجاوز از ده سال رهبري كند و دشمنان را به تعجب و شگفتي وادارد.
ايشان به خاطر چنين خصيصه اي، از دوران جواني، رجال صالح و خائن كشور را مي شناخت، و تا آن جا كه امكانات زمان اجازه مي داد، از طرق مختلف، مسايل سياسي را تعقيب مي كرد.
در دوران پراختناق حكومت "رضاخان " كه از سال 1304 شمسي آغاز شد و در شهريور 1320 به پايان رسيد، تمام وسايل در اختيار دولت بود و كمتر كتابي حتي دور از سياست به چاپ مي رسيد، ولي پس از شهريور20 و ورود متفقين به ايران و شعله ورشدن آتش جنگ جهاني، زنجيرها از قلم و بيان برداشته شد و حضرت امام از اين فرصت استفاده كرد در رساله "اسرار هزار ساله " به بيان حقايق پرداخت و پرده ها را بالا زد.
قلم شيوا و بيان لطيف و در عين حال شور انگيز كتاب "كشف الاسرار" توانست روح تازه اي در قلوب مسلمانان ايران بدمد. ايشان تحت عنوان "چرا رضاخان با علما بد بود؟" ماهيت زشت حكومت رضاخاني را تشريح و مقام گرانقدر روحانيت را براي مردم روشن كرد.
كتاب "كشف الاسرار" نه تنها يك كتاب عقيدتي و فكري است، بلكه يك كتاب كاملاً سياسي نيز مي باشد. با آن كه حضرت امام به خاطر دوري از تظاهر آن را بدون ذكر نام مؤلف چاپ كرد و مايل نبود كه مؤلف آن شناخته شود، ولي به حكم اين كه هر عملي كه خالصانه براي خدا باشد بيشتر رشد مي كند، نشر كتاب بدون نام مؤلف، سبب اشتهار بيشتر نويسنده شد و در هر حال هر كس آن كتاب را بخواند اذعان مي كند كه ايشان از همان دوران ديرينه، داراي افكار بلند سياسي بوده و پيوسته مي خواسته نظام اسلامي را جايگزين نظامهاي فاسد كند.
متفقين در سالهاي 1324- 1325 ايران را ترك كردند و بار ديگر استعمار مصلحت ديد كه فرزند رضاخان بر سر كار باشد و برنامه پدر را با رياكاري خاصي تعقيب كند و به مرور زمان، استبداد را بار ديگر به ايران باز گردانيد و هر چه پيش مي رفت بر قدرت نظام افزوده مي شد. امام را در اين دوران يعني از سالهاي 25 تا 40 كاملاًً ساكت و آرام مي بينيم كه تنها به تدريس فقه و اصول و اخلاق و فلسفه مي پرداخت و كمتر در مسايل سياسي بحث مي كرد. اما چه شد كه ايشان از سالهاي 1325 تا 1340 از تحرك باز ايستاد در اين جا نكته اي است و آن اين كه:
مرحوم آيةا... بروجردي در سال 1324 كه براي معالجه از بروجرد به تهران آمده بود، بنا به درخواست زعما و فضلاي قم، در اين شهر اقامت گزيد و پس از درگذشت آيةا... اصفهاني در سال 1325، رشته زعامت را به دست گرفت و رسالت رهبري را به دوش كشيد.
امام كه خود يكي از دعوت كنندگان مرحوم آقاي بروجردي به قم بود، وقتي چنين مرجعي را پذيراي مسؤوليت ديد، احساس آرامش كرده، ديگر وظيفه نديد مسايل سياسي را مستقيماً تعقيب كند.
ايشان در عين حال، مسأله مهم "النصيحة الائمة المسلمين " را فراموش نمي كرد و در مواقع حساس مشورت و يادآوري لازم را انجام مي داد.
با درگذشت مرحوم آيةا... بروجردي نقطه عطف در تاريخ حيات امام (ره) آغاز شد. مرحوم آيةا... بروجردي در فروردين ماه 1341 وفات كرد و شاه كه مدتها انتظار چنين فرصتي را مي كشيد تا برنامه هاي خائنانه خود را يكي پس از ديگري به اجرا درآورد، فرصت را مناسب ديد تا به تضعيف مرجعيت در ايران بپردازد. او گاهي در سخنان خود مي گفت: اكنون موانع برداشته شده و بايد برنامه هاي اصلاحي اجرا شود و ديگر در ايران شخصيت مهمي كه مانع از اجراي برنامه هاي ما باشد، به چشم نمي خورد.
چيزي نگذشت كه تصويب آيين نامه انجمنهاي ايالتي و ولايتي پيش آمد كه در آن اهانت خاصي به كتاب مقدس آسماني ما شد و پاره اي از قوانين رسمي آن زير پا گذارده شده بود.
طرح آيين نامه "انجمنهاي ايالتي و ولايتي " يك طرح آزمايشي بود تا هيأت حاكمه از واكنش آن در محافل روحاني و پايه علاقه آنان به حفظ اصول اسلام آگاه شوند.
رئوس طرح در روزنامه هاي عصر پايتخت ، يعني كيهان و اطلاعات آن روز در نيمه مهرماه 1341 چاپ شد. نگارنده در جلسات خصوصي شاهد انتقادهاي امام خميني(ره) از دولت و سوء نيت آن نسبت به اسلام بود، امام سپس داماد خود، مرحوم اشراقي را احضار و درخواست نمود كه به منزل آيةا... حائري برود و از ايشان درخواست نمايد كه مراجع وقت را به منزل خويش دعوت كنند تا درباره اين تصويب نامه به طور دسته جمعي تصميم بگيرند.
اجتماع با شكوه مراجع درآن شب در خانه آيةا... حائري نشانه وحدت و يگانگي بود و تلگرامهاي همگان حاكي از ثبات و مقاومت روحانيت، در برابر توطئه هاي شاه به شمار مي رفت، ولي در اين ميان تلگرام امام از صلابت و سازش ناپذيري خاصي حكايت مي كرد.
در اين نهضت، كه دو ماه به طول انجاميد، نامه هاي امام به اطراف، ملت را با شخصيت آگاه او آشنا ساخت و مردم بتدريج رهبر خود را شناختند.
جريان انجمنهاي ايالتي و ولايتي به پايان رسيد اما دولت وقت با رياكاري خاصي، تصويب نامه را پس گرفت، ولي با نيرنگ ديگري پس از چند ماه تحت عنوان لوايح شش گانه راه خود را تعقيب كرد كه در آن حق و باطل را به هم آميخته بود.
در چنين شرايطي صلابت امام و استواري و استقامت او بيش از پيش آشكار شد و با تحريم رفراندوم و مقاومت در برابر فشار دستگاه و اعلام عزاي ملي، ضربه محكمي بر حيثيت هيأت حاكمه وارد آورد. در اين اوضاع و شرايط امام در پانزده خرداد 1342 دستگير شد و انتشار خبر دستگيري امام غوغايي در تهران به پا كرد كه در نتيجه آن عده اي از فرزندان اسلام به وسيله دژخيمان شاه به شهادت رسيدند و روز پانزده خرداد براي هميشه روز عزا اعلام شد.
امام پس از هشت ماه، سرانجام بر اثر فشارهاي داخلي و خارجي آزاد شد و به قم بازگشت.
چيزي نگذشته بود كه مصونيت مستشاران آمريكايي (كاپيتولاسيون) در آبان ماه 1343 پيش آمد و مجلس شوراي آن روز ذلت اسلام و مسلمانان را با تصويب آن امضا كرد.
امام با سخنراني گرم و شورانگيز و هيجان آفرين و با پرخاشگري خاص خود، انقلاب نويني را به پا كرد كه منجر به دستگيري و تبعيد ايشان به تركيه گشت.
هيأت حاكمه سرانجام پس از سنجشها و محاسبات فراوان تصميم گرفت در سال 1346 امام را از تركيه، به نجف اشرف تبعيد كند تا در آن محيط علمي محصور گردد و سخنان او كمتر شنيده شود. ولي اين رهبر آگاه در اقامت چهارده ساله خود در نجف، تمام حركتها را در ايران زير نظر داشت و به هسته هاي مقاومت كمك مي نمود و از طريق نامه و سخنراني و ارسال پيامها بر شور مردم و هيجان آنان مي افزود.
سرانجام دستگاه بر اثر بي خردي با نشر مقاله اي در روزنامه اطلاعات بر ضد امام، گور خود را به دست خود كند. اين بار، يك نهضت گسترده همه جانبه به وجود آمد كه ديگر دستگاه نتوانست آن را مهار كند و اين انقلاب از دي ماه 1356 تا 22 بهمن 1357 ادامه يافت.
اعتصابهاي دسته جمعي روحانيون، حوزه هاي علميه، دانشگاهها، مراكز صنعتي، و اداري و سرانجام نيروهاي نظامي سبب شد، رژيم 2500ساله در 22 بهمن 57 فروريخته و به تاريخ سپرده شود.
امام از 22 بهمن به عنوان يك مرجع و رهبر سياسي و ديني مطلق شناخته شده و با درايت و ژرف بيني خاصي بسياري از توطئه ها را خنثي نمود و توانست پس از ده سال رهبري، نظام با شكوه اسلامي را به امتي كه تربيت كرده بود تحويل دهد.

بعد فلسفي و عرفاني
آگاهي از بعد فلسفي و عرفاني او در گرو اين است كه سير رشد علمي امام را از دوران جواني تا دوران مرجعيت را مرور كنيم.
امام در يك بيت علمي در بيستم جمادي الثاني 1320 چشم به دنيا گشود، ولي در همان دوران كودكي پدر را از دست داد و در تكفل برادر ارجمندش جناب آيةا... پسنديده درآمد و در آغوش گرم او بزرگ شد. از همان دوران كودكي و نوجواني، بينش نافذ و نگاههاي حساس او از نبوغ و استعداد خاص وي حاكي بود. وي ادبيات فارسي و عربي را تا معاني و بيان و بديع در همان زادگاهش تحصيل كرد و سپس براي تحصيلات بالاتر در سال 1329 به شهرستان اراك مهاجرت نمود. شهرستان اراك در آن روز شاهد تأسيس حوزه جديدي بود كه به وسيله بزرگ مرد الهي آيةا... حائري (رحمة ا...) پي ريزي شده بود. وي در سال 1332 اين حوزه را تأسيس نموده و تا 1340 آن را اداره كرد و فضلا را از اطراف و اكناف در آن جا گرد آورد.
حضرت امام پس از انتقال آية الله حائري به شهرستان قم و تصميم بر تأسيس حوزه جديد در اين شهر، بلافاصله از شهرستان اراك به قم مهاجرت نمود و سطوح عالي را از محضر اساتيد بزرگي از جمله مرحوم آيةا... حاج سيد محمد تقي خوانساري فرا گرفت. پس از چهار سال اقامت در قم شايستگي آن را پيدا كرد كه از سال 1344 به درس آيةا... حائري راه يابد و تا سال 1355 از حوزه فقهي و اصولي مرحوم حائري بهره مند شود. ايشان بخشي از درسهاي مهم استاد خود را به رشته تحرير درآورد تا آنجا كه آخرين نظريات فقهي و اصولي آيةا... حائري را در كتابچه خاصي به نام "فوائد" گردآوري نمود.
تأسيس حوزه در قم سبب شد كه شخصيتهاي بزرگ فلسفي و عرفاني براي بهره رساني و بهره گيري از حرم اهل بيت در آن جا رحل اقامت افكنند و در اين ميان مي توان از دو شخصيت بزرگ، مرحوم آيةا... شاه آبادي و مرحوم آيةا... رفيعي قزويني نام برد.
حضرت امام پنج سال تمام، عرفان را نزد آيةا... شاه آبادي تحصيل و فلسفه را از مرحوم آيةا... رفيعي آموخت، ولي در ميان اين دو نفر به مرحوم شاه آبادي عشق مي ورزيد و مي گفت: من تا كنون انساني به اين لطافت طبع نديده ام و مي افزود: من در نخستين برخورد به ايشان پيشنهاد تدريس اسفار نمودم.
ايشان با استاد خود چنان عارفانه و مؤدبانه رفتار مي كرد كه اگر روزي درس تا دو ساعت هم به طول مي انجاميد، اظهار خستگي نمي كرد و اگر استاد به خاطر عذر خاصي مثلا پنج دقيقه درس مي گفت باز هم اعتراض نمي نمود و اين خصيصه را استاد وي نيز به ديگران يادآور مي شد.
ايشان در مسايل عرفاني و فلسفي، به حق استاد مسلم بود و برخلاف بسياري از استادان فلسفه و عرفان كه فقط به تقرير و تبيين مسايل اكتفا مي كنند و چه بسيار خود نيز به كنه مطلب نرسند، مسايل الهيات را به حق چشيده بود و آن چه را مي گفت از صميم دل بيان مي كرد و در برخي از مسايل به حد شهود رسيده بود.
ايشان در عين علاقه به هر دو علم، كشش خاصي به عرفان نظري و عملي داشت. اثر ممتاز او در اين فن نشانه نبوغ او است. "مصباح الهدايه في الولاية والخلافه " بحثي عرفاني در اسما و صفات مي باشد كه به حق از نادرترين آثار زمان است و كمتر عارفي مي تواند به عمق آن نوشته ها پي برد.

بعد اخلاقي امام
پس از درگذشت مرحوم آيةا... حائري، امام خميني(ره) عصرهاي پنج شنبه و جمعه درسي را به عنوان درس اخلاق آغاز نمودند كه خاري در چشم حاكمان روز بود. ايشان اين بحث را به عنوان درس اخلاق آغاز كرد و از نظر قانوني حكم ديگر دروس حوزه را داشت و چون در آن روز تمام اجتماعات ممنوع بود جز تدريس، از اين جهت نمي توانستند جلوي آن را بگيرند.
امام در اين درس، نكات آموزنده اخلاقي آميخته با مسايل عرفاني و سياسي بيان مي كردند و گاهي به خاطر مزاحمت دستگاه و جلوگيري از تدريس، محل درس را از مدرسه فيضيه به مدرسه حاج ملاصادق منتقل مي نمود و در هر حال، در همان شرايط كتاب ارزنده اي را به نام "الاربعين " نوشت كه عصاره درسهاي اخلاق او در روزهاي پنج شنبه و جمعه در سنوات پس از درگذشت آيةا... حائري تا سال 1358 هجري قمري بود و خوشبختانه اين كتاب كه بر اثر هجوم وحشيانه دستگاه به بيت امام ناپديد شده بود، سالها بعد به دست آمد و به زيور طبع آراسته گرديد. كساني كه از اين درس و آن مجلس روحاني خاطراتي دارند، مي توانند تأثير سخن امام را در دگرگوني قلب و روح انسان كاملاً به يادآورند. درس اخلاق حضرت امام، آن چنان دگرگوني عظيمي در طلاب و فضلاي آن زمان پديد آورده بود كه مسأله سير و سلوك بتدريج در ميان فضلا براي خود جايي باز مي كرد و غالباً كوشش مي كردند كه گفتار و رفتار خود را با اخلاق اسلامي وفق دهند.
در تقيد امام نسبت به مسايل اخلاقي همين بس كه اگر در مجلسي كسي سخني را مي گفت كه از آن بوي تعرض به مسلماني به مشام مي رسيد، با رنجش شديد امام روبرو مي شد و امام از ادامه سخن وي جلوگيري مي كرد.
نمونه گوياي ديگري از تقيد او به اخلاق اسلامي، اين كه ايشان در مدرسه فيضيه براي جمعي فلسفه تدريس مي كردند. روزي يكي از مدرسين قم كه از شرايط جايگاه درس آگاه نبود، براي يك نفر كتاب شرح لمعه را تدريس مي كرد. وقتي امام وارد مدرسه شدند و ديدند او مشغول تدريس است، بلافاصله بيرون آمده و به هيچ قيمت حاضر نشدند كه آن روز در آن مركز درس بگويند و فرمودند: ايشان قبل از ما شروع به درس كرده و حق سبقت با اوست. ايشان سالها در برخي از مساجد تدريس مي كردند و در آغاز ورود دو ركعت نماز تحيت مسجد را به جا مي آوردند آن گاه تدريس را آغاز مي كردند و تا شايستگي افراد را براي درسي كه مي گفت احراز نمي كردند به او اجازه شركت نمي دادند.
هيچگاه براي او كميت شاگرد مطرح نبود، او به كيفيت بيش از حد علاقه داشت. از اين جهت به مرحوم آيةا... شهيد مطهري بيش از حد ارج مي نهاد و سخنان او را به خوبي گوش مي كرد و من خود قسمتي از نوشته هاي امام را ديده ام كه اعتراضهاي شهيد مطهري را به صورت پرسش و پاسخ در كتاب خود آورده و به تحليل اشكال او پرداخته است.

بعد فقاهت و اجتهاد
حضرت امام يازده سال تمام از درس خارج فقه و اصول مؤسس حوزه، آية ا... حائري بهره مند شدند و پس از درگذشت او، به تدريس سطوح عالي پرداخت و هيچگاه رشته بحث او درباره اين دو علم از هم نگسست. علاوه بر تدريس با جمعي از فضلاي بزرگ حوزه مانند مرحوم آية ا... محقق داماد و آية ا... حاج سيد احمد زنجاني مباحثه مشترك فقهي داشتند.
آن گاه كه مرحوم آية ا... بروجردي در سال 1346 هجري قمري به قم آمد، يكي از شخصيتهايي كه به درس ايشان گرمي خاصي بخشيد، حضرت امام بود.
مرحوم بروجردي از نظر روش فقهي با مرحوم حائري تفاوت آشكاري داشت. مرحوم حائري به بحث و تحقيق و ژرفنگري بيش از تتبع مي پرداخت، در حالي كه مرحوم بروجردي به تتبع در تاريخ مسأله و فتاواي فقهاي عامه و خاصه در نخستين قرون و كاوش در رجال سند بيش از امور ديگر، عنايت مي ورزيد و از نظر عمق بحثها نيز در سطح بالاتري قرار داشت.
حضرت امام با شركت در درس مرحوم بروجردي به مزاياي درس ايشان پي برد و پيوسته فضلا را براي پيگيري از روش ايشان دعوت مي نمود. آن حضرت در درس مرحوم بروجردي از سال 1364 تا سال 1370 هجري قمري شركت داشت و در نتيجه مزاياي روش هر دو استاد را به هم آميخت و خود صاحب سبك و روشي در فقه و اصول شد و از تركيب هر دو روش، يعني عنايت بر تحليل و ژرفنگري و بحثهاي عميق، به ضميمه تتبع در تاريخ مسأله و اقوال پيشينيان، بنياد نويني را پي ريزي كرد و از سال 1364 قمري به درخواست گروهي از فضلا، درس خارج اصولي را از مباحث "قطع " آغاز نمود و اين دوره در سال 1370قمري به پايان رسيد. ايشان متجاوز از دو دوره كامل، اصول را تدريس كردند و در هر دوره نظريات جديدي را در اصول عرضه مي نمودند و درسهاي معظم له با آخرين نظريات خود در سه جلد به نام "تهذيب الاصول " منتشر و هم اكنون مورد استفاده مدرسان خارج اصول قرار گرفته است.
از نظر فقهي كتابهاي "زكات " و "طهارت "، "مكاسب محرمه "، "بيع و خيارات " و برخي از ابواب مخصوص را تدريس نموده و خوشبختانه قسمت اعظم آنها به قلم خود حضرت امام به نگارش درآمده كه از آنها مي توان كتابهاي ياد شده در ذيل را نام برد:
1- "الطهارة " در دو جلد كه در قم چاپ شده است.
2- "المكاسب المحرمة " در دو جلد كه در قم طبع گرديده است.
3- "كتاب البيع و الخيارات " كه قسمتي را در قم و قسمت مهمتري را در نجف تدريس نموده و همه اين مباحث منتشر شده است.
علاوه بر اين نگارش، تعليقه بر كتاب "وسيلة النجاة " مرحوم "سيد اصفهاني " ويا تعليقه بر عروة الوثقي، تأليف مرحوم "سيد يزدي " تقريباً يك دوره فقه را با دقت مطالعه فرموده و خلاصه نظريات هر دو را در اين دو تعليقه آورده اند.
ايشان تعليقه فقهي خود را بر "وسيلة النجاة " در سال 1365" هـ. ق" آغاز نموده و در سال 1372" هـ. ق" به پايان رساند و در اين مدت كمتر به كارهاي غير فقهي مشغول بود و بيش از پيش به نگارش اين تعليقه مي پرداخت و تعليقه بر عروة الوثقي را منتزع از اين تعليقه مي دانست و اصولاً در ميان كتابهاي فقهي كه اخيراً نگارش يافته "وسيله " مرحوم سيد را كتاب گرانقدري مي شمرد.
وقتي هيأت حاكمه ايشان را در سال 1343 هجري شمسي به تركيه تبعيد كرد در آن جا تصميم گرفت به بازنويسي وسيله و افزودن مسايل مورد حاجت بر آن كتاب همت گمارد كه آن را به نام "تحرير الوسيله " منتشر نمود. از اين جهت، اين كتاب كه قسمتي از آن در هنگام تبعيد در تركيه و قسمتي ديگر پس از ورود به نجف نگارش يافته، يك دوره متن فقهي است كه روشنگر استادي و ژرف نگري ايشان در فقاهت مي باشد.
فتاواي حضرت امام پس از انقلاب كه در آنها به توضيح مسايل مستحدثه همت گمارده شده است، اثر فقهي ارزشمندي است كه مي تواند از بعد فقهي او بيان خاصي داشته باشد.
ايشان بر خلاف انديشه هاي نارسا كه از مغز افراد خام و ناوارد به فقه، تراوش مي كند، به فقه سنتي و جواهري علاقه وافر داشتند و اصولاً روش ديگري را صحيح نمي دانستند.
حتي روزي به او پيشنهاد شد كه در كتابهاي درسي حوزه مانند "شفا" و "اسفار" دگرگوني ايجاد شود، ايشان با اين دگرگوني مخالفت ورزيد و گفت آسان گرايي و تلخيص كتابهاي بزرگ، از ژرف بيني طلاب مي كاهد. اصالتها را حفظ كنيد و روشهاي جديد را تا آزمون صحيحي روي آن انجام نگرفته به كار نبنديد.

بعد عبادي امام:
حضرت امام از نخستين دوران جواني، با هر نوع رياكاري مخالفت مي ورزيد و در عين حال كه در روز، بسان ديگر طلاب و فضلا به تحصيل مي پرداخت و در مجالس انس شركت مي نمود ، در اغلب پنج شنبه ها و جمعه ها براي تفريح به خارج قم مي رفت و از چنين مجالسي بهره مي گرفت، ولي در دل شب بسان پرهيزكاران وارسته به راز و نياز با معبود مي پرداخت و از همان دوران جواني و از 27 سالگي تا لحظه اي كه توان داشت، نماز شب ايشان ترك نشد و در سخت ترين لحظات، حتي شبي كه از پاريس به تهران بازمي گشت، نماز شب را در هواپيما به جا آورد. امام(ره) در ميان ادعيه به"صحيفه سجاديه " علاقه خاصي داشت و معتقد بود كه در لابه لاي ادعيه، يك رشته مسايل عرفاني و فلسفي هست كه انديشه هيچ فيلسوفي به آنها نرسيده است و در ميان مناجاتها به مناجات شعبانيه عشق مي ورزيد و در ماه رمضان به خواندن ادعيه تقيد خاصي داشت. در سال 1347 هجري قمري بر دعاي سحر كه از امام باقر(ع) نقل شده است شرح زيبايي نوشته كه دلهاي عارفان و عاشقان به سير ملكوتي را تكان مي دهد. ايشان در ميان زيارتها به "زيارت جامعه " بيش از همه علاقه داشت و در تمام حرمهاي ائمه اهل بيت(ع) به خواندن آن كاملاًً مقيد بود.
به هنگام نماز غرق در عزوجلال الهي بود و در اين راستا دو كتاب ارزشمند ايشان بيان گر بحثهاي عرفاني و الهي اوست. اين دو كتاب يكي به نام "آداب الصلاة " و ديگري به نام "اسرار الصلاة " است كه هر دو از كتابهاي نفيسي است كه كمتر مي توان براي آنها نظيري يافت، به ويژه كتاب "اسرارالصلاة " كه به حق كتاب "اسرار الصلاة " است، در حالي كه ديگر كتابهايي كه به اين نام منتشر شده از نظر او "آداب الصلاة " به شمار مي روند نه "اسرار الصلاة ".
ايشان در ميان فلاسفه، شيفته مكتب صدرالمتالهين و در ميان عرفا و محققان عرفان، به قاضي سعيد قمي علاقه سرشاري داشتند، تا آن جا كه كتاب توحيد او را شخصا استنساخ نموده و افكار بلند او را بسيار مي ستودند و در ميان ديگر كتابهاي قاضي سعيد قمي به كتاب "اربعين " او ارج مي نهادند.
در حالات خاصي كه فقط نزديكان او مي توانستند شاهد آن باشند، گاهي با مطالعه برخي از كتابهاي عرفاني اشكهاي چشم او مرواريدوار بر گونه هايش مي غلتيدند.

بعد ادبي و سبك نگارش
امام (ره) از روز نخست، انسان با ذوقي بود كه با نگارش، رابطه خاصي داشت و از موهبت خط زيباي نستعليق بهره مند بود كه خط او جزو خطوط درجه يك به شمار مي رود و هم اكنون برخي از كتابهاي او كه در سالهاي 1346 و 1349 نگاشته است، حاكي از قدرت انگشتان او در آفرينش اثر هنري است.
ايشان از قريحه شعري خاصي برخوردار بودند كه فقط اين ذوق را در خدمت اهل بيت (ع) به كار مي بردند. بهاريه هاي ايشان در ميلاد امام زمان(ع) زينت بخش محافل ادبي و ولايي حوزه علميه قم در دوران مرحوم آيةا... حائري بود. ايشان ديوان قطوري به اندازه ديوان حافظ داشتند كه متأسفانه از خانه ايشان به سرقت رفت و تا كنون اثري از آن به دست نيامده است. ولي در عين حال ارادتمندان او برخي از بهاريه هاي وي را استنساخ كرده و قسمتي از آنها توسط فرزند عزيز ايشان، مرحوم حجةالاسلام آقاي سيد احمد خميني گردآوري شد.
امام(ره) در نويسندگي از جملات كوتاه ولي كوبنده بهره مي گرفت و از كلمات زيبا و روح افزاي عارفان، آميخته با شيوه پرخاشگري موحدان بر مشركان و ملحدان، استفاده مي كرد و اعلاميه هاي ايشان از آغاز نهضت تا آخرين روزها بر اين نكته گواهي مي دهند.
ايشان علم عروض و قوافي را نزد مرحوم "حاج شيخ محمد رضا اصفهاني " مؤلف كتاب "نقد فلسفه داروين " آموخته و از هيأت قديم و جديد اطلاع داشتند.

آثار علمي و تأليفات
از رهبر عالي قدر انقلاب آثار علمي فراواني باقي مانده است اين آثار عبارتند از:
1- "شرح دعاي سحر" كه در سال 1347 قمري نگاشته است.
2- "اربعين حديث" كه تأليف آن در سال 1358 قمري پايان پذيرفته است.
3- كشف الاسرار كه در ظرف دو ماه آن را تأليف نموده و در سال 1323 شمسي منتشر شده است.
4- شرحي بر حديث "راس الجالوت " توضيح مناظره حضرت رضا(ع) با پيروان مذاهب مختلف.
5- آداب الصلوة.
6- اسرار الصلوة.
7- مصباح الهدايه في الولاية والخلافه.
8- حاشيه بر "فصوص " تعاليقي كه بر حواشي كتاب نوشته و بعد از آن استخراج و چاپ شده است.
9- حاشيه اي بر "مصباح الانس ".
10- شرح حديث "جنود عقل " كه به اتمام نرسيد.
11- رساله اي پيرامون قاعده "من ملك شيئاملك الاقراربه ".
12- رساله اي در قاعده لاضرر.
13- رساله اي در طلب و اراده، جبر و تفويض.
14- يك دوره اصول مربوط به خلاصه بحثهاي ايشان براي فضلا.
15- رساله اي در اجتهاد و تقليد كه جزو همان بحثهاي اصولي است.
16- رساله اي در قواعد چهارگانه قاعده اصالة الصحة، قاعده فراغ، قاعده يد، و قرعه كه همگي جزو بحثهاي دوره اصلي ايشان مي باشد.
17- تحرير الوسيله كه شرح آن گذشت.
18- رساله اي در "ولايت فقيه " كه در نجف اشرف نوشته است.
19- "مكاسب محرمه " كه در دو جلد چاپ شده است.
20- كتاب "بيع و خيارات " كه در نجف اشرف تنظيم نموده و به زيور طبع آراسته شده است.
21- "الفوائد" كه در آن افكار و انديشه هاي مخصوص استاد بزرگوارش مرحوم حائري را ضبط كرده است.
22- تقرير درس مرحوم آية ا... بروجردي از ابتدا، تا اول بحث "حجيت ظن ".
23- ديوان شعر كه متاسفانه اين ديوان مانند برخي ديگر از آثار علمي او مفقود است.
24- "صحيفه نور" كه مجموعه اي از سخنرانيها و آثار فكري و اجتماعي اين شخصيت بزرگ در آن گرد آمده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar