آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   شنبه 20خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 انديشه   
 بانوان   
 فرهنگی   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ ديدگاه ]


نگاهي به پديده غرب زدگي و آثار اجتماعي آن ؛...آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به پديده غرب زدگي و آثار اجتماعي آن ؛...آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد

٭ سيد ميرصالح حسيني جبلي (قسمت دوم و پاياني)
اشاره:
از زماني كه تفكر مادي در غرب مسلط شد، غيرت و حميت كه بارزترين ويژگي انسانهاي ارزش مدار شرق بوده، از زندگي آنان رخت بربست و الگوي مصرفي كشورهاي غربي به كشورهاي شرقي منتقل شد. تغيير خلق و خو، ايجاد فاصله طبقاتي، گسترش روحيه پوچ گرايي و به فراموشي سپردن عزت نفس انسانها از نتايج ملموس چنين رويكردي به شمار مي رود.
تفكر ماديگراي غرب با ارايه تصويري مبهم، انسان ارزش محور را به موجودي بي هدف كه نهايت آمال و آرزويش تأمين لذتهاي جسماني است تشويق مي كند و اين زمينه از دست دادن اعتبار و گسترش انحرافهاي شخصي و اجتماعي است.




آنچه در اين نوشتار مي خوانيد به بيان نتايج و پيامدهاي غربزدگي و راههاي مقابله با رسوب اين تفكرات در جوامع اسلامي خواهد پرداخت كه به اقتباس از مجله معرفت، وابسته به پايگاه اطلاع رساني مؤسسه آموزشي و پرورشي امام خميني (ره) پيش روي خوانندگان قدس قرار دارد.

نتايج و پيامدهاي غرب زدگي
الف) شيوع تفكر بي ديني
فرهنگ و عقايد غرب بر محور انسان مداري (اومانيسم) شكل گرفته كه تأكيد آن بر ارزشهاي انساني قرار دارد و با نفي عبوديت و احكام الهي و انكار غيب به تشكيل جامعه اي انديشيده كه خداي آن انسان است. اومانيسم با تضعيف دين و دوري جستن از ديانت، به دنيايي روي آورده كه در تمامي اصول و باورهاي فطري انسان در تمايل به خداگرايي تشكيك كرده است. اصلي ترين و خطرناكترين پيامد غرب زدگي در كشورهاي مذهبي، تضعيف عقايد و فرهنگ ديني است. غرب با تمسك به نظريه پردازان خود پس از عصر نوزايي، توانست مكتبهاي ساختگي زيادي از قبيل "تئيسم"، "راسيوناليسم"،"فراماسونري"، و "سكولاريسم" را براي جايگزيني خلأ فكري بشر به نام دين اختراع نمايد.

ب) شكاف نسل
از ديگر پيامدهاي غرب زدگي، دوگانگي ميان نسلها، ملتها و تمدنهاست. غرب همواره سعي دارد رابطه مردم را با سنن و آداب و رسوم و ارزشهاي فرهنگي شان قطع كند و آنان را به اقتباس فرهنگي از غرب وادارد. نسل جديد را بي دين و لاابالي پرورش دهد تا با ايجاد فاصله بين نسل جديد و نسلهاي گذشته، آنان را به سمت ارزشهاي غربي سوق دهد و با ايجاد لاابالي گري جوانان را وادارد تا بزرگان و گذشتگان خود را عقب افتاده و خرافاتي بپندارند و آنان را به موضع گيري عليه اصول و ارزشهاي سنتي و خانوادگي خود تشويق نمايد تا جامعه به دو دسته "متجدد" و "مرتجع" تبديل شود. پيدايش روشنفكر مأبان در اين گونه جوامع، زاييده همين شكاف است.
در اين جا، بجاست براي روشن شدن بحث به تمايز مفهومي "روشنفكر" و "منورالفكر" اشاره نماييم:
عده اي معتقدند كه "روشنفكر" يك مفهوم مناقشه آميز است، به طوري كه در فرهنگهاي گوناگون معاني متعددي دارد و در عرفهاي متفاوت، ترجمه آن گوناگون است.
عده اي ديگر چنين تعريف كرده اند كه روشنفكران گروهي هستند كه نسبت به روابط جامعه و دولت انتقاد داشته، از وضع موجود راضي نيستند و تسلط سنت را به نقد مي كشند. روشنفكران مدافعان ارزشهاي شناختي و اخلاقي و خالق نمادها و افرادي هستند كه با قلمروهاي معنادار و ارزشهاي مقدس فرهنگ درگيرند.
روشنفكري در حوزه هاي گوناگوني به كار مي رود كه عبارتند از: حوزه معرفت شناسي كه معتقد است معرفت تنها از راه استدلال و تعقّل به دست مي آيد. دوم حوزه روان شناسي كه معتقد است همه اعمال ذهني به شناخت برمي گردند. سوم حوزه متافيزيك كه مي گويد: واقعيت اصلي طبيعت، انديشه و يا افكار است.
اما "منورالفكر" واژه اي است اروپايي؛ به اين معنا كه هر مرجعي به جز عقل را بي اعتبار مي دانست. اين عقل مصحلت انديش به صورت يك علم جديد درآمد و منورالفكر تصور مي كرد تاريخ بشر به آن درجه از رشد و آگاهي رسيده است كه انسان بتواند تمام مسايل را خودش حل كند. وقتي اين مفهوم با بار ايدئولوژيكي خود، اعم از ماركسيسم، ليبراليسم و غير آن به ايران آمد، شكست خورد. منورالفكرها غافل از شرايط تاريخي ايران، مي خواستند همان وضعيتي را كه در اروپا پيدا شده بود، در كشورشان به وجود آورند. آنان نيز به نقد دين و تقويت تفكرات سكولاريسم پرداختند.
بنابراين، آنچه موجب غرب زدگي جامعه ايران شد، منورالفكري بود كه با دين سرستيز داشت. بعدها كه واژه "روشنفكري" مطرح شد، اين واژه خوشايند منورالفكران قرار گرفت و آنان خودشان را "روشنفكر" ناميدند، در حالي كه كار آنان نقد دين بود، ولي روشنفكر نقد دين نمي كرد. ما مي توانيم روشنفكر ديندار داشته باشيم، ولي منورالفكر ديندار تناقض گويي است. "منورالفكر" لقبي بود كه به تحصيل كردگان از فرنگ برگشته عصر قاجار اطلاق مي كردند كه با ورود آنان به ايران، ارزشهاي غربي در كشور منتشر شدند و عده اي از جمله ملكم و سپهسالار با امتيازدهي به بيگانگان، در غربي كردن جامعه ايران تلاش كردند.

ج) پوچ گرايي
بن بستي كه دنياي غرب با آن روبروست، بي هدفي انسان متمدن غربي است. تفكر مادي و انسان محوري تمام ابعاد معنوي و روحاني انسان را در قالب نفع و سود و رسيدن به نهايت لذت جسماني تلقي مي نمايد. در نتيجه، تمام فعاليتهاي انساني بر محور كار و درآمد مي چرخند. از اين رو، عده اي كه در اين راه موفق نباشند، گرايش به سمت پوچي و بي هدفي خواهند داشت. روحيه پوچ گرايي به تدريج، به مردم غرب زده جهان شرق نيز تزريق شد، به نحوي كه امروزه زندگي روزمره بسياري از مردم را تحت تأثير قرار داده است. متأسفانه در عده اي از جوانان پس از انقلاب حالت تخفيف يافته اي از همان پوچ گرايي غربي وجود دارد كه به صورت بي مبالاتي، گذراندن بي هدف اوقات جواني و بي رغبتي به تحصيل و كار و فعاليت بروز كرده است.

د) بي غيرتي ديني
يكي از زمينه هاي اصلي گسترش غرب گرايي در جامعه اسلامي ايران را مي توان ترويج فرهنگ بيگانگان از جمله نسبيت گرايي در دين و تمدن دانست. "غيرت" از جمله مفاهيمي است كه فهم و درك معناي آن در فرهنگ غرب دشوار است؛ زيرا فرهنگ غربي بر پايه مادي گري بنا شده و هرچه داراي سود، نفع و فايده مادي باشد، در آن قالب گنجانده مي شود.
"غيرت" در لغت، به معناي جانب داري همراه با تعصب انسان در امور مورد علاقه اش مي باشد. از اين رو، غرب همواره تلاش كرده است كه انسانها نسبت به دين خود جدي نبوده، بي تفاوت باشند و در عمل به دستورات و شعائر ديني، لاابالي گري را در پيش گيرند. يكي از زمينه هاي بي غيرتي ديني، كه غرب بر روي آن سرمايه گذاري مي كند، ساختن برنامه هاي غيراخلاقي است كه امروزه از طريق ماهواره، اينترنت، سينما و مجلات براي به دام انداختن جوانان و گسترش انحرافهاي اجتماعي آنان از آنها استفاده مي نمايد؛ زيرا ديدن اين مناظر نه تنها نياز جنسي را تأمين نمي كند، بلكه آتش آن را شعله ورتر مي كند و به همين دليل، زيان بار است؛ حتي افرادي با ايمان قوي نيز ممكن است به لحاظ روحي صدمه ديده و چيزي جز افسردگي و سرخوردگي برايشان به دنبال نداشته باشد. اين برنامه ها زيانهاي روحي غيرقابل جبراني ايجاد مي نمايند كه احساس ناكامي و خود خوري به دنبال دارند. عده اي از والدين فكر مي كنند كه ديدن اين صحنه ها در فرزندان آنان تأثير ندارد و يا آنها را درك نمي كنند، در حالي كه اين توهمي بيش نيست، بلكه آنان به خوبي درك مي كنند و با رشد جسمي، كه در آنان ايجاد مي شود اثرات سويي در رفتارشان بروز پيدا خواهد كرد. صحنه هاي تلويزيوني غرب مملو از اين نمايشها هستند و حتي در برنامه هاي كارتوني كودكان نيز چنين صحنه هايي به نمايش گذاشته مي شود. تمام اينها زمينه ساز انحراف هاي اجتماعي هستند كه از نتايج غرب زدگي محسوب مي شوند.

هـ) مدگرايي
يكي از زمينه هاي ترويج غرب گرايي، كه جامعه را به سمت غرب زدگي به پيش مي برد، ترويج مدهاي غربي توسط وسايل ارتباط جمعي است. پخش فيلمها و تصويرهاي مبتذل توسط رسانه هاي بين المللي و روابط نامشروع و نشر مدها و برچسبهايي با كلمات غربي بر روي لباسهاي گوناگون از سوي كشورهاي غربي، در دراز مدت بر ديگر جوامع اثر مي گذارد و به تدريج، به صورت فرهنگ خودي درآمده، حساسيتهاي الگوهاي غربي را از بين مي برد. از اين رو، مشاركت با فرهنگ بيگانگان در انتخاب مد و الگوهاي پوششي بانوان، خود زمينه غرب زدگي را در جامعه فراهم مي سازد.

و) تجمل گرايي
از جمله پيامدهاي مضر غرب گرايي، كه جامعه را به سمت فقر رواني و آسيبهاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، "تجمل گرايي" است.
زندگي انسان را مي توان به سه بخش تقسيم كرد: 1- زندگي ضروري 2- زندگي رفاهي 3- زندگي تجملي.
در زندگي ضروري، انسان به دنبال تأمين نيازهاي اوليه و ضروري خود مي باشد و تأمين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليتهاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد. در اسلام، اين حد از تأمين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب بوده و از آن به "نفقه" تعبير شده است.
در زندگي رفاهي، انسان درصدد تأمين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاشها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به "جهاد" تعبير شده است. از اين رو، در اسلام، زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.
اما آنچه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند، زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است. براي مثال، اگر فردي كه در خانه خود داراي وسيله سرد كننده مناسبي براي نگهداري غذاهاست، درصدد بيفتد كه چون در خانه خويشان وي نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش وسيله خود به سمساري، مدل جديد آن را فراهم نمايد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است؛ زيرا غرب، امروزه با همين تفكر، در دنياي مصرف زدگي بيشتر براي كسب لذت و سود انساني (اومانيسم) گرفتار آمده است و در اين دنيا هويت خود را فراموش كرده و هستي اش را بي ارزش، بي كرامت و بي معنا قلمداد مي كند.
غرب با سرمايه و قدرت صنعت توانسته است اشياي گران بها و جواهرآلات و كالاهاي شيك را به بازار مصرف وارد كند و وجودش را كه تجسمي از عدم، پوچي و بيهودگي است معنا و ماهيت ببخشد و به ياري اين تمدن مادي و با توسل به اين كالاها، عقده گشايي كند و كمبودهايش را ترميم نمايد.
در جامعه اسلامي ما، با وجود فرهنگ ضد غربي، ريشه هاي مصرف زدگي و تجمل پرستي در بعضي خانواده هاي شهري و روستايي نهفته است كه بايد به عنوان يكي از مظاهر غرب زدگي، آسيب شناسي گردد و راه حلي براي آن پيشنهاد شود.

راه هاي مقابله با غربزدگي
آنچه را مي توان به عنوان راهكارهاي كاربردي براي پيش گيري از گسترش پديده غرب زدگي مطرح كرد، در حقيقت از بين بردن عوامل غرب زدگي است كه در ذيل به آنها اشاره مي شود:
مهمترين عامل جلوگيري از انحرافهاي اجتماعي و ارزشهاي غربي، هويت بخشي و توجه به شخصيت جوان است. آنچه فرد را به سوي رفتارهاي انحرافي سوق مي دهد ضعف شخصيت است. در صورتي كه خطايي از يك جوان سر زد، اگر افراد جامعه به جاي هدايت و تربيت وي، به "انگ زدن" به او بپردازند، چنين فردي عزت نفس و شخصيت خود را تضعيف شده و هويت خويش را بزه كار تلقي مي كند. او با از دست دادن اعتبار اجتماعي خود، زمينه مناسبي براي انحرافها پيدا خواهد كرد؛ زيرا چنين فردي با احساس در هم ريختگي هويت و شخصيت اجتماعي خود، تصور مي كند ديگر احترامي در جامعه ندارد. اين موضوع اولين گام به سمت ستيز با ارزشهاي حاكم بر جامعه است كه در نتيجه، وي را به سمت پيروي از الگوهاي غربي سوق مي دهد.
تأثير محيط اجتماعي و نقش جامعه در تكوين شخصيت و هويت يابي فرد، بسيار مهم است. مدرسه، خانواده، همسالان و شهروندان در جهان امروز، كه در حقيقت عصر ارتباطات الكترونيكي است، به عنوان نقشهاي فردي و اجتماعي بر افراد تأثير مي گذارند. اگر به جامعه پذيري ارزشهاي اسلامي بينديشيم، مي توانيم در دراز مدت، مانع بزرگي در برابر غرب گرايي ايجاد كنيم، زيرا فضاي فرهنگي، كه فرد در آن زندگي مي كند، بر او اثر خواهد گذاشت.
جوان به دنبال عاطفه است. خانواده اي كه نياز عاطفي وي را فراهم نسازد، بايد منتظر رفتارهاي پرخاشگرانه و ناسازگاري وي در دوران بلوغ و پس از آن باشد. چه بسيار اتفاق مي افتد كه والدين شخصيت جوان خود را نزد همسالان و دوستانش تضعيف مي كنند و يا با رفتارهاي عوامانه، مانع تكوين شخصيت وي مي گردند. اينجاست كه جوان براي ضعف خود، به سمت الگوپذيري كاذب از غرب روي مي آورد تا به ديگران بفهماند كه او نيز مي تواند مسير زندگي خود را تعيين نمايد!
هدف سازي براي زندگي و ايجاد انگيزه به كار و تحصيل از سوي نخبگان و انديشمندان مي تواند جوانان را از پوچ گرايي دور سازد و هدف درستي براي زندگي آينده آنان نشان دهد.
انقلاب اسلامي ايران و به دست آوردن ارزشهاي اسلامي بر پايه ابعاد معنوي انسان در جامعه شكل گرفت. از اين رو، تجمل پرستي و تقويت دنياپرستي و مصرف زدگي مي تواند عامل مؤثري بر گسترش غرب زدگي جامعه باشد. حفظ ارزشهاي به دست آمده پس از انقلاب، از جمله قبح تجملات و يا بي حجابي در بين زنان، خود عامل مؤثري در جلوگيري از غرب زدگي است. البته حجاب، بخصوص چادر، يك ارزش ملي هم در ايران است. حجاب نه تنها پيروي از دستورات الهي است، بلكه جامعه را در فضاي آرام قرار مي دهد و از عوامل تحريك كننده جوانان جلوگيري مي كند. از اين رو، جلوي بسياري از ناهنجاريها و اغتشاشات جنسي را مي گيرد و جامعه را در يك فرهنگ اسلامي قرار مي دهد.
هجوم فيلمهاي گوناگون در قالب سينما توسط وسايل ارتباط جمعي اغلب نه تنها هيچ پيامي ندارند، بلكه فرهنگ پوچي، سبك سري و وقت تلف كردن را به جامعه تزريق مي نمايند، در حالي كه ايران نيازمند توليد علم، سخت كوشي و رسيدن به توسعه انساني است. سينما بايد با توليد فيلمهاي اخلاقي از زندگي عالمان ديني، مخترعان و مكتشفان، فرهنگ سخت كوشي و توليد علم و معرفت توسط انديشمندان را به كودكان و نوجوانان آموزش دهد تا نسل آينده به دنبال علم آموزي و اختراع حركت كنند.
درباره اديسون مي گويند كه هيچ اختراعي در جهان به اندازه كشف الكتريسيته وي داراي اهميت نبوده است. او در آزمايشگاه خود، به صورت شبانه روزي مشغول كار بوده، سخت كوشي وي چنان بود كه فرصت ملاقات و سخن گفتن با كسي را نداشت. عده اي از دانشمندان كشورهاي ديگر براي ديدار او آمده بودند، در پاسخ گفت: من وقت ندارم. ولي با اصرار زياد، تنها پنج دقيقه از وقت خود را به آنان اختصاص داد. چنين فردي در موقع مرگ خود، گفت: طرحهاي زيادي در مغزم وجود دارد كه فرصت نكردم درباره آنها فكر كنم.
استفاده بازيگران فيلمها از كلمات عاميانه و زشت، ناخودآگاه بر ارزشها و فرهنگ خانواده ها تأثير مي گذارد و چنين وانمود مي شود كه گفتن اين كلمات بين برادر، خواهر، دوستان و همكلاسي ها قبحي ندارد.
عده اي تصور مي كنند همين كه نماز مي خوانند و در دل خود، پاي بند دستورات اسلامي هستند كفايت مي كند، در حالي كه نشان دادن دينداري در جامعه، نقش مهمي در جلوگيري از غرب زدگي و انحرافهاي اجتماعي دارد. تأكيدات متون اسلامي بر ظاهر لباس و عدم شباهت به كفّار در چهره، خود گواه روشني بر اين مدعاست. نمي شود فردي در ظاهر صورت و لباس خود به سبك غربيان آرايش نمايد، ولي بروز اجتماعي وي در جامعه با رفتار و آداب اسلامي جلوه كند. بنابراين، بي توجهي به ارزشهاي اسلامي و عدم تظاهر به ديانت و فرهنگ اسلامي، بخصوص شيعي، مي تواند جامعه را به سمت غرب زدگي سوق دهد.
تبديل واحد پول كشورها به دلار و گسترش ادبيات غربي و ايجاد پايگاههاي گسترده اينترنتي توسط اروپا و امريكا، خود از مظاهر استعمار ادبي غرب است كه در اين زمينه، عده اي از روشنفكران وابسته نيز درصدد جلب منافع و رضايت بيگانگان تلاش كرده، سعي در غربي كردن جامعه اسلامي دارند. از اين رو، بازگشت به معناي اصيل روشنفكري و تعهد ديني در بين روشنفكران مي تواند عامل مؤثري در جلوگيري از غرب زدگي باشد.
جلوگيري از برخوردهاي انفعالي در برابر شبهات و ارزشهاي غربي و ايجاد زمينه هاي لازم براي فعال كردن افراد جامعه در توليد مد، لباس و فيلم با تأكيد بر الگوهاي اسلامي و نيز توليد گسترده سبكهاي اسلامي، خود از عوامل مهم در پيشگيري از عمل بر اساس شيوه هاي غربي است.
ما مي توانيم فناوري غرب را بگيريم، ولي براي جلوگيري از آسيبهاي فرهنگي آن، با نصب نمادهايي توسط معماري سنتي و تمدن ملي ـ اسلامي، آن را جزو فرهنگ اسلامي قرار دهيم.
سالم سازي محيط مدارس و دانشگاهها و استفاده از استادان مسلمان متعهد و ايجاد توليد علم و انديشه بدون اقتباس از غرب و گسترش بعد معنوي و تربيتي اسلامي در فضاي حاكم بر دانشگاه و كم كردن شكاف نسل در بين اعضاي جامعه و درك شرايط روز اجتماعي توسط پدران و بروز رفتارهاي عالمانه همراه با عطوفت با جوانان، خود از ديگر عوامل مهم در كاهش غرب زدگي است.
گسترش مراسم عبادي، بخصوص اعتكاف و برگزاري مجالس روضه در سالگرد شهادت امامان معصوم(عليهم السلام) و نيز اهميت دادن به ورزش و تفريحات سالم در كنار كار و فعاليت روزانه و الگوسازي از زندگي بزرگان و انديشمندان و اولياي الهي در كاهش انحرافهاي اجتماعي تأثيرگذار است و جامعه را از جهت گيري غربي نجات مي بخشد.
ايجاد فضاي مناسب تفريحي در شهرها و رسيدگي به وضعيت سواحل درياها براي استراحت و تفريح خانواده ها، كه در حقيقت يكي از آسيبهاي كنوني سواحل به شمار مي رود، خود از عوامل مهم در كج رويها و انحرافهاي اجتماعي است. عريان شدن مردان در كنار خانواده بدون هيچ ممنوعيت اجتماعي در انظار عمومي و احساس آزادي در رعايت پوشش، عده اي را به سوءاستفاده از آن وادار كرده است. چنين وضعيتي مي تواند بسياري از هنجارهاي جامعه را دگرگون سازد و با ايجاد الگوهاي غربي، ادب و تربيت اجتماعي مردم را به مخاطره اندازد.
از اين رو، نبايد جامعه را بدون توجه به تربيت فرهنگي رها كرد. رهايي فرهنگي مي تواند ارزشهاي جامعه را تغيير داده، ناهنجاريها و انحرافهاي اجتماعي را رشد دهد و جامعه را به سمت اضمحلال و فروپاشي نزديك گرداند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar