آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   شنبه 20خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 انديشه   
 بانوان   
 فرهنگی   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ گزارش ]


گزارشي پيرامون نقش آموزش و پژوهش در تئاتر ؛سه سوته بازيگر شويد!



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزارشي پيرامون نقش آموزش و پژوهش در تئاتر ؛سه سوته بازيگر شويد!

٭ مهدي نصيري
گروه هنر- تئاتر از ابتداي پيدايش تا مرحله شكل گيري و تبديل به آنچه امروز مي شناسيم، همواره به عنوان جرياني پويا و تغييرپذير به طور مستقيم با آموزش و يادگيري همراه بوده است و از اولين مراحل با اضافه شدن تجربه هاي جديد و انتقال آن به نسلهاي بعد اشكال جديدي پيدا كرده و پيشرفت نموده است.






اما تئاتر امروز، وابستگي، تكيه و تأكيد بيشتري بر آموزش دارد و بدون انتقال علم آن و بدون توجه به مسائل آموزشي نظري و عملي اش امكان پذير نيست. در واقع پيشرفت تئاتر همسان با جريان و روند پيشرفت آن در دنيا تنها از طريق آموزش و تحقيق علم آن ميسر خواهد بود و نقش آموزش در جهت گيري و كيفيت آن انكار ناپذير است.
آموزش تئاتر همچون ساير علوم در مكانهاي مختلفي و از طرق گوناگون صورت مي پذيرد و اشكال مختلفي از نظر نحوه انتقال (عملي و نظري) دارد.
اما به طور كلي مهمترين مركز آموزش آن در هر جايي دانشگاهها هستند كه به عنوان مراكز معتبر و مهم علمي به كار آموزش و پرورش نسلهاي آينده تئاتر مشغولند.
علاوه بر دانشگاهها مراكز آموزشي ديگر مثل آموزشكده ها و مؤسسات خصوصي، گروههاي تئاتري، ادارات و مدارس هم به گونه اي ديگر نقش آموزش را بر عهده دارند، اما اعتبارشان به لحاظ علمي به مراتب پايين تر از دانشگاه است.
در كنار مقوله آموزش موضوع مهم ديگري كه به عنوان يكي از پايه هاي اصلي هنر تئاتر مورد توجه است و نقشي اساسي در رشد و پيشرفت علمي آن دارد موضوع پژوهش و تحقيق است كه علاوه بر دانشگاه در مراكز ديگر دولتي نظير ادارات مختلف، پژوهشكده ها، اداره ارشاد و... حمايت مي شود و البته اين حمايت ظاهراً در سالهاي اخير رونق بيشتري هم پيدا كرده است. اما تئاتر همچنان در اين حوزه جزو رشته هاي فقير محسوب مي شود.
در اين گزارش سعي شده است كه ضرورت توجه و تأكيد بر موضوع آموزش و پژوهش و وضعيت و جايگاه امروزي آن در تئاتر ايران مورد بررسي قرار گيرد:

علم و هنر را نمي توان جدا كرد
اعظم بروجردي (نمايشنامه نويس، كارگردان و مدرس تئاتر) هنر را يك علم مي داند و مي گويد: اگر خواسته باشيم از ديد عقلاني به هنر نگاه كنيم و در آن تعمق داشته باشيم، چون سعي دارد انديشه را به چالش بكشاند و به آن عمق ببخشد و ذهن و روح را فعال كند، خودش تبديل به يك علم مي شود. به نظر من علم و هنر را اصلاً نمي توان از هم جدا كرد و اين بدين خاطر است كه هر دوي اين حوزه هاي يكسان دو وجه از يك موجودند. هنر و علم در واقع مانند دو وجه مهم شخصيت انسان يعني بينايي و شنوايي هستند. اعظم بروجردي اضافه مي كند: هنر هرچقدر به سمت علم و آموزش گرايش پيدا كند، گسترده تر مي شود و كامل تر به نظر مي آيد و برعكس هرچه قدر ساكن بماند، به سمت قيود برود و يا تخيلي محض بشود و وهم آلود و سطحي و غيرعلمي بشود، ارزش و اعتبارش را از دست مي دهد. در واقع مي توان اين گونه برداشت كرد كه هنر بدون پشتوانه علمي حتي اگر در ظاهر خيلي هم جذاب و زيبا باشد، مخاطبش را با يك بار ديدن سير مي كند، اما اگر به سمت تعقل و تفكر و گستردگي گرايش پيدا كند هر لحظه ارتباط جديدي با مخاطبش برقرار مي كند. و در هر لحظه اش چيز متفاوتي به او مي دهد و هيچ گاه كهنه و تكراري نمي شود. بروجردي مي افزايد: براي تئاترها گرايش به سمت علم و آموزش يك نياز مهم و اساسي است و جريان بايد به گونه اي باشد كه تئاترمان با تعقل و تفكر و علوم منطقي عجين و همراه باشد. ما بايد براي تئاترمان دانايي خاصي قائل باشيم كه هرگز تمايلي به محدود شدن و اسارت را ندارد. تنها در اين صورت هم هست كه شاهد رشد و شكوفايي تئاتري با كيفيت و درست خواهيم بود.

از بي سوادي مان ضربه مي خوريم
دكتر قطب الدين صادقي(نويسنده، پژوهشگر، كارگردان و مدرس تئاتر) هم آموزش و علم را جزو جداناشدني هر امري مي داند و مي گويد: علم و آموزش در چگونگي شكل تئاترها خيلي مؤثرند و ما اكنون هر ضربه اي كه در تئاترمان مي خوريم، از بي سوادي مان مي خوريم. وي مي گويد: دانشگاههاي ما يكي از بهترين مكانهايي است كه بايد جاي آموزش و پژوهش و علم آموزي باشد، اما متأسفانه وضعيت آن اصلاً اين گونه نيست و بيشتر به يكسري مباحث تكراري و محدود و محفوظات مي پردازد و در همين حد محدود شده و به همين ها هم بسنده مي كند. صادقي با انتقاد از سيستم آموزشي دانشگاهاي تئاتر مي گويد: دانشگاه اصلاً جايگاه تئوري و پژوهش است و اين سيستم اشتباه است كه مثل دبستان و دبيرستان در دانشگاهها هم يك نفر بيايد و به عنوان استاد درس بدهد، بعد دانشجو جواب پس بدهد و... وي مي افزايد: آموزش و تربيت دانش آموخته به معناي واقعي كلمه اش هنوز در آموزشهاي دانشگاهي ما وارد نشده است و به نظر من سيستم آموزشي ما راه درستي را پيش نگرفته است. وي در مورد وضعيت پژوهشي تئاتر هم مي گويد: پژوهش و تحقيق هم به طور مستقيم با همين موضوع آموزش در ارتباط است. من معتقدم كه با وضعيت نامطلوب حاكم بر وضعيت آموزش و تربيت در دانشگاهها، ما در آينده در حوزه مسائل پژوهشي هم با مشكل روبرو خواهيم بود.

بايد از ريشه ساخت
آزيتا حاجيان(بازيگر و كارگردان تئاتر) با انتقاد از وضعيت كلي تئاترمان مي گويد: وقتي يك سيستم به طور كلي خودش به صورت رسمي و جدي قدرت و اعتبار و استواري نداشته باشد، آموزش و پژوهش هم نمي توانند به عنوان زيرساختهاي آن سيستم معنا و مفهومي داشته باشند. يعني بايد چيزي وجود داشته باشد كه خواسته باشيم در محدوده آن سيستم آموزش بدهيم و درباره اش پژوهش كنيم. اما زماني كه خود بدنه و سيستم اصلي لنگ مي زند و سالم نيست، چه ضرورتي دارد كه چيزي به عنوان آموزش و پژوهش را به آن اختصاص بدهيم.
حاجيان در عين حال وضعيت دانشگاههاي تئاتر و دانش آموختگان آن را چندان نامطلوب نمي داند و مي گويد: دانشگاههاي ما دانشجويان علاقه مند و با استعداد زيادي دارند كه حاضرند تحت هر شرايطي وارد كار تئاتر شوند و در حوزه كاري شان هم خيلي موفق هستند. من در همين كار اخيرم (يك زن، يك مرد) تعداد زيادي از دانشجويان دانشگاههاي مختلف را به همكاري دعوت كردم و خيلي خوب هم نتيجه گرفتم. حتي برخي از نقشهاي اصلي كارم هم برعهده دانشجوها بود، بچه ها خوب كار كردند و من هم از آنها راضي بودم.

هر سازمان وظيفه اي دارد
"مهرداد راياني مخصوص" (مدير انتشارات نمايش، نويسنده، كارگردان و مدرس تئاتر) در زمينه آموزش و پژوهش مي گويد: در اين حوزه اولين اقدام بايد اين باشد كه سهم مالي آموزش و پژوهش افزايش پيدا كند. تا به حال وضعيت به گونه اي بوده كه معمولاً هميشه آموزش و پژوهش در اولويتهاي اول برنامه ها و سياستهاي مراكز دولتي ما نبوده اند و اغلب جزو اولويتهاي بعدي محسوب مي شده اند. دومين اقدام هم مي تواند تفكيك وظايف مربوط به اين دو حوزه از سوي نهادهاي مختلف باشد. به عنوان مثال ما اصلاً نبايد از اداره كل هنرهاي نمايشي انتظار و توقع فعاليت در حوزه آموزشي را داشته باشيم و از طرف ديگر توقع اجرائيات از سوي وزارت علوم و تحقيقات هم غير منطقي به نظر مي رسد.
در واقع بايد توجه داشت كه هر جايي براي كار خاصي ساخته شده و شرح وظايف مشخصي دارد. وقتي بحث آموزش پيش مي آيد، بلافاصله بايد به سراغ دانشگاه، وزارت علوم و دانشكده هاي علمي و كاربردي و مسؤولان اين نهادها رفت و با آنها بحث كرد. "راياني" كه عضو هيأت علمي دانشكده هنر و معماري هم هست مي افزايد: به نظر من در حال حاضر آموزش و وضعيت آموزشي در سطح مطلوبي نيست و اين مسأله دلايل متعددي هم دارد.
يكي از اين دلايل به مدرسان ما برمي گردد؛ بخش ديگر آن هم به دانشجويان مربوط است؛ متأسفانه انگيزه ها در ميان استادان و دانشجوها كمرنگ شده و علاقه و اشتياق براي كار و نمود عيني آن كم شده است. از طرف ديگر بازار كار كم شده و چشم انداز مطلوبي از آن برنمي آيد، براي همين هم بيشتر مدرك گرايي مطرح شده و دهها مشكل ديگر كه اين حوزه را تحت تأثير قرار داده است... مهرداد راياني كه مديريت مركز انتشاراتي نمايش را هم برعهده دارد در زمينه وضعيت نامطلوب پژوهش در حوزه تئاتر مي گويد: در اين حوزه متولي ثابت و مشخصي كه بتواند وضعيت پژوهش را در كل كشور ساماندهي كند، نداريم.
وي مي افزايد: اگرچه مثلاً در معاونت پژوهشي ارشاد يا دانشگاهها مديران پژوهشي وجود دارند، ولي اينها هم يك رويه يكساني ندارند. در حال حاضر فرهنگستان هم كار پژوهشي مي كند، معاونت پژوهشي ارشاد و مركز هنرهاي نمايشي هم كار پژوهشي مي كنند، اما متأسفانه همگرايي براي تكميل و پوشاندن نقايص هم در اين واحدها وجود ندارد. چه بسا در بسياري از موارد برخي پژوهشها با يك سرفصل واحد شروع به كار مي كنند و در دو بخش جداگانه، پيش مي روند. راياني در پايان صحبتهايش مي گويد: ما بايد بتوانيم به يك بودجه در خور و معقول برسيم تا از نظر پژوهشي قادر باشيم به يكسري اهداف متفاوت، ولي در يك راستا دست پيدا كنيم.

دانشگاه و مركز در تعامل و ارتباط باشند
كتايون فيض مرندي(طراح صحنه، كارگردان و مدرس تئاتر) در زمينه ضرورت توجه به بخش پژوهشي مي گويد: در هر زمينه اي نياز به كارهاي تحقيقي و پژوهشي و آماده ساختن بسترهاي علمي وجود دارد و به عنوان يك ضرورت مهم مورد تأكيد هم هست.
وي مي گويد: بخشي از اين نياز آموزش و پژوهش در حوزه تئاتر ما در حال حاضر در دانشگاهها و از طريق مطالعه، تدريس و تحقيق مرتفع مي شود. اما در مجموع بخش پژوهشي كه به مركز هنرهاي نمايشي مربوط مي شود، به نظر ضعيف مي آيد و آن طور كه بايد به آن پرداخته نمي شود. مرندي يكي از راهكارهاي موجود براي حل اين مشكل را همكاري دانشگاه و مركز مي داند و مي گويد: دانشگاههاي تئاتري ما بايد به صورت مستمر در تعامل و ارتباط با مركز هنرهاي نمايشي باشند و بخشي از نيازهاي پژوهشي را از اين طريق مرتفع سازند.
ضمن اينكه براي دستيابي به اين ارتباط مؤثر بايد بودجه بسيار بسيار ناچيز بخش پژوهش هم افزايش محسوسي پيدا كند. مرندي همچنين در مورد ضعفهايي كه به بخش آموزش و وضعيت آموزش در دانشگاهها نسبت داده مي شود مي گويد: هر استادي كه در دانشگاه تدريس مي كند، طبق تصويبيه وزارت علوم بعد از هر 5 سال بايد يك فرصت مطالعاتي داشته باشد كه هزينه هاي مربوط به آن برعهده دانشگاههاست، ولي متأسفانه اين روند در دانشگاههاي ما اصلاً رواج ندارد و علاوه بر آن وضعيت معيشتي و حقوقي استادان هم خيلي خوب نيست، بنابراين استادان مجبورند به جاي كار پژوهشي تنها به تدريس بپردازند و تدريس بدون پژوهش هم چيزي جز تكرار مكررات نيست. البته اين وضعيت تا اندازه اي در دانشگاههاي دولتي با نگاه جديد بهتر شده است، اما در دانشگاههاي خصوصي و نيمه خصوصي همچنان نامطلوب است. مرندي همچنين با انتقاد از نظام حاكم بر وضعيت شوراهاي پژوهشي مي گويد: طرحهاي پژوهشي مطرح شده از طرف استادان دانشگاهها تا رسيدن به مرحله تصويب بايد هفت خوان رستم را پشت سر بگذرانند و تازه ممكن است با هزار اما و اگر به نتيجه برسند يا نرسند. وي همچنين در رابطه با ضعفهاي ديگر مربوط به حوزه تئاتر مي افزايد: از طرفي هم تعداد دانشجوياني كه در مقاطع زماني مختلف در حال تحصيل اين رشته هستند اصلاً متناسب با بازار كار نيست و در واقع تعدادشان چندين برابر فرصتهاي شغلي موجود در تئاتر است. اين موضوع آينده شغلي دانشجويان را نااميد كننده مي سازد و باعث مي شود برخي از دانشجويان با توجه به همين قضيه، دغدغه هايشان تغيير پيدا كند و تئاتر از ميان آنها حذف مي شود و تنها مدرك گرايي در ميانشان ارزش پيدا مي كند كه اين موضوع هم باعث افت چشمگير آموزش و پژوهش در دانشگاهها مي شود.

مكمل فعاليتهاي عملي
مهرداد ابروان(منتقد و مدرس تئاتر) مي گويد: بحث آموزش و پژوهش يك بحث نظري است كه مكمل فعاليتهاي عملي محسوب مي شود. ما نمي توانيم كشور را در حوزه عمل صاحب يك تئاتر پيشرفته ببينيم، در حالي كه در حوزه نظري آن، پيشرفتي وجود نداشته باشد.
ابروان مي افزايد: واقعيت امر اين است كه آموزش و پژوهش در سالهاي اخير دست كم رشد خوبي داشته اند و ما شاهد گسترش دانشكده هاي مختلف بوده ايم. شاهد چاپ كتابهاي جديد و متنوع بسياري بوده ايم. اكنون يكي دو سالي است كه مثلاً يكي از انتشاراتي ها مدام دارد كتابهاي جديد و خوبي را در زمينه تئاتر چاپ مي كند و تنوع موضوع هم دارند. از طرف ديگر انتشارات ديگر و اساتيدي چون منصور براهيني دكتر ناظر زاده كرماني و... هم دارند كارهاي زيادي را به شكل تحقيقاتي و پژوهشي ارائه مي كنند. بنابراين به نظر من اگر چه شايد آموزش و پژوهش در حال حاضر در سطح مطلوبي نباشد و با آن ايده آل ها همچنان فاصله داشته باشد، اما به هر حال اين رشد خوب را هم بايد در نظر داشته باشيم و فقط نيمه خالي ليوان را نبينيم. در واقع ما بايد اميدوار باشيم كه اين حركتها ادامه پيدا كنند.
به هر حال ما به هنرمندان با سواد و با شناخت نياز داريم و بايد براي رسيدن به رشد و پيشرفت هم به فكر تربيت و آموزش آنها باشيم. به هر حال امروزه شرايط با سي يا چهل سال پيش خيلي متفاوت است و اينترنت و كامپيوتر و رسانه هاي ديگر بسياري از نيازهاي آموزشي و پژوهشي را برآورده مي كنند. به نظر من اين تلاشها بايد ساماندهي و تربيت بهتري پيدا كنند. مهرداد ابروان در ادامه صحبتهايش مي افزايد: اين يك واقعيت است كه بحث آموزش و پژوهش (و به ويژه پژوهش) يك بحث بنيادي است. بنابراين مسؤولان محترم اين را در نظر داشته باشند كه قرار نيست اگر فرضاً نهاد پژوهشي زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يا حوزه هنري يا دانشكده هاي هنر راه بيفتند، همزمان جواب دهي داشته باشند. بايد توجه داشت كه اين مسأله در صورت تحقق هم در دراز مدت جواب مي دهد و تأثير خودش را در شكل گيري نسلهاي مختلف تئاتري مي گذارد و شما حتماً اين تأثير را در كارهاي اجرايي و حتي در ارتباط و تعامل مثبت و تأثيرگذار با مردم و جامعه هم خواهيد ديد. شما همين حالا هم كه به تئاتر شهر و خيلي از سالنهاي ديگر تئاتر كشور برويد مي بينيد كه اغلب سالنها در اختيار نيروهاي جوان تئاتر است. خب مهمترين دليل رشد تئاتر جوان ما مسلماً به رشد دانشكده هاي تئاتر مربوط مي شود. مهرداد ابروان در پايان صحبتهايش مي گويد: آموزش و پژوهش نيازهاي بسيار مهم و ضروري تئاتر ما هستند و مسؤولان نه به چشم يك پديده مقطعي كه با ديد يك پديده اساسي و بنيادي بايد به آن نگاه كنند و مسائل و نيازهاي مربوط به آن را در نظر داشته باشند.

بازار مكاره آموزش
هادي مرزبان (بازيگر و كارگردان تئاتر) وضعيت آموزش تئاتر را در كشورمان نامطلوب مي داند و مي گويد: با كمال تأسف بايد بگويم ما در اين مورد به جاي آنكه روز به روز پيشرفت كنيم، پس رفته ايم. گرچه ممكن است خيلي ها از حرف من خوششان نيايد. اما متأسفانه ما آموزش و پژوهش را بويژه در هنر تئاتر بيشتر به دكانهاي دو نبش تبديل كرده ايم. شما برويد تحقيق كنيد و ببينيد از اين همه كلاس كه در شهر تهران و ساير شهرستانها در حوزه بازيگري و كارگرداني و... تشكيل مي شوند، چندتاي آن واقعاً پشتوانه و شايستگي تشكيل شدن را دارند. من هميشه هم اين را گفته ام؛ ما در چهار سال دوران تحصيل دانشگاه به دانشجوها چه چيزي را آموزش مي دهيم كه اين كلاسها آن را تنها در 6 ماه به هنرجويانشان ياد مي دهند؟ البته من به هيچ وجه منكر يكي، دوتا آموزشگاه كه واقعاً با استادان مجرب و با تجربه و سرفصلهاي جديد كار مي كنند، نيستم، ولي بحث من در مورد كليت اين آموزشگاهها و كليت وضعيت آموزشي ماست. بايد توجه داشت كه رشته هنر اصلاً نيازمند مدرك بي پشتوانه نيست، ما خيلي از استادان را داريم كه ممكن است كارگردانهاي خوبي باشند، اما نمي توانند معلم و استاد خوبي باشند و برعكس.
وي افزود: به هر حال من با كمال تأسف معتقدم ما در زمينه آموزش با حركت رو به عقب مواجهيم و نتيجه اين عقبگرد هم خيل دانشجوها و هنرجوهايي است كه هر سال به سراغ ما مي آيند و تقريباً 90 درصدشان هيچ چيزي بلد نيستند. اما در زمينه پژوهش چشم اميدم به خود دانشجوهاست.
البته نه آنهايي كه باري به هر جهت و از سر اجبار اين رشته را انتخاب كرده اند- به هر حال در هر دانشكده دو يا سه دانشجو كه واقعاً اين رشته را انتخاب كرده اند و هدف داشته اند وجود دارند- من چشم اميدم به اينهاست. هادي مرزبان كه تا چندي پيش ملودي شهر باراني را در تالار اصلي به روي صحنه داشت مي افزايد: در كشور ما متأسفانه اين مقولات زياد مورد توجه برنامه ريزان و مسؤولان نيست و البته بخشي مهم از اين كاستي ها هم به خود جوانان و هنرجويان برمي گردد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar