---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به تماشاي گلي كه به جان كاشتمش
* سرويس ورزش امروز اصلاً روز ديگري است .انگار شهر يك حال و هواي ديگري دارد .با خودت مي گويي چه مناسبتي دارد امروز كه همه چيز يك جورهايي متفاوت است .توي تقويم كه هيچ چيز نمي بيني .اما حس مي كني حتماً يك چيزهايي هست كه امروز با مثلاً ديروز يا روزهاي قبلش حسابي فرق دارد .نكند هوا گرم تر است؟
منتظر تاكسي هستي .چند نفر دور هم جمع شده اند و عجب گرم گرفته اند .نمي خواهي فالگوش بايستي اما از قيافه هايشان و لحن صحبتهايشان مي فهمي حتماً درباره فوتبال حرف مي زنند .فوتبال؟ كم كم يادت مي آيد ...جام جهاني؟ بيشتر به خاطر مي آوري ...بيست و يكم خرداد ...نورنبرگ؟ و بله !حالا ديگر فهميده اي چرا امروز با همه روزهاي قبلش متفاوت است .امروز همان روز موعود است .همان روزي كه قرار است ميليونها دل در آسمان نورنبرگ پرواز كند تا شيرهاي آريايي، آزتك ها را به زانو درآورند .دلهايي كه به قول دوستي به ساق هاي بچه هاي دلاور وطني سنجاق شده و چشمهايي كه 90دقيقه از صفحه تلويزيون تكان نمي خورد . امروز و تا ساعاتي ديگر سفيدپوشان ما اولين بازي شان را در جام جهاني 2006مقابل مكزيكي هاي سبزپوش برگزار مي كنند و به 8سال انتظار يك ملت پايان مي دهند .چقدر منتظر اين روز بوديم .چقدر در خيالمان تصور شكست مكزيك را پرورانديم .چقدر با خودمان يكي دو تا كرديم كه وقتي صعود مي كنيم (مطمئن بوديم از صعود )!با آرژانتين مي خوريم يا هلند!! عجب مردماني هستيم ما !زماني تنها رؤيايمان اين بود كه بتوانيم سهميه جام جهاني را بگيريم اگر هر ايراني فقط حق داشت يك آرزو بكند حتماً رفتن تيم ملي به آلمان بود .و وقتي رفتيم حالا در سر سوداي صعود مي پرورانيم .البته خيلي هم سودا نيست .مي گوييم و مي گويند اگر مقابل مكزيك موفق عمل كنيم صعودمان تقريباً مسجل است .پرتغال به كنار و آنگولا هم حتماً جلوي ما تسليم مي شود .مي ماند همين مكزيك كه اگر بچه ها عهد كنند و يك دل باشند و توي فكرشان خوشحالي 70ميليون نفر را ببينند، مي توانيم صعود كنيم .باور كنيد مكزيكي آنقدرها هم كه بزرگش كرده ايم نيست .بله !آنها توي رنكينگ فيفا ششم هستند، توي جام كنفدراسيونها درخشيدند و سابقه اي چند برابر ما دارند؛ اما اصلاً غير قابل شكستن نيستند .آنها كه 2بازي اين تيم را مقابل هلند و فرانسه ديدند خوب فهميدند كه زاپاتاها بيشتر از ما نقطه ضعف دارند .دروازه متزلزلشان چه با سانچز و چه كرونا به راحتي مي تواند توسط مهاجمان ما باز شود .مخصوصاً كه هر دو گلر هم روي ضربات سر و توپهاي هوايي مشكل دارند .خط دفاعشان قوي نيست و هافبكهايشان تجربه بالايي ندارند .مي ماند مهاجمان آنها كه خب نقطه قوتي هستند براي آقاي لاولپه . اما نمي دانم چرا از همين الان خودمان را براي برپايي جشن پيروزي در ميدان نورنبرگ آماده مي كنيم .مي دانيم مكزيكي ها قوي هستند اما ته دلمان مي گويد مي بريم و چقدر مطمئن هستيم !مي خواهيد اسمش را خوش خيالي بگذاريد، رؤيا، آرزو يا هر چيز ديگر ...اما دوستشان داريم .اين جوانهاي غيرتي و ماهري كه فرستاده ايمشان آلمان را مي گويم .همان ها كه اين روزها رب النوع هاي 70ميليون دل ملتهب و اميدوار هستند دوستشان داريم چون ايراني اند و هر جا نام ايران بوده دوست داشته ايم پشت سرش افتخار هم بيايد .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- يادداشت ؛ مرگ و زندگي
*دكتر ذوالفقارنسب در مرحله نخست ابتدا مي بايست دعوت از بازيكنان به نحو شايسته اي انجام بگيرد كه با توجه به نفراتي كه دعوت شدند به نظر مي رسد كه مربيان تيم ملي توانسته اند تصميم درستي بگيرند. هرچند كه هنوز هم معتقدم نفرات شايسته اي در تهران جاماندند و بنا به دلايلي نتوانستند تيم ملي را در مسابقات جام جهاني 2006آلمان همراهي كنند. تمرينات تيم ملي در تهران و سوئيس و حالا كه تيم ملي در اردوگاه فردريش هافن مستقر شده به شكل مطلوبي انجام گرفته است. مربيان در اين بازه زماني بايد فهميده باشند كه چه اهداف و چه انتظاراتي از بازيكنان دارند و به موازات آن مردم چه انتظاراتي از تيم ملي كشورشان دارند. خوشبختانه تمرينات تيم ملي در مكان مناسبي برگزار شد. اردوي سوييس هرچند با نبود بازيكنان صاحب نام شكل اصلي اش را از دست داده بود اما از اين جهت كه محل مناسبي براي تمرينات انتخاب شده بود اردوي مناسبي ارزيابي شد. بازيهاي تداركاتي با دو تيم بوسني و كرواسي تا حدودي ما را با ضعف ها و قوت هاي تيمي آشنا ساخت. البته كمبود بازيهاي تداركاتي مسأله اي بود كه از مدتها پيش فكر كارشناسان و مربيان تيم ملي را به خود مشغول كرده بود كه متأسفانه در نهايت هم هيچ تدبيري براي آن انديشيده نشد. اما در همين دو بازي هم تا حدود بسيار زيادي متوجه نقاط قوت و ضعف تيم ملي شديم. اين كاملاً پيدا بود كه تيم ملي هنوز هم در خط دفاع با مشكلاتي روبروست. البته دعوت از سهراب بختياري زاده كار شايسته اي بود كه از مربيان تيم ملي سرزد. اما مربيان بايد از وجود اين بازيكن خوب بيشتر استفاده مي كردند كه چنين نشد. با اين حال فكر مي كنم اين بازيكن در جام جهاني از جمله گزينه هاي مربيان براي قرار گرفتن در تركيب اصلي تيم ملي باشد. خط حمله و به خصوص بازيكنان خط مياني همچنان يكي از پراميدترين نقاط زمين به شمار مي رود. با وجود داشتن مهره هاي كارآمد و بين المللي پيش بيني مي شود كه تيم ملي بتواند در جام جهاني با آمار گل زده خوبي به ايران برگردد. البته نبايد چندان احساساتي بود و واقعيت ها را درنظر نداشت. مربيان تيم ملي بايد با تحليلهاي درست خود به مصاف حريفان قدرتمند گروهمان بروند. آنها در اين برهه بايد بيشترين اطلاعات و دقيق ترين آناليزها را از حريفان داشته باشند. در جام جهاني 98 تيم ملي از عدم شناخت «كافي» و كمبود تجربه نتوانست از سد حريفي مثل يوگسلاوي بگذرد. در آن بازي اگر خودباور بوديم حداقل مي توانستيم از اين حريف يك امتياز بگيريم. بايد شناخت زيادي از مسائل فني تيم ها داشته باشيم كه اين كار كار ساده و سهلي نيست. تيم ملي شديداً به اين مسائل نياز دارد و مربيان با شناخت صحيح خود مي توانند گره گشاي بازي هاي ايران باشند و تيم ملي را در مسير پيروزي مقابل حريفان بزرگ سوق بدهند. فوتبال پيشرفت كرده و شرايط بدني پيشرفت قابل ملاحظه اي را داشته است. زير و بم هاي فوتبال هر سال مهم تر مي شود و آن تيمهايي توفيق بيشتري پيدا خواهند كرد كه با اين زير و بمها آشنا باشند. در يك كلام فوتبال تبديل به يكي از تكنولوژي هاي منحصر به فرد شده است و نياز است كه آگاهي ها و سطح دانش و توانايي هاي مجريان فوتبال هر روز افزوده شود. اين كه مي گويند فوتبال علم است چندان بيراه نيست. در جام جهاني آلمان كه به نقطه آغاز آن رسيديم اين موضوع به جهانيان ثابت خواهد شد كه علم فوتبال تا چه اندازه پيچيده و پر پيچ و خم شده است. در مواجه با حريفان (مكزيك، پرتغال و آنگولا) بايد مثل يك زنجير محكم كه با شديدترين فشارها از هم نمي پاشد روبرو شويم. در تيم ملي نبايد حتي يك حلقه ضعيف و از هم گسيخته وجود داشته باشد. حلقه هاي ضعيفي كه تا پيش از اين در تيم ملي ديده مي شد بايد حالا به قوي ترين حلقه ها بدل شده باشند. يك زنجير محكم هيچ گاه از هم نمي پاشد و ما را به هدف بزرگمان رهنمون خواهد داد. تيم خوب و متنوعي داريم حتي در دفاع كه با ايراداتي قابل حل مواجه است. در خط هافبك تعدد بازيكنان، چشم نوازي مي كند. دست مربيان باز است تا هر نوع شيوه اي را كه مي خواهند و هر نوع تاكتيكي كه مدنظرشان قرار دارد را به اجرا درآورند. در خط حمله بازيكنان شايسته در تيم ملي ديده مي شوند. به اين ترتيب نقطه قوت ها، برتري محسوسي نسبت به نقاط ضعف دارند، بايد واقع بين بود و در عين واقع بيني بايد اميدوار بود و به فرداي بهتر انديشيد. تيم ملي با مرداني كه در اختيار دارد اكنون در آستانه آزمون بزرگ جام جهاني قرار گرفته است. مي تواند اميدوار باشد و در عين واقع بيني و درست انديشي به شگفتي ساز بودن اميدوار بود. جام جهاني در ادوار گذشته همواره شگفتي ساز داشته و اين مسأله مهمي است كه بايد به آن توجه كرد. بزرگترين پيكار ورزشي جهان بعد از المپيك بي گمان همين مسابقات بزرگ جام جهاني است. تيم ملي از رأس تا ذيل بايد حالا كه در جام بزرگ جهاني مورد آزمايش قرار مي گيرند انديشه هاي بزرگ داشته باشد و از حريفان بزرگ هراس به دل راه ندهد. مكزيك فوتبال توفنده تكنيكي و تاكتيك پذيري دارد كه تكنيك را همراه با تاكتيك ناب آمريكاي جنوبي ارايه مي دهد اما اين حريف صاحب نام و صاحب قدرت هم هيچگاه شكستش غيرقابل باور نيست. گام اول گام مهمي است. گام اول گام بزرگي است و بايد با درايت و تفكري صحيح گام اول را تبديل به گامهاي بزرگ بعدي كرد. مربيان تيم ملي بايد اهميت بازي اول را كه به اعتقاد من بازي مرگ و زندگي و بازي صعود ايران به مرحله بعد است را به خوبي به بازيكنان گوشزد كنند و با اتخاذ فرامين درست و لحاظ كردن شيوه هاي مدرن روبروي حريف قدرتمندي به نام مكزيك قرار بگيرند. براي اين بازي بزرگ لازم است كه اشتباهات و ضريب غلطهاي تكنيكي و تاكتيكي به حداقل برسد و بازيكنان با كمترين اشتباه در برابر سبزپوشان مكزيكي قرار بگيرند.
از آنجايي كه ما رابطه مان با همه اهالي ورزش (و ايضاً سياست، اقتصاد، رانت خواران، آقازاده ها، قشر آسيب ناپذير )خيلي خوب است و همه ما را دوست دارند و اصلاً مي ميرند براي ما؛ و از آنجا كه الان تب جام جهاني همه جا را گرفته و از سبزي فروش محله خانم جان تا استاد دانشگاه متافيزيك بهروزشون اينا از فوتبال و جام جهاني حرف مي زنند ما هم تصميم گرفتيم يكسري مصاحبه توپ !با چهره هاي سرشناس انجام دهيم .براي اولين قدم هم از آنها پرسيدم «اين جام جهاني كه مي گويند يعني چه؟!»
در ضمن اين ستون مسؤول محتواي صحبتهاي اين آقايان محترم نيست!!!
رئيس سازمان تربيت بدني :من ريشه هرچي جام جهاني رو مي زنم !از بيخ !همه شونو عوض مي كنم .من خيلي قاطعم نه؟!
رئيس فدراسيون فوتبال :جام جهاني خوب است اما اين مطبوعات آلمان طي يك اقدام هماهنگ همه اش برضد ما مي نويسند و اصلاً در اين مدتي كه من رييس بودم قصد تخريب ما را داشتند و من مي تونم اسم تك تكشونو بيارم !
سرمربي تيم استقلال :بله !اين جام جهاني متعلق به همه هوادارهاي ماست كه 3سال تمام صبر كردند و ما با وجود اين همه دسيسه و توطئه و دستهاي پشت پرده قهرمان شديم .فكر هم نمي كنم ديگر در جام جهاني بمانم!
سرمربي سابق تيم پرسپوليس :جام جهاني ديگه كيه؟ !من 25تا قهرماني واسه پرسپوليس آوردم حالا مي گين جام جهاني؟ !اينم بيارين مثه خارجي هاي ديگه!
سرپرست ابومسلم :خيلي خوبه !اتفاقاً من يكي از طرفداراي پروپا قرص اين برنامه هستم .فقط اگه ميشه وقتشو بيشتر كنين و تيتراژش رو دوباره پخش كنين !
سرمربي فجر شيراز :آقاجان !بچه هاي ما 3ماهه «كباب» نخوردن بعد شما مي گي جام جهاني !
سرمربي فعلي پرسپوليس :فينال جام حذفي رو برگزار كنين جام جهاني تون پيش كش !
مجري برنامه ياردوازدهم :به نظر شما يار دوازدهم جام جهاني كيه؟ !بله !تلويزيون، شبكه 3، جواد خياباني!
مديرعامل يك باشگاه بومي :جام جهاني يك آوردگاه فرهنگي ورزشي است كه ميزان فرهنگي ورزشي آن از ديگر فرهنگي ورزشي ها بيشتر است و ما بايد فرهنگي ورزشي مناسبي رو متفاوت با ساير فرهنگي ورزشي ها در جام جهاني فرهنگي ورزشي انجام دهيم .فرهنگي ورزشي!
مجري برنامه :90من فكر كنم سب بلاتر خيلي از دست بكن باوئر راضي نيست و بكن باوئر داره زير آب مي زنه بشه رييس فيفا و البته من بي طرفم و قصد جنجال ندارم ولي فكر كنم چه مي كنه اين جام جهاني!!
ريسي هيأت فوتبال خراسان :من از صميم دل اميدوارم تيم ايران بتونه با پيروزي مقابل استراليا در ملبون راهي جام جهاني 98فرانسه بشه !البته هر موقع هم خواستند ميتونن از جام جهاني حسابرسي كنن !
(...):از آنجا كه نماينده رسمي ما توي مراحل جام جهاني نبوده، اين جام معلوم الحال از نظر ما غيرقانوني است و ما قوياً آن را تحريم مي كنيم و براي همين تيم محله مان را از توي گروهبندي مي كشيم بيرون!!
پليس آلمان 20هوادار آشوب طلب را دستگير كرد
20تن از هواداران آشوب طلب آلماني و انگليسي كه در شهر فرانكفورت با يكديگر درگير شده بودند توسط پليس آلمان دستگير شدند.
پليس آلمان هواداران انگليسي كه نظم عمومي را به هم ريخته بودند به كشورشان بازگرداند و هواداران آلماني را بازداشت كرد.
عذرخواهي دروازه بان تيم ملي لهستان
دروازه بان تيم ملي لهستان پس از دريافت دو گل در ديدار مقابل اكوادور از مردم كشورش عذرخواهي كرد .
«ارتوربروك»، دروازه بان تيم ملي لهستان پس از شكست دو بر صفر مقابل اكوادور گفت :واقعاً شرمنده مردم كشورم هستم ، من نتوانستم آنگونه كه انتظار مي رفت ظاهر شوم و از اين بابت بسيار ناراحتم.
وي افزود :ما در ديدار مقابل اكوادور از تماشاگران بسياري برخوردار بوديم و آنها با تشويقهاي بي امان كاري كرده بودند كه ما احساس مي كرديم در ورزشگاه خودمان به ميدان رفته ايم اما ما نتوانستيم رضايت آنها را جلب كنيم كه اين واقعاً مأيوس كننده است .
رئيس جمهور برزيل :
هيچ كس قهرمان نشدن ما را باور نمي كند
رئيس جمهور برزيل گفت :هيچكس نمي تواند قبول كند كه تيم ملي ما قهرمان جام جهاني نشود.
روزنامه «اشپورت بيلد» آلمان به نقل از رئيس جمهور اين كشور نوشت :تيم ملي ما زير فشار رواني شديدي قراردارد اما هيچ كس نمي تواند باور كند كه تيم ملي برزيل در جام جهاني 2006قهرمان نشود .
«لوئيز ايناكيولولاداسيلوا» با ارسال يك نوار ويديويي از كاخ رياست جمهوري اين كشور به اردوي تيم ملي برزيل و آلمان خطاب به «كارلوس آلبرتو پريرا» سرمربي و «كافو» كاپيتان تيم ملي برزيل گفت :با توجه به حضور شاگردان بي شمار و تيم يكدستي كه در اختيار داريم در كشور ما هيچكس نمي تواند باور كند كه تيمي غير از برزيل قهرمان جهان شود و من به عنوان رئيس جمهور براي تمام شما آرزوي موفقيت مي كنم، اما كافو، كاپيتان تيم ملي برزيل خطاب به رئيس جمهور كشورش گفت :لطفاً كاري انجام ندهيد كه بازيكنان دچار استرس شوند.
دروازه بان مكزيك پس از بازگشت به آلمان:
روح پدرم در ورزشگاه خواهد بود
اوسوالدو سانچز دروازه بان اول تيم ملي مكزيك كه براي مراسم خاكسپاري پدرش اردوي آزتك را ترك كرده بود، به جمع سبزپوشان «آل تريو» پيوست.
سانچز در اولين واكنش خود پس از بازگشت به اردوي سبزپوشان مكزيك طي مصاحبه با رويترز گفت :اطمينان دارم كه روح پدرم در ورزشگاه خواهد بود .
وي افزود :از همدردي هم تيمي هاي خوب خود، مربيان و مردم مكزيك متشكرم.
همين طور از اعلام همدردي مقامها و ستارگان حريفان خود، پرتغال و ايران، بسيار ممنونم .من با تمام قدرت در ورزشگاه حاضر خواهم شد و هيچ مشكل روحي ندارم .
سانچز در پايان تأكيد كرد :حمله قلبي اجازه نداد پدرم، درخشش مرا تماشا كند اما روح او نظاره گر هنرنمايي مردان آزتك خواهد بود.
بكام و رونالدينيو محبوبهاي اينترنتي
مسابقات جام جهاني فوتبال در آلمان، بر بازار اينترنت انگليس تأثير چشمگيري داشته است، به طوري كه نتايج يك مطالعه نشان مي دهد، نام «پيتر كروچ» و «ديويد بكام»، دو تن از ملي پوشان فوتبال انگليس، بيش از هر عنوان ديگري مورد استفاده كاربران اينترنتي هنگام جستجو قرار مي گيرد .
جستجو براي «رقص پس از گل پيتر كروچ» و مدلهاي موي ديويد بكام، بيش از هر چيز ديگري مورد توجه كاربران اينترنتي در انگليس است .
در زمينه جستجو براي بازيكنان محبوب، «رونالدينيو» در صدر قرار دارد و پس از وي «جرارد» و «كروچ» در مقام دوم و سوم هستند.
اسكولاري :
او ديگر فيگوي 2004نيست
اسكولاري سرمربي تيم ملي فوتبال پرتغال گفت :لوئيز فيگو مرد مياني بازيسازش، اكنون نسبت به يورو 2004بسيار بهتر شده است .
اسكولاري در ستايش مهارتهاي بالاي فيگو در رهبري پرتغال و توان زياد اين بازيكن سي و سه ساله از نظر جسماني و فني گفت :فيگو از زماني كه تصميم گرفت از فوتبال ملي خداحافظي كند (پس از جام ملتهاي اروپا 2004بسيار پيشرفت كرده است .
منتقدان باور دارند كه توان جسماني و سرعت فيگو پايين آمده اما عملكردهاي اين بازيكن نشان مي دهد كه او هنوز در دادن پاس و زدن ضربه هاي آزاد بي نظير است .
اسكولاري ادامه داد :فيگو بازيكن ساده اي نيست .او يك رهبر تمام و كمال است .شيوه برخوردش عالي است و با همه اطرافيانش رفتاري مناسب دارد .
آندرانيك تيموريان :
از مصدوميت زندي ناراحت شدم
آندرانيك تيموريان بازيكن خلاق تيم ملي ايران به احتمال زياد در ديدار امروز برابر مكزيك جايگزين زندي مصدوم خواهد شد . آندرانيك تيموريان در اين باره اظهار داشت :حضور من در تركيب اوليه تيم بستگي به نظر برانكو دارد و هنوز اين موضوع قطعي نشده است .من نيز مانند ساير بازيكنان از مصدوميت زندي ناراحت هستم .حضور وي مي توانست به تيم ملي كمك كند؛ اما اطمينان مي دهم در صورتي كه در ميدان حاضر شوم، با تمام توان براي موفقيت تيم ملي ايران تلاش كنم .
وي افزود :تيم مكزيك به حركت از كناره ها علاقه دارد و يكي از نكات مهم در كار ما كه برانكو نيز روي آن تأكيد دارد، سرعت عمل در حمله و دفاع است .
پله :آلمان فاقد بازيكن نامدار است
طبق نظر پله، اسطوره برزيلي تاريخ فوتبال، آلمانيها در تيم ملي شان فاقد بازيكناني با كلاس بالا و نامدار هستند.
پله كه در مصاحبه با روزنامه زود دويچه سخن مي گفت، برفقدان بازيكنان نامي در تيم ملي ژرمنها تأكيد كرد و گفت :آلمان مهاجمي كه بدنها از شنيدن نامش بلرزد، ندارد .بعد از بكن باوئر و ماتئوس هيچ مدافع يا هافبكي به تيم ملي ژرمنها دعوت نشده كه كلاس بازي بالا و خاصش ايجاد رعب و وحشت كند، البته به جز بالاك. گفتني است؛ پله در اين گفتگو بر تواناييهاي بالاك تأكيد فراوان داشت و در مورد او گفت :به نظر من بالاك بسيار سختكوش است و با سبك بالاي بازيش تيم را متحول مي سازد.
مارادونا :
به آلمان نيامده ام تا پله و بكن باوئر را ببينم
ديه گو مارادونا به رغم دعوت از سوي كميته برگزاري و مقامهاي فدراسيون بين المللي فوتبال(فيفا )جهت حضور در جشن افتتاحيه مسابقات جام جهاني آلمان در اين مراسم شركت نكرد. مارادونا، كاپيتان اسبق تيم ملي فوتبال آرژانتين ضمن شركت نكردن در مراسم افتتاحيه مسابقات جام جهاني 2006آلمان به مشاهده بازي افتتاحيه ميان تيمهاي آلمان و كارستاريكا از جايگاه تماشاگران اكتفا كرد.
وي طي گفتگويي با خبرنگاران در اين باره اظهار داشت :به آلمان نيامده ام تا پله و بكن باوئر را ببنيم؛ بلكه براي تماشاي فوتبال به اين كشور آمده ام.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كناره گيري اتو فيستر از مربيگري توگو
با كناره گيري «اتو فيستر» از مربيگري توگو به سبب مشكلات مالي، آينده اين تيم در رقابتهاي جام جهاني آلمان در ابهام قرار گرفت. فيستر گفت :ديگر باز نمي گردم و به كارم به عنوان سرمربي توگو ادامه نمي دهم .رؤياي زندگي ام از بين رفت. فيستر هشت سال پيش عربستان را به جام جهاني 1998فرانسه هدايت كرد؛ اما در آستانه اين رقابتها از سمتش بركنار شد . فيستر كه در ماه مارس هدايت توگو را بر عهده گرفت، فدراسيون فوتبال اين كشور را مسبب اين پيشامد دانست و گفت، هيچ تمايلي به انجام مذاكرات بيشتر ندارد . ماركوس زيگلر، رئيس ارتباطات فيفا با اشاره به مشكل ساز شدن تغيير يك مربي براي تيم ملي هر كشوري گفت كه اين مركز هنوز خبري درخصوص بركناري فيستر دريافت نكرده است :«تكليف بازيكنان توگو روشن است؛ اما، قوانين، مربيان را شامل نمي شود.» «آدم كوجو»، نخست وزير توگو، قرار است براي بررسي اين موضوع به آلمان سفر كند .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- برانكو:مهدوي كيا و كريمي مقابل مكزيك به ميدان مي روند
برانكو ايوانكوويچ در خصوص آخرين وضعيت بازيكنان آسيب ديده تيم ملي گفت :مهدي مهدوي كيا و علي كريمي خوشبختانه پس از طي دوران مصدوميت در سلامت كامل هستند و مي توانند تيم ملي را مقابل مكزيك همراهي كنند. وي ادامه داد :متأسفانه فريدون زندي پس از دو روز تب و سرماخوردگي شديد به دليل بروز دوباره مصدوميت قديمي با مشكل مواجه شده است، ستار زارع هم در تمرين روزهاي گذشته كمي دچار آسيب ديدگي شده بود كه فكر مي كنم تا امروز و ديدار با مكزيك اين مشكل برطرف شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حمايت همه جانبه از خرگوش چاق
اين روزها اهالي فوتبال نسبت به اضافه وزن رونالدو به عنوان ستاره خط حمله برزيل بسيار خرده گرفته اند، اما سرمربي برزيل و هم تيمي هاي خرگوش چاق بشدت از او حمايت مي كنند.
كاكا در اين باره گفت :من نمي دانم اين حرفها تا كي بايد ادامه داشته باشد.
روبينيو نيز اظهار داشت :مهم عملكرد رونالدو در زمين است، نه چند كيلو اضافه وزن در دنده هاي او.
گفتني است؛ «پريرا» قبلاً در اين باره به رئيس جمهوري برزيل اطمينان داده بود كه رونالدو سرحال و نيرومند است نه چاق!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اختصاصي قدس گروه خبرنگاران اعزامي
تركيب تيم ملي اعلام شد
از سوي برانكو ايوانكوويچ اسامي يازده بازيكن اصلي بازي امروز مقابل مكزيك ا علام شد ابراهيم ميرزاپور، رحمان رضايي، يحيي گل محمدي، محمد نصرتي، حسين كعبي، جواد نكونام، آندرانيك تيموريان، مهدي مهدوي كيا، وحيد هاشميان، علي كريمي و علي دايي يازده بازيكن اصلي تيم ملي كشورمان هستند كه از ابتداي ديدار امروز برابر مكزيك به ميدان خواهند رفت .
تمرين سبك زارع و زندي
ستار زارع و فريدون زندي دو بازيكن مصدوم تيم ملي كه به سبب مصدوميتشان نمي توانند در بازي امروز مقابل مكزيك به ميدان بروند ديروز و درحين تمرين تيم ملي در ورزشگاه نورنبرگ محل برگزاري ديدار ايران و مكزيك جدا از سايرين تنها به دويدن دور ميدان اكتفا كردند و تمريني سبك را پشت سرگذاشتند .
علي آبادي در تمرين تيم ملي
در آخرين تمرين تيم ملي، محمد علي آبادي رييس سازمان تربيت بدني به همراه چندتن از مسوولان سازمان بر سر تمرين تيم ملي حاضر شدند و از نزديك شاهد تمرين ملي پوشان فوتبال كشورمان بودند .نكته جالب اين كه در حين بازديد علي آبادي از تمرين تيم ملي دادكان رييس فدراسيون فوتبال و برانكو در گوشه اي از زمين به دور از همگان با يكديگر مشغول صحبت بودند و هيچ گونه توجهي به حضور علي آبادي نداشتند تا همچنان اختلاف بين دادكان و علي آبادي بيش از پيش نمايان باشد .
تيم ملي تحت فشار
در تمرين ديروز تيم ملي تركيب اصلي تيم ملي در بازي امروز در قالب تيم زردپوش رو در روي ساير بازيكنان قرار گرفتند و به مرور تمرينات پرداختند نكته جالب اين تمرين تحت فشار قرار دادن تيم تركيب اصلي از سوي تيم ذخيره ها بود تا در آخرين تمرين تاكتيهاي دفاعي تيم بيشتر مورد نظر قرار بگيرد.
حضور پرتعداد خبرنگاران خارجي
از نكات قابل توجه تمرين ديروز ملي پوشان حضور پرشور خبرنگاران خارجي در اين تمرين بود .كه در اين بين خبرنگاران ژاپني و مكزيكي سهم بيشتري داشتند و زواياي مختلف تمرين ديروز تيم ملي را مورد ارزيابي قرار دادند .
*مجيد مظفري «بازيگر و كارگردان»
در حال حاضر فوتبال در جهان به جايگاهي دست پيدا كرده كه آن را مي توان يكي از اهرمهاي سياسي، اقتصادي كشورهاي دارنده آن دانست و حتي بسياري از تسويه حسابهاي دولتمردان، در همين مستطيل سبز اتفاق مي افتد .
شايد همين ويژگي مستتر در فوتبال است كه آن را در زمان جام جهاني دو چندان جذاب، نفس گير و حساس مي نمايد اما خارج از رقابت بين المللي فوتبال از اين نظر كه باعث اتحاد و يكدستي بين مردم مي شود هميشه برايم جذاب بوده است، فوتبال خيلي زياد به مردم نزديك است بطوريكه رفتن به جام جهاني هر فردي را در هر شغلي خوشحال نمود، انگار همگي به شكلي در اين راهيابي سهيم بوده اند حتي براي فردي كه نتيجه بازي آخر را اطلاع نداشت و فقط بخاطر شادي ديگران خوشحال بود !هميشه به اين ويژگي فوتبال حسرت خورده ام و دوست داشتم آن را در حوزه تئاتر و سينما هم شاهد باشم .
به نظر مي آيد ميدان فوتبال بيشتر از آن كه يك ميدان ورزشي باشد يك جولانگاه هنري است .شايد در طول 90دقيقه تنها 5دقيقه هر بازيكن در ميدان ورزش كند و در عوض 85دقيقه هنرنمايي نمايد .به هرحال در اين فاصله زماني براي 22بازيكن حاضر در زمين زمان چنداني براي انجام حركات ورزشي نيست ولي برخي بازيكنان در 85دقيقه ديگر بطوري هنرنمايي مي كنند كه نام آقاي زمين را بخود مي گيرند .
فوتبال، با سابقه اي كه دارد هر روز علمي تر و هنري تر مي گردد و همين باعث شده در هر خانه اي يك طرفدار پروپا قرص داشته باشد، اتفاقي كه براي ديگر رشته ها هيچ گاه رخ نداده و نخواهد داد .
فوتبال امروز بخشي از زندگي است و برد و باخت در آن دقيقاً شبيه جريان حاكم بر زندگي افراد است و شايد همين مساله در نزديكي آن بي تاثير نبوده است .
جام جهاني فوتبال بهترين فرصت براي دولت ها، ملتها، مردم و ورزشكاران است كه در يك رقابت ورزشي، سابقه تاريخي فرهنگ هايشان را به نمايش بگذارند .
هر تيم در ميدان رقابت جهاني اين فرصت را دارد كه بجز تكنيك و خلاقيتهاي ورزشي به تماشاگران، منش و اعتقادات خود را نيز نمايش دهد .
*دكتر حميدرضا صدر
براي اولين بار با صلابت آميخته به آرامش - كه برايمان در اين عصر نامتعارف بود- پا به جام جهاني گذاشته ايم. همه چيز خوب و بي دردسر پيش رفت. طوري كه خاطره دور راهيابي مقتدرانه به جام جهاني 1978 آرژانتين را به ياد آورديم.
همان زماني كه يكه تاز بي رقيب فوتبال آسيا بوديم. اين بار مشقت هايي را كه در اواخر دهه90 براي رسيدن به آرزوي 20ساله مان متحمل شديم لمس نكرديم.
آن روزها فوتبال ايران تكان مي خورد بي آنكه ساختارش تغيير كند يا امكانات ويژه اي مهيا شود. آن تغييرات بيش از هر چيز زاييده شور مردم براي حصول به پيروزي بود كه به موج جديدي از بازيكنان با استعداد تكيه داشت. حتي حذف بسيار آزاردهنده در رقابتهاي مقدماتي 1994 بازدارنده موج نوي فوتبال ايران نشد.
نتايج حاصل در جام ملت هاي آسيا96 فوران اين شور و آن نياز بود. همان شور مهارناپذير مردم، ايران را بار ديگر به جام جهاني98 برد. تيم ملي در ميدان، بازيهاي متغيري ارائه داد. گاهي خوب، و گاهي بد . آن چه كه با كمدي مربيگري تيم ملي آميخته شد و در فاصله پيش از جام جهاني و آغاز آن چهارمربي جا به جا شدند. از مايلي كهن به ويرا، از ويرا به ايويچ و از ايويچ به طالبي.
اكنون به نظر مي رسد در شرايط بهتري در مقايسه با آن دوران بسر مي بريم. تعداد لژيونرهايمان پرشمار است و همه بازيكنان كوله باري از تجربه اندوخته اند. شلاق رقابتهاي اروپايي را تحمل كرده و مدتهاست كه ديگر مرعوب نامها و رنگ ها نمي شوند.
مي توان در اين تابلوي بزرگ شرايط تيم ملي را بهتر از هر دوران قلمداد كرد. با اين وصف به خوشبيني دل نداده ايم و خوش خيالانه هم به رقابتها نگاه نمي كنيم . برايمان همه چيز آميخته به احتياط - نه خونسردي- و نوعي بيم شده است.
اين كه به اطرافم مي نگرم و نشاني از عاشقان فوتبال كه با شور از پيروزي حرف بزنند نمي يابم، حيرت مي كنم. بر آن تب و تاب چه رفت؟ چرا؟ چه شد؟
مگر چهارسال پيش همه از آنچه بر ما گذشت اشك نريختيم؟ مگر به زمين و زمان نفرين نفرستاديم؟ اكنون چه؟ حالا كه عروس بدون جنگ و دعوي پا به كوچه ما گذاشته چه؟
چرا برق از چشمانمان محو شده؟
احتمالاً براي اولين بار در تاريخ فوتبال است كه از فاصله دوري به كاروان تيم ملي نگريسته و حوصله خيال پردازي هم نداريم. چيزي كه هم تلقي فردي است، هم احساس جمعي. نه اكتسابي است، نه توضيح دادني.
طعنه آميز است كه تيم ملي از قرعه خوبي هم برخوردار شده جايي كه اگر خوش بين باشيم مي توانيم رؤياي صعود به مرحله دوم را هم در سر بپرورانيم. آري مي توانيم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حشمت مهاجراني :توان بردن مكزيك را داريم
خبرنگاران ايراني حاضر در آلمان بلافاصله بعد از آنكه با چهره محبوب و فراموش نشدني حشمت مهاجراني مواجه مي شوند دور و برش را مي گيرند و شروع به سؤالات مختلف مي كنند .حشمت خان با كوله باري از تجربه و سالها مربيگري در ايران و ساختن فوتبال امارات گزينه مناسبي براي پرس و جو در مورد بازي ايران -مكزيك محسوب مي شود .يكي از خبرنگاران پيش دستي مي كند و
بلافاصله حشمت خان را در مقابل اولين سؤال وطني قرار مي دهد؛ آقاي مهاجراني فردا (امروز )با مكزيك بازي داريم و قطعاً شما حرفهايي در دل داريد :«اين را من بهتر از هركس ديگري مي دانم كه اگر بخواهيم ، مي توانيم كارهاي بزرگي انجام دهيم .فوتبال مكزيك و پرتغال آنقدرها هم كه مي گويند از ايران سرتر نيست .الان فوتبال در دنيا خيلي پيشرفت كرده و تيمهاي كوچك به راحتي قادرند در مقابل بزرگان قدرت نمايي كنند.» يكي از خبرنگاران فعال از حشمت مهاجراني توضيح بيشتري مي خواهد :«ما بازيكنان بزرگي داريم .كريمي، مهدوي كيا، هاشميان، رضايي و نكونام .هر تيم آسيايي -به جرأت مي گويم -آرزوي داشتن اين بازيكنان را دارد.فقط بايد بدانيم كه چقدر توان داريم و تا چه اندازه مي توانيم توانمند و با قدرت باشيم .لژيونرهاي ما در سطح اول فوتبال باشگاهي دنيا فعاليت مي كنند و اين حسن بزرگي به حساب مي آيد .در يك كلام مي گويم كه ما هيچ چيز كمتر از مكزيك وپرتغال نداريم، يكي ديگر از خبرنگاران بحثهاي ريشه اي و آكادميك و مقايسه آن بين فوتبال ايران و پرتغال و مكزيك را مطرح مي كند .«من كاري به بحثهاي آكادميك و ريشه اي فوتبال ندارم .بحث من بازي امروز تيم ملي مقابل مكزيك است و فقط به توانايي هاي دو تيم فكر مي كنم .بحثهاي ريشه اي جاي خودش و مقايسه دو تيم ايران و مكزيك هم يك پاي قضيه كه من فكر مي كنم كه اگر بخواهيم دو تيم را در بازي امروز مقايسه كنيم و سطح توانايي هاي شان را ارزيابي كنيم .ايران مي تواند با تواني بالقوه اش مكزيك را شكست دهد. مهاجراني بازهم احساساتي مي شود و با چشمهايي كه اشك درونش حلقه زده با يك حس وطن پرستي ويژه حرف دلش را مي زند :«به عنوان يك ايراني مي گويم كه ما واقعاً توانايي بردن مكزيك را داريم .اگر توپهاي آنها را در خط حمله و هافبك خراب كنيم، اگر از تك موقعيتهاي گل زني بيشترين بهره را ببريم و اگر تعداد پاسهاي سالم ما به بيشترين حد ممكن برسد، ضريب اشتباهات فردي و گروهي به حداقل برسد و بالاخره بتوانيم براي يكديگر فضاسازي درستي داشته باشيم و در موقعيت هاي ايده آل به يار هم دسته، پاس بدهيم . آن وقت مي توانيم بعد از پايان بازي از يك پيروزي غرور انگيز شادمان باشيم.» مهاجراني وقتي از مقابل خبرنگاران دور شد تأكيد مي كند :«اصلاً براي تماشاي بازيهاي تيم ملي كشورم به آلمان آمده ام والا دليل نداشت ك مشقت سفر به آلمان را قبول كنم.»
زندي نمي رسد براساس اعلام برانكو ايوانكوويچ، فريدون زندي قطعاً به اولين ديدار تيم ملي فوتبال كشورمان برابر مكزيك نخواهد رسيد .او از ناحيه عضله پشت پا دچار مصدوميت شده و نمي تواند تيم ملي را در ديدار امروز همراهي كند .
جواب دايي به خبرنگاران علي دايي كاپيتان با تجربه تيم ملي فوتبال كشورمان در روزي كه برابر دهها خبرنگار داخلي و خارجي قرار گرفته بود بار ديگر مورد سؤال بسياري مبني بر زمان خداحافظي اش از تيم ملي قرار گرفت كه او بازهم در جواب همه داخلي ها و خارجي ها گفت :من بهتر از همه شرايطم را مي دانم و فعلاً براي تيم ملي بازي مي كنم .
بمب هايي كه فعلاً منتشر نمي شود هرچند تمام رسانه هاي داخلي و خبرنگاران اعزامي به آلمان اين روزها تنها به حمايت از تيم ملي مي پردازند اما در اردوي تيم ملي خبرهايي اتفاق افتاده است كه انتشار آنها مي تواند مثل بمب صدا كند اما فعلاً به خاطر ديدارهاي تيم ملي در جام جهاني اين خبرها به بيرون درز پيدا نمي كند .
كولينا پول مي خواست
هنگامي كه خبرنگاران و عكاسان ايران براي گرفتن كارت ويژه بازيها به مركز خبري شهر مونيخ رفته بودند با كولينا داور سرشناس فوتبال جهان مواجه شدند .هرچند كولينا با آنها عكسي به يادگار گرفت اما حاضر به مصاحبه نشد .ظاهراً اين قبيل داوران براي انجام مصاحبه با رسانه هاي مختلف پول قابل توجهي دريافت مي كنند !
اسكورت ويژه تيم ملي فوتبال كشورمان براي برگزاري ديدار روز يكشنبه خود برابر مكزيك ساعت 10روز شنبه شهر فردريش هافن را به مقصد نورنبرگ ترك كرد .تيم كشورمان كه تحت حمايت هاي ويژه پليس آلمان قرار دارد براي سفر به نورنبرگ نيز اسكورت ويژه شد .
كم توجهي دادكان به خبرنگاران ايراني رئيس فدراسيون فوتبال هنوز با خبرنگاران ايراني كه به شهر فردريش هافن رفته اند مواجه نشده است .اين در حاليست كه دادكان از حضور خبرنگاران در اين شهر خبر دارد .او حتي در روز تمرين تيم ملي به صداي برخي خبرنگاران نيز كه او را فراخواندند توجهي نكرد و از سمت ديگر ورزشگاه بيرون رفت .
روابط عمومي فدراسيون دور از تيم ملي مسؤولان روابط عمومي فدراسيون فوتبال دور از هتل محل اقامت تيم ملي هستند .رئيس و دبير روابط عمومي فدراسيون در هتل محل اقامت خبرنگاران و عكاسان مستقر شده اند و ظاهراً خيلي به تيم ملي نزديك نيستند .
خبرنگاران مجهز مكزيكي درحالي كه تيم ملي مكزيك در شهر فردريش هافن اقامت نداشت اما خبرنگاران اين كشور مثل جاسوسان اطلاعاتي تمام تمرينات تيم ملي ايران را زير نظر داشتند و با تمام تجهيزات خود در محل كمپ تيم ملي به دنبال كسب اطلاعات بودند .
شادماني عجيب آلمانها مردم آلمان كه از پيروزي تيم ملي فوتبال كشورشان در اولين ديدار رقابتهاي جام جهاني بسيار خوشحال بودند پس از پايان اين ديدار به انحاي مختلف شادي خود از اين پيروزي را بروز دادند .فوتبالدوستان آلماني با طراحي لباسهاي ويژه و آرايش مختلف صورت و موهايشان در خيابانها حاضر شدند و به جشن و شادماني پرداختند .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- الیورتویست برزیلی در ساحل مریترانه ؛ دکو
* وحيد ضرابي نسب داستان «اليورتويست» را به ياد بياوريد. حتماً اين اثر اشك بار! چارلز ديكنز را خوانده ايد يا بارها فيلم و كارتونش را ديده ايد... پسرك ثروتمندي كه زمانه او را از پدر و مادرش جدا كرد و وقايع درام بسياري را در فقيرخانه هاي لندن جلوي پايش قرار داد. پسركي كه يكي يكي تراژدي ها را پشت سر مي گذارد تا به آنچه مستحق آنست مي رسد. داستان «آندرسون لوئيز دسوزا»ي ما هم يكجورهايي شبيه همين اليورتويست است. اما اين بار ثروت يا پدر و مادر، گمشده ها نبودند، بلكه اين اعتماد و اطمينان بود كه پسرك به دنبال آن مي گشت.
شايد براي شما هم باور نكردني باشد كه هافبك همه كاره اين روزهاي بارسلونا و تيم ملي پرتغال زماني در دسته دوم ليگ اين كشور بازي مي كرده آنهم تعويضي! و يا اينكه به خاطر جثه كوتاهش هيچ تيمي حاضر به خريداري اش نبوده! ولي به هرحال آنچه مهم است توانايي هاي بي نظير اكنون «دكو» ست. مردي كه بي شك يكي از بهترين مردان مياني فوتبال جهان است و تصور تيم ملي پرتغال بدون او غير ممكن...
* هيچ كس دوستش ندارد در يكي از همان محلات فقيرنشين سائوپائولو، پايتخت فوتبالي برزيل، به دنيا آمد. همان محله اي كه از دور و برهايش روماريو و رونالدينيو و كارلوس برخاسته بودند. طولي نكشيد كه او هم نشان داد از پاهايش بهتر مي تواند كار بكشد! و از بين تمام تفريحات، توپ بازي را برگزيد. خيلي زود به تيم جوانان سائوپائولو رفت و دو سالي آنجا فوتبال زد. سپس مورد توجه كورينتيانس قرار گرفت و نيم فصل هم آنجا بود... با اينكه حركاتش با توپ چشمگير و تحسين برانگيز بود اما او يك مشكل داشت. هيچ مربي حاضر نبود مركز ميدانش را به يك كوتوله 170سانتي متري بسپارد! براي همين در هيچ كدام از تيمهاي پايه برزيل راه نيافت. پرتغالي ها هميشه به دنبال پيدا كردن استعدادهاي جوان و ارزان برزيلي اند. اگر ستارگان معروف كشور قهوه سر از اسپانيا و ايتاليا در مي آورند، نوجوان ترها را پرتغال شكار مي كند. دكو يكي از همان بازيكناني بود كه به واسطه بازيكن يابها به بنفيكا فرا خوانده شد. شايد او فكر مي كرد با بازي در تيم مطرحي چون بنفيكا مي تواند راهي به دل مربيان برزيل براي دعوتش به تيم ملي پيدا كند اما خب! همه چيز برعكس درآمد. وقتي در 19سالگي پا به سواحل مديترانه گذاشت، گراهام سونس كه آن زمان مربي بنفيكا بود اصلاً از دكو خوشش نيامد و هنوز چمدانهاي اين برزيلي باز نشده او را راهي تيم دوم بنفيكا در دسته هاي پايين ليگ پرتغال كرد. دكو كه هيچ آشنايي با فوتبال اروپا نداشت سعي كرد با بازي هاي خوب دل «سونس» را به دست آورد اما مربي لجوج معتقد بود هيچ چيز پسرك ريزاندام به برزيلي ها نمي خورد تا جايي كه سران بنفيكا او را با قيمتي بسيار ارزان فروختند. «سالگيروس» يك تيم گمنام دست دومي، تيم جديد دكو بود كه البته نمي توانست به آن راضي باشد. روزهاي سخت تازه شروع شده بود. او حالا از اينكه زادگاهش را ترك كرده و به كلي از يادها فراموش شده بود حسابي رنج مي برد...
* دكوي با استعداد چند ماه از حضورش در سالگيروس گذشته بود كه سرمربي تيم پورتو به جذب دكو ابراز تمايل كرد. خيلي ها او را از انتقال اين جوان برزيلي منع كردند اما او در ساق هاي آندرسون لوئيز دسوزا چيزهايي ديد كه خيلي ها نديدند. فرناندو كاسترو بالاخره او را به پورتو آورد و دكو تجربه بازي در يك ليگ درجه يك اروپايي را بدست آورد. گرچه او بازيهاي خوبي براي تيمش انجام مي داد اما هيچ گاه بازيكن محبوبي نبود. او بيشتر از اينكه گل سازي كند يا گل بزند كارت مي گرفت. (در يك فصل طي 30مسابقه 18كارت زرد و قرمز گرفت!) درست در همين روزها كه بحث دعوت شدنش به تيم ملي جدي شد، آلبرتو پريه را سرمربي طلايي ها خطاب به او گفته بود: «تو با اين قد و قواره بهتره شانستو جاي ديگه اي آزمايش كني نه تيم ملي برزيل؟!» اما ورود يك نفر به زندگي دكو باعث شد همه چيز زير و رو شود. از وقتي مورينيو سكان هدايت پورتوي پرتغال را به دست گرفت دكو هافبك اصلي تيم شد. او آنقدر جاافتاد كه خيلي ها فقط براي ديدن بازيهاي او هوادار پورتو شدند. حالا ديگر اين فدراسيون فوتبال پرتغال بود كه به دكو پيشنهاد تغيير مليت داد و البته كه او با ميل و رغبت پذيرفت. ولي هنوز مشكلات در راه بود. خيلي ها مقابل اين تصميم موضع گرفتند. علاوه بر بسياري از مطبوعات و فوتبالي هاي اين كشور، داخل تيم ملي نيز مخالفاني بود. سردسته آن ها لوئيز فيگو بود. البته او خاطره بدي از دكو دارد. ضربه اي كه اين برزيلي الاصل سال 2002 به قوزك پاي فيگو زد، او را يكسال خانه نشين كرد. اما مخالفت ها كه به دو دستگي بازيكنان در تيم ملي پرتغال هم انجاميد ثمري نداشت و دكو عضو تيم ملي اين كشور شد. روزهاي خوب او، واقعاً شروع شده بود.
* مرد اول ميانه ميدان دكو حالا براي پرتغال هم يك هافبك خلاق و بازي ساز و هم يك گل زن بود. فصل 2003-2002 ده گل براي تيمش به ثمر رساند و همان سال نقش اصلي در قهرماني پورتو در جام يوفا داشت. فصل بعدش از بين اين همه سوپراستار مستطيل سبز لقب «با ارزش ترين بازيكن چمپيونزليگ 2004/2003» را بدست آورد و البته كه گل زيبايش به موناكو در ديدار فينال بيشتر از اين ها ارزش داشت. او در تيم ملي هم همانقدر مي درخشيد و بي شك بهترين بازيكن پرتغالي ها در يورو 2004بود. حتي او با گل زدن به تيم ملي برزيل هم انتقام شخصي اش را از هموطنان اصلي اش گرفت و هم باعث پيروزي پرتغال بر طلايي پوشان پس از 37سال شد. حالا دكوي داستان ما را همه مي شناختند و او به يك ستاره خط هافبك در مستطيل سبز تبديل شده بود. تابستان 2004 او با يك كلكسيون عنوان شامل يك چمپيونزليگ، يك جام يوفا، سه قهرماني ليگ و سه جام حذفي، پورتو را به مقصد كاتالونيا ترك كرد تا هافبك بارسا باشد. گرچه مورينيو خيلي تلاش كرد او را با خود به چلسي ببرد اما او به اسپانيا آمد تا اينك به همراه رونالدينيو، اتوئو و مسي مربع قدرت آبي و اناري ها باشد. ريكارد با يك خط جلوكشيدن رونالدينيو و استفاده از او در بين مهاجمان، عملاً دكو را رهبر خط مياني اش كرد و در تيمي مثل بارسلونا خط هافبك يعني قلب تپنده... وظيفه بازي سازي و بازي گرداني اين پرتغالي برزيلي الاصل در طي فصل هاي اخير در كاتالونيا نقش تعيين كننده اي در گلهاي مهاجمان داشته و دارد. گرچه او ديگر مثل گذشته ضربات خطرناك و ويران كننده اي نمي زند اما هميشه روي توپهاي سرگردان پشت هجده يا ضربات روبروي دروازه يك خطر جدي به حساب مي آيد. حتماً او با روحيه اي مضاعف پا به جام جهاني مي گذارد. دكو به همراه تيم بارسا به دومين قهرماني پياپي در لاليگا رسيد و از آن مهمتر جام خوش رنگ و رؤيايي چمپيونزليگ را نيز لمس كرد تا تنها بازيكن بارسلونا باشد كه دو بار قهرمان ليگ قهرمانان شده است. (يك بار هم با پورتو) بي شك بازهم او تأثير گذار و موفق خواهد بود اين بار در جام جهاني آلمان. جايي كه او مرد اول پرتغالي هاست. هافبك بازي ساز، گل زن، طراح و اهل ريسكي كه داشتنش آرزوي هر تيمي است. * دكو: «اگر بگويم پرتغالي ام دروغ گفته ام و دچار ضد و نقيض شده ام. وقتي به تيم ملي آمدم با روي كاستا صحبت كردم و او به وضوح اعلام كرد نظر بدي نسبت به من ندارد. او به من كمك كرد تا در تيم جا بيفتم.» * خوزه مورينيو: «وقتي همه كنار مي كشند تازه دكو وارد عمل مي شود. او پر ريسك ترين بازيكني است كه ديده ام.» * فيليپه اسكولاري: «براي هر تيمي داشتن يك دكو كافي است كه بقيه چيزها را حل مي كند.» * روزنامه ال موندو: «هرپاس سالمي كه داده مي شود حتماً از زيرپاي دكو رد شده است!» *لوئيز فيگو: «شما اگر در چين متولد شده باشيد بايد در همان كشور بازي كنيد. تا وقتي دكو در تيم ملي پرتغال باشد نظرم را عوض نمي كنم!»
متولد: 27/8/1977 قد: 170 سانتي متر بازي ملي: 35 گل ملي: 2
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پرسه در ايام (1)
* حسين نخعي شريف
در دوره پيش كه با انتشار ويژه نامه در خدمت شما خوبان بوديم با سلسله مطالبي با عنوان پرسه در ايام هر روز به گذشته نقب زديم و از آغازين روزهاي جام جهاني (1930) برايتان نوشتيم تا به دور آخر رسيديم، همچنين از گلزنان برتر، بازيهاي سرنوشت ساز و ساير آمار و ارقام. دراين ويژه نامه نيز اگر افتخار همراهي يارمان باشد قصد براين است تا با همان عنوان اما با نگارشي ديگر در خدمت خوانندگان قدس باشيم. در اين سلسله مطالب برخلاف دوره گذشته كه آمار و ارقام بر ساير موارد چربش داشت، سعي نموده ايم كه مطالب حالت تشريحي به خود بگيرد و در اين راستا از آرشيوهاي مختلفي كه در اختيار نگارنده بوده سود جسته تا جان كلام، مطلوب نظر افتد. از تورق دوره هاي گذشته نشريات كيهان ورزشي و دنياي ورزش تا ويژه نامه هاي مرتبط با هر دوره و حتي استفاده از منابع خارجي و البته اذعان نمايم كه بيشتر تحت تأثير نوشتاري مطلبي در «ايران جوان».
* هنرنمايي با توپ همانگونه كه مي دانيد براي پيدايش فوتبال حرف و حديثهاي فراواني وجود دارد و همانگونه كه در يادداشت اولين شماره ويژه نامه نگاشتم فوتبال را هيچ كس به تنهايي ابداع نكرد و نه در چين پيدا شد و نه در انگليس. در گذشته چون تنها تاريخ سران و سلاطين نگاشته شده و كمتر به تاريخ جوامع اشاره گرديده و اگر اشاره شده بايد از لابه لاي همان صفحات موجود استخراج و استنباط گردد، تاريخ فوتبال نيز چون بسياري از موارد ديگر با اما و اگر همراه شده است. اما بدون شك شكل گيري و تحول آنچه به نام فوتبال مي شناسيم از انگليس به ساير جهان تسري پيدا كرده است. اگر نگاه مختصري داشته باشيم به شكل گيري فوتبالي كه مي توان آن را فوتبال ناميد چون پيش از آن هرچه بود نامش فوتبال نبود، شايد نوعي هنرنمايي با توپ به وسيله پا بشود نام آنچه قبل از تدوين قوانين در انگلستان وجود داشت نام نهاد. در سال 1846 ميلادي (1225خورشيدي) دو تيم از مدارس كمبريج انگلستان با هم مسابقه دادند كه نقش آفرين آن يك توپ بود! پس از بازي، آن بچه ها به كمك معلمان خود اولين قوانين فوتبال را تدوين كردند (مثل قوانيني كه گاه در فوتبال گل كوچك محلات خودمان ابداع مي شود و مورد توافق قرار مي گيرد) در آنروزها توپ را با دست به سوي دروازه حريف مي بردند اما آن بچه ها توافق كردند كه با «پا» اين كار را انجام دهند و اين گونه بود كه نطفه فوتبال از بطن «راگبي» بوجود آمد. چهار سال طول كشيد تا همان بچه ها به دانشگاه راه يافتند و اين ورزش را دانشگاهي كردند. آنها حالا در دانشگاه با كسب تجربه و افزون شدن دانش دو ماده ديگر به فوتبال افزودند: اول آنكه هيچ بازيكني حق ندارد روي چوب افقي دروازه رفته، مانع عبور توپ گردد و دوم اينكه اگر بازي بعد از سه روز به نتيجه نرسد مساوي اعلام شود! و البته قبل از آن يعني در سال 1848 چند قانون ديگر هم تدوين شده بود: مقررات مربوط به طول و عرض زمين، اندازه دروازه و چگونگي نواختن ضربه آزاد. هفت سال بعد يعني سال 1853ميلادي، فوتبال كه در اين مدت در جزيره رواج يافته بود پا به ساير كشورها نهاد و اولين محموله به سوييس رسيد و علت آن هم مراودات دانشگاهي انگلستان و سوييس بود. در سال 1855ميلادي در انگلستان نخستين باشگاه فوتبال تأسيس شد. اين باشگاه را فارغ التحصيلان دانشگاهها به وجود آوردند تا خارج از محيط تحصيل نيز مجال بازي باشد. نام آن باشگاه «شفيلد» بود. پنج سال بعد يعني 1860ميلادي باشگاه كنوني «ناتينگهام فارست» تأسيس شد كه آنروز به نام «نات كانتي» خوانده مي شد و اين آغاز جرياني بود كه طي آن باشگاههاي بسياري بوجود آمد. شش سال بعد يعني در سال 1866نخستين ديدار ميان دو كشور را، انگلستان با همسايه خود اسكاتلند برگزار كرد كه سواي نتيجه كه مساوي بود نخستين رابطه فوتبالي ميان دو كشور بود. يكصد و شش سال پيش يعني سال 1900ميلادي و در جريان بازيهاي المپيك لندن را نيز در آرشيو فوتبالي تان به يادگار داشته باشيد زيرا در اين سال نخستين مسابقه بين المللي فوتبال در كادر رسمي فيفا برگزار شد و دو تيم ملي انگلستان و فرانسه با هم به رقابت پرداختند كه حاصل چهار گل در مقابل صفر براي انگليسيها بود. المپيك ها يكي بعد از ديگري برگزار شد و فوتبال به تدريج در آن جايگاه ويژه خود را پيدا نمود. جنگ جهاني اول مانع برگزاري المپيك 1916شد و چهار سال بعد انگليسيها كه خود را مبدع فوتبال مي دانستند چون حاضر نبودند تن به رياست اروپاييها در فوتبال دهند اين مسابقات را تحريم نمودند و اروپا با چشمان تيزبين يك آسيابان زاده فرانسوي موفق به فتح جهان با توپ شد، آن هم نه توپ جنگي بلكه يك توپ معمولي براي بازي! ادامه دارد
حتي خود مردم كشور آسيابهاي بادي در موفقيت تيم مليشان ترديد دارند .هرچند فان درسار و نيستلروي و چندتا از بازيكنان ، خوش خيالانه هلند را يك پاي فينال مي دانند اما قبول كنيد نمي شود به اين تيم جوان شده و كم تجربه خيلي اميد بست .مخصوصاً كه آنها در گروهي قراردارند كه هر لحظه احتمال رقم خوردن يك اتفاق عجيب در آن هست . به نظر، خودخواهي هاي آقاي «فان باستن» كمي زياد از حد بوده است .او روي نام با تجربه ها و بزرگاني خط كشيد كه نماد هلند بودند .مثلاً «ادگار داويدز» يا «كلارنس سيدورف» كه براي اولين بار لاله هاي نارنجي طي 14سال اخير بدون اين دو نفر به ميدان مي رود يا «ياپ استام» و «فان درميده» و در خط حمله هم گلزن بايرن «روي ماكاي» و آقاي گل هلند «يان هانتلار» ...براي همين، در نبود اين بازيكنان خوش نام تقريباً تمام خطوط هلندي ها مشكل دارد .آنها كه بازيهاي دوستانه لاله ها را ديدند، فهميدند در نبود «فان نيستلروي» روند گلزني مختل مي شود .نه «رايان بابل» و نه «درك كيوت» اين كاره نيستند !و براي بازي امشب احتمالاً زوج نيستلروي - فان پرسي را در برابر مردان بالكان ببينيم .در خط هافبك هم البته كه ستاره شان «وزلي اشنايدر» مصدوم است و نمي رسد و تكليف «فيليپ كوكو» هم كه چند روز پيش آسيب ديد معلوم نيست .بنابراين ماركوي بزرگ بايد روي «آرين روبن»، «فان بومل» و «فان درفارت» حساب كند .«جيواني فان برونكهورست» هم در همان بازي دوستانه معروف مصدوم شد تا اصلي ترين مشكل لاله هاي نارنجي در اولين ديدار مصدوميت باشد .هرچند «بولاهروز» و «كرومكامپ» و «اويجر» در كمربند دفاعي امتحان پس داده اند اما تجربه نه چندان بين المللي آنها براي صربها اميد بخش است !ولي نه وقتي فان درسار توي چارچوب باشد ! در آن سو مردان يوگسلاوي سابق هرچند سومين شانس براي صعود از گروه C دارند اما دست كمشان نگيريد .صربستان و مونته نگرو يكي از قويترين تيمهاي مرحله انتخابي بود و اسپانياييها را ذله كرده بود !گرچه آنها بازيهاي تداركاتي كمي داشتند ولي حتماً همان تيم آماده چندماه پيش هستند كه ميانگين گل خورده شان 1/0گل در هر بازي بود !آقاي «ايليا پتكوويچ» هنوز از گوشهاي تيمش مطمئن نشده و پاشنه آشيل صربها خط هافبكشان است .چون تقريباً خط حمله با وجود «ماتيا كژمان» و «ساوو ميلوسويچ» مطمئن است و در خط دفاع و دروازه هم قدرت و استحكام حرف اول را مي زند . يك جورهايي صربستان تنها تيم قدرتي اين گروه سخت است و همين فاكتور مي تواند هلند را آزار دهد .سرعت و تكنيك انفرادي هلند در جنگ قدرت بدني و تاكتيك گروهي مردان بالكان !اين دو تيم در قالب يوگسلاوي تاكنون چندين بار با هم روبرو شده اند كه مهمترين آن در جام 98بود .لاله هاي نارنجي در مرحله يك هشتم يوگسلاوي آن موقع آبي پوش را 2بر يك شكست دادند و حذف كردند .
ايران - مكزيك پايان انتظار ميليونها ايراني
بالاخره نوبت به خودمان رسيد .تيم ملي مان در سومين روز جام جهاني نخستين ديدارش را انجام مي دهد و خيلي لازم نيست بگويم چند ده ميليون دل را با خودش همراه مي كند .اصلاً نمي شود درباره ايران بنويسي و مثلاً حس و حال ايراني بودن يا رگه هاي پر رنگ ناسيوناليستي توي نوشته هايت نباشد .قبول كنيد در اين شرايط نمي شود خيلي كارشناسي و تخصصي بحث كرد چون اين عرق ملي و وطن دوستي و عشق به پرچم و اين شيرهاي آريايي دوست داشتني نمي گذارند دلت، نوك قلم را به سمت و سوي احساس نبرد !!اما به هرحال ما هم يكي از آن 32تيم هستيم و باخت و پيروزي و حذف و صعود و اشك و لبخند و عصبانيت و افتخار و خيلي چيزهاي ديگر را با آنها شريكيم .به چشم يك هوادار متعصب پيراهن سفيد دوست داريم ايران، مكزيكي ها را گلباران كند و در رؤيا، علي كريمي و مهدوي كيا و دايي را مي بينم كه دارند شادي گلهايشان را جشن مي گيرند .براي همين خيلي راحت مي گوييم «بورگتي» پير شده، خط دفاعشان ضعيف است و گلرهايشان آبكش! اما واقعيت اين است كه مكزيك تيمي قوي تر از ماست .لااقل در سابقه و عملكرد چند سال اخير ...آن ها فوتبالي به سبك لاتين ارايه مي دهند كه ايراني ها كاملاً با آن ناآشنايند. در تاكتيك گروهي و همكاري تيمي آزتك ها و توپ گرداني به شيوه آمريكاي لاتين خيلي سرتر از ما هستند آنها ميزبان جام جهاني بودند، آن هم دو دوره، مربيان بزرگي سكانشان را بدست گرفته اند، برخي بازيكنانشان سر از رئال و بارسا درآورده اند و ...براي همين روي كاغذ سبزپوشان بهترند .آن هم در شرايطي كه وضعيت سمت چپ ما در بازي امشب كمي مبهم است .فريدون زندي و ستار زارع نيستند و معلوم نيست نصرتي و معدنچي جايگزين مي شوند يا اتفاق ديگري مي افتد.مهدوي كيا هم تازه از مصدوميت رهايي يافته و كريمي نيز با ترس بازي مي كند...اما تمام اين ها را كنار بگذاريد ...فوتبال احساسي ايراني ها هيچ كدام از اين منطقه ها و اصول را بر نمي تابد .به قول يكي از بچه ها ما ياد گرفته ايم فوتبال را نه با پا كه با دل بازي كنيم و همين هم مي شود كه در نبردهاي حساس مثل استراليا و آمريكا كه پاي حيثيت و آبرو و ميليون ها چشم منتظر در ميان است موفق مي شويم . ايران در جام 98اولين بازي اش را عالي برگزار كرد و يوگسلاوي را حتي تا مرحله شكست برد .معمولاً ما شروع هاي خوبي در اين چند سال اخير داشتيم و اميدواريم در برابر مكزيكي ها هم اينچنين باشيم .سبزپوشان سرزمين زاپاتا هم البته يك شباهت با ما دارند و آن فوتبال احساسي شان است آنها هم مثل ما (ولي نه به اندازه ما)احساسات را قاطي فوتبالشان مي كنند .گرچه «خارد بورگتي» و «فونسه كا» و «گيلرمو فرانكو» (كه عجيب احساس مي كنيم اين آخري كه توي ويارئال عالي است مي تواند براي ما مشكل ايجاد كند )آنقدر خطرناك هستند كه بايد نگران آسيب پذيري خط دفاع و دروازه مان باشيم .البته مكزيك در دفاع و هافبك آنچنان قوي نيست . ايران و مكزيك يكبار در سال 2000به مصاف هم رفته اند كه نتيجه آن بازي 2بريك به نفع مكزيكي ها تمام شد .
آنگولا - پرتغال عقده گشايي 5قرن استعمار
ديگر بازي گروه Dشما را تا انتهاي شب بيدار نگه مي دارد .روي پرتغال چند جور مي شود بحث كرد .به عقيده خيلي ها آن ها امروز جزو 3تيم قدرتمند اروپا هستند و روي موفقيتشان حتي بيشتر از هلند و اسپانيا و آلمان و فرانسه حساب مي كنند.وجود مردي بنام فيل بزرگ !روي نيمكت حتماً يكي از دلايل اين قدرت است.«اسكولاري» پازل هاي به هم ريخته و بازيكنان بزرگ اما سردرگم پرتغال را كنار هم چيند و حالا با يك تركيب بي نظير و شاه مهره هايي طلايي پا به آلمان گذاشته است .كساني مثل «كريستين رونالدو»، «پائولتا»، «دكو»، «فريه را»، «كارواليو» و حتي «فيگو»ي پير ...اما در دسته مخالف گروهي معتقدند هيچ وقت پرتغالي ها نتوانسته اند و نمي توانند در جام جهاني حرفي براي گفتن داشته باشند (جز پرتغال اوزه بيو در 1966) عملكرد ضعيف سرخپوشان ساحل مديترانه در جام قبل را به ياد بياوريد كه چطور از گروهي آسان نتوانستند صعود كنند .اما هرچه باشد خطوط سه گانه آنها كم نظير است .دفاعشان كه به نظر يكي از بهترين هاي جام جهاني است و با وجود زوج چلسي كارواليو -فريه را كار مهاجمان آنگولايي خيلي سخت باشد . آنگولا به نظر تيم ضعيفي است .درست است كه آنها مثلاً در گروه نيجريه توانستند به جام جهاني صعود كنند اما نتايج جام ملتهاي آفريقا و بازيهاي دوستانه نشان داد نمي شود روي آنها حساب كرد .قرمز و آبي هاي آنگولا بازيكن جريان سازي ندارند و جز «آكوا» بقيه بين المللي نيستند .اما 2چيز هست كه نمي توان آنگولا را از پيش بازنده دانست .يكي اينكه خيلي از بازيكنان آنگولا در كشور پرتغال فوتبال را آموخته اند و كاملاً سبك فوتبالشان علاوه بر قدرت و فيزيك آفريقايي ها به سبك لاتين اروپا آشناست و دوم اينكه آنها هيچ گاه نخواهند توانست 5قرن استعمار پرتغالي ها را بر كشورشان جبران كنند فقط در بازي امشب است كه مي توانند عقده گشايي كنند و پرچم پرتغال را پايين بياورند !!پرتغال و آنگولا تاكنون 2بار با هم بازي كرده اند .در سال 1989، 6بر صفر باخته اند و در سال 2001هم 5بر يك نتيجه را واگذار كردند .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آزتك ها به صف !
*وحيد ضرابي نسب
آشنايي نفر به نفر با اولين حريف ايران
امروز تيم ملي كشورمان در اولين ديدار خود در جام جهاني 2006 آلمان رودرروي حريف آمريكاي مركزي اش يعني مكزيك قرار مي گيرد. به همين بهانه و براي آشنايي بيشتر با بازيكنان سبزپوش آزتك نفرات اصلي تركيب آقاي لاولپه را برايتان معرفي مي كنيم.
دروازه بان: 12- خوزه دخسوس كورو نا متولد 26/1/1981- قد 176سانتي متر باشگاه UAG مكزيك- 6بازي ملي- بدترين خبر در اردوي مكزيكي ها درگذشت پدر «اسوالدو سانچز» گلر اصلي تيم بود كه باعث شد او براي مراسم خاكسپاري راهي كشورش شود و همين هم دليل غيبت او برابر آريايي هاي خليج هميشه فارس است. حالا در نبود او به احتمال فراوان، خوزه كورونا گلر سبزپوشان در بازي امروز باشد. البته اگر سانچز از لحاظ رواني آماده باشد شايد او گلر اول باشد.
مدافعان: 3- كارلوس سالسيدو: متولد 2/4/1980 قد 177سانتي متر. باشگاه گوادالاخارا مكزيك. 28بازي ملي 2گل ملي. سالسيدو يكي از دست پرورده هاي لاولپه در تيم ملي مكزيك است كه لاولپه رويش خيلي حساب باز مي كند. او عليرغم داشتن قد كوتاه و جثه ريز، قدرت بدني خوبي دارد و در تكل زني و مهار بازيكن حريف استاد است.
4- رافائل ماركز: متولد 13/2/1979. قد 182سانتي متر. باشگاه بارسلوناي اسپانيا. 64بازي ملي 6گل. اولين بازيكن مكزيكي كه بعد از «هوگو سانچز» (رئال مادريد دهه 80) موفق شده در يك تيم بزرگ اروپايي بازي كند. توانايي همزمان بازي در خط دفاع و هافبك را دارد و در تكل زني عالي است. در جام جهاني قبلي نيز ستون اصلي دفاعي تيمش بود و امروز هم رهبر خط دفاعي است. تجربه قهرماني در چمپيونزليگ با بارسلونا به او روحيه اي مضاعف داده.
5- ريكاردو اسوريو: متولد 30/3/1980. قد 173سانتي متر باشگاه كروز مكزيك. 35بازي ملي يك گل. اسوريو از سال 2003 به عضويت تيم ملي درآمده و تا امروز يكي از مدافعان فيكس لاولپه بوده است. او كه اولين جام جهاني اش را تجربه مي كند در جام كنفدراسيون هاي 2005 و كوپا آمريكاي همان سال بازيهاي بسيار خوبي نشان داد.
16- ماريو مندز: متولد 1/6/1979. قد 175سانتي متر باشگاه مونتري مكزيك. 31بازي ملي يك گل. بك راست اصلي مكزيكي ها پس از يك دوره جدايي از تيم ملي بازگشتي خيره كننده داشت و حتي در جام كنفدراسيون ها هم درخشيد. سرعتي و متمايل به تهاجم.
15- خوزه آنتونيو كاسترو: متولد 11/8/1980. قد 180 سانتي متر باشگاه آمريكان مكزيك. 8 بازي ملي. كاسترو مي تواند اولين جايگزين ماريو مندز در گوش راست باشد گرچه تجربه او را ندارد.
2- كلوديو سوارز: متولد 17/12/1968 قد 180سانتي متر باشگاه چيواس آمريكا. 176بازي ملي. 6گل. قديمي ترين بازيكن مكزيك با 38سال سن و ركوردي عجيب در بازي ملي. او در جامهاي جهاني 94 و 98 هم با سبزپوشان همراه بود و جام 2002 را به دليل مصدوميت از دست داد. گرچه فيكس تيم نيست اما تجربه هاي فراوانش حتماً به كار لاولپه مي آيد.
22- فرانسيسكو خاوير رودريگز: متولد 20/10/81. قد184سانتي متر. باشگاه گوادلاخارا مكزيك. 28بازي ملي يك گل. او در كشورش به مرد محكم معروف است. يك ذخيره مطمئن براي مدافع مركزي. در بازي هوايي موفق است گرچه در كارت قرمز گرفتن هم نظير ندارد!
هافبك ها: 6- گراردو تورادو: متولد 30/4/1979. قد 173سانتي متر. باشگاه كروز. 52 بازي ملي 2گل. هافبك تكنيكي و قدرتي كه فصل پيش بعنوان يكي از بهترين بازيكنان ليگ مكزيك انتخاب شد. سابقه 5 سال بازي در اسپانيا به همراه سويا و تنه ريف و ريسينگ دنيايي از تجربه در بازي گرداني و ميدان داري برايش داشته است.
7- آنتونيو نائلسن زينيا: متولد 23/5/1976 قد 165سانتي متر. باشگاه تولوكا مكزيك 28بازي ملي 4گل. كوتاهترين مرد مكزيكي ها كه در خط مياني يكي از با تجربه ترين هاست. او متولد برزيل است و در سال 97 به فوتبال مكزيك آمد و تابعيت اين كشور را گرفت. او اولين بازيكن غيرمكزيكي است كه در تيم ملي اين كشور گل زده است.
8- پاول پرادو: متولد 26/7/1976. قد 175سانتي متر. باشگاه آمريكان مكزيك. 124بازي ملي 6گل. يكي ديگر از با تجربه هاي سرزمين زاپاتا كه حتي تجربه بازي در جام جهاني 98 را هم دارد. يك هافبك تدافعي كاربلد با شوتهاي سهمگين.
11- رامون مورالس: متولد 10/10/1975. قد 175سانتي متر. باشگاه گوادالاخارا. 40بازي ملي 5 گل يك هافبك چپ سرعتي كه از تمام جاهاي زمين استفاده مي كند و شوتهاي قدرتمندي دارد. گلي به يادماندني را در كوپا آمريكاي 2004 به آرژانتين به ثمر رسانده است. پس از جام 2002، دو سال در تيم غايب بود ولي حالا يكي از فيكسهاي مكزيك است.
14- گونزالو پينه دا: متولد 19/10/1982. قد175سانتي متر باشگاه گوادالاخارا. 26بازي ملي. او هم يكي از بازيكنان مورد علاقه لاولپه است كه توسط او به تيم ملي دعوت شد. گرچه احتمالاً بعنوان بازيكن جانشين به ميدان خواهد آمد اما جنگنده و قدرتي است.
22- لوئيز پرز: متولد 21/10/1981. قد 170سانتي متر. باشگاه مونتري. 49بازي ملي. 8 گل. هافبك تهاجمي توانمند كه در حركات فردي مهارت زيادي دارد. حتي ممكن است بعنوان بازيكن فيكس در بازي به ميدان بيايد. از 17سالگي عضو تيم ملي است و در كشورش محبوب است.
مهاجمان: 9- خارد بورگتي: متولد 14/8/1973. قد 182سانتي متر. باشگاه بولتون انگلستان 72بازي 37گل. بهترين مهاجم مكزيك و ركورد دار بيشترين گل زده در تيم ملي اين كشور. او اولين بازيكن مكزيك است كه در ليگ برتر انگلستان بازي كرده. او 2گل هم در جام جهاني گذشته به ثمر رساند. گرچه فصل موفقي را در بولتون سپري نكرد اما در مرحله انتخابي و بازيهاي دوستانه گلهاي خوبي به ثمر رساند. سرزن و فرصت طلب.
10- گيلرمو فرانكو: متولد 3/11/1976. قد 178سانتي متر. باشگاه ويارئال اسپانيا. 5 بازي ملي 2گل. مهاجم تازه وارد تيم ملي مكزيك كه فصل بسيار خوبي را با زردپوشان اسپانيايي سپري كرد. فرانكو متولد آرژانتين است و از سال 2002تابعيت مكزيك را قبول كرده است. گرچه به نظر از ابتدا در تركيب قرار نمي گيرد.
17- فرانسيسكو فونسه كا: متولد 2/10/1979. قد 184سانتي متر. باشگاه كروز. 27بازي ملي 17گل. قدرتمند، با فيزيك بدني خوب و عطش گلزني. فعلاً بهترين گلزن اين كشور است و در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 10گل به ثمر رساند. در كشورش بسيار محبوب است و هر فرصت كوچك را تبديل به گل مي كند.
19- عمر براوو: متولد 4/3/1980. قد 178سانتي متر. باشگاه گوادالاخارا 28بازي ملي 9گل. در باشگاهش گلهاي بسيار حساسي زده و نشان داده مهاجم توانمند و زيركي است. يك جانشين مطمئن كه اولين گزينه تعويض است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شواليه ها جان دادند و بردند
*جواد رستم زاده سومين رقابت از بازيهاي جام جهاني را تيم ملي انگلستان با شكست يك بر صفر پاراگوئه به سود خود خاتمه داد .در اين ديدار كه به قضاوت ماريو رودريگوئز مكزيكي انجام شد گامارا مدافع تيم ملي پاراگوئه روي ضربه !ايستگاهي بكام به اشتباه دروازه خودشان را باز كرد .دو تيم بازي را درحالي آغاز كردند كه انگليسي ها غايبي بزرگ به نام وين روني را روي نيمكت پيچ و مهره كرده بودند . با اين حال چيدن سه مهاجم در خط آتش شان از ميل بالاي انگليسي ها براي به زانو درآوردن حريف به بهترين شكل ممكن بود .مثلث كروچ، اوون و جوكول كه از سوي هافبكهاي گلزني چون لمپارد حمايت مي شد در همان ده دقيقه اول ديدار، پاراگوئه را كابوس وار در زمين خود حبس كرد .شايد اگر ضربه قوس دار بكام با دخالت «گامارا» در دقيقه 4دروازه پاراگوئه را باز نمي كرد و عطش اوليه انگليسي ها را فرو نمي نشاند آنها بي محاباتر از آنچه در نيمه اول ديديم به دروازه حريف يورش مي بردند .گل به خودي «گامارا» البته مردان آنيبال رويز را براي جبران گل خورده تحريك كرد و باعث شد بيرون آمده از شوك اوليه، خط دفاعي انگليس و رابينسون را به زحمت اندازند .در اين نيمه آنچه پيش از همه جلب توجه كرد جاي خالي چيلاورت افسانه اي در چارچوب دروازه پاراگوئه بود .هم او كه در جام جهاني 2002آرزو كرديم پاراگوئه صاحب پنالتي يا ضربه اي ايستگاهي شود تا او با آن هيبت بي نظير تمام زمين را بدود و ضربه اي ديدني بسوي سنگر حريف شليك كند . نه خوستو ويار كه در همان 6دقيقه اول با يك گل در كيسه با چشماني گريان و پايي مصدوم زمين را ترك كرد و نه بوباديا هيچگاه ما را به ياد چيلاورت نينداختند (انداختند؟ ) پاراگوئه بي ستاره در نيمه اول جز ضربه نلسون والدز كه روي پاس سانتاكروز به دروازه انگليسي ها شليك شد حرفي براي گفتن نداشت .فاصله زياد خط هافبك و خط حمله را شايد بتوان مهمترين عامل در بي آزاري آنها دانست . 45دقيقه مربيان را پاراگوئه كوبنده تر آغاز كرد كه البته قابل پيش بيني هم بود .آنها با از بين بردن حفره يك سوم تهاجمي شان پرس از جلو را در دستور كار خود قرار داده بودند .به همين دليل شواليه هاي سفيدپوش مرد يخي اندك اندك شروع به عقب نشيني نمودند به طوري كه اريكسون مجبور شد براي پيروزي در جنگهاي ميانه ميدان اوون بي تأثير !را از خط حمله بيرون آورد و داونينگ جنگنده را در خط مياني به كار گمارد .از اين لحظه به بعد سيستم انگليسي ها تغيير كرد و كروچ بلند بالا شد تنها مهاجم آنها . با اين حال سربازان آنيبال ول كن نبودند و همچنان با اتكا به سرعت و تكنيك نلسون والدز و جايگيريهاي خوب سانتاكروز به عذاب دادن رابينسون، جان تري و ريو فرديناند ادامه مي دادند . در تمام اين دقايق ناكارآمدي جرارد در ميانه ميدان چه در زمان حمله و چه در زمان دفاع عجيب به نظر مي آمد .سرمربي پاراگوئه كه رسيدن به سنگر شواليه ها را سخت نمي ديد براي رسدين به اين مهم خط آتشش را با آوردن كوئه واس به جاي بونت هافبك تقويت كرد، اين تغيير البته از سوي اريكسون بي جواب نماند و او هم با آوردن هارگريوز جنگنده در ميانه ميدان به جاي جوكول تهاجمي ضريب دفاعي تيمش را بالا برد .در تمام اين نيمه جز شوت سركش لمپارد از انگليسي هاي پرمدعا هيچ نديديم .آنها در انديشه سه امتياز اولين بازي دفاع مي كردند و پاراگوئه ناتوان از شكستن ديوار چند لايه سفيد پوشان بريتانيا فرصتها را يكي پس از ديگري از دست مي داد تا در نهايت اين ديدار با نتيجه يك بر صفر به سود انگليس خاتمه يابد . فرانك لمپارد هافبكي كه در اين نبرد آن لمپاردي كه در چلسي مي شناسيم نبود از سوي كارشناسان به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد .به طور حتم اگر نتيجه به نفع پاراگوئه پايان مي يافت نلسون والدز صاحب اين عنوان مي شد نظر شما چيست؟
* اريكسون :شروع خوبي داشتيم ! پس از بازي اسون گوران اريكسون سرمربي تيم انگليس به خبرنگاران گفت :من از بازيكنانم تنها كسب پيروزي را مي خواستم و به آنها گفته بودم كه بايد با يك پيروزي خوب جام را آغاز كنيم. وي همچنين ادامه داد :امروز هوا بسيار گرم بود و اين مسأله كمي بر روي بازي تأثيرگذاشته بود، هرچند كه ما در همان دقايق ابتدايي توانستيم با زدن گل بر مشكل هوا و فشار روحي كه بر تيم حاكم بود غلبه كنيم و من از اين بابت كه توانستيم هر سه امتياز را كه براي شروع در جام، بسيار مهم است، كسب كنيم خوشحال هستم . البته شما بايد منتظر بازيهاي بهتري از تيم ما در مراحل بعدي باشيد .
* آنيبال رويز :هنوز شانس صعود داريم! سرمربي تيم پاراگوئه نيز پس از بازي گفت :ما خيلي زود غافلگير شديم و البته دچار كمي بدشانسي هم شديم .ما در همان 15دقيقه ابتدايي قافيه را به يكي از بهترين تيمهاي جام باختيم و پس از آن سعي بر كنترل تيم حريف داشتيم .به نظر من با وجود شكست در اين بازي هنوزهم شانس صعود داريم و هيچ چيز از دست رفته نيست!
سربازان يخي سوئد عصر ديروز پشت صخره هاي نفوذناپذير درياي كارائيب گيرافتادند و از نبردي كه انتظار مي رفت دست پر بازگردند تنها يك امتياز به دست آوردند .ملاقات سوئد با ترينيداد و توباگو درحالي با قضاوت شمس الماعدين سنگاپوري به تساوي صفر بر صفر رسيد كه سوئدي ها در تمام طول مسابقه سوار بر بازي بودند و فرصتهاي فراواني را از كف دادند . باورم اين است كه لئوبين هاكر هرگز به اين موضوع فكر نمي كرد كه در اولين ديدارش در جام جهاني مجبور شود ترينيداد و توباگو را با سيستم 6-3-1مقابل سوئد آرايش دهد .سوئديها اما با هارموني بي نظيري كه در 45دقيقه اول به نمايش گذاشتند چاره اي جز اين هم براي هاكر و سربازانش باقي نگذاشتند . مربع ابراهيموويچ، لارسن، ليونبرگ، و البته ويلهلمسون ديروز بارها و بارها هيجان را به ما تقديم كرد تا ما با واكنشهاي خوب شاكاهيسلاپ (دروازه بان توباگو )پس از سه بازي نه چندان زيبا طعم جام جهاني فوتبال را اندكي احساس كنيم .لارس لاگربك نشان داد تيمي را از شمال اسكانديناوي با خود به سرزمين ژرمنها آورده كه مي تواند همچون سال 94جزو مدعيان باشد .با اين حال توباگويي ها نيز هرچه از دقايق نيمه اول مي گذشت از فشار اوليه خارج مي شدند و دلخوش به دوايت يورك روي ضد حملات خودي نشان مي دادند .آنها پس از تحمل فشارهاي بي امان مرداني يخي، تنها و تنها يك بار توسط كارلوس ادواردز توانستند در 45دقيقه اول چهره رامين شعبان دروازه بان سوئد را برايمان نشان دهند در اين نيمه علاوه بر بازي روان خط مياني و حمله زردپوشان آنچه بيش از همه چشممان را گرفت هنرنمايي ويلهلمسون بود كه بارها و بارها با تكنيك ديدني اش خط دفاع پرتعداد توباگو را آزار داد . در نيمه دوم سوئديها كه به رغم برتري بي گفتگويشان در نيمه اول به گلي دست نيافته بودند طبق انتظار توفاني آغاز كردند و در اين توفان توانستند حريف را ده نفره كنند .جان آوري كه مقابل تكنيك ويلهلمسون چاره اي جز خشونت نداشت با كارت قرمز شمس الماعدين از زمين اخراج شد . از دقيقه 47به بعد حلقه زرد رنگ محاصره بر قرمزپوشان آمريكاي مركزي تنگ تر شد .لئوبين هاكر مدافع اضافه كرد و لاگربك مهاجم .اما جالب اينكه خطرناك ترين صحنه را توباگويي ها با كوبيدن توپ به تيرك افقي دروازه به وجود آوردند .سوئديها اما به جاي كوبيدن توپ تيرك يا لرزاندن تور دروازه توباگو به صخره نفوذ ناپذيري بنام هيسلاپ برخورد مي كرد .اين دروازه بان با دفع حملات پرشمار حريف و بسته نگهداشتن دروازه توباگو افسانه اي جديد در حوزه درياي كارائيب بوجود آورد و سوئد را از رسيدن به سه امتياز محروم كرد .
تيم فوتبال ساحل عاج در اولين ديدارش در تاريخ جامهاي جهاني با نتيجه دو بر يك مغلوب آرژانتين شد .در اين ديدار كه در شهر هامبورگ و به قضاوت دبليكر بلژيكي انجام شد، مردان سرزمين نقره با گلهاي كرسپو 24و ساويولا 38مقابل تك گل دروگبا )82(موفق شدند سه امتياز سخت و شيرين را به دست آورند . آرژانتيني ها هماني بودندكه فكرش را مي كرديم اما ساحل عاجي ها نه .فيلهاي قاره سياه فراتر از تصورات بازي را مقابل حريف نامدارشان آغاز كردند قدرت بدني بالا و تكنيك خوب ساحل عاجي ها در دقايق ابتدايي بازي كاملاً مشهود بود به طوريكه آرژانتيني ها تا قبل از رسيدن به گل اول دروازه شان چندين بار تا آستانه سقوط پيش رفت .هنري ميشل با اتكا به قدرت گلزني دروگبا، قلب دفاع حريف را نشانه رفته بود و پكرمن چشم به ساقهاي هنرمند ريكلمه براي بازي سازي و راه انداختن ساويولا و كرسپو دوخته بود .هرچقدر در نيمه اول آفريقايي هاي نارنجي پوش عجول و بي تجربه در محوطه هجده قدم حريف حاضر شدند .آرژانتيني ها پخته به توپ ضربه مي زدند و دروازه فيلها را نشانه مي رفتند از دقيقه 16كه دبيلكر بلژيكي ضربه سر آرژانتيني ها را كه به نظر مي رسيد از خط دروازه عبور گل ا علام نكرد تا دقيقه 24كه كرسپو روي سانتر ريكلمه اولين گل را زد، سربازان ميشل زهردارتر ظاهر شدند .حتي پس از گل اول هم آنها چندين و چندبار خط دفاع سفيد و آبي ها را با زحمت مواجه كردند اما كم تجربگي مهاجمان و پرتجربگي مدافعان مانع از به تساوي كشيدن بازي شد . شايد اگر هنري ميشل در ميانه ميدان بازيكني داشت كه ريكلمه را مهار مي كرد آنها نه تنها گل دوم را دريافت نمي كردند كه قادر بودند نتيجه را هم عوض كنند .اين را گفتم چون گل دوم آرژانتين را اگرچه ساويولا به ثمر رساند اما بايد تمام آن را به پاي ديد بالا و زيركي ريكلمه نوشت . نتيجه دو بر صفر در پايان نيمه اول خيلي عادلانه به ثمر نمي رسيد چرا كه ساحل عاج تسليم محض نبود .نيمه دوم را آرژانتيني ها بيش از آنكه به فكر رسيدن به گل سوم باشند در انديشه حفظ توپ و گرفتن سرعت حريف بودند چراكه ساحل عاج براي جبران نتيجه تمام راههاي ممكن را تست مي زد .هنري ميشل كه دروگبا را اسير در حلقه مدافعان سمجي چون آيالا و هاينزه مي ديد كمي به عقب تر فراخواند و دستور حركت از ميانه زمين را براي او صادر كرد .ميشل علاوه بر اين نفرات هجومي تيمش را نيز با نفرات تازه نفس عوض كرد .در آن سو نيز پكرمن با بيرون كشيدن دو گلزن تيمش به تقويت خط هافبك پرداخت تا ميانه ميدان را از چنگ آفريقايي ها درآورد كه چندان موفق نبود چرا كه فيلها سرانجام عاجشان را توسط دروگبا بر پيكره آرژانتيني ها وارد كردند .نتيجه دو بر يك در آخرين دقايق بازي باعث شد آرژانتيني احساس خطر بيشتري كنند و جدي تر از قبل به گل سوم فكر كنند .اتفاقي كه تا پايان نود دقيقه هيچگاه حادث نشد تا اين ديدار زيبا با همان نتيجه به پايان رسيد .