آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   شنبه 27خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 پیامبر اعظم   
 ديدگاه   
 انديشه   
 بانوان   
 جامعه   
 عبرت   
 ورزش   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
 ویژه جام جهانی   

[ ديدگاه ]


بررسي ويژگيهاي زمامداران و مجريان حكومت اسلامي ؛جامعه مطلوب از ديدگاه امام علي(ع)



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بررسي ويژگيهاي زمامداران و مجريان حكومت اسلامي ؛جامعه مطلوب از ديدگاه امام علي(ع)

دكتر پريچهر ساروي- مژگان قادرزاده (قسمت اول)
اشاره
آنچه مي خوانيد به بررسي عوامل مؤثر در ايجاد جامعه مطلوب از ديدگاه امام علي(ع) در نهج البلاغه خواهد پرداخت، كه از جمله مهم ترين آنها، بيان اوصاف و ويژگي هاي افراد چنين جامعه اي و نقش هر كدام از اين اوصاف در ايجاد آن و نيز وظايف مردم و زمامداران به عنوان اركان اصلي جامعه، به ويژه وظايف اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اخلاقي مي باشد و در نهايت، اين نكته كه از نمونه اعلاي چنين جامعه اي، جامعه مهدي موعود(عج) مي باشد، كه بيان خواهد شد.





جامعه
از لحاظ لغوي، جامعه از جمع به معني گردآوردن چيزي از تفرقه و جدايي است و "تجمع" و "المجموع" نيز به معناي كساني است كه از اينجا و آنجا گرد هم آمده باشند.
از لحاظ معناي اصطلاحي تعاريف گوناگوني را براي جامعه ذكر نموده اند: "آبريل" و همكارانش عقيده دارند كه جامعه عبارت است از گروهي از افراد بشري كه در سيستمهاي خودكفا با هم شريك بوده، قادر هستند نسبت به كساني كه زندگي فردي دارند، ادامه موجوديت بيشتري دهند. به نظر "ميچل" اين واژه آن قدر گسترش پيدا كرده كه معمولاً با واژه "امت" و حتي با مجموعه گسترش يافته اي از يك دوره از زمان مترادف شده است.
ساموئل كينگ مي گويد: جامعه مجموعه اي از افراد است كه بر اثر سنن، آداب و رسوم، شيوه هاي زندگي و فرهنگ مشترك به هم پيوسته اند و در آن جامعه، هر فرد احساس مي كند كه به آن تعلق دارد. به عقيده "گيدنز" جامعه دسته اي از مردم هستند كه به خاطر نيل به هدف عام المنفعه اي در حال همكاري و تعامل با يكديگر زندگي مي كنند.
از ديد "دوركيم"، جامعه تنها مجموعه اي از افراد نيست؛ منظومه اي است كه از اتحاد افراد به وجود آمده است. واقعيت خاصي با صفات خاصي است. شكي نيست كه اگر شعورهاي فردي نبود، هيچ امر جمعي تشكيل نمي شد. اما براي آنكه امور اجتماعي به وجود آيد، اين شعورها بايد به نحوي به هم بپيوندند وبا هم تركيب شوند.
در بيشتر اين تعاريف، جامعه به عنوان گروهي از افراد كه داراي فرهنگ، آداب و رسوم مشترك هستند و در جهت اهداف خاصي با هم تعاون و همكاري دارند، قلمداد شده است.

منشأ پيدايش جامعه
در كلام حضرت علي(ع) عوامل مؤثر در اجتماعي زيستن انسان و در نتيجه، تشكيل جامعه اين گونه بيان شده است:
الف: نياز انسانها به همكاري با يكديگر براي رشد معنوي
انسانها در امور معنوي، پيمودن ارزشهاي انساني، نجات از تاريكي ها و ظلمات احتياج به همكاري و همياري ديگران دارند. امام علي(ع) در اين مورد مي فرمايند: " همواره با اجتماعات بزرگ باشيد كه دست خدا با جماعت است. از پراكندگي بپرهيزيد كه دوري كننده از مردم بهره شيطان است، چنان كه گوسفند تنها طعمه گرگ است."(1)
ب: نياز انسان به همكاري ديگران براي دفاع از خويش
انسان براي دفاع از خود به كمك همنوع خود محتاج است؛ زيرا خداوند زماني كه طبيعت حيوانات را مقرر ساخت و توانايي ها را بين آنها تقسيم كرد، به بسياري از حيوانات، توانايي و قدرت بيشتري نسبت به انسان عطا نمود... بنابراين، از دفع تجاوز حيوانات به تنهايي ناتوان است. از اين رو، در تمام اين امور چاره اي جز همكاري با همنوع خويش ندارد.
امام علي(ع) ضمن خطبه اي فرمودند: "اي مردم! انسان هر چند كه ثروتمند باشد، از عشيره اش بي نياز نيست كه از او با دست و زبانش دفاع كند."(2) از سخنان ايشان استنباط مي شود كه انسان زندگي اجتماعي را به عنوان يك راه تحميلي نپذيرفته است، بلكه سعادت و كمال خود را وابسته به همكاري و معاونت ديگران مي داند.
ج: نياز انسان به عاطفه و محبت
اين گونه عواطف بين انسانها كه به طوري فطري در وجود آدمي نهاده شده است، موجب مي شود كه انسان به ديگران احساس نياز كند و در نتيجه، زمينه اجتماعي زيستن را سبب شود، چنان كه امام علي(ع) در ادامه همان خطبه فرمودند: "عشيره زماني كه حادثه اي پيش آيد، پرعاطفه ترين مردم نسبت به او هستند."

د: عدم توانايي انسان در رفع همه نيازمنديها
امام علي(ع) در يكي از خطبه هايشان از همكاري و تعاون با لفظ "يد" به معناي دست تعبير كرده اند: كسي كه ياري خود را از كسانش دريغ داشته، يك دست را از آنان بازداشته و دستهايي را از ياري خود بازداشته است.(3) شايد بتوان از گفتار امام(ع) اين گونه استنباط كرد كه چون انسان همه نيازهاي خود را نمي تواند برطرف سازد، بنابراين، به ياري ديگران نياز دارد.
نوعي زمينه تأثير و تأثر ميان انسانها وجود دارد كه اگر موانعي به وجود نيايد و عوارضي كه آنان را از يكديگر جدا كنند، بروز نكند، احساس اتصال طبيعي و قرارداد اجتماعي تثبيت مي شود و اتصالي در لذت و الم و سود و زيان و شكست و پيروزي ميان آنان به وجود مي آيد. (4)

ويژگي هاي جامعه مطلوب از ديدگاه اميرالمؤمنين(ع)
جامعه چيزي جدا از افراد نمي باشد و افراد هستند كه موجبات تشكيل جامعه اسلامي را فراهم مي آورند. بنابراين، جامعه مطلوب جامعه اي است كه افراد آن از ويژگيهاي والاي انساني برخوردار بوده، كليه اعمال، افكار و نيات آنان در راستاي همان هدفي باشد كه به خاطر آن آفريده شده و در حقيقت به خاطر همان كنار هم گرد آمده اند.
به عبارت ديگر، جامعه مطلوب مجموعه اي از افراد مؤمن، متعهد، عادل و عالم است كه مصداق آيه (والذين آمنوا و عملوا الصالحات) مي باشند؛ يعني هم به تعاليم اسلامي ايمان آورده اند و هم نظام ارزشي و رفتاري اين دين مقدس را چه در زمينه اخلاق و چه در زمينه هاي ديگر به كار بسته اند. اما بايد به اين نكته توجه داشت كه افراد جامعه به دو ركن اصلي تقسيم مي شوند: ركني از آنان را مردم و ركني ديگر را زمامداران تشكيل مي دهند و در تشكيل جامعه مطلوب هر دو ركن مؤثرند.
كليه صفات و وظايفي كه در نهج البلاغه براي افراد جامعه مطلوب ذكر شده به چهار دسته قابل تقسيم است؛ زيرا برخي از صفات و خصوصيات، كلي و مربوط به همه افراد جامعه است و برخي از ويژگي ها، بيشتر، لازمه زمامداران مي باشد. همچنين هر يك از زمامداران و مردم وظايف خاصي در برابر يكديگر دارند كه هر كدام به طور جداگانه قابل بررسي است.

1- اوصاف مشترك مردم و زمامداران
تقوا: اين كلمه از مصدر "وقايه" به معناي حفظ و نگهداري و خويشتن باني مي باشد. در بيانات امام علي(ع)، مردم و زمامداران همواره به تقواي الهي سفارش شده اند. ايشان در يكي از نخستين خطبه هاي مربوط به شرايط بحراني آغاز خلافت خويش فرمودند: "اي مردم! خطاكاري ها، چون اسبهاي بدرفتارند و خطاكاران بر آن سوار، عنان گشاده مي تازند تا سوار خود را به آتش دراندازند."(5)
آن حضرت تأثير و پيامد تقواي الهي بر فرد و جامعه را نيز بيان نموده اند: "اي بندگان! به درستي كه تقواي الهي كليد درستي و... آزادي از هر بندگي و نجات از هر بدبختي است و به وسيله آن، انسان به هدفش مي رسد و از شر دشمن نجات مي يابد و به آرزوهايش نايل مي گردد.(6) تقوا در درجه اول به طور مستقيم از ناحيه اخلاقي و معنوي به انسان آزادي مي دهد و او را از قيد رقيت و بندگي هوا و هوس آزاد مي كند، رشته حرص، طمع، حسد، شهوت و خشم را از گردنش برمي دارد، ولي به طور غيرمستقيم در زندگي اجتماعي هم آزادي بخش انسان است، رقيتها و بندگي هاي اجتماعي نتيجه رقيت معنوي است. آن كس كه بنده و مطيع پول و مقام است نمي تواند از جنبه اجتماعي آزاد زندگي كند. پس تقوا نه تنها قيد و محدوديت نيست، بلكه عين حرمت و آزادي است. (7)
امام (ع) علاوه بر اينكه مردم را به طور عام به تقوا سفارش مي نمودند، زمامداران را به طور خاص بدان توصيه مي كردند. از جمله به "معقل بن قيس رياحي" در زمان انتخاب وي به عنوان فرماندهي نيروي شام فرمودند: "تقوا را پاس دار در پيشگاه پروردگاري كه او را ديدارخواهي كرد."
زهد: حضرت ضمن توصيه مردم به زهد، آن را چنين تعريف كرده اند: "اي مردم! زاهد راستين يعني درازاي آرزوها را بريدن و نعمتها را سپاسگزار بودن و در حريم محرمات، پارسايي گزيدن." (8)
تبعات آرزوهاي طولاني را نيز توضيح داده اند: هر كس آرزو را طولاني كند به بدكرداري دچار مي شود. در ازاي آرزو، آخرت را به فراموشي مي سپارد. كمي آرزو عبارت است از آگاهي انسان از واقعيت زندگي و اينكه مرگ امروز و فردا خواهد رسيد كه اين توجه، آزمندي را از دل و جان او مي زدايد. گزاردن شكر نعمت، عبارت است از انجام كار خير و فايده رساندن به مردم، زيرا منظور از شكر، تنها شكر لفظي و زباني نيست كه در پيشرفت جامعه تأثيري نداشته باشد، بلكه مراد شكر عملي است.
اما پرهيز از محرمات، نتيجه طبيعي درك و شناخت واقعيت جهان هستي و دنياي مادي است. وقتي مي دانيم دنيا ناپايدار است و همواره به يك حال نمي ماند، چرا آن قدر آزمندانه جانفشاني كنيم و چرا به قدر و اندازه از آن برنگيريم؟
امام علي(ع) در جهت توصيه زمامداران به زهد، به زندگي زاهدانه پيامبر اسلام(ص) اشاره كرده اند: " از دنيا چندان نخورد كه دهان را پر كند و بدان چندان نگريست كه گوشه چشم بدان افكند." (9)
ايشان درباره خود به عنوان سيره عملي زهد، در نامه اي به "عثمان بن حنيف" چنين نگاشته اند: "بدان كه پيشواي شما بسنده كرده است از دنياي خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان." (10) آن حضرت تأثير و پيامدهاي زهد را نيز گوشزد نموده اند: "آن كسي كه به مقدار نياز اكتفا كند به آسايش و راحتي دست يابد و در آرامش مسكن گزيند"(11) اگر انسان دل به دنيا نسپارد هرگز براي رسيدن به جاه و مقام دست و پا نمي زند و براي ماندن در رياست و قدرت به ستم نمي گرايد و به انواع بيماريهاي نفساني گرفتار نمي شود.
صبر: يعني خويشتن داري در برابر مشكلات. اميرالمؤمنين(ع) صبر را به كشتي نجات تشبيه نموده و در توصيف صبرپيشگان فرمودند: "خالق و آفريدگار در روح و جانشان جلوه كرده و غيرخدا در نظرشان كوچك است... در مشكلات خونسرد و آرام و در ناگواريها شكيبا و بردبار و در موقع نعمت و راحتي شكرگزارند." (12) هيچ ملتي نمي تواند مدعي شود كه هيچ گاه گرفتار مصايب و مشكلات نمي گردد. بر مردم و زمامداران است كه در مشكلات آرامش خود را از دست ندهند.
امام علي(ع) در طول حكومت خود بارها مردم و زمامداران را به آن سفارش نمودند: عمل، عمل... صبر. " برشما باد شكيبايي كه شكيبايي نسبت به ايمان، چون سر است نسبت به تن و خيري نيست در تني كه سر نداشته باشد و در ايماني كه با شكيبايي همراه نباشد."(13)
آن حضرت نه تنها در كلام، بلكه در زندگي خود نيز همواره صبر را تعليم داده است، چنان كه در شرايط بحراني پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) صبر بي نظير امام(ع) بود كه جامعه را از تفرقه نجات داد. خود آن حضرت در اين باره فرموده اند: "دامن از خلافت برچيدم و پهلو از آن پيچيدم و بينديشيدم كه يا صبر پيشه سازم يا بدون باور بستيزم. چون نيك سنجيدم صبر را خردمندانه تر يافتم." (14)

2- اوصاف ويژه زمامداران
عدل: از نظر آن حضرت اين خصوصيت از مهمترين خصوصياتي است كه انسانها بايد آن را دارا باشند: "بدان كه برترين بندگان خدا نزد او پيشوايي است عادل، هدايت شده و راهبر." (15)
زماني كه زمامداران جامعه اي عادل باشند، مسلماً در اداره امور نيز عدالت را رعايت خواهند كرد و در نتيجه، همه امور به نحو مطلوب و درست در جايگاه اصلي خويش قرار خواهد گرفت. البته كسي مي تواند عادل باشد كه هوا و هوس را از خود دور كرده باشد؛ چنان كه ايشان نخستين نشانه عدل را بيرون كردن هوا و هوس از دل دانسته اند و درباره خود به عنوان نمونه عملي انسان عادل فرمودند: "اگر هوا و هوس بر من چيره شده بود و تنها منفعت خودم را در نظر گرفته بودم، عدالت را برنمي تابيدم، اما هيهات كه چنين شود. اگر مي خواستم به اين عسل پالوده و آن مغز گندم و اين بافته هاي ابريشمين راه مي يافتم، اما هيهات كه هوا و هوس بر من چيره شود و شكمبارگي به طعام هاي لذيذ وادارم كند.(16)
علم: از نظر حضرت علي(ع) زمامداران در هر مرتبه اي از سمتهاي حكومتي بايد علم لازم و متناسب با آن مرتبه را داشته باشند: "سزاوارترين مردم به خلافت... داناترينشان به دستورات خداوند است.(17) و نتيجه حكومت نادان بر مردم را نيز تذكر داده اند:" و شما خوب مي دانيد كه جايز نيست امامت مسلمانان را نادانان عهده دار شوند تا با ناداني خويش مسلمانان را گمراه نمايند."(18)
و نيز در نامه اي به مصريان، كه همراه مالك اشتر بود- چون او را به حكومت آن سرزمين گماشت- آورده اند: "نگراني من از آن است كه نابخردان اين امت زمامداري را به دست آورند و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را به بندگي و خدمت خود گيرند.(19) در جهت استفاده از علم و تخصص دانشمندان هم به مالك اشتر توصيه نمودند: "با دانشمندان زياد به گفتگو بنشين و با حكما و متخصصان نيز بسيار به بحث بپرداز. اين بحث و گفتگو درباره مسايلي باشد كه به وسيله آن وضع كشورت سامان مي پذيرد." (20)
هوشياري: امام علي(ع) درعين اينكه با دشمنان مدارا مي كردند، همواره مراقب كردار و اعمال آنها بوده، با هوشياري و درايت، اعمال آنها را زير نظر داشتند. حضرت تعبير لطيفي در اين باره دارند: "به خدا سوگند! من چون كفتار نيستم كه با ضربه هاي طولاني، خوابش كنند تا شكارچي به او برسد و نخجير گير در راهش او را بفريبد."(21) اين توصيه را همواره به كارگزاران خويش نيز داشتند. در عهدنامه معروف خود به مالك اشتر ضمن سفارش او به صلح و دوستي با دشمن، از وي خواستند كه بعد از صلح از دشمن برحذر باشد؛ زيرا چه بسا دشمن خود را به او نزديك كند و سپس غافل سازد. پس بايد احتياط پيشه كند و از گمان نيكو در اين زمينه بپرهيزد.
شجاعت: امام(ع) لزوم شجاعت و تهور زمامداران حكومت اسلامي را در ارتباط با وظايف ديني و مسؤوليت هاي حكومتي همواره گوشزد كرده اند: "براي فرماندهي سپاه افرادي را از خاندان... دلاور و سلحشور انتخاب كن. در مشورت خويش نيز افراد ترسو را كه در انجام دادن كارها تو را ضعيف مي كنند راه مده؛ (22) زيرا چنين افرادي معمولاً كساني را كه مبادرت بر انجام كاري مي ورزند، يا از عواقب كارها و يا از سختي مشكلات آن ترسانده، مانع پيشبرد امور خواهند شد.
قاطعيت: زمامداران جامعه اسلامي بايد در موارد مختلف از قبيل امور جنگي، اداره جامعه، برخورد با دشمنان و اجراي عدالت قاطعيت لازم داشته باشند.
امام علي(ع) در طول دوران حاكميت خويش قاطعانه با سه گروه قاسطين، ناكثين و مارقين جنگيدند و در برخورد با اين جريانهاي انحرافي هيچ گونه سازشي از خود نشان ندادند.
خودشان در اين باره فرموده اند: "به جان خويشتن سوگند، كه در كشتن و پيكار با كساني كه با حق مخالفت مي كنند و در گمراهي قدم برمي دارند، سستي نپذيرم و هرگز سازش نكنم."(23) قاطعيت آن حضرت تمام زمينه ها را در برمي گرفت. چنان كه در جايي در ارتباط با بيت المال فرمودند: "اگر اموال بيت المال به كابين زنان انتقال يافته يا بهاي كنيزكان شده باشد آن را به بيت المال برمي گردانم." (24) درباره پيامد اين خصلت نيز فرمودند: كسي كه در اجراي حق مدارا نكند و سازش كار نباشد و از آزمندي پيروي نكند مي تواند امر خداي را به پاي دارد.(25)
وفاي به عهد: هيچ عاملي مانند بي وفايي به تعهدها در شكستن شخصيت مديران و در هم شكستن تشكيلات حكومتي مؤثر نمي باشد؛ زيرا اين امر زمينه هاي بي اعتمادي را در تشكيلات و روحيه نفاق و دورويي را در افراد فراهم مي آورد. چنان كه آن حضرت نيز در اين باره فرموده اند: خلف وعده سبب برانگيختن خشم خدا و مردم مي شود. زماني مردم، امام(ع) را به دليل وفاي به عهد خود ساده لوح و بي تجربه در امور سياسي تصور مي كردند. آن حضرت فرمودند: "به خدا سوگند، معاويه زيرك تر از من نيست، اما شيوه او پيمان شكني و گناه كاري است. اگر پيمان شكني ناخوشايند نبود زيرك تر از من وجود نداشت، اما هر پيمان شكني گناه است و هر چه گناه را برانگيزاند كفر است."(26)
پي نوشت ها:
1- نهج البلاغه، خطبه 127
2- نهج البلاغه خطبه 23
3- نهج البلاغه، خطبه 23
4- محمدتقي جعفري، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، ج 5، ص 80
5- نهج البلاغه، خطبه 16
6- همان، خطبه 230
7- مرتضي مطهري، ده گفتار، تهران، صدرا، ص 16 و 17
8- همان، خطبه 81
9- نهج البلاغه، خطبه 160
10- همان، نامه 45
11- همان، حديث 371
12- همان، خطبه 193
13- همان، خطبه 82
14- همان، خطبه 3
15- همان، خطبه 1496
16- همان، نامه 45
17- همان، خطبه 173
18- همان، خطبه 131
19- همان، نامه 42
20- همان، نامه 53
21- همان، خطبه 6
22- همان، نامه 53
23- همان، خطبه 24
24- همان، خطبه 15
25- همان، خطبه 110
26- همان، خطبه 200


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar