آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   شنبه 27خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 پیامبر اعظم   
 ديدگاه   
 انديشه   
 بانوان   
 جامعه   
 عبرت   
 ورزش   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
 ویژه جام جهانی   

[ پیامبر اعظم ]


تأملي در حيات تبليغي پيامبراعظم(ص) در گفتگو با حجة الاسلام والمسلمين كاظم صديقي؛
     اسلام يك دين فرا زماني و فرا مكاني است

تا به منزلگه خورشيد ؛ مجاهدت در راه تبليغ



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تأملي در حيات تبليغي پيامبراعظم(ص) در گفتگو با حجة الاسلام والمسلمين كاظم صديقي؛
اسلام يك دين فرا زماني و فرا مكاني است


٭ گفتگو از حامد گيلاني
اشاره:
يكي از جنبه هاي زندگي پيامبر(ص) كه تاكنون توجه شايسته و بايسته اي به آن نشده، حيات تبليغي آن حضرت است؛ يعني تأمل در روشهاي فرهنگي - ارتباطي كه به كار بستن آنها موجب شد تا ساكنان عرب نواحي مركزي شبه جزيره عربستان، با دست كشيدن از باورهاي ديرينه و گرويدن به آييني نو، زندگي جديدي را آغاز كنند.
اهميت اين موضوع با توجه به فرارسيدن اول تيرماه، روز "تبليغ و اطلاع رساني ديني" ما را بر آن داشت تا در گفتگوي اين هفته پاي صحبتهاي حجة الاسلام والمسلمين كاظم صديقي از چهره هاي مطرح تبليغي كشور نشسته و به بازكاوي تجربه هاي فرهنگي و ارتباطي در عهد نبوي بپردازيم.




گفتني است حجة الاسلام صديقي با وجود فعاليتهاي درخور فرهنگي- تبليغي، رياست دادگاه انتظامي قضات را نيز برعهده دارد. اين گفتگو تقديمتان مي گردد.

در بررسي سيره تبليغي پيامبر(ص)، عده اي معتقدند كه آغاز تبليغ ايشان با آغاز رسالت حضرت مقارن بوده و عده اي هم با استناد به رفتارها و كرامتهاي آن بزرگوار در قبل از بعثت، نقطه شروع تبليغ ايشان را در همان سالها جستجو مي كنند. ضمن تقسيم مراحل دعوت پيامبر(ص)، مايليم تحليل شما را در اين زمينه هم بشنويم.
وجود نازنين پيغمبر خدا(ص)، از ابتدا مبلغ حق، مبلغ عدل و مبلغ خوبي ها بوده اند. من هم معتقدم كه يك مرحله از اين تبليغ، قبل از نبوت پيامبراكرم(ص) بوده است. مرحله بعدي، بعثت حضرت تا تبليغ علني ايشان را شامل مي شود كه از آن با عنوان مراحل سري تبليغ ياد مي كنيم. مرحله بعدي، از تبليغ علني رسول ا... تا هجرت آن حضرت و مرحله نهايي نيز از هجرت تا رحلت آن بزرگوار را دربرمي گيرد. بر حسب روايات، از خود وجود پربركت پيامبر(ص) داريم كه آن بزرگوار در عالم نور هم نبي بوده اند و چون خاتم اند، شروع كننده هم هستند. يعني دايره نبوت با ايشان شروع و با ايشان هم ختم شده است. بنابراين هدايت نبي مكرم اسلام(ص) در طول تاريخ خلقت، مجراي هدايت همه انبياء بود. در زمان تولد اين شخصيت نوراني تاريخ، حوادثي را در عالم مشاهده مي كنيم كه همه بر حقانيت رسول عظيم الشان اسلام(ص) و ديني را كه آن حضرت مبلغ آن است، حكايت دارد. بتها واژگون مي شوند، تختهاي سلاطين متزلزل مي گردند، ايوان كسري فرو مي ريزد و آتشكده فارس، خاموش مي شود. همه اينها تبليغ تكويني است كه بر وجود نوري و عيني پيامبر(ص) در متن عالم دلالت داشت.
آن حضرت از همان اول كه تولد يافت، خدا را نشان داد و تبليغ كرد. با تولد ايشان، قدرت الهي جلوه كرد و جهان را متوجه نقطه شروع و كانون تبليغ توحيد نمود. در دوران كودكي نيز كرامتهاي زيادي از آن وجود نازنين صادر شد. مثلاً پيامبر، از هيچ زني شير نگرفت و اين درست به مانند جريان تبليغي- تكويني حضرت موسي(ع) بود كه در دربار فرعون و به امر الهي، شير هيچ بانويي را ننوشيد، تا آنكه مادرش را به نزدش آوردند. نبي مكرم اسلام(ص) هم اين گونه بودند. مادر بزرگوارشان شير نداشتند. در بعضي اسناد تاريخي داريم كه تعداد زيادي از زنان را به منظور شيردادن نزد ايشان آوردند و آن كودك گرانقدر، شير هيچكدام از آنها را ننوشيد تا اينكه حليمه را كه به پاكدامني و عفت مشهور بود، براي اين كار برگزيدند و حضرت شير وي را نوشيد. واقعاً چه تبليغي بالاتر از اين وجود دارد و اساساً چند سال كار فرهنگي و سخنراني لازم است تا بتوان خدا را اين گونه نشان داد؟ اين قبيل معجزات از همان دوران شيرخوارگي براي نبي مكرم اسلام(ص) وجود داشت و همه اين كرامات، حقانيت ديني را تبليغ مي كرد كه قرار بود توسط اين كودك به جهانيان عرضه شود. دوران نوجواني و جواني حضرت نيز از اين قبيل رفتارها و اعجاز كه بر همان نكته تأكيد داشت،سرشار است. رفتارهاي حضرت در ميان مردم جاهل آن روز، نشان دهنده اين نكته بود كه اين شخصيت، دست پرورده جاي ديگري است و اين محيط هرگز قادر به تربيت چنين شخصيتي نيست. پس حضرت حتي قبل از رسالت خود نيز، چشمه هايي از تبليغ و هدايت را با عمل خود در رگ تاريخ به جريان انداختند كه هم حيات بخش و هم كارساز بود.





با آغاز دعوت علني پيامبر(ص)، مشاهده شد كه حضرت با جمع كردن اقوام و نزديكان خود، ضمن تأكيد بر توحيد و يگانگي خدا، بر موضوع ولايت و جانشيني خود نيز تأكيد مي ورزند. به لحاظ تبليغي، اين اقدام رسول ا... چگونه تفسير مي شود؟
به نكته ظريفي اشاره كرديد. دعوت پيامبر به ولايت، در حقيقت دعوت به انسان كامل بود. ايشان با اين كار خود قصد داشتند جامعه و مردم را به الگوها و عينيتهاي واقعي ديني توجه دهند و صرفاً به تئوري و شعار كفايت نكنند. پيامبر با اين اقدام خود نه تنها مردم را با قرآن خود به واژه "لااله الا ا..." سوق مي داد، بلكه عينيت توحيد را نيز به آنها نشان مي داد. تأكيد حضرت برجانشيني خود آن هم در آن روزهاي اوليه دعوت، نشانگر آن است كه اولين بيعت كننده با رسول ا...، همان كسي است كه منعي از پذيرش حق در وجودش نبوده و به محض اينكه حق بر او عرضه شده، آن را با تمام وجود خود پذيرفته است. طبيعي است اولين كسي كه اين استعداد و لياقت را از خود نشان بدهد، براي بعد از پيامبر نيز استعداد و لياقت وصايت پيغمبر و امامت مردم را داراست. پيامبر(ص) در حقيقت مأمور بود كه بعد از القاي "لااله الاا..."، مسأله الگو، رهبر، معلم و مرزبان قرآن را نيز به مردم معرفي نمايد.
يك دين كامل، علاوه بر اينكه تئوري و طرحش كامل است، الگوهم ارايه مي كند. الگوي كامل، هم نگهبان و ديده بان است و هم خود، عينيت آن است. اين است كه براشخاص نيز اثر تكويني مي گذارد.

اگر قرآن و آيات اين كتاب آسماني را به عنوان يكي از مهمترين ابزار تبليغي پيامبر(ص) بدانيم، جاذبه هاي لفظي و ساير ويژگيهاي اين عنصر تبليغي حضرت را چگونه تشريح مي كنيد؟
در قرآن كريم آيه اي داريم كه مي فرمايد: "ما هر پيامبري را كه فرستاديم، او را به زبان قومش مجهز كرديم." (و ما ارسلنا من رسول الي بلسان قومه). طبيعي است كه مراد از واژه "زبان" در اين آيه، همين زبان معمولي نيست، بلكه مراد همان فرهنگ و ابزاري است كه در همان عصر و زمان كاربرد دارد. مردم در زمان حضرت موسي(ع)، شيفته سحر و جادو بودند و اين مقوله در آن عصر رواج داشت. حضرت موسي(ع) هم با لسان خود آن مردم آمد و چيزي را برايشان آورد كه ساحرها در برابر آن عاجز بودندو سحرشان باطل شد. در زمان حضرت مسيح(ع) نيز مسأله طب رواج زيادي داشت. عيسي بن مريم(ع) مطالبي را در عمل به اثبات رساند كه هيچ طبيبي قدرت انجام آن را نداشت. وجود نازنين پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) هم در زماني مبعوث شدند كه يكي از مسايل رايج آن زمان، پديده شعر و ادبيات بود، به گونه اي كه حتي در كعبه نيز نمونه هايي از اين اشعار را نصب كرده بودند. پيامبر(ص) در اين شرايط، قرآني را عرضه كرد كه ناسخ تمام زيبايي ها بود. يعني خورشيدي بود كه شمعهاي ضعيف در برابر آن، تاب ميدان داري نداشتند. بنابراين يكي از ابزارهاي تبليغي پيغمبر خدا(ص)، لحن زيبا، نثر زيبا و كلمات قشنگي بود كه در قرآن وجود داشت. كلماتي كه توسط خود خداوند بيان شده بود و پيامبر منعكس كننده اين كلمات بود. اساساً يكي از معجزات برجسته قرآن، زيبايي آهنگ اين كتاب آسماني است. آيات قرآن، درست به مانند دانه هاي مرواريد به هم پيوسته اند. اين بعد ظاهري قرآن كريم است كه از آن با عنوان فصاحت و بلاغت ياد مي شود. قرآن به عنوان مهمترين عنصر تبليغي پيامبر، به گونه اي فصيح و بليغ است كه خداوند متعال تمامي اديبان و نويسندگان را به معارضه فرا مي خواند كه اگر مي توانند، سوره اي به مانند اين قرآن بياورند. اين زيبايي قرآن كريم، البته مختص به زمان نزولش نبوده و نيست. امروز هم متخصصان مربوط، آهنگ قرآن را، دلنشين ترين و آرام بخش ترين سخنها مي دانند و كسي تاكنون نتوانسته به مانند زيبايي هاي قرآن، اثر زيبايي را خلق كند. طبيعي است كه اين عنصر زيبا و ارزشمند، چه نقشي را در دوران دعوت پيامبر آن هم در عصري كه شعر و ادبيات، حرف اول را مي زد، ايفا نمود.

از جمله مسايل مهم در روش تبليغي حضرت رسول(ص)، وضع شعائر ديني و ابتكار و اختراع نهادها و نمادهايي چون مسجد، نماز، اذان، اقامه، منبر و... بود كه تا آن زمان رواج نداشت. نقش حقيقي اين نهادها و نمادها در راهبردهاي تبليغي پيامبر(ص) و بخصوص در بقا و تثبيت دعوت آن حضرت، چگونه بود؟
ترديدي نيست كه رهبري در اهداف خود موفق و مكتبي در ارايه و تحقق ايده هايش پيروز است كه ابتكار عمل داشته باشد. كارهاي تكراري و يكنواخت، حتي اگر به كمال هم برسد، اثر كار نو را نخواهد داشت. از آنجايي كه بشر تازگي را دوست دارد و نوآوري را مي پسندد، پيامبر(ص)، در عين حالي كه ادامه دهنده حركت انبياي پيشين است، در حركت خود نيز ابتكار و نوآوريهايي دارد كه به نمونه هايي اشاره كرديد. براي مثال اولين كار تبليغي كه پيامبر براي جلب توجه سايرين انجام دادند، برگزاري نماز جماعت بود. نمازي كه در سوره اش مي خوانيم "اياك نعبد و اياك نستعين" اين موضوع نشان مي دهد كه اسلام، مكتبي است كه عبادت را به صورت جمعي مي پسندد و هر مسلماني كه با اين سوره مأنوس مي شود، مي داند كه ديگر تنها نيست. خود اين عمل يك شعار است و صرفاً يك رابطه شخصي بين انسان و خدا نيست. در عين اينكه رابطه شخصي است، نمود و جلوه اجتماعي هم دارد، به گونه اي كه خيلي زيبا ترسيم شده و به وضوح مي توان ادعا كرد كه هيچ عبادتي در هيچ ديني به زيبايي نماز نيست. از اذان و اقامه اش گرفته كه در برابر ناقوس ديگران يا روشن كردن آتش، به راستي كه ابتكار جالب توجهي تلقي مي شود. ناقوس زنده نيست، ولي در اينجا يك موجود زنده كه عينيت حق است، آن باطن خويش را در قالب عبارات آواز مي كند. همه اسرار مبدأ و معاد، در اين نماز گنجانده شده است و خداي متعال چنين معجوني را در ديد عموم قرار داده است. آنگاه مي فرمايد براي همين عبادت جمعي هم پايگاه مقدسي را به نام مسجد قرار دهيد. همه آنجا جمع شويد. هم اين عبادت را در آنجا به انجام رسانيد و هم ساير كارها را از آن مكان به بيرون منتشر كنيد. وجود نازنين پيامبر(ص)، مادامي كه در مكه بودند، به كنار بيت ا... الحرام مي آمدند و در آنجا به نماز مي ايستادند و به محض ورود به مدينه، مسجد قبا را ساختند. بنابراين هم شعارهاي عيني، جذاب و پويا در تبليغ دين لازم است و هم پايگاههايي كه شعائر از آنجا به گوش جهانيان برسد.

ابلاغ بعضي از احكام ديني آن هم مدتها پس از بعثت پيامبر(ص)، نشان مي دهد كه آن حضرت ضمن توجه به دعوت تدريجي مردم، به ايجاد بستر مناسب براي تبليغ دين و احكام نوراني آن توجه داشته اند. جناب عالي به عنوان يك چهره تبليغي، دراين باره چه نظري داريد؟
اسلام از آن جهت كه دين فطرت است، هرگز يك كار تحميلي را القاء نمي كند. به پدر و مادر يك كودك دستور مي دهد كه براي آشنايي فرزندتان با روزه، در ابتدا از او بخواهيد كه نصف روز را روزه بگيرد و پس از هفت سالگي و به تدريج او را با نماز آشنا كنيد تا وقتي كه به سن بلوغ رسيد، با يك كار به ظاهر سخت مواجه نشود، طبيعي است كه تا تقاضا ايجاد نكنيم، عرضه ما هدر خواهد رفت. وجود نازنين پيغمبر اكرم(ص)، در ابتدا تقاضا را درست مي كردند و قبل از تقاضا، عرضه را نيز آماده كرده بودند. وقتي كه وجود، زمينه، استعداد و قابليت را محرز مي ديدند، كالاهاي مورد نياز را هم عرضه مي كردند. اين سيره پيامبر(ص) را در تغيير قبله هم مي بينيم. زيرا كه حضرت، به محض آمدنشان، قبله را تغيير ندادند. و آنقدر فرصت دادند كه مردم خود به اين نتيجه برسند كه بيگانگان آنها را به عدم ابتكار و دنباله روي راه آنها متهم كرده اند. وقتي كه در اين زمينه براي مسلمانها آزردگي هايي به وجود آمد، زمينه را فراهم كرد كه 17ماه بعد از استقرار پيامبر در مدينه، تغيير جهت قبله اعلام شد. تحريم شراب نيز به همين منوال بود، كاري كه براي مردم به يك فرهنگ تبديل شده بود، امكان نداشت كه يك دفعه از مردم گرفته شود. بنابراين خداي متعال به پيامبر مأموريت مي دهند كه اول زمينه سازي كنند و در زمين آماده، بذر را بپاشند. اين شيوه عملي اسلام و پيغمبر اكرم(ص)، امروزه به عنوان يك مسأله علمي براي بشريت شده است. اگر بناست موفقيتي در كارمان باشد، حتماً بايد شيوه پيامبر(ص) را مدنظر خويش قرار دهيم. يعني اول زمينه را آماده كرده و بعد از آن مطالب عميق اسلام را آن هم متناسب با كشمكشها اعلام كنيم.

بررسي شيوه پيامبر(ص) نشان مي دهد كه آن حضرت متناسب با شرايط مختلف، از ابزارها و روشهاي مختلف فرهنگي- ارتباطي براي تبليغ دين بهره مي گرفتند و ضمن حفظ اصول و اهداف ديني، هيچگاه با مخاطبان متعدد خود با يك روش واحد و تغيير ناپذير برخورد نمي كردند. اين خط مشي رسول ا...(ص) براي ما كه داعيه تبليغ ديني و انقلابمان را در داخل و خارج از كشور داريم، چه درسهايي را به همراه دارد؟
بحثي نيست كه اسلام، يك دين جهاني بوده و براي منطقه جغرافيايي خاصي هم نازل نشده است. اسلام يك دين بين المللي و فرا زماني است. از اين جهت بايد بر همه محيطها اشراف داشته و در همه زمانها قابل اجرا باشد. يك دين جهاني و بين المللي بايد زبان متناسب با همه زمانها را داشته باشد در غير اين صورت اين دين قابل عرضه در هر زماني نيست. از آنجايي كه زمانها پيوسته در حال تحول و تغييرند، بايد متناسب با هرزماني قالب سازي صورت گيرد، محتوا اگرچه يكسان است، ولي در هرزماني، زندگي افراد هم به شكل خاصي است و متناسب با همان شكل، بايد اسلام را نيز قالب ريزي كرد و با زمان منطبق نمود. پيامبر(ص) در همه 23سال عمر شريف پس از رسالتشان، به همين شيوه عمل مي كردند. مطالبي را كه به سلمان مي گفت، به ابوذر نمي گفت و گاهي به سلمان امر مي كردند كه ظرفيت ابوذر را درنظر بگيرد. برخوردي را كه جعفربن ابيطالب(ع) در حبشه و با پادشاه آن كشور مي كند، برخوردي نيست كه در مدينه هم بتوان آن را اجرا كرد. چون محيط آنجا، محيط مسيحيت است، سفير پيغمبر خدا در آنجا نيز سوره مريم را مي خواند و متناسب با آن فضا، حضرت مريم را از زبان قرآن تقديس مي كند. آنجا سخن از معجزات پيغمبر ما نيست، بلكه براي جذب دلها بايد از آيات ديگري از قرآن بهره گرفت. اين همان زمان شناسي است كه در اسلام به آن تأكيد شده است.
اساساً پيش رفتن با زمان و تطبيق فقه با نيازهاي زمان، جزو مسايل غير قابل ترديد در دين ماست و اگر غير از اين بود، دين ما يك دين جهاني نبود و نمي توانست در فتح مرزها و مركبها توفيقي داشته باشد. اسلام متناسب با هر زمان، حرفهاي برتري دارد، پس برماست كه نيازهاي زمان خود را بشناسيم و متناسب با آن قدم برداريم. اين كاري است كه پيامبر(ص) پيوسته انجام مي دادند و نسبت به آن توصيه داشتند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تا به منزلگه خورشيد ؛ مجاهدت در راه تبليغ

٭ سيدمصطفي حسيني راد
يكي از مهمترين شيوه هاي قرآن كريم براي بيان و انتقال معارف الهي به جامعه انساني استفاده از شيوه روايي يا بيان داستانهاي كوتاه و بلندمدت زندگي پيامبران و سرگذشت اقوامي است كه سرنوشت آنها مايه عبرت ديگران بوده است.
در اين بين، همان طور كه در قرآن كريم (سوره بقره- آيه 253) هم اشاره شده، بعضي از رسولان پروردگار، در درجه بالاتري نسبت به ديگران قرار داشته اند: "تلك الرسل فضلنا بعضهم علي بعض". اما آنچه در ميان همه اين رسولان مشترك است، همان امر "تبليغ" يعني "رساندن" پيام الهي به مردم است. به همين دليل است كه كلمه "رسالت" و مشتقات اين ماده از كلمات بسيار كليدي و البته پرشمار در كلام خداوند است؛ كلماتي مثل "رسل"، "رسول"، "رسالة"، "مرسلين"، "ارسلت" و "ارسلنا" كه به دفعات در آيات نوراني قرآن مجيد تكرار شده اند.
خداوند متعال در آيه 151 سوره بقره، ضمن اشاره به اينكه پيامبري از بين خود انسانها را كه همنوع آنهاست و در ميان آنها زندگي مي كند و براي ابلاغ پيامش فرستاده، هدف از فرستادن او را چنين بيان مي كند: "همچنان كه فرستاديم در بين شما فرستاده اي را كه از شماست تا اينكه بخواند بر شما آيات ما را و پاك گرداند شما را و به شما بياموزد كتاب و حكمت را و به شما بياموزد آنچه را كه پيش از اين نمي دانسته ايد."
نكته اي كه به صورت كوتاه در اين يادداشت در مقام بيان آن هستيم، يكي از تفاوتهاي موجود بين سيره تبليغي پيامبر اكرم حضرت محمدبن عبدا...(ص) نسبت به ساير انبياي الهي است. همان طور كه مي دانيم، تمام پيامبران الهي حامل پيام خداوند براي بشريت بوده اند. پيام آزادي و آزادگي از قيد هر نوع بند و زنجير مادي و حركت در مسير يكتاپرستي و حق طلبي كه مقصد نهايي آن، رستگاري انسان و رسيدن او به مقام قرب الهي است.
خداوند متعال، فرستادگان خود را از بين بهترين انسانهاي هر عصري انتخاب كرده و رسولان او نيز همواره با بهترين شيوه ها و ملاطفت آميزترين برخوردها با مردم مواجه شده اند؛ مردمي كه گاه آن قدردر گمراهي و كجروي گرفتار شده بودند و آن قدر روشنايي از دلهايشان فاصله گرفته بود كه واقعاً به سختي مي شد در مقابل آنها قرار گرفت و به راه حق و حقيقت دعوتشان كرد؛ مردمي كه بنا به اشاره قرآن كريم، پيامبران خداوند را تكذيب مي كردند و حتي آنها را مورد تمسخر قرار مي دادند: "ولقد كذبت رسل من قبلك" يا "ولقد استهزئي برسل من قبلك" البته، اين داستان دائمي رويارويي پيامبران خداوند با اقوام گمراه خويش بوده كه مجاهدتهاي فراوان آنها را هم به دنبال داشته است. اما جهالت و عناد اكثر اين اقوام كه داستان بسياري از آنها در قرآن كريم هم نقل شده، در نهايت باعث رويگرداني پيامبرانشان و نزول عذاب دردناك الهي شده است.
خاتم انبيا، محمد مصطفي(ص) پيامبري است كه بيش از همه پيامبران در راه انجام رسالت خويش و تبليغ آخرين آيين بر حق الهي متحمل سختي شده و نكته جالب درباره شخصيت آن بزرگوار اين است كه هيچ گاه در برابر لجاجتها، جهالتها و بي احترامي هاي قوم خود، از آنها رويگردان نشده و يا آنان را نفرين نكرده است. به همين دليل است كه به ايشان لقب "پيامبر رحمت" داده شده كه بيانگر عمق دلسوزي و مهرباني ايشان نسبت به امت خويش است. اين در حالي است كه اگر به قصه زندگي ديگر پيامبران در قرآن توجه كنيم، مي بينيم كه بسياري از پيامبران پس از تحمل سالها رنج و مشقت سرانجام به اين نتيجه رسيده اند كه بايد سرنوشت اقوام خطا كار خويش را به نتيجه كردار آنها واگذار كنند.
در اين بين، داستان حضرت موسي و قارون كه در قرآن ذكر شده و قصه عذاب اقوامي مثل عاد، ثمود، قوم نوح و ... مثال زدني است. در سوره اعراف آيه 93، درباره حضرت شعيب(ع) و سرنوشت قوم او مي خوانيم: "فتولي عنهم و قال يا قوم لقد ابلغتكم رسالات ربي و نصحت لكم فكيف آسي علي قوم كافرين". يعني: پس رويگردان شد از آنها و گفت اي قوم من، هر آينه پيامهاي پروردگارم را به شما رسانيدم و شما را اندرز دادم. پس چگونه اندوهگين شوم بر قومي كه كفر مي ورزند؟
حضرت صالح(ع) نيز در آخرين گفتگوهايش با قوم خود دقيقاً چنين رويكردي دارد. در آيه 79 سوره اعراف درباره اين قوم آمده است: "پس رويگردان شد از آنها و گفت: اي قوم من! هر آينه پيام پروردگارم را به شما رساندم وليكن شما نصيحت كنندگان را دوست نمي داريد."
اما پيام آور رحمت و لطف الهي و بزرگترين فرستاده خداوند، محمدبن عبدا...(ص) در طول دوران تبليغ رسالت خويش هرگز از مردم و امت خود رويگردان نشده و نه تنها در برابر خداوند خويش كه محمد(ص) را راز آفرينش كائنات معرفي كرده، زبان به شكايت از مردم نگشوده، بلكه همواره با لطيف ترين بيانها از خداوند، هدايت امت خويش را مسألت كرده است. اين بزرگ پيام آور حق و حقيقت، چه در زماني كه با بي مهري نزديكترين اقوام خود مواجه شد، چه آنگاه كه او را مسخره كردند، چه زماني كه يارانش را به سخت ترين شكنجه ها آزردند و به شهادت رساندند، چه در سالهاي سخت شعب ابيطالب و چه آنگاه كه در شهر يثرب، كودكان به سويش سنگ پرتاب كردند و دندان مباركش شكست و چه آنگاه كه از فراز بام خانه ها بر سر مباركش خاكستر فرو ريختند، هيچ گاه لب به شكايت نگشود و تنها مي گفت كه اين قوم نسبت به كردار خويش ناآگاهند و بايد آنها را بيدار كرد.
به همين دلايل است كه خداوند متعال، حضرت محمد(ص) را برترين فرستاده خويش قرار داد و تبليغ آخرين و برترين آيين الهي يعني اسلام را به آن وجود مقدس سپرد. پيامبري كه با مجاهدتهاي خستگي ناپذير در راه تبليغ رسالتش، آيين اسلام را به آييني جهاني و جهانگير تبديل نمود؛ چنان كه پروردگار متعال در آيه 33 سوره توبه فرموده است:
"هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق، ليظهره علي الدين كله و لوكره المشركون".


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar