آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   دوشنبه 29خرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 ضربان   
 ايرانسرا   
 فرهيختگان   
 جامعه   
 عشقستان   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
 ویژه جام جهانی   

[ عشقستان ]


يادي از شهيد چمران از زبان همسرش ؛ با اشكهايش با لبخندهايش ...

دست نوشته هايي از شهيد بهروز مرادي ؛مرا به عنوان سومين شهيد خانواده بپذيريد

صدايي از بهشت ؛ هنر مردان خدا

معرفي يادمان شهيد دكتر مصطفي چمران

همايش طرح پايش سلامت جانبازان ضايعه نخاعي كشور برگزار مي شود

معاون رئيس جمهور:برنامه هاي بنياد شهيد بايد در راستاي ايجاد فرصتهاي شغلي باشد

مدير گروه حماسه و دفاع تلويزيون خبر داد:
     احتمال توليد همزمان پروژه"شهيد چمران" با سريال "درچشم باد"

اردوي جانبازان خراسان رضوي برگزار شد



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يادي از شهيد چمران از زبان همسرش ؛ با اشكهايش با لبخندهايش ...

دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران در خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد. او تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه نزديك پامنار آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند. در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1366 در رشته الكترومكانيك فارغ التحصيل شد و يك سال به تدريس در دانشكده فني پرداخت. وي همواره در دوران تحصيل



شاگرد اول بود و در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به آمريكا اعزام شد و پس از تحقيقات علمي در جمع معروفترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه آمريكا بركلي، با ممتازترين درجه علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما شد.
درباره زندگي و فعاليتهاي تحصيلي و سياسي و مبارزات چريكي او در فلسطين، لبنان و ايران كتابها مي توان نوشت! اما در سالگرد شهادت او بسنده كرديم به گوشه اي زيبا از زندگاني او كه گپ و گفتي كوتاه بوده است با غاده چمران همسر شهيد مصطفي چمران.

خيلي دوست داريم شهيد چمران را از نگاه همسرش ببينيم و بشناسيم؟
من به اندازه درك خودم از شهيد چمران صحبت مي كنم، نه به اندازه شخصيتي كه داشت. مخصوصاً صحبت از بعد عرفاني شخصيتش كار مشكلي است. نمي توانم به خودم اجازه بدهم كه از اين موضوع صحبت كنم. خيلي هستند در دنيا، انسانهايي كه آنها را مي بينيم، احساسشان مي كنيم و با همه وجود دركشان مي كنيم، اما وقتي بخواهيم از آنها صحبت كنيم در حرف نمي توانيم حق مطلب را ادا كنيم. چون مي ترسيم شخصيت شخص مورد نظر كوچك شود. براي من هم صحبت كردن از مصطفي كه خوب دركش كرده ام مشكل است.

به گفته خودتان، شهيد چمران هيچ چيز نداشت؛ نه قدرت، نه اسلحه، نه پول؛ فكر مي كنيد چرا اين همه آدم دورش را گرفته بودند؟
مصطفي طمأنينه عجيبي داشت. واقعاً عجيب! آن هم زيرگلوله توپ و خمپاره. خطر كم نبود؛ خيلي اوقات سرنوشت جنوب لبنان دست او بود. آن وقت او هيچ چيز نداشت؛ نه قدرت، نه پول و نه اسلحه، همه منتظر بودند ببينند مصطفي چه مي گويد و چه مي كند. در ناراحتي و اضطراب، زيرگلوله توپ و خمپاره يك لرز كوچك هم نداشت. زير فشار مشكلات، آرامش و طمأنينه اش آنقدر قوي بود كه حتي روي كساني كه دور و برش بودند هم تأثير مثبت مي گذاشت. خود من و همه آنهايي كه با او بودند احساس مي كرديم جايي كه او هست، ديگر خطر نيست. يك نيروي عظيم روحي در وجودش بود كه نمي توانم آن را تشريح كنم؛ يك نفس مطمئنه، يك نفس راضيه.

اتفاق افتاده بود شما در زمان خاصي او را از كاري منع كنيد؟
يادم هست لبنان كه بوديم جريان بزرگي اتفاق افتاده بود. اسرائيلي ها حمله كرده بودند و همه شهرها خالي شده بود. مصطفي و بچه ها مي جنگيدند. حاضر نبود از صحنه خارج شود. رفتم پيشش و گفتم: "مصطفي! هرچه زودتر بايد از اين جا بريم، ديگه كسي نيست، مردم تو شهر كشته شدن، دكتر نيست، پرستار نيست."
اصرار داشت كه بجنگد. مي گفت: "تو آزادي كه بري، هركاري كه دوست داري انجام بده."
مي گفتم: "لااقل دعا كن!"
مي گفت: "نه، دعا نمي كنم. بذار هرچي خدا دلش مي خواد، خودش به من بده، دوست ندارم دعا كنم و رأي خود مو به خدا تحميل كنم. مي خوام تسليم اراده خدا باشم و تسليم قضاي اون. مي خوام هرچي رو كه خدا بهم مي ده، با اطمينان و رضاي كامل قبول كنم. ممكن نيست وجود كسي كه عاشق خداست، يك لحظه از وجودش غافل بشه."

دامنه فعاليتهاي شهيد چمران بسيار گسترده بود، هيچ وقت شده در چهره اش خستگي را ببينيد؟
فكر نمي كنم يك لحظه او را آرام و بيكار ديده باشم. روز و شب درحال فعاليت بود. در نامه هايي كه براي من مي نوشت، "شمع" امضا مي كرد. گاهي مي گفتم: "مصطفي! تو بايد استراحت كني، نبايد مدام كار كني." مي گفت: "آرامش يك شمع در سوختن و نور دادنشه. تو مي خواي يك شمع خاموش باشه، درست مثل يك جسد."

خودتان چي؟ از اين همه فعاليت و مبارزه احساس خطر نمي كرديد؟
چرا، مخصوصاً توي عملياتها. مي گفتم: "ديگه جلو نرو". مي خنديد، مي گفت: "من به ملك مرگ حمله مي كنم. اما اون داره از من فرار مي كنه."

فكر مي كنم مجروح شدن دكتر چمران در اهواز، با تمام ناراحتي هايي كه داشت، باعث خوشحالي شما بود؟
همين طور بود. بهش مي گفتم: "خوشحالم كه زخمي شدي و نمي توني راه بري؛ ديگه مي خوابي، مي شيني، من هم مي تونم بشينم پيش تو و باهات حرف بزنم." اما اين طور كه نبود. تهران هم نيامد. رفت ستاد جنگهاي نامنظم. خيلي دوست داشتم غذاهاي مختلف و مقوي بخورد، نمي خورد؛ از همان غذايي كه بقيه نيروها مي خوردند استفاده مي كرد. به پرستارش گفته بود از همان چيزهاي ساده اي كه همه مجروحها استفاده مي كنند براي من هم بياوريد. پايش توي گچ بود، با وجود هواي فوق العاده گرم خوزستان، نمي گذاشت برايش كولر روشن كنند. اعتراض كردم، وضعيت بدش را به يادش آوردم، آن وقت گفت: بچه هاي من دارند زير آفتاب مي جنگن و شهيد مي شن. من چطور مي تونم زير كولر بشينم و استراحت كنم؟"

راست است كه مي گويند نظامي ها آدمهاي خشكي هستند و كمتر درگير احساسات مي شوند؟
چمران كه مثل شير در صحنه جنگ بود، شبها در سجده مثل يك بچه كوچك بود. مثل يك قطره اشك. خيلي وقتها مي ديدم به سجده افتاده و انگار كه از شدت گريه غش كرده؛ وقتي بلندش مي كردم، مي ديدم همه صورتش توي اشك غرق شده.
چمران در جبهه جنگ آن چنان سخت به دشمن حمله مي كرد كه فكر مي كردي احساس ندارد. وقتي بهترين بچه هايش - سالهايي كه لبنان بود، آنها را بزرگ و تربيت كرده بود و خيلي برايش عزيز بودند- در صحنه جنگ جلوي چشمش به خاك مي افتادند، به روي خودش نمي آورد و در عوض شب، تنها در اتاقش كلي گريه مي كرد و ناراحت مي شد. لبنان كه بوديم، هر شب تمام پنجره ها را مي بستم، اين قدر كه صداي ناله چمران بلند بود.
مي گفتم: "مصطفي! دشمن، اسرائيل، فالانژيستها، كمونيستها، اين قدر از تو مي ترسن؛ اگه بفهمن تو مثل بچه گريه مي كني، شخصيتت كوچيك مي شه"
مي گفت: "من به قطره اشكم افتخار مي كنم. اگه آخرت، خدا به من بگه محصول عمرت چي بود، مي گم قطره اشك و سوختنم توي درد و رنج، اون هم نه درد و رنج خودم: درد و رنج مستضعفين. اگه بگه چي سند داري؟ مي گم، قلبم كه پر از رنج و غصه است. "

بيشتر از همه كدام صحنه در زندگي مشتركتان شما را متأثر كرد؟
لبنان بوديم. ديدم توي اتاقش نشسته و دارد گريه مي كند. داشت استغفار مي كرد، استغفاري عجيب. اشك بود و معذرت خواهي از خدا. نتوانستم حالش را درك كنم. استغفارش اين بود كه چرا به خدا شرك كرده. فهميدم قضيه مربوط مي شود به مدرسه يتيمان در لبنان كه خودش مؤسس اش بود.
گفت: آدم خيري ازم پرسيد، كدوم يكي از مناطق، فقيرنشين هستن؟ مي خواست كمك كنه، با خودم گفتم چرا آدرس مدرسه خودم رو ندم، اون هم كه وضع درست و حسابي نداره"
همه استغفارهاي چمران براي همين بود.
گفت: "چرا من حتي براي يك لحظه هم بايد به غير خدا توكل كرده باشم و از غير اون كمك خواسته باشم"
اين در نظر مصطفي شرك به خدا بود. اين قدر در برابر خدا خودش را ضعيف احساس مي كرد كه حتي جلوي بچه، يتيم، و... اشك مي ريخت.

زماني را كه با او زندگي كرديد براي شناخت و تأثيرگرفتن از چنين مردي كم نبود؟
براي من جداً مطرح نيست كه چقدر با او زندگي كردم؛ براي من زندگي با مصطفي هر روزش به اندازه يك سال تجربه، درس و آموزش در راه تكامل به سوي خدا بود. احساس مي كنم لطف خدا در تمام دنيا بيشتر از هركسي شامل حال من بوده كه با مصطفي زندگي كرده ام. با او آرامش و آزادي مطلق را پيدا كرده ام.

و حرف آخر؟
هنوز صدايش را مي شنوم. الآن با او زندگي مي كنم. زندگي اي حقيقي، زندگي عشق و شهادت، زندگي حركت به سوي خدا، زندگي ابدي و جاويد.
او به من ياد داد كه اين زندگي، با تمامي تأثير و نتايج آن، براي تهذيب جسم از گناه و لطافت قلب از زشتي هاست و انسان جديدي مي سازد. انساني كه هدف حيات است، خليفة ا... في الارض است. به حق ما توانستيم خانه اي از عشق بسازيم. خانه اي از عشق خدايي. مي دانيم هر چيز، شهر، دولت و جواني، همه و همه عوض مي شوند و از بين مي روند. تنها خانه عشق به خداست كه تغيير ناپذير و هميشگي است. در اين خانه هيچ ترسي از توطئه هاي دشمن، جدايي و مرگ نيست. اين زندگي و علاقه اش سرمايه من است.
٭ تنظيم: زهرا فرخي


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دست نوشته هايي از شهيد بهروز مرادي ؛مرا به عنوان سومين شهيد خانواده بپذيريد

"لباسمون رنگ خاكه، خودمون از خاكيم و بيشتر از اين هم نيستيم."
پسري با قامت بلند، چهره اي خندان، نگاهي گيرا و چشماني آبي، آن قدر در آسمان شب، زيبا مي درخشيد كه به جاي اين كه خاك دامن گيرش شود، دل را دامنگير مي كرد.




٭٭٭
بهروز مرادي را همه ايراني ها مي شناسند. همان رزمنده اي كه روي تابلوي ورودي خرمشهر نوشت: "به خرمشهر خوش آمديد، جمعيت 36 ميليون نفر، با وضو وارد شويد."
بهروز اعتقاد داشت خاك اين شهر دامنگير است، شهري مانند خرمشهر كه هر خانه اش دست كم چند گلوله توپ و خمپاره خورده و به كلي ويران شده، خاكش دامنگير است، به خاطر خصلتهايي كه درون زندگي مردم اين شهر وجود دارد. يك نوع گرما و صميميت خاص!
دوستانش مي گويند: بهروز را بايد فراتر از زمان خودش شناخت. شجاع بود، آن قدر كه بعد از فتح خرمشهر تك و تنها دنبال اجساد گمنام شهيدان مي گشت.
او روي يك دوش خود گلوله هاي آر.پي.جي و دوربين فيلمبرداري كه ناظر تمام لحظات در خرمشهر بود، داشت و با دستي ديگر قلم به دست از دلتنگي هايش براي خواهرزاده اش مي نوشت.




دوستانش مي گويند: بهروز با آن روح بزرگ و با عظمت و پرصلابت خود، هم معلم بود و هم بسيجي. حيف بود كه همه دوستانش رفته باشند، اما خودش نرود.او دوست نداشت حتي تابوتش را بچه هايي كه مي شناسندش بلند كنند، همان گونه كه آخرين گلوله سر بي مانده در خشاب تك تيرانداز عراقي مهمان تن بهروز شد و سپس قطعنامه 598 پذيرفته شد. بعضي ها زندگي را هنرمندانه تعريف مي كنند، اما بعضي چون بهروز مرادي هنرمندانه زندگي مي كنند. همان گونه كه شهيد سيد مرتضي آويني در وصف بهروز نوشته است: "جنگ اگر چه ادامه حيات معمول را بريد، اما از منظري ديگر، دروازه اي به بهشت خاصان اوليا بر ما گشود. تو گويي نبض دليري و مرگ آگاهي است كه در سنج و دمامه مي تپد. روي تابلوي ورودي شهر نوشته است: در كوچه هاي اين شهر كه به خون شهدا آغشته است، با وضو وارد شويد.
رزم آوران از اين منظر آسماني به جنگ مي نگريستند. در هر وجب از اين خاك شهيدي به معراج رفته است، با وضو وارد شويد. اين تابلو را بهروز مرادي نگاشته است. اين تصوير به سال 1359 بازمي گردد چهار ماه پس از آغازجنگ تحميلي، او تا سال 1367 كه به شهادت رسيد پاي از جبهه ها بيرون نگذاشت."
شهيد بهروز مرادي در قسمتي از وصيتنامه اش مي نويسد:
"اين جانب بنده گناهكار بهروز مرادي، به فرمان امام امت، به عنوان بسيجي در جنگ وارد و به اختيار خودم به خاطر حراست از خون پاك شهداي اسلام، به دفاع از ايران برخاسته و با خود عهد نمودم تا دفن سلطه ابرقدرتها و نابودي متجاوزين به حريم استقلال و آزادي جمهوري اسلامي، استقامت و پايداري نمايم و اكنون نيز مي دانم كه چرا بايد به دشمن هجوم برد و بر اساس همين آگاهي است كه در عمليات شركت مي كنم."
شهيد مرادي در ادامه وصيتنامه اش مي نويسد: "معتقد هستيم ما پيروز مي شويم و براي رسيدن به پيروزي نيز بايد از همه چيز خود گذشت و دنيا را براي اهلش گذاشت و از سوراخهاي تنگ و تاريك محافظه كاري بيرون آمد."
و در قسمتي ديگر از وصيتنامه اش مي نويسد:
"از برادران سپاه خرمشهر خداحافظي مي كنم، برادراني كه هميشه دوستشان خواهم داشت و دست تك تك آنها را مي بوسم. خدايا! به اميد تو به سمت دشمن مي روم و راضي هستم به آنچه تو را ضي هستي."
شهيد بهروز مرادي كه در اول دي ماه 1335 در خرمشهر و در خانواده اي اصفهاني ديده به جهان گشوده بود، در چهارم خرداد 1367 در منطقه شلمچه به شهادت رسيد.
بهروز با محمدعلي جهان آرا همكلاس بود و بعد از پايان تحصيلات معلم شد و در سال 1364 در رشته صنايع دستي دانشگاه پرديس اصفهان مشغول به تحصيل شد.
بهروز در وصيتنامه اش براي مادر خود مي نويسد:
"مادر عزيزم! اميدوارم هر چه از من ديدي، به بزرگي خودت ببخشي. از همه شما خداحافظي مي كنم و اميدوارم مرا به عنوان سومين شهيد خانواده خود بپذيريد. اگر خداي ناكرده كسي به انقلاب و امام توهين كرد، شما موظف هستيد دهان او را ببنديد و.... چيزي براي نوشتن ندارم فقط در صورتي كه مفقودالاثر شدم، كنار قبر برادرم فرزاد در آبادان برايم يك سنگ قبر كوچك بگذاريد.
خانه شهيد بهروز مرادي در خيابان نقدي، كنار مسجد اصفهاني ها قرار دارد. در اين خانه سه شهيد زيسته اند: بهروز مرادي، پدر و برادرش.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
صدايي از بهشت ؛ هنر مردان خدا

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك اشتر جنوب لبنان و حمزه كربلاي خوزستان، سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي توان يكي از ابعاد وجودي او را آن گونه كه هست، توصيف كرد و نبايد انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمائيم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي توان توصيف نمود.



٭٭٭
آخرين روزها
چمران در سي ام خردادماه سال شصت، يعني يك ماه پس از فتح ارتفاعات ا... اكبر، در جلسه فوق العاده شوراي عالي دفاع در اهواز، با حضور مرحوم آيةا... اشراقي شركت و از عدم تحرك و سكون نيروها انتقاد كرد و پيشنهادهاي نظامي خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.
اين آخرين جلسه شوراي عالي دفاع بود كه شهيد چمران در آن شركت داشت.
همانند روز عاشورا
در سحرگاه سي و يكم خردادماه شصت، ايرج رستمي فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكترچمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. دسته اي از دوستان صميمي او مي گريستند و گروهي ديگر مبهوت فقط به هم مي نگريستند. گويي همه در سكوتي مرگبار منتظر حادثه اي بزرگ و زلزله اي وحشتناك بودند. شهيد چمران، يكي ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي كند و در لحظه حركت وي، يكي از رزمندگان با سادگي و زيبايي گفت: "همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين(ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او (رستمي) هم به شهادت رسيد و اينك خود او همانند ظهر عاشوراي حسين(ع) آماده حركت به جبهه است."
همه اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع مي كردند و با نگاههاي اندوهبار تا آنجا كه چشم مي ديد و گوش مي شنيد، او و همراهانش را دنبال مي كردند و غمي مرموز و تلخ بر دلشان سنگيني مي كرد.
دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسه مشورتي ستاد، يارانش را با وصاياي بي سابقه اي نصيحت كرده بود و خدا مي داند كه در پس چهره ساكت و آرام ملكوتي او چه غوغا و چه شور و هيجاني از شوق رهايي و شهادت برپا بود. چه بسيار ياران باوفاي او كه به شهادت رسيده بودند. سالها ياران و تربيت شدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت سوخت، ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايش هاي سخت محك مي زد و مي آزمود، او را هر چه بيشتر مي گداخت و روحش را صيقل مي داد تا قرباني عاليتري از خاكيان را به ملائك معرفي نمايد و بگويد: اني اعلم ما لا تعلمون.
به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيةا... اشراقي و شهيد تيمسار فلاحي را ملاقات كرد. براي آخرين بار يكديگر را بوسيدند و باز هم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همه رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرمانده شان، ايرج رستمي را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي، ولي با نگاهي عميق و پرنور و چهره اي نوراني و دلي مالامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت: "خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، مي برد."
خداوند ثابت كرد كه او را دوست مي دارد و چه زود او را به سوي خود فراخواند.
٭٭٭
شهـادت
سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظي و ديده بوسي كرد، به همه سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديك ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غير مسلح ديده مي شد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قربانيهاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثه اي جانكاه بودند كه خمپاره ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپاره هاي صداميان از ديار خاكي رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست.
تركش خمپاره دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش هاي ديگر صورت و سينه دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهره ملكوتي و متبسم و در عين حال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه در دل سخنها داشت، ديگر فرصت نگاهي و سخني با خاكيان را نداشت.
از شهادت انسان ساز سردار پر افتخار اسلام، اين فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ايران و شيعيان محروم لبنان به پا خاستند و غرق در حسرت و ماتم شدند.
امواج خروشان مردم حق شناس ما، خشمگين از اين جنايت صدام و اندوهبار و اشك آلود، پيكر پاك او را در اهواز و تهران تشييع كردند كه: "انا... و انااليه راجعون."
٭٭٭
پيام حضرت امام خميني(ره)
به مناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران
بِسمِ ا... الرحمنِ الرحيمِ
انالله وانا اليه راجعون
شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به "ملكوت اعلي"، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي عصر- ارواحنا فداه- تسليت و تبريك عرض مي كنم. تسليت از آن رو كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهه هاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه مي آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پيروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت. و تبريك از آن رو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملتها و توده هاي مستضعف مي كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي دهد. مگر چنين نيست كه زندگي، عقيده و جهاد در راه آن است؟
چمران عزيز با عقيده پاك، خالص، غير وابسته به دستجات و گروه هاي سياسي، و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.
هنر آن است كه بدون هياهوهاي سياسي، و "خودنمايي"هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش بخير.
و اما ما مي توانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.
من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملت هاي مسلمان و قواي مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض مي كنم. و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.
اول تيرماه شصت
روح ا... الموسوي الخميني


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
معرفي يادمان شهيد دكتر مصطفي چمران

مديركل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس خوزستان گفت: يادمان شهيد چمران بيانگر عروج ملكوتي اين شهيد بزرگوار است.




سرهنگ حسين عشقي در گفتگو با ايسنا اظهار داشت: شهيد دكتر مصطفي چمران 31 خردادماه سال 1360 در حالي كه جراحات زخمهاي قبلي جنگ در سوسنگرد را بر تن داشت به همراه چند تن از همرزمانش در دهلاويه به فيض عظيم شهادت نايل شد.
وي افزود: روستاي دهلاويه با جمعيتي نزديك به 120 خانوار بين بستان و سوسنگرد قرار دارد و بناي يادمان شهيد چمران در سال 72 در اين روستا ساخته شد.
سرهنگ عشقي درباره نوع ساخت بناي يادمان گفت: يادمان در مساحتي بالغ بر 440 متر مربع ساخته شده و داراي رديف پلكاني به يك برج به صورت چهار گوشه با كاشيهايي در داخل آن كه فرازي از سخنان گوهربار حضرت امام خميني(ره) بر روي آن منقش شده است، مي باشد.
وي در پايان گفت: امسال نيز بيست و پنجمين سالگرد شهادت اين شهيد بزرگوار؛ يكم تيرماه با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا با حضور مسؤولان لشكري و كشوري و جمعي از حزب ا... لبنان در يادمان شهيد چمران برگزار خواهد شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همايش طرح پايش سلامت جانبازان ضايعه نخاعي كشور برگزار مي شود

دومين همايش آموزشي پزشكان طرح پايش سلامت جانبازان ضايعه نخاعي با حضور 15 استان كشور، 31 خردادماه سال جاري، همزمان با سالروز شهادت دكتر مصطفي چمران برگزار مي شود.
به گزارش ايسنا، استانهاي اردبيل،ايلام، بوشهر، خراسان شمالي، خراسان جنوبي، زنجان، سيستان و بلوچستان، كردستان، كرمان، كهكيلويه و بويراحمد، گلستان، گيلان، لرستان، مركزي و هرمزگان، 15 استان مدعو اين مراسم هستند. اين همايش توسط مركز ضايعات نخاعي جانبازان در تهران برگزار مي شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
معاون رئيس جمهور:برنامه هاي بنياد شهيد بايد در راستاي ايجاد فرصتهاي شغلي باشد

معاون رئيس جمهور و رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران بر حمايت و مديريت طرحهاي اشتغال زا و خلق فرصت هاي شغلي در جامعه ايثارگري تأكيد كرد.
به گزارش ايسنا، دكتر حسين دهقان در نخستين همايش سراسري رؤسا و كارشناسان اشتغال و خوداتكايي سراسر كشور گفت: چنانچه دغدغه اصلي مديريت بنياد را اشتغال بدانيم، بايد به اين نكته اشاره كنيم كه در دو سال گذشته تلاشهاي زيادي در راستاي اشتغال زايي انجام شده است، اما به سطح مطلوب دست نيافته ايم.
وي افزود: بايد با تكيه بر ايجاد و گسترش بنگاههاي كارآفرين كه مورد تأكيد دولت و رئيس جمهور است و خلق فرصتهاي شغلي تلاش كنيم به نقطه مطلوب و مورد انتظار دست پيدا كنيم .
دكتر دهقان خاطرنشان كرد: چنانچه اعتباري در اختيار مسؤولان بنياد شهيد قرار گيرد، بايد اين اعتبار در راستاي ايجاد شغل به متقاضيان واگذار شود و از طرفي جهت حفظ شأن و كرامت جامعه هدف و شيريني كار بايد تسهيلات اشتغال زا با مديريت و در كوتاهترين زمان در اختيار متقاضيان قرار گيرد.
وي افزود: در صورت سهل انگاري و تأخير بي مورد از طرف مسؤولان، نه تنها مشكل اشتغال حل نمي شود، بلكه باعث دلزدگي و بروز مشكلات بيشتر در اين زمينه مي شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مدير گروه حماسه و دفاع تلويزيون خبر داد:
احتمال توليد همزمان پروژه"شهيد چمران" با سريال "درچشم باد"


مدير گروه حماسه و دفاع شبكه اول سيما با اعلام اين كه پروژه "شهيد چمران" همچنان در مرحله تحقيق قرارداد، از ساخت دو فيلم تلويزيوني در اين گروه برنامه ساز خبر داد.




عباس اكبري در گفتگو با ايسنا، پروژه "شهيد چمران" را در زمره توليدات الف ويژه سازمان صدا و سيما عنوان كرد و گفت: در صورت تصميم مدير شبكه اول و معاون سيما ممكن است همزمان با ساخت "در چشم باد" (ديگر پروژه الف ويژه گروه حماسه و دفاع) توليد اين سريال آغاز شود.
اكبري با نام بردن از فيلم تلويزيوني "غم دل" به عنوان يكي ازتوليدات جديد گروه حماسه و دفاع، خاطرنشان كرد: اين فيلم تلويزيوني، هم اينك در مرحله پيش توليد قرار دارد و توسط احمد مرادپور كارگرداني خواهد شد.
"غم دل" درباره زندگي خلبانهاي نيروي هوايي ساخته مي شود.
اكبري در ادامه با اشاره به اين كه پروژه " شهيد چمران" همچنان در مرحله تحقيق قرار دارد، افزود: گروه تحقيقاتي اين سريال زير نظر ابراهيم حاتمي كيا با حضور در شهرستانهاي ايران از طريق گفتگو با كساني كه به نوعي با شهيد چمران ارتباطي داشته اند، زندگينامه ايشان را جمع آوري مي كنند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اردوي جانبازان خراسان رضوي برگزار شد

چهارمين اردوي جانبازان استان خراسان رضوي پس از سه روز برگزاري روز شنبه در مشهد پايان يافت.
مسؤول آموزش بهداشت سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران خراسان رضوي به ايرنا گفت: در اين چهار دوره اردو در مجموع 300 نفر از جانبازان تروماي تشنجي(تركش به سر) همراه خانواده هايشان حضور داشتند.
وي اظهار داشت: در اين اردو تعدادي كارگاههاي آموزشي در زمينه هاي آشنايي جانبازان با نوع جراحتها و نحوه درمان بيماريهايي كه جانبازان با آنها دست به گريبان هستند تشكيل شد. او همچنين گفت: طرح پالايش سلامت جانبازان خراسان رضوي به همراه دو استان ديگر براي نخستين بار در كشور آغاز شده كه در چارچوب آن از اين پس پزشكان متخصص به همراه تجهيزات لازم در محل منازل جانبازان به درمان آنها مي پردازند. وي افزود: طرح پرداخت حق پرستاري به جانبازان داراي حداقل20 درصد ضايعه نخاعي، اعصاب و روان، شيميايي و چشمي از ديگر اقدامات مستمر اين سازمان به شمار مي رود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar