٭جواد صبوحي امروز اگر حتي هيچ كدام از ساكنان كوچه علي خادم - جايي آن طرف تر از محله عشرت آباد مشهد - نتوانند طعم آن شيريني را كه 57 سال پيش حاج غلامحسين مهديزاده به ميمنت قدوم نوزاد تازه از راه رسيده اش ميان آنها پخش مي كرد، به خاطر بياورند؛ هنوز هم با ديدن خط آقا مصطفي روي كتاب دعاي كهنه و قديمي روي طاقچه اتاقشان ياد و خاطره با او بودن را در ذهن ها مرور مي كنند. هنر زيباي استاد مصطفي مهديزاده مثل استخدام او در آستان قدس رضوي و يا سكونتش در خيابان "ميرعماد" تصادفي نيست. اين ادعا را مي توان با نيم نگاهي به كتيبه هاي زيبايي كه در هر گوشه از حرم مطهر امام هشتم (ع) جلوه اي از هنر ايراني اسلامي را به تصوير مي كشد، ثابت نمود.
استاد، مايليم با معرفي كوتاهي از خودتان اين گفت و گو را آغاز كنيم. من در سال 1328 در مشهد متولد شدم. ما خانواده اي هفت نفري بوديم. علاوه بر پدرم، مادرم بيشتر مشوق كارهايمان بود. به ياد دارم مادرم تلاش زيادي كرد كه من در دبيرستان شريعتي كه آن زمان جزو يكي از مدارس خوب مشهد بود، ادامه تحصيل دهم. معدلم 8/19 بود. اما دو روز دير رسيده بوديم و مرحوم زوار گفتند شما دير آمده ايد و بايد به مدرسه ديگري برويد. قرار شد به مدرسه فيوضات بروم. همه مي دانستند كه مرحوم زوار آدم سختگيري بود، وقتي مي گفت "نه" يعني "نه". كسي جرأت مخالفت با او را نداشت. ايشان قول داد سال بعد مرا در مدرسه خودش بپذيرد. بدين ترتيب، سال اول را در مدرسه فيوضات و سالهاي بعد را در مدرسه شريعتي گذراندم. پدرم غلامحسين مهديزاده بيش از آنكه خط خوبي داشته باشد، صداي خوبي داشت. برادران ديگرم هر يك دستي در هنر دارند. اما نه آن طور كه من آن را ادامه دادم. من از همان دوران كودكي و دبستان به هنر علاقه مند بودم. در دوره دبيرستان مرحوم اژدري و شهرستاني كه مدرس آنجا بودند، خوشنويسي را تدريس مي كردند. همين علاقه باعث شد تا در اين زمينه موفقيتهايي را كسب كنم. كسب رتبه هاي اول در كشور، زمينه اي شد تا تلاش مضاعفي را از خود نشان دهم. با پايان يافتن دوران متوسطه در كلاسهاي استاد غلامرضا موسوي شركت كردم. ايشان از سال 1347 كلاسهاي انجمن خوشنويسان ايران در مشهد را اداره مي كرد. در سال 1348 با شركت در كلاسهاي استاد حسين ميرخاني، توانستم به ترتيب دوره خوش نويسي را با موفقيت سپري كنم و در دو سال پس از آن هم دوره هاي عالي و ممتاز را در دو دوره يك ماه و نيمه با موفقيت پشت سر گذاشتم. از سال 1350 به عنوان مدرس انجمن خوشنويسان در مشهد آغاز به كار كردم و در سال 1351 نيز به استخدام آستان قدس رضوي در آمدم. استخدام من در آستان قدس تصادفي بود. شايد هم بشود گفت قسمت. چند اثر من همراه با آثار تني چند از خوشنويسان جوان در نمايشگاهي كه در سال 1351 در كتابخانه فردوسي مشهد برپا شده بود، به نمايش گذاشته شده بود. نايب التوليه آن زمان بعد از آنكه تمامي آثار را ديد و به آثار من رسيد، سراغم را گرفت و همان جا رسماً از من كه جواني 22 ساله بودم، دعوت كرد تا به "دارالولاية" بروم و به رئيس كارگزيني هم گفت كه ايشان از فردا سر كار مي آيد.
بعدها افتخار نوشتن بسياري از كتيبه هاي اين مجموعه به من سپرده شد. به هر حال، آن زمان خيلي ها از من بهتر بودند، اما اين توفيق نصيب من شد. دوازده سال پيش كه مسؤوليت آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي را عهده دار بودم، تقاضاي انتقالي دادم كه با توجه به بهره برداري موزه ملك، قرار شد به عنوان مسؤول موزه ملك به تهران بيايم و در اينجا كارم را دنبال كنم. از سال 1358 هم كه انجمن خوشنويسان به شكل شورايي اداره شد، عضويت و سرپرستي شورا را تا سال 1370 عهده دار بودم. پس از آن يعني سال 1373 كه به تهران آمدم، عضو شوراي عالي و مدرس انجمن خوشنويسان ايران شدم و تاكنون نيز اين همكاري در حالي ادامه دارد كه سرپرستي انجمن خوشنويسان ايران شعبه شميرانات را كه بزرگترين شعبه اين انجمن در سراسر كشور است، عهده دار هستم.
ترجيح مي دهيد از شيوه كار كدام يك از استادانتان استفاده كنيد. من ترجيح مي دهم شيوه كار استاد حسين ميرخاني و استاد اميرخاني را كه به شكل كامل آموخته ام، ادامه دهم. البته، سعي مي كنم شيوه خاص خود را نيز در اين آموزه ها بگنجانم. چه سالي به عنوان كار آماتوري، كارتان را شروع كرديد؟ سال 46 يا 47. آن موقع 16 سال بيشتر نداشتم. براي يك گراورسازي كار مي كردم و خط مي نوشتم؛ كاري مثل تهيه كارتهاي عروسي و عزا. چيزي بيشتر از اين هم نبود؛ اما در سالهاي بعد كه با استاد حسين ميرخاني و استاد موسوي آشنا شدم، مي توانستم كارهاي سنگين تري را قبول كنم، به طوري كه در سال 51 ادعيه قرآن كريم را همراه با ترجمه آن نوشتم. همزمان با آن و شايد قبل از آن، كارهاي سطحي ديگري چون پشت جلدنويسي كتاب و ... را انجام داده بودم. شايد بتوانم بگويم كمي روحيه جسارت داشتم و سفارش كارهاي كوچك و بزرگ را با هم قبول مي كردم. از همان سالهايي كه رتبه ممتاز را كسب كردم، كارم را به صورت حرفه اي تر ادامه و ترجيح دادم بيشتر تعليم بدهم، چون معتقدم با تعليم است كه مي توان دانش را به نسلهاي بعدي انتقال داد. افتخار مي كنم تاكنون بيش از 150 نفر از شاگردانم به دوره ممتاز رسيده اند و اين رقم بسيار خوبي در تدريس خوشنويسي است.
چقدر وقت مي گذاشتيد؟ يادم هست در گرماي تابستان ترجيح مي دادم كار كنم و مسير طولاني تا كلاس خود را با پاي پياده طي كنم. در پايان كلاس هم آخرين نفري بودم كه از كلاس خارج مي شدم. امروز ديگر كمتر مي توان چنين ذوق و شوقي را براي ياد گرفتن و آموختن در افراد سراغ گرفت. بچه ها ترجيح مي دهند سركلاس حاضر شوند، سرمشق خود را بگيرند و بعد زودتر از هم از كلاس خارج شوند. اما آن موقع مسير كلاس تا منزل استاد را پا به پاي او طي مي كرديم و در راه از هر دري سخن مي گفتيم.
اولين سرمشقي را كه گرفتيد يادتان هست؟ "ادب مرد به ز دولت اوست." هميشه اين طور بوده است. چون هم از حيث تربيتي تحولي را در آن سنين در ما و امثال ما به وجود مي آورد و هم از لحاظ نوشتاري ساده تر از ساير الگوهاست. اشعار ديگري را هم سرمشق مي گرفتيم. براي مثال: درخت تو گر بار دانش بگيرد به زيرآوري چرخ نيلوفري را معمولاً استادان خوشنويسي عادت كرده اند ضمن رعايت اسلوبهاي ساده در سرمشقهاي خود، پندي را نيز در محتواي آن لحاظ كنند. خط يك هنر است با دو كاربرد. در عين زيبايي و زيباشناختي بايد از حيث معنايي نيز با محتوا باشد.
بيش از همه كدام يك از استادانتان را قبول داريد و كارش را مي پسنديد؟ من شاگرد استاد مرحوم حسين ميرخاني بودم و بعداً از سال 60 تا 62 هم مدتي با استاد اميرخاني كار كردم. اين ارتباط امروز بيشتر به صورت دوستانه است. در عين حال، تمام استادان خوشنويسي مورد احترام من هستند و همه آنها را دوست دارم. كارهاي آنها قطعاً بر روي كار من هم تأثير خواهد گذاشت. معتقدم بايد هنر را از هر استادي آموخت و در عين حال آموخته هاي خود را نيز از دست نداد. در خصوص زيبايي هم همين طور است. اگر چه ممكن است تمام گلهايي كه شما در اطرافتان مي بينيد زيبا تلقي شوند، اما هر يك از آنها گونه اي از زيبايي را در عالم هستي جلوه گر مي سازد. ويژگي ذاتي خوشنويسي هم اين گونه است. زيبايي هنري در ذات هر گونه اي از هنر خوشنويسي وجود دارد، اما هر شكل از آن، نمود و زيبايي منحصر به فرد خود را داراست.
بهترين سرمشقي كه در ذهنتان آن را مرور مي كنيد؟ "خودت باش" شخصيت افراد اگرچه ممكن است درپاره اي اوقات نياز به پالايش و ويرايش داشته باشد، اما در عين حال به راحتي تحت تأثير عوامل منفي در جامعه قرار نمي گيرد و دچار از خود بيگانگي نمي شود. در عين حال، نمي شود براي هر شاگرد و دانشجويي يك سرمشق را ارايه داد، اما من سعي مي كنم آموزه هايي را به شاگردانم سرمشق بدهم كه روحيه غم و افسردگي را در آنها از ميان ببرد و به جاي آن نشاط و سرزندگي را در آنان زنده كند.
در چه سالي ازدواج كرديد؟ سال 1351 وقتي 23 سال سن داشتم، در مشهد ازدواج كردم. همسرم هم تنها فرزند خانواده بود كه با هم نسبت فاميلي داشتيم. پدر ايشان چون تنها يك فرزند داشت، علاقه مند بود ايشان در شهر خودش زندگي كند اما بعدها سرنوشت چيز ديگري را براي هر دو ما رقم زد.
از بين كارهايي كه ارايه داده ايد از كدام كار بيش از همه رضايت داريد؟ كارهايي كه در آستان قدس به صورت كتيبه سر در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي، سنگ نوشته هايي كه براي دانشگاه علوم اسلامي رضوي نوشته ام و يا كتيبه هايي كه براي مقبره شهيد مدرس نوشته ام و مستقيماً بر روي سنگ نوشته شده است. كتيبه هاي درهاي چوبي حرم مطهر امام هشتم(ع) كه در آن سعي شده است علاوه بر تركيب، خوانا نيز باشد. هيچ حرفي در آن جابجا نشده است تا احياناً خواننده با خواندن حروف و كلمات سردرگم شود.
اگر قرار باشد استاداني كه در ايران كار خوشنويسي مي كنند را طبقه بندي كنيد، تصور مي كنيد بتوانيد براي آنها تقسيم بندي خاصي از حيث سبك منحصر به فرد ارايه دهيد؟ خوشنويسي با هنرهاي ديگر مثل نقاشي متفاوت است. در خوشنويسي، شيوه كار اهميت دارد؛ اما در نقاشي شما مي توانيد با سبكهاي متفاوتي برخورد كنيد. در خوشنويسي، معمولاً خوشنويسان با شيوه هايي چون ميرعماد و يا شيوه ميرزا رضا كلهر و ديگر استاداني كه در خوشنويسي شاخص بوده اند آشنا مي شوند و شيوه كار آنها را دنبال مي كنند. شيوه معاصر هم معمولاً برداشتي است از كار ميرزا رضا كلهر و استاد عماد. البته، استادان به يك شيوه خاص اكتفا نمي كنند و بر روي كار هر يك از آنها مطالعاتي دارند و خود نيز مي كوشند با وارد كردن شيوه اي از كار خود، اين هنر را به تعالي بيشتري برسانند. در هر كاري مثل ادبيات هنر و حتي پزشكي، بايد زماني سپري شود تا مشخص گردد چه كساني توانايي چهره شدن در اين مشاغل را دارا خواهند بود.
درخصوص وضعيت خوشنويسي در ايران، با آمدن تكنولوژيهاي جديد، آيا اين احساس كه با آمدن اين فناوريها، خوشنويسي ما به دوران ركود خود نزديك مي شود، تقويت نمي شود؟ ببينيد، جنبه هنري خط ايراني جدا از تأثير فناوريهايي چون رايانه و اينترنت بايد مورد بررسي قرار گيرد. چون يك كار هنري داراي روح منحصر به فرد خود است؛ همان كار اگر چاپ هم شود، ديگر تأثير اوليه خود را ندارد. امروزه گرچه استفاده از نرم افزارهاي جديد رايانه اي در معرفي، آموزش و استفاده از خط نستعليق به پديده اي رايج تبديل شده است، اما در عين حال ارايه كار از سوي هنرمندان به قوت خود باقي است. بدون شك، تبحر خوشنويس در ارايه تركيبات آن موثرتر خواهد بود. من هميشه خط را با صوت و لهجه مقايسه مي كنم. گويشها و لهجه ها در ايران نمودي از زبان فارسي است كه با گونه هاي متفاوتي از زبان در نقاط مختلف جلوه گر مي شود. قدمت بيش از هشتصد سال نستعليق، شايبه تأثيرگذاري بر روي آن را تا حدودي از بين مي برد. اگر تصور تغيير زبان فارسي را در ذهن بپرورانيم، اين مهم ممكن است حادث شود. تعريفي كه شما از هنرمند به ويژه در خوشنويسي ارايه مي دهيد. تكامل هنرمند هنگامي است كه لباس اخلاق را هم بر تن كند و آنگاه به كار هنري خود مشغول شود. اين حرف تاريخ ماست. هنرمند بايد همراه با جامعه باشد و جامعه پيرامون خود را به درستي بشناسد.
به نظر شما، ممكن است روزي هنر خوشنويسي پويايي سابق خود را نداشته باشد؟ مقصودتان از خوشنويسي خط نستعليق است؟
خير، به طور كلي. اگر زبان از بين برود، آن وقت مي توان از مرگ خوشنويسي صحبت كرد؛ يعني انسانها ديگر قادر به تكلم نباشند و يا آنكه ديگر چيزي را بر روي كاغذ نياورند. مي بينيد كه چنين چيزي محال است.
ارمغان مدرنيته، كم رنگ كردن برخي از مظاهر هنر سنتي بوده است. گرچه در برخي موارد مي توان جلوه هايي از درهم آميختگي اين دو را با هم ديد، اما باز هم تأكيد بيشتر به روي مدرنيته لحاظ گرديده است. خوشنويسي هم از آن دسته هنرهايي بود كه قدري مي توان تأثير و تأثر سنت و مدرنيته را در آن سراغ گرفت. ممكن است روزي بيايد اين احساس كه ديگر نيازي به جنبه هاي سنتي چنين هنري در ميان نباشد، در ما تقويت شود؟ اگر از منظر هنري و ظهور و بروز جنبه هاي هنر در آن به خوشنويسي نگاه كنيم، بايد به اين نكته اذعان كنيم كه همواره عده اي بوده اند كه طالب هنر و دست يافتن به روح زيباشناختي هنر سنتي داشته باشند. همينها هيچ گاه حاضر نيستند آن را با هيچ بهايي از دست بدهند. موسيقي سنتي، مثال روشني است كه مي تواند اين ادعا را ثابت كند. موسيقي سنتي با ورود رقيباني چون پاپ و ... جايگاه و اصالت نخستين خود را از دست نداد. اگر نگاه هنري در افراد باقي بماند، اصالت هنر خوشنويسي همچنان ماندگار خواهد ماند؛ اما اگر بيش از آنكه به اصالت و جنبه هاي هنري آن بها دهيم، مباحث حاشيه اي آن را مرور كنيم، آنچه از آن مي ترسيم رخ خواهد داد. آن وقت، اهميت دادن به تست زني در انواع و اقسام آزمونها باعث مي شود كه خط بچه هاي ما بيش از گذشته زشت به نظر برسد. يكي از دلايلي كه امروز بسياري از دانش آموختگان دانشگاهها و مراكز آموزش عالي به انجمن خوشنويسان مراجعه مي كنند، اين است كه تصور مي كنند تصحيح خط آنها رابطه مستقيمي با افزايش شخصيت شان دارد. اگر چه سنتي بودن را نمي توان به معناي تقابل با مدرنيته تعريف كرد، اما واقعيت اين است كه در برخي مباحث نمي توان از مدرن كردن بدون تأكيد بر سنت سخن گفت. خلاف اين نظر درست به مثابه ماشيني است كه سيستمهاي به كار رفته در آن، جوابگوي نيازهاي يكديگر نباشد. توسعه و پژوهشهاي علمي از اين حيث مستثنا هستند، اما هنر از اين دسته بندي جداست.
به هر حال، مدرنيته را هم نمي توان انكار كرد. براي همراهي با اين موج چه بايد كرد؟ كمي در اين مورد كار شده است؛ مثل شيوه نقاشي خط. گرچه در عهد قاجار تا حدودي به اين شيوه پرداخته شده بود، اما در دوران معاصر تلاشهاي مرحوم رضا مافي و استاد رسولي و احصايي جنبه تأثيرگذارتري به آن داده است. اما باز هم در آنها جنبه ارايه كاري هنري لحاظ شده است. در صورتي كه جنبه كتابت خط هم مهم است؛ يعني ما با خطي سر و كار داريم كه خوانده شود و روان باشد. اين خط تنها ظرفيت ارايه در نمايشگاهها را دارد. اگر به اين شكل كار را ادامه دهيم، پيشرفتهايي را خواهيم داشت. هر چند باز هم جنبه ارايه آن در نمايشگاهها تقويت خواهد شد.
نكته اي كه به نظر مي رسد در خصوص خوشنويسي مغفول مانده است، جنبه آكادميك دادن به اين هنر در كنار ساير هنرهاي زيباست. اين هنر چقدر ظرفيت قرار گرفتن در كنار ساير هنرهاي آكادميك را داراست؟ سؤال خوبي است. اين پيشنهاد را زماني كه در آستان قدس رضوي فعاليت مي كردم، در قالب تشكيل هنرستان هنرهاي سنتي كه كتاب آرايي، معماري اسلامي، تذهيب و خوشنويسي شامل آن مي شد، مطرح كردم. اين هنرستان تشكيل شد و من در پي تأسيس دانشكده اي در قالب همين طرح بودم. هنرستان ياد شده پس از چندي تغيير روش داد و از تأكيد بر روي اين هنرها بر روي طيف ديگري از هنرها مثل گرافيك متمركز گرديد و پس از چندي، آموزش و پرورش اعلام كرد فعاليت اين مؤسسه مغاير اساسنامه اين سازمان است و در نتيجه بايد تعطيل شود. ظرفيت تأسيس اين رشته در بسياري از دانشكده هاي علوم انساني و هنر وجود دارد. با همراه كردن تئوري و عمل، مي توان ثبات و بقاي اين رشته را تقويت كرد. به نظر مي رسد با استفاده از امكانات دانشگاه علمي - كاربردي، مي توان اين ظرفيت را ايجاد كرد و انجمن خوشنويسان ايران اين هدف را نيز به عنوان يكي از برنامه هاي خود دنبال مي كند. وقت آن است كه انجمن خوشنويسان ايران بعد از 56 سال فعاليت در عرصه آموزش حرفه اي خوشنويسي در ايران، حركت خود را به صورت آكادميك ادامه دهد. با تحقق اين امر، اداره كلاسهاي انجمن به دو شيوه دانشگاهي و آزاد ادامه خواهد داشت.
مي توان بازار كار اين رشته را هم تضمين كرد؟ قطعاً اگر فارغ التحصيل اين رشته پس از فراغت از تحصيل به خوبي با كار خود آشنا باشد و از عهده آن برآيد، نبايد دغدغه شغل داشته باشد. در اين رشته، برخلاف ساير رشته ها آنچه بيش از هر نكته ديگر اهميت دارد كه هنرمند چگونه و با چه مكانيزمي در روح كار هنري خود خواهد دميد. اگر كسي با اين روحيه از دانشگاه فارغ التحصيل شود، قطعاً در جامعه نيز موفق تر از ديگران خواهد بود. پذيرش در اين دانشگاهها بايد محدود باشد و بهترينها انتخاب شوند. خوشنويس خوب مي تواند مدير هنري لايقي هم باشد. در هر رشته اي اين گونه است؛ آنكه كار بيشتر و بهتري را فرا گرفته باشد، زودتر و بهتر از ديگران مي تواند گليمش را از آب بيرون بكشد.
خوشنويسي ما چنان كه بايد با چهره نوآوري مواجه نشده است. علت اين ضعف را در كجا بايد جست و جو كرد؟ همان طور كه قبلاً اشاره كردم، كتابت در خوشنويسي نكته حايز اهميتي است. زيبا و سريع نوشتن. ابداع خطوطي كه تا امروز صورت گرفته است، بيش از توجه به اين دو مقوله بر وجه زيبا شناختي آن تأكيد داشته اند. در صورتي كه براي ابداع خط بايد بروي تمام حروف و اتصالهاي آن كار شود. اين كار بايد توانايي برابري با دو وجه ديگر را داشته باشد. بسياري از خطوط مثل خط طغري، تنها يك وجه را داراست. اين خط تنها براي امضا كاربرد دارد و كسي تاكنون با آن چيزي ننوشته است. اما كاربرد ديگر خطوط، كتابت است. ابداع خط زماني به نتيجه مي رسد كه تمام شرايط در آن لحاظ شود. اما شما چقدر مي توانيد از خط معلي به عنوان يك خط استفاده كنيد؟
آيا نمي توان قبل از ابداع اين خطوط محل مصرف آن هم از قبل - مثلاً در كاشيكاري- مشخص شود تا اينكه با تمركز جنبه هاي هنري در آن هنرمند و اثر هنري، توأمان موفقيت بيشتري را ازآن خود كنند؟ اكنون هم اين شيوه وجود دارد. شما به كاشيكاري اشاره كرديد. آيا قرار است خطي كه در كاشيكاري به كار مي رود خوانده شود و يا آنكه تنها زيبا به نظر برسد. ما در كتيبه هاي ثلث كه خط آشنايي است نيز با اين مشكل مواجهيم. مگر آنكه بيننده قبلاً با آيات و عبارات درج شده در آن آشنايي داشته باشد. در كتيبه هاي امروزي نيز از اين خط با تأكيد بر جنبه زيبايي و هندسي آن استفاده شده است. در خط كوفي نيز اين گونه است. وقتي از دهها هزار نفر يك نفر هم قادر به خواندن آن نيست، ديگر اين خط نمي تواند كاربردي غير از زيبايي داشته باشد. شما زيبايي را با خطوط هندسي، گره چيني ها و جابجايي خطوط هم مي توانيد ايجاد كنيد. كسي كه مي خواهد گرافيك را در خوشنويسي تركيب كند، بايد هنر خوشنويسي را بشناسد. در نقاشي نيز اين گونه است. بدون آشنايي با قواعد نخست نقاشي، نمي توان داعيه پيكاسو بودن را داشت. ابداع سفارشي هم ممكن نيست. چگونه مي توان به كسي گفت كه بيا و خط فارسي را تغيير بده؟! مگر آنكه ذهنيت فرد از ابتدا در پي اين تغيير بوده باشد.
و حرف آخر... كار هنري تمام شدني نيست. اگر اخلاق در كنار ساير جنبه هاي هنري اثر، همچون زيبايي وجود داشته باشد، هنر و اثر هنري زنده و پويا خواهد ماند. آنچه مي ماند، احساسي است كه در بيننده اتفاق مي افتد، نه آنچه بر روي كاغذ نقش بسته است. خيلي ها از دانشكده هاي هنري فارغ التحصيل مي شوند، اما آن دسته از كساني كه توانايي رقابت با هنرمندان مجرب را داشته باشند، اندك و انگشت شمارند. خوشنويسي، با ادبيات عجين شده است. خوشنويس همواره در پي سرمشق دادن و تعليم خوبيها و زيباييهاست. از حضورتان در اين گفت و گو سپاسگزاريم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- وزير ارشاد:در عرصه دين پژوهي نيازمند متدولوژي مناسب هستيم
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در قم گفت: در عرصه دين پژوهي نيازمند متدولوژي مناسب هستيم.
به گزارش فارس، محمد حسين صفارهرندي گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دليل مواجهه با مفاهيم و سؤالات متعدد دست نياز جدي خود را به سمت مراكز دين پژوهي دراز كرده، زيرا با وجود نياز به نوآوري در عرصه دين پژوهي كار چنداني در اين زمينه صورت نگرفته است.
وي فعاليت بيش از ربع قرن دفتر تبليغات اسلامي را مورد توجه قرار داد و گفت: هر چند ممكن است قسمتي از راهي را كه طي 27 سال گذشته پيموده ايم همراه با موفقيت نبوده باشد اما با توجه به آن كه تجربه حكومت ديني در گذشته وجود نداشته مي توان گفت عملكرد خوبي داشته ايم.
وي ادامه داد: گرايش شخصيتهاي نظريه پردازان ديني به عرصه هايي چون موسيقي، تئاتر، هنرهاي تجسمي، و... در جامعه ديده مي شود كه توجه دفتر تبليغات اسلامي به اين عرصه ها جاي اميدواري است.
صفار هرندي گفت: امروز ناگزير از ورود، به عرصه هاي مستقيم كه جامعه از ما طلب مي كند هستيم و بايد متفكران و انديشمندان جامعه بتوانند به اين مطالبات و نيازها پاسخ دهند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي: بازنشستگي اعضاي هيأت علمي دانشگاهها در مجلس بررسي مي شود
"شهريار مشيري" از بررسي وضعيت بازنشستگي اعضاي هيأت علمي دانشگاهها در كميته آموزش عالي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي خبر داد. دكتر "مشيري" عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با مهر با بيان اين خبر افزود: اعضاي هيأت علمي دانشگاهها و اساتيد نبايد بازنشستگي داشته باشند و تا زماني كه توان درس دادن را دارند بايد در دانشگاهها از وجود آنها استفاده كرد. وي اضافه كرد: حتي زماني كه اعضاي هيأت علمي دانشگاهها به دليل كهولت، توان تدريس در كلاسهاي درس را ندارند بايد شرايط حضور آنها در دپارتمانهاي دانشگاهي را فراهم كرد. مشيري اضافه كرد: در كشورهاي اروپايي دو شغل است كه بازنشستگي براي آنها وجود ندارد، يكي افرادي كه استادي دانشگاه را بر عهده دارند و ديگري "قضات". از اين دو گروه به عنوان مشاوران كاردان استفاده مي شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار مي كند؛دومين نشست زيبايي شناسي قرآن مجيد
دومين نشست زيبايي شناسي قرآن مجيد توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي(قم) و معاونت پژوهشي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، چهارشنبه هفته جاري در حسينيه الزهرا(س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار ميشود.
به گزارش ايلنا، در اين نشست يك روزه، حجةالاسلام والمسلمين "محمدي عراقي" رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات، "مصطفي ميرسليم" (با موضوع زيبايي شناسي قرآن مجيد)، حجةالاسلام والمسلمين "ايازي" (با موضوع مباني و اصول زيبايي شناسي قرآن مجيد)، "سيد علي موسوي گرمارودي" (با موضوع زيبايي شناسي بياني قرآن مجيد)، "دكتر سيد يحيي يثربي" (با موضوع زيبايي عقل و عرفان در قرآن مجيد)،"دكتر زهرا رهنورد" (با موضوع مباني زيبايي شناسي قرآن مجيد)، حجةالاسلام والمسلمين "صادقي رشاد"، "بهاء الدين خرمشاهي" (با موضوع زيبايي اعجازين قرآن مجيد) و "دكتر ايماني"، معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به ايراد سخن مي پردازند. همچنين در حاشيه اين نشست، دو كميسيون تخصصي نيز با حضور استادان حوزه، دانشگاه و قرآن پژوهان كشور برگزار مي شود. لازم به ذكر است، نخستين نشست زيبايي شناسي قرآن مجيد، اسفندماه سال گذشته در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي قم برگزار شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حجةالاسلام صادقي رشاد: ايجاد هماهنگي بين مراكز پاسخگويي به مسايل ديني ضروري است
رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در حاشيه بازديد از نمايشگاه مراكز پاسخگويي ديني در قم بر ايجاد هماهنگي و انسجام بين مراكز پاسخگويي به مسايل ديني تأكيد كرد.
به گزارش رسا، حجةالاسلام رشاد، رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در حاشيه بازديد از نمايشگاه مراكز پاسخگويي ديني در قم گفت: هركاري به ويژه ايجاد هماهنگي و انسجام بين مراكز مختلف پاسخگويي ديني، نيازمند ستادي قوي است.
وي گفت: ستاد پاسخگويي به مسايل ديني با كار فرابخشي مي تواند بسياري از مشكلات و معضلات كنوني را حل و فصل نمايد و از اساسي ترين و بنيادي ترين كارهاي اين ستاد
آسيب شناسي و مسأله شناسي است.
رشاد با اشاره به فعاليتهاي مراكز پاسخگويي به مسايل ديني گفت: در بعضي از شرايط و حالات، انسان احساس غربت مي كند و در بعضي از حالات، احساس شعف و وجد به انسان دست مي دهد. در حوزه پرسش و پاسخ و رد شبهات در گذشته اين احساس وجود داشت كه اين مسايل غريب بوده و كسي در اين عرصه وارد نشده است، ولي وقتي وارد اين نمايشگاه شدم و با تنوع فعاليتها و توان و ظرفيت بالاي اين مراكز آشنا شدم، احساس شعف و وجد به من دست داد. رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در ادامه تصريح كرد: به نظر مي رسد كه پاسخگويي كاري آسان است؛ اما اهل فن مي دانند كه اين كار ظريف، پيچيده و دشوار است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- معاون آموزشي دانشگاه علوم پزشكي تهران خبر داد : پذيرش دانشجوي پزشكي از مقطع ليسانس از سال تحصيلي 87-86
معاون آموزشي دانشگاه علوم پزشكي تهران، گفت: درصورت تصويب شوراي عالي برنامه ريزي وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران از مقطع ليسانس دانشجوي پزشكي مي پذيرد. به گزارش ايسنا، دكتر حسين كشاورز، اظهار كرد: برنامه پذيرش دانشجوي پزشكي از مقطع ليسانس در دانشگاه علوم پزشكي تهران درحال بررسي است و كميته اي مسؤول بررسي و ارايه نتيجه كارشناسي است. وي افزود: اين طرح در كشورهاي مختلف اجرا مي شود، به عبارت ديگر براي دوره پزشكي عمومي از مقطع ليسانس دانشجو مي پذيرند. دكتر كشاورز تصريح كرد: چنانچه نظريه كارشناسي كه با بررسي همه جانبه اين طرح از قبيل وروديهاي اين رشته براساس نمره و كارنامه، مصاحبه و قابليت اجرايي بودن آن در اين دانشگاه در حال انجام است به نتيجه مثبتي برسد، براي اجرايي كردن برنامه بايد در شوراي عالي برنامه ريزي وزارت بهداشت مطرح و در صورت تصويب به مرحله اجرا گذاشته شود، پيش بيني مي شود اگر مراحل كارشناسي و مطالعاتي اين طرح به نحو مطلوب صورت گيرد براي سال تحصيلي 87-86 بتوانيم دانشجو پذيرش كنيم. دكتر كشاورز در خاتمه تأكيد كرد: اين موضوع درمرحله كارشناسي است و هنوز تصميمي در اين خصوص گرفته نشده است.