---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به انگيزه تهديدات پيونگ يانگ ؛ كره شمالي بازي با كارت آزمايشهاي هسته اي
سرويس ترجمه: كره شمالي تهديد كرده است كه در صورت ادامه تحريمهاي آمريكا و اروپا عليه اين كشور، پيونگ يانگ نيز موشك قاره پيماي خود را كه مي تواند خاك آمريكا را هدف قرار دهد، آزمايش خواهد كرد.
مذاكرات شش جانبه كره شمالي، كره جنوبي، آمريكا، روسيه، چين و ژاپن بر سر پرونده هسته اي كره شمالي به دنبال نقض آتش بس ميان دو كره كه در سال 1953 ميان سئول، پيونگ يانگ منعقد گرديده بود شروع شد، اين آتش بس توسط كره جنوبي نقض شد و باعث ورود شش كشور مذكور به مشورتهاي چند جانبه و بيش از 5 دور مذاكرات ميان آنان گرديد. ششمين دور مذاكرات پس از 13 روز بحث و گفتگو و در پي ناتواني كشورهاي مذكور در حالي به كار خود پايان داد كه دولت كره شمالي با صدور بيانيه اي اعلام داشت در صورتي كه يك پيمان صلح و عدم تجاوز بين اين كشور، آمريكا و كره جنوبي جايگزين قرارداد آتش بس كنوني در شبه جزيره كره شود، آن را گامي ضروري براي حفظ صلح و حل مسأله برنامه هاي هسته اي خود تلقي مي كند. آمريكاييها نيز كه با شعار صلح در شبه جزيره كره وارد مذاكرات شده اند، خود را در مقابل پرونده هسته اي كره شمالي خلع سلاح مي بينند. آنها ادعا كردند كه بحران كره يك مسأله منطقه اي است و لازم است كره شمالي با كشورهاي منطقه بخصوص كره جنوبي و ژاپن به توافقهاي لازم دست يابد.
قرارداد آتش بس در سال 1953 به درگيري هاي نظامي ميان كره شمالي و كره جنوبي خاتمه داد. گفته مي شود در اين جنگ سه ساله از 1950 تا 1953 ميليونها نفر كشته شده اند. كره شمالي در توجيه تصميم خود به توليد تسليحات هسته اي و نيز تهديد به آزمايش موشك قاره پيماي مجهز به كلاهك هسته اي خود مي گويد: اين كشور با خطر حمله نظامي از سوي ايالات متحده مواجه است؛ زيرا آمريكا از امضاي پيمان دو جانبه صلح و عدم تجاوز و لغو تحريمها خودداري مي كند. علاوه بر آن كره شمالي نيز با اعلام برخورداري از زرادخانه هسته اي از مذاكرات شش جانبه خارج شد. ژاپني ها معتقدند كه اختلاف اساسي ميان كاخ سفيد و پيونگ يانگ درباره به رسميت شناختن حق كره شمالي در استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي، باعث شده است كه اين مذاكرات بي نتيجه بماند . هر كدام از رؤساي هيأتهاي شركت كننده در اين مذاكرات از ناكامي اين مذاكرات سخن به ميان مي آورند. از جمله اينكه، پيونگ يانگ پيشنهاد آمريكا را مبني بر استفاده مشروط و عضويت در ان پي تي و استفاده از فناوري هسته اي براي مقاصد صلح آميز رد كرده است. اما مانع اصلي پيشرفت در اين مذاكرات تلاش آمريكا و ژاپن براي محروم كردن پيونگ يانگ از حق استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي اعلام شده است. آمريكايي ها مدعي اند كه جداي از هر راه حلي كه براي بحران هسته اي شبه جزيره كره در نظر گرفته شود، كره شمالي بايد برنامه هاي هسته اي خود را از جمله استفاده صلح آميز از اين فناوري پايان دهد. كريستوفرهيل، مسؤول آمريكايي گفتگوهاي شش جانبه گفته بود: در صورت پيوستن كره شمالي به پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي (ان. پي. تي) اين احتمال وجود دارد كه در صورت متوقف شدن تلاشهاي هسته اي و تسليحاتي اتمي پيونگ يانگ، واشنگتن اجازه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي را به كره شمالي بدهد. چيني ها نيز تلاش كردند تا در متن بيانيه پاياني مذاكرات شش جانبه گذشته عبارت "عاري از سلاحهاي هسته اي" را بگنجانند تا نظر پيونگ يانگ تأمين شود، اما تلاش پكن تاكنون در اين زمينه بي نتيجه مانده است. پانك تام سان، وزير خارجه كره شمالي در اين باره اعلام كرد كه كشورش در جستجوي راهي بدون قيد و شرط براي مسلح شدن به سلاحهاي هسته اي است. وي گفت: كره شمالي در صورتي كه به اين نظر برسد كه مسأله هسته اي حل شود، آن وقت به پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي خواهد پيوست و قصد دارد بازرسي هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي را بپذيرد.الكساندر آلكسي اف، معاون وزير امور خارجه روسيه و سرپرست هيأت نمايندگي اين كشور در مذاكرات شش جانبه اظهار داشت: به عقيده روسيه، مذاكرات شش جانبه در خصوص مسأله هسته اي شبه جزيره كره بايد بيشتر برگزار شود و در پي رفع و جبران خسارات وارده بر پيونگ يانگ باشد. كره اي ها نيز معتقدند كه آمريكا بايد يك معاهده رسمي عدم تهاجم متقابل بين دو كشور را به امضا برساند. بوش، در اين باره، برخي تضمين هاي امنيتي به كره شمالي را تأييد كرد ولي امضاي يك معاهده رسمي را رد نمود. واشنگتن نيز تأكيد داشت شرط پيشرفت در هر نوع مذاكراتي، اقدام كره شمالي براي توقف برنامه هسته اي است. برخي از اعضاي دولت بوش خواستار يافتن راه حلي ديپلماتيك هستند و گروهي ديگر بر اعمال فشار اقتصادي و تلاش براي تغيير رژيم كره شمالي اصرار دارند. پس از آن آمريكا در سال 2002 تصميم گرفت ارسال كمك به كره شمالي از جمله نفت خام را متوقف كند. به اين دليل كه اين كشور درصدد دستيابي به تسليحات هسته اي و فرآوري پسماندهاي نيروگاه هسته اي خود در يونگ سون و تبديل آن به مواد قابل استفاده در توليد بمب اتمي است. كره شمالي به گفته خود براي تأمين نيروي برق در پي از سرگيري فعاليتهاي اتمي خود است و در سال 2003 از پيمان منع گسترش تسليحات هسته اي خارج و بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي را از اين كشور اخراج كرد. البرادعي مي گويد: اكنون 12 سال از زمان معرفي كره به آژانس مي گذرد، اما اين كشور همچنان بر مواضع خود اصرار دارد و اگر بگوييم، دولت و دستگاه اداري بوش در مقابل كره شمالي و تهديدات آن از موضع ضعف و انفعالي برخورد كرده اند، سخني به گزاف نگفته ايم. به ويژه كه هنوز دير زماني نيست كه كره شمالي در رديف محور شرارت واقع گرديده و هيچ چيزي بدتر از اين نيست كه امروز يك چنين كشوري با داشتن كلاهكهاي هسته اي و تهديد به آزمايش موشك قاره پيماي خود، نه تنها آمريكا را تهديد كند، بلكه آمريكا نمي تواند هيچ اقدامي در برابر آن به كار بندد و با وجود تمام خط و نشانهاي واشنگتن، بوش تنها گزينه هاي محدودي در مقابله با تهديدات هسته اي كره شمالي دارد. موشكهاي دوربرد "تايي پودانگ 2" كه قادر به هدف قرار دادن آلاسكا مي باشند، از ديدگاه متخصصان نظامي برد آن حتي فراتر از آلاسكاست. ايالات متحده نيز هشدار داده است كه در صورت انجام چنين آزمايشي، به سيستمهاي ضد موشك هوا - فضاي جنگ ستارگان دوران رونالد ريگان متوسل خواهد شد و سيستم دفاع موشكي كره شمالي را ساقط و منهدم خواهد كرد. در اين ميان مذاكرات شش جانبه در خصوص مسايل هسته اي كره شمالي همچنان به صورت تعليق درآمده كه مي تواند مشكلات جديدي را در بر داشته باشد از جمله آنكه هشدارهاي جامعه جهاني، سرانجام كره شمالي را به روند مذاكرات باز گرداند.اولين واكنش پيونگ يانگ به اين هشدارها، درخواست مذاكرات مستقيم با آمريكا مي باشد. اما آمريكا اين امر را به شروع از سرگيري مذاكرات شش جانبه منوط كرده است؛ زيرا اين مذاكرات در راستاي توجهات جامعه بين المللي در خصوص مسايل هسته اي كره شمالي است. مقامات رسمي ايالات متحده اعلام كردند كه سيستم دفاع موشكي چندين ميليارد دلاري واشنگتن، طي دو هفته گذشته وارد مدار عملياتي شده تا جايي كه به 50 درصد از آزمايشها پاسخ داده و كارآمدي خود را در مواقع بحراني ثابت كرده است. علاوه بر آن، اگر كره شمالي به انجام آزمايشهاي هسته اي خود همچنان ادامه دهد، پر واضح است كه نمي توانند با ايستگاههاي ضد موشك مستقر در كاليفرنيا و آلاسكا برخورد كند؛ زيرا قبل از آن كه وارد فضاي منطقه شوند منهدم خواهند شد. اما آنچه كه كار آمريكا را مشكل كرده است، اقدامات غيرقابل پيش بيني كره شمالي است كه فاقد هرگونه روال عادي امروزين مي باشد؛ زيرا، علاوه بر خطرات فني، خطرات سياسي و تبعات جهاني آن، آمريكا را از هرگونه اقدام حساب شده، باز مي دارد. به ويژه كه با وجود ادعاهاي پنتاگون بايد سيستم دفاعي موشكي كارآمدي و مؤثر بودن خود را به اثبات برساند. رايس در واكنش به تهديد كره شمالي گفت: من تأكيد و اصرار دارم بر اينكه آزمايش موشكي كره شمالي، يك اقدام تحريك آميز است كه هر كسي را وادار به اقدام جدي مي نمايد. با وجود هشداري كه رايس داد، اما هرگز نگفت كه عاقبت و نتيجه اين اقدام كره شمالي با چه پاسخ و واكنشي از سوي واشنگتن مواجه خواهد شد. او گفت كه، آمريكا با متحدان خود مشورت خواهد كرد و در مرحله بعدي نيز با ديگر طرفهاي مذاكرات شش جانبه در خصوص پرونده هسته اي كره شمالي رايزني هاي لازم را انجام خواهد داد. تحريمهاي اقتصادي از سوي غرب براي كشوري كه قبلاً مورد انزواي وسيع قرار گرفته است، نه تنها تأثير چنداني ندارد، بلكه با توجه به روابط اقتصادي كره شمالي با چين و كره جنوبي، تحريمها را بي اثر كرده است.علاوه بر آن، سناريوي سرنگوني رژيم كره شمالي مي تواند به سرعت به گسترش خشونت و ناآرامي و تشنج در منطقه دامن بزند و سراسر شبه جزيره كره را همراه با منافع آمريكا نابود كند. پس بهترين راه عاقلانه براي واشنگتن، توسل به راه حلهاي ديپلماتيك، دست كشيدن از تهديدات، رفتن به سوي مذاكره مستقيم و لغو تحريمها و به رسميت شناختن توان هسته اي كره شمالي مي باشد. منبع: نيوزويك
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- جنگ سرگردان عليه تروريسم
سرويس ترجمه: گروهي از جوانان در انباري در شهر ميامي به جرم همدستي و همكاري با القاعده و توطئه براي منفجر كردن برج معروف "سيرز" در شيكاگو دستگير شدند.
7 تن از اين افراد را هيأت منصفه دادگاه فدرال در بازداشت نگه داشته است. آنان در منطقه ليبرتي سيتي، به كندن درهاي فلزي با مشعلهاي جوشكاري اقدام كرده بودند تا محل انبار و خط راه آهن را با كمك شبكه تروريسي القاعده منهدم و تخريب نمايند. طبق گزارشهاي منتشر شده، فردي به نام نارسيل باتيسته در سال 2005 اين افراد را آموزش داد تا با اقدامات تروريستي برج سيرز را منهدم كنند و نيز در قبال دريافت پول از القاعده سوگند خورده بودند كه ساختمانهاي اف. بي. آي را مورد حمله تروريستي قرار دهند. در فوريه 2006، باتيسته در تماسي با القاعده گفته بود او و پنج نيروي تحت امرش آماده اند تا به عضويت القاعده درآيند و آموزشهاي لازم را ببينند. وي نيز خواستار لباسهاي نظامي، سلاحهاي خودكار، راديو، وسايل نقليه و 50 هزار دلار به صورت نقد شده بود تا نيروهاي تروريستي خود را سامان دهد و عمليات خود را آغاز كند. همزمان با اين مسأله، عربستان سعودي اعلام كرد كه طي يك عمليات ضد تروريستي 6 عضو القاعده را در درگيري مسلحانه واقع در منطقه النجيل در رياض كشته است. مسؤولان امنيتي عربستان اعلام كردند كه در عمليات محاصره مخفيگاه تروريستها 6 نفر كشته و يك نفر زخمي و دستگير شده است. اكنون آمريكايي ها، حملات خود را متوجه پاكستان و ارتباط كارشناسان نظامي و امنيتي اين كشور با طالبان كرده، به طوري كه مأموران امنيتي- اطلاعاتي پاكستان را متهم به همكاري، آموزش و تجهيز طالبان و القاعده نموده اند. از نظر رسانه هاي آمريكا از جمله ان. بي. سي آموزش تروريستها مي تواند به گسترش سلاحهاي هسته اي، بيولوژيكي و شيميايي منجر شود.با خنثي سازي حملات شيميايي القاعده به متروي نيويورك در سال 2003 با گازهاي سيانور هيدروژن توسط مرد شماره 2 القاعده يعني ايمن الظواهري و نيز دستگيري ابوزبيده سر كرده القاعده در سال 2002 در فيصل آباد پاكستان، مجموعه دست اندركاران سياسي آمريكا را با بن بست هاي متعدد مواجه كرده است؛ زيرا كاخ سفيد، القاعده را تارهاي به هم تنيده اي مي داند كه سر نخ اصلي اين شبكه عنكبوتي چندان مشخص نيست. ناتواني ايالات متحده در پايان دادن به تراژدي تروريسم - كه خود با مدارك و ادعاهاي جعلي براي توجيه حمله به عراق و افغانستان به راه انداخته بود- آمريكا را در جنگي سرگردان و بي هدف قرار داده است.بوش و باند نيويوركي وي اكنون به گفته فوكوياما، بر سر چهارراهي قرار دارند كه فاقد چراغ راهنماست. چنانچه توقف كنند، از تحولات عقب خواهند ماند و در شعار جنگ با تروريسم با ناكامي مضاعف مواجه مي شوند و اگر بدون توجه به اطراف از چهارراه عبور كنند، قطعاً تصادف و سانحه اي همچون ويتنام، سومالي، عراق و افغانستان به وقوع مي پيوندد. منبع: يو. اس. اي. تودي
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نفت و ماجراي نفوذ در خاورميانه
٭ مترجم: شادي قندهاري ( قسمت سوم)
ديگر عامل تقويت حضور آمريكا، تحميل يك طرفه نواحي پرواز ممنوعه سال 1991 در عراق شمالي و جنوبي بود كه عمدتاً با هواپيماهاي آمريكايي از پايگاههاي تركيه و عربستان تقويت مي شد. كولين رابينسون از "مركز اطلاعات دفاع"، بيان مي كند: "يك تركيب گسترده، بويژه در اطراف اينجرليك در تركيه براي كنترل ناحيه پرواز ممنوعه شمالي و در اطراف رياض پايتخت سعودي براي كنترل ناحيه پرواز ممنوعه جنوبي وجود داشت. "مركز فرمان" با تكنولوژي بالا و يك ميليارد دلاري توسط عربستان نزديك رياض ساخته شد و در طول دو سال گذشته ايالات متحده به شكل پنهاني مقر ديگري را در قطر به اتمام رسانده است. رابينسون مي گويد: "تسهيلات سعودي با ظرفيتهاي وراي توانايي عربستان سعودي در استفاده از آنها، ساخته شدند و اين دقيقاً همان كاري است كه اكنون در قطر در حال انجام است".
گام چهارم: افغانستان
جنگ در افغانستان و جنگ ناتمام با تروريسم كه منجر به برخوردهاي آمريكا در يمن، پاكستان و هر كجاي ديگر شده است، قدرت آمريكا را در منطقه بيشتر تقويت كرد. دولت آمريكا بودجه دفاعي خود را افزايش داده كه اكنون حدود 400 ميليارد دلار است، در حالي كه در سال 2000 تنها 300 ميليارد دلار بود و مقدار زيادي از آن بودجه شايد حدود 60 ميليارد دلار صرف حمايت از نيروهاي آمريكا در اطراف خليج فارس مي گردد. تسهيلات نظامي در منطقه خليج فارس از جيبوتي در شاخ آفريقا گرفته تا جزيره ديگو گارسيا در اقيانوس هند گسترش يافته اند و يك شبكه از پايگاهها و هيأتهاي آموزشي حضور آمريكا در آسياي مركزي را عميقاً گسترش داده اند. از افغانستان تا ازبكستان و قرقيزستان، نيروهاي آمريكا خودشان را در منطقه اي كه مدتها در منطقه نفوذ روسيه بوده است، مستقر كرده اند.
گام پنجم: عراق
بركنار كردن صدام مي توانست قطعه نهايي پازل باشد و باعث شروع حضور سلطنتي و شاهانه آمريكا شود. رابرت كاگان، يك استراتژيست غيرمحافظ برجسته اخيراً در نشريه "آتلانتا" عنوان كرد كه "امكان بسيار زيادي وجود دارد كه ايالات متحده، پايگاه هاي نظامي خود را در عراق حفظ كند. ما احتمالاً نياز به تمركز عمده نيروها در خاورميانه در يك دوره زمان طولاني خواهيم داشت. هنگامي كه ما مسايل اقتصادي داريم، اين مسائل نشان از اختلالات در تأمين نفت ما دارند. اگر ما نيرويي در عراق داشته باشيم هيچ اختلالي در منابع نفتي ايجاد نمي شود".
كاگان همراه با ويليام كريستول از روزنامه "استاندارد هفتگي" يكي از پايه گذاران پروژه مخزن فكري براي "قرن آمريكايي جديد" است، يك مجموعه از جنگ طلبان سياست خارجي كه حمايت كنندگان آنها شامل پرل از پنتاگون، منتشر كننده جمهوري جديد، مارتين پرتز و مدير "آژانس اينتليجنس مركزي"، جيمز وسلي مي باشند، چني، رامسفلد و ولفويتز، لوئيس ليبي، نايب رئيس پرسنل، اليوت آبرامز، مدير خاورميانه در شوراي امنيت ملي و زلمي خليل زاد، رابط كاخ سفيد با گروه هاي مخالف عراقي، جزو وابسته هاي گروهي در حكومت بوش مي باشند. گروه كاگان وابسته به شبكه سازمانهاي طرفدار اسرائيل و غيرمحافظ گراي مشابه، نمونه حلقه متفكراني است كه گرايش ايدئولوژيكي آنها در حكومتهاي نيكسون و فورد قوام يافت.
آسكين كه از عربستان برگشته است، مي گويد: اين گروهي بود كه براي بسياري آشنا به نظر مي رسد كه در صدد اجراي نقشه اي بودند كه طرح آن به سال 1975 برمي گشت، وي مي گويد: "اجراي اين نقشه زماني كه ما عراق را داشته باشيم، ساده تر خواهد بود، كويت را ما از قبل داريم، قطر و بحرين را نيز همين طور، پس فقط عربستان است كه بايد در مورد آن صحبت كنيم و امارات متحده عربي نيز به دام خواهد افتاد".
تابستان گذشته، پرل هنگامي كه لارنت موراويك يك استراتژيست را براي يك ماجرا در قالب سياست دفاعي خود - كميته اي از افسران ارشد اسبق و ژنرالهايي كه براي پنتاگون توصيه هايي در مورد ايده هاي سياست با تصويري بزرگ را انجام مي دهد- دعوت كرد، برداشتي كلي از تفكر گروهي خود ارائه داد. جسله توجيهي موراويك پشت درهاي بسته، هنگامي كه به رسانه ها راه يافت، ايجاد موجي از انتقاد كرد، وي عربستان را به عنوان "هسته شيطان" توصيف كرد و پيشنهاد كرده بود كه خانواده سلطنتي سعودي بايد جايگزين يا برچيده شوند و ايده اشغال ميدانهاي نفتي عربستان توسط آمريكا را مطرح كرده بود. در نهايت هنگامي كه وي بيش از حد بحث انگيز شده بود، شغل خود را از دست داد.
موراويك بخشي از يك مكتب فكري واشنگتن است كه در واقع همه ملل در خليج فارس را بعنوان "دولتهاي شكست خورده و ناپايدار" در نظر مي گيرد و معتقد است كه تنها ايالات متحده قدرت به رسميت شناختن آنها و تشكيل مجدد آنها را دارد. در اين نظر، سيستم هاي سلاحها و پايگاه هايي كه براي دفاع از منطقه استقرار يافته اند نيز يك ساختار زيربنايي آماده براي تصرف كشورها و ميدانهاي نفتي آنها در صورت ايجاد يك بحران، فراهم مي سازند.
رابرت اي ابل، مدير برنامه انرژي در مركز تحقيقات بين المللي و استراتژيك كه مشاوران آن، كسينجر، معاون اسبق وزير دفاع، و مدير سيا، جيمز شلينگر و زيگنيو برژينسكي، مشاور امنيت ملي كارتر مي باشند، اظهار مي دارد: وزارت دفاع احتمالاً طرحهايي براي اشغال عربستان دارد.
وي مي گويد: "اگر خانواده حاكم عزل شوند يا اگر آنها تصميم به توقف عرضه نفت بگيرند، ما ناچار دست به اقدام خواهيم زد" سالها قبل، ابل، يك مقام اسبق سيا در سطح متوسط، ناظر بر يك نيروي كار CSIS بود كه شامل چندين عضو كنگره و نيز نمايندگاني از صنعت از جمله اسكون موبيل، اركو، بي پي، شل، تگزاكو و "مؤسسه نفت آمريكا" بود. گزارش آن، "ژئوپوليتيكهاي انرژي در قرن بيست و يكم" نتيجه گرفت كه جهان خود را براي سالهاي بسياري وابسته به ملتهاي بي ثبات توليد كننده نفت خواهد يافت كه بر گرد اين وابستگي، جنگها و نزاعهايي وجود خواهد داشت.
ابل مي گويد: "نفت ماده اي با منحني بالا مي باشد. نفت سوخت قدرت نظامي، خزانه هاي ملي و سياستهاي بين المللي مي باشد، نفت ديگر كالايي براي خريد و فروش در محدوده هاي توازن عرضه و تقاضا نيست. بلكه آن به عامل تعيين كننده رفاه، امنيت ملي و قدرت جهاني تبديل شده است"
منبع: سايت اينترنتي مادر جونز
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رون ساسكين كارشناس تروريسم:القاعده به حفره هاي امنيتي ما واقف است
سرويس ترجمه: رون ساسكين برنده جايزه پوليتز و نويسنده كتابهايي چون، ارزش وفاداري، بوش و كاخ سفيد و سرنخ تروريسم در كجاست؟ طي مصاحبه اي با مجله آمريكايي تايم به سؤالات آنها در خصوص تروريسم و مسايل مربوط به آن پاسخ داده است كه به شرح ذيل ارايه مي شود.
بعد از آن كه توطئه پخش مواد سمي سيانور كشف گرديد، چه تدابيري براي شناسايي سلولها و عاملان تروريستي با مليت سعودي اتخاذ شد؟ زماني كه مقامات آمريكايي نسبت به آن چه اتفاق افتاده بود هشدارهايي را دريافت كردند، مي دانستند كه گروه تروريستي از صحنه گريخته است. بويژه كه چند ماه قبل از آن، القاعده اقداماتي را در خصوص خطوط مترو و ايستگاههاي زيرزميني در دست اجرا داشت. مجريان قانون در سازمانهاي متعدد در داخل و اطراف نيويورك، هر مورد مشكوكي را تحت نظر مي گرفتند، اما چيزي به دست نياوردند. تا آن كه به شبكه هاي زرقاوي و سپس ادامه آنها در عربستان سعودي دست يافتند.
نحوه كار اين شبكه ها با زرقاوي چگونه است؟ زرقاوي براي مدتي كوتاه آنها را دعوت به سكوت مي كرد. نه آن كه از آنها بخواهد عقب نشيني كنند. خير. اين بود كه حتي پس از مرگ او معتقدم كه شبكه هاي آنها از عراق به داخل عربستان منتقل مي شود.
نظريه غالب درباره اينكه چرا زرقاوي آنها را دعوت به سكوت مي كرد چيست؟ اين نتيجه گيري براي اكثر بخشهاي فعاليتهاي تروريستي القاعده صدق مي كند و آن اين است كه تفكر القاعده و انديشه هاي تروريستي آنها اين است كه موج دوم حملات تروريستي شان بايد مخرب تر و فراگيرتر از يازده سپتامبر باشد. چرا؟ زيرا آن چه براي آنها مهم است برقراري ارتباط ميان دومين عمليات تروريستي با آنچه در آينده به عنوان سومين عمليات تروريستي انجام مي دهند، مي باشد در اين راستا، ايجاد ترس و وحشت، از اهداف اصلي استراتژي القاعده است.
گزارش شما درباره توطئه استفاده از مواد سمي سيانور چگونه ارايه شد؟ براساس اطلاعات و حوادث روز، به نتيجه غايي رسيدم.
آيا ساخت دستگاهي كه بتوان با آن عده زيادي را كشت كار آساني است؟ كه در اصطلاح به آن كمربند انفجاري مي گويند. بسيار آسانتر از آن چه فكرش را بكنيد، فقط كافي است كمي مهارت داشته باشيد.
چرا منابع شما فكر مي كنند كه القاعده از روشهاي انتحاري استفاده نكرده است؟ القاعده داراي نوعي ناپايداري و از هم گسيختگي است كه اغلب با ساختار تعدد شبكه هاي تروريستي پراكنده در كشورهاي مختلف تا حدودي شبه مستقل بلكه كاملاً مستقل عمل مي كنند. لذا من فكر مي كنم براي ساخت يك كمربند انتحاري و يا بمبهايي كه در اماكن پر تردد منفجر مي كنند، تنها سر گروهها و مسؤولان شبكه هايي تروريستي از آنها اطلاع و آن را چك مي كنند.
توضيح و تشريح چگونگي تله هاي انفجاري يا كمربندهاي انتحاري، چه تأثيري به جامعه آمريكا وارد مي شود؟ تمامي متخصصان و كارشناسان برجسته تروريسم در خصوص يك مسأله متفق القول هستند و آن، حمايت از آمريكا مي باشد. لذا از آن جايي كه ما هرگز از زمان و مكان اقدامات تروريستي اطلاع نداريم، لزومي ندارد درباره نوع و نحوه ساخت تله هاي انفجاري و كمربندهاي انتحاري به شهروندان خود توضيح دهيم. در نتيجه تعداد بسيار اندك و انگشت شماري هستند كه در دولت احساس مي كنند مردم آمريكا بايد درباره نحوه كار آنها اطلاع داشته باشند. اما اين را هم اعتراف مي كنم كه اگر آنها بدانند كه اين تله هاي انفجاري و وسايل پخش مواد سمي چه شكلي هستند، قطعاً خواهند توانست در صورت مشاهده درباره آن به مأموران امنيتي گزارش دهند.
آيا نوشتن درباره عضو ارشد القاعده خطر افشا كردن محل اختفا و پوشش او را در پي خواهد داشت؟ نه، هرگز يك چنين تأثيري نخواهد داشت. او غير قابل دستيابي است و مطمئن هستم كه در كتاب من هيچ موضوع و مسأله اي كه به افشاي محل اختفا و هويت وي منتهي شود سانسور نشده است. حتي نمي توان خط فكري او را به عنوان سرنخي براي كشف ساير عوامل تحت امر وي مورد تعقيب قرار داد.
نشان دادن و شفاف نمودن سوراخهاي امنيتي و حفره هاي اطلاعاتي شبكه هاي حمايتي ما چه سودي دارد؟ القاعده كاملاً از نقاط ضعف شبكه ها "حفره هاي امنيتي اطلاعاتي" حمايتي ما آگاهي دارند و فكر نمي كنم كه هيچكس در دولت فعلي آمريكا ترديدي در اين مورد داشته باشد. لذا كتاب من هيچ امتيازي براي القاعده محسوب نمي شود. بويژه كه بيشتر شامل تبادل اطلاعات در ميان مقامات رسمي است.
آيا در كتاب از علامت سؤال هم استفاده شده است؟ نه، من فقط زماني از علامت سؤال استفاده كردم كه بيشتر از يك منبع يادآور اطلاعات مشابهي باشد و اغلب من آن سؤالات را با ديگران بررسي مي كنم. من بيش از يكصد منبع كليدي را براي اين كتاب به كار برده ام. حتي برخي از علامت سؤالها را به عنوان پاورقي توسط ديگران پاسخ داده ام.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ناكارآمدي سياستهاي كنترل تسليحات در جهان
٭ عليرضا صحرايي- مدرس دانشگاه آزاد اسلامي (قسمت اول) "سياستهاي كنترل تسليحاتي" به مجموعه اقدامات يك جانبه يا گروهي از كشورها اطلاق مي گردد كه طي آن احتمال خطر بروز جنگ كاهش داده شود. خلع سلاح محدود، ترتيبات امنيتي براي اجتناب از جنگ هسته اي و تثبيت سطح نيروها بخشي از اين اقدامات
هستند. هدف از اقدامات مربوط به كنترل تسليحات، محدود نمودن بعضي جوانب مسابقه تسليحاتي از طريق ممنوع كردن نوع خاصي از تسليحات، كاهش آزمايشهاي هسته اي و غيرنظامي كردن مناطق جغرافيايي است. با توجه به گستره و قدرت تخريب عظيم سلاحهاي كشتار جمعي بخش عمده اي از "سياستهاي كنترل تسليحاتي" به از بين بردن يا حداقل محدود نمودن توليد، به كار گيري و انتقال فناوري و تجهيزات لازم براي ساخت سلاحهاي كشتار جمعي معطوف شده است. تاكنون براي مقابله با خطر سلاحهاي كشتار جمعي پنج معاهده و كنوانسيون بين المللي به تصويب رسيده است كه عبارتند از: BTWC-1، كنوانسيون منع توسعه، توليد و ذخيره سلاحهاي بيولوژيك و سمي و انهدام آنها. Geneva Protocol-2، پروتكل منع استفاده از گازهاي سمي و خفه كننده و سلاحهاي ميكروبي. CWC-3، كنوانسيون منع توسعه، توليد و ذخيره سلاحهاي شيميايي. CTBT-4، معاهده جامع منع آزمايشهاي هسته اي. NPT-5، معاهده عدم تكثير سلاحهاي هسته اي. با وجود كنوانسيونها و معاهدات مذكور، متأسفانه امروز شاهد اين هستيم كه نه تنها جهان و منطقه خاورميانه از اين خطر فاصله نگرفته است، بلكه روز به روز زمينه مساعدتري براي به كار گيري احتمالي اين سلاحها فراهم مي گردد. بدون شك نقايص و نارسايي هاي موجود در ماهيت و عملكرد اين معاهدات و كنوانسيونها يكي از مهمترين دلايل عدم كاميابي آنها در دستيابي به اهداف مورد نظر است. در اين جا تلاش داريم تا نقايص و ناكارآمدي هاي موجود را به اختصار مورد مداقه قرار دهيم. نقايص موجود در سياستهاي كنترل تسليحات كشتار جمعي 1- اولين معضلي كه باعث تضعيف معاهدات بين المللي به عنوان ابزاري براي تحكيم امنيت ملي كشورهاي عضو مي گردد، اين است كه عضويت در اين كنوانسيونها جنبه اختياري دارد؛ يعني دولتها در پيوستن و يا عدم الحاق به اين كنوانسيونها مخيرند (اگر هم جنبه اجباري داشته باشند بيشتر تحت تأثير مسايل سياسي قرار مي گيرند تا مسايل حقوقي). همين امر تلاشهاي بين المللي را براي از بين بردن سلاحهاي كشتار جمعي از طريق معاهدات بين المللي بشدت تضعيف كرده است. به عنوان نمونه در منطقه خاورميانه، سر باز زدن اسراييل از پيوستن به كنوانسيون منع گسترش سلاحهاي هسته اي، كنوانسيون منع سلاحهاي شيميايي و كنوانسيون منع سلاحهاي بيولوژيك همراه با تلاشهاي غير مسؤولانه اين كشور براي ايجاد يك زرادخانه عظيم هسته اي، شيميايي و بيولوژيك سبب گرديده است كه بعضي كشورهاي عضو اين كنوانسيونها در منطقه خاورميانه احساس كنند امنيت ملي آنها بشدت به خطر افتاده است و در نتيجه با وجود آنكه عضو كنوانسيونهاي مذكور مي باشند، ناچار شده اند برخلاف تعهداتشان به صورت پنهاني اقدام به ساخت سلاحهاي كشتار جمعي نمايند تا از اين طريق قدرت بازدارندگي خود را در مقابل اسراييل افزايش دهند و در صورت شكست بازدارندگي بتوانند مقابله به مثل كنند. در واقع علت اصلي تلاش عراق براي دستيابي به سلاحهاي كشتار جمعي از دهه 1970 ميلادي به بعد بازداشتن اسراييل از استفاده از سلاحهاي كشتار جمعي عليه كشورهاي عربي بود. اما مشكل به همين جا ختم نمي شود؛ زيرا هنگامي كه يك كشور يا گروهي از كشورها به علت نپيوستن كشور ثالثي به كنوانسيونهاي مربوطه احساس خطر نموده، خود نيز سلاحهاي كشتار جمعي توليد مي كنند. پس از مدتي از همين سلاحها نه تنها به عنوان عامل بازدارنده در مقابل كشور ثالث، بلكه به عنوان حربه اي عليه ساير دشمنان احتمالي در جنگ نيز استفاده مي كنند. از اين روست كه مي بينيم عراق در جنگ با ايران و كردهاي كشور خود اقدام به استفاده گسترده و دامنه دار از سلاحهاي شيميايي نمود. به طور كلي مي توان گفت كه نپيوستن يك كشور مثل اسراييل به اين كنوانسيونها در عمل اثر "دومينو" داشته و سبب تضعيف شديد اين معاهدات مي گردد. 2- نقطه ضعف بسيار مهم ديگر معاهدات مربوط به سلاحهاي كشتار جمعي آن است كه در مفاد اين كنوانسيونها هيچگونه ضمانت اجرايي قوي براي اعضايي كه با توليد آشكار يا پنهاني سلاحهاي كشتار جمعي، به نقض معاهدات مي پردازند، در نظر گرفته نشده است. تجربه به كارگيري سلاحهاي شيميايي توسط عراق طي جنگ تحميلي يكي از بهترين مصاديق اين موضوع را فراهم مي نمايد. براي اولين بار عراق در آبان ماه 1359 به منظور اشغال سوسنگرد، از سلاحهاي شيميايي عليه نيروهاي ايران استفاده كرد. از آن پس استفاده عراق از سلاحهاي شيميايي با تناوب و شدت بيشتر ادامه يافت. بعد از شكايت ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد، دبير كل وقت هيأتي از بازرسان اين سازمان را در اواخر اسفندماه 1363 با تأخيري چهار ماهه به ايران اعزام نمود. اين هيأت بعد از ديدار از محل حملات شيميايي در جبهه هاي جنگ طي گزارشي به دبير كل اعلام نمود كه بدون هيچ شك و ترديدي عراق حداقل يك بار اقدام به بمباران نيروهاي ايراني با بمبهاي حاوي گاز خردل نموده است. دبير كل يافته هاي هيأت را طي نامه اي به اطلاع اعضاي شوراي امنيت رساند. با وجود اينكه عراق عضو پروتكل 1925 ژنو بود و طبق قوانين بين المللي رژيم اين كشور به سبب استفاده از سلاحهاي شيميايي جنايتكار محسوب مي شد، اما شوراي امنيت سازمان ملل متحد بدون نام بردن از عراق صرفاً به محكوميت استفاده از سلاحهاي شيميايي در جنگ اكتفا كرد. در خودداري شوراي امنيت سازمان ملل متحد از محكوميت عراق و وضع مجازات عليه دولت اين كشور درسهاي مهمي نهفته است: الف) نخست اينكه قدرتهاي بزرگ- كه اعضاي دايمي شوراي امنيت هستند- حاضر نيستند نقض كنوانسيونهاي بين المللي توسط متحدان خود را محكوم كرده و در دفاع از اعتبار اين كنوانسيونها اقدام به اعمال مجازاتهاي حقيقي و سنگين عليه كشور خاطي بنمايند. در اين مورد، چون عراق به نيابت از دو ابر قدرت و متحدان آنها با ايران مي جنگيد، تمايلي براي معرفي رژيم عراق به عنوان جنايتكار جنگي و اعمال مجازات عليه آن وجود نداشت. ب) نتيجه طبيعي حمايت ضمني سازمان ملل متحد از صدام، تشجيع وي بود. در حالي كه تا پيش از سال 1363 عراق كمتر از سلاحهاي شيميايي استفاده مي كرد، اما بعد از آن سال اقدام به استفاده مستمر و گسترده تر از اين تسليحات در صحنه جنگ نمود. اين امر به وضوح به تمامي اعضاي جامعه بين الملل نشان داد كه اين كنوانسيونها به هيچ روي قابل اعتماد نيستند و هر كشوري كه براي حفظ امنيت خود تنها به كنوانسيونها تكيه نمايد، مانند ايران بشدت نادم و پشيمان خواهند شد. ج) يكي ديگر از پيامدهاي سكوت اعضاي دايمي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در برابر نقض بي محاباي پروتكل 1925 ژنو توسط صدام، بي اعتبار شدن اين پروتكل و نهايتاً كنار گذاشتن آن بود؛ به نحوي كه بعد از پايان جنگ ايران و عراق در آگوست سال 1988، تلاشهاي بين المللي براي دست يافتن به معاهده اي جديد براي ممنوع كردن استفاده از سلاحهاي شيميايي آغاز شد كه در سال 1993 با عنوان "كنوانسيون سلاحهاي شيميايي" شكل نهايي به خود گرفت. اگرچه اين كنوانسيون علاوه بر ممنوع نمودن به كارگيري سلاحهاي شيميايي، تحقيق در زمينه سلاحهاي شيميايي و توليد اين سلاحها را نيز ممنوع مي نمود، با اين وجود مانند پروتكل 1925 ژنو، هيچ مجازات مشخصي براي ناقضان آن در نظر گرفته نشده بود. 3- يكي ديگر از نقاط ضعف مهم كنوانسيونهاي بين المللي در مورد سلاحهاي كشتار جمعي اين است كه هيچ تضميني براي حفظ امنيت كشورهاي كوچك عضو كنوانسيون از طرف قدرتهاي بزرگ عضو در صورت كاربرد سلاحهاي كشتار جمعي از سوي كشورهاي ثالث (كه ممكن است عضو كنوانسيونهاي فوق باشند يا نباشند) در نظر گرفته نشده است.