| [ یادداشت روز ]|
 فاطميه را چون عاشورا زنده كنيم |
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فاطميه را چون عاشورا زنده كنيم
٭ دكتر محمدرضا جباري
مسأله اهتمام به عزاداري اهل بيت(ع) و به خصوص امام حسين(ع) در سيره و سنت قولي ائمه(ع) از جمله مسايل غيرقابل انكار است. دليل عمده اين توجه، زنده نگه داشتن ياد و توجه به مظلوميت آن حضرت بوده است. اما اين توصيه ها و دستورات در خصوص عزاداري منحصر به امام حسين(ع) نيست. ما در متون تاريخي شواهد فراواني مبني بر توصيه ائمه(ع) در بزرگداشت ساير ائمه و بخصوص حضرت فاطمه(س) داريم و در سخنان ائمه معصومين(ع) روايات فراواني در اين رابطه به چشم مي خورد. دليل عمده عزاداري اهل بيت(ع) و اينكه براي اين مسأله موضوعيت قايل شده اند، اين است كه ابراز مظلوميت اهل بيت(ع) در اين قالب موفق بوده است و شايد هيچ راهي براي اظهار مظلوميت جز اين قالب وجود نداشته است. بنابراين سر اين مطلب در بيان مصيبت ائمه(ع) و احياي آن زنده نگه داشتن ياد آن بزرگواران و نيز اثبات مظلوميت آنان است كه اين خود نفي باطل را به دنبال خواهد داشت. زيرا اظهار مصيبت اهل بيت(ع) خود منجر به ايجاد سؤال در اذهان افراد خواهد شد، وقتي اين سؤال ايجاد شد يقيناً به دنبال جواب خواهند رفت، در تاريخ هم نمونه هاي زيادي را مي توان ذكر كرد كه همين مصائب و پاسداشت آن باعث بيداري افكار انسانهاي بسياري شده است و منشأ حركت به سوي حق افراد بسياري گرديده است. شايد بتوان مهمترين فايده و ثمره بزرگداشت معصومين(ع) را احياي تفكر شيعي دانست؛ زيرا تفكر شيعي در قالب تفكر اهل بيت(ع) متبلور است و طبيعتاً شيعه جداي از اهل بيت(ع) نيست و علقه و تلازم آشكاري بين آنها وجود دارد. زيرا بيان مظلوميت ائمه(ع) به بيان ديدگاه آنان و قوام تفكر شيعي منجر مي شود. زيرا همان گونه كه بيان شد ايجاد سؤال و پاسخ به آن علاوه بر بيداري سايرين در خود جامعه شيعي نيز به بيداري و روشنگري ختم مي شود. به عقيده نگارنده، اگر مجالس عزاداري معصومين(ع) نبود، شيعه نمي توانست به عرضه معارف شيعي بپردازد. اما توجه ويژه به عزاداري براي امام حسين(ع) اين شبهه را كه مظلوميت ساير ائمه(ع) تحت الشعاع عاشورا قرار گيرد را در ذهن بوجود مي آورد، در پاسخ به اين شبهه بايد گفت، واقعه عاشورا نقطه اوج مظلوميت اهل بيت(ع) است. آن ماجرا مقدمات و پيامدهايي دارد كه مهمترين مقدمه آن سقيفه است و مظلوميت اهل بيت(ع) بعد از عاشورا رنگ و بوي بيشتري مي يابد. نكته دوم در شكل واقعه و ظلمي است كه در حق امام حسين(ع) صورت گرفت، بنابراين حساب ويژه اي براي واقعه عاشورا باز شده است، اما اين هرگز بدين معنا نيست كه شيعه، ساير ائمه(ع) را در مهجوريت قرار داده است. در متون روايي به كرات نسبت به عزاداري براي همه ائمه و بخصوص حضرت صديقه طاهره(س) سفارش شده است، لذا اگر اهتمام ويژه اي به امام حسين(ع) شده است، به اين دليل است، عاشورا نماد مظلوميت اهل بيت(ع) است. و اعلام عزاداري براي امام حسين(ع)، اعلام عزاداري براي همه ائمه(ع) است. اما با همه اين توصيه هايي كه از ناحيه معصومين(ع) درباره حضرت زهرا(س) و مصايب ايشان بيان شده و نيز با توجه به اينكه نمي توان نقش ارزنده اين بانوي مكرمه را در وقايع پس از ارتحال پيامبر(ص) ناديده گرفت، آن چنان كه شايسته است فاطميه محور قرار نگرفت. واقعيت اين است كه حركتهاي سياسي - فرهنگي حضرت زهرا(س) باعث شد تا ايشان به نوعي رهبري تفكر شيعي را - با توجه به محدوديتهاي اميرالمؤمنين(ع)- براي مدتي به عهده گيرند، اين حركت ارزنده كه موجب بيداري تفكر شيعي و حفظ ميراث پيامبر(ص) شد، مستحق پاسداشت بيش از اين است. عاشورا به عنوان نقطه اوج مظلوميت و اثبات حقانيت اهل بيت(ع) از تبعات فاطميه و مظلوميت امام حسين(ع)، فرع مظلوميت فاطمه(س) است. بيان مظلوميت فاطمه(س) به بيان و روشنگري در خصوص اهداف مبارزات ايشان مختوم مي شود. اما همچنان كه بيان شد تاكنون حركت ارزنده اي در اين خصوص صورت نگرفته است. با توجه به مظلوميت مضاعف حضرت زهرا(س)، جا دارد از ناحيه شيعيان توجه خاصي نسبت به فاطميه صورت گيرد. اما اينكه چرا تاكنون و در قرنهاي گذشته اين حركت به صورت جدي صورت نگرفت شايد در اين نكته نهفته باشد كه فاطميه نقطه تلاقي در ديدگاه موجود در تفكرات اسلامي است و فاطميه روح تفكر شيعي است و اين در حالي است كه شيعه در عصرهاي پيشين در مهجوريت بسر برده، همچنين مسأله حفظ وحدت مسلمانان از ديگر عوامل بوده است. امروزه صرف نظر از ريشه هاي اين مسأله، احساس مي شود با توجه به موقعيت و اقتدار شيعه بايد توجه خاصي به فاطميه شود و پشتوانه اين ادعا، حركتي است كه فقهاي شيعه در ساليان اخير داشتند و چنين نيازي را در احياي فاطميه احساس كردند؛ البته بايد توجه داشت كه آنچه مدنظر علماي شيعه است، اهانت به ساير فرقه ها نبوده و نيست، بلكه مقصود حركت تبييني و روشنگرانه در بيان مظلوميت فاطمه(س) است. اقبالي كه جهان نسبت به تشيع از خود نشان مي دهد، اين امر را بر ما واجب مي سازد كه به بيان افكار و ديدگاههاي فاطمه(س) بپردازيم. اما آنچه تاكنون عنوان شد تنها يك بعد قضيه است، مسأله مهمتر شناخت آسيبها و تلاش در رفع آن در مسأله فاطميه است. مهمترين آسيبي كه متوجه اين قضيه است، مسأله وحدت جامعه اسلامي است، بنابراين بايد از حركات تفرقه آميز جلوگيري كرد. زيرا حركت فاطمه(س) حركتي بيدارگرانه بود. آسيب دوم در بيان مصائب فاطمه(س) طرح مسايل نادرست و روايات ناصحيح است، از بيان و طرح برخي پيرايه ها كه توسط مداحان بيان مي شود بايد جلوگيري شود و نكته پاياني، اجتناب از غلو در مجالس فاطميه است، زيرا امروزه به دليل گسترش پلهاي ارتباطي جهاني، بازتاب خوشايندي از اين گونه حركتهاي افراد ناآگاه، در سطح عمومي افكار جهاني نخواهيم داشت.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
| | | | نظرسنجي | برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟
| | | | |