آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 7تیر ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 فرهنگی   
 بادبادك   
 رسانه   
 عشقستان   
 جامعه   
 پرانتز باز   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
 ویژه جام جهانی   

[ فرهنگی ]


در گفت و گو با كارشناسان عنوان شد ؛درايت فاطمي(س)؛ دريچه اي جديد در فهم مسايل اجتماعي

حجة الاسلام فردوسي پور در گفت وگو با قدس : شهيد بهشتي، عنصري خودساخته و كامل بود



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در گفت و گو با كارشناسان عنوان شد ؛درايت فاطمي(س)؛ دريچه اي جديد در فهم مسايل اجتماعي

٭ زهرا دلپذير
در نظام خلقت، زن و مرد به عنوان دو ركن اساسي اجتماع بشري و به دليل خلقت خاص و تأثيرپذيري از محيط اطراف زندگي خود، در تمام مراحل زندگي نيازمند الگوهاي رفتاري هستند. در واقع، الگوپذيري و نياز به الگوهاي عملي در زندگي، از امتيازهاي انسان نسبت به ساير مخلوقات است و تصويري كه انسان در ذهن خويش از زندگي و انديشه برتر به دست مي آورد، او را به پيروي از نوعي زندگي و تفكر خاص دعوت مي كند. بنابراين، وقتي الگوهاي رفتاري مناسب و پسنديده اي در جامعه بشري وجود داشته باشد، آثار مثبتي در روند تكامل زندگي انسان و جامعه پديدار خواهد شد. از اين نظر، شخصيت والا و ابعاد وجودي حضرت زهرا(س) به ويژه سيره تربيتي ايشان مي تواند الگويي كامل و جامع براي همه انسانها بويژه زنان و دختران جامعه امروز باشد.
در اين گزارش، براي بررسي ابعاد تربيتي شخصيت حضرت فاطمه زهرا(س) با كارشناسان به گفتگو نشستيم كه در ادامه مي خوانيد...

برخورد حضرت فاطمه(س) با مسايل منطقي و انديشمندانه بود
مكتب تربيتي حضرت فاطمه(س) مملو از آموزه ها و درسهاي انسان ساز است؛ درس اخلاق، درس ايمان و تقوا، درس مبارزه با ظلم، درس دينداري و دين خواهي و درس حركت آفريني.




دكتر صادق آيينه وند، عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس تهران، با بيان اينكه همان طور كه سيره پيامبراكرم(ص) براي ما به عنوان الگو و اسوه مطرح است، شخصيت و سيره فاطمه(س) نيز در تمام ابعاد سياسي، فكري و اخلاقي اش بايد براي ما الگو باشد، مي گويد: يكي از ابعاد مهم سيره آن بزرگوار، سيره سياسي ايشان است كه البته بهتر است آن را سيره سياسي اخلاقي بناميم، به عبارت ديگر، حضرت در اعتراض نسبت به نوع نگاه و انتخاب جامعه (در مسأله خلافت) به مردم گوشزد كردند كه اگر شكاف و انحرافي كه در جامعه به وجود آمده جبران نشود، عواقبش دامنگير اسلام و مسلمين خواهد شد. يعني حضرت زهرا(س) معتقد بودند كه اگر جامعه اسلامي اين مسؤوليت را از روي دوش خود بردارد، فقط مرتكب خطاي سياسي و اجتماعي نشده، بلكه به خاطر انجام اين حركت نامعقول نسلهاي بعدي نيز گرفتار خواهند شد. در واقع، آن بزرگوار به امت اسلامي آموختند كه سلامت جامعه بايد برايشان بيش از مسايل شخصي اهميت داشته باشد.
وي ادامه مي دهد: اگر حضرت زهرا(س) چنين بحثي را مطرح نمي كردند، ديگران به هيچ وجه جرأت و جسارت پرداختن به اين قضيه را پس از رسول ا...(ص) نداشتند. بنابراين، وقتي فاطمه زهرا(س) اين دريچه جديد را براي فهم مسايل اجتماع گشودند، اصحاب پيامبر(ص) مانند عمار ياسر و ابوذر غفاري و همسر ايشان ام سلمه نيز به تأسي از دختر رسول خدا(ص) به حمايت از علي(ع) برخاستند. پس حضرت زهرا(س) كانون هدايت و روشنگري نسلهاي بعد شدند و اگر عمر گرانبارشان دوام بيشتري مي يافت، شايد نمي توانستند حق اميرالمؤمنين(ع) را ناديده بگيرند، زيرا خشم و رضايت آن بزرگوار به عنوان تنها يادگار پيامبر(ص) مورد توجه جامعه بود.
دكتر آيينه وند اضافه مي كند: با وجود اين، هيچ گاه آن حضرت از ميراث دختر پيامبر بودن خود استفاده نكردند و هميشه مي فرمودند: من فاطمه هستم كه دارم سخن مي گويم، زيرا پيامبر(ص) به ايشان سفارش كرده بودند: تو فقط از طريق اعمال و كردارت مي تواني خود را در جامعه نشان دهي؛ يعني نسبت داشتن با من نبايد هيچ نقشي در زندگي و پيشبرد امورت داشته باشد و آن حضرت نيز ثابت كردند كه ابعاد شخصيت علمي و ديني ايشان جدا از دختر پيامبر بودنشان است. كه اين مسأله، درسي براي جامعه آن روز بويژه فرزندان خلفا بود.
دكتر ستار عودي، عضو هيأت علمي و مسؤول گروه تاريخ تشيع دانشگاه امام صادق(ع) و عضو هيأت علمي و پژوهشي بنياد دايرةالمعارف اسلام نيز در همين زمينه اظهار مي دارد: حضرت زهرا(س) پس از ماجراي سقيفه با درايت خاصي وارد عمل شدند، به طوري كه آن بزرگوار به خانه هاي تك تك مهاجران و انصار كه در واقعه غدير حضور داشتند، مراجعه كرده و ولايت اميرالمؤمنين(ع) را به آنها يادآوري نمودند و با اين اقدام خود وظيفه خود را به عنوان يك فرد آگاه و ديندار نسبت به جامعه به جا آوردند. در واقع آن حضرت از اصلي كه خدا و پيامبرش به آن اصرار كرده اند (ولايت) دفاع نمودند و نوع برخورد ايشان كاملاً منطقي، هوشمندانه و آموزنده بود، البته اين اقدام حضرت زهرا(س) به خاطر اين بود كه اميرالمؤمنين(ع) همسر ايشان بودند، بلكه چه بسا اگر رسول خدا(ص) فرد ديگري را به عنوان جانشين تعيين مي نمودند آن حضرت نقش سازنده خود را در جامعه ايفا مي كردند.

كلاس عالي تربيت
خانه حضرت زهرا(س) كلاس عالي تربيت است. كلاسي پر از شور و اخلاص، جو آن سراسر ايمان، پايه هاي آن حركت و فضيلت و مقصد آن شهادت آفريني است.
خانه او جايگاه زهد است، به گونه اي كه دنيا آنها را نفريبد و مالك وجودشان نگردد. در اين خانه، آنچه مهم است و مي ارزد، رضاي خداست و همه افرادي كه در اين خانه اند بر اين اساس و در مسير اين هدف زندگي مي كنند. روح مادرانه فاطمه(س) و عطوفت غم خوارانه اش، سبب پيروزي فرزندان است. فاطمه(س) از اين جهت مصداق اين سخن پيامبراسلام(ص) است كه: "بهترين شما كساني هستند كه نسبت به همسرشان لطيف تر و مهربان تر و نسبت به فرزندانشان رحيم تر باشند".
دكتر عودي با اشاره به اينكه حضرت زهرا(س) در محل نزول وحي و ايستگاه نخست آموزش اسلامي رشد كرد و همسرش شخص دوم اسلام و صاحب ولايت امر است، مي گويد: با توجه به اين مسأله، عجيب نيست كه ايشان در طول عمر بسيار كوتاه خويش، فرزنداني را به بهترين شكل تربيت نمودند.
وي مي افزايد: حضرت زهرا(س) تربيت را امري تحول برانگيز، سازنده و نجات بخش مي داند و معتقد است كه رمز پيشرفت و انحطاط فرد و جامعه به نوع تربيت بستگي دارد و به همين جهت خود را وقف زندگي فرزندان و تربيت آنها مي كند. ايشان سعي دارد اخلاق اسلامي را به شيوه عملي به فرزندانش بياموزد؛ اخلاقي كه مملو از جرأت، شجاعت، گذشت، ايثار و سخنوري است. در واقع، موفقيت حضرت فاطمه(س) در مسير مادري بايد سرمشقي براي زنان جهان باشد و اين مسأله مرهون ديدگاهي است كه اين بانوي گرامي اسلام با استفاده از انديشه اسلامي براي خويش اتخاذ كرده است.
دكتر مريم حاج عبدالباقي، استاد دانشگاه نيز در مورد شيوه هاي حضرت زهرا(س) در تربيت فرزندانش اظهار مي دارد: حضرت زهرا(س) به فرزندانش درس شجاعت، دفاع از حق پرستش خدا مي داد و چهار نكته حساس را به آنان القا مي نمود: مانند پدرت شجاع و خداترس باش، خدا را پرستش كن، با افراد كينه توز دوستي نكن، از حق دفاع كن.
از سوي ديگر، ايشان علاوه بر اينكه فرزندانش را به رقابت سالم تشويق مي كند، از داوري مستقيم پرهيز مي نمايند تا مبادا يكي از آنها نسبت به ديگري احساس حسادت كند.
حضرت فاطمه(س) از نظر اخلاقي براي عموم جامعه نيز درسهاي بسيار آموزنده اي را مطرح مي كنند، ايشان در حديثي فرموده اند: بهترين شما كسي است كه بيش از همه شانه هايش را نرم در اختيار مردم قرار دهد (يعني خدمتگزار مردم باشد) و به زنان احترام بگذارد و شخصيت آنها را حفظ كند.
دكتر آيينه وند نيز در اين زمينه اظهار مي دارد: حضرت زهرا(س) به دليل تربيت در كانون وحي، الگوگيري از پدر و مادري بزرگوار و همچنين برخورداري از عصمت، فرزنداني مانند حضرت زينب(س) و امام حسين(ع) را تربيت كرد كه به عنوان الگو و اسوه در جامعه مطرح هستند.
وي مي افزايد: اين الگوها به عنوان نسل هاشمي، علوي و فاطمي به نسلهاي بعدي منتقل شد و حركتي را به عنوان فاطمة الزهرا و الفاطميون به وجود آورد. در واقع، فاطميون به عنوان يك واحد اجتماعي ارزشمند و يك طبقه متفكر و مصلح براي كساني كه خواهان پناهندگي مستحكم براي مبارزه با انحرافها بودند مطرح شد؛ يعني سيره فاطمي مورد استفاده آنها قرار گرفت و دليل اصلي اين مسأله تأثيرگذاري فرزندان زهرا(س) بود.

لزوم معرفي سيره حضرت زهرا(س)
شناخت و معرفي ابعاد وجودي و شخصيتي حضرت زهرا(س) مي تواند به عنوان الگويي كامل براي همه انسانها مطرح شود و ناهنجاريهاي رفتاري و اجتماعي كه جامعه امروز را دچار سردرگمي ساخته، از ميان بردارد. اگر چه در كشور ما تاكنون تلاشهاي خوبي در اين زمينه صورت گرفته، اما ما هنوز با شرايط مطلوب فاصله زيادي داريم.




دكتر عودي با اشاره به اينكه كانونهاي زيادي در سراسر كشور با نام مبارك حضرت زهرا(س) و با هدف تأسي به روش آن حضرت فعاليت مي كنند، مي گويد: متأسفانه اين مؤسسات نتوانسته اند سيره حضرت فاطمه(س) را عملي كنند؛ حتي كتابهايي هم كه در زمينه سيره آن حضرت تأليف شده، نتوانسته اند ابعاد شخصيت والاي ايشان را به مردم معرفي كنند. به نظر من، اين كانونها و مؤسسات با توجه به ثروت عظيم اطلاعاتي كه در مورد سيره حضرت زهرا(س) در اختيار دارند، مي توانند در قالب گروهها و طرحهاي پژوهشي جوانب مختلف زندگي آن بانوي بزرگوار را مورد بررسي قرار داده و نتايج آن را در دسترس مردم قرار دهند.
وي ادامه مي دهد: همچنين رسانه هاي جمعي نقش مهمي در اين زمينه دارند زيرا اغلب مردم فرصت ندارند به مطالعه سيره حضرت بپردازند، بنابراين نمايش زندگي آن حضرت در قالب سريال سهم بسياري در روشنگري اذهان جامعه خواهد داشت.
اين استاد دانشگاه، دليل بسياري از انحرافهاي دختران جوان را ناآگاهي و آشنا نبودن آنها با الگوهاي دينشان مي داند و مي گويد: اگر سيره حضرت زهرا(س) در قالب يك درس 2 واحدي تعليم و تربيت در مدارس بويژه در مقاطع حساس راهنمايي و دبيرستان تدريس شود، دختران ما به رشد بالايي خواهند رسيد.
دكتر عبدالباقي نيز اظهار مي دارد: متوليان امور ديني و فرهنگي به جاي احساس گرايي و نقل مسايل احساس برانگيز از زندگي حضرت فاطمه(س)، تقوا و جامعيت ايشان را به مردم معرفي كنند.
دكتر آيينه وند هم با بيان اين اينكه سيره آن بزرگوار قابليت پاسخگويي به نيازهاي امروز را دارد، مي گويد: جوهر و اصل همان است و ما بايد شيوه ها و مكانيسم كار را به اقتضاي تحولات جامعه تغيير دهيم و اين مسأله بر عهده جامعه شناسان، روانشناسان و علماي تعليم و تربيت ماست كه اين اصول را تبيين و كاربردي كرده و به صورت استراتژيك، ميان مدت و دراز مدت عملي كنند.
٭٭٭
آري، اين گوشه اي از سيره حضرت زهرا(س) است و براي رسيدن به سعادت دنيا و آخرت، كافي است در اين الگوي انسان ساز كه در مكتب وحي و دامان پيامبر(ص) تربيت يافته دقت كنيم و خط مشي او را در پيش گيريم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حجة الاسلام فردوسي پور در گفت وگو با قدس : شهيد بهشتي، عنصري خودساخته و كامل بود

اشاره:
فاجعه هفتم تيرماه سال 1360 از زواياي مختلفي قابل تحليل و موشكافي است. اين حادثه و شواهدي كه بر دلايل وقوع آن وجود دارد گواه آن است كه وقوع حوادثي اين چنيني با شرايط مشابه مي توانست زمينه محو نظامهاي سياسي را نيز فراهم آورد. مرور آنچه در اين حادثه گذشته است مي تواند اين مهم را براي ما تبيين كند. آنچه مي خوانيد، گفت و گوي ما با حجة الاسلام فردوسي پور يكي از شاهدان واقعه هفتم تير است كه به برخي از زواياي اين حادثه اشاره دارد
گروه فرهنگي





اگر ممكن است در ابتداي اين گفت و گو به زمينه هاي حادثه هفتم تير اشاره اي داشته باشيد. . .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران، آمريكا و استكبار جهاني تصور مي كردند انقلاب به زودي از بين مي رود. شواهدي نيز براي اثبات اين مطلب در دست است؛ مثلاً وقتي كه حكم اعدام هويدا، نخست وزير ملعون نظام طاغوت صادر شد به آقاي خلخالي گفته بود كه يك ماه اعدام مرا به تأخير بيندازيد. اگر يك ماه اعدام مرا به تأخير انداختيد، يك ميليون دلار به شما خواهم داد. اين وعده نشان مي داد كه آنها گمان مي كردند كه تا يك ماه ديگر انقلاب از بين مي رود و نظام طاغوتي به روزهاي حيات سابق خود برمي گردد. اين اميد از طريق دولت موقت و نيروهاي نفوذي دنبال مي شد. بعد از استعفاي دولت موقت و اشغال لانه جاسوسي به دست دانشجويان پيرو خط امام و كشف توطئه افرادي چون امير انتظام، استكبار جهاني به بني صدر اميد بست و آنها متوقع بودند كه از طريق وي بتوانند رؤياي نابودي انقلاب را به واقعيت تبديل كنند و دوباره نظام طاغوتي را به سلطنت برسانند.
بني صدر نيز مي كوشيد كه مقام رهبري را به هر شكل ممكن براي خود به دست آورد. در همين اثنا شرايطي به وجود آمد كه امام ناراحتي قلبي پيدا كردند و به بيمارستان منتقل شدند و تحت درمان قرار گرفتند. در فاصله اي كه امام در بيمارستان قلب بستري بودند چند بار بني صدر به عيادت امام آمد، اما هدفي كه وي داشت از سؤالاتي كه مي كرد كاملاً مشخص بود، مثلاً از حاج احمد آقا مي پرسيد: امام تا چه زماني زنده است؟ در يكي از سفرهاي خود گفته بود كه امام تا يك ماه ديگر بيشتر زنده نيست. او فكر مي كرد كه چون ايراني ها مقلد مراجع تقليد و علما هستند يك شخص غيرروحاني نمي تواند رهبري اين امت را برعهده بگيرد بنابراين بايد شرايطي ايجاد شود كه از طريق آن بتواند خود را به عنوان رهبري به مردم تحميل كند.




اين شرايط چه بود؟
قراربود او يك حمله تاكتيكي را به عراق تدارك ببيند، فكر مي كرد امام هم كه در بيمارستان است به زودي از ميان خواهد رفت و او در آن حمله تاكتيكي، يك پيروزي به دست خواهد آورد و به عنوان سپهسالار پيروز به تهران مي آيد و وقتي به عنوان فاتح به ايران وارد شود، مردم هم از وي استقبال خواهند كرد و او را هم به عنوان سپهسالار ايران خواهند پذيرفت و بدين وسيله جانشين امام و رهبر ملت خواهد شد.
اما امام بيدارتر از استكبار جهاني و بني صدر بود. اين رهبر بزرگ با تدبير و هوشياري خود منصبي را كه به بني صدر به عنوان فرماندهي كل قوا داده بود از او گرفت. به محض عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا؛ مجلس هم درباره عدم لياقت سياسي بني صدر تشكيل جلسه داد و بدين ترتيب با رأي قاطع، وي از فرماندهي كل قوا عزل شد. صورت جلسه اين جلسه توسط امام امضا شد. با عزل بني صدر استكبار جهاني به عوامل نفوذي خود دستور داد تا دست به كار شوند. اين عوامل كه در نهادهاي مختلف مثل نخست وزيري حضور داشتند، در اولين اقدام خود با جاسازي بمب در يك ضبط صوت و منفجر كردن آن در هنگام سخنراني مقام معظم رهبري در مسجد ابوذر كه در آن زمان رياست جمهوري اسلامي ايران را عهده دار بودند، سعي داشتند پروژه خود را عملي كنند، منتهي از آنجا كه اين ضبط صوت در طرف راست ايشان قرار گرفته بود تنها به جراحت ايشان از ناحيه دست منجر شد، در غير اين صورت ايشان از ناحيه قلب آسيب مي ديدند و به شهادت مي رسيدند.
اين فاجعه در ششم تيرماه سال 60 اتفاق افتاد، اما فاجعه هفتم تير در شب هفتم تير اتفاق افتاد و عوامل نفوذي استكبار با جاسازي مقدار زيادي تي ان تي در جلو تريبوني كه شهيد مظلوم دكتر بهشتي قصد سخنراني داشت و منفجر كردن آن از فاصله دور، ايشان را به شهادت رساندند. صف اول حاضران در اين جلسه در همان لحظات اول به شهادت رسيدند و بقيه هم با جراحتهاي فراوان به بيمارستان منتقل شدند كه تعدادي از آنها در بيمارستان به شهادت رسيدند.
بعد از اين انفجار، انفجار هشتم شهريور اتفاق افتاد، كه در جريان آن رئيس جمهور محبوب ونخست وزير مردمي شهيدان رجايي و باهنر شربت شهادت را نوشيدند. اين پروژه با انفجارها و ترورهاي مختلف در محل برگزاري نمازهاي جمعه در سراسر كشور دنبال شد. شهيد صدوقي، شهيد دستغيب، شهيد مدني، شهيد قدوسي و ... به همين شكل از ميان ما رفتند. اين ترورها ادامه يافت و به اين ترتيب گروهي كه در مورد شناخت حزب جمهوري اسلامي و شهيد مظلوم دكتر بهشتي دچار اشتباه شده بودند به خود آمدند و دستهاي پنهان استكبار و مقصود آنها را پيدا كردند. امام هم مظلوميت شهادت ايشان را مهمتر از مظلوميت ايشان دانستند و مردم را از جريان نفاقي كه در نظام جمهوري اسلامي ايران به راه افتاده بود آگاه كردند.
بني صدر بعد از انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي به مخفيگاه منافقين پناه برد و بعد از چند روز هم با لباس و آرايش زنانه خود را به فرودگاه رساند و با هواپيماي مخصوص شاه از ايران فرار كرد و به پاريس رفت. بدين ترتيب شر منافقان از ايران كنده شد، اما در خارج آنها بيكار ننشستند و جنايتهاي خود را ادامه دادند.

حزب آن موقع وظيفه اش چه بود؟
حزب جمهوري اسلامي با هدف رسيدگي به مشكلات نظام تشكيل شده بود. چون نظام، نظامي نوپا و تازه متولد شده بود و به كمكهاي فكري و سياسي نياز بسياري داشت كه اين كمكها از طريق حزب جمهوري اسلامي و دفتر مركزي آن ارايه مي گرديد. شبي هم كه فاجعه هفتم تير اتفاق افتاد، قرار بود در خصوص مشكل تورم و گراني و راههاي حل و برون رفت از آن بحث شود. بعد از فاجعه مسجد ابوذر تهران و مجروح شدن مقام معظم رهبري، شورايي تشكيل شد و براساس آن برنامه حزب هم عوض شد؛ بحث بر سر اين بود كه درباره رئيس جمهور آينده بحث شود و نه درباره گراني و تورم. از آنجا كه شهيد مظلوم دكتر بهشتي بر دموكراسي و رأي مردم تأكيد بسيار داشت، قرار شد موافق و مخالف دراين خصوص صحبت كنند. رأي گيري به عمل آمد و قرار شد موضوع بحث رئيس جمهور آينده باشد. بعد از تلاوت آياتي از كلام ا... مجيد شهيد بهشتي پشت تريبون قرار گرفت و صحبت خود را آغاز كرد. ايشان اين گونه شروع كرد كه امام در انتخابات دور اول رياست جمهوري نظرشان اين بود كه روحانيون كانديدا نشوند. بايد از ايشان سؤال كنيم كه در اين نوبت هم نظرشان هم همان است و يا اجازه كانديدا شدن را به روحانيون هم مي دهند. ايشان در ادامه گفت كه اين موضوع بايد در اين جلسه به بحث گذاشته شود و در ادامه كار هيأتي انتخاب شده و خدمت امام برسند و نظر ايشان را در اين خصوص جويا شوند. بحث كه به اينجا رسيد شهيد مظلوم به يكباره ايستاد و طبق عادت هميشگي خود - براي آنكه ببيند مستمعين همه حاضرند و به آنچه گفته مي شود گوش مي دهند - نگاهي به جمع حاضر انداخت و گفت: "بچه ها بوي بهشت مي آيد شما هم مي فهميد؟" به يكباره صداي انفجار در مجلس شنيده شد و ما وقتي به خود آمديم كه متوجه شديم زيرآوارهستيم و سقف كاملاً روي آن جمعيت قرار گرفته است. ابتدا گمان مي كرديم كه اين سقف بتون آرمه است، اما بعداً سقف تكه تكه شد معلوم شد كه سقف از آجرهاي چهارگوش قديمي تشكيل شده است.

با آنچه شما در خصوص عزل بني صدر اشاره كرديد، اين فاجعه را نمي توان يك تسويه حساب شخصي قلمداد كرد؟
مي توان گفت كه اين فاجعه سه جهت داشت؛ يكي تسويه حساب شخصي، ديگري گروهي بود و جهت سوم انتقامي بود كه استكبار جهاني به سركردگي آمريكا مي كوشيد از مردم ايران بگيرد. همانطور كه رئيس جمهور آمريكا گفته بود كه ايران ما را تحقير كرد سعي داشتند با اين عمل از نظام جمهوري اسلامي انتقام بگيرند و اين نظام را براي هميشه از پيش پاي خود بردارند. خبرگزاريها هم ادعا كرده بودند كه بزودي خبر مهمي را مخابره خواهند كرد كه احتمالاً سقوط نظام جمهوري اسلامي باشد. محاسبات آنها هم درست بود چون در جلسه اي كه در دفتر مركزي حزب تشكيل مي شد، اكثريتي ازمجلس و وزرا و قوه قضاييه شركت مي كردند. با از بين رفتن اين نيروها سه قوه با هم سقوط مي كرد. بعد از اين واقعه مشخص شد كه 27 نفر شهيد مربوط به مجلس است. با سقوط اين سه قوه، نظام هم سقوط مي كرد و آنها تصميم داشتند كه خبر سقوط نظام را به دنيا مخابره كنند. آقاي هاشمي در يكي از سخنان خود مي گويد: ما در مجلس دلهره اين را داشتيم كه مجلس به اكثريت نرسد. در روز سه شنبه براي آنكه جلسه به رسميت برسد مجبور شدند مجروحان حادثه از جمله خود من را از بيمارستانها با برانكارد به مجلس انتقال دهند. آقاي هاشمي مي گويد:با رسميت يافتن مجلس وقتي من دست خود را روي زنگ گذاشتم و زنگ نواخته شد آن آهنگ بهترين آهنگي بود كه من در تمام طول عمرم مي شنيدم. قوه قضاييه هم توسط امام ترميم شد و آيةا... موسوي اردبيلي توسط امام به عنوان رياست ديوان عالي كشورمنصوب شد و وزراي قوه مجريه هم بتدريج انتخاب شدند. و به اين وسيله نظام نه تنها از بين نرفت، بلكه پولادين تر از قبل به حيات خود ادامه داد.

روزهايي كه حادثه هفتم تير اتفاق افتاد، برخي ازعناصر ضدانقلاب از اختلافهاي درون گروهي و درون حزبي عناصر نظام صحبت مي كردند.
نه چنين اختلافي نبود. نيروهاي درون حزب با يكديگر متحد بودند و همه آنها در خط امام حركت مي كردند.

حتي نيروهاي نفوذي درون حزبي؟
بله عده اي مثل "كلاهي"، كه عامل انفجار دفتر حزب بود از همان عوامل نفوذي داخلي بود، اما عاملي نبود كه بتوان او را حزبي قلمداد كرد.

چه سمتي داشت؟
جزو افرادي بود كه حفاظت جلسات را به عهده داشت، كارت دعوت افراد را كنترل مي كرد، بازرسي بدني مي كرد.

يكي از شيوه هايي كه به نظر مي رسد بيشتر از اقدام به ترور شخصيتهاي سياسي در كشورهاي مختلف جواب داده است اقدام به ترور شخصيتهاست. درمورد شهيد مظلوم بهشتي نيز اين رويه اتخاذ شده بود. آيا اين جنگ تبليغاتي را كه به نظر مي رسد تا حدودي مؤثر افتاده، مي توان آغاز چرخه اي دانست كه در نيمه راه به دليل كندي روند آن، استكبار را مجبور به اخذ اين تصميم كرد؟
بله همين طور است كه شما مي گوييد. سياست استكبار جهاني و منافقين در وهله اول ترور شخصيتهاست و وقتي از ترور شخصيت نتيجه نمي گرفتند، دست به ترور شخص مي زدند. در مورد شهيد مظلوم دكتر بهشتي اين سياست پيگيري شد و شايعات و تهمتهاي بيشماري در مورد ايشان گفته شد، به گونه اي كه بعد از شهادت ايشان بسياري بر سر قبر ايشان مي آمدند و از گفته ها و اقدامهاي خود ابراز ندامت مي كردند. با ناكام ماندن اين سياست چون آنها و بني صدر رقيب خود را دكتر بهشتي مي دانستند و كانديداي حزب هم شهيد مظلوم دكتر بهشتي بود، آنها تلاش مي كردند تا او را از سر راه خود بردارند. ترور شخصيتي به نتيجه اي نرسيد و آمال و آرزوهاي آنها نيز ناكام ماند و بني صدر از مقام خود عزل شد، لذا دست به انفجارهاي مختلف زدند.

اقدامهاي شهيد بهشتي در خارج كشوردر راستاي ترويج انديشه هاي اسلامگرايي را مي توان زمينه ديگر اين حادثه دانست. يعني همان نقشي كه شما به استكبار جهاني نسبت مي دهيد؟
ببينيد، شهيد مظلوم دكتر بهشتي عنصري خودساخته و كامل بود و بر اثر مسافرتهاي مختلفي كه به خارج كشور و اقامت در آلمان كرده بود، اطلاعات عميقي از قوانين مختلف دنيا داشت و همين امر زمينه اي را براي نگارش قانون اساسي و اداره مجلس فراهم كرد؛ از سوي ديگر تربيت ايشان در حوزه هاي علميه شخصيتي منحصر به فرد از وي ساخته بود و استكبار جهاني همان گونه كه ازامام(ره) وحشت داشت، از شهيد مظلوم دكتر بهشتي نيز وحشت داشت. استكبار جهاني شهيد بهشتي و شهيد مطهري را دو شخصيت ايدئولوگ و مؤثر در انقلاب تلقي مي كرد و از همين روي سعي داشت با از ميان برداشتن اين دو عنصر، انقلاب را تضعيف كند، اما امام(ره) قائم به ديگران نبود و انقلاب راهمان گونه كه مي خواستند هدايت مي كردند. البته شخصيت شهيد بهشتي همان گونه كه شما گفتيد اين جنبه را داشت كه دشمن از وجود او بيمناك باشد و گذشته ازعواملي كه قبلاً متذكر شدم، زمينه اي براي ترور ايشان باشد.

چه ويژگيهاي شخصيتي در شهيد بهشتي وجود داشت كه در ديگر مديران ديده نمي شد و ذهنها را به خود مشغول كرده بود؟
شخصيت ايشان به گونه اي بود كه هنوز كسي جايگزين ايشان نشده است. در آن زمان هم ما كسي را با جامعيت شخصيتي شهيد بهشتي سراغ نداشتيم.
خلأيي كه از فقدان شهيد بهشتي به وجود آمد حتي با وجود ادامه حيات انقلاب به راحتي جبران پذير نيست.

آيا شاگردان ايشان مي توانستند تا حدي اين نقيصه را هم جبران كنند؟
يكي از برنامه هاي شهيد بهشتي ساختن نيرو براي نظام جمهوري اسلامي بود. اين امر مهم ازهمان هنگامي كه ايشان در قم، دبيرستان "دين و دانش" را پايه گذاري كردند، آغاز شد و در آلمان ادامه يافت. هدف ايشان تربيت افرادي براي حكومت اسلامي بود. همان طور كه امام وقتي در نجف اشرف تدريس "حكومت اسلامي" را آغاز كردند هدفي جز تربيت افرادي براي حكومت اسلامي و ولايت فقيه نداشتند. شهيد بهشتي نيز مطمئن بود كه بعد از او شاگرداني را تربيت كرده كه مي توانند انقلاب را هدايت و رهبري كنند.

امام با اين اتفاق چطور كنارآمدند؟
اطلاع رساني به امام بر اساس شيوه خاصي بود كه آن موقع اين مطالب را حاج احمد آقا به امام اطلاع مي داد. در سخنراني امام(ره) بعد از فاجعه هفتم تير، ايشان موضعگيري شفافي دارند. ايشان به مردم اميد دادند با اين كه اين حادثه مي توانست باعث نااميدي بسياري از مردم و مسوولان شود، و آنها با اين بيانات به فعاليتهاي انقلابي و حزبي خود ادامه دادند.

دو دهه از فاجعه هفتم تير مي گذرد و بيش از اين هم خواهد گذشت. اما ما با نسلي سر وكار داريم كه مثل شما آن لحظات فاجعه را لمس نكرده اند. نسلهايي هم خواهند آمد كه ممكن است با اين مسأله مواجه شوند. براي تبيين آنچه گذشته است به عنوان شاهدي از آن ماجرا و فردي كه منصب او در اين خصوص وظيفه و تكليفش را هم دو چندان كرده است، چه كرده ايد؟
كارهاي زيادي مغفول واقع شده است. يكي از راههايي كه در اين زمينه بايد با شدت و دقت پيگيري شود اين است كه زندگينامه شهداي هفتم تير بويژه شهيد مظلوم دكتربهشتي جزو بحثها و سرفصلهاي درسي دانشگاه قرار گيرد و در حوزه هاي علميه هم تلاشي براي تربيت افرادي چون شهيد بهشتي و شهيد مطهري آغاز شود. اين مساله در صدر برنامه هاي ستاد هفتم تير است. راه ديگر آن است كه از طريق رسانه ها زندگي آنها مطرح و به بحث گذاشته شود و مردم با زندگي اين عزيزان آشنا شوند. همچنين بايد مدارسي براي بررسي زندگي اين عزيزان تاسيس شود وبه شكل اختصاصي زندگي اين بزرگان را مورد بررسي قرار دهد. تهيه فيلمهاي كوتاه و بلند در اين خصوص و تدوين پايان نامه هاي دانشجويي با اين محور، جزو سياستهايي است كه توسط ستاد بزرگداشت هفتم تير با هدف آشنايي نسل جديد با اين مسأله پيگيري مي شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


نظرسنجي

برای مبارزه با مفاسد اجتماعی به ویژه بدحجابی طرحی توسط نیروی انتظامی اجرا می شود. چه شیوه اجرایی برای این طرح می پسندید ؟



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar