---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فرهنگ پذيري؛ تعامل يا انحطاط؟
٭ دكتر محمدرضا راشد محصل واژه فرهنگ از ريشه باستاني Sanj(ثنج يا ثنگهه) اوستايي با پيشوند far(فر) يا fra (فرا) گرفته شده است. صورت سنسكريت آن pra (پر) و لاتيني آن pro(پرو) است. ريشه اصلي كلمه در معني كشيدن، بيرون كشيدن و مانند آن است. از اين ريشه در فارسي نو، واژه هاي "هختن"، "آهختن" و مانند آن را داريم. تبديل "sanj" يا "Sanga" به هنگ hang برابر قاعده تبديل "ث" فارسي باستان به "هـ" در فارسي نو صورت گرفته كه در كلماتي مانند ميژه (مهر)، چيژ(چهر) و جز آن است.
در ميان چهار صد و اندي واژه فارسي باستان كه گويش جنوبي ايران است، ريشه واژه هنگ ديده نمي شود، اما در اوستايي كه لهجه شمالي است، اين ريشه وجود دارد. پيشوند "فر" يا "فرا" ي باستاني هم معاني مختلفي از جمله به سوي، جانب و مانند آن دارد. البته، فرهنگ در مفهوم عام و كلي، گستره اي بسيار پهناور دارد كه تمام شؤون زندگي انسان را در برمي گيرد. بدين سبب به سادگي نمي توان آن را تعريف كرد يا حتي تصورات افراد را از مفهوم آن يكسان دانست. ممكن است يكي تمدن را در شمار فرهنگ بياورد و ديگري تمدن را تجزيه كند و آنچه را بر وسايل و وسايط پيشرفت دلالت دارد و جنبه مادي مي گيرد، تمدن بداند و فرهنگ را صرفاً با معنويات انساني پيوند دهد. اما بايد گفت كه منظور از "فرهنگ" بيشتر جنبه كيفي دارد و باورها، آيينها و رسمهايي را شامل مي شود كه در طي قرنها شكل گرفته و اينك عاطفه جمعي قوم يا اقوامي به شمار مي آيد و به عنوان سنتهاي ملي مورد احترام آنان است و اين جزيي از تمدن است كه بيشتر به جنبه هاي كمي توجه دارد و با پيشرفتهاي اغلب ظاهري و صوري سازگار است يا نتيجه آن به شمار مي آيد. در فارسي نو، كلمه "فرهنگ" بيشتر به معناي تعليم و تربيت ، عقل، دانش، خوب، نيك و جز آن به كار رفته است. تركيبهاي تازه اي با كلمه" فرهنگ" ساخته شده كه رواج آنها برابر با فارسي جويي و اشتياق به فارسي نويسي است. از جمله: فرهنگ آموز، فرهنگستان، فرهنگ پرور، فرهنگ جو، فرهنگدان، فرهنگ دوست، فرهنگ پذير، فرهنگنامه و... در زبانهاي اروپايي كلمه culture كه ابتدا در معني كشت و كار بوده، در نيمه دوم قرن نوزدهم بر مفهوم فرهنگ اطلاق شده و اين توسع معني، پس از انتشار كتاب "تاريخ كلي فرهنگ بشريت" از فرد ريك كلم، (f.kelemm) رواج يافته است. در تعريف فرهنگ، سخن بسيار گفته اند. در يك تعريف اجمالي"روش زندگي كردن" است كه در طي زمان شكل مي گيرد، پذيرفته مي شود و به عنوان ميراث معنوي يك قوم تحت نام ادب اجتماعي، اعتقاد،آداب و رسوم و ... عاطفه جمعي قوم يا اقوامي را به خود وابسته مي كند. فرهنگ نه به سادگي شكل مي گيرد و نه مي توان عناصر آن را به جايي معين و محدود منحصر كرد، بلكه حاصل تلاش ميليونها انسان در طي قرنها در سرزمينهاي مختلف است كه مورد پذيرش قرار گرفته و برخي از آنها در شمار سنتهاي اعتقادي درآمده است. از اين رو، همه ارزشهاي مادي و معنوي را كه در جريان عمل اجتماعي شكل بگيرد و محصول كوششهاي جمعي باشد، در برمي گيرد. به عبارت كلي، همه جلوه هاي مختلف زندگي از آداب و رسوم، سنتها و رفتارهاي اجتماعي گرفته تا دقيقه هاي هنري، لحظات تاريخي و باورهاي اجتماعي، مذهبي و سياسي يك قوم در شمار فرهنگ آن قوم است. "فرهنگ" در ساخت و شكل گيري خود به تحرك و پويايي نياز دارد؛ چه اگر قومي به آنچه دارد قانع باشد و به بهتري و پيشرفت نينديشد، هرگز سرمايه معنوي خود را نه افزوني خواهد بخشيد و نه گسترش خواهد داد و اصولاً تمدن بشري و بشريت در همين پويايي است، زيرا انسان در يك تعريف، موجود فرهنگي است و موجود فرهنگي كسي است كه به آنچه برآورنده حوايج اوليه اوست اكتفا نمي كند و طالب عمق و زيبايي نيز است.(1) گذشته از اين، تكامل اجتماعي و حتي امتياز انسان بر ديگر جانداران به سبب فرهنگ و گسترش بخشيدن آن است و گرنه حيوانات هم در رفتار غريزي و حتي برخي از اعمال تجربي همانند انسانها هستند. به علاوه، يك فرهنگ پويا خود به انسانها انگيزه مي دهد تا سير تكاملي داشته باشند. هم انزواطلبي و خودخواهي را نفي مي كند و هم بجاي لذت جويي محض، عهده دار پاسداري و نگهباني زندگي و بزرگداشت خلاقيت است. پويايي از سويي ديگر ايجاب مي كند كه فرهنگ هم مانند موجودي زنده، پيوسته در تغيير و تكامل باشد. اين تغييرها گر چه متناسب با نيازها و آرزوهاي مردمي است كه دارنده و پذيرنده آن هستند، اما بي شك انگيزه هاي خاصي نيز دارد. اگر اين روح تغييرپذيري و سازش نباشد، اولاً فرهنگ به صورت مجموعه اي از سنتهاي جزمي درمي آيد كه بايد صدها سال به يك حال بماند و طبعاً پاسخگوي نيازهاي مادي و معنوي و عاطفي پذيرندگان خويش نباشد؛ ثانياً شكوفايي هميشگي و خرمي را كه نتيجه تأثير و تأثرهاست از دست مي دهد و طبعاً از برآوردن نيازهاي افراد اجتماع عاجز مي ماند و تضعيف مي شود و حتي از ميان مي رود. البته، تغييرات مثبت فرهنگي مرحله به مرحله و كند انجام مي گيرد، در حالي كه سير قهقرايي بويژه اگر با ذهنيات عامه آميخته باشد، بسيار سريع است؛ مانند سنگي كه از بلندي به حركت درآيد، لحظه به لحظه سرعت مي گيرد و در مسير خود همه چيز را از ميان برمي دارد. در اين سقوط، آنچه مي تواند آهنگ آن را كند كند، سنتهاي پايداري است كه پشتوانه و تكيه گاه عمده يك قوم در ادامه حيات و بازسازي فرهنگ است. پذيرش يك فرهنگ يا وام گيري فرهنگي، جرياني خود به خودي نيست كه با تبليغ و بزرگنمايي بتوان آن را بر ملتي تحميل كرد؛ بلكه ملتي كه داراي فرهنگ ريشه دار است، به سادگي آن را فراموش نمي كند، جريانهاي فرهنگي با زندگي اش پيوند دارد، تارهاي احساسي و عاطفي او را مي لرزاند و مانع از آن است كه رسمي جديد يا اعتقادي نو بتواند به سادگي جاي آن را بگيرد. به علاوه، نه سنت جايگزين وجود سنت پيشين را تحمل مي كند و نه جوششهاي روحي و عاطفي فرد مي گذارد تا يك رسم پذيرفته شده فرهنگي فراموش شود و رسمي نو جاي آن را بگيرد. از اينها گذشته، فرهنگ جنبه مادي ندارد كه بتوان آن را زود فراموش كرد يا دگرگون نمود. با عواطف و احساسات جمعي مردم پيوند خورده است و انگيزه هاي زيادي براي دوام و بقاي آن وجود دارد. اگر رسمي بخواهد مطلوب واقع شود و پذيرش اجتماعي يابد، بايد از انگيزه هاي قوي تري برخوردار باشد تا بتواند خود را توجيه كند و بقبولاند. مسأله ديگر اين كه گر چه توجه به فرهنگ و كوشش در جهت گسترش و اعتلاي آن به ايمان، آگاهي و تا حدي رفاه وابسته است و با رفاه، دل راحت و ذهن آماده، ساده تر مي توان به اين موارد پرداخت و (من لامعاش له لا معاد له) اما اين هم بدان معني نيست كه هر كس در رفاه بسر نبرد، به فرهنگ بي توجه است، زيرا چه بسيار مرفهاني كه غرور ثروت و قدرت آنان را به سراشيبي سقوط و خودخواهي كشانده است؛ نه هويتي احساس مي كنند و نه شخصيتي و طبعاً نه تفكر سالم دارند و نه استقلال انديشه و (ما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور- الحديد20) در مقابل، چه بسيار گرسنگان كه صورت را با سيلي سرخ دارند، اما از فرهنگي والا برخوردارند. برخي بر اين باورند كه فرهنگ پذيري پديده اي است كه اساساً ناظر بر آن دسته از تحولات فرهنگي است كه پس از استقرار روابط ميان جوامع مختلف به وجود مي آيد. اين سخن اگر چه درست است، اما كامل نيست؛ معمولاً برخورد ميان ملتها، سبب وامگيري فرهنگ و گاه فرهنگ پذيري است؛ اما اولاً اين برخوردها محدود به استقرار روابط نيست، بلكه هر نوع برخورد مؤثر با انگيزه خاص، چه رسمي و چه غيره رسمي، چه صلح آميز و چه قهرآلود و چه تجاري و چه فرهنگي و... مي تواند با انگيزه هايي كه ايجاد مي كند يا به سبب آن ايجاد مي شود، موجب وامگيري فرهنگي يا حتي فرهنگ پذيري شود. ضرب آهنگ نادرست فرهنگمداران خودي هم در اين انگيزه ها مؤثر است. اگر به روش درست در انديشه برجسته سازي عناصر مثبت فرهنگي و سنتهاي پايدار اجتماعي برآييم، آهنگ سقوط و وامگيري كند خواهد شد، در غير آن صورت بازتابهاي عاطفي افراد وامگيري را تشديد خواهد كرد، چنانكه پس از مشروطيت تعداد دانشجويان يا مسافراني كه با عنوانهاي رسمي يا غيررسمي به اروپا رفتند، انگشت شمار بود، اما همين افراد در بازگشت با جلوه هاي تازه اي كه نشان دادند به صورتي نسبتاً سريع- مستقيم و غير مستقيم- سبب پذيرش برخي آداب و رسوم فرنگ و رواج آن در جامعه ايران شدند. علاوه بر اين ارتباطهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي همراه با صدور كالاهاي خاص، مسايل تازه فرهنگي را در جامعه دريافت كننده پديد مي آورد كه اغلب با سنتها و آداب فرهنگي كهن هم در تضاد است؛ اما صدور كالاها و دريافت آن براي رفع نياز اغلب سلطه فرهنگي را هم به دنبال دارد. وامگيري و فرهنگ پذيري مراحل خاصي دارد كه پس از تماس و ارتباط دو جامعه، مرحله به مرحله انجام مي شود؛ بدين ترتيب كه ابتدا رسوم و آداب رايج دو جامعه مقايسه و ارزشيابي مي شود. در اين مقايسه، جاذبه ها وانگيزه هاي فرهنگ دهنده در پذيرش كامل يا قبول جزيي از آن نقش عمده دارند. گاه نيازهاي اقتصادي، اجتماعي و حتي زباني سبب مي شود كه ملتي جزيي از فرهنگ ملت ديگر را بپذيرد يا قبول آن را براي استفاده كامل از مصنوعات آن قوم لازم بشمارد. سومين مرحله، سازش دادن و متناسب كردن جزء پذيرفته شده با فرهنگ بومي است كه در اين مرحله، بايد متناسب با ذهنيات افراد پذيرنده باشد. از اين رو، گاه در رسمي كهن و بومي ادغام مي شود و گاه جاي آن را مي گيرد. آخرين مرحله، همانند شدن يا يگانگي است؛ همان كه گاه "ايرانيزه شدن" مي گوييم. در اين همانندي برخي واكنشها و مقاومتهايي كه فرهنگ بومي در مقابل جزء وارداتي نشان مي دهد يا ناسازگاريهايي كه اين جزء با فرهنگ بومي دارد، از ميان مي رود. فرهنگ پذيري اگر جنبه كلي داشته باشد، ساختهاي بومي و سنتي را ويران و ساخت تازه اي را جايگزين مي كند كه چه بسا با زندگي اجتماعي، محيط فكري، اعتقادي و طبيعي قومي مناسب نيست. اين است كه بايد فرهنگ پذيري كامل را برخلاف وامگيري فرهنگي، نشان از خودبيگانگي، ناآگاهي و عدم اعتقاد دانست. انسان از خودبيگانه در حقيقت تماشاگر طبيعت و محيط پيرامون خويش است. او واقعيتها را در هر شكل كه باشد مي پذيرد و با بي تفاوتي به همه آنچه به او تكليف مي شود، گردن مي نهد. افراد ناآگاه نيز اگر چه به تصور خود از فرهنگ خاص بهره ورند، اما همانند از خود بيگانگان بيراهه مي روند، جز آن كه آنان بي تفاوت نيستند، بلكه آنچه را به گمان خود فرهنگ مي پندارند، معيار قضاوت قرار مي دهند و ارزش هر رسم و ادبي را بر اساس فرهنگ تصوري خويش مي سنجند. از نظر اجتماعي، خطر اينان كمتر از افراد از خودبيگانه نيست. اعتلاي فرهنگ و حفظ آن بي داشتن اعتقاد و بي انجام تلاش و كوشش ممكن نيست. كسي مي تواند فرهنگ خويش را نگاه دارد، بدان خدمت كند و آن را گسترش دهد كه اعتقاد داشته باشد، گزيده ها را انتخاب كند و استقلال فكر و همت و اراده كار داشته باشد؛ هر چند به صرف گفتن و از طريق القاي مطالب نه مي توان استعدادهاي فرهنگي را شكوفا كرد و نه در اعتلاي فرهنگ كوشيد. اعتلاي فرهنگي با خودخواهي و غرور جهالت آميز در تضاد است. به عبارت ساده، بي اعتقادي، بي ايماني، و تن آسايي از عوامل عمده اي هستند كه سد پيشرفت جامعه مي شوند و فرهنگ را به سراشيبي سقوط مي كشانند. غير از اينها، موقعيتهاي طبيعي، محروميتهاي منطقه اي از امكانات مختلف، مهاجرت درس خوانده ها و انديشه وران، به تنزل فرهنگ مي انجامد و آهنگ ضعف و سقوط را شدت مي بخشد. براي جبران و حتي از ميان بردن اين جنبه هاي منفي، بايد بر ويژگيهاي فرهنگي و ظرفيتهاي همه زماني- بي آن كه به مفاخره جويي و غرور بينجامد- تكيه كرد، زيرا هويت هر انسان و هر جامعه اي به گذشته او برمي گردد و جلوه هاي آشكار آن را در حماسه ها و فرهنگهاي محلي مي توان يافت. در اين راستا، قوم ايراني را كاستي نيست، چه هزاران سال تلاش را براي اثبات موجوديت و به دست آوردن استقلال، و چند هزار سال زندگي تاريخي اين ملت را دستمايه هايي داده است كه امروز مي تواند در كمال سرفرازي، خود را در محلي بيابد كه اگر نه جايگاه راستين اوست، گوشه هايي از زندگي پرشكوه تاريخي او را گواهي مي دهد؛ گذشته اي كه شناساندن آن، مي تواند دست آموزه اي در جهت پرورش استعدادها و رسيدن به جايگاه واقعي فكري و فرهنگي ايران در دنياي امروز باشد و اين شكوفايي به انديشه آزاد و همت و اراده نيازمند است و بسي اميد كه ما را از آنها نصيبي باشد. پي نوشت 1-اسلامي، دكتر محمدعلي: فرهنگ و شبه فرهنگ، ص 28
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در محضر امير عارفان : سوگنامه سرور بانوان جهان در سخن اميرمؤمنان
٭شرح خطبه 202نهج البلاغه
علي اكبر مظاهري
ناليدن دلاوران، شگفتي آور است! مگر دليران نيز، مانند عاجزان، مي نالند؟! اما بايد دانست كه ناله آنان، نه چونان ناله اينان، از سر عجز و نابردباري در برابر ناملايمات اين جهاني است؛ بلكه ناليدنشان، چونان غرش نيمه شبان شيران است در غربت كوهستان!
هيبت و صلابت اميردلاوران(ع) چنان بود كه هنگامه رويارويي با جنگاوران، حتي پهلوان ترينهاشان، دلهاشان را مي لرزاند و تمامي وجودشان، مقهور و مغلوب آن حضرت مي شد.
امير دليران(ع) در هيچ ميداني و در پيكار با هيچ جنگاوري و در كارزار با هر لشكري، هرگز نناليد؛ اما اين دلاور مظلوم، هنگام خاكسپاري پيكر همسر خوب و محبوبش فاطمه(س) اين سان مي نالد و با پيامبراكرم(ص) نجوا گونه، راز دل مي گويد:
سلام بر تو اي پيامبرخدا! سلام من و دخترت، كه اينك در جوارت آرميده و شتابان و بي تاب، به تو پيوسته! يا رسول ا...! داغ مرگ دختر نازنينت (و همسر خوبم) صبوري ام را كاسته و فراق او، بي تابم ساخته و غم فقدانش، طاقتم را فرسوده است؛ اما من كه - پيش از اين- داغ فراق تو را (كه توانفرساتر بود) چشيده ام و سنگيني جدايي تو را كشيده ام، اين مصيبت را نيز مي توانم طاقت آورم.
آري! هنگامه اي بود كه سر مباركت را به سينه ام چسبانده بودم و جان عزيزت، در ميان سينه و گلوي من، از پيكرت بيرون رفت (و به جوار خداوند، پركشيد و من، اين پرواز شكوهمند را ديدم و لمس نمودم) و تو را بربالين خاكين قبر، خوابانيدم "انالله و انااليه راجعون؛ همه مان از خداييم و همگي به سوي او باز مي گرديم."
(اي پيامبر!) اكنون امانتي كه به من سپردي و كسي كه برايش از من پيمان وفا و پاس داشتن گرفته بودي، به سويت بازگردانده و به دستت سپرده شد (اما؟!... شرمنده شمايم، يا رسول ا...!)
اكنون اين منم كه (پس از رفتن شما دو عزيزم، بازمانده ام و سخت) اندوهناكم؛ اندوهي پردامنه و جاودانه، شبهايم بيداري و بيتابي است؛ بيداري هميشگي و بيتابي جانكاه. تا آنگاه كه خداوند مرا نيز به سرايي كه شما در آنيد، فرا بخواند و به شمايم ملحق گرداند( تا كه اندوهم فرونشيند)!
(اي پيامبر!) اكنون كه دخترت نزدت آمد، خبرها برايت دارد. تو نيز، به اصرار، از او بپرس و گزارش نامه و احوال پس از رحلتت را بخواه تا برايت بازگويد كه چسان، كه هنوز زماني از رفتنت نگذشته بود و نام و يادت تازه بود، امتت همدست و همداستان شدند و به دخترت ستمها كردند (و با اهل بيتت، كه آن همه سفارش ايشان را نموده بودي، چه ها كه نكردند)!
(اينك، به ناچار، از نزد شما دو عزيزترينم، باز مي گردم و بازهم درودتان مي فرستم:) سلامم بر شما؛ سلام من، كه اگر چه خواهان ماندن در جوارتانم، اما از سر اضطرار، وداعتان مي گويم و به بشارتي كه خداوند بر پاداش صابران داده است، دل مي بندم (و با ياد آن نويد الهي، از اندوه دلم مي كاهم و بر سختي داغ فراق شما عزيزانم، شكيبايي مي ورزم).
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كارگاه "اخلاق علمي" در آمريكا برگزار مي شود
كارگاه "اخلاق علمي" به مدت يك هفته در آمريكا برگزار مي شود.
به گزارش مهر، در اين كارگاه كه از سوي دانش آموختگان فلسفه برگزار مي شود، مباحث اخلاق علمي در آموزش و پرورش و سياست و آراي اخلاقي در ميان فيلسوفان مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.
اختيار، جبر و انتخاب در اخلاق عملي، از ديگر مباحثي است كه در كارگاه اخلاق علمي مطرح مي شود.
اين كارگاه يك هفته اي از سوي انجمن دانش آموختگان فلسفه دانشگاه ماساچوست آمريكا و به صورت دانشجويي اداره مي شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا(س) صورت گرفت؛ پياده روي مراجع تقليد قم به سوي حرم كريمه اهل بيت(ع)
مراجع تقليد قم به نشانه عزاداري، مسير حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) را با پاي پياده طي كردند. به گزارش رسا، همزمان با سوم جمادي الثاني، سالروز شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)، حضرت آيةا... محمد فاضل لنكراني، حضرت آيةا... ميرزا جواد تبريزي، حضرت آيةا... حسين وحيد خراساني، حضرت آيةا... لطف ا... صافي گلپايگاني و حجةالاسلام والمسلمين شهرستاني (نماينده حضرت آيةا... سيد علي سيستاني) با پاي پياده مسير دفاتر خود تا حرم مطهر كريمه اهل بيت(ع) را همراه با خيل عظيم عزاداران راهپيمايي كردند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سيزدهمين دوره انتخاب كتاب سال دانشجويي برگزار مي شود
سيزدهمين دوره كتاب سال دانشجويي 1385 به منظور
بهره مندي هر چه بيشتر جامعه از انديشه ها، آموخته ها و آثار دانشجويي و تجليل و ارج نهادن به كوششهاي علمي دانشجويان نويسنده و مترجم، سيزدهمين دوره انتخاب كتاب سال دانشجويي در تمامي رشته هاي دانشگاهي با همكاري جهاد دانشگاهي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها و دانشگاه آزاد اسلامي برگزار مي شود.
تمامي دانشجويان مؤلف و مترجم مي توانند با ارسال دو جلد از كتاب خود در اين فراخوان شركت كنند كه آثار برتر طي مراسمي در هفته كتاب معرفي خواهند شد.
شرايط شركت در اين دوره، همزماني دوره تحصيل دانشجو با زمان تدوين، دارا بودن مشخصات عمومي كتاب بوده همچنين تاريخ انتشارآن از سال 1384 به بعد باشد.
چاپ و انتشار و شركت در اين فراخوان براي دانشجويان تمامي مقاطع تحصيلي بلامانع است.
متقاضيان بايد اثر خود را حداكثر تا 31 مرداد ماه به نشاني دبيرخانه كتاب سال دانشجويي سازمان انتشارات جهاد دانشگاهي ارسال كنند.
موضوع ويژه سيزدهمين دوره كتاب سال دانشجويي "زندگي، سيره و شخصيت پيامبر(ص)" اعلام شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شوراي ملي مشورتي مساجد و امامان بريتانيا آغاز به كار كرد
شوراي ملي مشورتي مساجد و امامان با هدف كسب اطمينان از اين كه ائمه جمعه تعاليم صحيح اسلامي و چهره حقيقي اسلام را ارايه مي كنند، آغاز به كار كرد.
به گزارش مهر، پيشنهاد تشكيل شوراي مشاوره مساجد و امامان جمعه يكي از 100 پيشنهادي است كه توسط نيروي عملياتي مسلمانان مطرح شد.
نيروي عملياتي مسلمانان از سوي دولت انگلستان به دنبال حملات انفجاري هفتم ژوئيه تشكيل شد و مورد حمايت قرار گرفت.
براساس اظهارات مؤسسان، اين شورا در راستاي ايجاد اطمينان نسبت به صلاحيت ائمه جمعه براي هدايت صحيح جوانان مسلمان فعاليت مي كند و همچنين بر توسعه خط مشي واعظاني كه در بريتانيا تحصيل كرده و مي توانند به واسطه زبان انگليسي با جوانان مسلمان ارتباط برقرار كنند نيز متمركز خواهند شد.
خورشيد احمد از انجمن بريتانيايي مسلمانان كه يكي از چهار سازمان حامي شوراي مشورتي است، گفت: مشكلات نظارتي بسياري در مساجد وجود دارد و بايد واقع گرايانه و صادقانه رفتار كنيم. بسياري از ائمه جمعه توانايي برقراري ارتباط با نسل جوان را ندارند و به همين دليل اين شورا مي تواند آنان را در راستاي ايجاد اين توانايي ياري دهد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- با تصويب يك آيين نامه؛ اعضاي هيأت علمي دانشگاه تهران تمام وقت شدند
حذف ضريب حق التدريس از مقاطع كارشناسي ارشد و دكتراي دانشگاه تهران در سومين جلسه شوراي دانشگاه در سال 1385 كه به رياست آيةا... عميد زنجاني برگزار شد به تصويب رسيد. به گزارش مهر، در اين جلسه كه با حضور اعضاي شورا در تالار اميركبير برگزار شد، دكتر مقاري، معاون طرح و برنامه دانشگاه گزارشي از وضعيت بودجه و اعتبارات دانشگاه و تخصيص آن به واحدهاي دانشگاهي ارايه كرد. اعطاي پايه ترفيع تشويقي به اعضاي هيأت علمي كه داراي مقام قهرماني بين المللي ورزشي هستند، حذف ضريب حق التدريس از مقاطع تحصيلات تكميلي و طرح تمام وقتي اعضاي هيأت علمي و آيين نامه ترفيع از جمله موضوعاتي بود كه در اين جلسه مورد بحث و بررسي قرار گرفت. همچنين با رأي موافق اكثريت اعضاي اين شورا "حذف ضريب حق التدريس از مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا" به تصويب رسيد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مديران فرهنگي دانشگاهها در بيانيه اي عنوان كردند ؛ تشكيل معاونت فرهنگي در ساختار سازماني دانشگاهها ضروري است
مديران فرهنگي دانشگاههاي سراسر كشور در بيانيه اي برتشكيل معاونت فرهنگي در ساختار سازماني دانشگاهها تأكيد كردند. به گزارش ايسنا، در بيانيه نهايي گردهمايي مديران فرهنگي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي كشور آمده است: اهميت مسايل فرهنگي دانشگاه و حجم وسيع فعاليتهاي حوزه دانشجويي در معاونت دانشجويي و فرهنگي ضرورت تشكيل معاونت فرهنگي در ساختار سازماني دانشگاهها را امري اجتناب ناپذير و لازم مي نماياند و لازم است اعتبارات، اختيارات، و امكانات متناسب با مسؤوليت خطير فرهنگي، به مديران اين حوزه واگذار شود. اين بيانيه مي افزايد: با توجه به ارتباط مستقيم مديران فرهنگي با بدنه دانشجويي و شناخت مستقيم و ملموس از نيازهاي فرهنگي دانشجويان، ضروري است نظر مديران فرهنگي در تمامي تصميم گيريهاي مهم و عالي فرهنگي دانشگاهها لحاظ شود. همچنين ضروري است با توجه به سرانه اي شدن بودجه فرهنگي دانشگاهها، بودجه هاي مربوط به اين حوزه به طور مستقل و با رديف مشخص تنظيم و براي برنامه ريزي بهتر به مديران فرهنگي ابلاغ گردد. در اين راستا توجه به دانشگاههاي كوچك و اعطاي اعتبارات بيشتر به آنان جهت انجام حداقل فعاليتهاي فرهنگي از محل اعتبارات متمركز وزارت متبوع امري لازم است. براساس اين بيانيه، با توجه به پيچيدگي مسايل فرهنگي و تغييرات و تحولات سريع در اين حوزه، لزوم آموزش مستمر مديران و كارشناسان فرهنگي امري ضروري است، لذا از وزارت علوم تقاضا مي گردد نسبت به برگزاري دوره هاي آموزشي در سطح مناطق و ملي اقدامات لازم انجام شود. مديران فرهنگي دانشگاهها درپايان پيشنهاد كردند كه در راستاي ارتباط مستمر و تبادل نظر بين مديران فرهنگي و ستاد مربوطه در وزارتخانه، گردهمايي مديران فرهنگي دانشگاهها هر سه ماه يكبار تشكيل شود.