---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زندگي خوابگاهي تجربه اي براي آينده
(قسمت دوم/ پاياني) ٭ زهرا دلپذير هر سال ميزان پذيرش دانشجو از سوي مراكز آموزش عالي افزايش مي يابد و اين در حالي است كه تعداد كمي از اين دانشجويان موفق به ادامه تحصيل در دانشگاههاي ديار خود مي شوند و بقيه مجبورند شهرشان را ترك كرده و درخوابگاههاي دانشجويي شهر محل تحصيل خود مستقر شوند.
فردي كه مي خواهد براي اولين بار زندگي جديد خوابگاهي را تجربه كند با مشكلات تازه اي مواجه مي شود. از يك سو ورود به يك مكان جديد و قطع وابستگيهاي چندين ساله يا به عبارت بهتر مشكلات روحي و رواني، گاه وي را در معرض آسيبهاي جدي قرار مي دهد و از سوي ديگر كمبود امكانات رفاهي و فرهنگي براي وي مشكل ساز است. در قسمت اول اين گزارش در گفتگو با دانشجويان خوابگاهي و مسؤولان فرهنگي و رفاهي دانشگاه، مشكلات زندگي خوابگاهي و راه حلهاي آنها را بررسي كرديم و در اين قسمت ادامه اين مبحث را پي مي گيريم...
مشكلات خوابگاه؛ رفاهي يا فرهنگي؟! مهدي عسكري دانشجوي ساكن در خوابگاه كوي دانشگاه تهران درباره مشكلات زندگي خوابگاهي مي گويد: به عقيده من بخش قابل توجهي از مشكلات خوابگاههاي دانشجويي ما به مسايل رفاهي برمي گردد به طوري كه در حال حاضر ما در خوابگاه با كمبود امكانات تفريحي و رفاهي مواجهيم. اما بهزاد نقوي مشكل عمده خوابگاهها را كمي امكانات فرهنگي مي داند، وي كه ساكن خوابگاه كوي دانشگاه تهران است اظهار مي دارد: ما هنوز فاقد يك كتابخانه مجهز در خوابگاه هستيم، در حالي كه اگر مسؤولان توجه كنند كه چه ميزان از اوقات فراغت دانشجويان در خوابگاه مي گذرد، ايجاد يك كتابخانه مجهز، حداقل كاري است كه براي استفاده بهينه از اوقات فراغت دانشجويان مي توانند انجام دهند. وي مي افزايد: من متعجبم كه چرا مسؤولان با وجود كم كاريهايي كه در حوزه فرهنگي دارند باز هم متوقعند كه دانشجويان دچار آسيب نشوند.
خوابگاه و وحدت ملي دكتر قمصري معاون فرهنگي دانشگاه تهران در اين باره مي گويد: هر چند دانشجويي كه وارد دانشگاه مي شود قبلاً شخصيتش شكل گرفته و نمي توان درمدت كوتاه حضور وي در دانشگاه كمبودهاي دو دهه قبلش را مرتفع كرد و بايد به اين مسايل در محيط آموزشي دبستان، راهنمايي و دبيرستان پرداخت، با اين وجود ما مسؤوليت سنگيني بر دوش داريم و در اين راستا بايد فعاليتهاي فرهنگي مناسبي انجام دهيم، و اين فرصتي است كه از تجمع دانشجوياني با خرده فرهنگهاي گوناگون از نقاط مختلف كشور، در جهت تجمع وحدت ملي بهره برداري كنيم. معاون فرهنگي دانشگاه تهران مي افزايد: اداره خوابگاههاي دانشگاه تهران به عنوان يكي از ادارات زير مجموعه معاونت فرهنگي فعاليت مي كند كه بر امور فرهنگي خوابگاهها مثل انجام اردوهاي مختلف و فعاليت كانونهاي فرهنگي و هنري و... نظارت دارد. وي ادامه مي دهد: يك بخش عمده از فعاليتهاي فرهنگي خوابگاهها به امور مذهبي اختصاص دارد كه توسط مسجد كوي و دفتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در خوابگاهها و با هماهنگي مديريت كوي خوابگاهها انجام مي شود همچنين بخش فرهنگي جهاد دانشگاهي در كوي دانشگاه مستقر است و مجموعه فعاليتهايي مثل فعاليتهاي سينمايي، ورزشي و فرهنگي را انجام مي دهد.
مهندس علي فرهادي، مدير كل امور خوابگاههاي دانشگاه تهران نيز با اشاره به اين كه خوابگاه صرفاً يك محل خواب و استراحت براي دانشجو نيست، بلكه محل زندگي اوست كه قسمت عمده اوقات فراغتش در آن سپري مي شود؛ اظهار مي دارد: خوابگاههاي كوي دانشگاه تهران را كه به صورت متمركز اداره مي شوند، بايد ايران كوچك ناميد، زيرا دانشجوياني با قوميتهاي مختلف از سراسر ايران در آن اسكان دارند و اين اندازه تنوع در هيچ خوابگاهي به اين وضوح ديده نمي شود. وي ادامه مي دهد: براي پاسخگويي به اين نسل جوان و پرشور كه متناسب با جنسيت، فرهنگ و آداب و رسوم خود توقعات مختلفي دارند بيش از هر چيز نيازمند برنامه ريزي هستيم، البته برنامه ريزي كه با مشاركت خود دانشجويان باشد، يعني نمي توان به اين مسأله فرهنگي، نگاهي صرفاً اداري داشت. وي تأكيد كرد: اين برنامه ريزي بايد علاوه بر اين كه مدون، اصولي و كارشناسانه باشد، دستخوش سليقه افراد قرار نگيرد و از سوي ديگر امكانات موردنياز براي اجراي آن فراهم شود. مديركل امور خوابگاههاي دانشگاه تهران مهمترين دليل مشكلات فرهنگي خوابگاههاي دانشجويي را مشخص نبودن متوليان امور فرهنگي مي داند و مي گويد: متأسفانه معاونت فرهنگي، اداره كل امور فرهنگي و جهاد دانشگاهي به طور مجزا حوزه خاصي را در دانشگاهها اداره مي كنند و هر يك خود را متولي بخشي از امور فرهنگي خوابگاهها مي دانند و اين مسأله كيفيت را پايين و بار مالي آن را بالا مي برد، در حالي كه اگر اين تشكلها با هم مشاركت داشته باشند و به عبارت ديگر اين كثرت به وحدت بدل شود، كيفيت به حد قابل توجهي بالا مي رود. مهندس فرهادي در مورد اقدامات فرهنگي و رفاهي انجام شده در كوي دانشگاه تهران مي گويد: ما به مناسبتهاي ملي و مذهبي، اردوهاي سياحتي و زيارتي و همچنين مسابقات ورزشي و فرهنگي را در قالب يادواره هاي مختلف در خوابگاهها برگزار مي كنيم. وي ادامه مي دهد: يكي از اقداماتي كه در حال حاضر مشغول تدارك آن هستيم، ايجاد شبكه فيبر نوري در خوابگاههاست تا دانشجويان بتوانند به راحتي به اينترنت دسترسي پيدا كنند كه در اين صورت بخش مهمي از اوقات فراغت آنها پر خواهد شد. مهندس فرهادي خاطرنشان مي كند: اگر نهادهايي كه متولي امور فرهنگي هستند با همفكري و مشاركت هم، برنامه جامعي را در مورد مسايل كلي و جزيي خوابگاههاي دانشجويي ارايه دهند، بسياري از مشكلات خوابگاههاي دانشجويي كاسته خواهد شد.
مشكل يا آسيب؟! با شنيدن خبري درباره تأسيس خانه فرهنگ دانشجويي در دانشگاه شهيد بهشتي به سراغ مسؤولان اين دانشگاه رفتيم، اما به رغم تماسهاي مكرر، مسؤولان از پاسخ به سؤالات خبرنگار ما اجتناب ورزيدند! دانشگاه اصفهان، مركز ديگري بود كه براي انجام مصاحبه در مورد خوابگاههاي دانشجويي با آنها تماس گرفتيم.
اسماعيلي مدير كل امور دانشجويي دانشگاه اصفهان، مهمترين دليل مشكلات خوابگاههاي دانشجويي را كمبود بودجه از يك سو و افزايش ظرفيت دانشجو از سوي ديگر مي داند. وي ادامه مي دهد: ما در حال حاضر در خوابگاههايمان با آسيب جدي مواجه نيستيم، مثلاً در فصل امتحانات فشار بيش از حدي به دانشجويان وارد مي شود كه امري طبيعي است و اقتضاي شرايطي است كه دانشجو در آن قرار گرفته و به محض بر طرف شدن اين شرايط آسيب هم برطرف مي شود، چون آسيب، بايد آسيب شناسي شود و تهديداتي را به دنبال خودش دارد و در واقع آنچه ما با آن مواجهيم؛ مشكل است، نه آسيب. وي كه نمي خواهد مشكلات خوابگاههاي دانشگاه اصفهان را بازگو كند درباره اقدامات اين دانشگاه اظهار مي دارد: ما در بخش فرهنگي كانونهاي زيادي را تأسيس كرده ايم، همچنين امكاناتي مانند كافي نت، بازارچه و تهيه فيبر نوري براي خوابگاهها از ديگر اقدامات ماست. وي مي افزايد: در بحث تغذيه، كل سيستم غذايي خوابگاه اتوماتيك شده است و علاوه بر تنوع غذايي، ميوه نيز جزو برنامه غذايي روزانه دانشجويان قرار گرفته است.اسماعيلي تصريح مي كند: تجربه زندگي در خوابگاه علي رغم تمام مشكلاتي كه دارد بهترين فرصت براي اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري دانشجويان است.
خلأ عاطفي؛ مهمترين مشكل زندگي در خوابگاه مشكلات روحي و عاطفي دانشجويان خوابگاهها يكي از مسايل مهمي است كه نبايد از آن غفلت كرد.
دكتر دولتيار باستاني روانشناس و استاد دانشگاه در اين زمينه مي گويد: شايد مهمترين مشكلي كه دانشجويان خوابگاههاي ما را از نظر رواني تهديد مي كند، دوري از خانواده اي است كه سالها در كنارشان زندگي كرده و با آنها انس گرفته اند و به فراخور اين احساس جدايي به واكنشهاي خاص دست مي زنند، به عنوان مثال دچار وابستگيهاي شديد عاطفي شده و يا به بيماريهاي جسماني گرفتار مي شوند. اين روانشناس ادامه مي دهد: با توجه به جنسيت، نوع مشكلات ما در خوابگاههاي پسران ودختران متفاوت است، اما از جمله مشكلات روحي مشتركي كه در هر دو جنس مشاهده مي شود مي توان به اضطراب، افسردگي يا افت تحصيلي و گاهي گرايش به استفاده از داروهاي خواب آور و... اشاره كرد. دكتر دولتيار مي افزايد: اگرچه بسياري از افراد، مهمترين مشكل دانشجويان خوابگاهي را كمبود امكانات رفاهي مي دانند، اما مهمترين مشكل اين افراد برآورده نشدن نيازهاي روحي شان است و به همين دليل گاهي دچار تبعات مسايل اجتماعي نيز مي شوند، زيرا خيلي از افراد سودجو از تنهايي و بي تجربگي اين افراد استفاده كرده و آنها را در دام خود گرفتار مي كنند. وي سپس به نقش خانواده در كاهش مشكلات روحي اين دانشجويان اشاره مي كند و مي گويد: اگر پدر و مادرها مهارتهاي برخورد با مشكلات اجتماعي را در كودكي به فرزندانشان بياموزند، وقتي كه بچه ها پا به زندگي خوابگاهي گذاشتند، راحت تر مي توانند در برابر وسوسه ها و مشكلات مقاومت كنند. اين روانشناس ادامه مي دهد: حمايت عاطفي خانواده ها، از فرزند خوابگاهيشان در آرامش رواني آنها بسيار مؤثر است، زيرا ممكن است كه دانشجويان خوابگاهي به طور ناخودآگاه درگير خطاهايي كوچك شوند، اما هيچ گاه نبايد احساس كنند كه خانواده آنها را تنها گذاشته است، حتي برخي از پدر و مادرها با عبارتهاي زيبايي مثل اين كه تو ديگر بزرگ شده اي و مي تواني گليمت را از آب بيرون بكشي، فرزند خود را تنها مي گذارند، در حالي كه يك جوان 18، 19 ساله شهرستاني توان مقابله با مشكلات را ندارد. بنابراين اگر خانواده ها به طور مرتب، مخصوصاً در سال اول به فرزندشان سر بزنند و يا لااقل تماسهاي مكرر با وي داشته باشند علاوه بر اين كه باعث دلگرمي او مي شوند، مي توانند از مسايل و گرفتاريهايش با خبر بشوند، زيرا خيلي از اوقات بچه ها در محيط خوابگاه مورد تهديد و پرخاش قرار مي گيرند و نمي توانند اين مسايل را با كسي در ميان بگذارند، در حالي كه اگر خانواده ها از اين موضوع آگاهي داشته باشند، مي توانند با همكاري مسؤولان دانشگاه اين مشكل را برطرف كنند و اگر دانشجويان به ويژه دانشجويان سال اول طوري وقتشان را برنامه ريزي كنند كه لااقل دو، سه روز آخر هفته در كنار خانواده باشند، احساس جدايي و تنهايي آنها به نحو چشمگيري كاهش مي يابد. از سوي ديگر مسؤولان دانشگاهها بايد شرايط جا به جايي دانشجويان را به راحتي فراهم كنند و خيلي خوب است كه در موقع انتخاب رشته محدوديت قانوني براي انتخاب دانشگاههايي در شهرهاي با فاصله بيش از 300 كيلومتر ايجاد شود، زيرا انتخاب شهرهاي دوردست علاوه بر اين كه هزينه هاي بسيار زيادي را بر خانواده ها تحميل مي كند، سلامت روان فرزندان را تهديد مي كند. اين روانشناس خاطرنشان مي كند: اگر مسؤولان خوابگاهها به جاي كنترل محسوس، كنترلهاي نامحسوس رواني را اعمال كنند در كاهش آسيبها بسيار مؤثر خواهد بود.
خوابگاه عامل فرهنگ پذيري دانشجو اما از ديدگاه جامعه شناسي، زندگي در خوابگاههاي دانشجويي چه آثار و پيامدهايي دارد؟
دكتر مهاجري، جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران در پاسخ به اين سؤال مي گويد: من به عنوان يك تحليلگر مسايل اجتماعي معتقدم كه مي توان حضور يك دانشجوي شهرستاني را در خوابگاه در چهار كاركرد پنهان، آشكار، مثبت و منفي و البته با توجه به وضعيت تأهل، سن، درآمد خانواده دانشجو و شيوه مديريت و موقعيت جغرافيايي و فيزيكي خوابگاه و شهري كه دانشجو در آن قرار دارد، بررسي كرد. وي اضافه مي كند: از سوي ديگر بين دانشجو، خوابگاه و حتي شهري كه خوابگاه در آن واقع شده تأثير متقابل وجود دارد، يعني هم خوابگاه مي تواند دانشجويان را تغيير دهد و هم دانشجويان بر روي فضاي رواني، فرهنگي و اجتماعي خوابگاه اثر گذار باشند. اين جامعه شناس با بيان اين كه اين تغييرات نبايد خانواده ها و مسؤولان فرهنگي و دانشگاهي را نگران كند، چرا كه اين تغييرات منجر به آسيبهاي جدي نخواهند شد؛ اظهار مي دارد: البته منظور من اين نيست كه خوابگاهها داراي آسيبهاي منفي نيستند، بلكه به نظر من ميزان اين آسيب ها نگران كننده نيست و نبايد به عنوان يك تهديد جدي به آنها نگريست. دكتر مهاجري سپس به آسيبهاي زندگي خوابگاهي اشاره مي كند و مي گويد: اولين آسيب به دليل وجود تفاوتهاي فرهنگي است، زيرا به دليل قرار گرفتن خرده فرهنگهاي متعدد در كنار هم ممكن است فضاي چالش برانگيز و آسيب پذيري ايجاد و موجب تعارض، تضاد و يا حركت به سوي بي هويتي فرهنگي شود. آسيب دوم، ارتباطات فرد خوابگاهي است كه ممكن است او را درمعرض آسيبهاي رواني مانند انزوا، افسردگي و احساس غربت و ناكامي قرار داده و كارايي فرد را در تحصيلاتش كاهش دهد. آسيب سوم فرهنگ پذيري و جامعه پذيري دوباره فرد در خوابگاههاست كه در صورت همراه نبودن با مراقبتهاي اجتماعي و تدبير، ممكن است فرد را دچار دوگانگي شخصيت كند. وي در توضيح اين مطلب مي گويد: ممكن است يك دانشجو به دليل قرار گرفتن در محيط جديدي كه با اطلس جغرافيايي، رواني و اجتماعي آن انس و الفتي پيدا نكرده و نسبت به آن احساس تعلقي ندارد و همچنين دريافت اطلاعات و آموزشهاي غير اصولي در خوابگاه، از گروه هم جنسان و دوستانش- كه در تعارض با ارزشهاي فرهنگي و خانوادگي او هستند- علاوه بر متزلزل شدن جايگاهش در خانواده حتي موقع بازگشت به شهر و ديارش دچار مشكلات اجتماعي و فرهنگي شود. اين استاد دانشگاه با اشاره به اين كه زندگي در خوابگاه تأثيرات بسيار مثبتي نيز دارد، اظهار مي كند: زندگي خوابگاهي علاوه بر اين كه نقش مهمي در اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري فرد داشته و به وي چگونگي تعامل با ديگران را مي آموزد، او را به فردي مستقل و خودساخته تبديل كرده و فضاي رواني، جمعي مستعد و مطلوبي را براي تحصيل و انجام پژوهش در دسترسش قرار مي دهد.
لزوم مديريت خوابگاهها دكتر مهاجري با بيان اين كه اگر مديريت صحيحي بر خوابگاههاي دانشجويي حاكم باشد و اين خوابگاهها از فضاي مطلوبي متناسب با نيازهايشان برخوردار باشند، اين آسيبها به ميزان قابل توجهي كاهش مي يابد، مي گويد: اگر دانشگاهها بين عرضه وتقاضا توازن داشته باشند و مديران خوابگاه با نظرسنجي و شناخت درست و مطالعات سنجيده افرادي را كه از نظر اجتماعي، بينش و نگرش شبيه هم هستند و به عبارت ديگر خرده فرهنگهاي مختلف را در كنار هم قرار داده و آنها را به يك ظرفيت و قابليت تبديل كنند و از سوي ديگر امكانات موجود در خوابگاه به امكانات زندگي اجتماعي دانشجوياني كه در خوابگاه مهمان مي شوند، نزديك شود و حلقه اتصالي بين فضاي عاطفي، رواني واجتماعي خانه با فضاي علمي و دانشگاهي ايجاد شود ميزان آسيب پذيري كم و اثربخشي سودمند بيشتر مي شود. مطلب ديگر درباره مديريت خوابگاهها اين است كه متأسفانه مديران خوابگاه به دليل برخوردار نبودن از آموزشهاي لازم نمي توانند آموزشهاي لازم را براي استفاده بهينه از خوابگاه در اختيار دانشجويان قرار دهند، زيرا در فضاي جديد خوابگاه مقررات، ارزشها و هنجارهايي مطرح مي شود كه نيازمند اطلاعات مناسب و آگاهي بخش است. به عقيده من، مديريت در خوابگاه يكي از سخت ترين انواع مديريت است، زيرا در واقع مديريت خوابگاه، مسؤول يك جامعه كوچك با خرده فرهنگهاي متفاوت است.