---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گفتگو با مديرعامل كانون هموفيلي؛قصه آنهايي كه خونشان رنگين تر نيست!
در هفته حمايت از بيماران هموفيلي قرار داريم هموفيلي يكي از بيماري هاي ارثي است كه توسط ژن مغلوب منتقل مي شود. اين افراد به دليل كمبود فاكتورهاي انعقادي در خونريزي ها دچار مشكلاتي مي شوند، كه با دريافت اين فاكتورهاي خوني به شكل دارو مي توانند مانند من و شما زندگي كنند.
براي آشنايي بيشتر از وضعيت اين بيماران در كشور گفتگويي با احمد قويدل، مديرعامل كانون هموفيلي ايران انجام داديم كه شما را به خواندن آن دعوت مي كنيم:
آقاي قويدل! در آستانه روز حمايت از بيماران هموفيلي هستيم، براي ما توضيح بدهيد كه كانون هموفيلي در چه زماني تأسيس شد؟ كانون هموفيلي از سال 1346 همزمان با ايجاد سازمان انتقال خون تأسيس شد و تشكيل آن به اين دليل بود كه مفهوم اهداي خون براي افكار عمومي تبيين شود. اين كانون را خانواده هاي بيماران هموفيلي، پزشكان و متخصصان هماتولوژي تأسيس كردند و اساس تشكيل آن آشنايي با فدراسيون جهاني هموفيلي بود. اين كانون جزو قديمي ترين سازمانهاي غيردولتي به شمار مي آيد و مي توان اين گونه تعريف كرد كه "مؤسسه اي خيريه غيرسياسي و غيردولتي" است. تأمين هزينه هاي برنامه هاي كانون هموفيلي مطابق با اساسنامه آن انجام مي شود، ولي با توجه به اينكه در كشور ما هيچ مرزي بين مؤسسات دولتي و غيردولتي به طور شاخص وجود ندارد، دولت در خيلي از موارد در برنامه هاي مؤسسات غيردولتي كمكهايي را مي كند كه در حقيقت وزارت بهداشت بودجه اي را به اين كانون اختصاص مي دهد. انجمن هم تلاش دارد تا بيماران هموفيلي از نظر درماني، اجتماعي و رفاهي در شرايط مناسب زندگي كنند. به موازات اين اولويت، كانون با توجه به مشكلاتي كه اين بيماران دارند، از تولد كودك مبتلا به هموفيلي پيشگيري مي كند و همچنين اين كانون براي بيماران هموفيلي كه مصرف كننده خون و فرآورده هاي خوني هستند بحث سلامت خون بسيار مهم است؛ چون ممكن است با تزريق خونهاي آلوده به بيماري هاي ديگري نظير ايدز و هپاتيت مبتلا شوند. اين كانون با ورود خون از خارج كه استانداردهاي بين المللي دارند، با حساسيت برخورد مي كند و با آزمايشهايي سلامتي آنها را تضمين مي نمايد.
شما سلامتي خوني را كه در اختيار بيماران هموفيلي قرار مي گيرد جزو وظايف كانون هموفيلي نام برديد، اما ما شاهد قرباني شدن تعداد زيادي از بيماران به دليل دريافت خون آلوده بوديم، در اين خصوص چه نظري داريد؟ بحث اساسي كه در مورد آلودگي ها مطرح است، بحث آلودگي خون نيست، بلكه آلودگي فرآورده هاي خوني است. بحث اصلي كه موجب آلودگي بيماران هموفيلي شد، آلودگي فرآورده هاي خوني است؛ يعني آلودگي محصولاتي كه از خونهاي آلوده تهيه شده اند. ما در مراحلي با آلودگي فرآورده هاي خوني رو به رو بوديم؛ در سالهاي 1363 و 1364 كه فرآورده هاي خوني از فرانسه وارد شد باعث گرديد كه بيماران هموفيلي به بيماري هاي هپاتيت و ايدز مبتلا شوند كه اين قضيه همزمان بود با رسوايي بزرگ خون در كشور فرانسه و موجب بدنامي سازمان انتقال خون فرانسه شد و در ايران چيزي حدود 200 تا 300 نفر قرباني اين آلودگي شدند، با توجه به اين حادثه ايران به فكر توليد فرآورده هاي خوني افتاد. در واقع مسؤولان با انگيزه بالايي سعي كردند صدمه اي كه به بيماران هموفيلي وارد شده است، با توليد فرآورده هاي خوني داخلي جبران كنند. مركزي به نام مركز پژوهش و پالايش خون تشكيل شد كه متأسفانه اين پالايشگاه فاقد سيستمي بود كه بتواند ويروس زدايي كند، جالب اينكه در جلسه هاي دادگاه قربانيان اين حادثه، سازمان انتقال خون در دفاع از خود ابراز مي كرد كه اين امكانات را داشتيم كه اين عملاً واقعيت نداشت. براساس شاخصهاي آماري، آلودگي بيماران هموفيلي به دليل دريافت فرآورده هاي خوني آلوده در ايران به 80 درصد رسيد. سيماي بيماران هموفيلي را در كشور ايران براي ما توصيف كنيد. ايران جزو معدود كشورهاي در حال توسعه است كه دسترسي به فرآورده هاي خوني براي بيماران هموفيلي بسيار آسان است. قيمت اين فرآورده ها در ديگر كشورها بسيار بالاست ولي دسترسي بيماران ما به اين فرآورده ها شايد بتوان گفت كه بي نظير است و در مقايسه با كشورهاي پيشرفته، ايران به حداقل استانداردهاي جهاني، دست يافته است. با اينكه سهم كشور ما از فرآورده هاي خوني نسبتاً خوب است، اما به دليل نظارت نداشتن دولت بر امر توزيع، بيماران ما هميشه از كمبود دارو رنج مي برند. از سوي ديگر نياز اين بيماران به مراكز تخصصي بسيار جدي است و داشتن يك مركز تخصصي در مركز هر استان براي اين بيماران الزامي است؛ زيرا اين بيماران درمان جامعي را نياز دارند؛ مانند مشاوره ژنتيك و بحث پيشگيري قبل از تولد، ارتوپدي و فيزيوتراپي و دندانپزشكي. اين كار را در تهران انجام داده ايم و اولين مركز تخصصي را ايجاد نموده ايم كه در منطقه مديترانه شرقي بي نظير است. همچنين براي اينكه بيماران هموفيلي از سراسر كشور بتوانند از اين امكانات استفاده كنند، خوابگاه هايي را برايشان تدارك ديديم. ما سعي كرديم تا در برخي از مراكز استانها مانند خراسان درمانگاه هاي تخصصي را ايجاد كنيم. با توجه به اينكه نيازهاي بيماران هموفيلي نسبت به تعدادشان زياد است، انجمن پيشنهاد كرده كه در ايجاد مراكز درماني با بيماران ديابتي هماهنگي هاي لازم صورت گيرد و مراكز درماني براي اين دو قشر ساخته شود. مهمترين بحث در رابطه با بيماران هموفيلي ارايه اطلاعات و آگاهي به مردم در خصوص اين بيماري است تا درك صحيح و در نتيجه برخورد مناسبي با اين بيماري داشته باشند. بسياري از بيماران به دليل نداشتن فاكتور انعقادي، خونريزيشان در آسيبها تداوم دارد كه با توجه به پيشرفت علم و در دسترس بودن دارو اين بيماران حتي در منازلشان عملاً مي توانند مانند يك فرد سالم زندگي كنند. مردم به دليل ناآگاهي نسبت به اين بيماري، يك بيمار هموفيلي را يك بيمار ناتوان در نظر مي گيرند و اين سبب افسردگي بيماران مي شود. در حالي كه اين بيماران قادرند به كار، تحصيلات در مقاطع بالا و زندگي عادي خود ادامه دهند. اولين توقع ما از مردم اين است كه يك بيمار هموفيلي را مانند افراد ديگر جامعه بپذيرند و با بيماران هموفيلي برخورد نامناسبي نداشته باشند، بايد نگاهها را عوض كرد.
آقاي قويدل! هزينه هاي درماني اين بيماران چقدر است؟ اين كانون حدود 6500 عضو دارد كه هزينه داروهاي وارداتي حدود چهل ميليون دلار در سال است، اين رقم زماني قابل لمس است كه بدانيم كه كل جمعيت كشور 260 ميليون دلار در سال دارو لازم دارند. در راستاي كنترل اين هزينه ها فقط بايد از به دنيا آمدن افراد مبتلا به هموفيلي جلوگيري كرد.
افراد تحت پوشش اين كانون چه تعدادي هستند؟ در ايران حدود 6500 نفر مبتلا به هموفيلي هستند كه با توجه به توسعه علم، مي توان گفت امروزه حدود يك درصد افراد جهان به اين بيماري مبتلا مي باشند. در كشورمان 600 تا 700 هزار بيمار هموفيلي داريم كه تنها 600 تا 700 نفر آنان شناسايي شده اند. به همين منظور شناسايي زناني كه به اين بيماري مبتلايند در دستور كار ما قرار گرفته است. وقتي كه خانمها خون دماغهاي بي مورد، كبودي هاي زياد سطح بدن به خاطر ضربات خفيف و همچنين با كشيدن دندان خونريزي هاي غيرطبيعي دارند بايد با مراجعه به آزمايشگاه علت اين موارد را جويا شوند. اين كانون در 24 مركز استان دفتر نمايندگي دارد و بيماران هموفيلي مي توانند با ما تماس بگيرند ... براي استحكام ارتباط بيماران با اين كانون يك مجمع عمومي داريم كه اعضاي آن نمايندگان تمامي بيماران هموفيلي كشورند كه هر 50 نفر يك نماينده از هر استاني عضو اين مجمع است. مثلاً براي استان خراسان با 550 نفر بيمار هموفيلي، 11 نماينده عضو اين انجمن هستند، پس بيماران يك شبكه تشكيلاتي دارند كه به مديريت اين كانون در تهران وصل هستند.
براي مشاركت مردم در برنامه هاي كانون چه تدابيري انديشيده ايد؟ ما پروژه هاي متفاوتي داريم. مردم در هر زمينه اي كه بخواهند، مي توانند با ما همكاري كنند و به طور مستقيم ما را در امور دارو و درمان ياري نمايند. همچنين مي توانند در هزينه ها نظارت داشته باشند و كمكها را خودشان به افراد تحت پوشش اين كانون بدهند.
تاكنون انجمن چقدر در اهدافش موفق بوده است؟ اين را بايد ديگران قضاوت كنند اين يك مؤسسه خيريه است كه مديران آن توسط بيماران انتخاب مي شوند. هدف اين كانون پاسخگويي به نياز بيماران هموفيلي است. مثلاً در بحث قربانيان آلودگي خون، ما از تمام توان خود استفاده كرده ايم و موفق شديم.يكي از موفقيتهاي ما اعتقاد مردم به دين اسلام و كمك به همنوع است.
آقاي قويدل! شعار امسال اين كانون چيست؟ شعار اين كانون به موازات شعار فدراسيون جهاني است؛ بهره مندي بيماران هموفيلي سراسر كشور از فرآورده هاي انعقادي سالم و كافي و همسو شدن با آن، بحث درمان براي همه. 75 درصد فرآورده هاي خوني دنيا را اروپا و آمريكا استفاده مي كنند. و فدراسيون هموفيلي جهان با اين شعار مي خواهد اين فاصله را از ميان بردارد. در كشور ما هم هنوز توزيع عادلانه اي براي دارو نداريم. كه بايد براي آن فكري كرد.
كانون هموفيلي در هفته حمايت از بيماران هموفيلي چه برنامه هايي دارد؟ براي اولين بار، روز اول هفته را روز جانباختگان هموفيلي نامگذاري كرديم كه مراسمي را در تهران در سالن كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان برگزار مي كنيم. جشن بزرگي را تدارك ديده ايم كه براي همه بيماران خاطره انگيز خواهد بود. برنامه بعدي در اين هفته،برطرف كردن چالش ميان ما با سازمان انتقال خون و وزارت بهداشت است. سازمان انتقال خون پدر دوم بيماران هموفيلي است زيرا بقا و زندگي بيماران هموفيلي به محصولات اين سازمان بستگي دارد. ولي به دليل بحثهاي قضايي ما با اين سازمان ارتباطي نداريم.
به چه شماره حسابهايي مي توان به كانون هموفيلي كمك كرد؟ شماره حساب 12 بانك ملت شعبه فياض بخش.
گفت و گو با دوتن از قربانيان خونهاي آلوده لطفاً خودتان را معرفي كنيد؟ غلامرضا وردخوان متولد 1335 هستم. من بزرگترين هتل ايران، در بندرعباس را ساخته ام.
شما يكي از دريافت كنندگان فرآورده هاي آلوده خوني هستيد، لطفاً كمي در اين مورد توضيح بدهيد؟ من مبتلا به هپاتيت C شدم و حالا سيروز كبد دارم و رشد سرطان تاطحال آمده است.
بيماري جديدي كه به بيماري هموفيلي شما اضافه شده چه محدوديتهايي را براي شما ايجاد كرده است؟ مشكلات ما آنقدر زياد است كه قابل بيان نيست. زندگي من خيلي راحت از بين رفت. همسرم من را ترك كرد و حالا با از دست دادن سلامتي ام، خانواده و سرمايه ام را هم از دست داده ام.
آيا اينها را مي توان به اين راحتي گفت؟ هيچ كس به سراغ من نمي آيد. و آن كسي هم كه به ديدار من مي آيد، از مبتلا شدن وحشت دارد. تنها كاري كه دولت براي ما كرده است، اينكه يك مبلغي را به عنوان ديه به ما داده اند. من سالها است منتظر دريافت كبد پيوندي هستم. به من مي گويند پول نقد بياور تا كبد دريافت كني. چرا اينقدر مسؤولان نسبت به ما بي مهرند؟ خدا شاهد اعمال ماست.
ما از خداي متعال براي شما آرزوي صبر مي كنيم و اميدواريم، مسؤولان هم نسبت به امثال شما بي توجه نباشند. همچنين همه مردم براي سلامتي شما دعا مي كنند. با تشكر از شما كه درد دلهاي ما را منعكس مي كنيد. ٭٭٭ لطفاً خودتان را معرفي كنيد؟ من حسين - س 30 ساله و ليسانسه هستم.
شما دريافت كننده فرآورده هاي خوني آلوده بوديد، چه مشكلي براي شما ايجاد شده است؟ من دچار بيماري ايدز شدم.
بر اثر اين بيماري جديد چه مشكلاتي برايتان پيش آمده است؟ من داروهاي زيادي در طول روز مصرف مي كنم كه بي اثر هستند. مشكل زانو دارم، ولي جراحي ام نمي كنند؛ زيرا خطر جاني هم براي خودم و هم آلودگي براي ديگران دارد.
از مسؤولان چه توقعي داريد؟ من نياز به دارويي دارم كه از خارج وارد مي شود كه قبلاً داده مي شد و مؤثرتر بود، ولي حالا اين دارو موجود نيست.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قلدر ها به بهشت نمي روند!
قسمت دوم و پاياني خصوصيات فرد قرباني : كودكاني كه مورد قلدري قرار مي گيرند (قربانيان) معمولاً (نه هميشه) ريز جثه تر، كم سن تر، ضعيف تر و داراي اعتماد به نفس و محبوبيت كمتر هستند. آنان ترسو هستند، نمي توانند احساسات خود را
بيان كنند و مهارتهاي ارتباطي ضعيفي دارند، تنها و خجالتي هستند و استعداد افسردگي و اضطراب در آنها بالاست. بعضي سعي مي كنند درماندگي، عصبانيت و ترس خود را پنهان نمايند و در درون به دليل وضعيت خود غصه مي خورند. بعضي احساس خود را با ناراحتي و گريه نشان مي دهند. در هر حالت آنان بيشتر مورد تمسخر قرار مي گيرند تا همدردي. بچه هاي ديگر آنان را به عنوان ضعيف و درمانده مي شناسند و كوششي براي مداخله نمي نمايند. احساس ضعف و درماندگي، انزوا و شرم قربانيان را افزايش مي دهد. آنان نوميدانه تلاش مي كنند توسط قلدرها مورد پذيرش قرار گيرند. كوشش مي كنند ديگران را راضي نگاه دارند، ولي با شكست مواجه مي شوند. اين تلاشهاي بي ثمر و شكستهاي مداوم آنان را متقاعد مي كند كه افراد بي ارزش و نفرت انگيزي هستند. آثار آسيب ديدگي مي تواند در لباسها، وسايل يا بدن آنان يافت شود. ممكن است نشانه هاي اضطراب مانند شب ادراري، از جا پريدن، پس رفت تكاملي، ناخن جويدن، قوز كردن و گوش به زنگ بودن در آنان ديده مي شود. تغييرات شخصيتي، بدخلقي، گريه، عصبانيتهاي ناگهاني، خستگي، فراموشكاري، شكايتهاي جسمي، اجتناب از رفتن يا دير رفتن به مدرسه و دور و بر معلم ها چرخيدن (به عنوان راهي براي پيشگيري از آزار قلدرها) مي تواند از ديگر علايم باشد.قرباني قلدري بودن، اعتماد به نفس را تخريب مي كند. تأثير اين عارضه مي تواند تا بزرگسالي نيز ادامه داشته باشد و احتمال افسردگي را افزايش دهد. البته احتمال تداوم نقش در قربانيان كمتر از احتمال تداوم نقش در قلدرهاست. اين كودكان همچنان كه بزرگتر مي شوند، راههاي تطابقي را بيشتر مي آموزند. بيشتر پسراني كه در سالهاي چهارم يا پنجم ابتدايي قرباني قلدري بوده اند، سابقه اي از قرباني بودن در سالهاي دبيرستان ندارند. پيش آگهي قربانيان در بزرگسالي نيز بهتر از قلدرهاست. در هر حال كودكان قرباني نيز نياز به روانپزشك دارند.
قربانيان تحريك كننده: اغلب قلدرها معتقدند كه قربانيان، خودشان تمايل دارند مورد آزار قرار بگيرند و حتي آن را طلب مي كنند، بنابراين حقشان همين است. پژوهشها نشان داده است كه تنها گروه كوچكي از قربانيان (حدود 10 درصد) عمداً و به شكلي تحريك آميز توجه قلدرها را به خود جلب مي نمايند. اين افراد كه اغلب پسرند، گاهي به عنوان پرخاشگران بي عرضه نيز شناخته مي شوند. اينها ممكن است از پسرهايي كه همزمان مورد تحسين و تنفرشان قرار دارند، تقليد نمايند و مردم را سرزنش يا مسخره كنند. اين كودكان اغلب مشكلات شخص قلدر و قرباني را همزمان دارا هستند. آنان مضطرب تر و افسرده تر هستند و احتمال مصرف مواد مخدر در آنان زياد است و جدي ترين اختلالات شخصيتي و ضعيف ترين وضعيت تحصيل را دارا هستند. كودكان ديگر، آنان را آزار دهنده، مجادله گر و متظاهر توصيف مي كنند. در موارد شديد ذهن آنان مملو از تخيلات انتقامجويانه است.
چه بايد كرد؟ قلدري براي قلدر، قرباني، شاهدان و فضاي آموزشي زيان بخش است. اغلب اين مسأله به اشتباه به عنوان معضلي غيرقابل اجتناب، حتي بخشي از دوران طبيعي رشد يا لازمه آن تلقي مي شود. متأسفانه بسياري از كودكان كه در مدرسه تهديد يا مسخره مي شوند اين مسأله را با بزرگسالان مطرح نمي كنند. تنها نيمي از دانش آموزان دوران ابتدايي و 1/3 درصد دانش آموزان دوران متوسطه از والدينشان كمك مي خواهند و تعداد بسيار اندكي سراغ معلم مي روند. تقريباً تنها 1/3 درصد قلدرها و 1/3 درصد قربانيان مراجعاتي به مشاور مدرسه، مددكار، روان شناس يا روانپزشك داشته اند.اگر قربانيان سكوت خود را بشكنند، بهتر مي توانند شرايط را تغيير دهند. كافي است عضوي از كاركنان مدرسه يا يك كارشناس بهداشت روان در جريان قرار گيرد.
بايد بدانيم بيشتر ميوه ها كه به ويژه در فصل تابستان فراوان هستند حاوي آنتي اكسيدان (موارد مقابله كننده در بروز راديكالهاي آزاد در بدن) بوده و به سبب داشتن انواع رنگ دانه هاي ارغواني به غشاي سلولها كمك كرده و مانع از تخريب آنها مي شوند.اين نوع ميوه ها در واقع مي توانند آب از دست رفته ناشي از گرما و املاح معدني در بدن كودكان و نوجوانان را جبران كنند.
اما جداي از اين، ميوه ها به قدري خاصيت دارند كه كلي گويي درباره آنها بيهوده است و بايد خواص هر يك از آنها را شناخت.
انگور
اشخاصي كه مرض قند دارند نبايد از معالجه با انگور هراسي داشته باشند، زيرا انگور تازه طبيعي قند خون آنها را بالا نمي برد، چون انگور داراي 80 درصد آب، 18 درصد قند و 5/1 درصد مواد مغذي است و نسبت قند در انگور، اين ميوه را يكي از غذاهاي ممتاز ساخته است. مصرف انگور همچنين از بيماري اسكوربوت، سرماخوردگي، كمبود كلسيم، اوره و سل جلوگيري مي كند.
مصرف انگور امراضي چون اسهال خوني، سياه سرفه، يبوست، ورم كوليت، ضعف و گاز نفخ روده ها، سوزاك، كم خوني، طحال، سوء هاضمه مزمن، ورم و درد معده مزمن، امراض عصبي و رواني، نقرس، تب خال، برونشيت و امراض قلبي و كيسه صفرا و بيماريهاي كليه را درمان و تب را قطع مي كند و تشنگي شخص را تسكين مي دهد، و در افرادي كه داراي مزاجي گرم هستند باعث تقويت توان جنسي مي شود.
هلو
هلو تب بر است و سموم را از بدن دفع مي نمايد و افرادي كه نگران اضافه وزن خود هستند مي توانند با مصرف اين ميوه وزن خود را كم كنند. هلو داراي مقاديري آب، مواد نشاسته اي، پتاسيم، فسفر، آهن، منيزيم، بورميوم و انواع ويتامين هاي A B, , C است. اين ميوه ملين و مدر است، به فعال شدن شيره معده كمك مي كند و باعث شفافيت و شادابي پوست چهره مي شود.گفته مي شود، كساني كه مي خواهند پوست شفافي داشته باشند از اين ميوه بيشتر استفاده كنند.همچنين افرادي كه دچار بوي بد دهان هستند، مي توانند با خوردن هلو اين عارضه را برطرف سازند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نكاتي درباره بيماري برگشت غذا از معده به مري (رفلاكس)؛سوزش سر دل
٭ دكتر احمد محمودآبادي-متخصص بيماري هاي داخلي ٭ قسمت دوم و پاياني "اگر از سوزش سردل رنج مي بريد يا اگر ترش كردن شما را آزار مي دهد" اين مقاله را حتماً بخوانيد
آنچه به عنوان دلايل اين بيماري گفته شد، شامل دو دسته مي باشند كه عبارتند از: عوامل ايجاد كننده و عوامل مساعد كننده. براي ايجاد علايم بايد هر دو دسته وجود داشته باشند، يعني اگر فردي به دليل فتق لغزشي دچار نارسايي دريچه تحتاني مري باشد، مي تواند با كناره گيري از همه عوامل مساعدكننده از جمله استرس روحي، عادتهاي غذايي و مصرف نكردن داروهاي نام برده شده تا حدود زيادي از عوارض اين بيماري مصون بماند.
3- تشخيص بيماري: اين بيماري مانند بسياري از بيماريهاي ديگر مي تواند چند چهره باشد، يعني گاهي با يك شكايت بيمار مانند شكايت از سوزش سردل و ترش كردن كه با چند سؤال پزشك، بيماري تشخيص داده شده و درمان مي شود اما گاهي به اقدامهاي تشخيص متعدد مانند انجام راديوگرافي، آندوسكوپي اندازه گيري فشار داخل مري (مانومتري) و يا ارزيابي PH داخل مري نياز پيدا مي كنيم. گاهي اگرچه شكي در تشخيص بيماري وجود ندارد ولي پزشك براي آگاهي از ميزان آسيب وارده به مري و يا براي آگاهي از وجود يا نبود اختلال ساختماني مانند وجود فتق لغزشي بيمار را مورد آندوسكوپي قرار داده و يا راديوگرافي درخواست كند.
4- درمان: درمان بيماري برگشت محتويات معده به مري را مي توان اين گونه خلاصه كرد:
1- درمان طبي: 1-1- تغيير عادات زندگي و غذايي : الف- اجتناب از: 1- سيگار كشيدن 2- غذاهاي چرب و پر حجم 3- چاي، قهوه ، شكلات، شيريني 4- الكل، سيگار 5- رب و سس گوجه فرنگي 6- داروهاي ضد نفخ مثل نعناع ب- تشويق براي: 1- مصرف 3 وعده غذاي كم حجم 2- مصرف غذاي پرپروتئين 3- بالا نگه داشتن سر از بستر حدود 15 سانتي متر 4- تا 3 ساعت پس از غذا نخوابيم 5- اگر وزن زياد است، كم كنيم 6 - از كمربند تنگ استفاده نكرده و بر شكم فشار وارد نكنيم 7- اجتناب از مصرف داروهاي ذكر شده آدالات (البته با مشورت پزشك)
1-2- استفاده از داروها: 1- داروهايي كه اسيد را خنثي مي كنند مثل شربت آنتي اسيد 2- داروهايي كه ترشح اسيد را كم مي كنند مثل خانواده راني تيدين و خانواده امپدازول 3- داروهايي كه معده را تخليه مي كنند مثل متوتوپراميد 4- داروهايي كه از مري محافظت مي كنند مثل سوكرافات
3-1- درمان غيرطبي - مثل جراحي در صورت لزوم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ضربان زمان
سبزي شسته نشده را در يخچال نگذاريم
به دليل اينكه احتمال دارد سبزي، كاهو، هندوانه، خربزه و طالبي در محيطهاي آلوده و با آب پس مانده فاضلاب رشد كرده باشد، مي تواند به ميكروبهاي خطرناكي همچون تب روده آلوده باشد. براين اساس، نگهداري ميوه و سبزي شسته نشده در يخچال، سبب انتقال ميكروب از اين مواد به ديگر مواد غذايي مي شود و اعضاي خانواده را به بيماريهاي عفوني مختلف از جمله بيماريهاي دستگاه گوارش مبتلا مي كند. آمارها نشان مي دهد بيشتر افرادي كه بر اثر مصرف اين گونه مواد غذايي آلوده به بيماريهاي عفوني مبتلا شده اند، با درمانهاي معمولي معالجه نشده و بايد در بيمارستان بستري شوند. بسياري از بيماريهاي دستگاه گوارش همچون اسهال، استفراغ، بيماري شبه وبا و تب روده در نتيجه رعايت نكردن نكات بهداشتي در تغذيه و مصرف غذاهاي آلوده در افراد بروز مي كند. همچنين افراد براي پيشگيري از ابتلا به بيماريهاي عفوني بايد از مصرف ميوه و سبزي آلوده و نگهداري آن در كنار ديگر مواد غذايي در يخچال خودداري كنند.
استخرهاي سر پوشيده، آسم را هم گسترش مي دهند
يك مطالعه جديد نشان مي دهد، ميزان ابتلاي كودكان به آسم با شنا كردن در استخرهاي سرپوشيده به نحو چشمگيري افزايش مي يابد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، محققان در بلژيك اطلاعات 190 هزار نوجوان 13 تا 14 ساله را در 21 كشور تجزيه و تحليل كردند. از اين نوجوانان خواسته شده بود مشكلات تنفسي، تب يونجه و اگزماي حساسيتي خود را شرح دهند. محققان در اين مطالعه متوجه فراواني آسم و خس خس سينه در شهرهاي كوچك و بزرگي شدند كه تراكم استخرهاي سرپوشيده در آنها زياد است. در اين مطالعه مشاهده شد، شيوع اين مشكلات در غرب اروپا بيشتر از شرق اروپاست كه خود نشان دهنده شمار بيشتر استخرها در بخش غربي اين قاره است.
رنگ مو در زمان بارداري ممنوع !
زنان باردار فقط از رنگ موهاي گياهي استفاده كنند. رنگ موها به سه دسته رنگهاي گياهي، فلزي و رنگهاي سنتتيك ارگانيك تقسيم مي شوند. رنگهاي سنتتيك كه بيشترين استفاده را در 60 سال اخير داشته اند، با وجود اينكه طبيعي ترين رنگ را به موها مي بخشند، حاوي ماده اكسيداتيو هستند و معمولاً به ساقه مو آسيب مي رسانند. از عوارض بسيار نادري كه در نتيجه مصرف اين نوع رنگ موها گزارش شده است، مي توان به سرطان زا بودن و يا كم خوني آپلاستيك اشاره نمود. با توجه به گزارشهايي كه در خصوص عوارض ناشي از رنگ موها داده شده است، توصيه مي شود در طول سه ماه اول حاملگي، از مصرف رنگ موهاي سنتتيك خودداري شود و با توجه به اين، رنگهاي گياهي مثل حنا و پوست گردو كه داراي ماده غير سمي هستند، پيشنهاد مي شود. در صورت لزوم، حتي در زمان شيردهي، فقط رنگ موي گياهي مصرف گردد.
ديابت زنان و آب سياه چشم
نتايج مطالعات نشان مي دهد، زنان مبتلا به ديابت نوع دو در معرض ابتلا به آب سياه چشم قرار دارند كه اگر درمان نشود، به مرور زمان به نابينايي آنان منجر خواهد شد. به نقل از دانشكده پزشكي هاروارد، طي مطالعاتي بر روي 76 هزار زن كه ميانگين سن آنها 40 سال بود مشخص شده، ديابت نوع دو با آب سياه چشم در ارتباط است، زيرا از ميان زناني كه مورد بررسي قرار گرفته بودند حدود 429 نفر آنان به آب سياه چشم مبتلا بودند كه بعد از بررسي سن، فعاليتهاي جسمي و عوامل ديگر مشخص شد زناني كه به ديابت نوع دو مبتلا بودند، حدود 82 درصد بيشتر از ديگر زنان در معرض ابتلا به آب سياه چشم قرار داشتند. همچنين، اين خطر در افرادي كه به مدت 5 سال به ديابت مبتلا بودند، بسيار بيشتر مشاهده شد اما در افرادي كه اين بيماري به مدت بسيار طولاني در آنان وجود داشت، خطر ابتلا به آب سياه چشم بسيار كمتر بود.
كاهش وزن يعني آلزايمر !
پژوهشها نشان مي دهد، كم شدن وزن زنان مي تواند يكي از علايم ابتلاي آنها به آلزايمر در آينده باشد. به نقل از نشريه Neurology، طي مطالعاتي بر روي هزار زن كه مبتلا به جنون شده بودند، مشخص شد اين افراد از حدود 10سال قبل به كاهش وزن مبتلا شده بودند زيرا كم كردن وزن تأثير بسزايي بر روي فعاليت مغز خواهد داشت و در آينده به آلزايمر منجر خواهد شد و با توجه به آمار مرداني كه مبتلا به بيماري آلزايمر بودند، 6 سال قبل از ابتلا به اين بيماري، به كاهش وزن دچار شده بودند. به عقيده محققان تفاوت در ابتلاي زنان و مردان به اين بيماري شايد به دليل تغييرات هورموني و كم شدن استروژن در زنان بعد از دوران يائسگي است كه خطر ابتلا به آلزايمر را در آنها افزايش مي دهد. محققان در تلاشند دريابند چه عواملي سبب كاهش وزن مي شود و با توجه به اين مورد بيماري آلزايمر را تا حدودي كاهش دهند.