---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به نمايشگاه پوشش اسلامي نيروي انتظامي؛«ريحانه» فقط شميم بهار را همراه داشتنمي دانم چطور شد كه سرانجام نيروي انتظامي به اين فكر افتاد كه نمايشگاهي با عنوان «ريحانه» و براي عرضه پوشش اسلامي داير كند. شايد به دليل كم كاري نهادهاي فرهنگي بود كه اين نيرو پا پيش گذاشت و شايد هم انتقادات زيادي كه در مورد داير كردن گشتهاي ارشاد به اين نيرو وارد شده بود، باعث شد تا آنها در عرصه فرهنگسازي نيز وارد عرصه شده و به اين وسيله عنوان كنند كه فقط به راهكارهاي انتظامي در برخورد با معضل بدحجابي نمي انديشند و در انديشه عرضه پوشش جايگزين و مناسب اسلامي هم هستند. به هر روي، اين نمايشگاه به مدت 10 روز بر روي مركزنشينان گشايش يافت و تعداد زيادي از مردم هم از آن بازديد كردند، اما همان طور كه از شواهد برمي آيد، تجربه اول هرگز بدون عيب و ايراد نيست و اين تجربه بنياد تعاون ناجا نيز خالي از اشكال نبود، به طوري كه تعدادي از بازديدكنندگان عنوان كردند كه انتظارات آنها برآورده نشد. * دور از انتظار
مرد ميانسالي كه با خبرگزاري فارس گفتگو كرده، مجموع نظرات خود را اين گونه بيان مي كند: وقتي خبر گشايش اولين نمايشگاه پوشش اسلامي را شنيدم، خيلي خوشحال شدم و با خودم گفتم كه سرانجام پس از سالها، فقر در حوزه پوشش اسلامي حل شد، اما با ورود به اين نمايشگاه فكر كردم به اشتباه وارد يك نمايشگاه پوشاك بهاره شده ام. وي مي افزايد: در اين نمايشگاه همان لباسهايي ديده مي شود كه در ميادين و فروشگاهها نيز شاهد آن هستيم، در حالي كه مي شد لباسهاي اسلامي را طراحي كرد و اين لباسها را مسؤولان غرفه ها و حتي برخي از شهروندان بپوشند. وي در مورد قيمت پوشاك عرضه شده نيز اظهار مي دارد: زماني كه لباس مناسبي در نمايشگاه نباشد ديگر قيمت و هزينه آن مهم نيست، چون ابتدا لباس را انتخاب كرده و سپس بر سر قيمت آن چانه مي زنيم، اما در مجموع بايد بگويم كه نه تنها قيمتها پايين نبود بلكه در برخي از موارد قيمتها بيشتر از مدلهاي مشابه بود. اما زنان بازديدكننده از اين نمايشگاه چه مي گويند، زهرا 19 ساله كه دانشجوي رشته حقوق است، در اين خصوص مي گويد: ايده برگزاري نمايشگاه پوشش اسلامي خوب بود، اما انتظار از اين نمايشگاه بسيار بيشتر از آنچه بود كه عرضه شد. وي كه به همراه مادرش به نمايشگاه آمده است، اظهار مي دارد: كالاهايي كه در اين نمايشگاه ارايه شده در سطح خوبي نيست و من ترجيح مي دهم كه مانتوي خود را از جاي ديگري بخرم. مادر اين دختر دانشجو نيز تصريح مي كند: نمايشگاه «ريحانه» عموميت ندارد و همه علاقه ندارند كه به اين مكان بيايند، خوب بود طرحهايي را كه براي مانتو داشتند، در حد طرح باقي نمي گذاشتند و توليد مي كردند. خانمي هم كه خود را كارمند يك شركت خصوصي معرفي مي كند، يادآور مي شود: قبل از ورود به اين نمايشگاه تمام فكرم به اين موضوع معطوف شده بود كه لباس اسلامي با پوششهاي ما چه تفاوتي دارد و جالب اين كه تفاوتهايي نيز ديدم، اين كه اين لباسها در نمايشگاه پوشش اسلامي عرضه شده پس حتماً اسلامي است، حتي اگر مانند مانتوهاي ميدان هفت تير باشد و ديگر اين كه هر لباسي كه گشاد، تيره، بلند و قديمي باشد؛ لباس اسلامي است. وي در خصوص قيمت پوشاك نيز خاطرنشان مي كند: امكان ندارد لباسي را در اين نمايشگاه پيدا كنيد كه از قيمت مشابه آن در مغازه هاي بيرون نمايشگاه، پايين تر باشد و به جرأت مي توان گفت كه در برخي از موارد، قيمتها دو برابر و در برخي از موارد حداقل افزايش 50 درصدي را شاهد هستيم. * نگاه انتظامي
منظورم از نگاه انتظامي اين نيست كه با ديد انتظامي به سراغ مسأله حجاب برويم، بلكه منظور اين است كه نگاه مسؤولان و فرماندهان انتظامي به مسأله حجاب چگونه است، آيا آنها فقط به طرحهاي انتظامي مي انديشند يا راهكارهاي فرهنگي را هم مدنظر دارند، هر چند نمايشگاه ريحانه حركتي و اثباتي بر مدعاي تلاش فرهنگي آنها است، اما نظرات آنها اين حركت را تأييد و اثبات مي كند. سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي مي گويد: با نبايدها نمي توان اوضاع را كنترل كرد، بلكه با عنوان كردن بايدها مي توان كنترل اوضاع را در دست داشت. وي مي افزايد: در پي اقدامات نيروي انتظامي و مطرح شدن موضوع اخلاقي از طرف ما ديدگاهي در جامعه به وجود آمد كه نيروي انتظامي در برابر زنان قرار دارد، اما هدف اساسي و اخلاقي اين اقدامات حمايت از زن و امنيت زنان و دختران جامعه است. وي خاطرنشان مي كند: غالب فعاليتهاي نيروي انتظامي در اين زمينه استفاده از روشهاي تبليغي، رواني و هشداري و آموزشي و همكاري با اصناف و توليدكنندگان پوشاك و مشاركت با نهادها و سازمانهاي فرهنگي چون صدا و سيما و وزارت ارشاد و همه ارگانهايي كه در اين مقوله مؤثرند، مي باشد. همچنين جانشين فرمانده ناجا تصريح مي كند: نگاه پليس به مسأله بدحجابي نگاه پيشگيرانه است. وي مي افزايد: با آموزشهاي لازم بايد شهروندان را از مضرات و خطرات ناشي از عدم رعايت حجاب آگاه كنيم تا آنها توجيه شوند كه حجاب مصونيت در برابر آفتهاي ناشي از عدم رعايت حجاب است نه محدوديت. سردار ذوالفقاري با بيان اين كه تغييرات مد و مدگرايي هزينه هاي زندگي را افزايش داده است، خاطرنشان كرد: در نظر داريم اقدامات فرهنگي خودمان را در مدارس و دانشگاهها توسعه داده و با نمايش فيلمهاي آموزشي، شهروندان را با مسايل اجتماعي آشنا كنيم. سردار طلايي فرمانده انتظامي تهران بزرگ نيز با بيان اين كه وظيفه الگوسازي و ارايه مدل مناسب بر عهده نهادهاي متولي فرهنگ است، مي گويد: سازمانهايي كه در حوزه فرهنگي، اجتماعي و آموزشي در قبال جامعه رسالت و مسؤوليت دارند، اگر با كار كارشناسي در اين حوزه ها وضع جامعه را بررسي كنند، بدون شك بهترين پاسخ متناسب با نيازهاي جامعه را پيدا مي كنند. وي مي افزايد: اين طور نيست كه دوستان فرهنگي ما كار نكرده باشند، بلكه آن كارها جواب نداده است و بهتر است دنبال پاسخ اين پرسش باشيم كه چرا جواب نداده است؟ نيروي انتظامي قصد دارد نشان دهد كه مي شود كارهايي كرد و جامعه از كار ارزشي و فرهنگي استقبال مي كند. وي تصريح مي كند: اگر گفته مي شود فلان مدل از لباس خوب و زيبنده يك دختر ايراني مسلمان نيست، پس بايد جايگزين آن را كه همان لباس اسلامي است، معرفي كنيم. * آموزش و پرورش اشتباه نكنيد، ميان تيتر آموزش و پرورش به معناي ارايه يك لباس براي دانش آموزان آن هم به صورت اجباري نيست، چرا كه اين مسأله هيچ سودي نخواهد داشت، بلكه حتي ممكن است در برخي موارد بازخوردهاي منفي هم داشته باشد، منظور ما از اين ميان تيتر اين است كه آموزش و پرورش به عنوان بزرگترين نهاد فرهنگسازي كشور چرا وارد عرصه نمي شود يا اگر شده چرا تأثير نداشته است؟ شهلا معظمي در اين خصوص مي گويد: متأسفانه برخي نهادها همچون آموزش و پرورش و رسانه ها نتوانسته اند در زمينه پرورش قشر جوان جامعه خوب عمل كنند. اين استاديار دانشگاه تهران يادآور مي شود: اين مسأله در كنار ضعف تربيت فرزندان از سوي والدين و بهره گيري منفي از ارتباطات جهاني باعث شده، نسل جوانمان شهرونداني كامل تربيت نشوند. * تعارض و تناقض مي دانيد تعارض و تناقض يعني چه؟ يعني اين كه ما يك سري هنجارها داشته باشيم كه به آنها پايبند نباشيم و در مقابل برخي ناهنجاريها ارزش شمرده شود. اين مسأله در قشري كه رو به رشد است باعث ايجاد نوعي تناقض شده و او را سرگردان مي كند. كسي هم كه سرگردان است خيلي راحت جذب تبليغات مي شود. منصور صانعي حقوقدان و وكيل دادگستري در اين زمينه مي گويد: بسياري از افراد، غرض ورزانه نوع پوشش خود را انتخاب نمي كنند. اجبار كردن افراد به پذيرش برخي هنجارها سبب ايجاد تعارض و تناقض مي شود و چه بسا افراد به اين ارزشها بدبين شده يا اعتقادات آنها كمرنگ شود و اين در حالي است كه هدف از تعيين مقررات جزايي برخورد صريح و قاطع با مجرمان و غرض ورزان است. * با روش انتظامي فكر نكنيد از مسأله پرت شديم، نه، مسأله حجاب با برگزاري يك نمايشگاه حل نمي شود، راهكارها فراوان است و از جمله آنها راهكار انتظامي است، اما اين راهكار فقط براي كساني است كه واقعاً اهداف خاصي را از انتخاب نوع پوشش خود دنبال مي كنند و به قول ناجا به صورت مانكن براي ترويج يك فكر وارد جامعه مي شوند. محمد دهقان مخبر كميسيون قضايي مجلس در اين باره مي گويد: حساسيتهاي فرهنگي بايد با عناوين فرهنگي هدايت و راه اندازي شوند، اگرچه بسياري از معضلات جامعه و مشكلات فرهنگي، مسايل امنيتي را در پي دارند، اما نبايد صرفاً با روشهاي انتظامي و تأميني عمل كرد. نماينده مردم چناران و طرقبه تصريح مي كند: برنامه برخورد و واكنش نسبت به ناهنجاريهاي جامعه به خصوص رواج پوشش و آرايش نامناسب نبايد به صورت ناقص و از سوي يك سازمان يا ارگان خاص هدايت شود. وي يادآور مي شود: همزمان با ضابطان قضايي و نيروهاي پليس، دستگاههاي فرهنگي كشور همچون روحانيان، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هاي علميه، دفتر ائمه جمعه و كميسيون فرهنگي مجلس بايد زمينه هاي فرهنگي امر برخورد و حل معضل ناهنجاريهاي پوششي را فراهم كنند. * شوهران مواظب باشند تا به حال هر چه گفتيم از مسأله بدحجابي مربوط به زنان بود، اما بد نيست بدانيم كه شوهران اين زنان نيز در قبال رفتار آنها مسؤولند، آنها مي توانند و بايد بر نحوه پوشش و آرايش همسرانشان دخالت و نظارت داشته باشند و قانون نيز اين حق و اجازه را به آنها داده است. ليلا سادات اسدي، صاحب نظر در مسايل قضايي وحقوقي در خصوص حدود و تكاليف قانوني زن و شوهر نسبت به يكديگر و نوع آرايش و پوشش ظاهري آنها مي گويد: طبق تبصره 638 قانون مجازات اسلامي، اگر زني بدون داشتن حجاب شرعي در معابر عمومي ظاهر شود به حبس از 10 روز تا 2 ماه يا جزاي نقدي محكوم خواهد شد. اين مدرس دانشگاه مي افزايد: اگر زني بدون اجازه شوهرش با پوشش نامناسب در معابر عمومي ظاهر شود مرد مي تواند طبق قانون و مقررات مربوط به طلاق، از مراجع قضايي درخواست طلاق او را بنمايد. * حجاب يعني آزادي يكي از مباحث مطرح در حوزه حجاب بحث آزادي است، اين كه آيا اصولاً حجاب باعث محدود شدن زنها مي شود پرسشي كه بارها و بارها از سوي افراد مختلف مطرح شده و همواره مورد مناقشه بوده است. برخي بر اين عقيده اند كه حجاب باعث محدوديت حركتي زنان شده و آنان را مثل مردان براي انجام اعمال روزانه و اجتماعي آزاد نمي گذارد، در مقابل اين نظر هم تعداد بيشتري از كارشناسان قرار دارند كه پوشش را مانع فعاليتهاي اجتماعي نمي دانند و حتي پوشش را نوعي وسيله براي حضور بيشتر زنان در عرصه هاي اجتماعي قلمداد مي كنند. زهره دانايي كارشناس اداره كل مطالعات معاونت اجتماعي ناجا در خصوص فلسفه حجاب مي گويد: با كمي تأمل در قرآن درمي يابيم كه خداوند ميان زن و مرد از لحاظ شرافت انساني و رشد و تكامل معنوي تفاوتي قايل نشده است و همه انسانها اعم از زن و مرد را با يك معيار كه همان تقواست مي سنجد. وي با اشاره به اين كه سابقه حجاب به سابقه اديان الهي برمي گردد، خاطرنشان مي كند: خداوند براي رساندن انسانها به معيار فضيلت يعني تقوا، شيوه هاي زيستن را از طريق وحي، معرفي كرده است و از آن جا كه زن موجودي لطيف و ارزشمند است و بيشتر در معرض آسيب پذيري است، حجاب را از ضروريات دين و از جمله دستورات پيامبران قرار داده است. وي مي افزايد: حجاب بي شك اولين پديده اي بود كه در حيات اجتماعي بشر اهميت پيدا كرد و امروز كمتر جامعه اي را مي توان يافت كه معيارهايي براي اين منظور در قانون، عرف يا ارزشهاي اخلاقي خود نداشته باشد و تفاوتهايي نيز كه در اين زمينه ديده مي شود ناشي از كثرت فرهنگي ملتهاست. اين كارشناس با بيان اين كه بي گمان حجاب يك مرزبندي ايجاد مي كند و اگر اين مرز وجود نداشته باشد، عملاً جلوي فعاليتهاي عادي گرفته مي شود، اظهار مي دارد: حجاب حتي آزادي بيشتري به زنان مي دهد كه با اطمينان و خيال آسوده در هر جمعي حضور يابند و ايمان داشته باشند كه فقط و فقط به خاطر ماهيت فردي خود در آن جمع حضور دارند نه به خاطر جنسيت، شكل و قيافه و يا پوشش خاص. دانايي تصريح مي كند: مسأله حجاب به عنوان يك هنجار اجتماعي از يك سو ريشه در باورهاي ديني دارد و از سوي ديگر به عنوان يك ارزش ملي، نمايانگر فرهنگ و اعتقادات ريشه دار ملت است، بنابراين به عنوان يك ميثاق اجتماعي مي بايد پاس داشته شود. * حجاب قانوني به نظر اين گونه مي رسد كه پوشش با اين درجه از اهميت براي زنان و رعايت آن در اجتماع كه به آن پوشش اسلامي مي گوييم بايد حتماً داراي محمل قانوني هم باشد، در غير اين صورت چگونه مي توانيم فرد بدحجاب را از كسي كه داراي پوشش مناسب است، تشخيص دهيم. شايد در نگاه اول مسأله بسيار ساده تلقي شود، چرا كه به اعتقاد بسياري از افراد جامعه تشخيص پوشش مناسب از نامناسب در اجتماع كاري بس آسان است، اما به اعتقاد بسياري از همانهايي كه از آنها به بدحجاب تعبير مي شود، حجاب آنها كامل است و هيچ نقصي ندارد. از طرفي اگر معتقديم عده اي بدحجاب قصد هنجارشكني دارند با توجه به اين كه آنها بدحجاب و نه بي حجاب هستند چه محمل قانوني براي برخورد با آنها در دست داريم. در اين جاست كه به اين نكته مي رسيم چون ما هنوز يك پوشش را به عنوان پوشش ملي و مناسب معرفي نكرده ايم براساس معيارهاي فردي عمل مي كنيم. عليرضا آذربايجاني استاد دانشگاه در توضيح معضل بد پوششي به تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامي اشاره مي كند و مي گويد: اين ماده به شكلي تنظيم شده كه قابل تفسير وسيع است و در هيچ قانون يا آيين نامه تعريف ثابت و مشخصي از حجاب و پوشش ارايه نشده است، بنابراين ناچار هستيم كه به عرف مراجعه كنيم و در حقيقت بايد نقص قانون را با توجه به عرف برطرف كنيم. وي با بيان اين كه عرف تابع مكان و زمان خاصي است، تأكيد مي كند: طبع زندگي و خاصيت بومي مناطق پوششهاي متفاوتي در ميان شهروندان شمال و جنوب كشور پديد آورده است و نتيجه اين ناهمگوني اين است كه قاضي در تعريف و انطباق مجازات مطرح شده در قانون براي جرايم و ناهنجاريهاي ناشي از بد پوششي بايد به عرف منطقه هم توجه كند. * ارتباط پوشش و جرم آيا تا به حال انديشيده ايد كه نوع پوشش بانوان تا چه اندازه با ميزان حوادثي كه ممكن است براي آنان اتفاق بيفتد، در ارتباط است؟ در بعضي موارد شايد واقعاً نتوان هيچ ارتباطي پيدا كرد، مثل پرونده هاي حقوقي يا دعاوي مالي، اما در مسايل و اختلافات خانوادگي، مزاحمتها و حتي آدم ربايي و قتلها نمي توان اين ارتباط را انكار كرد و به طور قطع برخي از اين قبيل حوادث براي زنان بدحجاب بيشتر اتفاق مي افتد. اين مسأله غير قابل انكار است كه زناني كه با پوششهاي نامناسب در انظار ظاهر مي شوند موجب جلب توجه عموم مي شوند و به همين ميزان نيز مورد توجه تبهكاران قرار مي گيرند، از طرفي شايد به طور مستقيم و غير مستقيم باعث تحريك برخي افراد براي انجام جرايمي مي شوند كه شايد قبل از ديدن چنين صحنه هايي در فكر آن نبودند. شهرياري داديار دادسراي جنايي تهران در اين باره مي گويد: پوشش نامناسب و بدحجابي درصد ارتكاب ساير جرايم جانبي را افزايش مي دهد. وي مي افزايد: حجاب عامل بازدارنده در رابطه با جرم است، چرا كه معمولاً زناني كه بدحجاب در انظار و اماكن عمومي ظاهر مي شوند، بيشتر در معرض ارتكاب جرم و جنايت از سوي افراد نابهنجار قرار مي گيرند. وي مي افزايد: اين افراد همچنين بيشتر در معرض تعرضات اجتماعي قرار دارند، اما نكته حائز اهميت آن است كه ظاهر شدن با پوشش نامناسب درصد ارتكاب جرايم جانبي را هم بيشتر مي كند. * تبليغات نداريم راستي تا به حال چه مقدار در مورد پوشش مناسب و آسيبهايي كه از ناحيه پوشش نامناسب زنان را تهديد مي كند، تبليغ كرده ايم. آيا تا به حال سازماني در اين خصوص بررسي كرده است؟ آنچه كه ناگفته پيداست اين كه، پوشش زنان يك مسأله فرهنگي است و بايد براي آن كار فرهنگي صورت گيرد و يك شاخصه اصلي كار فرهنگي تبليغ براي هنجارها مي باشد، اما به نظر مي رسد، تاكنون در اين زمينه تلاش آن چناني صورت نگرفته و آنچه به چشم مي آيد برخورد انتظامي صرف با مسأله اي فرهنگي است. خاكي استاد دانشگاه و داديار دادسراي جنايي نيز معتقد است: براي اشاعه و انتشار هر موضوعي نياز به ابزارهايي از جمله تبليغات است كه باعث پيشبرد اهداف راهبردي مي شود. وي مي افزايد: تبليغ يك لباس خاص باعث مي شود كه افراد زيادي به سوي آن سوق داده شوند و در يك زمان ناخودآگاه كل جامعه را فرا گيرد، اگر اين پوشش با هنجار و اصول ارزشي جامعه مطابقت داشته باشد تقريباً يك مد مثبت و مفيد تلقي مي شود و به همين دليل آثار مثبتي خواهد داشت كه مهمترين گام در فرهنگ سازي مطلوب و مفيد يك جامعه مي باشد. وي خاطرنشان مي كند: اگر مد بر خلاف اصول و هنجارهاي جامعه باشد، ناخودآگاه موجب رواج يك ضد ارزش و ضد هنجار براي جامعه خواهد شد و اثرات منفي خواهد داشت و از آن جهت كه اصول و عرف ما را ممكن است تحت تأثير قرار بدهد، در نهايت فرهنگ سازي غلط و تقليد كوركورانه از غرب در كشور را رواج خواهد داد. خاكي در رابطه با اين كه هنجارشكني در عرصه لباس بيانگر شخصيت ضد اجتماعي افراد است يا تحت تأثير مد، نيز مي گويد: اين پرسش بستگي به هدفي دارد كه استفاده كننده از مد دارد، استفاده كننده ممكن است به صورت ناآگاهانه از آن پوشش استفاده كند و با تقليد از گروه دوستانش باشد، اين مورد ذاتاً ضد اجتماعي نيست ولي اگر هدف شخص استفاده كننده اصولاً ترويج يك مد خاص باشد و از روي آگاهي و در واقع هدف تبليغي داشته باشد، ضد ارزش و ضد اجتماعي قلمداد مي شود. مرتضي تمدن يك نماينده مجلس نيز اظهار مي دارد: ضعف تبليغات و اطلاع رساني موجب پديدار شدن بدحجابي در جامعه شده است. نماينده مردم شهركرد در مجلس خاطرنشان مي كند: متأسفانه ارايه الگوهاي غير صحيح و نامناسب با سيستمهاي رسانه اي همچون ماهواره، اينترنت، نمايشگاه هاي مد و... به جامعه عرضه مي شود و نارسايي و ضعف تبليغات و اطلاع رساني نظام باعث شده تا بدحجابي در جامعه رواج پيدا كند. * درك صحيح از مد آيا اصولاً مد چيز خوبي است يا بد؟ باور كنيد، هنوز در پاسخ به اين پرسش دچار ترديد هستيم كه آيا مد و مدگرايي پديده اي مثبت است يا منفي، يك ديدگاه معتقد است كه چون مد باعث تحميل هزينه هاي زياد بر خانواده مي شود پديده اي منفي است و در مقابل اين ديدگاه گروهي قرار دارند كه معتقدند نسل جوان همواره طالب چيزهاي جديد است، بنابراين مد در جامعه اي جوان مثل ايران ضروري است مشروط بر اينكه بتوان آن را به طور صحيح هدايت كرد. آنچه ناگفته پيداست، اكنون هدايت جريان مد در ايران نه در دست نهادهاي فرهنگي، كه در دست ابزار هاي تبليغي خارج از كشور است كه البته همين مسأله هم باعث شده تا مدگرايي پديده اي منفي نزد برخي افراد تلقي شود. اما به نظر مي رسد چنانچه زماني امكانات آنقدر مهيا شود كه بتوان جريان مد را مطابق اصول، ارزشها و فرهنگ بومي هدايت كرد، اين پديده خيلي هم منفي نباشد. موسوي عضوكميسيون حقوقي و قضايي مجلس نيز در اين خصوص مي گويد: شايد عده قليلي با پوشش بد خود قصد هنجارشكني در جامعه داشته باشند، اما اكثر افراد به دليل رواج مد در جامعه از اين نوع پوشش تبعيت مي كنند. وي خاطرنشان مي كند: نداشتن هويت، شناخت و ايدئولوژي باعث مي شود شخص به طرف هر پديده جديدي كه در جامعه به وجود مي آيد، برود. موسوي با بيان اين كه اصولاً مدپذيري در جامعه مختص كساني است كه تحليل و درك صحيحي از مد ندارند، تصريح مي كند: پخش فيلمهاي سينمايي، پوستر، عكس، سريالهاي تلويزيوني و... در افزايش آگاهي مردم و رواج مدهاي مثبت يا بالعكس آن تأثير زيادي دارد و به اين طريق مي توان مفهوم موردنظر در زمينه پوشش مناسب را در اختيار مردم قرار داد به گونه اي كه اين وسيله ارتباط جمعي مروج مدهاي مناسب باشد. * حرف آخر و جامعه در حال گذار در جوامع در حال گذار به سبب تزلزل و فروپاشي هنجارهاي سنتي، نوعي هرج و مرج رخ مي دهد كه تا برقراري هنجارهاي جديد، جامعه را در بي ثباتي و سردرگمي نگاه مي دارد، از اين رو با توجه به جامعه در حال گذار ايران، قابل پيش بيني است كه با در هم ريختن بسياري از هنجارهاي سنتي، عموم اقشار جامعه، خاصه جوانان و زنان، با وضعيت جديدي روبرو شوند. اين تغيير به دو گونه در جامعه نمود پيدا مي كند، گاه بازتابهاي مثبتي در جامعه ايجاد مي كند، مثل موفقيت جوانان در المپيادهاي جهاني و ابتكارات واختراعات؛ و از تبعات منفي آن هم مي توان به مدگرايي و كم توجهي به برخي هنجارها اشاره كرد كه به دليل كثرت اين گروه سني، جامعه را به جامعه اي بي توجه به مسايل عرفي متمايل كرده است و مصاديق كشاكش سنت و مدرنيسم را در جامعه در قالب رفتارهاي ناهنجار از جمله بدحجابي مشاهده مي كنيم. حجاب به عنوان هويت اجتماعي انسان، بخشي از شخصيت افراد محسوب مي شود و مانند ساير هنجارهاي اجتماعي از شكل و الگوي خاص پيروي مي كند كه اين الگوها بايد متناسب با شرايط اجتماعي جامعه باشد. امروزه يك مشكل مهم ما بحران الگو است، در گذشته به هر حال افراد و جريانهايي الگو بودند و اگر كسي از الگو يا جرياني جدا مي شد، همچنان خانواده تأثيرگذار بود ولي الآن خانواده ها نمي توانند خودشان را با ادبيات نسل جديد وفق دهند، چون آنها متعلق به نسل سنتي هستند و اين ناهمزباني بين فرزندان و خانواده آنها را دچار نوعي بحران الگو مي كند. شايد برگزاري نمايشگاههايي مانند «ريحانه» با تمام كاستيهاي موجود آن بتواند مدهاي جديدي از پوشش اسلامي را ارايه كند، اما تا زماني كه الگوي مناسبي براي جوانان ارايه ندهيم و آنها مصرف كننده اين پوششها نباشند، زياد نمي توان به موفقيت چنين نمايشگاههايي اميدوار بود.