آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   دوشنبه 16مرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 خانواده   
 ديدگاه   
 ضربان   
 فرهنگی   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ ديدگاه ]


آثار ايمان، در تضمين سلامت روان؛دريچه اي به سوي آرامش

راز جاودانگي  تمدن و فرهنگ  اسلامي



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آثار ايمان، در تضمين سلامت روان؛دريچه اي به سوي آرامش

مهديه علوي
اشاره:
انسان موجودي است كه فطرت و امور فطري را به وديعه از جانب خداوند متعال دريافت نموده كه همه آنها در جهت دهي زندگي او مؤثر واقع مي شوند. به لحاظ فطري بودن موجوديت انسان، او آگاهانه يا ناخودآگاه خود را به يك مبداء متعالي متصل مي داند كه تماميت اتكال و توجه او را در بر مي گيرد.




حس پرستش و كمال جويي از امور فطري است كه در جهت دهي اين اتصال، انسان را همراهي مي كند. در اين ارتباط و اتصال پديده اي به نام «ايمان» از جانب انسان به خداوند متعال و مبدأ تكامل يافته خلق مي شود كه تنها فاعل آن آدمي بوده و براساس مباني و مبادي فكري خود، اين پديده را در زندگي مؤثر مي داند. به عبارت ديگر سهم تأثير ايمان در زندگي آدميان بسته به آن است كه انسان چه تفسير و برداشتي از ميزان تأثير اين پديده داشته باشد. گاهي ايمان از بدو تا ختم، زندگي را جهت مي بخشد و گاه اثرگذاري آن تا حداقل كاهش مي يابد. اين اثرگذاري و اثرپذيري منوط به انتخاب آگاهانه آدميان است كه «انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا».(1)
آنچه مي خوانيد به دنبال آن است كه پس از در نظر گرفتن اصل ايمان به عنوان يك اصل موضوعه، آثار و لوازم فردي و اجتماعي آن را بيان نمايد.


فهم و برقراري ارتباط با مبداء حقيقي
اعتقاد و باورهاي مذهبي، به عنوان نياز اصلي انسان در جهان هستي معرفي مي شود. نياز به يافتن، فهم و برقراري ارتباط و اتصال به مبدأ وجودي، فهم غايت و هدف زيست و نقش آدمي در اين جهان، چگونگي ارتباطات آدميان (خدا، خود، ديگران و طبيعت) و نحوه برخورد و كنش انسان از جمله نيازهايي هستند كه صرفاً مذهب تنها پاسخگوي آنها است؛ زيرا زماني نيازها به واقع و روشن پاسخ داده مي شوند كه در مرحله قبل از پاسخ، شناسايي نيازها به درستي و روشني صورت پذيرفته باشد و اين امر بديهي و قطعي است كه به هر اندازه انسان در شناخت شناسي گام بردارد، نمي تواند معرفت كاملتر از تنها خالق خود داشته باشد؛ پس كاملترين برنامه نيز از سوي همان مبدأ وجودي پذيرفته خواهد شد و آدمي صرفاً در صورتي در طي طريق خود توفيق خواهد يافت كه اين برنامه را در زندگي خود جاري و ساري ببيند.

آثار ايمان در سلامت روان
براساس مطالب و نتايجي كه بيان شد آثار مذهب و ايمان در سلامت انسان مورد توجه قرار مي گيرد.
استاد شهيد مطهري در بررسي محققانه خويش آثار و فوايد ايمان را شامل ايجاد بهجت و انبساط، نيكوسازي روابط اجتماعي و در نهايت كاهش و رفع ناراحتي ها مي داند.

1 بهجت آفريني
اولين اثر ايمان به لحاظ بهجت آفريني و انبساط آفريني، «خوش بيني» است. خوش بيني به جهان و هستي.(2)
به لحاظ آنكه ايمان نحوه تلقي انسان را نسبت به آدم و عالم شكل بخشيده و در نهايت آفرينش را غايت مدار معرفي مي كند و غايت را تكامل و سعادت انسان در اتصال به مبدأ وجودي بيان مي دارد؛ در نهايت ديد انسان را به كليت نظام هستي و قوانين حاكم بر آن خوش بينانه خواهد ساخت. آدمي در اين نحوه نگرش به خلقت خود توسط تنها خالق، ايمان دارد و براساس اين ايمان هر آنچه كه به عنوان برنامه راه از سوي آن مبدأ ارائه شود، مورد پذيرش يقيني قرار خواهد گرفت.




او بر اين اعتقاد است كه وسايل رشد و ترقي او كاملا مهياست، يعني اگر نتواند گامهاي سعادت را در راه تكامل بردارد، مقصر خود اوست. اين اعتقاد و انديشه است كه او را با اميدواري به آينده اي درخشان به حركت وا مي دارد.
در مقابل فردي كه به مبدأ و معاد ايمان ندارد و عناصر ايمان را در زندگي خود دخالت نمي دهد، آگاهانه عملكردي را براي خود انتخاب كرده است كه سراسر ناراحتي، اضطراب و عدم آرامش است.
زيرا به واقع ايمان تنها عنصري است كه زندگي را درون جان ما بر ما وسعت مي بخشد و مانع محكمي خواهد شد بر هرگونه فشار و سختي هاي روحي رواني.
اثر دومي كه وارد اين بحث مي شود «روشندلي» است. آدمي به محض اينكه به حكم ايمان، جهان را توسط نور حق و حقيقت منور و روشن مي بيند، اين روشني به فضاي دروني وجود او نيز مؤثر واقع شده و راه ترقي را بدون هيچ گونه ابهام و تاريكي يافته برخلاف كسي كه به اختيار نخواسته است از اين روشنايي استفاده كند.
با اين وجود جهان در ديد او پوچ و تاريك است. فردي كه خالي از بينش و معرفت است، آگاهانه ظلمت بي ايمان را انتخاب كرده و به همين سبب خانه دل او نيز در اين تاريك خانه، تاريك و ظلماني خواهد بود.
«اميدواري»، سومين اثري است كه ايمان در طي طريق سعادت ايجاد مي كند. به لحاظ حاكميت منطق مادي جهان نسبت به مردي كه در راه صحيح و يا راه باطل، راه عدالت يا راه ظلم، راه درست يا راه نادرست گام بر مي  دارد بي طرف بي تفاوت است. نتيجه كار آنها بسته به اين است كه مقداري تلاش داشته باشند و بس!
اما اگر نگاهي به اصول و مباني افراد با ايمان بيندازيم، جهان آفرينش و تمام موجودات مخلوق خداوند تبارك و تعالي نسبت به تلاش اين دو دسته بي تفاوت و بي طرف نيست بلكه حاكم بر آفرينش به طور جدي حامي و طرفدار كساني است كه در راه حق و حقيقت گام بر مي دارند، زيرا «ان تنصرو ا... ينصركم»(3)
اثر چهارم، ايمان به لحاظ انبساط آفريني، آرامش خاطر است.
همان گونه كه بيان شد، انسان به لحاظ وجود امور فطري خواهان سعادت و تكامل است. در برنامه اي كه از جانب خداوند متعال آمده، به وضوح و روشني، از بدو تا ختم و در نهايت اتصال حقيقي ترسيم گشته است. به اين لحاظ انساني كه در اين راه گام بر مي دارد، در همان گامهاي نخست، آرامش خاطر كاملي را مي يابد كه نتيجه احساس و تصور اتصال شيريني بين خالق و مخلوق است.
اين آرامش در مقابل، هيچ گاه يافت نمي شود، به لحاظ آنكه خزانه محدود تفكر آدمي توانايي و قابليت آن را ندارد كه تا به انتها حركت را به يقين تنظيم كند، پس هر لحظه دچار دلهره و اضطراب خواهد شد.
البته اين بيان بدين معنا نيست كه انسان مؤمن با توكل و ايمان دست از تلاش برداشته يا تلاش مهمي نكند، بلكه عنصر تلاش در كنار عنصر اطمينان خاطر از شرايط و زمينه هاي حاكم بر راه مي تواند مؤثر واقع شود، يعني تلاش توسط ايمان و عقيده جهت يافته، تنظيم مي شود و پايه اي يقيني مي يابد؛ پس ديگر جايي براي اضطراب باقي نخواهد ماند، به لحاظ آنكه اضطراب، حاصل شك و ترديد است و اين شك و ترديد در مورد انسانهاي مؤمن هيچ گاه رخ نمايي نمي كند، به دليل اينكه ارتباطي بين خالق و مخلوق، برقرار شده است كه يك طرف اين ارتباط خداوندي است كه همه اين تلاشها و حركات توسط عنايت و توجه او جهت يافته و تنظيم مي شوند.
انسان مؤمن به لحاظ آنكه به ايمان خود ايمان داشته و آگاهانه اين راه را انتخاب مي كند، تمام درها را به سوي ورود هرگونه ترديد و دلهره مي بندد، پس سكونت خاطر مي يابد و اين سكينه و آرامش او را به جلو مي راند، مگر نه آن است كه «الا بذكر ا... تطمئن القلوب».

2) بهبود روابط اجتماعي
براي تبيين اين اثر لازم است مقدماتي در نظر گرفته شود؛
الف انسان مانند برخي از جانداران ديگر، اجتماعي آفريده شده است.
ب زندگي در اجتماع نمي تواند به شكل فردي اداره شود، بلكه بايد همه اعضاي اجتماع در آن سهيم بوده و شركت كنند.
ج شركت در امور اجتماع زماني به درستي امكان پذير است كه نوعي تقسيم كار بين افراد برقرار شود كه بر اين اساس ارتباطات در انواع مختلف آن (اقتصادي، فرهنگي و...) برقرار مي شود.
روابط و ارتباطات اجتماعي زماني مي توانند يك جامعه را هدايت كنند كه براساس قوانيني عادلانه تنظيم شده باشند و افراد، عدالت را در اين قوانين جاري و ساري بيابند.
دو نكته در اين مقدمات نهفته است؛ ابتدا آنكه ضمانت قوانين حاكم بر روابط چيست و سپس ميزان توجه و عمل كردن افراد به اين قوانين تا چه حدي است؟
قبلاً بيان شده كه در حيطه فردي زندگي آدميان، آنچه مباحث و مسايل را تبيين كرده و جهت مي بخشد، همان «دين» است. دين صرفاً مباحث فردي را در بر نمي گيرد و توجه خاصي را به زندگي و روابط اجتماعي معطوف مي كند، تا آنجا كه بخش اعظمي از قوانين و مقررات ديني ناظر به اعمال و روابط اجتماعي آدميان با يكديگر است. به لحاظ آنكه عدالت خصيصه بارزي براي مدير و مدبر اصلي اين قوانين است، خود به خود جاري و ساري قوانين هم خواهد شد.
به عبارت ديگر عدالت عدل، عدالت قوانين موضوعه عادل را تضمين مي كند، و همين عدالت مهمترين عاملي است كه آدميان را جذب قوانين و اميدوار به اجراي اين نوع از قانون كرده است.
با نگرشي دقيق با اصول موضوعه حاكم بر روابط اجتماعي مقرر از سوي خداوند متعال با محورهايي چون عدالت، خيرخواهي، شجاعت، وفاي به عهد و... مواجه خواهيم شد كه زيربناي يك اجتماع سالم، صحيح و به دور از هرگونه بدبيني، فساد، بي اعتمادي و... را تشكيل مي دهد.
بي شك انسانهايي كه در حيطه فردي طبق قوانين الهي سالم تربيت مي شوند، مي توانند با اخوت و برادري، جامعه اي آرام، سالم، متعهد و رو به رشد را تضمين نمايند. آنچه اين اعضا را مانند يك كل متحد در پيكره جامعه به هم پيوند مي دهد، اصول و ارزشهاي تضمين شده در دين است.
بر اين اساس كه همه ما از دو بعد جسم و روان شكل يافته ايم، دقت در عوامل آسيب رساننده رواني و روحي و پيشگيري از بروز بيماريهاي روحي هم في نفسه و براي افزايش سلامت روان مؤثر است و هم از آسيبهاي جسماني ناشي از عدم تعادل روحي مي كاهد.
به هر اندازه اين تعادل يا سلامت روان دچار تغييراتي شود، انسان از حالت طبيعي خود خارج شده و نشانه هاي آشفتگي در او ظاهر خواهد گشت كه از آن جمله مي توان به ناكامي در دستيابي به اهداف و آرمانهاي پيش بيني شده اشاره كرد. نتيجه اين ناكامي به طور معمول افسردگي، انزوا، نااميدي و چه بسا اضطراب و دلواپسي از آينده است.
از اين رو به اجمال، درباره سه مقوله «تعيين و تشخيص اهداف»، «انتخاب وسايل» و «زمان بندي در مورد وسايل و اهداف» بحث و بررسي نماييم.
اين امر مسلم و بديهي است كه هر يك از ما تلاشهاي خود را در جهت رسيدن به اهدافي تنظيم مي كنيم كه به عنوان عناصر راه در نظر گرفته مي شوند. اين تلاشها كه طي روزها و هفته ها از سوي انسانها انجام مي پذيرند، گام به گام آنها را به سوي نيل به هدف نزديكتر مي نمايند.
«هدفمندي» به عنوان يكي از اصول اساسي در زندگي مطرح است، اما نحوه دستيابي به اهداف و تنظيم وسايلي كه طي راه را ممكن مي سازد و جزو نكات مهم در اين راستا است.
1 انسانها هدفمند زيست مي كنند.
2 تمام تلاش خود را در راستاي رسيدن به اهداف خرد و كلان زندگي مصروف مي دارند.
اما با اين وجود، حيراني و سرگرداني، آسيب هميشگي كساني است كه سعي دارند در فراسوي تلاش خود، موفقيت را ببينند.
آسيب اصلي، عدم برنامه  ريزي و طبقه  بندي نكردن فعاليتها و اهداف است. اگر بخواهيم در انتهاي جاده زندگي موفقيت نهايي را براي خود رقم زنيم بايد ابتدا اهداف را در سه سطح نهايي، متوسط و ابتدايي تقسيم كنيم. هدف غايي در بر گيرنده اهداف متوسط و اوليه است، به اين نحو كه اگر اهداف اوليه و سپس اهداف متوسط حاصل شوند، در نهايت فرد به هدف غايي خود نايل مي شود.
پس گام اول تعيين و تشخيص هدف غايي و اهداف متوسط است. از اين رو بهتر است اين اهداف و اولويتها را بر روي كاغذ ثبت نماييم تا با تمركز بيشتر در رتبه  بندي و نيل به آن، تصميم بگيريم.
پس از آن كه اهداف سه گانه (اوليه، متوسط و غايي) مشخص شد، بايد براساس رتبه  بندي اهداف، وسايل مورد نياز مشخص شوند. نحوه تعيين اين وسايل بدين گونه است كه فرد با توجه به ظرف زماني كه در آن وجود دارد ترتيب و نحوه استفاده از اين وسايل را مشخص مي كند. براي تشخيص او بايد در ابتدا خوب فكر كند و در مخيله خود از ابتدا تا انتهاي راه را پيش رود و سپس با مشورت با ديگراني كه اين راه را طي كرده اند، وسايل تا حد امكان مطلوب را تشخيص دهد.
نكته اي كه بايد توجه داشت آن كه بايد در انتخاب وسايل و اهداف بسيار زياد محتاط بود و سريع عمل نمود، زيرا فرصت و زمان بسيار زودگذرند و جاي هيچ درنگي نيست.
با اين وجود بايد هر هدفي را به اهداف جزيي تر تقسيم نماييم، اهدافي كه در صورت تحقق آنها هدف اصلي محقق مي شود. لذا بايد براي انتخاب وسايل جهت نيل به هدف بكوشيم. در هر انتخاب ابتدا تفكر نماييم و پس از آن با مشورت با ديگران (صاحب نظران) وسايل به نحو قطعي انتخاب شوند.
گام سوم «زمان بندي» اهداف و وسايل است كه چون دو گام قبلي داراي اهميت ويژه اي است.
گامهاي قبلي (يعني تعيين اهداف و وسايل) به عنوان محتوا در قالب زمان ريخته مي شوند و تعيين اين قالب نيز احتياج به تفكر و مشورت دارد.
به هر حال بايد گفت؛ تلاش هاي روزمره ما عناصري هستند كه با طي شدن آن به اهداف مورد نظر مي رسيم.
براي رسيدن سريع تر و بهتر به اين اهداف بايد: 
1 هدف يا اهداف را در اهداف كوچك تر يا جزيي تر كه راحت تر قابليت دسترسي دارند، تقسيم نماييم؛ 
2 براي رسيدن به هر كدام از اين اهداف، وسايلي را انتخاب نماييم و براي آنها برنامه ريزي كنيم؛ 
3 زمان مورد نياز براي نيل به اهداف را پيش بيني كرده و براساس پيش بيني حركت را آغاز كنيم، سپس با كنترل گام به گام پيش بيني، خود را بيازماييم؛ 
4 براي فعاليت هاي خود تشويق و تنبيه هايي در نظر بگيريم و در اعمال آنها با خود به صراحت عمل نماييم.

بنياد انديشه اسلامي
پي نوشت ها:
1) سوره انسان، آيه / 76.
2) مرتضي مطهري، مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي، انتشارات صدرا.
3) محمد، آيه 7


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راز جاودانگي  تمدن و فرهنگ  اسلامي

در تبيين  عوامل  به  وجود آورنده  تمدنها، پيچيدگيهاي  عميقي  وجود دارد، تا آنجا كه  در تعيين  جايگاه  علتها و معلول  تفاوت  گسترده  آرا به  چشم  مي خورد. با اين  حال  سيري  در مجموعه  نظريات  متفكران  اسلامي  درباره  تمدنها و فرهنگ  اسلامي  روشن  كننده  اين  واقعيت  و نقطه  مشترك  است  كه  خدامحوري  و وحي  (و نه  انسان مداري ) اساس  و بنياد تمدن  اسلامي 



است  و دين ، همه  مظاهر تمدن  و فرهنگ  را در برمي گيرد. واقعيت  اين  است  كه  پايه  و اساس  همه  علوم  و فنون  به  ويژه  فلسفه  و علوم  عقلي  كه  پدر همه  علوم  به  شمار مي رود، مذهبها بوده اند و اين  مسأله اي  است  كه  اسناد تاريخي  هم  آن  را تأييد مي كند.
برخي  از متفكران  در بحث  تمدن  اسلامي ، تمايز چنداني  ميان  تمدن  و فرهنگ  قائل  نشده اند و گاه  آنها را به  صورت  مترادف  به  كار برده اند كه  با همين  فرض ، اركان  فرهنگ  و تمدن  اسلامي  را مي توان  به  شرح  زير برشمرد:
خداشناسي : نخستين  شالوده  فرهنگ  اسلامي  «خداشناسي » است  و با اين  امتياز در تمام  ذرات  جهان  هستي  ارتباط  محكم  و ناگسستني  قائل  است  و فرد و اجتماع  را با پروردگار عالم  مربوط  مي سازد. فرهنگ  اسلامي  بر اساس  ايمان  به  خداي  يگانه  استوار است  و جهان  را با همه  خصوصيات  و پديده هايش  بنده  گوش  به  فرمان  قانون  «علت  و معلول » و «مشيت  پروردگار» مي داند؛ مشيتي  كه  همه  موجودات  را زير بال  رحمت  خود گرفته  و هيچ  گاه  مانع  از ارتباط  و تأثير علت  در معلول  نمي باشد.
قرآن  مجيد نيز مي فرمايد: «خداوند زندگي  ملتي  را تغيير نمي دهد، مگر اين كه  خود آنها وضع  خود را تغيير دهند». (رعد 13)
جاودانگي  فرهنگ  اسلامي : بدون  ترديد هنگامي  كه  كشش  فرهنگ  اسلامي  تا مرحله  جهان  آفرينش  و ارتباط  آن  با پروردگار وسعت  داشته  باشد، دامنه  آن  به  جاودانگي  منتهي  خواهد شد. با اين  وصف  فرهنگ اسلامي، فرهنگي  است  باثبات  و جاويدان  كه اين ثبات  و جاودانگي  فرهنگ  اسلامي  در تمام  جوانب  مذهب، در عقايد و احكام  و اخلاق  پرتوافكنده  و در تحقق  اهداف  رسالت  جهاني  پيامبر اسلام (ص ) نقش  اساسي  را ايفا مي كند؛ تا آنجا كه  سبب  اطمينان  قلب  و آرامش  روح ، تقويت  اراده  و ارضاي  عواطف  نامحدود انسان  مي گردد و او را به  پيروزي  و موفقيت و پيشرفت تشويق  مي كند.
جامع  الاشراف  بودن : فرهنگ  اسلامي داراي  وسعت  بي اندازه  و به  هم  پيوستگي  خاصي  است  و در تمام  قسمتها داراي  مبناي  قانوني  است  و از يك  مبدأ و يك  طرز فكر سرچشمه  مي گيرد. در نتيجه  به  طور طبيعي  همه  جنبه هاي  آن  با يكديگر هماهنگ  است  و نمي تواند همه جانبه  نبوده  و قدرت  بر تركيب  و تأليف  نداشته  باشد.
سازندگي  و تحرك : انسان  بنا به  مشيت  الهي  داراي  مقام  جانشين  پروردگار در روي  زمين  مي باشد و كاملاً مشخص  است  كه  تحقق  اين  مقام  در خارج  بايد همراه  با آزادي  كامل  باشد. پس  رسيدن  به  اين  رتبه  بلند انساني  و تصرف  در طبيعت  و تسخير نيروهاي  آن  در صورت  شناسايي  علل،  امكان  دارد و هر گامي  در راه  معرفت  حقايق  و اكتشاف  قوانين  طبيعت- در هر مرتبه  و مرحله اي  كه  باشد- گامي  است  به  سوي  هدف  مقدسي  كه  براي  انسان  آماده  گرديده  و تحقيقي  است  در راه  به  دست  آوردن  درجه  نهايي  كمال  كه  انسان  براي  آن  خلق  شده  و سرانجام اداي وظيفه اي  است  كه  هستي ، كليد آن  را به  گردن  انسان  نهاده  و خداوند پيمودن  اين  راه  را از طريق  اسباب  سه گانه فطرت ، دعوت  انبيا و مصايب  و بلاها تا رسيدن  به  كمال  مقصود به  انسان  امر فرموده  است. 
فرهنگ  اسلامي  فرهنگي  است  متحرك  و سازنده  و دائماً انسان  را در راه  پيشرفت  در همه  زمينه هاي  گوناگون  به  طور عقلي  تشويق  مي كند و هر اكتشاف  جديد و شناسايي ، رمزي  از اسرار طبيعت  را جزو هدف  خلقت  انسان  و كمال  او مي شناسد و اين  امر را راهي  به  سوي  شناسايي  پروردگار شناخته  و سير در اين  راه  را به  عنوان  يك  عبادت  و نزديكي  به  خدا و كمال  انساني  لازم  مي شمرد.
وحدت  و يكپارچگي : اين  امتياز كه  از امتيازهاي  مهم  فرهنگ  اسلامي  مي باشد، به  اين  معناست  كه  هر كوشش  فرهنگي  كه  در هريك  از جنبه ها تحقق  پذيرد، بايد با ساير كوششها هماهنگ  و يكنواخت  باشد تا آنجا كه  انسان ، آهنگ  جهان  هستي  را بنوازد؛ آهنگي  كه  با تسبيح  تمام  موجودات  عالم  همراه  و هماهنگ  است .
مروري  بر سير تحولات  تمدنها در طول  تاريخ  نشان  مي دهد كه  انبيا در هسته  مركزي  بسياري  از تمدنهاي  بشري  جاي  دارند. اديان همواره  توانسته اند به  عنوان  مركز اصلي  براي  پويايي  سه  مؤلفه  نظام  پويايي  ارزشي ، علم  و قدرت  سياسي  عمل  كنند. اين  سه  مؤلفه  در واقع  تپش  و پويايي  خود را از دين  كه  در كانون  آن  قرار داشته  و مجموعه  نظام  تمدن را پويا و فعال  نگه  مي دارد، بهره  مي برد.
بنابراين  بايد معني  «تمدن  نور» را در تغيير همه عناصر نظام  فكري  جامعه  و روابط  سازنده  آن  شناسايي  نمود. به  بيان  ديگر ما به  دنبال  تمدني  هستيم  كه  صورت  عيني  قرآن  باشد. قرآن  يك  صورت  كتبي  دارد كه  نازل  شده  است  و يك  صورت  عيني  دارد و آن  هنگامي  است  كه  كلمه  «ا...» معناي  تحقق  اجتماعي  پيدا كند. بشر با تكامل  مادي  نمي تواند تمايلات  گوناگون  اجتماعي  را به  وحدت  برساند. يكپارچه سازي  جامعه  جز بر پايه  نظام  خلافت  الهي،  مبتني  بر پيدايش  يك  محور حقيقي  كه  محور پرستش  است،  نمي تواند تحقق  يابد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar