---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به نمايش «همسايه ها» نوشته جيمز ساندرز ؛ شما برنده شديد!
* همسايه ها نويسنده: جيمز ساندرز مترجم و كارگردان: داود دانشور بازيگران: پرويز فلاحي پور، ديدار رزاقي
خلاصه داستان: مرد سياهپوستي بعد از ظهر يك روز وارد منزل همسايه اش مي شود و بعد از پرحرفي هاي مداوم قصد دارد تا تفكر زن و گرايشهاي نژادپرستانه او را به اثبات برساند و... «همسايه ها» عنوان نمايشي است كه مدتي از اجراي آن در تالار چهارسوي تئاتر شهر مي گذرد. اين نمايش اثر «جيمز ساندرز» انگليسي است كه آثار مهم ديگري چون «دفعه ديگر برايت آوازي مي خوانم»، «رايحه گل»، «لحظات تصادفي در مي گاردن»، «عقب نشيني» و... را نوشته است. ساندرز از جمله نمايشنامه نويساني است كه مدام در حال تجربه است و نمي توان همه آثارش را براساس يك ويژگي يا در يك گروه خاص و تحت عنواني مشترك طبقه بندي كرد. او در «همسايه ها» بيشتر سعي دارد تا تنهايي و بيگانگي خود را در جامعه مدرن و معاصر انگليسي مورد تحليل قرار دهد. زن و مرد نمايش نامه او هر دو انسانهاي تنهايي هستند كه مثل خانم واتسن (همسايه طبقه پايين) و احتمالاً خيلي از همسايه ها و انسانهاي ديگر، تنها زندگي مي كنند. آنها فقط هر روز همديگر را هنگام عبور از پله ها مي بينند و فقط براي هم سر تكان مي دهند. آشنايي شان از يكديگر فقط تا اين حد است كه مرد مي داند همسايه اش موسيقي «برامس» گوش مي دهد و زن هم صداي «اسكارلتي» را از گرامافون خانه مرد شنيده است. ساندرز در اين نمايشنامه سعي دارد با مواجه كردن اين دو همسايه چگونگي ارتباط آنها با يكديگر را به چالش بگذارد و شايد قصد دارد ميزان تعهد آنها نسبت به يكديگر را بسنجد. زن و مرد همسايه نمونه كامل انسانهاي مدرن و از خود بيگانه معاصر هستند كه به شدت منفرد و تنها شده اند و آنقدر در مناسبات مدرن زمانه غرق هستند كه حتي شناسنامه كاملي هم ندارند و پيشينه اي از زندگي شان را ارايه نمي كنند. اصلاً معلوم نيست كه مرد سياه پوست اهل كجاست. جنوب هند؟ لندن؟ سواحل رودخانه مي سي سي پي؟ زن هم همينطور. اين دو شخصيت آنقدر به واسطه قرار گرفتن در مناسبات مدرنيستي از جامعه، خانواده و فرديت شان بيگانه شده اند كه براي ايجاد ارتباط، حتي لازم نمي دانند خودشان را معرفي كنند. در واقع اين انسانهاي از خود بيگانه مدرن تنها به واسطه قرار گرفتنشان در گروه ها و طبقات اجتماعي، ارزش و اهميت پيدا مي كنند. به همين خاطر است كه مرد به محض روبرو شدن با برخورد سرد و موضع گيرانه زن، براي واداشتن او به واكنش، وارد حيطه اي ديگر مي شود و بحث طبقه و گروه اجتماعي را به ميان مي آورد. او ابتدا خودش را در گروه رنگين پوستها قرار مي دهد و گرايشات و تفكرات زن را در رابطه با اين مسأله به چالش مي كشاند و پس از آنكه زن در واكنش به صحبت هاي او خود و تفكرش را تا اندازه اي تعريف كرد، بلافاصله او را در طبقه و گروه ليبرال ها قرار مي دهد و از اينجا به بعد ارزش همان فرد از خود بيگانه هم محو مي شود و جاي خود را به مناظره «رنگين پوست» و «ليبرال» مي دهد. داستان همسايه ها تقريباً از اواسط آن به مبارزه و نبرد ايسم ها مبدل مي شود. هر چند كه همچنان انسانها را به عنوان ابزارهايي تنها در محور حوادث و روابط يكسويه خود دارد. همسايه ها، داستان تنهايي انسان معاصر است. انساني كه مثل مرد به دنبال انگيزه رفتاريش مي گردد و به دنبال ايجاد وابستگي است يا مثل زن كه خيلي مبادي آداب است و خودش را به شدت كنترل مي كند تا در موقعيتي جابرانه قرار مي گيرد و ضعف هايش نمود پيدا مي كنند. اين آدمها رابطه و كلامي مسخره، سرد و بي هدف دارند. با هم درگير مي شوند، عصباني مي شوند و فرياد مي زنند و بعد آرام در كنار هم مي نشينند. يكديگر را تهديد مي كنند و چند دقيقه بعد به حرفهاي هم گوش مي دهند. حتي گفتگوهايشان در برخي فصول بي محتوا و پوچ است. چالش و بر هم خوردن موقعيت دروني و بيروني داستان هم با تمايل مرد به بر هم زدن تعادل، و ميل زن به ايجاد تعادل به وجود مي آيد. و ظاهراً اين مرد است كه در پايان برنده مي شود: - شما از ليبراليسم تخليه شديد و من به انگيزه ها فكر مي كنم. فعلاً الان تو يه سطحيم!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گزارشي از نشست شعر و ترانه در حمايت از ملتهاي مظلوم لبنان و فلسطين؛ ما كه آهمون جز آسمون پناهي نداره
* محمدرضا شالبافان چندي پيش در همين صفحه گزارشي از همايش شاعران و نويسندگان در حمايت از ملتهاي مظلوم لبنان و فلسطين با عنوان «هم صدا با زخم زيتون» خوانديد. خوشبختانه آن همايش اولين و آخرين هم صدايي اهل قلم با مظلومان مديترانه آزاد !نبود.
اما شب شعر امروز كه در فرهنگسراي ارسباران (هنر) برگزار مي شود احتمالاً از همه جهات با ديگر شب شعرهاي اين چنيني متفاوت خواهد بود. اين نشست اصولاً نشست ماهانه «خانه ترانه» بنياد نويسندگان و هنرمندان شهر است. نشستهايي كه براي خواندن و شنيدن ترانه يا به قول عبدالجبار كاكايي شعر محاوره برگزار مي شوند. از طرف ديگر، اين روزها «تب ترانه» به نوعي مشغول گرم كردن بازار شعر در جاي جاي كشور است. حتماً شما هم مانند ما، بسياري از شاعران نامدار را كه مدتهاست بيشتر ترانه مي گويند، مي شناسيد. شايد بتوان گفت اين موج با رو آوردن استاد علي معلم دامغاني به اين سبك و سياق آغاز شد. پس از وي بسياري اين راه را رفتند تا امروز كساني چون «عبدالجبار كاكايي» و «عليرضا قزوه» نيز بيشتر توان شاعري خود را صرف ترانه سرايي بكنند. اما اين موج جدا از تمام ايرادهايي كه به خود وارد مي ديد - مسلماً يك جنبه مثبت را در خود پروراند. ترانه هاي پيش از اين موج كه هنوز هم دست و پا شكسته ادامه يافته اند اغلب با چيزي به نام تعهد مذهبي - اسلامي آشنا نبودند. اما اين جماعت به واسطه عقبه ذهني - ادبي خود كه همواره و در همه حال به عشق اسلام و اهل بيت(ع) مي سرودند چنين تعهدي را سرلوحه كار خود قرار دادند. خوشبختانه در حالي كه هنوز چند دقيقه اي از آغاز نشست نگذشته است پي مي برم كه راه را درست آمده ام.همان گونه كه حدس مي زديم فضا بيشتر در حال و هواي ترانه و شعر محاوره است. از «عبدالجبار كاكايي» كه مجري است و بين شعرها ترانه مي خواند گرفته تا كساني كه شعر مي خوانند خوشبختانه چهره ها اغلب آشنايند. كساني چون «استاد علي معلم دامغاني»، «عليرضا قزوه»، «اسماعيل اميني»، «اكبر آزاد»، «فاضل نظري» و ... با سروده هايشان حاضران را در حال و هواي غريب اين روزهاي منطقه و بلكه جهان به وجد مي آورند. نشست به پايان مي رسد و من هم مانند ديگران از تالار فرهنگسرا خارج مي شوم و با عده اي از دوستان در خيابان جلفا مي ايستم تا مثل هميشه شب شعري خارج از دستور برگزار كنيم. اما در ميان شعرهايي كه خوانده شد ترانه «اسماعيل اميني» به خوبي در خاطرم مانده است كه زيبا و صميمي بود.
* دريا «اسماعيل اميني» دريا مردابه اگه موجا تلاطم نكنن قطره ها دريان اگه همديگه رو گم نكنن دل دريا با خروش موجا خالي نميشه حال و روز هيچ دلي به اين باحالي نميشه وقتي كه پر مي شه از دلهره ها ثانيه هام دل دريا دل دريا دل دريايي مي خوام نه زمستون نه بهار فصل خزون رو دوست دارم كه مث برگا بريزم و رو خاك سر بذارم روزگار عاشقا بهار و پاييز نداره شب و روزش روشنه فصل غم انگيز نداره روشنه مثل همين ماهي كه افتاده تو آب مثل آه سحري كه شعله مي زنه به خواب ما كه آهمون جز آسمون پناهي نداره چه غريبه ابري كه فقط رو دريا مي باره
* محمد غفورزاده «شفق» سه روز بود كه در مكه بي قراري بود نگاه كعبه پر از چشم انتظاري بود سه روز صبح شد و سايبان حجر و حجر سحاب رحمت و ابر اميدواري بود
به احترام شكوفايي گل توحيد سه روز كار حرم عشق و رازداري بود ز هجر روي علي كار «حجر اسماعيل» در اين سه روز و سه شب ندبه بود و زاري بود پس از سه روز از آن روي ماه پرده گرفت حرم كه هوش و حواسش به پرده داري بود به شوق ديدن او در مقام ابراهيم هزار پنجره آواز و صد قناري بود صفاي آينه از چشم مروه مي تابيد شميم عاطفه از «مستجار» جاري بود زمين به مقدم مولود كعبه مي نازيد هواهواي بهشتي، زمان بهاري بود فرشتگان مقرب به اشتياق حضور سرودشان غزل عشق و بي قراري بود سحر به زمزم توحيد آبرو بخشيد علي كه چشمه جوشان در آن صحاري بود قسم به روح نبوت كه در كنار نبي علي تمام وجودش وفا و ياري بود نشست بر لبش آيات مؤمنون، آري علي كه جلوه آيات جان نثاري بود به نخلها همه كيفيت قنوت آموخت علي كه سيل سرشكش قنوت جاري بود چگونه نخل عدالت نمي نشست به بار كه اشك چشم علي گرم آبياري بود امير ظلم ستيز، افسر يتيم نواز يگانه آينه عدل كردگاري بود همين نه مكه از او رنگ ارغواني يافت مدينه از نفس او بنفشه كاري بود علي تجسم اخلاص و صبر بود و اميد علي تبلور ايمان و پايداري بود علي به واژه آزادگي تقدس داد علي تجلي ايثار و بردباري بود جهان كوچك ما حيف درنيافت كه ا وپر از كرامت و فضل و بزرگواري بود علي به روي شهادت گشوده بود آغوش زبيم هيبت او مرگ از او فراري بود قسم به كعبه كه سجاده گل افشانش زخون جبهه او باغ رستگاري بود خدا كند بنويسند روي دامن ياس «شفق» به گلشن او خار افتخاري بود
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- انتقاد بازماندگان 11 سپتامبر از «اليور استون»
خانواده ها و بازماندگان حادثه 11 سپتامبر ضمن انتقاد از «اليور استون» مدعي شدند كه او حاضر نشده آن گونه كه شايسته است از فعاليتهاي خيرخواهانه آنها حمايت كند.به گزارش فارس در حالي كه ده درصد از درآمد هفته اول نمايش فيلم «مركز تجارت جهاني» صرف امور خيريه خواهد شد، خانواده هاي كشته شدگان حادثه 11 سپتامبر از «اليور استون» بشدت انتقاد كردند.«مونيكا ايكن» كه در اين حملات همسر خود را از دست داده است، گفت: از شنيدن مبلغ كمك بسيار نااميد شدم. آنها بايد در صورتي كه درآمد فيلم خوب بود، مبلغ بيشتري را به اين بخش اختصاص دهند.فيلم «مركز تجارت جهاني» با موضوع 11 سپتامبر از چند روز پيش در نيويورك افتتاح شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شب شعر «قانا نمي ميرد» در فرهنگسراي نياوران
گروه هنر- شاعران برجسته كشورمان به نمايندگي از جامعه هنري ايران با برپايي شب شعري ضمن ابراز همدردي با دردهاي جانكاه مردم ستمديده لبنان از ايستادگي سروگونه و تاريخي اين عزيزان اعلام حمايت مي نمايند.علي آئينه ساز رييس فرهنگسراي نياوران با اعلام خبر فوق گفت: شب شعر «قانا نمي ميرد» با حضور شاعران برجسته پيشكسوت و جوان ايراني و نيز با مشاركت مسؤولان فرهنگ هنري برپا خواهد شد.وي افزود: شاعران گرانقدر كشورمان آخرين سروده هاي خود درباره تراژدي دردناك جنوب لبنان و نيز جنايات رژيم اشغالگر قدس را قرائت خواهند نمود تا جامعه هنري ايران در كنار اعلام حمايت ها و تجمعهاي اعتراض آميز، رويدادي هنري در تكريم اين مقاومت تاريخي برپا كند.گفتني است شب شعر «قانا نمي ميرد» ساعت 17 روز دوشنبه 16مردادماه در سالن خليج فارس فرهنگسراي نياوران برگزار خواهد شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قزوه دبير مسابقه ادبي «سلام بر نصرا...» شد
انجمن قلم ايران مسابقه ادبي «سلام بر نصرا...» را در سطح بين المللي برگزار مي كند.به گزارش مهر، اين مسابقه ادبي كه با هدف
تجليل از مقاومت عليه صهيونيستها سازماندهي شده، از آثاري كه به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي پديد آمده اند استقبال مي كند.مسابقه بين المللي « سلام بر نصرا...» با موضوع مقاومت عليه اشغالگران توسط انجمن قلم ايران با همكاري مؤسسه فرهنگي شهيد آويني، حوزه هنري، انتشارات سوره مهر، سايت لوح و مؤسسه الفن القدسي برگزار مي شود و عليرضا قزوه دبيري اين مسابقه بين المللي را برعهده دارد.شعر، داستان، قطعه ادبي، ترانه، مقاله، عكس، پوستر، فيلم خبري و... از انواع هنري است كه در مسابقه «سلام بر نصرا...» شركت داده مي شود.برگزار كنندگان اين مسابقه، جوايز نفيسي را براي آثار برگزيده درنظر گرفته اند كه پس از بررسي و گزينش آثار برتر، ضمن چاپ همه آنها در يك كتاب، اهدا خواهد شد.سايت لوح به نشاني اينترنتي com.louh. wwwعهده دار وظايف مربوط به بانك اطلاعاتي اين مسابقه بين اللملي شده است.