---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فردا روز ماست؛من خبرنگار،170 سال دارم
مريم زنگنه من يك خبرنگار هستم، پس هستم. گاهي اوقات فكر مي كنم تنها خبرنگارها هستند كه شايسته است بگويند «ما هستيم» چون هركس با هر شغلي اگر با جمع كوچكي مثل دانشجويان يك دانشگاه، كارگران يك كارخانه و يا كارمندان يك شركت سر و كار دارد باز هم يك خبرنگار، مخاطب بيشتري از او دارد گاهي فراتر از يك كشور و حتي به بزرگي يك دنيا. پس زيبنده است كه خبرنگارها هميشه بگويند «من هستم».
من يك خبرنگار هستم و در ايران 17 مرداد روز شهادت شهيد صارمي را به نام من نامگذاري كرده اند. سالهاست كه در كسوت خبرنگاري قلم مي زنم و به خاطر ندارم تا به حال چقدر نوشته ام، چقدر عصبي شده ام، چقدر پشت در مانده ام، چقدر تحقير شده ام، چقدر گوشي تلفن را روي من قطع كرده اند، چقدر با بي تفاوتي آدمها مواجه شده ام، چقدر از ته دل خنديده ام و... فقط همين قدر مي دانم همين امروز صبح كه از خواب بيدار شدم تا به دفتر روزنامه بيايم فكر كردم چقدر خوشحالم كه اين حرفه را انتخاب كرده ام و به جرأت مي توانم بگويم هيچ وقت پشيمان نشده ام و نخواهم شد. البته حقم دارم آنچه را كه اكنون مي نويسم حسهاي آشنايي براي همه خبرنگارها و يا به عبارتي روزنامه نگارهاست. ما همه حس مشترك داريم والبته دردهاي مشترك. و اگر در وجود هر كداممان ذره اي خلل در همان حس مشترك وجود داشت، مطمئن هستم هيچ كدام از ما حتي براي يك روز در اين شغل پر از استرس و سنگين و صد البته «صدها قلم و يك غاز» باقي نمي مانديم و ادامه نمي داديم. اما ما هستيم و مي نويسيم و البته بي هيچ چشمداشت به داشتن خودروهاي مدل بالا و آپارتمانهايي بزرگتر از 70 متر. بگذريم. روز خبرنگار فقط يك روز در سال است، همان روزي كه خبرنگارها كمي به روي خودشان متمركز مي شوند و به خودشان و شغلشان فكر مي كنند. به كم بودن حقوق و دستمزدشان، به نداشتن امنيت شغلي و آينده اي نامعلوم. به اينكه خيلي از ماها هنوز بيمه نيستيم. درست است. بسياري از شما در صفحات روزنامه ها مي خوانيد كه روزنامه نگاران با مسؤولان بيمه كشور صحبت كرده اند و مسؤولان را به چالش كشيده اند كه چرا وضعيت چنين است و چنان است و در واقع سنگ يك جماعت را به سينه زده اند، در حالي كه خودشان بيمه نيستند. در يكي از همين روزها براي يك مصاحبه مطبوعاتي جمعي از ما كنار يكديگر نشسته ايم. يكي از همين روزهايي كه روز خبرنگار نزديك است، دوست كنار دست من مي گويد: ماه گذشته چقدر درآمد داشتي؟ به او مي گويم من حقوق مي گيرم و حق التأليفي نيستم. او به من مي گويد: ماه گذشته من فقط 100 هزار تومان دستمزد گرفتم به ازاي همه خبرها و گزارشهايي كه داشتم. ماه گذشته در اغلب برنامه هاي خبري كه من شركت داشتم، او هم بود و گاهي اوقات برحسب نوع فعاليتش حتي كارهايي بيشتر هم انجام داده بود، اما 100 هزار تومان حقوق يك ستم آشكار است.
* حقوق هاي كم خبرنگار يكي از خبرگزاري ها مي گويد: موعد اجاره منزلم به پايان رسيده است و در جستجوي يك منزل جديد هستم. اما پول رهن منزلم كه آن هم با وام جور شده، چندين سال است كه ثابت مانده و من اصلاً نمي توانم به اين پس انداز چيزي اضافه كنم؛ زيرا هر سال مجبورم با توجه به افزايش اجاره منزل اجاره بيشتري بپردازم و وقتي خرج و مخارج منزل و اجاره را كنار هم مي گذارم و قسطهايم را مي پردازم، ديگر هيچ پولي براي پس انداز برايم باقي نمي ماند. وي مي گويد: هر ماه حدود 180 هزار تومان درآمد دارم و همسرم نيز كمي كمتر از من حقوق مي گيرد، اما وقتي ماه به نيمه مي رسد، تقريباً دچار مشكلات جدي مي شويم. اين خبرنگار ادامه مي دهد: هر سال مجبورم منطقه منزلم را كمي به سمت جنوب شهر نزديكتر كنم؛ چرا كه توان پرداخت اجاره بالا را ندارم و احتمال مي دهم آنقدر به سمت پايين بروم كه از تهران خارج شوم. خبرنگار ديگري از يكي از خبرگزاري ها مي گويد: مدتهاست دبير گروهم براي مرخصي رفته است و من علاوه بر كار خبرنگاري، كارهاي او را هم انجام مي دهم اما حتي يك ريال بابت اضافه كار دريافت نمي كنم و هر ماه بيشتر از 150 هزار تومان حقوق نمي گيرم. او مي گويد: در يك ماه با باقيمانده كل حقوقم توانستم فقط يك عينك آفتابي بخرم و بعد مي خندد! تقريباً به لحاظ حقوق و درآمد، اغلب خبرنگارها وضعيت مشتركي دارند، گاهي كمي بالاتر از اين ارقام و گاهي كمي پايين تر از اين رقمها. اما همه ما تقريباً وقتي درباره حقوق و درآمدهايمان صحبت مي كنيم، آنقدر مضحك مي شويم كه خودمان هم خنده مان مي گيرد! اما باز هم ادامه مي دهيم.
* چيزي به نام امنيت شغلي خبرنگاري و روزنامه نگاري در ايران 170 سال قدمت دارد ولي خلاصه مي گويم، هيچ روزنامه نگاري در ايران امنيت شغلي ندارد. اصلاً معلوم نيست آينده هر كدام از ما چه خواهد شد؟ اصلاً هيچ ضمانتي وجود ندارد كه بتوانيم آنقدر در يك مؤسسه و يا يك نشريه كار كنيم تا بازنشسته شويم. اين كار فرسايشي سال به سال ما را فرسوده تر مي كند و متأسفانه يك روزنامه نگار تا زماني مفيد است كه بتواند كار كند و انرژي براي كار كردن داشته باشد. وقتي انرژي مضاعف اش رو به پايان باشد، متأسفانه كنار گذاشته مي شود. اما مسأله فقط اين نيست. بسياري از روزنامه ها در ايران وابسته به جايي و يا به ارگاني نيستند، آنها اغلب خصوصي اند و درآمدشان فقط از آگهي هاي روزنامه و بعضاً فروش است، اما لازم نيست بگويم كه چند درصد روزنامه ها از كيوسكها برگشت مي خورد و مجال ندارم كه بگويم متأسفانه با 70 ميليون جمعيت شمارگان روزنامه هايمان كمتر از دو ميليون است، در حالي كه طبق برآورد يونسكو به ازاي هر 10 نفر بايد يك نسخه روزنامه منتشر شود و نسبت به جمعيت كشور ما آمار بايد 7 ميليون نسخه در روز باشد. اما متأسفانه فرهنگ روزنامه خواني در كشور ما بسيار پايين است. مردم بيشتر به جاي اينكه روزنامه بخوانند ترجيح مي دهند، حداكثر يك نوبت در روز خبر تلويزيون را بشنوند وگرنه هيچ. البته مي گويند كار تحليل روزنامه ها را هيچ تلويزيوني انجام نمي دهد، اما چند درصد مردم آنقدر نخبه هستند كه به تحليل علاقه مند باشند و روزنامه بخرند؟ از ديگر سو روزنامه هاي الكترونيكي هم به جنگ روزنامه هاي نوشتاري آمده اند و سعي دارند با آن لاين بودن خود در هر دقيقه روزنامه هاي نوشتاري را از صحنه حذف كنند. روزنامه آساهي شيمون در ژاپن روزي دو نوبت صبح و عصر و در هر نوبت با شمارگاني ميليوني چاپ مي شود. همه مردم آن را مي خرند و مي خوانند. حال وضعيت آنها را با كشور خودمان مقايسه كنيد. پس با اين اوضاع و احوال مي توانيم نتيجه بگيريم روزنامه اي كه درآمد ندارد، نمي تواند خوب حقوق بدهد و ما روزنامه نگارها اين را پذيرفته ايم كه شايد حداكثر درآمد يك روزنامه پس از هزينه هاي فيلم و زينك و كاغذ و چاپ و حقوق پرسنل چيز ديگري نباشد. و البته پايين بودن حقوق و نداشتن امنيت شغلي باعث نمي شود كه رسالتمان را فراموش كنيم. روزنامه نگاري يك كار سخت و زيان آور است، آنقدر كه بازنشستگي پيش از موعد شامل حال ما مي شود، اما گاهي اوقات درآمدها آنقدر كم است كه يك روزنامه نگار مجبور مي شود در دو روزنامه همزمان كار كند؛ يعني دو بار كار سخت و زيان آور انجام دهد. گمان مي كنيد دوام و بقاي اين شكل كار كردن چند سال باشد؟ خيلي خيلي كمتر از بازنشستگي پيش از موعد خواهد بود؛ حتم دارم. اما جالب است بدانيد كه همين روزنامه نگارها اخيراً وارد فضاي اينترنت شده اند و بسياري از آنها يك روزنامه شخصي دارند كه در آن براي خودشان مي نويسند. وبلاگ و وبلاگ نويسي پديده اي نو در روزنامه نگاري ايران است. روزنامه هاي شخصي با حداكثر يك يا دو نويسنده و در يك فضاي كاملاً مجازي. بيژن نفيسي، روزنامه نگار قديمي كشورمان به خبرنگار ما در اين خصوص مي گويد: حتي كساني هم كه وبلاگ مي نويسند و مخاطبان خاص خودشان را دارند بايد رسالت حرفه اي خود را رعايت كنند و اين فضا، فضايي است كه روزنامه نگارها بي هيچ دستمزدي در آن مي نويسند و اطلاع رساني مي كنند تا ديگران بخوانند. و دقيقاً همين جاست كه معلوم مي شود هيچ يك از ما براي پول كار نمي كنيم. من يك خبرنگارم، من مي نويسم پس هستم. حتي اگر حقوق بالايي نداشته باشم. حتي اگر همين فردا بيكار شوم، حتي اگر...
* ضرورت وجود تشكل صنفي منسجم بيژن نفيسي، روزنامه نگار قديمي به خبرنگار ما مي گويد: يكي از مشكلاتي كه بسياري از روزنامه نگاران به جز مسايل دستمزد و حقوق با آن مواجهند، امنيت شغلي است. امنيت شغلي زماني تضمين خواهد شد كه تشكلهاي قوي صنفي وجود داشته باشد. اين تشكل ضمانت شغلي روزنامه نگار است. اين تشكل صنفي در همه كشورهاي دنيا وجود دارد و ضوابطي دارد و براساس ضوابط مدون فعاليت مي كند و اصولي را تدوين كرده است كه اگر خبرنگاري از آن اصول تخطي كند اشتباه كرده است، در غير اين صورت اين طور نيست.اين تشكل امنيت و تضميني براي خبرنگار ايجاد مي كند. وي مي افزايد: كشور ما از اين قاعده مستثنا نيست و حد و حدودي را بايد براي روزنامه نگار قايل شويم. به عنوان مثال يك روزنامه نگار در يك روزنامه كار مي كند و آن روزنامه تعطيل مي شود، پس تكليف روزنامه نگار چه مي شود. اينجا تشكل صنفي بايد كار روزنامه نگار را دنبال كند. وي خاطرنشان مي كند: كارگري كه تحت پوشش قانون كار است، وقتي بيكار مي شود بيمه بيكاري مي گيرد و يا جاي ديگري معرفي مي شود، اما روزنامه نگار چه؟ آيا بيمه بيكاري تضميني براي كار اوست؟ روزنامه نگار بايد امنيت شغلي فراتر از بيمه بيكاري داشته باشد تا بتواند با آسودگي خاطر كارش را انجام دهد. بيژن نفيسي تأكيد مي كند: اگر روزنامه نگار مدام تشويش داشته باشد كه آيا امروز كار دارد، فردا نه، اصلاً كارايي لازم را نخواهد داشت. او بيشتر نگران آينده است، اكنون روزنامه نگارها در كشور ما دچار چنين وضعيتي هستند. وي مي گويد: در كشور ما بازار كار براي يك روزنامه نگار محدود است و رسانه ها آنقدر گسترده نيستند كه همه بتوانند كار كنند، شما مي بينيد كه درصد بالايي از دانش آموختگان رشته روزنامه نگاري در كشور ما به كارهايي غير از روزنامه نگاري مشغولند، كار روابط عمومي مي كنند و يا هر كار ديگري انجام مي دهند و نمي توانند از تخصص خود استفاده كنند. اين روزنامه نگار قديمي مي افزايد: در هر حال زماني امنيت شغلي روزنامه نگار تضمين مي شود كه يك تشكل صنفي قوي با ضوابط معين به دنبال كار روزنامه نگار باشد. وي مي گويد: در حال حاضر تشكلهاي صنفي با عناوين مختلف در كشور ما وجود دارد، اما توقعي كه روزنامه نگاران براي تأمين امنيت از آنان دارند، توسط اين تشكلها برآورده نمي شود؛ زيرا كارايي لازم را ندارند و نمي توانند كاري بكنند. به اين دليل كه بنيه مالي لازم را ندارند. وي مي گويد: حداكثر توان مالي تشكلهاي صنفي در كشور ما حق عضويت افراد است، در حالي كه نياز است كه آنها بنيه مالي قوي داشته باشند. وي مي گويد: اين در حالي است كه باز اين سؤال پيش مي آيد كه اين بنيه مالي از كجا بايد تأمين شود. دولت بايد آن را تأمين كند؟ و يا كجا مي تواند اين كار را بكند؟ وي يادآور مي شود: بايد قوانيني تدوين شود كه روزنامه نگار و به طور كلي رسانه ها ملزم به پرداختهايي به اين افراد باشند، چون هرقدر اين انجمنها قوي باشند، استمرار و بقاي روزنامه ها را مي توانند تضمين كنند. روزنامه ها به هر حال درآمدهايي دارند و بايد براساس يك نظام مشخص مطبوعاتي عمل كنند، پس مي بينيد ما ضعف نظام مطبوعاتي هم داريم و براساس همين ضعف نظام مطبوعاتي هم تشكلهاي ضعيف داريم.
هادي عسلي - كارشناس مددكاري اجتماعي
از آن روز كه روستاييان حركت به سوي شهرها را آغاز كردند و خوش نشيني و حاشيه نشيني شروع شد، حرفه مددكاري جان گرفت. كارگر گرفتار ماشين، زنداني گرفتار دربند، بيمار محكوم به زندگي در تيمارستان، نوجوان بزهكار در كانون اصلاح و تربيت، همه و همه يك غم خوار و دلسوز پيدا كردند كه اسمش مددكار است.حرفه مددكاري تخصصي و نوين در ايران توسط خانم ستاره فرمان فرمائيان (مادر مددكاري نوين) پايه گذاري شد وي در چهارم آبان ماه 1337 اولين آموزشگاه خدمات اجتماعي را براي تربيت مددكاران اجتماعي تأسيس كرد و به دنبال آن مراكز رفاه خانواده به وجود آمد.مددكاري، يعني قادرسازي و تربيت كردن افراد و گروههاي خاص براي آنكه بتوانند با مسايل و مشكلات خانوادگي و اجتماعي روبرو شوند و بر اين مشكلات با همكاري و همفكري خود مردم فائق آيند.
جامعه ما با توجه به توسعه شهرنشيني و تبعات آن و همچنين بسياري از عوامل ديگر نيازمند خدمات تخصصي مددكاران اجتماعي است. پس از گذشت چهل سال از سابقه علمي مددكاري در كشورمان، مي توان گفت كه ديگر هيچ نهاد اجتماعي بدون برخورداري از نقش مؤثر مددكاران قادر به انجام درست وظايف خود نيست.
مددكاري اجتماعي امروز، جايگاه خود را در ميان سازمانهاي خدماتي و اجتماعي همانند سازمان زندانها، دادگستري، بهزيستي، كلانتري ها و بيمارستانها پيدا كرده است و البته بايد تلاش كرد از طريق نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي، نظام مددكاري اجتماعي را همانند نظام روانشناسي براي حمايت از حقوق مددكاران و حراست از اصول حرفه اي و ارزشهاي معنوي مددكاري ايجاد كرد.مددكاري بايد به توانمندسازي، قادرسازي، رشد خلاقيتهاي فردي مددجو و جامعه بينديشد و تلاش نمايد تا مددجو «خود اتكا» شود تا بتواند در دنياي سرشار از سختي و رنج مقاومت كند. وظيفه و نگاه مددكار اجتماعي در نظام جامعه بايد رفاه اجتماعي، بازسازي شخصيت مددجو در راستاي خودباوري و خود اتكايي، افزايش مهارتهاي فردي مددجويان، افزايش اميد به زندگي و اميد به آينده بهتر، فعال ساختن انضباط اجتماعي و وجدان كاري در نيروهاي مولد و غيرمولد جامعه باشد.
به هر ميزاني كه مشاركت اجتماعي در حوزه فعاليتهاي اجتماعي گسترش يابد بستر براي نهادينه شدن حركتهاي مشاركت جويانه در اجتماع آماده خواهد شد و محصول اين مشاركت را در حوزه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي خواهيم ديد.در بعد مشاركت بايد به گونه اي حركت كنيم كه دولت، سياستگذار باشد و مجري، دولت و مردم باشد. مددكاران اجتماعي هم مي توانند به عنوان يك روش پويايي گروهي، نقش تعيين كننده اي در تحريك مشاركت و بازسازي تواناييهاي فردي و گروهي ايفا كنند.
هنگامي كه مشاركت فعال و واقعي مردم به عنوان يك ارزش اجتماعي در جامعه پذيرفته شود، مي توان از آن به منزله وسيله اي بسيار مهم براي رفع بسياري از نيازهاي اساسي افراد و گروه هاي اجتماعي استفاده نمود. هنگامي كه سخن از مشاركت فعال مردم است، منظور فعاليتهاي داوطلبانه، آگاهانه و هدفمندي است كه افراد و گروههاي اجتماعي در انديشيدن، برنامه ريزي، تصميم گيري، اجراي برنامه ها و سرانجام در نظارت و ارزشيابي و پايش برنامه هاي اجرا شده با سازمانهاي دولتي انجام مي دهند تا هم روند توسعه ملي را تداوم بخشند و هم خود در اين فرايند به رشد و بالندگي دست يازند، زيرا تا افراد خود متحول نشوند توسعه و تحول اجتماعي ميسر نمي گردد.
امروزه در سطح بين المللي انگيزه هاي حرفه اي مددكاري اجتماعي توسط فدراسيون بين المللي مددكاران اجتماعي (IFSW) و همكاريهاي بين المللي دانشكده هاي مددكاري اجتماعي (IASSW) برنامه ريزي مي شوند.
از آنجا كه ديدگاههاي مددكاري اجتماعي، تلاش در راه برطرف نمودن مشكلات افراد و خانواده هاست، معمولاً اين حرفه با مداخله درماني، شناخته شده است. مددكاران اجتماعي نيز اغلب در درمان شركت مي كنند و براي رفع گونه هاي متعدد مشكلات اجتماعي اقدام مي كنند. در كشورهاي پيشرفته مددكاران در برنامه ريزي و اداره مؤسسات دولتي و غيردولتي دخالت دارند و قادر هستند از نفوذ خود براي ارتقاي زندگي مردم استفاده كنند.مددكاري اجتماعي نهاد مهمي براي ارتقاي رفاه انسان، در بسياري از بخشهاي جهان امروز است. مددكاران اجتماعي در بسياري از محيطهاي كاري مانند بهداشت كودكان، كار اجتماعي پزشكي، مشاوره ازدواج، بهداشت رواني، كارگروهي، اصلاحات و توسعه جامعه فعاليت مي كنند.مهمترين وظيفه اي را كه مددكاران اجتماعي براي كاهش آسيبهاي اجتماعي در جامعه دارند استفاده از اقدام اجتماعي است، مي توانند مسايل و مشكلات ناشي از آسيبهاي اجتماعي را براي قانون گذاري توضيح داده تا بهتر بتوانند در اين خصوص قوانيني وضع نمايند.بايد پذيرفت كه در دوران ورود به جامعه جديد ناچار به پذيرش و به رسميت شناختن نقش حساس مددكاران اجتماعي و فراهم كردن بسترهاي لازم براي فعاليت آنها هستيم.
* سمانه بامشاد
ضرورت تأمين حق همگان براي دسترسي آزادانه به اطلاعات و برخورداري از آگاهيهاي ضروري درباره رويدادها و افكار عمومي در جوامع معاصر جايگاه ويژه اي را براي روزنامه نگاران فراهم كرده است.به همين دليل روزنامه نگاران بايد در فرآيند جست و جو، جمع آوري، تهيه و تدوين اخبار و اطلاعات و همچنين انتقال و انتشار آنها، با موانع و محدوديت هايي مواجه نشوند.
همچنين دست اندركاران مطبوعات و ساير رسانه هاي عمومي بايد براساس آزاديهاي بنيادي عقيده و بيان و اطلاعات و در چهارچوب قوانين اساسي و اسناد حقوق بين المللي و اصل 24 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران وظايف حرفه اي خود را انجام دهند. حق دسترسي آزادانه همه به اطلاعات، از ضرورت شناخت شرايط محيط زندگي براي رفع نيازهاي اجتماعي و نگهباني از مصالح و منافع عمومي است و تحقق آن مستلزم تأمين امكانات تأسيس و فعاليت آزاد مطبوعات و ساير رسانه هاست.روزنامه نگاران وظيفه دارند كه اطلاعات صحيح، جامع و كامل در مورد تمام موضوعات و مسايل مربوط به نيازهاي اجتماعي و منافع و مصالح عمومي را در اختيار مردم بگذارند.
رسالت اجتماعي روزنامه نگاران بيشتر بر مبناي آگاهي دهي درباره وقايع و مسايل زندگي جمعي و بازتاب تعامل عقلايي افكار و عقايد همگاني و تشريح و تفسير و نشر آنها بر حق دسترسي آزادانه همگان به اطلاعات و آزادي مطبوعات استوار است.
در عين حال، روزنامه نگاران براي دستيابي به اخبار و اطلاعات و انتقال و انتشار آنها، ضرورتاً داراي محدوديتهايي هستند كه بايد نسبت به رعايت آنها متعهد و مسؤول باشند. از جمله اينكه از ديد يك خبرنگار متعهد به شرافت حرفه اي، خبر به منزله يك خدمت اجتماعي و نه يك كالاي بازرگاني نگريسته مي شود و روزنامه نگار در انجام وظايف حرفه اي خويش نه تنها در برابر صاحبان و مديران مطبوعات، بلكه در مقابل جمع وسيع خوانندگان و منافع و مصالح عمومي جامعه نيز مسؤوليت دارد.
مسؤوليت اجتماعي ايجاب مي كند كه در شرايط و اوضاع و احوال مختلف هميشه براساس وجدان اخلاقي خود عمل نمايد.روزنامه نگار بايد از قبول هر گونه فشار، تهديد يا تطميع براي انتشار يا عدم انتشار مطالب و يا تغيير محتويات آنها، خودداري و هميشه از خط مشي عمومي هيأت تحريريه و اصول شرافت حرفه اي خويش تبعيت كند.
روزنامه نگار بايد هر مطلب منتشر شده اي را كه نادرستي آن مشخص مي شود، تصحيح كند و به حق خوانندگان و افراد ذي نفع در نشريات و ساير رسانه ها احترام بگذارد.
احترام به استقلال و حاكميت ملي، نظم و امنيت عمومي، همچنين آسايش، سلامت و آرامش رواني جامعه و دفاع از منافع، مصالح همگاني و حراست نهادهاي قانوني، حكومت مردمي از وظايف اجتماعي روزنامه نگار به شمار مي روند.
روزنامه نگار بايد به اصول دين و معتقدات مذهبي و آداب و سنن قومي و ملي، مباني اخلاقي و عفت عمومي، هميشه احترام بگذارد.
زمينه منطقي تصميم گيري يك روزنامه نگار مي تواند آميزه اي از توجه به پيامدها و احساس وظيفه اي بنيادين نسبت به برخي اصول باشد.
بنابراين خبرنگار در اصل يك فرضيه گراست، اما در همان حال ويژگي يك متفكر را دارد، يعني غايت گرايي است كه مي خواهد گهگاه از وفاداري بنيادين به اصول كناره گيري كند تا بتواند به اخلاقياتي متعالي تر دست يابد. اين را رويكرد اخلاقي فرضيه گرايانه مي نامند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- لنكراني: تأخير در تعيين تعرفه هاي پزشكي هر ماه 200 ميليارد ريال زيان مي رساند
وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، گفت: تأخير در تعيين و اعلام نرخ تعرفه هاي پزشكي، ماهانه حدود 200 ميليارد ريال به وزارت بهداشت ضرر مي رساند.
دكتر«كامران باقري لنكراني» ديروز در گفتگو با ايرنا با اعلام اين مطلب، عنوان كرد كه هنوز در مورد تعيين نرخ تعرفه هاي پزشكي بين دستگاههاي مختلف، هماهنگي ايجاد نشده است. به گفته لنكراني، به ازاي هر دوره زماني چهار ماهه كه تعرفه خدمات پزشكي بخش دولتي دير اعلام شده، حدود 45 تا 50 ميليارد تومان به درآمد اختصاصي وزارت بهداشت زيان وارد شده است.
وزير بهداشت، با بيان اينكه افزايش نرخ تعرفه ها در بخشهاي مختلف از جمله سونوگرافي، سي تي اسكن،آزمايشگاهها و...
متفاوت است، اظهار اميدواري كرد، با اعلام نرخ تعرفه هاي خدمات پزشكي بخش دولتي نارضايتي و سرگرداني مردم در پرداخت هزينه هاي پزشكي برطرف شود.
وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در ادامه اين گفتگو درباره بيماري وبا سخن گفت و اظهار داشت: هيچ موردي از بروز بيماري وبا در كشور نداشته ايم.
لنكراني، با بيان اينكه شيوع وبا در كشور ديرتر شروع مي شود، افزود: حدود 40 سال پيش اين بيماري در بعضي نقاط كشور وجود داشته است.
وي، با بيان اينكه اپيدمي وبا در اواخر فصل تابستان و بويژه در استانهاي شرقي شيوع مي يابد، افزود: وزارت بهداشت اقدامات پيشگيرانه از جمله كنترل مهاجران به كشور را انجام مي دهد.
وزير بهداشت گفت: رعايت اصول بهداشتي به خصوص شستشوي ميوه و سبزيجات، شستشوي دست و مصرف نكردن آبهاي آلوده و مشكوك، كه هميشه مورد تأكيد بوده، مهمترين عامل پيشگيري از وبا است.
محققان شبكه پزشكي مولكولي كشور از پنج سال پيش با تحقيق بر روي طرح ژن درماني بيماري تالاسمي، اميدي تازه در درمان اين بيماري شايع ژنتيكي يافتند.
دكتر شيما تاجيك، دبير پزشكي مولكولي كشور با اعلام اين خبر به ايسنا گفت: بيماري تالاسمي به ويژه نوع بتا آن شايع ترين بيماري ژنتيكي در ايران است كه تاكنون درمان قطعي براي اين بيماري ارايه نشده بنابراين اين بيماران در طول حيات خود نيازمند تزريق خون هستند.
وي ادامه داد: از اين رو به دليل شيوع بالاي بيماري تالاسمي در كشور بر آن شديم تا با شروع طرح ژن درماني با برطرف كردن نقص ژنتيكي اين بيماران، گامي در جهت درمان صد درصد بيماري تالاسمي بر داريم.
دكتر تاجيك با اشاره به اين كه در حال حاضر روش درماني پيوند مغز استخوان در كشور در حال انجام است، افزود: در اين روش به دليل شانس پايين موفقيت پيوند مغز استخوان، تعداد كمي از بيماران تالاسمي را مي توان درمان كرد.
دبير شبكه پزشكي مولكولي كشور با بيان اين كه محققان شركت كننده در اين طرح متخصصان ژنتيك پزشكي هستند، تصريح كرد: در اين طرح ژن سالم بتاگلوبين وارد سلولهاي مغز استخوان بيمار مي شود سپس با جايگزين شدن ژن سالم به جاي ژن ناقص و تصحيح نقص ژنتيكي، بيماري تالاسمي مراحل بهبودي را طي مي كند.
وي 75 درصد از طرح ژن درماني را موفقيت آميز عنوان كرد و به ايسنا گفت: با ادامه مطالعات گسترده تر بر روي سلولهاي بنيادي خون ساز و اجراي موفق اين طرح بر روي نمونه هاي حيواني مي توان در آينده در درمان بيماري تالاسمي از اين روش استفاده كرد.
گفتني است: تالاسمي به عنوان شايع ترين بيماري ژنتيكي در كشورهاي خاورميانه تلقي مي شود كه موفقيت ايران در دستيابي به اين روش درماني، جايگاه علمي كشورمان را در منطقه و جهان ارتقا مي دهد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رئيس سازمان بهزيستي: بهزيستي اتوبوسي است كه با نصف ظرفيتش حركت مي كند
رئيس سازمان بهزيستي كشور گفت: سازمان بهزيستي مانند اتوبوسي است كه به علت نداشتن بودجه كافي با نصف ظرفيتش حركت مي كند و در صورتي كه بودجه اين سازمان دو برابر شود خدمات آن 4 تا 5 برابر افزايش مي يابد.
ابوالحسن فقيه در گفتگو با فارس، افزود: سازمان بهزيستي يك سازمان تخصصي است كه زيرساختها و توان لازم را براي خدمت رساني بسيار وسيعتر دارد اما چون بودجه كافي در اختيار ندارد بخش عمده توان و پتانسيل آن به هدر مي رود و مطمئناً اگر بودجه اين سازمان دو برابر شود (كه به دنبال آن هستيم) خدمات اين سازمان از نظر كمي و كيفي با يك جهش بزرگ مواجه مي شود.
وي ادامه داد: براي همه حوزه هاي مرتبط با سازمان بهزيستي مانند آسيبهاي اجتماعي، زنان سرپرست خانوار و معلولان برنامه هاي كامل و مستندي در سازمان بهزيستي وجود دارد كه براي اجراي كامل آنها به دو هزار ميليارد تومان بودجه نياز است در حالي كه سازمان بهزيستي اكنون با 400 ميليارد تومان در سال فعاليت مي كند.
وي گفت: اعتقاد ما اين است كه اگر بودجه بهزيستي به هزار ميليارد تومان هم برسد خدمات بهزيستي حداقل 4 تا 5 برابر بيشتر و بهتر مي شود، تخصيص چنين بودجه به سازمان بهزيستي كار مشكلي نيست و رقم زيادي محسوب نمي شود.فقيه افزود: مسلماً هر قدر بودجه بهزيستي افزايش يابد اولويت ما در سازمان بهزيستي كمك و زمينه سازي براي توانمندشدن معلولان و مددجويان و تلاش براي بازگشت آنها به يك زندگي عادي و مستقل است و معتقديم با توانمندشدن هر مددجو و بازگشت وي به زندگي عادي سه نفر ديگر از نزديكانش نيز به زندگي عادي بر مي گردند.رئيس سازمان بهزيستي كشور گفت: در هر خانواده اي كه يك نفر معلول يا معتاد باشد حداقل سه نفر ديگر درگير مي شوند و كل خانواده به اين ترتيب فلج مي شود در حالي كه اگر يك نفر معتاد يا معلول به زندگي عادي در جامعه باز گردد چند نفر ديگر هم مي توانند وارد چرخه زندگي سالم شوند و به اين ترتيب چرخه توليد و توسعه كشور با يك جهش بزرگ مواجه مي شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كوتاه اما خواندني
* مديركل امور فني بيمه شدگان سازمان تأمين اجتماعي خبر داد: شاغلان صنايع دستي كه تحت پوشش هيچ نظام حمايتي و بيمه اي نيستند، مشمول بيمه تأمين اجتماعي مي شوند. عباس صابري در گفتگو با ايسنا افزود: بر اساس توافق صورت گرفته با اتحاديه صنايع دستي ايران مقرر شد شاغلين اين حرفه از تاريخ اول مهر سال جاري تحت شرايط خاص مشمول قانون تأمين اجتماعي قرار گيرند.
* كنوانسيون حفاظت محيط زيست درياي خزر(كنوانسيون تهران) از شنبه 21 مردادماه سال جاري در تمامي كشورهاي ساحلي درياي خزر لازم الاجرا مي شود. به گزارش ايسنا، كنوانسيون تهران پس از گذشت 90 روز از تاريخ دريافت رسمي آخرين سند تصويب براي تمامي كشورهاي ساحلي درياي خزر در تاريخ 12 اگوست (21 مرداد 85) لازم الاجرا خواهد شد.
* 20 نفر از نامزدهاي انتخابات انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران طي نامه اي رأي گيري را تحريم كردند. در بخشي از اين ليست كه اسامي ناصر علاقبندان و رضا مقدسي نيز به چشم مي خورد آمده است: در رأي گيري امروز(ديروز) شركت نكرده و هيأت مديره انجمن را به تمكين از «قانون» و تلاش مجدانه براي «اصلاح» اساسنامه فرا مي خوانيم.
* عضو كميسيون اصل نود گفت: طرح الزام سازمانهاي بيمه گر درماني به پرداخت «خسارتهاي متفرقه» در صحن علني مجلس مورد بررسي قرار مي گيرد. عشرت شايق در گفتگو با فارس افزود: جهت جلوگيري از آسيبها و خسارات احتمالي ناشي از نوبتهاي طولاني بستري و جراحي در بيمارستانهاي دولتي و استفاده از ظرفيت بخشهاي خصوصي و خيريه در امر درمان افراد بيمه شده، طرح الزام سازمانهاي بيمه گر درماني به پرداخت «خسارتهاي متفرقه» در صحن علني مجلس مورد بررسي قرار مي گيرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس: همه مردم ايران بيمه مي شوند
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي گفت: از 70 ميليون جمعيت ايران60 ميليون تحت پوشش بيمه هستند.
به گزارش فارس به نقل از ستاد اطلاع رساني اردوهاي هجرت بسيج سازندگي، سيدعباس پاك نژاد افزود: با توجه به اين كه تمامي كارمندان و نيروهاي نظامي و انرژي تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي تحت پوشش كميته امداد هستند فقط 10 ميليون از مردم باقي مي ماند كه تحت پوشش بيمه نيستند و بايد تحت پوشش بيمه اجباري و همگاني قرار گيرند.
وي مسأله بيمه را به عنوان مشكل اصلي بخش بهداشت و درمان كشور دانست و اظهار داشت: اگر دختران و پسران جامعه ما از بدو تولد تا پايان عمر تحت پوشش بيمه باشند از بسياري از آفتها و انحرافات به دور مي مانند.
پاك نژاد با اشاره به اينكه دوره هاي چهارم و پنجم مجلس پيگيريهايي را به همراه جمعي از نمايندگان در اين خصوص داشته است، اضافه كرد: هم اكنون نيز نمايندگان مجلس اجباري و همگاني شدن پوشش بيمه را در يك ديدار حضوري با رئيس جمهوري از دولت درخواست كردند.
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس به ضرورت رفع موانع بيمه اي كشور به عنوان مشكل اصلي بخشي بهداشت و درمان كشور اشاره كرد و افزود: نمايندگان مجلس در همين خصوص از سازمان تأمين اجتماعي برنامه بيمه شدن تمامي مردم ايران در سال جاري را درخواست كرده اند.
پاك نژاد با اشاره به پوشش بيمه روستاييان و ايجاد خانه هاي بهداشت در مناطق روستايي گفت: هم اكنون مشكل عمده روستاها كمبود وسايل ارتباطي نقليه براي شهرها و مراكز درماني مجهز است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شير و خرما از اول مهر در مدارس دولتي توزيع مي شود
بر اساس مصوبه شوراي عالي سلامت و امنيت غذا از اول مهرماه شير و خرما در همه مدارس دولتي براي 12 ميليون دانش آموز توزيع مي شود.
عباس صفوي، مدير كل دفتر بهبود تغذيه وزارت بهداشت در گفتگو با فارس با اعلام اين مطلب، افزود: براساس مصوبه جلسه اول شوراي عالي سلامت و امنيت غذا كه دي ماه گذشته با حضور رئيس جمهوري تشكيل شد، قرار شد دستورالعمل توزيع ميان وعده هاي غذايي با ارزش غذايي بالا در مدارس تدوين شود كه اكنون اين دستورالعمل نهايي شده و بر اساس آن از اول مهر شير و خرما در همه مدارس دولتي كشور توزيع مي شود.
وي گفت: بر اين اساس از اول مهرماه 200 ميلي ليتر شير به صورت يك روز در ميان و 600 ميلي ليتر در هفته به هر دانش آموز در مدارس دولتي تعلق مي گيرد. علاوه بر آن 50 گرم خرما نيز به صورت يك روز در ميان بين دانش آموزان اين مدارس توزيع مي شود.
صفوي افزود: علاوه بر آن براي جلوگيري از فقر آهن بين دختران دانش آموز از مهر ماه امسال قرص آهن بين همه دختران مقاطع راهنمايي و دبيرستان توزيع مي شود در حالي كه در گذشته قرص آهن فقط بين دانش آموزان دختر دبيرستاني توزيع مي شد.
وي گفت: براساس دستورالعمل اجرايي اين طرح، قرص آهن براي مدت 16 هفته و هر هفته يك قرص بين دانش آموزان دختر مدارس راهنمايي و دبيرستان توزيع مي شود و در واقع هر دانش آموز دختر در اين مقاطع در طول سال تحصيلي 16قرص آهن را به منظور جلوگيري از فقر آهن دريافت مي كند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عضو كميسيون بهداشت مجلس: هزينه هاي سلامت هر سال 5/1 ميليون نفر را زير خط فقر مي برد
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس گفت: هزينه هاي سلامت و افزايش سالانه سهم مردم از اين هزينه ها هر سال 5/1 ميليون نفر از مردم ايران را به زير خط فقر مي برد.حسينعلي شهرياري در گفتگو با فارس، افزود: قانون چهارم توسعه كشور، براي جلوگيري از سهم مردم از هزينه هاي سلامت و كاهش فشار ناشي از اين هزينه ها بر مردم و به خصوص با توجه به اينكه در قانون اساسي نيز تصريح شده كه تأمين هزينه هاي سلامت مردم بر عهده دولت است الزاماتي را براي دولت تعيين كرده است كه متأسفانه در عمل خلاف آن را مي بينيم.
وي ادامه داد: در ماده 90 قانون برنامه چهارم آمده است كه سهم مردم از هزينه هاي سلامت بايد از70 درصد فعلي به زير30 درصد برسد و به اين ترتيب طي يك برنامه پنجساله بايد هر سال حداقل 5 درصد از هزينه هاي مردم كم شود و به سهم دولت در اين هزينه ها اضافه شود در حالي كه در عمل درست خلاف آن را مي بينيم و شاهد افزايش سهم مردم از هزينه هاي سلامت در هر سال هستيم.
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس گفت: افزايش سهم مردم از هزينه هاي سلامت در حالي است كه فقط 6/5 درصد درآمد ناخالص ملي براي سلامت مردم در نظر گرفته شده است رقمي كه براساس قانون برنامه چهارم بايد حداقل به حدود 7 درصد و بالاتر برسد.
وي افزود: دولت نيز هنوز تعرفه هاي جديد خدمات تشخيصي و درماني را براي سال جاري اعلام نكرده است و نتيجه آن اين است كه بيمارستانهاي دولتي ورشكسته و بدهكار شده اند و از كيفيت خدماتشان به مردم روز به روز كاسته مي شود به اين ترتيب علاوه بر اينكه مردم به طور مرتب سهم بيشتري را به عنوان هزينه سلامت مي پردازند كيفيت پايين تر خدمت را نيز دريافت مي كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تقويم تاريخ
* ورود حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) به كوفه و انتخاب آن شهر به عنوان مقر حكومت(36 ق)
* وفات جناب عباس بن عبدالمطلب، عموي حضرت رسول اكرم(ص)- (32 ق)
* عمليات قدس (5) توسط رزمندگان اسلام در غرب هورالهويزه عليه عراقي ها(1364ش)
* تشكيل جهاد دانشگاهي در كشور با تصويب ستاد انقلاب فرهنگي(1359 ش)
* درگذشت عالم مجاهد، آية ا... شيخ ابوالحسن شيرازي، اولين امام جمعه مشهد پس از انقلاب(1379 ش)
* فوت رابيند رانت تاگور، فيلسوف، شاعر، نمايشنامه نويس و عارف بزرگ هندي(1941 م)
سه شنبه
* فرخنده ميلاد حضرت اميرالمؤمنين، علي بن ابي طالب(ع)- 10 سال قبل از بعثت
* آغاز ايام البيض (اعتكاف)
* روز خبرنگار (شهادت خبرنگار ايرنا و ديپلماتهاي ايراني در مزار شريف افغانستان توسط نيروهاي طالبان)- (1377 ش)
* تصويب تشكيلات صليب سرخ جهاني و روز جهاني صليب سرخ(1864 م)
* كناره گيري ريچارد نيكسون، رئيس جمهور آمريكا در پي رسوايي واترگيت(1974 م)