---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- يادداشتي براي ما و جوانهاي لبنان ؛ دلتنگيهاي يك خبرنگار اعزام نشده به لبنان
راننده تاكسي با همان حالتي كه مخش توي آفتاب جوش آورده، مي گويد: يك روز ملت مظلوم افغانستان... يك روز ملت مظلوم عراق... حالا هم كه ملت مظلوم لبنان... از توي آيينه مي گويد: منم اگه براي چهار سير تافتون براي شكم زن و بچه ام مجبور نباشم تو اين جز گرما دنده صد تايه غاز چاق كنم ملت مظلوم لبنان يادم نمي ره... و چيزهاي ديگري هم مي گويد. مي گويم: پياده مي شوم! مي زند روي ترمز. چون پول خرده ندارم. مي گويد، بنداز صندوق و راه مي افتد. روبرويم صندوق كمكهاي مردمي به مردم مظلوم لبنان است.
رضا مي گويد: بيا به عنوان خبرنگار اعزامي بريم. بعد هم مي گويد: البته منطقه جنگي كه صلاح نيست تو بياي... پس من مي رم لبنان! ناراحت مي شوم وسرم را با مجله توي دستم گرم مي كنم. ولي مي خواهم اين را نشان ندهم. مي خندم و مي گويم: نه، يا با هم مي ريم يا هيچكي نمي ره... رضا مي گويد: مي گن ستادهاي مردمي تشكيل شده كه داوطلب اعزام مي كنن. منم... مي گويم: حرفشو نزن ديگه. تو بري من اينجا چي كار كنم تازه كارهات چي؟ رسالت تو همين جاست... و بغض مي كنم.
رضا مي گويد: فلاني مي خواد بره. هيچ وقت فكر نمي كردم همچين آدمي باشه. بغض كرده بود و با صداي گرفته مي گفت: دارن مسلمونا رو قتل عام مي كنن و ما اينجا راحت نشستيم... مجله را روي زمين مي گذارم و چشمهايم را مي بندم. رضا مي گويد: بذار برم ديگه. مي دوني چقدر مي تونم خبر تهيه كنم. مي گويم: خب ديگه شوخي بسه... مطلبها چي شد؟ رضا مي گويد: نقشه اينا نابودي همين چند تا كشور مسلمونه. اولش افغانستان و عراق رو گرفتن. حالا هم مي خوان لبنان و سوريه رو بگيرن، بعدشم... مي گويم: خب ما چي كار كنيم؟! تازه ديدي كه اعلام كردن حمايت كشور ما فقط حمايت معنوي و سياسيه، نظامي نيست. رضا مي گويد: تو اين برهه مسلمونا بايد با هم باشن، هدف اينا فقط لبنان نيست، ملتهاي مسلمونه... مي گويم: هنوز كه به ما واجب نشده... تازه پس زندگي مون چي. تو بري من... و گريه مي كنم.
تلويزيون را روشن مي كنم و مي زنم شبكه خبر. گزارشهاي لحظه به لحظه از لبنان. قانا را زدند و حالا صور و صيدا. نصرا... مي گويد: تل آويو هدف قرار مي گيره و من توي دلم خدا خدا مي كنم كه تل آويو رو بزنن. چه آرزويي مي كنم. آن جوانهايي كه توي تل آويو زندگي مي كنن و هر روز براي آتش بس تظاهرات مي كنند چه؟ يا آنها كه از هيچي خبر ندارند و توي آشغالها يا كارتنها دنبال غذا مي گردند؟ ولي مي دانم كه اين جنگ حيثيتي است. جنگ اعتقادي است. دعا مي كنم ما پيروز شويم... من بودم گفتم ما؟!
يك سخنران مذهبي است كه مي گويد: اسمش يادم نيست، توي تلويزيون مي گويد: اسرائيل وقتي فلسطين رو اشغال كرد بهش گفتند، سخت ترين روز زندگي ات كدام روز بود، به رئيس جمهورش، اسمش چه بود؟... گفت: روزي كه بيت المقدس را گرفتيم، زيرا گمان مي كرديم فردا همه مسلمانها خشمگين مي شوند و مي ريزند روي سرمان و ما را به آتش مي كشند. گفتند: بهترين روز زندگي ات كي بود؟ گفت: فرداي روزي كه بيت المقدس را گرفتيم، چون ديديم هيچ كدام از مسلمانها صدايشان در نيامد. آن روز، روز جشن و شادي ما بود. سخنران با بغض مي گويد: ننگي از اين بالاتر براي ما هست؟!
رضا مي گويد... نه هيچي نمي گويد، چند روز است كه افسرده است، توي خودش است. تلويزيون را روشن مي كند و مي رود توي عوالم خودش. من مي ترسم. از جنگ. او هم مي ترسد. رضا مي گويد: ما نبايد... مي گويم: هر چه خدا بخواهد...
امان از اين بي حواسي! هرچي فكر مي كنم يادم نمي ياد كه موضوع مطلبي كه مسؤول صفحه بهم گفت، چي بود؟! مسؤول صفحه مون گفته بود كه چي بنويسم؟ بي خيال! مي رم دفتر روزنامه از خودش مي پرسم!
(توي دفتر روزنامه)
* به! سلام مسؤول صفحه خوش اخلاق خودم!
** عليك! مطلبي كه بهت گفتم رو نوشتي!
* بعله! اصلاً يك كاري كردم بهتر از نوشتن!
** باز چه دسته گلي به...
* دسته گل چيه؟ حالا اگه گفتين مطلب درباره چي بود؟
** قرار شد درباره روز پدر مصاحبه بگيري! گرفتي يا باز يادت رفت؟!
* خوب چه كسي بهتر از شما براي تهيه مصاحبه! هم با كمالات هستين، هم خوش تيپ هستين، هم مسؤول صفحه هستين! هم...
** خوب حالا خودت رو لوس نكن! سؤالات رو بپرس كه وقت ندارم!
* سريال زيباي «زي زي گولو» به كارگرداني چه كسي و از كدام شبكه پخش شد؟
** ببين باز داري روي اعصابم راه مي ري ها...
* شوخي كردم، به عنوان سؤال اول بفرمايين كه... كه... آهان... دوست دارين خانمتون به عنواي كادوي روز پدر، چي براتون بخره؟!
** مهم نيست كه چي بخره، همين كه به فكر من باشه كافيه.
*آهان! مچتون رو گرفتم! سؤال انحرافي بود! مگه شما پدر هستين كه كادو بگيرين! سوختين! حالا نوبت منه!
** ببين خل جان! مي گن روز مرد! نه روز پدر!
* اي بابا! ما رو گذاشتي سر كار! خودتون گفتين كه مصاحبه رو براي روز پدر بگير! حالا من بايد دوباره برم مصاحبه بگيرم...! من از شما به سازمان حمايت از حقوق پدران شكايت مي كنم!
** مي دوني چيه! اصلاً خوب كاري كردم! حالا همين مصاحبه رو به عنوان «روز مرد» ادامه بده و بعدش هم بزن به چاك!
* نمي شه... بازم يه جاي كار مي لنگه!
** چرا نمي شه! لوزالمعده پات درد گرفته يا داداشت پول مي خواد؟! شايدم باز آب محله تون قطع شده؟!
* نخير! اصلاً مي دونين چيه؟ شما حرفتون رو عوض كردين! اول گفتين روز پدر، حالا مي گين روز مرد! مرد كه حرفش رو عوض نمي كنه! به شما كه نمي شه گفت مرد! پس من نمي تونم باهاتون مصاحبه كنم!
** خدايا توبه! هم توخلي! هم داداشت خله! هم من خلم! هم...
- اي بابا! بدبخت شديم... كمك... كمك... اين مسؤول صفحه مون خل شد رفت پي كارش... آهاي... كمك... مجتبي نخعي راد
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- جادوي عدد
150 ميليون دلار
محمدابراهيم ياوري كه مديرعامل سازمان مشاركتهاي مردمي شهرداري تهران است، در نخستين همايش نامگذاري طرح مشاركت خارجي شهرداري تهران، از سرمايه گذاري 150 ميليون دلاري يك شركت مالزيايي براي ساخت مجتمع فرهنگي- رفاهي اكباتان در غرب تهران- كه گفته مي شود بزرگترين مجتمع فرهنگي، رفاهي پايتخت باشد- خبر داد. وي احداث بوستاني به مساحت 15 هكتار شامل محل بازي كودكان و نوجوانان، زمينهاي ورزشي، مسجد، تالار و رستوران، فرهنگسرا، پمپ بنزين، سالن سينما، سالنهاي ورزشي، پاركينگ در سه طبقه و فروشگاه زنجيره اي شهروند را از مشخصات اين پروژه عنوان كرد.
3 تا 6 ماه توقيف
مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان اصفهان با صدور اطلاعيه اي اعلام كرده است كه راكبان موتورسيكلتها با بي توجهي به فرهنگ ترافيك و عدم اجراي قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي موجب خدشه دار شدن نظم اجتماعي و ترافيك شده اند. در ادامه اين اطلاعيه از راكبان موتورسيكلتها خواسته شده به مقررات راهنمايي و رانندگي احترام بگذارند، در غير اين صورت وسايل نقليه آنان به مدت 3 تا 6 ماه توقيف خواهد شد.
استفاده از كلاه ايمني، عبور نكردن از معابر ممنوع از جمله پياده روها و انجام ندادن حركات نمايشي در خيابانها از شروط نيروي انتظامي براي برخورد نكردن با موتورسواران است.
50 مصوبه
رئيس جمهور در پايان سفر استاني خود به خراسان شمالي از 50 مصوبه دولت در زمينه هاي مختلف فرهنگي، بهداشتي، حمل و نقل، آموزش عالي و صنعت و تربيت بدني در اين استان خبر داد و اظهار داشت: سفرهاي استاني ابتكار جديدي است كه دولت را به اعماق مي برد تا مشكلات را لمس كند.
وي با اشاره به نتايج اين سفر افزود: اين استان اگر چه تازه تأسيس است، اما به لحاظ تمدني بسيار ديرپاست و مهد پرورش انسانهاي بزرگ بوده است.
رئيس جمهور در ادامه گفته است: 95 درصد كار، پيگيري اين مصوبات است كه بايد در زمان مطلوب اجرا شود.
31 جلسه
مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي معتقد است قانون رقابت يكي از قوانين كليدي و پيش نياز اصلاحات اقتصادي براي رسيدن به هدف كارآيي در اقتصاد است. اين مركز در 31 جلسه كارشناسي با حضور برخي از نمايندگان مجلس، مسؤولان اجرايي، استادان دانشگاهها، اقتصاددانان و كارشناسان ،لايحه مقررات تسهيل كننده رقابت و ضوابط مربوط به كنترل و جلوگيري از شكل گيري انحصارات را بررسي كرد.
حجت حسني سعادت
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به مزدوران صهيونيست ؛ نيستي
* وقتي كودكم سكوت مي كند
مي دانم نمرده است
كه مردن در كار كودكان ما نيست
مردن در سكوت توست
مردن در زبان، گوشها و اعضاي توست
قبرستاني شما را در برگرفته است
وقتي كودكم چشم مي بندد
مي دانم كور نيست
كه كوري در كار كودكان ما نيست
كوري با چشمان توست
كه بستن و شكستن
سلولهاي چشمت را مي سوزاند
و محل به اشك نمي دهي
اشك كار هر كس نيست
مادر اين همه طفل بي سر بودن
كار هر مادر نيست
كار مادرانه ماست
وقتي كودكم را بي سر در آغوش دارم
و سينه هايم از شير تير مي كشند
مي دانم دهاني در جستجوي شيره جانم هست
كه نيستي در دهان كودكان من
و شيره جانم نيست
و نيستي در دهان گل اندود شماست
اعظم عامل نيك
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كوچه پس كوچه ؛ تو را درمي يابم
مي گويند خداوند، خوبي و بدي را با هم آفريده است تا زشتي نباشد، زيبايي بي معناست. جنگ هم نمونه اي از همين زشتيهاست. اگر چه زشتي نكوهيده است، اما شايد بدون آن، معناي صلح و آرامش را درنيابيم. - به نظرت هم اكنون همسن و سالانت در لبنان چه حالي دارند؟ بهرامي:گفتنش كمي سخته، حتي درك احساس آنها شايد مشكل باشد زيرا ما در آرامش بسر مي بريم، روزها و شبها را بدون هيچ اضطراب و استرسي پشت سر مي گذاريم اما اونا...، كمي فكر كن اينكه تو را از سرزمينت، از خانه ات، از خاكت بيرون كنند، حتي به اين هم قناعت نكنند و... چه حالي پيدا مي كني حتي فكر كردن به آن وحشت آور است. - دوست داري جاي جوانان لبناني باشي؟ او مي گويد:نمي دونم تا به حال به آن فكر نكرده ام، اما نمي خواهم در يك لحظه تمام كساني كه دوستشون دارم را از دست بدهم، اصلاً نمي خوام! از جنگ بدم مي ياد، ما خودمان تجربه جنگ را داشتيم. مي دونم الان اونا چه حالي دارن، اما از طرف ديگه از شهامتشون خوشم مي ياد، خيلي با شهامت اند بارها شده از خودم پرسيدم اگه من جاي اونا بودم دفاع مي كردم يا از ترس پا به فرار مي گذاشتم اما به نتيجه اي نرسيدم. - جنگ، لبنان، جوان و نظرات تو در اين باره؟ رضوي: ابتدا به لبنان زياد فكر نمي كردم، يعني زياد برام مهم نبود، اما از وقتي كه فاجعه قانا را در تلويزيون ديدم فكر مي كنم بايد يك كاري كرد نمي دونم چه كار، فقط مي دونم يك كار بزرگ، كاري كه ديگه فاجعه اي مثل قانا را نبينيم يعني مي شه روزي برسه كه ديگه هيچ جاي دنيا جنگ نباشه. گفته هاي دوستش هم جالب است او با عصبانيت مي گويد: اسرائيل فكر كرده كيه، دلم مي خواد تو لبنان مي بودم، اما حيف كه مادرم اجازه نمي ده، و گرنه مي دونستم چه كار كنم. اعظم رنگي
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پژوهشكده ؛ مصرف حشيش مساوي با اسكيزوفرنيا
اين مطلب نتايج تحقيقات يك دانشمند ايراني مقيم آمريكا و استاد دانشگاه آلبرت انيشتن درباره اثرات مصرف حشيش بر روح و روان نوجوانهاست.
دكتر منظر اشتري براي نخستين بار به اين نتيجه رسيد كه حشيش، سيگنالهاي الكتريكي مغزي را دقيقاً همان طور كه در بيماري اسكيزوفرنيا از بين مي روند، دچار اختلال مي كند.
نتايج اين تحقيق كه چندي پيش در كنفرانس جامعه راديولوژي شمال آمريكا (RSNA) در شيكاگو ارايه شد، در رسانه هاي آمريكا و اروپا بازتاب داشته و بويژه بر فشارهاي موجود بر دولت انگلستان در خصوص اعمال تغييراتي در سياستهايش در قبال حشيش افزوده است.
سال گذشته ميلادي انگلستان اين ماده مخدر را از رتبه «B» به رتبه «C» تنزل داد كه به معناي آن است، مأموران پليس از اين پس افرادي را كه حامل مقادير كمي از اين ماده مخدر باشند، دستگير نمي كنند.
دكتر اشتري در گفتگو با ايسنا مي گويد: اين تحقيق كه طي دو، سه سال انجام شد، شامل چهار مطالعه بود. در مرحله اول با تصويربرداري و بررسي مغز گروهي از پسران نوجوان با معدل سني 17 سال و مقايسه آن با تصاوير مغز گروه ديگري از نوجوانان با معدل سني 14 سال، نحوه رشد مغز در سنين بلوغ كه رفتارهاي اجتماعي فرد شكل مي گيرد مورد بررسي قرار گرفت. در مطالعه اي ديگر، مغز و فعاليتهاي مغزي 15 نوجوان 15 تا 18 ساله تحت درمان در يك مركز ترك اعتياد به حشيش كه مدت يك سال به طور ميانگين روزي يك بار حشيش كشيده و يك ماه پيش از آغاز اين بررسي اين داروي مخدر را ترك كرده بودند، مورد بررسي قرار گرفته و با مغز گروهي از نوجوانان طبيعي مقايسه شد.
بخشهاي قابل توجهي از مغز نوجوانان حشيشي (ترك كرده) آسيب ديده بود. بررسي تصاوير تهيه شده از مغز اين گروه از نوجوانان نشان داد كه بخشهاي آسيب ديده مغز آنها دقيقاً همان قسمتهاي در حال رشد مغز در سن بلوغ است كه در مطالعه اول شناسايي شدند.
مطالعه بسيار وسيعي كه در استراليا انجام شده و نتايج آن، سال گذشته در مجله «اعتياد» آمريكا منتشر شد، با بررسي رفتار اجتماعي هزار نفر به مدت پانزده سال نشان داد كه ابتلا به اسكيزوفرنيا در افرادي كه حشيش استعمال مي كنند بسيار شايعتر است و آنها كه از ابتدا به اين بيماري مبتلا بوده و بعداً به مصرف حشيش روي آورده اند حالشان به مراتب بدتر است. همچنين نوجواناني كه در خانواده شان سابقه اسكيزوفرنيا وجود دارد در صورت گرايش به ماده مخدر حشيش خطر ابتلا به اين بيماري را در خود بشدت افزايش مي دهند.
در مطالعه چهارم اين تحقيق، مغز مبتلايان به اسكيزوفرنيا كه حشيش هم مصرف مي كنند، با مغز بيماران غيرمعتاد مقايسه شد كه نتايج اين بررسي از بيشتر بودن آسيب در مغز بيماران معتاد حكايت داشت.
در گذشته تصور مي شد كه مغز تنها تا سن مشخصي رشد مي كند ولي در كنفرانس اخير جامعه راديولوژي شمال آمريكا (RSNA) مقاله اي ارائه شد كه نشان مي دهد رشد مغز- كه صرفاً بزرگ شدن اندازه آن نيست- در سنين 30 تا 40 سالگي هم ادامه دارد.
رشد مغز ناشي از افزايش تجربه و آموخته هاي فرد است كه به موازات آن سيناپسهاي مغز هم بيشتر مي شود كه اين روند تا زماني كه يادگيري و رشد اجتماعي فرد ادامه دارد، تداوم مي يابد؛ بنابراين استعمال حشيش در هر سني علاوه بر مضرات بي شماري كه دارد به مغز و تواناييهاي مغزي انسان آسيب مي زند.
الهه نيك نژاد