---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مقاومت ؛ آخرين ميخ بر تابوت پان عربيسم و صهيونيسم
حسين رزمنده مقاومت دليرانه حزب ا... لبنان و ملت مسلمان و نستوه آن در برابر حملات وحشيانه صهيونيستهاي غاصب و حمايتهاي توأم با سكوت و تهديد كشورهاي مرتجع عرب منطقه، محبوبيت روزافزون سيد حسن نصرا... و ياران مبارز و مجاهد وي در ميان ملتهاي جهان، را موجب شده است.
امروز، بيداري امت اسلامي تحولات سياسي جهان اسلام و بويژه منطقه خاورميانه را از چارچوب عربيت صرف و قوميتگرايي خشك قبيله اي، عشيره اي و شيوخ منطقه خارج ساخته، به طوري كه حتي مرزهاي شيعه و سني را در نورديده و يكپارچگي و وحدت امت اسلامي را نويد مي دهد. اگر چه پان عربيسم، پان ناصريسم و ناسيوناليسم عربي در واقع پس از سقوط امپراتوري عثماني در منطقه خاورميانه و نيز با هدف پر كردن خلاء پان تركيسم و يا پان آتاتوركيسم و پان تورانيسم و براي عرض اندام و ابراز هويت و موجوديت در برابر آنها، ظهور يافت اما، نتوانست خود را به مثابه ايدئولوژي قدرتمند و نافذ و تعيين كننده بر جامعه عرب آن روز حاكم نمايد. پان عربيسم در دهه هاي اوليه 1940 با هدف ايجاد يكپارچگي اعراب تلاش كرد تا كشورهاي عربي را يكپارچه نمايد، و براي اولين بار توسط ميشل عفلق در سوريه بنيان گذاشته شد. وي كه بنيانگذار حزب بعث بود، داراي خط مشي برخاسته از سوسياليسم و فاشيسم بود. در اين راستا، افرادي چون ساطع حصري، سامي شوكت، جمال عبدالناصر از سوي فرانسه و انگلستان مورد حمايت واقع شدند. پان عربيسم كه از آن به عنوان ناسيوناليسم عربي ياد مي شود بعدها با عنوان اتحاديه عرب و با هدف همگرايي كشورهاي عضو در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي تشكيل شد و مورد استقبال برخي از كشورها و ملتهاي عرب خاورميانه قرار گرفت تا جايي كه به شكل گيري كشوري واحد به نام جمهوري متحده عربي نيز انجاميد كه در سالهاي 1958 تا 1961 كه از اتحاد ميان مصر، سوريه، ليبي و اردن به وجود آمده بود. اما كم كم پان عربيسم «ناسيوناليسم عربي» به رويكرد جديدي به نام انگاره سازي سياسي يعني پارادايم شبيه سازي شده سياسي به رهبري جمال عبدالناصر در دهه 1960 متوسل شد كه جهان اعراب را كاملاً در بر گرفت و در آن مقطع حتي در ملي شدن كانال سوئز به سال 1956 تأثير بسزايي داشت. ظهور حزب جديدي به نام حزب بعث پس از آنكه در سوريه پا به عرصه وجود گذاشت و پس از آن به عراق منتقل گرديد، در سال 1967 كه ناسيوناليسم عربي شكست سنگيني را در جنگ شش روزه اعراب اسراييل متحمل شد، ديگر حرفي براي گفتن نداشت. اين بود كه به رويكرد مقابله با شيعيان و كردها پرداخت و تلاش كردند تا با شعارهاي ناسيوناليستي عربي خود پان عربيسم را به عنوان پايه و اساسي وطن پرستانه تلقي كرده و به قتل عام شخصيتهاي اسلامي بپردازند كه از آن جمله اعدام سيد قطب و نيز قتل عامهاي دسته جمعي اخوان المسلمين و مخالفان ناسيوناليسم عربي و ناصريسم را در پروژه كاري خود قرار دادند. پس از شكستهاي مفتضحانه داخلي و خارجي، براي انحراف افكار عمومي و زنده نگهداشتن مرده اي به نام پان عربيسم، از مرحله جنگ شش روزه اعراب اسراييل، ملي نمودن كانال سوئز و سركوب مسلمانان از جمله شيعيان و كردها، به برخورد با رژيم دست نشانده شاه متوسل شدند. اعراب كه مي دانستند پهلوي مهره آمريكا است، اما از دپو نمودن آخرين و پيشرفته ترين سلاحها در انبارهاي شاه نگران و احساس عدم امنيت مي كردند، اقدام به تشكيل شوراي همكاري خليج فارس در 1972 نمودند. اما با فشار آمريكا از اين مسأله دست كشيدند. زيرا طبق دكترين دوستوني نيكسون ايران زمان شاه، ستون نظامي آمريكا و عربستان ستون اقتصادي آمريكا در منطقه خاورميانه بودند. در مارس 1979 انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد و رژيم دست نشانده شاه سقوط كرد و ستون نظامي نيكسون، در دوران كارتر كه از ايران دوران شاه به عنوان جزيره ثبات منافع آمريكا ياد كرده بود، ناگهان فرو ريخت. در اين جا بود كه اعراب مرتجع عرب با چراغ سبز آمريكا اقدام به تشكيل شوراي همكاري خليج فارس و صدور مجوز به صدام براي حمله به ايران نمودند و صدام حسين را مأمور انجام چنين مأموريتي كردند. اما جنگ تحميلي 8 ساله نه تنها نتوانست انقلاب اسلامي را سركوب و در مرزها محدود نمايد، بلكه بيش از پيش در صدور آن به ساير نقاط جهان مؤثر افتاد. پيروان و دوستداران انقلاب اسلامي ايران در سراسر جهان از جمله ملت مسلمان فلسطين ولبنان، با وجود خيانتهاي سران برخي كشورهاي عربي، جذب انقلاب اسلامي ايران و رهبريهاي حكيمانه امام راحل شدند. لذا الگوگيري و الگوپذيري از انقلاب اسلامي، در دهه 80 و 90، حتي در برخي كشورهاي عربي كه نسخه اجرايي و رايج پان عربيسم، ناصريسم و ناسيوناليسم عرب را اصل مي دانستند، باعث شد تا جنبشهاي خودجوشي نظير حزب ا... لبنان وحماس ظهور كنند كه با رد كاركردهاي پان عربيسم، بر كاركردهاي اصولي و اجرايي جمهوري اسلامي ايران، در پايان دهه 90 ميلادي اتكا و تأكيد كنند. كاري كه كشورهاي متحد عربي خاورميانه در طول 50 سال بكارگيري شعارهاي ناسيوناليسم عربي در برابر رژيم صهيونيستي موفق به انجام آن نشدند. لذا با آغاز قرن 21، شرايط منطقه خاورميانه وارد مرحله و فاز جديدي شد كه ديگر نسخه هاي عربي-آمريكايي پاسخگوي آنها نبود. مضاف بر آن، عوامل مؤثر ديگر از چارچوب تنگ و بسته عربي- آمريكايي خارج شده و ابعاد وسيع تري، حتي فراتر از منطقه به خود گرفت. جمهوري اسلامي به عنوان نمونه اي عملي و عيني در ميان كشورهاي جهان شناخته شد و در منطقه خاورميانه باعث حذف شعارهاي نخ نما شده پان عربيسم و ناسيوناليسم عربي شد. مرتجعين منطقه كه خود را در مقابل اسلام ناب محمدي جمهوري اسلامي ايران خلع سلاح مي ديدند، به رويكرد اسلام آمريكايي متوسل شدند. و مرحله جديدي از ناسيوناليسم عربي در قالب اسلام تندرو و افراطي القاعده و بن لادن و طالبان برخاسته از ديدگاههاي سلفي هاي وهابي با عمليات 11 سپتامبر و قبل از آن بمب گذاريهاي سفارتخانه هاي آمريكا در كنيا و تانزانيا و سپس با سرنگوني حكومت طالبان و اشغال افغانستان و عراق و ادامه عمليات تروريستي توسط گروه زرقاوي ادامه يافت و شرايط جديدي را پيش روي منطقه قرار داد. شرايط جديد، ايجاد تفاوتهاي فاحش و بسيار شفاف در نزد جهانيان حتي رهبران سياسي جهان و افكار عمومي ملتها، ميان اسلام افراطي طالباني و اسلام ناب محمدي را باعث گرديد و سرانجام با حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي، به فلسطينيان بي دفاع و مردم مظلوم لبنان، جهان به دفاع از حزب ا... و سيد حسن نصرا... و فلسطين و حماس برخاست و خشم و نفرت خود را از رژيم صهيونيستي، آمريكا و سكوت ارتجاع عرب ابراز داشت. محبوبيت روز افزون حزب ا... و سيد حسن نصرا... با وجود انهدام و تخريب و ويراني هاي زيرساختهاي لبنان، شهادت مظلومانه كودكان و زنان در قانا، و جنايتهاي بي شمار صهيونيستها، باعث سردرگمي سيستم اطلاعاتي قوي موساد اسراييل شده است. زيرا بيش از شش سال بود كه آنها از تواناييهاي به روز حزب ا... بي خبر بودند و سازمان اطلاعات و امنيت ارتش از امكان عمليات جاسوسي عليه حزب ا... بازمانده بود. حزب ا... توانسته بود آن چنان حريم امنيتي خود را از هر گونه نفوذ تشكيلات جاسوسي رژيم صهيونيستي محفوظ نگه دارد كه حتي كارشناسان تلويزيون رژيم اشغالگر قدس آن قدر تحت تأثير قدرت ارتش اشغالگران قرار گرفته بودند كه حتي لحظه اي فكر نمي كردند حزب ا... اين گونه برق آسا وارد عمل شود. ارتش اسراييل در همان روزها مست مانور نظامي خويش و اهداف از پيش تعيين شده اش بود كه دبير كل حزب ا... لبنان سيد حسن نصرا... در نخستين نطق پس از حمله ارتش اسراييل به لبنان، از آن ياد كرد، اما قرار بود در ماه نهم ميلادي سال جاري عملياتي شود. اين طرح يك طرح بسيار فراگير بود كه در صورت مقايسه قابل تشبيه با عمليات نظامي اسراييل در جنگ شش روزه اعراب و اسراييل بوده و اما در جنگ 6 روزه سال 1967 اسراييل با چه نقطه قوتي توانست ارتش مصر و سوريه را در هم كوبد؟ ناصر، رئيس جمهور مصر باهدف حمله پيشگيرانه به اسراييل و تحقق برخي از اهداف از دست رفته جهان عرب، طرح وحدت سوريه را در سال 1958 عملي و در بخش نظامي تلاش نمود تا با وحدت ستادي، راه يكي شدن دو ارتش مصر و سوريه را تحقق بخشد. ناصر همراه با فرماندهان جوان ارتش مصر و نيز فرماندهي چون حافظ اسد، در سوريه كه يك فرمانده هوايي وخلباني ماهر قلمداد مي شد، در انديشه يك جنگ فراگير با اسراييل بود. اما انديشه وحدت سه سال بعد در 1961 فروپاشيد. با اين همه جمال عبدالناصر در مصر و در لباس رئيس جمهور مصر و حافظ اسد در سوريه به عنوان وزير دفاع، همچنان انديشه ضربه و جنگ با اسراييل در دمشق از بين رفت و موجبات شكست سنگين مصر و سوريه پيش از آغاز جنگ عليه اسراييل را فراهم نمود. اين عمليات جاسوسي كه از آغاز تا پايان تنها هفت سال طول كشيد، توسط «ديلي كوهن» معروف به «كامل امين ثابت» انجام شد كه در سوريه با همين نام كامل امين ثابت شناخته مي شد و ارتش اسراييل به پاس قدرداني از خدمات او «ديلي كوهن» را پس از 1967 به يك قهرمان ملي در اسراييل تبديل نمود. ديلي كوهن كه با نفوذ به عاليترين سلسله مراتب ارتش سوريه و دستيابي به اطلاعات مشترك مصر و سوريه به برنامه حمله اسراييل پي برده بود آن را به اطلاع اسراييل رساند. لذا وقتي كه نيروهاي اطلاعاتي نظامي ارتش سوريه، فركانسهاي يك بي سيم را تا محل اقامت ديلي كوهن پيگيري كردند و پي بردند كه اين فركانسهاي راديويي از منزل كامل امين ثابت يا همان ديلي كوهن در قلب دمشق به خارج سوريه فرستاده مي شود، باز هم جرأت نكردند وارد منزل او شوند. زيرا مي دانستند كامل امين ثابت «ديلي كوهن» چقدر به رهبران نظامي و سياسي سوريه نزديك است. آنها با كسب اجازه از فرماندهان عاليرتبه ارتش سوريه وارد منزل وي شدند و او را در حال ارسال پيام به اسراييل بازداشت كردند. ماجراي نفوذ عمليات جاسوسي «ديلي كوهن» در دوران رياست جمهوري «امين الحافظ» در سوريه صورت گرفته بود. امين الحافظ كه پس از كودتاي افسران سوري در 1963 و استعفاي «لوي اناسي» قدرت را به دست گرفته بود پيش از سال 1963 به مدت يكسال و نيم به عنوان ديپلمات سفارت سوريه در آرژانتين مشغول به كار بود. در اين جا بود كه او با عامل نفوذي وجاسوس اسراييلي كه خود را سوري الاصل و وطن پرستي معتقد به نام «كامل امين ثابت» معرفي كرده بود آشنا شد، تا آن جا كه وارد جامعه سوريهاي مقيم آرژانتين مي شود و با بذل و بخششهاي فراوان از طريق آنها، تا قلب پايتخت سوريه و از آن جا تا بالاترين مراكز تصميم گيريهاي حساس سوريه وارد مي شود و در جريان آخرين تصميم گيريها قرار مي گيرد، تا آن جا كه يكي از بزرگترين عملياتهاي جاسوسي اسراييلي را عليه اعراب عملي مي سازد. با وجود آنكه ديلي كوهن در 1965 در ميدان «المرحه» دمشق به دار آويخته مي شود. اما آثار عمليات جاسوسي وي همچنان بر پرده جنگ سوم رژيم صهيونيستي عليه مصر و سوريه در سال 1967 باقي ماند و همين امر باعث شد تا در يك حمله برق آسا، تمامي قدرت هوايي اين دو كشور در پايگاههاي هوايي قاهره و دمشق و در حالي كه هواپيماهاي نظامي بر روي باند و يا در آشيانه خود بودند، به كلي نابود شوند و بدين طريق راه ورود نيروي زميني ارتش اسراييل با پوشش مطلق هوايي به بلنديهاي جولان و صحراي سينا فراهم و موجبات اشغال اين نقاط در مصر و سوريه فراهم شود. اما اكنون و برخلاف سال 1967 و در حالي كه ارتش اسراييل آماده حمله به پايگاههاي حزب ا... در جنوب، دره بقاع، دفاتر حماس و جهاد اسلامي در بيروت و دمشق بود، به ناگاه عمليات به اسارت گرفتن دو سربازش در جنوب لبنان توسط حزب ا... به اجرا درآمد و در مقابل يك عمل انجام شده قرار گرفت و براي حفظ حيثيت از دست رفته اش سياست نظامي سرزمين سوخته را در لبنان از سر گرفت و علاوه بر اهداف از پيش تعيين شده مراكز شهري و زيربنايي لبنان و مردم بي گناه اين كشور را هدف گرفت. اين دفعه نيز برخلاف سال 1967، نه از ديلي كوهن يهودي جاسوس خبري بود و نه از عمليات تجسس موفقيت آميز عليه حزب ا...، و اين امر منجر شد تا حملات رژيم صهيونيستي حملاتي كور باشد و اكنون نه تنها نتوانسته گزندي به رهبران حزب ا... بزند كه حتي نتوانسته توان موشكي حزب ا... را از بين ببرد. اما از اين طرف حزب ا... توانسته با تكيه بر توان اطلاعاتي خود بيش از سي تن از جاسوسان اسراييلي در بيروت و جنوب لبنان را دستگير نمايد. اين بار حزب ا... با تكيه بر اطلاعات دقيق خود از اهداف خود در درون اسراييل، توانست جنگ را به داخل اسراييل بكشاند و همان چيزي را كه ارتش اسراييل از آن واهمه داشت عملي نمايد و آن، چيزي جز به دست گرفتن ابتكار عمل در ميدان جنگ نبود. رژيم صهيونيستي برابر نقشه هاي پيشين خود پس از در هم كوبيدن حزب ا... لبنان، اشغال زميني جنوب لبنان را در دستور كار خود داشت تا پس از آن راه استقرار نيروهاي ناتو يا چند مليتي را با همكاري آمريكا در جنوب لبنان فراهم و با خيال راحت از جنوب لبنان و مزارع شبعا عقب نشيني كند، تا آمريكا در يك مانور جديد ديپلماتيك طرحي نو در اندازد كه وزير خارجه اش در يك ناشيگري ساده لوحانه و عجولانه از آن به عنوان خاورميانه جديد نام برد، در حالي كه اسراييل به هيچ يك از اهداف نظامي خود دست نيافته است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گزارشي از رشد پيمانكاران خصوصي در ارتش آمريكا ؛ شركتهاي جنگجو
وال استريت ژورنال سرويس ترجمه: هزينه هاي سنگين و سرسام آور جنگ آمريكا در عراق و افغانستان طي چند سال گذشته، فشارهاي داخلي بسياري را براي مردم و جامعه ايالات متحده فراهم نموده است.
ارتش آمريكا شامل سه نيروي زميني، هوايي، دريايي، است كه هر يك بودجه جداگانه اي دارند. نيروي زميني با بودجه سالانه 91 ميليارد دلار اعلام كرده است كه براي صرفه جويي، استخدام كارمندان غيرنظامي خود را متوقف و خريد تسليحات نظامي ضروري اش را محدود خواهد كرد. به طوري كه براساس برآوردها هزينه تمام شده يك سرباز ارتش نسبت به پنج سال گذشته 60 درصد بالا رفته است. ژنرال «پيتر شوماخر» فرمانده اين نيرو مي گويد: 17 ميليارد دلار براي تعمير و جايگزيني تجهيزات فرسوده در عراق و افغانستان نياز دارد. اين ژنرال آمريكايي مي گويد: اين تغيير به خاطر افزايش شديد هزينه هاي درماني پزشكي ارتش است. كارشناسان معتقدند، مشكل اصلي داوطلبانه بودن خدمت سربازي در آمريكاست كه پنتاگون را مجبور به تأمين و پرداخت هزينه هاي بالايي براي سربازان حرفه اي مي كند. قبل از اين در اواخر ماه گذشته ميلادي مركز تحقيقات كنگره كه يك مركز پژوهشي مستقل است، طي گزارشي اعلام كرد هزينه هاي جنگهاي عراق و افغانستان به زودي از مرز 500 ميليارد دلار خواهد گذشت. لذا براي مقابله با هزينه هاي سنگين و سرسام آور جنگي، پنتاگون، با واگذاري بخشهايي از وظايف خود به شركتهاي پيمانكار خصوصي آمريكا، تلاش دارد تا ضمن صرفه جويي در هزينه ها، با برعهده گرفتن تدريجي مسؤوليتهاي تداركاتي، رزمي و اطلاعاتي توسط اين شركتهاي خصوصي به يكي از مهمترين ابزارهاي نظامي اين كشور تبديل شوند. به گزارش سازمان بازرسي آمريكا، دولت آمريكا طي چند سال گذشته قراردادهاي كلاني را به ارزش 270 ميليارد دلار به اين شركتها واگذار كرده است. «كاركنان اين شركتها» به پيمانكاران خصوصي يا «سربازان خصوصي» شهرت دارند و تعداد آنان در عراق بيش از 20 هزار نفر برآورد شده است. فعاليت اين پيمانكاران خصوصي، متنوع است كه شامل تهيه غذاي سربازان، حفاظت جان مقامات سياسي و بازجويي از زندانيان مي شود. پيتر سينگر، نويسنده كتاب شركتهاي جنگجو، روند خصوصي سازي در ارتش آمريكا را چنين تشريح مي كند: فعاليت پيمانكاران در ابتداي دهه 1990 در رسته تداركات و پشتيباني آغاز شد. در سال 1991 شركت هاليبرتون يك قرارداد لجستيكي به ارزش 300 ميليون دلار دريافت كرد. فعاليتهاي آنان به تدريج از تداركات به آموزش نيروهاي ارتش و پليس گسترش يافت. ما شاهد اين تحول در اواسط دهه 90 در بوسني هرزگوين و كرواسي بوديم. اما فعاليت پيمانكاران خصوصي با آغاز جنگ عراق در سال 2003 به اوج خود رسيد، به طوريكه تعداد اين شركتها بيشتر شده و به طور مستقيم در عملياتهاي رزمي و اطلاعاتي شركت مي كنند. «پيتر سينگر» مي گويد: بدون حضور گسترده اين پيمانكاران وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) مجبور به اعزام دست كم يك لشكر ديگر به عراق بود. «لري كورب»، مقام سابق پنتاگون، معتقد است، كاخ سفيد توانايي و تمايل اعزام چنين نيرويي را به عراق نداشت. تصور كاخ سفيد و شخص بوش اين بود كه پس از براندازي حكومت صدام مي تواند خيلي زود عراق را ترك كند و مسؤوليت تثبيت و بازسازي اين كشور را به شركتهاي پيمانكار واگذار كند، دولت معتقد بود كه ارتش نبايد در امر بازسازي ساير كشورها شركت كند. «مارك ران استيل»، مدير عامل شركت نظامي «هارت» ضمن تأكيد اين مطلب مي گويد: با وخيم شدن اوضاع در عراق، سازمانهاي غير دولتي، رسانه هاي گروهي و شركتهاي نفتي به فهرست مشتريان اضافه شدند به طوري كه در عراق به برقراري ثبات و امنيت مي پردازند !حال آن كه اين امر برعهده ارتش بود. در دوران رياست جمهوري بيل كلينتون پرسنل ارتش از 5/2 ميليون به يك و نيم ميليون كاهش يافت. پيمانكاران كار يك ميليون نفري را كه از خدمت ارتش مرخص شده اند انجام مي دادند. با اين همه وي و سايرين معتقدند كه دكترين نظامي دونالد رامسفلد به روند رشد شركتهاي خصوصي نظامي در سالهاي اخير كمك كرده است. با وجود تمهيدات مذكور، حس پريشاني، عدم تمركز، و اختلالات حافظه در ميان سربازان آمريكايي كه پس از بازگشت از عراق تحت آزمايش قرار گرفته اند، مشاهده شده است. به طوري كه تحقيقات محققان دانشكده پزشكي دانشگاه «نولان» بر روي توانايي مغزي سربازان آمريكايي قبل از اعزام به ميدان جنگ و پس از بازگشت نشان داد، تغييرهاي روان شناختي ناخوشايند، عميق و گسترده بسياري از سربازان را تحت تأثير قرار داده است. نتايج اين تحقيقات كه در نشريه «انجمن پزشكي آمريكا» به چاپ رسيد، در برگيرنده تغييرات زيركانه اي در عملكرد مغزي 654 سربازي بود كه پس از بازگشت از عراق تحت آزمايش قرار گرفتند. اين تعداد با 407 سرباز ديگري كه به ميدان جنگ اعزام شده بودند، مقايسه شدند. دوره واكنش عصبي در بسياري از سربازان اعزام شده كاهش يافته بود. اين افراد به تحريك عصبي نيز بسيار سريعتر پاسخ مي دادند. علاوه بر آن، تحقيقات ديگري نشان داد كه بيش از 6 درصد از سربازان آمريكايي اعزام شده به عراق و افغانستان پس از بازگشت در معرض خطر ابتلا به اختلالات رواني پس از ضربات روحي«Post-Traumatic» قرار داشتند. اين آمار تنها از آزمايش روي 33 درصد سربازان اعزام شده به دست آمد. بنابراين اختلالات استرسي پس از ضربات روحي به بروز كابوسهاي شبانه، افكار وهم آميز و يادآوري ناگهاني اتفاقات گذشته مي انجامد. اكنون كه جنگ در عراق و افغانستان و نيز اسراييل با لبنان بالا گرفته است، پنتاگون ضمن بي توجهي به وضعيت سربازانش در مناطق جنگي، اقدام به فروش تجهيزات نظامي و خدمات مربوط به آن به ارزش 4/6 ميليارد دلار به چند كشور عربي كرده است كه اين معامله شامل فروش تانكهاي پيشرفته، بالگردهاي آپاچي و نيز تعميرات اساسي وسايل نظامي عربستان، امارات و اردن مي باشند. طبق بيانيه آژانس همكاري امنيت دفاعي پنتاگون مهمترين بخش اين برنامه، قرارداد 9/3 ميليارد دلاري با عربستان است كه شامل فروش 58 دستگاه تانك آبرامز MiA1، بهسازي تانكهاي عربستان و همچنين فروش بالگردهاي آپاچي AHi-64 به ارزش 400 ميليون دلار مي باشد. طبق اين بيانيه، اردن از سرويس بهسازي هزار دستگاه نفربر زرهي خريداري خواهد كرد در حالي كه عمان از آمريكا موشكهاي ضد تانك به ارزش 8/2 ميليارد دلار خريداري خواهد كرد. علاوه بر آن فروش تسليحات ديگري شامل فروش بالگردهاي «باز سياه» UH-60M نيز به بحرين و امارات بالغ بر دو ميليارد دلار مي باشد لذا كنگره آمريكا سي روز وقت دارد تا اين قراردادها را تصويب كند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مصاحبه ؛ در پاسخ به ده سؤال تايم؛عزت الدوره: عراق بايد به دوران صدام بر گردد
سرويس ترجمه: عزت ابراهيم الدوره يكي از با نفوذترين عناصر حزب بعث و از معروفترين چهره هاي مخوف حكومت صدام كه از افراد تحت تعقيب آمريكا مي باشد و تاكنون چند بار خبر دستگيري و كشته شدن او در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفته، در مصاحبه اي با مجله آمريكايي تايم در خصوص شورشهاي عراق و القاعده سخن گفته است كه توجه خوانندگان گرامي را به اين مصاحبه جلب مي نماييم. با اين توضيح كه احتمالاً اين مصاحبه غيرحضوري انجام شده است.
* آيا حزب بعث هنوز در صحنه سياسي عراق نقشي دارد؟ ** اگر منظور شما فرآيند و روند كنوني است، بايد بگويم كه حزب بعث چنين همكاري را رد كرده است. زيرا اين پيشنهادها در شرايطي است كه عراق تحت اشغال است. اما نقش سياسي حزب بعث در مبارزه عليه اشغالگران، بسيج مردم و هماهنگي ميان مردم و يكپارچه نمودن آنها براي خروج اشغالگران و آزادي عراق قرار دارد. * آيا اميدواري كه روزي به حكومت عراق برگردي؟ ** اميدوارم كه پس از آزادي عراق از وجود اشغالگران به عراق برگردم. * زيرساختهاي حزب بعث و نفوذ تو بر روي آن چگونه است؟ ** حزب بعث دوران زيرزميني و بازسازي خود را با تكيه بر خودسازي و اعتقاد بر اصول ملي و وطن پرستي طي مي كند و همچنين به يك تحول و زدودن غبار گذشته متوسل شده است و من از نفوذ خود براي پاك كردن آن و مبارزات وطن پرستانه !استفاده مي كنم. * نظرت درباره دولت جديد عراق چيست؟ آيا هيچ يك از افرادي كه مورد اعتمادت باشد در آن حضور دارند؟ ** بله، من به تمامي افرادي كه هيچ اقدامي عليه حزب بعث و مردم عراق نكرده اند، احترام مي گزارم. خواه در فرآيند سياسي قرار داشته باشند و يا خارج از آن باشند، و حتي به افرادي از درون دولت كه تعدادشان كم نيستند، احترام مي گزارم. آنهايي كه مخالف اشغالگران هستند و از شهروندان عراقي حمايت مي كنند و در راه آزادسازي عراق تلاش مي كنند. * شنيده ايم كه تعدادي از افراد حزب بعث تلاش براي مذاكره با آمريكا را كليد زده اند. آيا اين مذاكرات كه از سوي سازمانهاي بعثي با ايالات متحده صورت گرفته مورد تأييد شما مي باشد؟ اگر آري، تاكنون چه پيشرفتهايي حاصل شده است؟ اگر خير، تحت چه شرايطي ممكن است مذاكرات صورت بگيرد؟ ** مذاكرات با آمريكا و دولت عراق و يا حتي انگليسي ها، از نظر حزب بعث شفاف است. زيرا براساس اصولي است كه نمي تواند به صورت خودسرانه از سوي هيچ فرد خاصي به معامله گذاشته شود كه عبارتند از: - به رسميت شناختن مقاومت در تمامي اشكال آن، اسلامگرايي، وطن پرستي و ملي گرايي هر گروهي كه هدفش آزادسازي عراق از تجاوز اشغالگران باشد، - اعلام عقب نشيني نيروهاي آمريكايي بدون محدوديت يا بدون شرايط - خلع سلاح كامل و قطع كامل تمام فعاليتهايي كه به قتل عام مردم منجر مي شود. - آزادي تمامي اسرا، زندانيان و گروگانها - به كارگيري و حضور مجدد ارتش صدام و نيروهاي امنيتي ملي «استخبارات دوران صدام» و بازگشت عراق به دوران صدام. بنابراين هيچ گونه مذاكره اي با آمريكايي ها، صرفاً از سوي طرف آمريكايي براي ارتباط با حزب بعث با هدف وارد شدن به بازي سياسي باشد، صورت نخواهد گرفت. همين نگرش در خصوص احزاب ضد اشغالگري نيز صدق مي كند. هيچ گونه گفتماني با هيچ حزبي كه براساس اصول حزب بعث كه ذكر شد نباشد صورت نخواهد گرفت. بنابراين، حزب بعث آماده است كه با آمريكايي ها براساس اين اصول در هر زماني مذاكره كند، به شرط آن كه طبق آخرين بند، شرايط به دوران صدام و دوران قبل از اشغالگري بر گردد. * نظر تو درباره ابومصعب الزرقاوي چيست؟ )سؤال مذكور در ماه مارس سه ماه قبل از مرگ زرقاوي ارسال شده بود( ** من با زرقاوي در تمام اعتقاداتش همراه هستم. فقط تفاوتي كه ميان من و او وجود دارد، او سني ها را همراه با شيعيان مي كشد، در حالي كه من معتقدم بايد فقط شيعيان را كشت!؟ * برخي از تروريستها و گروههاي فعال نظامي، ادعا مي كنند كه به دنبال پيروي از مدل حكومت طالبان هستند تا براساس آن حكومت اسلامي نوع طالبان را پياده كنند. آيا يك چنين پيامدي مورد قبول تو است؟ ** آن چه براي من مهم است، اينكه شرايط بايد به دوران صدام برگردد. اگر با حكومت طالبان محقق مي شود استقبال مي كنيم، و با هر شرايطي كه ما را به گذشته بر مي گرداند، كنار مي آييم و قبول مي كنيم. * آيا صدام سلاحهاي كشتار جمعي در اختيار داشت؟ اگر نه، پس چرا، صدام اين مسأله را شفاف نكرد؟ ** داستان داشتن سلاحهاي كشتار جمعي دروغي است كه حكومت صدام و سرويسهاي اطلاعاتي آن، راه انداختند كه مردم آمريكا و جهان را براي اشغال عراق قانع كنند. * چرا ارتش عراق، دفاع چنداني در مقابل هجوم نيروهاي ائتلاف آمريكايي و انگليسي نكرد، و يا چرا آن طور كه بايد نجنگيد؟ ** ارتش عراق پس از ورود به كويت، قدرت خود را از دست داد. از همان زمان حكومت آمريكا و متحدانشان به سوي نابودي كامل ساختار ارتش رفتند. پس از آن طي 14 سال تحريم سازمان ملل، با يك بمباران هوايي مواجه گرديد. آيا اين حوادث نمي توانست ارتش بزرگي چون عراق را كاملاً نابود سازد. لذا آنها از همان زمان برنامه اشغال و حمله به عراق را با تضعيف ارتش عراق طراحي كردند. * درباره محاكمه صدام چه نظري داري؟ نتيجه دادگاه را چه مي بيني؟ ** محاكمه پرزيدنت صدام و رفقايش يك خيمه شب بازي است. پيامد و نتيجه آن همان چيزي است كه مطلوب آمريكايي هاست. * آيا انتظار عقب نشيني سريع و زود هنگام نيروهاي آمريكايي را از عراق داريد؟ ** من اعتقادي به عقب نشيني موقتي آمريكا از عراق ندارم، بلكه بيشتر به پيروزي مقاومت در برابر متجاوزان فكر مي كنم كه از طريق آن نيروهاي آمريكايي ازعراق خارج شوند. اميدوارم كه نيروهاي آمريكايي قبل از شكست و سقوط خود در عراق، از اين كشور خارج شوند و عقب نشيني كنند. بنابراين دو طرف مي توانند روابط خود را عادي كنند. حزب بعث عراق و آمريكايي براساس آزادي !استقلال !و منافع مشروع مشترك !و روابط و همكاريهاي متقابل در تمام زمينه هاي حيات بخش، با توجه به منابع غني وسيع در عراق، به ويژه در زمينه اقتصادي، تكنولوژيكي و زمينه هاي توسعه اي پيش ببريم. لذا ما به نقش منافع استراتژيكي آمريكا به عنوان يك ابر قدرت واقفيم. در عين حال روابط ما بايد براساس مداخله نكردن در امور داخلي با حاكميت حزب بعث باشد! * آيا در گذشته با هيچ يك از افرادي كه در حال حاضر در دولت فعلي آمريكا حضور دارند، مانند رامسفلد، ملاقات كرده اي؟ ** خير من هيچ يك از مقامات آمريكايي را در گذشته ملاقات نكردم. اما اميدواري بسياري به پرزيدنت بوش براي انتخاب شدنش داشتم، زيرا او برخلاف بيل كلينتون مي باشد. او رئيس جمهور با ابهتي از كشوري بزرگ است كه به ارزشهاي اصولي و دموكراسي و حقوق بشر اعتقاد دارد!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رايس در مصاحبه با تايم ؛ قدرت حزب ا... فوق تصور ماست
* سرويس ترجمه كاندو ليزا رايس وزير خارجه بوش در حمايت از رژيم غاصب صهيونيستي، طي مصاحبه اي با مجله آمريكايي تايم، به سؤالات اين مجله پاسخ گفته است كه بشرح ذيل ارايه مي شود. * آيا هيچ اطميناني به اسراييل داريد كه جنگ را به سوي سوريه و ايران گسترش ندهد؟ ** اسرائيليها علناً اعلام كرده اند كه مايل به گسترش جنگ نمي باشند و من به گفته آنها اطمينان دارم. * آيا هيچ طرحي درباره توافق بر سر تبادل زندانيان وجود دارد؟ ** آزادي زندانيان دربند حماس، بدون قيد و شرط از سوي مجامع بين المللي خواستار شده است. از جمله گروه جي-8 و نيز همين امر درباره زندانيان لبناني نيز صدق مي كند. اما در چارچوب ديپلماسي هيچ گونه توافقي بر روي تبادل زندانيان صورت نگرفته است. * بسياري از ناظران و شخصيتهاي جهاني معتقدند كه آمريكا و اسراييل از توانايي هاي حزب ا... در شگفتي و تعجب فرو رفته اند. آيا اين به معناي شكست اطلاعاتي سازمانهاي اين دو كشور «سيا و موساد» نمي باشد؟ ** توانايي هاي حزب ا... فوق تصور ماست و به مراتب پيچيده تر و گسترده تر از آن است كه مردم آن را درك كنند، زيرا آنها طي 10 سال گذشته تلاش فراواني را براي اين تواناييها صرف نموده اند و نيز روابطي كه با ايران و سوريه به لحاظ مالي و فناوري داشته اند تأييدي بر پيشرفتهاي همه جانبه حزب ا... مي باشد. * به نظر مي رسد كه نابودي و انهدام كامل تواناييهاي حزب ا... غيرقابل دسترسي باشد. آيا زمان آن نرسيده كه اسراييل خود را بيش از اين خسته نكند؟ ** مطمئن هستم كه حزب ا... داراي راكتهاي بسياري است كه مي تواند سرتاسر اسراييل را هدف قرار دهد، اما حزب ا... نيز سرانجام مجبور به پذيرفتن برخي تعهدات دولت لبنان از جمله خلع سلاح نيز مي باشد و من فكر مي كنم كه شما هم حاضريد تا درباره سلاحهاي آنها نيز مصالحه كنيد، لذا ارتش و نيروهاي مسلح لبنان تنها قدرت رسمي در كشور لبنان بايد مطرح شوند. * آيا شما اعتماد و اطمينان داريد كه لبنان قادر به خلع سلاح حزب ا... پس از توقف درگيريها باشد؟ ** من به اين موضوع اطمينان دارم كه دولت لبنان تعهد خود را نسبت به انجام آن درك كرده است. دولت لبنان نمي خواهد هيچ گروه شبه نظامي در درون و اطراف لبنان مسلح باشد زيرا اين امر خرابي هايي را به ارمغان مي آورد. اكنون اين مسأله بر عهده جامعه بين المللي است كه لبنان را در اين راستا كمك كنند. * آيا در حال حاضر، ايالات متحده به دنبال تقاضاي آتش بس نيست زيرا با وجود اين روند ايالات متحده اعتبار خود را در جهان عرب از دست مي دهد؟ ** من فكر مي كنم آن چه اعتبار آمريكا را زير سؤال مي برد، چيزي است كه به آن اعتقاد نداريم. ما خواهان آتش بس فوري نيز همچون ديگران مي باشيم. ما صرفاً چيزي را مي خواهيم كه راه را براي روزها و هفته ها و يا ماهها از خشونت پاك و دور نگه دارد. * منتقدان شما مي گويند كه سياست خارجي آمريكا در سرزمينهاي فلسطين، ايران، لبنان و عراق شكست خورده چه شواهد و مداركي وجود دارد كه تضمين كنند، خاورميانه كم خطرتر باشد؟ ** من، معتقد نيستم كه منطقه كم خطرتر شده است بلكه مي گويم، هرگز ثبات نداشته است. لذا، آن چه همه چيز را ظاهراً به خوبي نشان مي داد، در واقع سياستهاي كوتاه مدت و سنتي تاريخي آنها بود. شكست در لبنان؟ مقايسه مي كنيد با چه چيزي؟ با ثبات دروغيني كه سربازان سوري با اشغال خود لبنان را براي 30 سال تخريب كرده بودند يا ثبات دروغيني كه صدام با 300 هزار سرباز خود به دست آورده بود و يا عرفات كه چشمهاي مردم فلسطين را بر روي مردم بسته بود. در حالي كه انتفاضه همه جا را قبضه كرده است. پس شما از كدام ثبات و شكست حرف مي زنيد. ما در حال گذار از خاورميانه سنتي به خاورميانه مدرن هستيم كه در اين مراحل نيز خشونت امري اجتناب ناپذير است. لذا اختلافها طبيعي است. بويژه كه فرصتي دست داده تا خاورميانه اي دموكراتيك و چند اقليتي در عراق جايي كه مردم آن با ظرافتهاي سياسي مشكلات خود را حل مي كنند و نيز فرصت دارا بودن دو دولت در يك سرزمين كه در آن اسراييلي ها و فلسطيني ها در كنار يكديگر با صلح و آرامش زندگي كنند !و نيز فرصت دارا بودن لبناني كه دولتش بتواند مرزهاي خود را با سوريه كنترل نمايد داشته باشيم. * اما اگر شرايط كنوني عراق همچنان ادامه يافت كه اوضاع به بدترين وضعيت ممكن رسيد و جنگهاي داخلي براي سالها ادامه يافت. آيا نقطه اي وجود دارد كه اين تلاشهايي كه به بدتر و وخيم تر شدن اوضاع انجاميد، بتواند، به عنوان آلترناتيوي «جايگزيني» براي بدتر شدن اوضاع نسبت به قبل محسوب شود؟ ** من حدس مي زنم كه از 300 هزار سربازي كه در آن جهنم دره به دام افتادند، سؤال كنم كه آنها چه فكر مي كنند و نظر آنها چيست؟ * اما در حال حاضر بسياري از مردم، در اين جهنم گرفتار شده اند؟ ** فكر نمي كنم كه ما در هيچ جا به اندازه عراق براي قضاوتها به صحنه نزديكتريم. فكر نمي كنم كه عراق وارد جنگ خانگي شود. درست است كه داراي مشكلات قوميتها هستند اما فكر نمي كنم نهادهاي مدني را كه مردم خود تأسيس كرده اند خراب نمايند كه همان نهادها عراق واحد را شكل داده اند. اما در پاسخ به سؤال شما كه چه چيز بهتر است. اجازه بدهيد واقعگرايانه بگويم، از كجا تهديد نظامي وجود داشت؟ از سوي صدام حسين. فكر نمي كنم يك چنين تهديدي از سوي دولت فعلي عراق وجود داشته باشد. * اين روزها، هزاران عراقي در تظاهرات خود فرياد مي زنند، مرگ بر اسراييل، مرگ بر آمريكا. ** ماهيت دموكراسي همين است. * آيا ايالات متحده به اين نتيجه رسيده است كه وجودش و حضورش در عراق بخشي از بحران است نه راه حل آن؟ ** فكر نمي كنم كساني باشند كه حضور ما را به عنوان عامل تشديد بحران و درگيريها و ناامني ها در عراق بدانند و نشنيده ام كه هيچ يك از رهبران عراقي خواستار خروج ما از عراق شده باشد. بلكه برعكس از ما و نيروهاي ائتلاف به عنوان علايم اطمينان بخش ياد كرده اند. * چرا مستقيماً با سوريه، حماس و حزب ا... مذاكره نمي كنيم؟ ** حماس و حزب ا... سازمانهاي تروريستي هستند! * آنها نيز داراي اهرمهاي سياسي نيز هستند. مي دانم كه اين چيزي شبيه سيب و پرتقال است. اما آمريكا با شين فين شاخه نظامي ارتش آزاديبخش ايرلند نيز پس از انفجارهاي بسيار به مذاكره پرداخت. ** مردم از حماس سؤال مي كنند كه يك راه را انتخاب كنند شما نمي توانيد يك جبهه در سياست داشته باشيد و يك جبهه در ترور. اگر مي خواهيد سياسي بشويد، پس ترور را رها كنيد و آيا حماس موجوديت اسراييل را به رسميت مي شناسد و نيز خشونت را تكذيب و رد مي نمايد؟ نه. آيا آنها عليه اسراييل و تأييد خشونت گام برنداشته اند؟ چرا. ما دوستان فلسطيني چون «محمود عباس» را داريم. و به او گفته ام كه آينده فلسطين با وجود حماس نابود مي شود. وقتي كه نوبت به سوريه مي رسد گويي ما هرگز در اين باره صحبت نكرده ايم. ما روابط متقابل با سوريها داريم. كولين پاول به سوريه سفر كرد. بيل بورنز به سوريه رفت كه چندين نوبت اين سفرها صورت گرفت. لذا مشكل اين نيست كه ما با سوريها هرگز مذاكره نكرديم و يا نمي كنيم بلكه، اين سوريها هستند كه هرگز به مذاكرات پاسخ نمي دهند و به حرف ما گوش نمي دهند. در خصوص لبنان از سوريها خواسته ايم كه لبنان را به حال خود رها كنند، اما آنها نابود كننده صلح و سازش هستند.