آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   سه شنبه 24مرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 پنجره   
 ايرانسرا   
 فرهنگی   
 مدرسه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ هنر ]


گفتگويي با «اوون كينگ» نويسنده كتاب « در اين زمينه ما همه با هم هستيم»؛
     مي خواهم خودم باشم !

نگاهي به فيلم سينمايي «شام عروسي» ساخته ابراهيم وحيدزاده؛فعلاً كمدي ميفروشه!

با «دزدان دريايي» به دنبال صندوقچه پردردسر؛داستان بي پايان!

نگاهي به تلويزيون و حساسيتهاي فراموش شده ؛ خشونت در قاب شيشه اي

خبرنگاران فرهنگ و هنر در فرهنگسراي هنر

بيست و چهارمين نمايشگاه آثار هنري دانش آموزان سراسر كشور در مشهد

تقدير از «عباس كيارستمي» در جشنواره لوكارن



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفتگويي با «اوون كينگ» نويسنده كتاب « در اين زمينه ما همه با هم هستيم»؛
مي خواهم خودم باشم !


l امير اطهر سهيلي
عجيب نيست اگر اولين كتاب يك جوان، فروشي جهاني بيابد و از حمايت بزرگترين ناشران آمريكايي برخوردار شود، البته وقتي كه بدانيد اين جوان فرزند يك نويسنده بزرگ آمريكايي است!




چندي پيش كتاب « در اين زمينه ما همه با هم هستيم» كه نخستين مجموعه داستانهاي كوتاه اوون كينگ (فرزند « استفن كينگ» نويسنده مشهور آمريكايي) به شمار مي آيد، در آمريكا توسط يكي از معتبرترين ناشران آن سرزمين به چاپ رسيد و توجه بسياري از منتقدان را به خود جلب كرد .منتقد هفته نامه «پابليشر» در مقاله اي كه در نقد تازه هاي نشر نوشته اين گونه به توصيف اين كتاب مي پردازد:«اين مجموعه منحصر به فرد مي تواند جلودار تحولي در ادبيات و آغازگر ژانر تازه اي در آن باشد.»«كاركو» نيز در نقد خود مي نويسد: « كينگ تازه وارد، استعداد تازه اي است براي ما تا از خواندن كتابهايش حيرت زده شويم.»
واضح است كه «اوون كينگ» با اين شروع فوق العاده تلاش مي كند تا جاي خالي پدرش را در ادبيات كشورش پر كند. مصاحبه زير گفتگوي دوستانه اي است با او در مورد گذشته اش، كتابي كه نوشته و ناگفته هايي در مورد پدرش، در زماني كه جريان ساز ادبيات آمريكا بود.
***
l دركجا متولد شدي؟
ll در بنگور ايالت مين. بنگور آخرين شهر ايالت است. از شهر كه خارج شوي تا نزديكترين آبادي قريب به ده ساعت فاصله است. شهري در ميان درختها. همه چيز توسط اين ستونهاي سبز محصور شده اند.

l و در چه سني به ادبيات و نويسندگي علاقه مند شدي؟
ll از لحاظي مي شود گفت از زمان رفتنم به دبيرستان. فكر مي كنم از همانجا بود كه متوجه شدم براي بازي بيسبال ساخته نشده ام! پس به دنبال يك كار ديگر گشتم.

lوالدين تو هر دو نويسنده بودند (مادر اوون ،«تابيدا كينگ» نويسنده داستانهاي كوتاه بود) و تو در خانه اي بزرگ شدي كه مملو از نوشته و داستان بود. اين وضعيت چه كمكي به تو كرد؟
ll پدر و مادر من در خانه كار مي كردند، ولي اين به آن معني نيست كه من در محيطي شبيه كارخانه داستان نويسي بزرگ شده باشم! در طول زمان تحصيل من در مدرسه، آنها به كارشان مي رسيدند و زماني كه به خانه مي آمدم وظيفه خود را به عنوان والدين به خوبي ايفا مي كردند .

l برايت قصه هم مي خواندند؟
ll من در خانه اي با سنت ديرينه اي از قصه گويي بزرگ شده ام. فكر مي كنم اين مهم ترين بخش از زندگي كودكانه من بود، ولي من اشتياق زيادي به اين كار نداشتم و آنها را هيچ گاه به خاطر نمي سپردم. خيليها از من مي پرسند كه«پسر استفن كينگ بودن چه مزه اي دارد و بزرگ شدن در خانه يك نويسنده بزرگ چگونه است؟». جواب من هر چه باشد ربطي به شغل كنوني ام ندارد. من براي نويسنده شدن و براي آنكه نثر منحصر به فرد خودم را داشته باشم، بيشتر از آنچه فكر كنيد تلاش كردم، اما بايد بگويم والدين من جزئي از اجتماع بزرگي هستند كه من در آن بزرگ شده ام و به طبع از آنها تأثير هم گرفته ام.
در زمان كودكي ام، به دبيرستان شبانه روزي مي رفتم و پدرم در يك باشگاه ورزشي كار مي كرد. زماني براي جشن فارغ التحصيلي، مدرسه، والدين دانش آموزان را دعوت كرد. موقعي كه براي اجراي يك قطعه ادبي به روي صحنه رفتم، جمعيت را نگاه كردم. با خودم فكر كردم من ميان همه اينها بزرگ شده ام. آنها معروف نبودند. فقط چندين پدر و مادر عادي بودند.

l چگونه به « در اين زمينه ما همه با هم هستيم» رسيديد؟
ll من نسبت به انتخابات سال 2000 احساس بد زيادي داشتم. بخصوص وقتي زمان گذشت و نتيجه فجيع آن رأي گيري، در انتخابي نا عادلانه، خود را نشان داد. سعي كردم كتابي بنويسم كه در آن نشان بدهم همه مردمي كه در كنار ما زندگي مي كنند، در جوامع مختلف، نسلهاي مختلف، با رنگها و جنسيتهاي مختلف و ... همه مان در زمينه هايي با هم، هم عقيده هستيم.

l پس چرا كتاب خود را با گفته معروفي از «دونالد رامسفلد» آغاز كردي؟
llآنچه رامسفلد گفته در وهله اول كمي عجيب و غريب است. ايهام بكار رفته در سخن او بسيار طعم شعر گونه دارد. اين براي من خيلي شگفت انگيز است. من بارها سخنان او را گوش داده ام و در اكثر موارد حتي نفهميدم كه او در مورد چه چيزي صحبت مي كند !

l به اين فكر كرده اي كه روزي از پدرت بهتر بنويسي ؟
ll دوست داشته ام، اما اين آرزو غير قابل دسترسي است !من به وضوح اطمينان دارم كه به اندازه او موفق نخواهم بود. حتي نمي خواهم به آن فكر كنم. فقط دوست دارم داستانهاي خوب و قدرتمندي بنويسم. دوست دارم از پدرم فاصله بگيرم، با اينكه مي دانم بسياري از داشته هايم از آن اوست. دوست دارم خودم حرف بزنم و مخاطب به خاطر خودم كتابم را بخواند. مي خواهم خودم باشم، غرق شوم يا شنا كنم ولي خودم باشم. اكنون هم اميدوارانه غوطه ور هستم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به فيلم سينمايي «شام عروسي» ساخته ابراهيم وحيدزاده؛فعلاً كمدي ميفروشه!

* مهدي نصيري
* شام عروسي
كارگردان: ابراهيم وحيدزاده
بازيگران: نيكي كريمي، امين حيايي، سيروس ابراهيم زاده و...




«ابراهيم وحيدزاده» كارگردان مشهدي فيلم «شام عروسي»، فارغ التحصيل كارگرداني دانشكده هنرهاي دراماتيك است كه با ساخت فيلمهاي كوتاه «قله كدام اوج»، «جايزه»، « پياده هفت»، «تاريخ تئاتر معاصر ايران» و «سيمرغ» كارهاي سينمايي اش را آغاز كرده و تا پيش از انقلاب فيلم «آرتيست» را به عنوان اولين كار بلند سينمايي اش ساخته است.«تحفه ها»، «مجسمه»، «عشق فيلم»، «معادله» و «شام عروسي» هم فيلمهاي اين كارگردان در سينماي پس از انقلاب ايران هستند.
«شام عروسي» آخرين ساخته «ابراهيم وحيدزاده» در حال حاضر در سينماهاي كشور در حال اكران است و در مدت اكران توانسته تماشاگران زيادي را به سالنهاي نمايش دهنده فيلم بكشاند.
مهمترين ويژگي «شام عروسي» جذابيتهاي تجاري آن براي جلب مخاطبان بيشتر سينماست. داستان فيلم در مورد ماجراي عروسي دختري است كه كارخانه موروثي اش در خطر ورشكستگي قرار مي گيرد. ماجراهاي مربوط به ازدواج او و همچنين مسائل مربوط به كارخانه دو محور اصلي داستان فيلم هستند، اما آنچه كليت سينمايي داستان و فيلم را تشكيل داده، موقعيت كميك و خرده روايتهاي به هم چسبانده شده اي است كه وحيدزاده آنها را براي واداشتن مخاطب به خنده مورد استفاده قرار داده است.
«شام عروسي» مثل بسياري از فيلمهاي سالهاي اخير سينماي ايران قصد دارد مخاطبانش را بخنداند و از اين راه، آنها را با قصه و ماجراي خود درگير سازد، اما عملاً روايت و داستان منسجمي ندارد و داستان كلي اش را فداي پرداخت همان موقعيتهاي طنزآميز كرده است. نداشتن قصه محكم و داراي يك ساختار منسجم مهمترين نقص كار ابراهيم وحيدزاده است و تمايل به توليد خنده و شادي در ميان تماشاگران مهمترين ويژگي آن.
وحيدزاده براي خلق كمدي از هر شيوه اي كه به نظرش رسيده استفاده كرده است. كمدي بزن و بكوب را در بسياري از بخشهاي فيلم مي توان ديد، هجو و مسخره بازي، شوخي با فيلمهاي ديگر (ايراني و خارجي) و موقعيتهاي مبتذل كميك مثل افتادن در وان، چسبيدن آدامس، پاره شدن شلوار و... نيز در جاي جاي داستان فيلم وجود دارد.
همه اين موقعيتها و پاره روايتهاي كميك، حول محور نامنسجم همان داستان كارخانه و عروسي قرار گرفته و در نهايت بايد به نقطه خوش پاياني ختم شود و همه مشكلاتي كه بزن و بكوب ها صحنه هاي كميك را به وجود مي آورند، طبق اصول همه آثار كمدي، در پايان به طرز معجزه آسايي ختم به خير مي شوند؛ كارخانه نجات پيدا مي كند و شام عروسي پايان بخش همه دردسرها و مشكلات است.
گذشته از ضعفهاي قصه، شخصيت پردازي ضعيف، داستان تكراري پدر ورشكسته و دختر دم بخت و لوده بازيهاي كميك كه به ضعف كار «پيمان معادي» در مقام فيلمنامه نويس و ابراهيم وحيدزاده به عنوان كارگردان برمي گردند، عنصر مهم ديگري كه كارگردان با اتكاي به آن قصد جلب مخاطب و فروش مناسب را داشته حضور چهره هاي محبوب و شناخته شده سينما در اين فيلم است. در كنار هم قرار گرفتن امين حيايي كه طي سالهاي اخير به يك پاي ثابت فيلمهاي تجاري تبديل شده و در كمدي موفق هم هست، نيكي كريمي كه به عنوان ستاره سينماي ايران در دهه هفتاد جاي تثبيت شده اي دارد، محمدرضا گلزار كه با چهره جوانش مي تواند خيلي از جوانان را به سينما بكشاند، سيروس ابراهيم زاده كه در كارهاي كمدي صاحب سبك خودش است و برخي بازيگران شناخته شده تلويزيون و سينما مثل ارژنگ اميرفضلي و... در مجموع مي تواند تضمين خوبي براي تبليغات حاشيه اي و جذب تماشاگر براي فيلم باشد. از اين ميان محوريت شخصيت «امين حيايي» با چهره و ظاهر متفاوت و همچنين «نيكي كريمي» در نقشي متفاوت از گذشته تا اندازه اي توقع تماشاگران را برآورده مي سازد.
فيلم جديد «ابراهيم وحيدزاده» مثل كار قبلي اش - معادله- فيلم تجاري ساده و كم توقعي است. وحيدزاده براي پرداخت اين اثر ساده ترين راه را براي جلب مخاطب انتخاب كرده است. تماشاگر به سينما مي آيد كه سرگرم شود، تفريح كند و بخندد. براي خنداندن تماشاگر هم لازم نيست داستان خاصي مطرح شود. مي توان بازيگر محبوب و معروفشان را در مقابلشان قرار داد و با توليد چند موقعيت كميك آنها را خنداند.
در مجموع «شام عروسي» يك فيلم ساده ومعمولي است كه با اهداف اقتصادي توليد شده و ظاهراً تا به اينجاي كار به هدفش هم رسيده است. جايگاه اين فيلم در سينماي ايران را مي توان در رديف آثار كميك توليد شده در سالهاي اخير كه تعدادشان هم كم نيست، مورد بررسي قرار داد. اين فيلم در ادامه اپيدمي خنده در سينماي سالهاي اخير ايران توليد شده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با «دزدان دريايي» به دنبال صندوقچه پردردسر؛داستان بي پايان!

* وحيد ضرابي نسب
دزدان دريايي كارائيب؛ صندوق مرد مرده
(pirate of the canibbean Dead man,s chest)
كارگردان: گور وربينسكي
فيلمنامه: تداليوت، تري روسي
وبازيگران: جاني دپ، اورلاند وبلوم، كايرانايتلي، جفري راش
مدير فيلمبرداري: داريوش وولسكي
موسيقي: هانس زايمر




محصول 2006، 140 دقيقه
يكم) شك ندارم شما در نوجواني تان لااقل يك بار جزيره گنج رابرت لويي استيونس را خوانده ايد. اگر خيلي هم اهل مطالعه نبوده ايد حتماً آن كارتون جالبش را به ياد داريد. همان جيم هاوكينز، پسرك ماجراجويي كه از يك مهمانسراي درب و داغان ساحلي مي افتد توي سفرهاي دريايي و همراه با يك مشت دزد دريايي به دنبال جزيره گنج و دردسرهايش مي روند. آها! يادتان آمد. كاپيتان «لانگ جان سيلور» يك چشم با آن پاي چوبي و طوطي پرحرفش!
هميشه دزدان دريايي يك سوژه دوست داشتني براي داستان پردازيهاي مهيج و جذاب سينمايي بوده اند تا جايي كه براي خودشان يك زيرژانر معروف دست و پا كرده اند. از فيلم پرهزينه و شكست خورده «جزيره كاتروت» ( به كارگرداني رني هارلين) تا «دزدان دريايي» ساخته تحسين برانگيز رومن پولانسكي با بازي والترماتيو)... اما تاريخ سينما مي گويد موفقترين فيلمهاي اين چنيني آنها بوده اند كه «ارول فلين» در آنها بازي كرده است. تا همين چند وقت پيش اگر مي پرسيدند بهترين دزد دريايي سينما كيست مي گفتند «فلين» بويژه با دو نقش آفريني به يادماندني در «كاپيتان بلاد» و «شاهين دريا» ]اواخر دهه 30 ميلادي[.
دوم) اما داستان دومين فيلم دزدان دريايي با آشنايي دو شخصيت اصلي فيلم يعني ويل ترنر و اليزابت سوان شروع مي شود كه در تدارك ازدواج هستند. اما مأموران، «ويل» را به جرم اين كه با كاپيتان اسپارو هم دست است دستگير مي كنند. ( اسپارو يكي از دزدان دريايي معروف است كه نامش توي ليست تعقيبيهاست) آزادي ويل در گرو يافتن جك اسپارو و گرفتن «قطب نماي جادويي» است و گرنه هم او و هم همسر آينده اش «اليزابت» مي ميرند. از آن طرف مشكل جك اسپارو با دشمن ابدي اش «ديويد جونز» به جاهاي باريك رسيده و اگر اسپارو درخواستهاي جونز را قبول نكند به نفرين ابدي دچار مي شود. ويل مخفيگاه اسپارو را مي يابد، اما توسط گروه آدمخوارهاي طرفدار جك دستگير و مجبور مي شود تا باز با كاپيتان جك اسپارو همراه شود. در قسمت قبلي اين دو نفر نفرين مرواريد سياه را باطل كرده بودند و حالا بايد يك صندوقچه پرطرفدار را از آن خود كنند. صندوقچه اي كه «لردبكت» هم دنبال اوست و به خاطر به دست آوردنش اليزابت را اسير مي كند. ديويد جونز، موجود نيمه روح - نيمه انسان هم با آن كشتي پرنده اش به دنبال صندوقچه است و خلاصه يك مسابقه رالي تمام عيار براي پيدا كردن آن به وجود مي آيد!
سوم) گور وربينسكي دوباره روي تمام ردپاهاي قبلي اش قدم برداشته به اين معني كه همه فاكتورهاي موفقيت قسمت اول را دوباره تكرار كرده است. براي همين، فيلم همچنان جذاب و ديدني است، اما قبول كنيد هيچ نوآوري و يا مزيتي نسبت به خلفش ندارد. معمولاً در فيلمهاي اين چنيني كه به صورت تريولوژي يا چندگانه روي پرده مي روند توقعمان اين است كه هر قسمت نسبت به قبلي اش قدمي رو به جلوتر باشد (مثل «ارباب حلقه ها») نه قدمي به عقبتر (مثل «ماتريكس ها») و نه در حال جا زدن كه اين يكي را در «دزدان كاراييب2» مي بينيم. فيلم جلوه هاي ويژه خوبي دارد، شخصيت پردازيها مثل سري قبل جالب از كار در آمده، كاراكترهاي بد و خوب بخش اول همه حاضرند، گريمها همچنان مثال زدني است و رمانس و كمدي و اكشن هم قابل قبول، اما اگر هر دو فيلم را ببينيد انگار هيچ فاصله زماني بين آنها نبوده، چون اين يكي عيناً تكرار نسخه موفق 2003 است.
البته شايد براي سينماروها ديدن همين ها هم به تنهايي كافي باشد براي لذت بردن. كشتي ارواح و جنگهاي بين كشتيها با شليك توپ (اگر تا 100 سال ديگر هم فيلمهاي مربوط به دزدان دريايي ساخته شود اين دو فاكتور تويش هست!) و گنجي كه اين بار صندوقچه قدرت است و مسخره بازيهاي كاپيتان اسپارو و چند صحنه اكشن قوي... فروش فيلم كه اين را مي گويد. وقتي فقط در روز افتتاحيه 55 ميليون بفروشي و در سه روز آخر هفته 155 تا، حتماً كارت گرفته است!
به هر صورت موفقيت بي نظير قسمت دوم كاراييبي ها كه اولين فيلم بالاي 300 ميليون دلار در سال 2006 شد حتماً خيال تهيه كنندگان را براي پولسازي قسمت سوم كه هم اكنون آخرين مراحل فني را مي گذراند، راحت كرده است. ولي فكر نمي كنيم قسمت سوم هم چيز اضافه تري داشته باشد و احتمالاً آن هم تكرار موفقيتهاي همان نسخه 2003 است. به هر حال سينما يعني سرگرمي و هيچ چيز بهتر از اين كه مخاطب با لبخند و چهره باز از سالن بيرون برود نيست!
چهارم) اما برگ برنده اصلي اين فيلم و قبلي اش بي شك جاني دپ است؛ آن چيزي كه تماشاگر را به سالن مي كشاند و روي صندلي نگه مي دارد. كاراكتر او مخلوطي از طنز و جدي، سياهي و سفيدي، خير و شر و رفتارهاي عجيب و غريب و غير قابل پيش بيني است و همه اينها باعث شده اين شخصيت را دوست داشته باشي، اتفاقي كه اين روزها براي كمتر بازيگري مي افتد!


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به تلويزيون و حساسيتهاي فراموش شده ؛ خشونت در قاب شيشه اي

* نويسا ستايش
كودكان ما امروزه در خانه اي پا به دنيا مي گذارند كه تلويزيون در آن به طور ميانگين هفت تا هشت ساعت در روز روشن است. حالا ديگر بيش از آنكه از مادربزرگها داستان و از پدربزرگها خاطره بشنويم اين تلويزيون است كه داستانهاي مربوط به انسانها، زندگي و ارزشهاي آن را براي ما بيان مي كند.




تلويزيون، امروزه به عنوان عمومي ترين و پرمخاطب ترين رسانه جمعي، سهم عمده اي در آموزش و تأثيرگذاري مستقيم و غير مستقيم بر فرهنگ و روح و روان جمعي دارد. اغلب برنامه هاي تلويزيوني در راستاي جذب مخاطب بيشتر و در رقابت با ساير شبكه ها و برنامه هاي ديگر، تمايل افراطي به نمايش خشونت دارند. بشر دورانهاي خونيني را پشت سر گذاشته، اما كمتر دوره اي همچون حال حاضر وجود داشته كه تلويزيون اينچنين آكنده از خشونت باشد.خشونت تلويزيوني امروزه پل ارتباطي مخاطب با برنامه هاي تلويزيوني است.
هر روز شاهد چند سريال اعم از خارجي و داخلي هستيم كه در آنها خشونت، آشكار و پوشيده به نمايش گذاشته مي شود. اخبار و گزارشها هم كه اين روزها تنها موضوع شان گزارش قتل و جنايت يا جنگ و خونريزي در اين يا آن كشور همجوار و غير همجوار شده است.
تلويزيون بيش از آنكه به عنوان يك رسانه فرهنگي كه عموماً كودكان در كنار آن مي بالند و بزرگ مي شوند، ديده شود، رسانه اي تريبوني به نظر مي رسد. اين در حالي است كه اغلب بينندگان قدرت انتخاب نيز ندارند. حجم برابري از «خشونت خوش» و «خشونت ناخوش» در برنامه هاي تمام شبكه هاي موجود وجود دارد كه شانسي براي اجتناب از آنها باقي نمي گذارد و تعداد زياد كانالها هم راه به سوي تنوع بيشتر براي تماشاي دلخواه تلويزيون، نبرده است.
جالب اينكه در شماري از برنامه هايي كه در دل برنامه هاي كودك و نوجوان پخش مي شود، تنها به بهانه حضور چند كودك در فيلم آن را قابل پخش براي كودكان و نوجوانان مي دانند، بدون آنكه توجه كنند كه اين فيلمها آثاري «براي» كودكان نيستند، بلكه تنها آثاري هستند كه با «استفاده» از كودكان ساخته شده اند و نمايش نامتوجه آنان، خدشه روحي- رواني جبران ناپذيري را بر آنها وارد مي سازد.
گزارشها و اخبار نيز حجم عمده اي از برنامه هاي خود را به تهيه گزارش و پخش خبر از وقايع و رويدادهايي اختصاص داده اند كه در بيشتر آنها تصاوير سرشار از خشونت به نمايش گذاشته مي شود. نمايش مستقيم «خشونت ناخوش» اگرچه به بهانه اطلاع مردم از اوضاع و احوال جهان انجام مي شود اما اين نمايش بدون واسطه قطعاً روح جمعي را دستخوش تغيير و تحول كرده و به سمت حساسيت نداشتن و عادي شدن ديدن خشونت سوق مي دهد.
ميانگين تماشاي برنامه تلويزيوني هر فرد ايراني روزانه 4 تا 5 ساعت است. كودكان و خانمها به واسطه آنكه وقت بيشتري را در خانه مي گذرانند و نوجوانان و جوانان به دليل آن كه مخاطب فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني هستند، بيشتر ساعات تماشاي برنامه ها را به خود اختصاص مي دهند.اين در حالي است كه خانواده ها به صرف اطمينان از پخش نشدن برنامه هاي غير اسلامي و اخلاقي از صدا و سيما، اجازه تماشاي هر برنامه اي را به كودكان خود مي دهند و از اين رو هيچ نظارتي بر تماشاي برنامه توسط كودكانشان ندارند.از سويي صدا و سيما نيز در برنامه هاي خود هيچ محدوديتي براي مخاطبان در نظر نمي گيرد. در بيشتر كشورهاي جهان آثاري كه در آنها خشونت وجود دارد در ساعات آخر شب پخش مي شود تا جانب احتياط در تماشاي آنها توسط كودكان و نوجوانان رعايت شده باشد.در اينكه «خشونت» عامل جلب توجه مخاطبان است هيچ شكي نيست، اما بدون ترديد، همگان به آثار مخرب نمايش آنها نيز آگاهي داريم. وقتي تلويزيون (كه قانوناً نسبت به آنچه پخش مي كند مسؤول است) بي توجه به آثار تربيتي و روحي و رواني برنامه هاي خود است، تنها راه چاره خودكنترلي مخاطبان است.
بايد در برابر برنامه هاي تلويزيوني و تماشاي تلويزيون از سوي كودكان نيز حساسيت نشان دهيم و قبل از آنكه خشونت در نظرشان به مقوله اي معمولي بدل شود، آنها را از تلويزيون دور نماييم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خبرنگاران فرهنگ و هنر در فرهنگسراي هنر

گروه هنر- نصيري : مراسم گردهمايي خبرنگاران حوزه فرهنگ و هنر شهر تهران با حضور رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري، استادان عرصه رسانه ها و مطبوعات و جمع كثيري از خبرنگاران در آمفي  تئاتر فرهنگسراي هنر برگزار شد. در ابتداي اين مراسم مهدي توكليان مدير روابط عمومي و امور بين الملل سازمان فرهنگي هنري شهرداري به حاضران در جشن «قاصدك» خير مقدم گفت و پس از سخنان وي، گروه شاهو به اجراي موسيقي پرداخت و سپس نماهنگي از جنگ لبنان به نمايش درآمد.
در ادامه مراسم، دكتر مهدي محسنيان راد از استادان پيشكسوت عرصه ارتباطات در سخناني گفت: روزنامه نگاري در حوزه فرهنگ و هنر كار سختي است و بر اين باورم كه روزنامه نگار ايراني، يك روزنامه نگار بردبار است.
وي افزود: حوزه مطبوعات تخصصي در كشورهاي در حال توسعه به صورت خاص است و يكي از شاخه هاي تخصصي روزنامه نگاري تخصصي در حوزه فرهنگ و هنر بوده و روزنامه نگار در اين حوزه بايد ارشدتر و تخصصي تر باشد. هنگامي كه صفحات روزنامه ها تخصصي شوند جايگاه خبر پايين آمده و جايگاه مقاله و گزارش بالا مي رود.
محسنيان راد اظهار داشت: استفاده از منابع در حوزه فرهنگ و هنر خاص است و نفوذ به اين حوزه دشوار است و حتي مخاطبان اين حوزه خاص هستند. در زمان امروز ديگر حوصله اي براي خواندن مطالب بلند نمانده اما در حوزه فرهنگ و هنر اين گونه نيست.
سپس دكتر علي عسگري رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري در سخناني گفت: انتظار مديريت شهرداري از خبرنگاران اين است كه با زبان تلخ و گزنده توقعات مردم را از ما منعكس كنند و وظيفه سازمان فرهنگي هنري شهرداري اين است كه به حمايت از اين جريان بپردازد، زيرا خبرنگاران و روزنامه نگاران همواره واسطه ميان ما و مردم هستند. مسلماً رسانه ها مي توانند نقشي تأثيرگذارتر در عرصه فرهنگ و هنر كشور داشته باشند.
دكتر عسگري به تأسيس باشگاه خبرنگاران اشاره كرد و افزود: اميدوارم اين باشگاه به منزله پاتوق روزنامه نگاران و خبرنگاران باشد و در آينده نزديك به دست يكي از خبرنگاران و روزنامه نگاران افتتاح شود.در ادامه مراسم نماهنگي از قربانيان حادثه سقوط هواپيماي خبرنگاران به نمايش درآمد و از جمعي از خبرنگاران و روزنامه نگاران عرصه فرهنگ و هنر تقدير شد. مراسم گردهمايي خبرنگاران فرهنگ و هنر يكشنبه شب پس از ضيافت شام در محل فرهنگسراي هنر به پايان رسيد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بيست و چهارمين نمايشگاه آثار هنري دانش آموزان سراسر كشور در مشهد

گروه هنر - پژمان: نگارخانه رضوان ميزبان بيست و چهارمين جشنواره هنرهاي دستي و تجسمي دانش آموزان سراسر كشور است.
در اين نمايشگاه كه با همكاري وزارت آموزش و پرورش و مؤسسه آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي در نگارخانه رضوان برگزار شد، آثار برگزيده دانش آموزان سراسر كشور در معرض ديد عموم علاقمندان قرار گرفته است.
حسين صباغيان مسؤول اين نمايشگاه در مورد آثار به نمايش در آمده در اين نمايشگاه به خبرنگار ما گفت: در اين نمايشگاه 290 اثر از ميان 3000 اثر ارسالي به اين نمايشگاه از سراسر كشور انتخاب شده كه اين آثار در دو بخش هنرهاي دستي و تجسمي به نمايش گذاشته شده اند. آثار طراحي، آبرنگ، گواش، رنگ و روغن، تذهيب، نگارگري، عكاسي و خوشنويسي در بخش هنرهاي تجسمي و آثار قالي، گليم، نمد، سفال، پته دوزي، مليله دوزي، معرق و كنده كاري بر روي فلز و چوب از جمله زمينه خلق آثاري هستند در اين نمايشگاه ارايه شده اند.بيست و چهارمين جشنواره هنرهاي دستي و تجسمي دانش آموزان سراسر كشور تا بيست و پنجم مرداد ماه در محل نگارخانه رضوان واقع در خيابان كوهسنگي 17 پذيراي عموم علاقه مندان است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تقدير از «عباس كيارستمي» در جشنواره لوكارن

وبرگزاركنندگان پنجاه و نهمين دوره از رقابتهاي بين المللي فيلم لوكارنو از «عباس كيارستمي»، به عنوان بزرگترين كارگردان معاصر ايران تقدير به عمل آوردند.
برگزاركنندگان جشنواره لوكارنو به منظور تقدير از «عباس كيارستمي»، كارگردان كشورمان، ضمن اهداي «يوزپلنگ افتخاري»، وي را يكي از برجسته ترين كارگردانهاي عرصه فيلمسازي ناميدند.«كيارستمي» در سال 1989 با فيلم «خانه دوست كجاست»، برنده «يوزپلنگ نقره اي» جشنواره لوكارنو شده بود.پنجاه و نهمين جشنواره بين المللي فيلم لوكارنو پس از 10 برگزاري، سرانجام دو روز پيش در سوئيس به كار خود پايان داد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar