----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توليد علم، ضرورتها و كاركردها
* مهدي محمدي
در اين يادداشت قصد داريم به ضرورتها و كاركردهاي توليد دانش پرداخته و پاسخهايي براي پرسشهاي پيش رو در اين زمينه فراهم آوريم. به نظر برخي صاحبنظران، نظريه پردازي واقعاً ضروري است از آنجا كه رسالت ما را در تبيين علوم ديني شكل مي دهد. به نظر مي رسد نظريه تنها به اين دليل وجود دارد كه توصيفها و طبقه بنديها كامل و كافي نيستند. بنابراين نظريه در جايي كه جهالتي وجود دارد، حضور مي يابد.
گفته مي شود با وجود مخالفتهايي كه با نظريه پردازي صورت مي گيرد، اغلب- دانسته يا ندانسته- به نظريه پردازي مشغول اند. اگر ما از نظريه پردازي بپرهيزيم، با انبوهي از داده ها و برداشتهاي نيازمند تنظيم و تفسير مواجه مي شويم. چنانچه هيچ ايده اي براي تنظيم و تفسير داده ها نداشته باشيم، نمي توانيم به مواد خامي كه در اختيار داريم، معنا ببخشيم، اما سودمندي نظريه پردازي علوم انساني، به تبيين مواد خام منحصر نمي شود، بلكه با دانستن يك نظريه، احتمال پيش بيني حوادث آينده نيز امكان پذير مي شود. بنابه نظريه اين محققان، نظريه ها اين قدرت را دارد كه برخي جنبه هاي جهان پيرامون را نزديك نمايي كرده و بدين سان راهنماي دستيابي به مجهولات مي گردد. از ديگر سو نظريه مي تواند الگوهاي فكري را توسعه دهد، نظريه ها تقريباً به گونهاي انتزاعي بيان مي شود و به ما اجازه مي دهد كه از اجزاي متعدد اطلاعات، دريافتي منسجم داشته باشيم. از طرف ديگر نظريه ها باعث تسهيل مناظره، تبادل اطلاعات و فرايند يادگيري مي شود و دست آخر هم به عنوان يك نظام فهرست سازي عمل مي كند، يعني چارچوبي را فراهم مي آورد كه از طريق آن مي توان مشاهدات را فهرست بندي كرد.
نظريه ها، از اين قرار، فوايد متعددي دارد؛ يك نظريه مي تواند الگوهايي از موضوعات و مسايل روز و مورد بحث ارايه دهد. به گونه اي كه بتوان توصيفي جامع و طرح گونه از آنها عرضه كرد. تجزيه و تحليل و نقد هر نظريه ممكن است به نظريات تازهاي منجر شود. نظريه ميتواند افكار جديدي در روند حل مسايل نظري برانگيزد. نظريه ممكن است الهام بخش فرضيات علمي تازه اي باشد. بدين صورت نظريه به درك معنا و اهميت احتمالي مشاهدات مدد مي رساند. سپس مي تواند درباره چگونگي ارتباط مشاهدات با يكديگر، تبيين مواجهه اي را فراهم آورد.
نظريه ، كمك ميكند تا به طرح مسايل جدي بپردازيم و از مسايل خاص نيز آگاه شويم. در واقع نقش نظريه اين است كه از طرح مسايل بي اهميت بپرهيزيم. نظريه هدايت گر تحليل است؛ يعني قضايايي از نظريه بر مي خيزد كه محور اصلي تحليل داده هاست. در عين حال ما را به مشاهداتي حساس مي كند كه در غير اين صورت، ممكن بود از آنها غفلت كنيم.
در اينجا پرسشي جدي پيش روي ما قرار مي گيرد كه با توجه به اهميت بالاي نظريه و نظريه پردازي، چگونه مي توان به ويژگيهاي يك نظريه و مختصات نظريه پردازي دست يافت و چارچوبي در تبيين مفهوم سازي و توليد علم ارايه كرد.
صاحب نظران در تبيين ويژگيهاي يك نظريه ويژگيهايي را بر شمردهاند:
1- عرصه تخصصي مباحث يك رشته خاص را تحت تأثير قرار دهد. اين مسأله البته به اين معنا نيست كه نظريه ارايه شده براي همه متخصصان يك رشته خاص پذيرفتني باشد. نظريه پرداز نبايد از مخالفت گسترده با نظريه خود، بيمناك شود.
آنچه مهم است اينكه، نظريه جديد بايد بر انديشه غالب افراد مطلع و متخصص تأثيري شگرف گذاشته و آنان را به واكنش علمي وا دارد. يك نظريه بايد براي شارح و واضعان آن رضايت بخش باشد، اما ديگران را به وحشت اندازد و بتواند تا مدتها انديشه بسياري از نظريه پردازان و تئوري سازان را به خود مشغول كند.
2- در نظريه پردازي هدف محقق دستيابي به فهم نظري پديدهها و صورت بندي قوانين كلي درباره آنهاست. در حالي كه تصميم گير سياسي به دنبال انتخاب يك خط مشي ملموس براي رسيدن به اهداف عيني خويش است: بنابراين، گرچه حوزه نظر مكمل حوزه عمل است، با اين همه اين دو مستقل از هم هستند و از اين جهت نظريه پرداز نبايد در پي ارايه نظريهاي منطبق بر عمل باشد. البته نظريه پرداز هيچ گاه مشروعيت حوزه عمل را ناديده نمي گيرد.
3- در نظريه پردازي، نظريه هايي از استاندارد علمي برخوردارند كه وضوح داشته باشد و از انبوه استثنائات هم تهي باشد. در حقيقت نظريه بايد:
الف: حقيقت مهمي را با دقت، ظرافت و اختصار و سادگي هرچه بيشتر بيان كند.
ب: با ساير بخشهاي آن نظريه، سازگاري منطقي داشته باشد.
ج: بر اساس اطلاعات جديد تكميل و تنظيم شود.
د: به درك بيشتر و عيني تر واقعيت بينجامد.
ه: دست كم ما را به پيش بيني برخي از امور قادر سازد.
4- هدف نظريه پردازي بايد فراهم آوردن بينشي همه جانبه در يك موضوع، پديده يا رشته خاص باشد، در واقع يك بينش همه جانبه، هم توصيفي است و هم هنجاري.
5- هدف اصلي يك نظريه اين است كه واقعيت را توضيح دهد. شايد از اين روست كه برخي مي گويند بدون نظريه، فهم واقعيت ناممكن است. در حقيقت نظريه ما را متعهد مي كند تا جهان را بنگريم و بر جنبه هاي ويژه اي از واقعيت تمركز يابيم.
6- امروزه بيشتر نظريه پردازان با نگاهي ميان رشته اي يا چند رشته اي به ارايه نظريه روي آورده اند. در حقيقت نظريه پرداز بايد از متخصصان رشته هاي مختلف مدد گيرد. اهميت چنين اهتمامي از آن روست كه نظريه مبتني بر يك رشته كارايي اندكي دارد. به دليل اهميت و ضرورت بهره گيري از علوم و رشته هاي مختلف در ارايه يك نظريه، موضوعات جديدي در بحث نظريه پردازي مطرح شده اند، مانند نظريه نظريه ها، نظريه ارتباطات اجتماعي، نظريه همگرايي، نظريه كنش متقابل، نظريه تحليل سيستمها و نظريه پيوند.
7- نظريه ها بدون مدلها، قادر به تبيين پديده ها نيستند و مدلها نيز با قياس و تمثيل بدين كار مي پردازند. البته بايد مراقب استفاده از مدلها بود چون در مواردي تمايل براي درك واقعيت ما را به تعريف آن بر حسب مدلها مي كشاند.
8- خلق ايده ها در روند جست و جوي روابط منطقي، بين مفاهيمي رخ مي دهد كه از آنها در نظريه پردازي استفاده مي كنيم.
9- هنگامي كه محقق با مجموعهاي از وقايع روبرو مي شود كه در ظاهر ارتباطي با هم ندارند، سؤالي درباره پيوند آنها با يكديگر و چگونگي ارتباطشان مطرح مي شود. در پي آن محقق در صدد تحديد و تعريف موضوع مورد نظر بر مي آيد و سپس بر اساس معلومات فعلي خويش موقتاً رابطه اي را بين آنها فرض مي كند، اين تبيين موقت و رابطه فرضي را فرضيه مي نامند كه در فرايند دستيابي به نظريه نقش مهمي دارد. نظريه پس از قوام يابي و شكل گيري هم بايد بتواند مولد فرضيه هاي جديدي باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------