آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   پنج شنبه 26مرداد ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 سر مقاله   
 اخبار   
 سياست   
 بین الملل   
 سوسه   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 ورود آزاد   
 كفشدوزك   
 رسانه ها   
 عشقستان   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ ورود آزاد ]


يادداشتي براي ما و جوانهاي لبنان ؛ دلتنگيهاي يك خبرنگار اعزام نشده به لبنان

نيستي

حتي اگر تلويزيون خاموش باشد...

دعاي جديدي كه به آخر نمازهايمان اضافه شده است

جادوي اعداد

هر روز يك گناه تازه كه به اسم جواني تمام مي شود

پژوهشي در مورد آثار جنگ بر جوانان ؛چرا حزب ا... مقاومت كرد



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يادداشتي براي ما و جوانهاي لبنان ؛ دلتنگيهاي يك خبرنگار اعزام نشده به لبنان

راننده تاكسي با همان حالتي كه مخش توي آفتاب جوش آورده، مي گويد: يك روز ملت مظلوم افغانستان... يك روز ملت مظلوم عراق... حالا هم كه ملت مظلوم لبنان... و چيزهاي ديگري هم مي گويد. مي گويم: پياده مي شوم! مي زند روي ترمز. چون پول خرده ندارم. مي گويد، بنداز صندوق و راه مي افتد. روبرويم صندوق كمكهاي مردمي به مردم مظلوم لبنان است.





رضا مي گويد: بيا به عنوان خبرنگار اعزامي بريم. بعد هم مي گويد: البته منطقه جنگي كه صلاح نيست تو بياي... پس من مي رم لبنان!
ناراحت مي شوم وسرم را با مجله توي دستم گرم مي كنم. ولي مي خواهم اين را نشان ندهم. مي خندم و مي گويم: نه، يا با هم مي ريم يا هيچكي نمي ره...
رضا مي گويد: مي گن ستادهاي مردمي تشكيل شده كه داوطلب اعزام مي كنن. منم...مي گويم: حرفشو نزن ديگه. تو بري من اينجا چي كار كنم تازه كارهات چي؟ رسالت تو همين جاست... و بغض مي كنم.

رضا مي گويد: فلاني مي خواد بره. هيچ وقت فكر نمي كردم همچين آدمي باشه. بغض كرده بود و با صداي گرفته مي گفت: دارن مسلمونا رو قتل عام مي كنن و ما اينجا راحت نشستيم... مجله را روي زمين مي گذارم و چشمهايم را مي بندم.
رضا مي گويد: بذار برم ديگه. مي دوني چقدر مي تونم خبر تهيه كنم. مي گويم: خب ديگه شوخي بسه... مطلبها چي شد؟
رضا مي گويد: نقشه اينا نابودي همين چند تا كشور مسلمونه. اولش افغانستان و عراق رو گرفتن. حالا هم مي خوان لبنان و سوريه رو بگيرن، بعدشم... مي گويم: خب ما چي كار كنيم؟! تازه ديدي كه اعلام كردن حمايت كشور ما فقط حمايت معنوي و سياسيه.
رضا مي گويد: تو اين برهه مسلمونا بايد با هم باشن، هدف اينا فقط لبنان نيست، ملتهاي مسلمونه... مي گويم: هنوز كه به ما واجب نشده... تازه پس زندگي مون چي. تو بري من... و گريه مي كنم.

تلويزيون را روشن مي كنم و مي زنم شبكه خبر. گزارشهاي لحظه به لحظه از لبنان. قانا را زدند و حالا صور . نصرا... مي گويد: تل آويو هدف قرار مي گيره و من توي دلم خدا خدا مي كنم كه تل آويو رو بزنن. مي دانم كه اين جنگ حيثيتي است. جنگ اعتقادي است. دعا مي كنم ما پيروز شويم...

يك سخنران مذهبي در تلويزيون مي گويد: اسرائيل وقتي فلسطين رو اشغال كرد به رئيس جمهورش،گفتند، سخت ترين روز زندگي ات كدام روز بود، گفت: روزي كه بيت المقدس را گرفتيم، زيرا گمان مي كرديم فردا همه مسلمانها خشمگين مي شوند و مي ريزند روي سرمان و ما را به آتش مي كشند.
گفتند: بهترين روز زندگي ات كي بود؟ گفت: فرداي روزي كه بيت المقدس را گرفتيم، چون ديديم هيچ كدام از مسلمانها صدايشان در نيامد. آن روز، روز جشن و شادي ما بود. سخنران با بغض مي گويد: ننگي از اين بالاتر براي ما هست؟!

رضا مي گويد... نه هيچي نمي گويد، چند روز است كه افسرده است، توي خودش است. تلويزيون را روشن مي كند و مي رود توي عوالم خودش. من مي ترسم. از جنگ. او هم مي ترسد.
رضا مي گويد: ما نبايد... مي گويم: هر چه خدا بخواهد...

الهام ظريفيان


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نيستي

به مزدوران صهيونيست

وقتي كودكم سكوت مي كند
مي دانم نمرده است
كه مردن در كار كودكان ما نيست
مردن در سكوت توست
مردن در زبان، گوشها و اعضاي توست
قبرستاني شما را در برگرفته است
وقتي كودكم چشم مي بندد
مي دانم كور نيست
كه كوري در كار كودكان ما نيست
كوري با چشمان توست
كه بستن و شكستن
سلولهاي چشمت را مي سوزاند
و محل به اشك نمي دهي
اشك كار هر كس نيست
مادر اين همه طفل بي سر بودن
كار هر مادر نيست
كار مادرانه ماست
وقتي كودكم را بي سر در آغوش دارم
و سينه هايم از شير تير مي كشند
مي دانم دهاني در جستجوي شيره جانم هست
كه نيستي در دهان كودكان من
و شيره جانم نيست
و نيستي در دهان گل اندود شماست

اعظم عامل نيك


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حتي اگر تلويزيون خاموش باشد...

* خسته از سر كار برمي گردم، نان تازه مي خرم و به سمت خانه مي روم، خيابانها خلوتند، تك و توك عابري كه در راه مي بينم تند تند قدم برمي دارند، از تاكسيهاي دم گرفته پياده شده اند، بليت اتوبوس را حساب كرده اند و... آخر در اين هواي گرم هركسي مي خواهد زودتر به خانه اش برسد.
سفره را پهن مي كنم. هر چيزي سر جاي خودش است، ليوانها برق مي زنند، بوي غذاي گرم توي اتاقها پيچيده و باد خنكي كه از دريچه كولر بيرون مي زند خانه را به بهترين جاي ممكن تبديل كرده است. در مي زند. با روي خوش به استقبالش مي روم: «بذار از راه برسي بعد اون تلويزيون لعنتي رو روشن كن!»
** چند لحظه بعد تصوير تو را نشان مي دهند. تو يكي از همين زنهايي هستي كه اخبار هر روز همين موقع نشان مي دهد. يك زن جوان لبناني با قامت بلند اما تكيده! شال عربي زيبا، اما غبارگرفته! يك زن لبناني گريان كه دستهايش را به سمت آسمان بلند كرده و فريادهاي دلخراش مي كشد...
گفتم: «تلويزيونو خاموش كن!» سرش را تكان گفتم « تلويزيونو خاموش كن!» سرش را تكان مي دهد و مي گويد خيلي خودخواهي!
مي گويم: بفرمايين ناهارتون سرد نشه!
تو هنوز دستهايت رو به آسمان است و فرياد مي زني. حرفهايت را زيرنويس كرده اند از هرچند تا جمله ات يكي را مي توانم كامل بخوانم. چشمهايم تار شده اند و بغضم مي تركد.
با تعجب نگاهم مي كند. سفره هنوز پهن است، اما غذا ديگر گرم نيست. نه! من خودخواه نيستم... من فقط طاقت ديدن اشكهاي تو را ندارم. ديگر طاقتش را ندارم. تو از كشته شدن همسرت مي گويي، از خراب شدن خانه ات، از كشتار هر روزه هموطنانت. از لبنان، از خون، باز هم از جنگ، جنگ، جنگ، جنگ و... جنگي كه تمامي ندارد و هر روز در كشور مظلوم ديگري آغاز مي شود، اما آغازكننده هايش سالهاست يكي هستند.
نه! من خودخواه نيستم! جنگ چه در سرزمين تو چه در سرزمين من. تصوير مي لرزد، مردها مي دوند و جنازه هاي تكه تكه دختربچه ها و پسربچه ها را از ساختمانهاي منهدم شده بيرون مي آورند. تو هنوز دستهايت رو به آسمان است. نمي خواهم تلويزيون را خاموش كنم كه تو را نبينم. اين روزها حرف مردم تو، حرف فلسطين، حرف لبنان همه جا هست. روزنامه ها از شما مي نويسند، راديوي اتوبوسها و تاكسيها اول صبح از شما مي گويند.
بعضيها دعا مي كنند. بعضيها كمك مي كنند و بعضيها درست مثل همان روزها كه عراقيها خرمشهر را گرفته بودند، در تجارتخانه هايشان هراسان حساب و كتاب مي كنند و مي ترسند!
آخر همه دنيا شنيده اند كه خانم رايس و همدستانش طرح خاورميانه جديدي را در نقاشيهاي سياهشان كشيده اند!
*** من اينجا روبه روي ضريح امام رضا(ع) ايستاده ام. مي شود دوباره در تصويرهاي پراكنده تلويزيون تو لبخند بزني؟ صداي بوق بوق ماشينها را بشنوم؟ پرچمها در باد برقصندو بچه ها بازي كنند، بي هراس و شادمان؟ آمده ام همه سيبهاي سرخ جهان را نذر كنم. تا آزادي ريشه هاي درختان سرزمينت را دوباره ببيني. تا عطر سيبهاي لبناني در خنده هايت ماندگار باشد.
من خودخواه نيستم؛ حتي اگر تلويزيون هم خاموش باشد، لحظه اي فراموش نمي كنم، تو هفته هاست خانه اي نداري كه دري داشته باشد. همسري نداري كه به خانه برگردد و تو با خوش رويي به استقبالش بروي، فراموش نمي كنم تو هفته هاست، سفره اي پهن نكرده اي در خانه اي كه سقف ندارد. فراموش نمي كنم ضجه هايت را و دستهايت را كه هنوز رو به آسمان بلند است.
عاطفه رنگ آميز طوسي


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دعاي جديدي كه به آخر نمازهايمان اضافه شده است

آن امام عشق چه زيبا فرمود كه جغرافياي كربلا تمام كره خاكي است و دوران عاشورايش تك تك لحظات حيات بشر. ولي گاه چقدراين زمان و مكان عيني تر مي شود، زماني شلمچه بود و اروند و خليج فارس؛ و حالا تكرار. تكراري تلخ در قانا وغزه و سواحل زيباي بيروت. آه، اي نصرت وعده داده شده، اي عدالت مجسم! هر لحظه كه بر عمر اين دنيا مي گذرد جاي خالي تو را بيشتر احساس مي كنيم.
آقاجان! سيد حسن، اين رهبر رشيد عربي تنهاست. جوانان حزب ا... در مقابل يك دنيا حزب شيطان هر صبح به اميد طلوع نور وجود تو جانب كعبه را مي نگرند. چه بر سر انسانيت آمده است، نمي دانم؟ چيست كه اين چنين وجدانها را به اغما برده است؟ اين روزها بيشتر ازهر زمان ديگر منتظر خبري از لبنان و فلسطين هستيم و يك دعاي جديد به زمزمه هاي آخر نمازهايمان اضافه شده است، ولي دل جوانان آزاده دنيا به اين چيزها آرام نمي گيرد. بارها آرزو كرده ايم كه اي كاش در كنارشان بوديم. سلاح نباشد، سنگ كه هست و اگر دشمن آنقدر بزدل باشد كه گلوله هايش را از هوا بر سر مردمان بي گناه بريزد، لااقل آغوشي براي دلهاي داغ ديده پدران ومادران كه داريم. افسوس كه ما را از ماندن گريزي نيست، ولي بعد مسافت نبايد ما را به انفعال بكشاند. بايد كاري كرد، حتماً كاري از دستمان برمي آيد. بياييد كمي فكر كنيم!!
ض. حسيني


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جادوي اعداد

150 ميليون دلار
محمدابراهيم ياوري كه مديرعامل سازمان مشاركتهاي مردمي شهرداري تهران است، در نخستين همايش نامگذاري طرح مشاركت خارجي شهرداري تهران، از سرمايه گذاري 150 ميليون دلاري يك شركت مالزيايي براي ساخت مجتمع فرهنگي- رفاهي اكباتان در غرب تهران- كه گفته مي شود بزرگترين مجتمع فرهنگي، رفاهي پايتخت مي باشد- خبر داد. وي احداث بوستاني به مساحت 15 هكتار شامل محل بازي كودكان و نوجوانان، زمينهاي ورزشي، مسجد، تالار و رستوران، فرهنگسرا، پمپ بنزين، سالن سينما، سالنهاي ورزشي، پاركينگ در سه طبقه و فروشگاه زنجيره اي شهروند را از مشخصات اين پروژه عنوان كرد.

3 تا 6 ماه توقيف
مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان اصفهان با صدور اطلاعيه اي اعلام كرده است كه راكبان موتورسيكلتها با بي توجهي به فرهنگ ترافيك و عدم اجراي قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي موجب خدشه دار شدن نظم اجتماعي و ترافيك شده اند. در ادامه اين اطلاعيه از راكبان موتورسيكلتها خواسته شده به مقررات راهنمايي و رانندگي احترام بگذارند، در غير اين صورت وسايل نقليه آنان به مدت 3 تا 6 ماه توقيف خواهد شد.
استفاده از كلاه ايمني، عبور نكردن از معابر ممنوع از جمله پياده روها و انجام ندادن حركات نمايشي در خيابانها از شروط نيروي انتظامي براي برخورد نكردن با موتورسواران است.

50 مصوبه
رئيس جمهور در پايان سفر استاني خود به خراسان شمالي از 50 مصوبه دولت در زمينه هاي مختلف فرهنگي، بهداشتي، حمل و نقل، آموزش عالي و صنعت و تربيت بدني در اين استان خبر داد و اظهار داشت: سفرهاي استاني ابتكار جديدي است كه دولت را به اعماق مي برد تا مشكلات را لمس كند.
وي با اشاره به نتايج اين سفر افزود: اين استان اگر چه تازه تأسيس است، اما به لحاظ تمدني بسيار ديرپاست و مهد پرورش انسانهاي بزرگ بوده است.
رئيس جمهور در ادامه گفته است: 95 درصد كار، پيگيري اين مصوبات است كه بايد در زمان مطلوب اجرا شود.

31 جلسه
مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي معتقد است قانون رقابت يكي از قوانين كليدي و پيش نياز اصلاحات اقتصادي براي رسيدن به هدف كارآيي در اقتصاد است. اين مركز در 31 جلسه كارشناسي با حضور برخي از نمايندگان مجلس، مسؤولان اجرايي، استادان دانشگاهها، اقتصاددانان و كارشناسان ،لايحه مقررات تسهيل كننده رقابت و ضوابط مربوط به كنترل و جلوگيري از شكل گيري انحصارات را بررسي كرد.

حجت حسني سعادت


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر روز يك گناه تازه كه به اسم جواني تمام مي شود

*بگو !از هر چه كه دلتنگ ات كرده، كسي هست كه مي شنود، از گناهانت نترس !خجالت ندارد! وقتي كه مي آفريدت مي دانست كه جفاكاري. فرشته هايش هم مي دانستند. مي گفتند: اين چه خليفه الهي است كه روي زمين فساد و خونريزي مي كند؟ ولي او مي دانست كه چيز ديگري هم در تو هست كه فرشته ها حتي به ذهنشان هم خطور نمي كند. لب بگشا! با تمام وجودت صدايش بزن! اگر جوابي نيامد، آن وقت ناسپاسي كن.
** مي سوزم. وجودم شعله مي كشد. بوي عجيبي از تنم برخاسته. چه بوي بدي! من چه كرده ام كه چنين متعفن گشته ام؟ من فراموشكارم، انسانم، نادانم، خدايا اسمش را چه بگذارم؟ جواني مي كنم. هر روز يك گناه تازه از من سر مي زند و به اسم جواني تمامش مي كنم. نمي دانم تقصير كيست، من يا جواني؟ شايد تقصير آنهاست كه كنارشان بودم، كنارشان نشستم، برخاستم، حتي همراهشان نماز خواندم. ولي آيا تو را ستايش مي كردم؟!
از گناهكار بودن شرمنده ام، مي خواهم صدايت را بشنوم. روزهاست كه گوش جانم را به شنيدن چيزهايي عادت داده ام كه وقتي فكر مي كنم مي بينم ارزشش را نداشته. مي ترسم از روزي كه شيطان وجودم را بپرستم. مي ترسم از نمازهاي واجبي كه به تكرار بر قامتم نشست. از خودم مي ترسم. هنوز عاشق تو نيستم. پاگير لطفت هستم، ولي عاشق نه! مي دانم اگر عاشق تو بودم، خيلي چيزها برايم بي معني بود. خداي من تا كي براي خطاهاي بي شمارم از تو بخشش بخواهم. مرا بسوزان و خاكسترم را به باد بسپار تا دوباره به خاك بنشينم و تو با دستهاي مهرت گل وجودم را از نو بساز. اما اين بار روي سردر قلبم بنويس: ورود غير خدا ممنوع! ممنوع!
***
نمي دانم ديشب بر تو چه گذشته، ولي هنوز هم عطر لطيفي از سجاده مادر كه پنهاني برداشته بودي تا رويش نماز شب بخواني مشامم را مي نوازد. سجاده سپيدي كه ديشب با اشكهاي تو سيراب شد.
مي گفتند نماز شب و تو مي خنديدي كه اي بابا، نمازهاي واجبمان را چطور مي خوانيم؟ كي حوصله دارد نصف شب خسته و كوفته براي نماز مستحبي بيدار شود؟ از كنار اين كلمه مي گذشتي ولي شرمنده نمازهاي واجبي بودي كه از روي عادت مي خواندي. اما ديشب چقدر دلت تنگ بود. دلتنگ تمام آن حرفهايي كه زدي و به آن اعتقاد نداشتي. مهرباني با نماز شبت سخن گفت. وقتي همه غرق خواب و آرزوهاي روزمره بودند، تو از نردباني بالا رفتي. دستي دستان تو را گرفت و لحظه تازه اي از زندگي را نفس كشيدي. تولدت مبارك!
راستي شنيده ام كسي كه نماز شب مي خواند نوري عجيب به چهره اش مي دود. آيينه اي بردار، ببين باز هم همان آدم هميشه اي؟ از خدا چه خواسته اي كه آن هنگام شب با نجواي فرشتگانش تو را به ميهماني خود دعوت كرد؟ به من هم بگو! سخت دلتنگم!
رقيه دولاب نيا


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پژوهشي در مورد آثار جنگ بر جوانان ؛چرا حزب ا... مقاومت كرد

پژوهشگران غربي نشان داده اند در سربازاني كه مدت زيادي را در ميدانهاي جنگ بوده اند، خطر ابتلا به حمله هاي قلبي و سكته خيلي بيشتر از ديگر افراد است. خطر ابتلا به حمله قلبي در سربازان حاضر در ميدانهاي جنگ 10 درصد بيش از بقيه افراد است. در مطالعات مشخص شده است 60 درصد سربازان جنگ جهاني دوم «كره و ويتنام» به افرادي الكلي و سيگاري تبديل شده اند كه از اين 60 درصد، تعداد زيادي در اثر حمله هاي قلبي جان خود را از دست داده اند. آن دسته از افرادي كه در جنگ حضور داشته اند، به اختلالات استرس پس از سانحه (PTSD) مبتلا شده اند كه اين اختلالات با بيماري قلبي ارتباط نزديكي دارد PTSD يك شرايط رواني است كه وقتي زندگي افراد در اثر حوادثي مثل جنگ، مصيبتهاي طبيعي و تصادفات شديد در معرض خطر قرار مي گيرند به وجود مي آيد افرادي كه دچار اين بيماري مي شوند، اغلب دچار كابوسهاي شبانه شده و مرتباً صحنه هاي جنگ و حوادث ناگوار آن را به خاطر مي آورند.
نتايج تحقيقات نشان مي  دهد 20 درصد نيروهاي نظامي جنگ ويتنام در سازگاري زندگي با اشكال مواجهند و از احساس بيزاري مورد سوء استفاده قرار گرفتن و عصبانيت رنج مي برند. ميزان خودكشي نيز در آنها بيشتر از جمعيت عمومي است. همچنين درصد گرايش نيروهاي نظامي به استعمال سيگار 20 درصد بيش از سايران گزارش شده است. به علاوه تحقيقات نشان داده است كه ميزان بروز بيماريهاي استرس پس از جنگ PTSD مانند افسردگي نيز با مدت زماني كه فرد در جنگ حضور دارد رابطه مستقيم دارد. افسردگي ، كاهش  خلق  و احساس  پوچي  و بي  ارزشي  از ديگر آثار كاهش  روحيه  در خطوط مقدم  جبهه  محسوب  مي  شوند اما همچنين تحقيقات نشان داده است كه اين آثار در همه افراد به طور يكسان مشاهده نمي شود، عوامل متعددي وجود دارند كه مي توانند اين آثار را كاهش داده و يا از بين ببرند. اما اين عوامل چه هستند؟
تولستوي ، خالق  شاهكار جنگ  و صلح ، از عاملي  به  نام  عامل  ايكس نام  برده  است  كه  موجب  مي  شود ارتشي  با نفرات  و تجهيزات  كمتر بر ارتشي  با نفرات  بيشتر و تجهيزات  مدرنتر غلبه  كند. او  نتوانست  نام  خاصي  براي  آن  بيابد. پس  از آن  برخي از نويسندگان نشان  دادند، عاملي  كه  تولستوي  از آن  تحت  عنوان  عامل  ايكس  نام  برده  است ، همان  روحيه  است  كه  نقش  پر اهميتي  در پاسداري يك  ارتش  در برابر دشمنانش  دارد.
روحيه  «آمادگي  كامل ، قاطعانه  و فداكارانه  افراد براي  انجام  مأموريتهاي  سخت  و دشوار نظامي »  است، مجموعه  نيروهاي  رواني  درون  يك  گروه  كه  اعضاي  آن ، گروه  را براي  رزم  سرسختانه برمي  انگيزد. زماني  مي  توان  اعضاي  يك  گروه  را با روحيه  تلقي  كرد كه  آنان  بدون  ترس  از مجازات ، خود را براي  رويارويي  با مرگ  (يا شهادت) مهيا سازند.
آيا عاملي كه باعث شده جوانان حزب ا... با امكانات و نفرات اندك، ارتش اسراييل را كه از نظر امكانات و تجهيزات چهارمين ارتش دنيا محسوب مي شود و از حمايت جهاني نيز برخوردار است، زمينگير كنند، وجود همين روحيه است؟
پژوهشها نشان داده اند، اين كه سربازان روحيه داشته باشند يا نه، بستگي به عوامل متعددي دارد. آنها سؤالاتي از خود مي پرسند:
آيا اين  جنگ  واقعاً مشروع  است ؟ آيا اهداف  و مقاصدي  كه  به  خاطر آنها مي  جنگيم ، ارزش  آن  را دارند كه  جانمان  را به  خاطر آنها به  خطر اندازيم ؟ آيا رهبران  ما، ما را وجه  المصالحه  خود قرار نداده  اند؟ آيا پيروزي  در اين  جنگ  به  معناي  بهبود شرايط زندگي  ما خواهد بود؟
آشكار است  كه  نوع  پاسخي  كه  آنها به هر يك  از اين  سؤالات   مي  دهند، بر كيفيت  روحيه  آنان  تأثير مي  گذارد. به علاوه تمام  پژوهشها، بررسيها و گزارشهاي  تهيه  شده  پيرامون  نظاميان  نشان  داده  است  كه  به  هنگام  رو به  رو شدن  با خطر در جبهه  نبرد، اعتقاد به  خدا و باور به  يك  مبدأ متعالي،  نقش  بسيار مهمي  در حفظ روحيه  آنان  دارد؛ چون  نظامياني  كه  به  خدا اعتقاد دارند، معتقدند كه  او، آنان  را به  هنگام  خطر ياري  مي  كند و بلايا را از آنان  دور مي سازد و اگر اعتقاد داشته باشند كه در راه او مي جنگند و خلوص نيت داشته باشند، اين اثر چندين برابر شده و حتي شهادت آرزوي آنان مي شود.»
حدس زدن پاسخ جوانان حزب ا... و سربازان شستشوي مغزي داده شده اسراييلي در طي ساليان دراز به اين سؤالات كار چندان مشكلي نيست. همين پاسخهاست كه دلايل دفاع جانانه جوانان لبناني و شكستهاي اسراييل و در مواردي كه در اخبار شنيده ايم، تمرد سربازان اسراييلي را در پي داشته است.
زينب ربيع زاده


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar