---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- جهان عرب؛ اصلاح طلبان چگونه منزوي شدند؟
منبع: نيويورك تايمز سرويس ترجمه - اصلاح طلبان ميانه رو جهان عرب مي گويند؛ حمايت آمريكا از اسراييل در جنگ عليه حزب ا... نه تنها آنها را در موضع انفعال قرار داده، بلكه بيش از پيش در ميان مردم و احزاب و گروههاي اسلامي به شدت منزوي كرده است.
بسياري از كشورهايي كه ايالات متحده مي خواهد آنها را به توسعه و پيشرفت دموكراسي از بحرين تا كازابلانكاي مراكش تشويق كند، اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه در دام سياستي افتاده اند كه بيشتر به ابزاري براي انهدام حكومتهاي خود تبديل شده اند. آنان اغلب يا منزوي شده اند و يا تحت الشعاع سياستهاي غيرصادقانه آمريكا شعارهاي اصلاح طلبانه شان رنگ باخته است. علي عبدالامام، مهندس رايانه كه پركاربرترين وب سايت را در بحرين راه اندازي كرده، مي گويد: واقعاً ما از اين خاورميانه جديد مي ترسيم. او با اشاره به مواضع چندي پيش كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا، كه گفته بود شرايط لبنان، تداعي كننده تولد خاورميانه جديد مي باشد، تأكيد كرد: آمريكاييها و سران عرب كوچكترين صحبتي درباره مردم نمي كنند و تنها هدف آنان دادن قدرت بيشتر به نظاميهايي است كه قبلاً خود آن ها را بر سركار آورده اند.
فوزيه البكر، كه تغييرات آموزشي و حقوق زنان را در عربستان سعودي، توسعه بخشيده است، در برپايي تظاهرات اعتراض آميز زنان عليه حملات اسراييل مشاركت وسيعي داشته است. او مي گويد، هيچ كس در عربستان به اصلاحات نمي انديشد. ما درباره تمامي آن چه صحبت مي كنيم فقط جنگ است و اينكه چگونه مي توانيم كاري در اين باره انجام دهيم. هيچ شكي و سؤالي در اين باره كه آمريكا به دليل اين جنگ و حمايت از اسراييل، اخلاقاً شكست خورده وجود ندارد. زيرا اگر شما مردم و فرهنگ ايالات متحده را بشناسيد، جايي براي دفاع از آن وجود ندارد. اگر به اظهارات رايس در خصوص لبنان و خاورميانه جديد توجه كنيد، متوجه اين موضوع خواهيد شد. اسراييل به لبنان حمله و آن را ويران كرد، در حالي كه دولت منتخب فؤاد سينيوره نخست وزير لبنان سال گذشته در يك رأي گيري و از طريق دموكراسي به قدرت رسيد، لذا دروغهاي آمريكا در دفاع از دموكراسي و حكومتهاي دموكراتيك خود را يكي پس از ديگري نشان مي دهد. عراق نيز از ديگر نمونه هاي دروغ آشكار و شعارهاي توخالي ايالات متحده در قبال دفاع از حكومتهاي دموكراتيك مردمي است. مردم عراق پس از سرنگوني صدام، با شركت در انتخابات گوناگون سرانجام دولت مستقل و منتخب خود را با نخست وزيري جواد المالكي و رياست جمهوري جلال طالباني و مجلس قانونگذاري عراق را تشكيل دادند. اما دخالتهاي ايالات متحده همچنان مشكل ساز شده است. در بحرين، مهندس عبدالامام نگران است كه با پيشنهاد قانون جديد ضد تروريسم، بحث بسته شدن وب سايت وي نيز مطرح شود. حتي احتمال تعطيلي كامل آن نيز وجود دارد، زيرا در ميان ديگر مسايل، قانون هرگونه حمله به قانون اساسي را منع كرده است. اخيراً دولت بحرين دسترسي به سايت گوگل زميني را قطع كرده است، زيرا بسياري از شهروندان به اطلاعات بسياري درباره خاندان سلطنتي دست مي يابند.
در اين ميان، اصلاح طلبان مي گويند: اعضاي سازمانهاي سياسي اسلامي به رفتار و اعمال آمريكا، به عنوان كانون بحران در خاورميانه كه از واشنگتن سرچشمه مي گيرد، نگاه مي كنند. آمريكاييها مي خواهند مقاومت اسلامي و جنبشهاي مخالف را از سر راه بردارند، اما اين موضوع در واقع به رشد و پويايي و تقويت بيشتر پايگاه مردمي آنها كمك مي كند. صبحي صالح 53 ساله و يك وكيل و حقوقدان قديمي در اخوان المسلمين مي باشد. او در انتخابات پاييز گذشته همراه با ساير دوستان همفكر خود بيش از 20 كرسي را در پارلمان مصر تصاحب كردند. او مي گويد: عملكرد آمريكاييها بيشتر باعث اقبال مردم و رويكرد آنها به اسلامگرايان شده است. لذا، هر كسي كه از آمريكا متنفر است، به اسلامگرايان اميد بيشتري مي بندد. تمامي تصاوير شفاف تلويزيونها، نشان از حضور تمامي آنها در همه جا دارد و از خوش شانسي آن ها، مي توان حمايتها و حضور همه جانبه شان را در لبنان، بغداد و غزه مشاهده كرد. به طور معمول در كمتر از يك دقيقه مي توان مشاهده كرد كه كدام شهر عربي در حال سوختن و آتش گرفتن است. ماهواره هاي سراسري شبكه ها و كانالهاي خبري چون «الجزيره» به طور مكرر از دخالتهاي آمريكا و سرازيرشدن سلاحهاي آمريكايي به منطقه خبر مي دهند. تا قبل از سال 2003، سخت ترين گام براي جنبشهاي اسلامگرايانه، بحث تبليغات بود. محمد صالح، يك متخصص امور جنبشهاي افراطي اسلامي كه در روزنامه الحيات قاهره مطلب مي نويسد و به ترويج «پان عربيسم» مي پردازد، مي گويد: مدت زماني نيست كه تمام تلاشهاي سران ميانه روي عرب براي برقراري رابطه با اسراييل طي 30 سال گذشته، تنها با تواناييهاي فوق تصور حزب ا... در مقابله با اسراييل، خنثي شد. «سمير القده» يك مهندس راه و ساختمان اردني مي گويد: آمريكا در خاورميانه تنها منافع خود را در وجود اسراييل جستجو مي كند نه ساير كشورهاي عرب منطقه و نه اينكه براي آن چه هزينه اي پرداخته شود. آن هايي كه در مصر خواستار اصلاحات دموكراتيك هستند كشف كرده اند تا زماني كه منافع اسراييل در تضاد با اصلاحات سياسي در خاورميانه باشد، ايالات متحده به طرفداري و حمايت از منافع اسراييل مي پردازد. ابراهيم عيسي، سردبير هفته نامه الدستور كه به دليل اهانت به مبارك رئيس جمهور مصر مدتي را در زندان به سر برده، مي گويد: اصلاحات در مصر و ساير كشورهاي خاورميانه تا زماني كه سرزمينهاي عرب در اشغال اسراييل است، نه تنها غيرممكن، بلكه هرگز نمي تواند رشد اسلامگرايي ضد آمريكايي را به خوبي رصد كند. به طوري كه حتي كشتار كودكان و زنان بيگناه، آن چنان جوي را عليه آمريكا و اصلاحات دموكراتيك مورد نظر آنها برانگيخت كه همگان آنها را به شدت مورد انتقاد قرار مي دهند. عمر اميرعلي، يك مستندساز سوري مي گويد: طغيانهاي دروني، كشورهاي منطقه را عليه آمريكا و حكومتهاي عرب منطقه به نقطه انفجار رسانده است و بوش تنها براي سركوب حركتهاي اسلامگرايان به سوي اصلاحات تشريفاتي در خاورميانه روي آورده است. وي مي گويد: ملك عبدا... پادشاه اردن، از يك سو حزب ا... را به خاطر رشادتهايش در مقابله با اسراييل مورد انتقاد قرار مي دهد و از سوي ديگر در مصاحبه با «بي.بي.سي» ايالات متحده را به دليل نداشتن راهكار مشخص براي خاورميانه جديد سرزنش مي كند. او در ادامه گفته است، زمان زيادي طول نمي كشد كه خاورميانه نامي بر روي نقشه سياسي نخواهد ديد، زيرا ابرهاي سياه از سومالي تا لبنان در حال جمع شدن هستند، او منظور خود را اين گونه ابراز مي دارد: ظهور اسلامگرايي غير طالباني و غير القاعده اي، نه تنها مردم منطقه و جهان را نسبت به شيعيان علاقه مند مي كند بلكه آن ها را محبوب تر و شخص سيدحسن نصرا... را تا مرز يك منجي جهان عرب و اسلام در دنيا مطرح مي سازد. وي مي گويد: اكنون فضاي باز سياسي اصلاح طلبان جهان عرب را منزوي كرده است، زيرا الگوي مردم، نصرا... و حزب ا... شده است. لذا، هيچ «اتاقي» براي ميانه روهاي عرب وجود ندارد. اصلاح طلبان مي گويند ما خود ناچار شده ايم تا با ملتهاي عرب همصدا شويم و نسبت به حملات وحشيانه اسراييل اعلام موضع و ابراز انزجار كنيم، چرا كه ملتهاي عرب از ما مي خواهند قبل از هر چيز، بايد موضع خود را نسبت به آمريكا و حمايت از جنايتهاي اسراييل شفاف سازيم. زيرا اگر غير از اين رفتار كنيم مردم ما را مورد هجوم قرار مي دهند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مك گارون، جنبش ضد جنگ و انتخابات آمريكا ؛ ما بازنده هستيم
منبع: نيوزويك سرويس ترجمه :«جورج مك گاورن» به دليل مخالفتهايي كه با جنگ آمريكا در عراق و افغانستان و حتي ويتنام از خود نشان داده، به دنبال تشكيل جنبش ضد جنگ در آستانه برگزاري انتخابات مياندوره اي آمريكا مي باشد.
«مك گاورن» بيش از 30 سال است كه همچنان به مخالفتهاي خود با جنگ مي پردازد و در اين رهگذر فعاليتهاي وسيعي را سازماندهي كرده و با برپايي راهپيماييهاي اعتراض آميز سراسري و حتي جهاني، به عنوان نامزد جناح چپ وارد عرصه انتخابات شده است. مك گاورن 84 ساله، سناتور سابق از داكوتاي جنوبي كه در جنگ جهاني دوم خلبان بمب افكن بود، از شهر مونتانا براي سناي آمريكا از سوي دموكراتها نامزد انتخابات شده است. گفتني است، دو هفته پيش جوزف ليبرمن دموكرات طرفدار جنگ در نظرخواهي هاي انجام شده از رقيب ضد جنگ خود شكست خورد. گاورن، طي مصاحبه اي با نيوزويك درباره اوضاع داخلي آمريكا پاسخ گفته است كه در ذيل مي خوانيد.
ئ از اينكه اسم شما پس از ندلامونت كه جوزف ليبرمن را شكست داد، از سوي انتخابات اوليه دموكراتها در كانكتي كات اعلام شده چه احساسي داريد؟ ئئ احساس خوبي دارم. من صحبت بسياري دارم و به دليل ابراز مواضع ضد جنگ خود در سراسر آمريكا مشهور مي باشم. من با اين مواضع در هر جايي كه حضور يافته ام با استقبال روبرو شده ام. زيرا جنگ، موضوع درجه اول كشور است و مسايل ديگر فرعي هستند. مردم احساس مي كنند، بوش آنها را فريب داده است .مردم مي گويند، دولت بوش با آنها صادق نبوده و ارزش و اعتبار آنها و جايگاه ايالات متحده در دنيا خدشه دار شده است و اين جنگ را يك جنگ احمقانه مي نامند كه كمترين تلاشي براي توقف و يا جبران خسارتهاي مادي و معنوي آن هرگز انجام نشده است. مردم مي گويند جنگ عراق و افغانستان، تشابه بسياري با شرايط جنگ ويتنام دارد كه به من كمك كرد تا بتوانم از ميان 17 نامزد سنا، به پيروزي برسم. * هفده نامزد؟ ئئ بله !17نامزد. برخي از آنها از دور خارج شدند و بقيه نيز شكست را پذيرا شدند.
ئ درباره مواضع «ندلامونت» پيرامون مخالفت با جنگ عراق چه نظري داري؟ ئئ گمان مي كنم ما بازنده كامل جنگ در عراق هستيم و تمام تلاشمان را در عراق بر باد داده ايم. بوش بسيار احمقانه با اين مسأله برخورد مي كند .در عين حال، معتقدم كه دولت و پنتاگون، كنترل خود را بر روي عراق از دست داده اند .من ندلامونت را شخصاً نمي شناسم، اما گمان مي كنم او مواضع درستي عليه جنگ گرفته است. البته درباره من و ساير نامزدها مي گويند تنها با يك موضوع ضد جنگ نمي توانيم پيروز شويم و حقايقي در آن وجود دارد. من نمي توانم فقط به خودم به عنوان نامزد تك سوژه اي فكر كنم .اما معتقدم تك سوژه اي از بي سوژه اي بهتر است .زيرا همين امر نيز يكي از مشكلات دموكراتها مي باشد .كساني كه با برخي ديدگاههاي استثنايي بيش از اندازه پير و فرتوت به نظر مي رسند و حتي قدرت ايستادن روي پا را ندارند لذا، احتمالاً پيروزي ندلامونت كمي به آنها انرژي دهد.
ئ جمهوريخواهان مي گويند، پيروزي ندلامونت به معناي اين است كه دموكراتها با اينكه ضد جنگ هستند، اما در خصوص امنيت ملي ضعيف مي باشند. ئئ آنها طي 50 سال همين شعارها را داده اند از جمله اينكه مي گويند دموكراتها كمونيسم نرم هستند .اكنون مي گويند دموكراتها در خصوص تروريسم چندان سخت و محكم نيستند و اين بحثها همچنان يكسويه شده است .از زماني كه ما وارد عراق شده ايم تروريستهاي شورشي قويتر و ما ضعيفتر شده ايم و نيز جايگاه ما در دنيا كاملاً سقوط كرده است .من مي گويم، ما هرگز در هيچ زماني بدتر از زمان جنگلهاي ويتنام منزوي نبوده ايم .اكنون بايد به آن، بيابانهاي خاورميانه را اضافه كرد. مردم آمريكا مي گويند، هر فكري كه ما را از بن بست كنوني نجات دهد و شرايط براي تغيير بحران كنوني آماده شود از آن استقبال مي كنند .موضوع مالياتها نيز امر بسيار ناخوشايندي است كه مردم جز برخورد صادقانه، انتظار و توقعي ندارند. نيكسون عادت داشت بگويد، مردم آمريكا از روي اعتقاد و ايمان رأي نمي دهند، بلكه رأي آنها از روي ترس است .براي 50 سال جمهوريخواهان با ترساندن مردم از خطر كمونيسم، دموكراتها و ليبرالها را كتك زدند و شكست دادند و هرگونه نارضايتي را سركوب كردند .لذا اميدواريم، براي 50 سال آينده مسأله اي به نام تروريسم را بر جان و مال مردم تحميل نكنند. * در خصوص نتيجه اوليه چه احساسي داري؟ ** من به اين پيروزي در كانكتي كات اميدوارم .تعجب هم نمي كنم اگر لامونت حتي در دور نهايي در نوامبر برنده شود .حتي اگر ليبرمن نيز به عنوان نامزد مستقل به فعاليت خودش ادامه دهد .من در مونتانا هستم، كه مكان خوبي براي جمهوريخواهان است و با آنها مناظره مي كنم .بويژه اينكه همه چيز را در كنترل خود دارند .از كاخ سفيد گرفته تا كنگره كه نمي توان آن را ناديده گرفت. * درباره حفظ موقعيت هيلاري كلينتون چه نظري داري؟ ** نمي توانم هرگز فراموش كنم كه چگونه هيلاري و بيل كلينتون در 1972 به تگزاس آمدند و به رقابت با من پرداختند .من تا آخرين داشته هاي شخصيتي خودم براي هيلاري هزينه كردم .اما دوست دارم او را جدي تر ببينم .وي در حال تقويت موقعيت خود در ميان ثروتمندان نيويورك است .مايلم هيلاري را به عنوان يك دموكرات با افتخار با غروري ببينم كه از ليبراليسم فاصله نگيرد .زيرا براي شجاع بودن بايد در اين شرايط هزينه سنگيني پرداخت كرد. * نظرت درباره اين شعار حزب جمهوريخواه كه چپ، حزب دموكرات را به گروگان گرفته چيست؟ ** گمان نمي كنم چنين اتفاقي رخ دهد .من افتخار مي كنم كه يك ليبرال هستم .هرگز به خودم فكر نكردم كه به عنوان يك چپي مطرح بشوم و اينكه چه كار بكنم كه در داكوتا پيروز شوم .هرگز احساس نكردم كه يك چشم خيره چپ باشم، من تعداد كمي از مردم را در حمايت خود داشتم، اما همانها نيز هميشه حاضر بودند .حزب جمهوريخواه حزب بزرگي بود، اما الان نيست زيرا اكنون توسط لابي هاي صهيونيست به گروگان گرفته شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شيمون پرز در مصاحبه با نيوزويك: در جنگ با حزب ا... شكست خورديم
سرويس ترجمه - شيمون پرز، معاون فعلي نخست وزير رژيم صهيونيستي كه از عوامل اصلي حمله به قانا در سال 1995 به شمار مي رود و به عنوان نخست وزير و جانشين اسحاق رابين معدوم با عمليات خوشه هاي خشم، جنايتهايي را در آن زمان مرتكب گرديد؛ در گفتگويي با نيوزويك به سؤالات اين نشريه به اين شرح پاسخ گفته است، با اين توضيح كه مصاحبه قبل از برقراري آتش بس انجام شده است.
ئ آيا اين مسأله صحت دارد كه شما تنها فرد در كابينه اسراييل بوديد كه انتقادها و ايرادهايي عليه عمليات ارتش در لبنان داشتيد؟ ئئ پس از دو هفته، من همه چيز را فراموش كردم. ما در جنگ هستيم و بايد وحدت داشته باشيم. ئ آيا عمليات نظامي طبق برنامه پيش رفته و يا گسترش يافته است؟ ئئ ما از نيروهاي زميني بيشتري استفاده مي كنيم تا بمباران هوايي را كاهش دهيم!!
ئ آيا از قدرت مافوق تصور و انگيزه بسيار بالاي حزب ا... تعجب نكرديد؟ ئئ از قدرت عملياتي آنها در اجراي كمينها و كشتار زياد اسراييليها توسط آنها بيشتر شگفت زده شديم تا قدرت نظامي آنها. هيچ كس نمي داند كه چرا آنها اين همه موشك را به سوي ما پرتاب مي كنند. ما از وجود موشكها اطلاع داشتيم، اما از استفاده آنها هرگز خبري نداشتيم و اين مسأله بود كه ما را متعجب ساخت.
ئ آيا ايران در اين ماجرا دست دارد؟ ئئ آنها در پس اين ماجرا قرار دارند. خاوير سولانا در 11 جولاي از تهران ديدار كرد و با پاسخ منفي آنها در خصوص توقف چرخه سوخت هسته اي مواجه شد. پس از آن جنگ حزب ا... با اسراييل در 12 جولاي آغاز گرديد.
ئ با گذشت بيش از يك ماه از جنگ و صدور قطعنامه جديد شوراي امنيت اسراييل چه بايد بكند؟ ئئ بزرگترين كار اسراييل، انجام خواست مردم است. زيرا ما هرگز تجربه تحمل شبانه اصابت 100 تا 150 موشك بر روي سقف خانه هايمان را نداريم. به طوري كه بيش از يك ميليون نفر در پناهگاهها زندگي مي كنند و در اين مدت به مسايل رواني مبتلا شده اند و اين كاملاً به معناي در هم ريخته شدن وحدت و تحميل جبري شرايط بر آنهاست. از سوي ديگر ما نمي توانيم در مقابل حزب ا... به پيروزي نظامي دست يابيم.
ئ آيا فكر مي كنيد كه اسراييل وابستگي شديدي به قدرت هوايي در اجراي عمليات عليه لبنان دارد؟ ئئ ما از قدرت هوايي و زميني براي دلايل گوناگون استفاده مي كنيم. ما از قدرت هوايي براي بمباران مراكز حزب ا... استفاده مي كنيم. اكنون به حملات زميني متوسل شديم زيرا سلاحها را در خانه هاي شخصي و روستاها پنهان كرده اند.
ئ به دنبال چه دستاوردي هستيد؟ ئئ به دنبال تضمينهاي لازم و پيمان نامه اي الزام آور كه ديگر حزب ا... نتواند اسراييل را موشكباران نمايد. ما نبايد به حزب ا... اجازه بازگشت به مرزهاي جنوب ميان اسراييل و لبنان را بدهيم. دومين مورد، توقف كامل شليك موشكها و گلوله ها به اسراييل مي باشد سومين مسأله، آزادي دو سربازمان كه به گروگان گرفته شده اند و چهارمين موضوع، كنترل موشكها، توپها و تسليحات حزب ا... مي باشد.
ئ چگونه مي توانيد موشكهاي حزب ا... را متوقف كنيد حال آن كه ادعا مي كنيد ايران و سوريه به آنها كمك مي كنند؟ ئئ ما جاده هاي منتهي به لبنان و سوريه را بمباران و فرودگاه بيروت را نيز منهدم كرديم. پس ايران نمي تواند سلاحي به اين منطقه بفرستد.
* جاده ها و فرودگاههايي كه تخريب كرديد مجدداً بازسازي مي شوند؟ ئئ بله، اما مي توان دوباره آنها را بمباران كرد.
ئ بسياري معتقدند كه اين روش هم براي بلندمدت كارساز نمي باشد. ئئ در درازمدت ما خواهان اداره لبنان توسط دولت لبنان هستيم ما مي خواهيم كه ارتش لبنان، حزب ا... را براي دفاع از لبنان متوقف كند. نيروهاي ارتش لبنان هشتادهزار سرباز مي باشند كه با نيروهاي بين المللي كارآمدي بيشتري دارند.
ئگزارشهاي رسيده، حاكي است كه ارتش سوريه در بالاترين نقطه هشدار و آماده باش قرار دارند. ئئ اما آن ها بهترين ارتش خاورميانه نيستند. از زماني كه روسيه ارسال سلاح را متوقف كرده است، آنها از همان سلاحهاي كهنه و قديمي استفاده مي كنند. سوريها به تنهايي نمي توانند بجنگند. آنها به متحد نياز دارند. آنها بدون كمك مصر نمي توانند بجنگند و مصر هم حاضر نيست با آنها همراهي كند.
ئ آيا احساس نمي كنيد كه هيمنه نظامي اسراييل در هم ريخت و در عوض قدرت حزب ا... در جهان عرب تقويت گرديد؟ ئئ بله، بدون اين جنگ هم مي توانستيم حزب ا... را تضعيف كنيم. اما اكنون همه جا صحبت از پيروزي حزب ا... و اقتدار رهبري آن سيدحسن نصرا... است.
ئ تا چه زماني بايد به اين وضعيت ادامه داد؟ ئئ من آن را فقط چند هفته اي ديگر نمي بينم. ما فرماندهان بسياري را از دست داديم. اما دستاوردهايمان ناچيز بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مصاحبه تايم با كارلادل پونته قاضي دادگاه ؛ دادگاه جنايات جنگي بالكان پس از 13 سال
سرويس ترجمه - خانم كارلادل پونته، رئيس دادگاه بين المللي جنايتكاران جنگي يوگسلاوي سابق قرار است در هفته آينده براي بررسي جنايتهاي جنايتكار صرب متهم به كشتار هشت هزار مسلمان ساكن شهر سربرنيتسا در سال 1995 به عنوان قاضي دادگاه به جنايتهاي آنها رسيدگي كند.
او طي مصاحبه اي با تايم در شهر لاهه هلند به سؤالات اين نشريه پاسخ گفته است.
ئ دادگاه رسيدگي جنايتها در سازمان ملل در حال رسيدن به پايان كار خود مي باشد. آيا كارنامه قابل قبولي داشته است؟ ئئ قطعاً بله. اين براي اولين بار است كه دادگاه بين المللي به كار گرفته شده است. زيرا قبلاً هيچ كس از مسؤولان رده بالا و شخصيتهاي برجسته تحت عنوان پيمان رسيدگي به جنايتهاي جنگي محاكمه نشده است. * چرا دادگاه جديد به موضوع قتل عام در سربرنيتسا پرداخته است، آيا خيلي مهم است؟ ** زيرا، نسل كشي و قتل عام يكي از بزرگترين جنايتهاست كه مي توان تصور كرد و در مدت كوتاهي اين واقعه صورت گرفت. همچنين پس از مرگ رئيس جمهور صربستان اسلوبودان ميلوشوويچ ما بايد به اجراي عدالت ادامه مي داديم. به ويژه در خصوص جنايتكاران سياسي و نظامي كه با طراحي و سازماندهي و اعدام و اجراي اين قتل عامها بايد با قاطعيت برخورد مي كرديم. در غير اين صورت اين دادگاهها نيز فلسفه وجودي اش را از دست مي داد.
ئ چه احساسي داشتيد وقتي كه ميلوشوويچ مرد؟ ئئ شوكه شدم. نمي توانستم باور كنم. زيرا من به پايان دادگاه و محاكمه او بيش از هر كس ديگري نزديك بودم. تمامي آن چه را كه ما طي چهار سال سخت كار كرديم، تمام شد. ما در ارايه يك تصوير جهاني از آن چه كه اتفاق افتاده بود شكست خورديم.
ئ شما گفتيد كه ملاديك جنايتكار جنگي صرب ديگري در صربستان است، از كجا خبر داريد؟ ئئ من اطلاعات خودم را دارم. من تيم پيگيري و اطلاعاتي خود را از دولت بلگراد در اختيار دارم.
ئ بنابراين، اين دولت بلگراد است كه او را در اختيار دارد يا آنها صرفاً يك همكاري معمولي دارند؟ ئئ من طي سه دوره و در سه نوبت ميان سالهاي پاياني 2002 و آغاز سال 2006 متوجه شدم كه صربستان مي توانست او را دستگير كند اما به جاي اين كار پيام فرستادند و از او خواستند كه داوطلبانه تسليم شود. آنها نمي خواستند او را دستگير كنند. زيرا احساس مي كردند دستگيري او از نظر سياسي باعث خدشه دار شدن چهره دولت در ميان مردم صرب خواهد شد.
ئ منتقدان در بالكان مي گويند، تمايل شما در دستگيري اين مردان در واقع نوعي مداخله و همراه شدن با فرايند سياسي در آنجا مي باشد. ئئ من به اين مسايل سياسي اهميت نمي دهم و علاقه اي هم به اين كار ندارم و هيچ كس نبايد از اين امر گلايه كند. اينها حداكثر 11 سال است كه فراري هستند و بايد هر چه زودتر دستگير شوند و مأموريت من در سال 2007 پايان مي يابد. فكر مي كنم الان زمان رفتن است. اما من تا زماني كه ملاديك و كارادزيچ را در دادگاه حاضر نكنم، هرگز از كار كنار نمي روم. كمك كنيد تا آنها را دستگير و در دادگاه لاهه به محاكمه كنم.
ئ آيا ديوان بين المللي مي تواند به طور جدي اين افراد را تحت پيگرد قرار دهد و دادگاهي نمايد. بدون آن كه كشورهاي مهم عضو سازمان ملل از آن حمايت كنند؟ ئئ دادگاه بين المللي جنايتكاران جنگي «ICC» كه در آينده دادگستري بين المللي خواهد شد با مشكلات عديده اي مواجه مي باشد بدون آن كه از حمايت آمريكا، چين، روسيه و ديگر كشورهاي بزرگ برخوردار باشد. اما همانگونه كه مي بينيد، آنها به خوبي كار خود را انجام مي دهند. اگر دادگاه بين المللي جنايتكاران جنگي بتواند ماهيت و كارآمدي خود را به اثبات برساند، آن جاست كه بدون سياسي شدن مي تواند حمايت ديگران را نيز جلب نمايد.
ئ همانگونه كه گفتيد جنگ در عراق همچنان ادامه دارد: آيا جنايتكاران جنگي بالكان در مقايسه با آن چه كه در عراق مي گذرد، درجه كمتري از خشونت را به كار برده اند؟ به تعبيري ديگر، جنايتكاران عراق چهره صربها را سفيد كرده اند؟ ئئ دقيقاً. زيرا وقتي كه به انگيزه هاي جنايتكارانه در عراق نگاه مي كنيم واقعاً وحشتناك و دهشت آور است. اما اين به معناي كمرنگ شدن جنايتهاي صربها در بالكان نمي باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ماجراي فروش هواپيماهاي 16- Fآمريكايي به پاكستان
منبع: اليشين ويك
سرويس ترجمه: پس از روي كارآمدن پرويز مشرف، آمريكايي ها در يك حركت نمادين، فروش هواپيماهاي «16-F» را به پاكستان لغو كردند و به جاي آن پولهايي را كه بيش از چندين ميليارد دلار مي شد، به مشرف برگرداندند. ادعاي بوش و كنگره اين بود كه پاكستان از طالبان دفاع مي كند و در عمليات ضد تروريستي مشاركت نمي كند.
اما اصل ماجرا از اين قرار بود كه تباني بوش و مشرف براي سرنگوني طالبان از قبل فراهم شده بود، لغو فروش هواپيماهاي «16-F» به پاكستان در واقع با پرداخت پول هواپيماها به نوعي كمك مالي آمريكايي ها در آن شرايط براي جلب نظر مساعد اسلام آباد و نيز حمايت از مشرف در قبال سقوط طالبان بود.
پروژه ظهور و سقوط طالبان شامل سه دوره «بي نظير بوتو»، تربيت و سازماندهي طالبان، دوره «نواز شريف» به قدرت رساندن طالبان در افغانستان و دوره سوم سقوط آنها در دوره پرويز مشرف مي باشد. آمريكايي ها پس از سقوط طالبان و تشكيل حكومت جديد در افغانستان تصميم به فروش هواپيماهاي 16-F به پاكستان گرفتند كه البته با مذاكرات گسترده وتأييد نهايي بوش اكنون همه اين موارد با مخالفت كنگره آمريكا مواجه شده است.
سناتورهاي سرشناس كنگره آمريكا مانع اين قضيه شده اند و رايس نيز اظهار داشته پاكستان بايد به ازاي معامله 1/5 ميليارد دلاري خريد جتهاي 16- F از آمريكا به اين كشور تضمين امنيتي كتبي بدهد و تا اين كار انجام نشود هيچ قطعه اي به اسلام آباد تحويل نخواهد شد. رايس اين موضعگيري را در مورد تسليحات پيشنهادي به يك متحد كليدي و بسيار مهم آمريكا در جنگ عليه تروريسم، در نامه اي به كنگره اعلام داشت كه قبل از تحويل نخستين هواپيما، پاكستان به ازاي معامله 1/5 ميليارد دلاري خريد جتهاي 16- F از آمريكا به اين كشور، سندي را امضا خواهد كرد كه مربوط به جزييات اقدامات امنيتي اسلام آباد مي باشد. رايس اين اظهارات را در قبال انتقادات دو سناتور آمريكا، «لوگار» رييس كميته روابط خارجي سنا و نيز «جوزف بايدن» دموكرات انجام داد.
بوش در 28 ژوئن سال 2006 رسماً طرح فروش حداكثر 36 فروند «16-F» و 50 تا 53 جنگنده فالكون را كه توسط كمپاني لاكهيد مارتين ساخته شده، به كنگره اعلام نمود. اما بعضي از مقامات آمريكايي با توجه به مسابقات تسليحاتي اتمي پاكستان از اين موضوع كه احتمالاً فناوري اين شركت براي چين، متحد نظامي پاكستان فاش شود، ابراز نگراني كردند. اين مسأله متعاقباً باعث كمك به متحدان چين مانند ايران نيز خواهد شد. براساس قوانين آمريكا، كنگره مي تواند با صدور قطعنامه، در مدت سي روز با موافقت هر دو مجلس سنا و كنگره، اين معامله را متوقف و آن را برهم زند. اما چنين روندي كه نياز به گرفتن موافقت اكثريت دو سوم را دارد، بندرت رخ مي دهد. امري كه وتوي رئيس جمهور را نيز بي اثر خواهد كرد. سخنگوي لوگار اعلام كرد كه فعلاً اين روند مدنظر نيست و احتمالاً معامله در صورتي كه تصميمات رايس كنگره را راضي كند، انجام خواهد شد. احتمالاً كار به روز كردن ناوگان هوايي نظامي پاكستان با كمك تركيه انجام شود. اما در همين حال آمريكا، درحال امضاي يك موافقتنامه اتمي با هند رقيب پاكستان است. به ويژه كه به گفته رايس، اسلام آباد خواستار معامله اي مشابه با هند با اين كشور نيز شده بود كه بوش آن را رد كرد.
علاوه بر آنچه كه گفته شد، مي توان يكي ديگر از ابعاد معاملات ترديد آميز فروش هواپيما به پاكستان از سوي آمريكا را در ظهور مجدد طالبان، اما از نوع پاكستاني آن ارزيابي كرد؛ به طوري كه اكنون طالبانهاي نوظهور پاكستاني نه تنها به لحاظ سياسي دشمن طالبان افغانستان به شمار مي روند، بلكه به طور همزمان دشمن خوني پرويز مشرف نيز مي باشند.
حدود سه سال پيش، پرويز مشرف، رئيس جمهور پاكستان كه از سوي واشنگتن براي متوقف كردن «القاعده» و نظاميان طالبان تحت فشار بود، دهها هزار نفر از نيروهاي خود را به مناطق قبيله نشين اين كشور فرستاد تا از رفت و آمدهاي اين گروه ميان مرزهاي افغانستان و پاكستان جلوگيري كند كه هدف آن، نابودي تندروهاي اسلامي در داخل و خارج و اطراف منطقه اي بود كه حدود هفت قبيله در آنجا زندگي مي كردند.
اگرچه ارتش پاكستان در برخورد با طالبان پاكستاني موفقيتهايي داشته است، اما آمريكا، مشرف را در امر مبارزه با تروريسم ناموفق مي داند. به گفته شوكت سلطان، سخنگوي ارتش پاكستان، ارتش تاوان و هزينه سنگيني را در اين باره پرداخته است، به گونه اي كه تاكنون 350 كشته داده است. او مي گويد هر قدر در مقابله با القاعده و طالبان افغانستان موفقيتهايي داشته ايم، اما در كنترل طالبان محلي كه همان طالبان پاكستاني باشند با شكستهاي پي درپي روبه رو بوديم.
اكنون نوطالبانهاي پاكستاني به نحوي جنگيده اند كه هيچ كدام از يگانهاي ارتش، نمي توانند در وزيرستان بدون اسكورت هوايي رفت و آمد كنند. در سال گذشته طالبان محلي، مكان بيش از صدنفر از سران موافق دولت اسلام آباد را كشف و آنها را كشته و بسياري نيز براي حفظ جان خود فرار كردند. مشرف اعلام كرده بود كه اين موج جديد طالبان گرايي را در ميان قبايل تحمل نخواهد كرد بنابراين با رئيس آنان به نام «رحمان خان» مذاكره اي انجام داد و يك ماه آتش بس را اعلام كرد. آنان در ازاي صلح، خواستار آزادي 60زنداني افراطي شدند كه دولت نيز هفته گذشته براي نشان دادن حسن نيت خود 34نفر آنان را آزاد كرد. اما بسياري از سران قبايل نسبت به پيمان صلح خوش بين نيستند، بلكه به شدت بدبين و مشكوك مي باشند، زيرا در گذشته نيز اتفاق افتاده است كه نظاميان براحتي پيمانهاي صلح را شكسته اند. ژنرال شوكت سلطان، اعمال اصلاحات زيربنايي، قانوني و سياسي را در سطح قبايل بشدت ضروري مي داند. مشرف نيز در اين ميان از يك سو مي كوشد تا احزاب مذهبي داخلي را خوش بين و خوشحال نگهدارد و از سوي ديگر به غربيها تضمين داده كه همه توان خود را صرف سركوب طالبان پاكستاني بنمايد.
اما سؤالي كه پيش از همه مطرح مي باشد، اين موضوع است كه چرا در شرايط كنوني كه منطقه دستخوش درگيري هاي شديد، از جمله جنگ اسراييل عليه حزب ا... مي باشد، آمريكا نه تنها به پاكستان بلكه حتي به كشورهاي خاورميانه درحال فروش سلاح مي باشد. پنتاگون در هفته گذشته نيز برنامه فروش جنگ افزارها و تجهيزات نظامي و خدمات مربوط به آن را به ارزش 4/6ميليارد دلار در چند كشورعربي خاورميانه انجام داد كه پاسخ آن را در دامن زدن به رقابتهاي منطقه اي بايد جستجو كرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تروريسم از درون يا سناريوي از پيش تعيين شده
منبع: واشنگتن پست سرويس ترجمه - به دنبال اعلام انگليس و آمريكا، از وقوع احتمالي انفجارها و اقدامهاي تروريستي كشف شده در فرودگاه هيتروي لندن و نيويورك، موجي از وحشت كه خيلي زود فروكش كرد، در رسانه هاي غربي به راه افتاد.
در اين ميان، پليس متروپليتن، اعلام كرد 34 تن از مظنونان را دستگير كرده كه با وجود داشتن تابعيت كشورهاي اروپايي، به تازگي به اسلام گرويده اند. به دنبال اين مسأله، بوش رئيس جمهور آمريكا بار ديگر ادعاي نخ نما شده خود در خصوص جنگهاي صليبي در مواجهه با اسلامگرايان تندرو را تكرار كرد. مجله آمريكايي واشنگتن پست طي مصاحبه اي با آلكس استندليش، كارشناس و متخصص اطلاعاتي و تروريستي، خبرنگار سابق «بي بي سي» و سردبير نشريه اطلاعاتي «جينز دايجست» كه مدت زمان طولاني بر روي مطالعات گروههاي ضد تروريستي در سطح جهان كار كرده است در خصوص توطئه اخير بمبگذاري در نيويورك، پيدا شدن پودري مشكوك در ساختمان «اف بي آي» و ديگر علايم هشدار دهنده تروريستي به گفتگو پرداخته است كه توجه شما را به آن جلب مي نماييم.
ئ آيا تهديدهاي جديد، خيلي مهم بودند؟ ئئ قطعاً، زيرا براي هفته ها و يا ماهها، همه چيز را تحت الشعاع و تحت بازرسي قرار داد. به طور صريح اين پيام را نيز دارد كه وزير كشور جديد بريتانيا، نبايد انتظار داشته باشد كه براي مدت طولاني در اين پست باقي بماند و اعتبار خود را بر سر اين موضوع بگذارد. به ويژه كه مسؤولان ضدتروريستي بريتانيا، 99 درصد نسبت به تأييد اخبار مربوطه اطمينان كامل داشتند.
ئ آيا اين روزها كشورهاي غربي از آمادگي بيشتري براي مقابله با تروريسم برخوردار هستند؟ ئئ بدون شك اين گونه است. درست بعد از حادثه 11 سپتامبر سيا، طي تماسي در اوت 2001 با نشريه ما «جينز دايجست» با اختصاص تمام مطالب آن به گزارشهاي ويژه درباره القاعده همراه با تصاوير اسامه بن لادن بر روي جلد آن، خواستار همكاري من و نشريه با آنها در خصوص تروريسم گرديد. در همان زمان سازمان «سي.آي.اي»، تمامي نسخه هاي اضافي آن را خريداري كرد. زيرا ديدگاههاي آنها اين بود كه نشريه «جينز دايجست»، داراي اطلاعات دقيقتري از ساختار و سازمان القاعده نسبت به سازمانهاي اطلاعاتي است. از نظر آنها القاعده بر روي رادار بود، اما در دستور كار نبود. من گمان مي كنم سرويسهاي جاسوسي، فرانسه، اسپانيا، آلمان، انگليس، آمريكا همگي در دوران جاسوسي جنگ سرد به سر مي برند. در نتيجه تلاشهاي بسياري را براي شناخت و ماهيت تروريسم بايد به كار ببرند و براي رسيدن به اين تجربيات بايد مدت زمان طولاني وقت صرف كنند.
ئ چرا وقتي كه اهداف نرم وجود دارد كه شكار آن ها راحت تر است، بايد از ايركرافت «نوعي هواپيماي جاسوسي» استفاده كرد؟ ئئ گمان مي كنم به اين دليل كه اين مورد بسيار سمبليك و نمادين است. اگر اين هدف، القاعده است، قطعاً شبيه علامت ساختمان شهرداري مي باشد كه از دور به شكل گربه به نظر مي آيد. استفاده از تعدادي هواپيما به طور همزمان درست مانند اجراي تعدادي حملات مشابه مي باشد. فكر مي كنم «ايركرافت» ها به اين دليل به عنوان يك ابزار سمبليك مورد توجه واقع مي شوند كه چنانچه كسي به آن به ديد اقتصادي نگاه كند، همچون هواپيماي جنگنده اي به نظر مي رسد كه مناطق كشاورزي و بازرگاني را بمباران مي كند. ياد بياوريد بمب افكنهايي كه شهر لندن را درست زماني كه همچون كاميونهايي بودند كه بارشان تماماً بمب بود و هزينه آن ها ميلياردها دلار بود. از اين رو گمان نمي كنم كه آنها به اهداف اقتصادي نظر داشته باشند.
ئ چه كسي درگير اين موضوع شده؟ گزارش شده تهديدكنندگان هواپيماهاي انگليسي و مراكز امنيتي آمريكايي، از شهروندان بومي و محلي هستند؟ در واقع آنها غيرمسلمان و غيرعرب مي باشند. ئئ اولين مورد اين است كه آنها، شهروندان انگليسي و نيروهاي تندروي با نفوذ هستند. افرادي كه از چهره آنان اين مسايل مشخص است. ظاهراً هيچ گونه ارتباطي با القاعده ندارند. پس آن چه مهم است، كشف هويت واقعي آنها و تجزيه و تحليل همه جانبه اين افراد مي باشد. آنچه بيش از همه ترسناك است، وجود 21 تروريست كه هرگز در اردوگاههاي تروريستها آموزش نديده اند، اگر ما با رشد و ظهور اين گونه تروريستها مواجه باشيم، فقط بايد گفت فاجعه است و خدا به داد ما برسد.
ئ آيا مردم مي بايد از جانب خنثي شدن توطئه جديد خاطر جمع شوند؟ ئئ بله !گمان مي كنم كه در اين مرحله خنثي شده است. مرحله برنامه ريزي و طراحي صحنه توسط تروريستها، اكنون با هوشياري مأموران باطل شده است. اما اگر آنها را در حالتي كه در صف ايستاده بودند و در نوبت سوار شدن و گذراندن مرحله بازرسيها دستگير مي كرديم، جاي نگراني بسياري وجود داشت. زيرا احتمال اينكه همانجا طرحهاي خود را به انجام برسانند وجود داشت. اما اكنون بايد به جنبه مثبت آن توجه داشت كه قبل از هر عملي آنها دستگير شدند.
ئ گزارشهاي رسيده حاكي است كه هواپيماهاي مسافربري آمريكايي جزو اهداف بوده است. ئئ براي تروريستها، هواپيماهاي آمريكايي و انگليسي شلوغ ترين هواپيماهايي است كه شهروندان دو كشور را بيشتر جا به جا مي كند، و اين مي تواند هدفي با تبليغات پيروزمندانه قطعي و قوي باشد و حركتهاي نمادين بسياري در اين اهداف وجود دارد.