---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در راهروي دادگاه ؛ خوابي كه تعبير شد
سرور هاديان راهرويي پيچ در پيچ، پله هايي بسيار، ازدحامي غيرقابل وصف. من، تو و هيچ كس شايد باور نكند كه در اين ساختمان چه افرادي منتظرند.
در اين ميان زن جواني كه گوشه اي تنها ايستاده است، توجه ام را جلب مي كند. به سراغش مي روم 35 سال سن دارد. وقتي علت حضورش را در مجتمع قضايي حل اختلاف مي پرسم، مي گويد: حماقت خودم باعث شد كه كارم به اين جا بكشد. ستاره ادامه مي دهد، ليسانس حسابداري دارد و به قول خودش از آن دسته دختراني بوده است كه تمام فكر و ذهنش درس و كنكور و قبولي در دانشگاه بوده است. ستاره اشكهايش را پاك مي كند و با بغض مي گويد: درسم كه تمام شد، شده بودم يك دختر 26 ساله، تا آن زمان هرگاه حرف ازدواج بود، هميشه اعتقادم اين بود كه بايد درسم تمام شود تا بعد بتوانم با فراغت به قضيه ازدواج فكر كنم. بلافاصله بعد از اتمام درس، هر كسي كه براي خواستگاري با منزلمان تماس مي گرفت، مي گفت كه دختر كم سن و سال تر مي خواهند تا تفاوت سني اش با پسرشان متناسب باشد. عده اي هم كه كارشان به خواستگاري رسمي و حضوري مي كشيد يا آنها مرا نمي پسنديدند يا من آنها را قبول نمي كردم يا شرايط شغلي و خانوادگيمان با هم متناسب درنمي آمد. زمان مي گذشت، حالا من 33 ساله شده بودم و توانسته بودم در شركتي كه پس از اتمام تحصيلم كار مي كردم، موقعيت خوبي به دست آورم، اما باز هم علي رغم موقعيت شغلي و اجتماعي ام مورد سرزنش اقوام و دوستان و خانواده قرار مي گرفتم. جملاتي از قبيل آن كه توي آيينه خودت را نگاه كردي، چروكهاي كنار چشمهايت را شمرده اي، وقتي همسن و سال تو بودم 4 تا بچه داشتم، اما تو چي... تا كي مي خواهي مجرد بماني، ما تا آخر عمر كه زنده نيستيم و ... آنها راست مي گفتند، من كم كم داشتم پا به سن مي گذاشتم و در عوض در اطراف خودم پر بود از دختران كم سن و سال و شاداب. اگرچه از زيبايي ظاهري، موقعيت اجتماعي و خانوادگي هم برخوردار بودم، اما هنوز نتوانسته بودم تشكيل خانواده بدهم. از اين همه تحقير و توهين خسته شده بودم، درست 34 ساله بودم كه مرحله ديگري از زندگي من آغاز شد، حالا ديگر همه خواستگارهاي من مرداني مطلقه يا زن مرده بودند و يا از همه بدتر مرا به عنوان زن دوم مي خواستند. اين بود كه تصميم خودم را گرفتم كه براي هميشه قيد ازدواج را بزنم و خودم را براي زندگي مجردي آماده كنم، اما بلافاصله پس از آن كه تصميم خودم را با خانواده ام مطرح كردم، آنها گفتند كه اجازه نخواهند داد كه من جدا از آنها زندگي كنم و در عوض به من قول دادند كه ديگر در خصوص ازدواج با من صحبت نكنند. زمان باز هم مي گذشت و من 35 ساله شدم. در اين مدت توانستم با پولي كه پس انداز كرده بودم از بانك وامي بگيرم و آپارتمان كوچكي خريداري كنم، پدر بلافاصله آپارتمانم را اجاره داد تا اقساط وام را از اجاره آپارتمان بپردازم. موبايل و ماشين تهيه كردم و از داشته هايم كه حاصل زحمات چندين ساله كاري ام بود، خشنود بودم. خانواده ام كه تلاش و سربراهي مرا ديدند علي رغم همه آرزوهايشان كم كم پذيرفتند كه ديگر نبايد براي ديدن ستاره شان در لباس سفيد عروسي حرفي به ميان آورند. در همين مدت ارتقاي شغلي من در شركت باعث شد كه سرپرستي حسابداري شركت به من سپرده شود. در اين ميان حضور آقاي ملكي يكي از دوستان مسؤول شركت باعث شد كه بخش جديدي از دفتر زندگي من رقم بخورد. آقاي ملكي مرد جا افتاده، جدي و بسيار متيني بود كه به دليل سابقه شغلي كه در شهرستان داشت از ارتباط خوبي در جهت مسايل كاري با مسؤول شركت برخوردار بود. او پس از چندي با ارايه طرحهايي جديد توانست در شركت جايگاه خوبي پيدا كند ودر اين ميان در هر حضورش به دليل حساب و كتابهاي فاكتورها بين من و او ارتباط كلامي زيادي برقرار شد تا آن كه يك روز هنگام بررسي فاكتورها از من پرسيد كه آيا شما متأهل هستيد؟ و من در كمال بي توجهي و با بي اعتنايي پاسخ دادم نه و از آن روز به بعد آقاي ملكي به بهانه هاي مختلف سر حرف را باز مي كرد و از ايده ها، آينده و مسايل مختلف با من صحبت مي كرد. كم كم متوجه شدم او داراي مدرك كارشناسي مديريت دولتي است و گويا مجرد هم بود و از طرفي خانواده اش در يكي از شهرهاي كوچك اطراف مشهد، زندگي مي كردند و او به دليل ايجاد فرصتهاي شغلي بهتر به شهر ما نقل مكان كرده است. روزي خسته از كار روزانه شركت وقتي خواستم به منزل بازگردم متوجه شدم لاستيك ماشينم پنچر شده است بلافاصله آقاي ملكي به كمكم شتافت و از من خواست كه اگر ايرادي ندارد در مسير او را نيز برسانم. طي مسير او خيلي غيرمنتظره از من خواستگاري كرد و گفت كه مدتهاست كه منتظر موقعيت مناسبي بوده كه اين موضوع را با من در ميان بگذارد. آن شب اولين بار بود كه احساس خوبي به زندگي داشتم، خوشحال بودم، احساس كردم موقعيت مناسبي است و بلافاصله از تغيير رفتارم، خانواده ام متوجه شدند و از من خواستند كه او را با آنها آشنا كنم. من به سيروس عادت كرده بودم اگر يك روز با او صحبت نمي كردم آن روز احساس رخوت و كسلي از تمام چهره ام مشهود بود. من از نبودن او دلواپس مي شدم و در حضور او احساس آرامش داشتم. پاسخ من به درخواست ازدواج سيروس مثبت بود و از آن جا كه نيمه گمشده ام را پيدا كرده بودم بسيار خشنود بودم. حالا با سرافرازي مي توانستم بگويم اگر 35 سال صبر كرده ام در عوض ازدواج خوبي خواهم داشت، چرا كه سيروس مرد ايده آل ام را پيدا كرده بودم. يك روز خيلي جدي با سيروس صحبت كردم و موافقت خودم را اعلام كردم و سيروس با خوشحالي خواست كه قرار خواستگاري را با خانواده ام بگذارم در همان لحظه سيروس حلقه زيبايي را به من هديه داد و گفت كه از همين لحظه تو همسر من هستي و هر چه تو و خانواده ات از من بخواهند در حد توانم انجام خواهم داد. حالا ديگر احساس مي كردم خوشبخت ترين دختر روي زمين هستم. يك هفته بعد قرار شد سيروس به خانواده اش اطلاع دهد تا از شهرستان براي مراسم خواستگاري به منزل ما بيايند، اما همان شب سيروس يك ساعت قبل از خواستگاري با من تماس گرفت و عذرخواهي كرد و گفت مادرش كه داراي سابقه بيماري قلبي است در راه دچار عارضه قلبي شده است و مجبور شده اند دوباره برگردند و او را در بيمارستان شهرشان بستري كنند، اما سيروس در مقابل ابراز ناراحتي من گفت: به دليل آن كه خانواده ات منتظر هستند حتماً خودش را با كمي تأخير به مجلس خواهد رساند، تا صحبتهاي مقدماتي را انجام دهيم و پس از بهبودي مادرش براي گذاشتن تاريخ مراسم و آشنايي بيشتر دوباره به منزل ما بيايند. سيروس همان طور كه گفته بود با كمي تأخير با دسته گل زيبا و شيريني به خواستگاري من آمد. خانواده ام نيز مانند من از سيروس به خاطر رفتار مردانه اش بسيار تجليل كردند و در مراسم مدام اعلام كردند كه اي كاش اين اتفاق براي مادر سيروس نيفتاده بود و در شرايط بهتري اين مراسم برگزار مي شد. سيروس نيز توضيح داد كه به دليل آن كه بي ادبي نشده باشد، در اين شرايط باز هم بر خودش واجب ديده كه حتماً در اين مراسم شركت كند. علي رغم همه تصور من با ظرافت خاصي همه حرفها گفته شد و عملاً قرارها تا حدي گذاشته شد. دو هفته گذشت، اما از خانواده سيروس خبري نشد. از اين رو از سيروس خواستم تا ما براي عيادت مادرش به شهرستان برويم و از طرفي به همين بهانه با خانواده اش آشنا شويم، اما سيروس مدام طفره مي رفت تا آن كه در مقابل اصرار و پافشاري خانواده ام مجبور شدم به سيروس بگويم كه ديگر حاضر نيستم صبر كنم و بايد تكليفم را هر چه سريعتر روشن كند. اما در كمال ناباوري سيروس يك روز به من گفت: ستاره، واقعيت اين است كه من هر آنچه در زندگي ام وجود داشته به تو گفته ام بجز يك مسأله كه به دليل علاقه ام به تو نتوانستم حقيقت را بگويم و در ادامه گفت كه علي رغم ميل باطني اش دو سال پيش با دختري در شهرستان ازدواج كرده است، اما درست بعد از چند ماه از شروع زندگي مشترك كه مشكلات زيادي برايشان پيش آمده است. او از عدم تفاهم و بي توجهي همسرش به او و زندگي حرف مي زد و گفت: در حال حاضر مراحل قانوني طلاق را طي مي كنند، به همين دليل خانواده اش در حال حاضر امكان آمدن براي خواستگاري را ندارند. ستاره آهي كشيد و چشمان نمناكش را به من دوخت و گفت: در آن لحظه احساس كردم همه چيز تمام شده است، جلوي خانواده، اقوام، دوستان و همكارانم سرشكسته شده بودم. نمي توانستم باور كنم كه همه رؤياهاي من تمام شده و اين اتفاقات خوابي بيش نبوده است. فقط به سيروس گفتم: تو يك دروغگويي و ممانعت و التماسهاي سيروس براي گوش دادن به حرفهايش بي فايده بود. همان روز پيش رئيس اداره رفتم و گفتم: به چند روز مرخصي نياز دارم. همه دنيا برايم تيره و تار بود، زندگي براي من معنايي نداشت. موبايلم مدام زنگ مي زد و سيروس پس از خاموش بودن تلفن همراهم به منزل زنگ زد، ولي من به مادرم گفتم كه حوصله حرف زدن با هيچ كس را ندارم. مادرم مثل هميشه دلواپس بود و غرور مردانه پدر هم اجازه نمي داد كه از من سؤالي بپرسد. فقط مادر پرسيد: با سيروس حرفت شده است و من كه نمي دانستم چه بگويم، فقط پاسخ دادم: چيز مهمي نيست، اما از نگاه نگران مادر شرمنده بودم، نمي دانستم چكار بايد بكنم. مي دانستم در چهار ديواري اتاق براي تمام عمر نمي توانم خودم را از ديدگان آنها پنهان كنم و با هيچ كس حرف نزم. سرانجام سه روز مرخصي هم تمام شد و مجبور شدم به سركار بروم. سيروس در بدو ورود بلافاصله به سراغم آمد و گفت: ستاره كجا بودي؟ اين سه روز صد سال برايم گذشت، چرا بي خبر، چرا اين همه مدت سركار نيامدي؟ واقعيت اين بود كه علي رغم آن همه تنفر با صحبتهاي سيروس احساس كردم نمي توانم از او دل بكنم و در كمال ناباوري به او گفتم: هر چه سريعتر زنت را طلاق بده، بعد من حاضر هستم با تو ازدواج كنم تا آن زمان نيازي نيست خانواده من چيزي از جريان همسر اول تو مطلع شوند. سيروس از پاسخ غيرمنتظره من چنان خوشحال شد كه همان روز مرا به رستوراني شيك دعوت كرد و گردنبند گران بهايي را به عنوان كادوي آغازي دوباره هديه كرد. نوري در دل تاريكم دوباره تابيد. به خانواده ام گفتم: سيروس درگير مسايل كاري است و بايد كمي به او مهلت بدهيم. يك ماه گذشت، اما باز هم هيچ اتفاقي نيفتاد، علت را كه از سيروس جويا شدم، گفت: نسرين مهريه اش را به اجرا گذاشته و گفته كه بايد مهريه ام را بدهي تا از من جدا شود و در حال حاضر هم توان پرداخت آن را ندارم. او گفت: چندين ماه است كه نسرين از او قهر كرده و در منزل پدرش زندگي مي كند و توضيح داد كه نبايد نگران باشم و بزودي با وامي كه در دست اقدام است بخشي از مهريه نسرين را مي دهد و بقيه را نيز به صورت اقساط پرداخت خواهد كرد. فشار خانواده، سؤالهاي اقوام، نگاه معنادار همكاران همه و همه باعث مي شد كه من روز به روز عصبي تر و بداخلاق تر شوم. سرانجام تصميم گرفتم هر طوري كه شده به اين وضع خاتمه دهم. با خانواده صحبت كردم و گفتم به دليل بيماري مادر سيروس بهتر است فعلاً مراسم عقدي ساده برپا شود تا فرصتي مناسب مراسم مفصلي گرفته شود. خانواده ام به دليل پافشاري من مجبور شدند كه رضايت دهند و طي مراسمي ساده با حضور اعضاي خانواده سيروس من به عقد او درآمدم. همه چيز در ظاهر به خوبي مي گذشت. مادر سيروس حرفهاي سيروس را تأييد كرد و گفت: نسرين دختر بسيار بلند پروازي است كه اصلاً به فكر خانه و زندگي اش نيست و مدام با دوستانش به ميهماني و گردش و تفريح مي رود و آنها هم مانند سيروس معتقدند كه زندگي با نسرين سرانجامي ندارد و از انتخاب آگاهانه اين بار سيروس خشنود بودند. سرگرم خريد لوازم عقد و به دنبال تالار بوديم. حالا در ميان اقوام، دوستان و همكاران احساس خوبي داشتم، اما هميشه از يك اضطراب دروني رنج مي بردم و سيروس اين را خوب مي دانست، اما مدام به من دلداري مي داد كه هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. مراسم به خوبي برگزار شد و به دليل مشكلات مالي سيروس قرار شد به آپارتمان من نقل مكان كنيم. زندگي را شروع كرديم و سيروس براي من بهترين مرد دنيا بود، اما اين خوشبختي خيلي دوام نياورد چون كم كم متوجه شدم سيروس به بهانه هاي مختلف به شهرستان مي رود و چند روز مي ماند. با پيگيريهاي من مجبور شد توضيح دهد كه نسرين پيغام فرستاده است و گفته راضي به جدايي نيست و علاقه مند است كه دوباره با سيروس زندگي كند و همان زن دلخواه او بشود. باورم نمي شد كه تا اين حد بتوانم اشتباه به اين بزرگي را تحمل كنم. سيروس كه گريه هاي مرا ديد، گفت: به خواسته نسرين پاسخ نخواهد داد و هر طوري شده مهريه او را خواهد پرداخت، اما پس از مدتي گفت كه مشكل مالي دارد و وامي كه تقاضاي آن را براي پرداخت مهريه نسرين داشته به نتيجه نرسيده و از من خواست تا آپارتمانم را بفروشم و مهريه نسرين را بدهم، اما من گفتم بايد مهريه نسرين را به صورت اقساط بپردازد و همين بهانه اي شد كه سيروس تمام درآمد ماهانه اش را پس انداز كند و من مجبور شدم تمام مخارج زندگي را بپردازم. باز هم به همين وضعيت راضي بودم، اما پس از مدتي فهميدم نسرين به خانه اش بازگشته و سيروس دوباره با او مي خواهد زندگي كند و يك روز به من گفت: خانواده ام مي گويند نسرين زن سربراهي شده است و تو هم كه همين را مي خواستي. ديگر زندگي برايم قابل تحمل نبود، اشتباهي بود كه خودم مرتكب شده بودم و خانواده ام كه كم كم متوجه قضايا شده بودند اين بار به جاي سرزنش به من گفتند كه بهتر است راه عاقلانه را انتخاب كنم. به همين دليل يك ماه است كه تقاضاي طلاق داده ام ديگر نمي خواهم بازيچه سيروس باشم و اشتباهي را كه خودم مرتكب شدم، ادامه دهم. سيروس هم با وقاحت تمام مي گويد: نسرين زن خوبي شده است و در ازدواج مجدد كمي عجله كرده است و بايد اگر او را دوست دارم با همين شرايط زندگي كنم. ستاره برگه هاي درون پوشه را به من نشان مي دهد و مي گويد: حماقت بزرگي را انجام داده ام، اما ديگر نمي خواهم آن را ادامه دهم از آن كه ناباورانه زن دوم مردي شدم خجالت مي كشم و نمي خواهم در آينده فرزندي هم در اين ميان مانند من شرمنده باشد. اما باور كنيد در اين جريان فقط من مقصر نبودم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- يادداشت ؛ امنيت در فضاي سايبر
بشر رو به رشد از گذشته هاي دور مي تازد تا خود را به بعد غيرمادي جهان نزديكتر كند و قيد و بندهاي جهان ماده، بعد مكان و حتي زمان را از ميان بردارد و در عالمي سير كند كه ديگر حركات جسماني معنايي نداشته باشد.
يعني سير در عالم مجازي يا فضايي كه مي توان در فاصله زماني خيلي كوتاه از يك گوشه جهان به گوشه هاي ديگر آن سفر كرد و از حال و هوا و اخبار روز دنيا باخبر شد، با ديگران حرف زد و حتي تصاوير آنها را ديد، به جديدترين دستاوردهاي جهاني دسترسي پيدا كرده و جديدترين مقالات علمي را مطالعه كند. يعني اعمالي كه قبل از اختراع رايانه شايد مردم فقط مي توانستند آنها را در ذهن خود تصور كرده و به عنوان يك خيال يا رؤيا از كنار آن بگذرند، اما امروزه با داشتن يك رايانه، مودم و خط تلفن از گوشه يك اتاق تنگ و تاريك منزلي در فلان روستا كه چندي بيش نيست كه در آن برق و تلفن وصل شده است، مي توان به راحتي در مدت زمان كوتاهي به دنياي اينترنت رفته و از اين طريق به گوشه و كنار جهان سفر كرد و به مطالبي كه شايد در گذشته دسترسي به آنها واقعاً امكان نداشت، دست يافته و از آنها بهره جست.
شايد در تاريخ بشر تاكنون بي سابقه ترين فضايي باشد كه انسانها آن را لمس كرده اند. فضايي گسترده و وسيع و مؤثر در تمام فعاليتهاي بشر كه همه چيز و همه فضاها را در خود جاي داده است.
سايبر فضايي است مجازي در دنياي اينترنت كه متفاوت از ديگر محيطهايي است كه انسانها تا به حال با آن درگير بوده اند، چنان كه در اين فضا گاهي اوقات يك انسان بسيار ضعيف از نظر مالي و جسماني يا قدرت دنيوي و مادي مي تواند ميليونها انسان ديگر را در مدت زمان كوتاهي غافلگير نمايد.
در چنين فضايي كه تا اين اندازه در خدمت انسان بوده و او را در پيشرفت و بهره گيري از علوم روز دنيا مدد مي رساند و با قدرتي كه به يك انسان محقق و پژوهشگر مي دهد، مي تواند راههاي رسيدن به تعالي را براي وي هموار كند.
متأسفانه با همه خدماتي كه اينترنت در اختيار بشر امروزي قرار داده است، گاهي رفتارهايي در اين فضا مشاهده مي شود كه انسان را در حركت و سير در اين فضا محتاط تر مي كند. از آن جايي كه در هر جامعه اي همواره اشخاص متخلف در انتظار پيش آمدن فرصتهاي مناسب جهت سوء استفاده و بهره برداري از موقعيتهاي فراهم شده، هستند و امروزه با گسترش ارتباطات مردمي و سازماني و امكان ورود همگان به فضاي سايبر و شاهراههاي جهاني اطلاعات و پيشرفتهاي حاصله از فناوري اطلاعاتي، غفلتهاي فردي يا سازماني يا سهل انگاريها يا نقصهاي نرم افزاري و فني مي تواند موقعيتهاي متنوع تر، سهل الوصول تر و پرسودتري را فراروي متخلفان قرار داده تا آنها بتوانند در فضاي سايبر دست به بزه كاري بزنند.
تا يك دهه قبل نفوذ به مراكز حساس دولتي مستلزم طرح ريزي گسترده و تأمين منابع مالي و انساني قابل توجه بوده و هرگز شخص يا اشخاص متخلف به راحتي قادر به ورود به اين سازمانها و مناطق طبقه بندي شده نبوده اند و براي نفوذ به شركتها يا سازمانها بايد با يك طرح ريزي وسيع به صورت باندي با نفوذ سوء در افراد خاطي و خائن به شركت يا سازمان، وارد اين گونه مكانها شده تا در صورت موفقيت به مدارك و اسناد محرمانه دسترسي پيدا كنند.
اما در عصر حاضر شرايط كاملاً دگرگون شده است، در شرايط كنوني يك كاربر ماهر رايانه عملاً مي تواند واحد كنترل يك شركت مترو، فرودگاه يا خدمات اضطراري مانند آب و برق را در يك منطقه تعطيل كند، يا حسابهاي بانكي شهروندان را مورد دستبرد قرار دهد و ... كه متأسفانه آمار جرايم ارتكابي در اين فضا روز به روز افزايش يافته و امنيت شبكه ها و سايتها با حضور هكرها و افراد سودجو و فرصت طلب به خطر افتاده است.
مسأله اي كه در اين جا مطرح مي شود، اين است كه چگونه امنيت شبكه هاي رايانه اي و سايتهاي مختلف از بين مي رود و آيا مي توان از انبوه اطلاعاتي كه اين شبكه ها در اينترنت ارايه مي دهند، محافظت نمود و همچنين از نفوذ غيرمجاز افراد در آنها جلوگيري كرد.
اينها مسايلي هستند كه با پيشرفت اين فناوري اطلاعات و ارتباطات و تكنولوژي پيچيده رايانه ها مطرح مي شود و در چند دهه اخير ذهن بشريت را به خود مشغول كرده است و سازمانها و دولتهاي پيشرفته را با معضل جديدي روبرو ساخته است.
از يك طرف پيشرفت علوم مختلف و دستيابي سريع به اطلاعات روز دنيا براي استفاده از اين پيشرفتها در جهت بهبود سطح زندگي و وارد شدن عصر ديجيتال مطرح است و از طرف ديگر در معرض خطر قرار گرفتن اين اطلاعات به وسيله سازمانهاي جنايتكار و فرصت طلب، پس بايد بدانيم همان طور كه در فضاي مادي انسان بايد خود و داراييهايش را از نظر سوء ديگران محافظت كند، در دنياي اينترنت نيز بايد با احتياط بيشتر قدم برداشته و با استفاده از نرم افزارهاي محافظ اطلاعات خود را از دست افراد سودجو در امان نگه دارد.
محمدرضا نصرالهي
كارشناس ارشد علوم جنايي
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بررسي يك پديده اجتماعي و راههاي مقابله با آن؛حل مسأله اوباشگري ؛ مجازات يا توسعه عدالت؟
* سعيد كوشافر صداي زنگ تلفن مرا به خود آورد، هنوز درست و حسابي با خانمي كه پشت خط تلفن بود سلام و احوالپرسي نكرده بودم كه سفره دلش را باز كرد. «آقا ما امنيت نداريم، آرامش نداريم، 3 تا دختر دارم كه دوتاشون دم بخت هستند، حتي يك بار نشده بدون اعصاب خردي از كوچه مان عبور كنيم، هميشه چند تا لات بي سر و پا تو اين كوچه هستند كه مزاحم مي شن، آقا به خدا جرأت نمي كنم
دخترها رو تنها بفرستم جايي، حتي خودم هم كه همراهشون هستم از تير متلك و نگاههاي هرزه اونها در امان نيستيم، چند بار به شوهرم گفتم خانه رو بفروشيم و از اين كوچه بريم، اما بازارها راكد شده، هر كس هم شرايط كوچه رو مي بينه از خريد خونه پشيمون مي شه، به پليس زنگ زديم آمدن يك بار اينارو بردن، اما فردا باز سر كوچه پيداشون شد، بدتر از قبل، نمي دونم اينارو به كي بگم. گفتم شايد شما تو روزنامه چاپ كنين يكي بخونه به داد ما برسه، حالا ديگه حتي تو خونه مون هم امنيت نداريم، تهديدمون كردن، مي ترسم يك بار از ديوار خانه بيان بالا ... » و بعد هم صداي زن با گريه توأم شد و از اينكه چند تا از خواستگارهاي دخترش به دليل همين وضع گذاشتن و رفتن حرف زد. تمام مسأله و مشكل اين زن تعدادي جوان بودند كه در اصطلاح انتظامي به آنها اراذل و اوباش گفته مي شود. اينها افرادي هستند كه در خيابانها و كوچه ها براي نواميس مردم مزاحمت ايجاد مي كنند، عامل نزاعهاي فردي يا جمعي هستند يا در برخي موارد از كسبه و عابران باجگيري مي كنند. شايد يك انحراف و شايد هم يك تقابل باعث شد تا چيزي به اسم اوباش پديد آيد، در زماني كه پهلوانان حافظ ناموس و شرافت مردم بودند، در مقابل آنها جاهلان بروز يافتند كه دزدان سرگردنه نوعي بياباني اينها بودند. ناجوانمردي جاهلان و مردانگي پهلوانان دستمايه بسياري از ماجراها و داستانهاي ايراني بود و حكايت تقريباً عمده فيلم فارسيهاي دوره گذشته در محور همين موضوع مي چرخيد. اما اكنون دوره دگرگون شده و حاكميت قانون جايي براي اعمال سليقه و نظر شخصي براي مجازات يا تنبيه افراد نگذاشته است و شايد همين مسأله باعث شده مردم نسبت به مسأله اوباش بي تفاوت شوند و اجراي قانون در مقابل اين افراد را به مردان قانون بسپارند. حال گاه ممكن است فعاليت يا تحركات اين اوباش از ديد مأموران انتظامي هم مخفي بماند و آنگاه است كه مسأله بسيار بغرنج شده و مشكلي اجتماعي پديد مي آورد. * اوباش از كجا سبز مي شوند؟ اين اوباش قطعاً بايد محصول يك كاركرد غلط در مهندسي اجتماعي باشند، نتيجه اين كاركرد غلط اگر چه در مرحله اول اوباش هستند، اما در مراحل بعدي به مجرماني تبديل مي شوند كه امنيت اجتماعي را به مخاطره مي اندازد. بسياري از كساني كه در جريان خرده فروشي مواد مخدر، توزيع مشروبات الكلي، تجاوز به عنف و يا تشكيل باندهاي فساد و فحشا، زورگيري و سرقتهاي مسلحانه دستگير مي شوند در ابتدا يكي از همين اوباش محلي بودند كه پس از طرد از اجتماع و دستگيري توسط مأموران انتظامي يا اقامت در زندان به جرايم بزرگتري روي آورده اند. يك وكيل دادگستري در اين خصوص مي گويد: برخورد نيروي انتظامي و دستگاه قضايي با اراذل و اوباش، كاهش 75 درصدي جرايم اجتماعي را به دنبال داشته است. هوشنگ سرباز وطن مي افزايد: دستگاه قضايي با بهره گيري از نيروهاي مردمي، توانسته در شناسايي و دستگيري اوباش عملكرد مناسبي داشته باشد و كاهش پرونده هاي جرايم در مجتمعهاي قضايي و وضع موجود جامعه مؤيد اين امر است. وي تصريح مي كند: اگر چه دستگاه قضايي در برخورد با اراذل و اوباش تاكنون برخورد قاطعانه اي داشته، اما متأسفانه مراكز مراقبت پس از خروج چندان فعال نيستند و كنترل دقيقي بر اين افراد اعمال نمي شود. وي مي افزايد: به طور حتم با رها شدن مزاحمان و اراذل و اوباش در جامعه، بدون اين كه كنترلي بر آنان باشد، شاهد ارتكاب جرايم مجدد خواهيم بود، بنابراين دستگاه قضايي و نيروي انتظامي بايد در اين زمينه جدي تر وارد عمل شوند. شايد براي برخي از شهروندان مهم نباشد كه اين اراذل و اوباش چگونه پديده آمده اند اما كارشناسان اجتماعي براي حل هر معضل دنبال ريشه هاي آن مي گردند. قطعاً بد سرپرستي يا بي سرپرستي، تربيت ناسالم، نبود نظارت خانوادگي و هدايت نشدن صحيح فرزند در سنين نوجواني از جمله دلايلي است كه كارشناسان اجتماعي بر آن تأكيد دارند. بروز اين معضل در مناطق متوسط به پايين شهر نيز مؤيد اين نكته است كه بعضي عقده هاي ناشي از فشارهاي اقتصادي و حق برتري طلبي در اين معضل بي تأثير نيست.
* برخورد با مردان خشن اگر چه اغلب اراذل و اوباش غيرحرفه اي جواناني با كمتر از 20 سال سن هستند، اما اگر با همين جوانان برخورد جدي نشود، جري تر شده و در سنين بالاتر دست به خلافكاريهايي مي زنند كه مهار آن، وقت و انرژي زيادي از دستگاه قضايي و نيروي انتظامي خواهد گرفت. پس از روي كار آمدن فرمانده جديد نيروي انتظامي و انتصاب مجدد آيةا... هاشمي شاهرودي در قوه قضاييه كه موجب تغييراتي در مديرت اين دستگاه شد، تقريباً هر دو اين نيروها برخورد جدي با پديده اراذل و اوباش را در دستور كار خود قرار دادند. علاوه بر رئيس قوه قضاييه، دادستان كل كشور هم از دادستاني خواستار برخورد جدي و قاطع با اراذل و اوباش و كساني شد كه قصد ايجاد ناامني در جامعه دارند. فرمانده ناجا نيز در سخنراني و همايشهاي مختلف، فرماندهان انتظامي را به برخورد با اوباش مكلف كرد. از جمله نمودهاي عيني اين عزم قاطع اجراي طرحهاي افزايش امنيت اجتماعي ابتدا در تهران و سپس در ساير كلانشهرها و حتي شهرستانهاست. اگر چه در عمل اجراي اين طرحها با مشكلاتي رو به رو شد، اما به طور كل توانست برخي از نازيبايي هاي شهري را كاهش دهد و همين مسأله باعث ابراز رضايت مردم شد. اين ابراز رضايت، البته خيلي دوام نداشت، زيرا نمي توان كسي را به جرم اوباشگري خيلي در زندان نگه داشت و مراقبت پس از خروج نيز هنوز نتوانسته به طور كامل و جامع اجرا شد.
* حادثه آفرينان هر روز در صفحه حوادث روزنامه ها تعدادي اخبار درباره جنايتهايي كه از سوي اراذل و اوباش اتفاق مي افتد چاپ مي شود، تعداد بيشتري از اين اخبار روي تلكس خبرگزاريها مخابره مي شود و پرونده هاي تشكيل شده در كلانتريها و دادگاهها سر به آسمان مي كشد. اين در حالي است كه بسياري از افراد از ترس همين اوباش جرأت شكايت هم به خود نمي دهند. در ميان خبرهاي ريز و درشت حاكي از جرايم اوباش گاهي برخي اخبار هستند كه به جامعه شوك وارد مي كند، از جمله اخباري كه طي روزهاي گذشته مخابره شده، «دزديدن يك دختر 15 ساله در خيابان محل سكونتش»، «آزار و اذيت دختري كه كنار خيابان ايستاده بود» و ... «قتل پسر جواني در نزاع محلي» و اين اخبار هم هر روز مخابره مي شود ولي حداقل در محدوده بروز جرم يك ناامني شديد اجتماعي پديد مي آورد. برخي اوقات اوباش حتي براي نيروهاي انتظامي هم ناامني ايجاد به درگيري با آنها اقدام مي كنند كه مواردي از اين دست هم بسيار شنيده ايم كه حتي در بعضي موارد به شهادت مأمور انتظامي منجر شده است. اين خبر را بخوانيد: «چند شرور كه پس از مزاحمت براي مردم در يكي از بوستانها، متوجه حضور پليس شده بودند، پس از درگيري با مأموران انتظامي يك نفر را به شهادت رساندند و 2 پليس ديگر را مجروح كردند.»
* آنها كم نشده اند شايد اظهارات يك شهروند كه مي گفت هر روز به تعداد آنها افزوده مي شود خيلي هم دور از واقع نباشد، زيرا هر فرد شروري براي اينكه به تنهايي نمي تواند خلاف كند، چند نفري را دور خودش جمع مي كند و كافي است كه طرحهاي برخورد با اين افراد هم از جديت بيفتد، آن وقت است كه احساس مي كنند بهتر مي توانند جولان دهند. فرمانده انتظامي استان تهران با بيان آماري كه حكايت از رشد اوباش يا حداقل دستگيري آنها دارد، مي گويد: دستگيريهاي مربوط به اراذل و اوباش با رشد 800 درصدي به بيش از 7 هزار نفر رسيد كه 3500 تن با حكم قضايي روانه زندان شدند و بقيه يا تحت قرار بودن يا با اخذ تعهد آزاد شدند. البته در بسياري از شهرها كاهش فعاليت اراذل و اوباش در ملاء عام به چشم مي خورد، اما شايد نتوان به طور قطع امر بر كم شدن آنها كرد، زيرا هنوز حجم اخبار گزارش شده از خلافكاريهاي اين عده كاهش نيافته است.
* چرا مي ترسيد؟ برخي از مردم هنوز معتقدند برخورد جدي با اوباش انجام نمي شود و آنها چند روز پس از دستگيري دوباره سر از كوچه ها و خيابانها در مي آورند. البته اين ذهنيت گاهي اوقات با حضور اوباشي كه چندي قبل دستگير شدند در محل قبلي تقويت مي شود، كه گاه ممكن است فرد حتي با قرار آزاد شده باشد. اما در عين حال آزادي و حضور فرد و تكرار خلافهاي قبلي اين ناامني ذهني را در شهروندان به وجود مي آورد كه حق انتقام در وي پديد آمده و كينه خود را نسبت به كسي كه به پليس خبر داده يا تماس گرفته با اعمال مجرمانه اي بروز دهد. همين مسأله اندك اندك سبب مي شود تا مردم يا با معضل اوباش كنار آمده يا خود را از آنها دور كنند و همكاري با پليس به هيچ وجه در دستور كار قرار نگيرد. از طرفي برخي اوقات پليس نمي تواند دلايل مستند و مستدلي براي دستگيري اين افراد يا ارايه به دادگاه بيابد و چون شاكي وجود ندارد و مردم حاضر نيستند از اين افراد شكايت كنند در مقابل آنها كوتاه مي آيد. اين برخورد دو طرفه يعني بي اعتمادي مردم به برخورد پليس با اوباش و بي اعتمادي پليس به مردم در خصوص شكايت از افراد دستگير شده، باعث مي شود فقط اوباش فضا را براي خلافهاي خود بازتر و مطلوب تر بيابند و بر وسعت اعمال مجرمانه بيفزايند. اما حل اين مسأله در گرو حضور به موقع پليس در منطقه براي برخورد با اشرار و اوباش و اطلاع رساني مناسب در اين خصوص است تا اعتماد مردم جلب شود، اگر چنين شود به طور قطع مردم براي شكايت از عاملان آزار و اذيت ساكنان يك محل در كلانتري حاضر شده و پليس را براي مجازات اوباش ياري مي رسانند.اين مسأله قطعاً نيازمند فرهنگسازي مداوم از جانب پليس است كه به نظر مي رسد اكنون تا حدود زيادي مغفول واقع شده است.
* مسأله را حل كنيد تمام اين اقدامها از برخورد پليس و اجراي طرحهاي انتظامي تا برخورد جدي دستگاه قضايي و مراقبت بعد از خروج هيچ كدام چاره كار نيست، زماني كه در جامعه توليد اوباش وجود داشته باشد با هزار طرح هم نمي توان مسأله را ريشه كن كرد، بلكه فقط آن هم تا حدودي در ظاهر شهرها از وجود اين افراد پاك مي شود و چه بسا آنها را به سمت جرايم سنگين تر بكشاند.بنابراين، بايد با بررسي ساختار اجتماعي، مشكلاتي كه به بروز اين ناهنجاري منجر مي شود را شناخت و آن را رفع كرد. فقر اقتصادي، كاستيهاي اجتماعي و ضعف فرهنگي سه عامل عمده بروز چنين پديده اي در جوانان است كه البته دو عامل آخر هم تا حدودي از عامل اول نشأت مي گيرند. عدالت و رفع تبعيض بهترين داروي درمان دردهاي اجتماعي است و اين درد را هم مي توان به مدد توسعه عدالت در اقشار متوسط به پايين جامعه تا حدودي التيام بخشيد و زمينه را براي امنيت اجتماعي تا حدود زيادي مهيا كرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تريلي حادثه ساز پنج سرنشين پرايد را سوزاند
شهركرد - خبرنگار قدس: بنابر گزارش معاونت اجتماعي و ارشاد فرماندهي نيروي انتظامي چهارمحال و بختياري، مقارن ساعت 19 بيست و نهم مردادماه يك دستگاه تريلي كه از مسير لردگان به طرف بروجن در حركت بود به علت نامعلومي در سرازيري گردنه كره بس از مسير منحرف و با يك دستگاه خودرو وانت پيكان و يك دستگاه كمپرسي و يك دستگاه وانت نيسان برخورد كرد. اين تصادف باعث وارد آمدن خسارات به خودروها شده و خوشبختانه آسيبي به رانندگان و سرنشينان وارد نشد، اما در ادامه تريلي با يك دستگاه مزدا به شدت برخورد مي كند كه در همان لحظه خودرو مزدا آتش گرفته و مي سوزد.
راننده خودرو مزدا به بيرون پرتاب شده و جان سالم به در مي برد. تريلي در ادامه با يك دستگاه پرايد به شدت برخورد مي كند كه در نتيجه هر دو خودرو دچار حريق شده و متأسفانه 5 نفر از سرنشينان خودرو پرايد در آتش سوختند.
علت اين حادثه دلخراش و ناگوار از سوي كارشناسان راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي در دست بررسي است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تقويم آموزش زندان مشهد تدوين مي شود
گروه حوادث: در اجراي مصوبات شوراي عالي جوانان، دكتر عصارنيا مشاور استاندار و رئيس سازمان ملي جوانان به همراه هيأتي از بندهاي جوانان، مدرسه و كارگاههاي حرفه آموزي زندان مشهد بازديد كردند.
به گزارش روابط عمومي زندانهاي خراسان رضوي، بازديدكنندگان از نزديك با برنامه هاي فرهنگي، تربيتي زندان آشنا شدند. به گزارش رسيده، سپس هيأت مذكور در معيت مسؤولان اداره كل با حضور در كانون اصلاح و تربيت مشهد نزديك به 2 ساعت از تمامي قسمتهاي فرهنگي و واحدهاي تربيتي و خدماتي كانون اصلاح و تربيت بازديد كرده و با مددجويان اين مركز گفتگو كردند.
شايان ذكر است در پايان اين بازديدها طي جلسه اي مشترك با حضور نادري مهر رئيس اداره فرهنگي زندانهاي استان و مدير كانون مشهد در خصوص همكاري مشترك و تدوين برنامه هاي آموزشي و حرفه آموزي بحث و تبادل نظر گرديد و مقرر شد تقويم آموزشي مشترك در جهت اصلاح و تربيت مددجويان تهيه و با همكاري طرفين برنامه هاي پيش بيني شده اجرا گردد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ستاد ديه خراسان رضوي 55 زنداني را آزاد كرد
گروه حوادث: ستاد مردمي رسيدگي به امور ديه و كمك به زندانيان نيازمند خراسان رضوي در راستاي آزادسازي و رفع مشكلات زندانيان مالي و ديه توانست طي 3 ماهه نخست سال جاري 55 زنداني را آزاد نمايد.
به گزارش روابط عمومي اداره كل زندانهاي استان، منصور عبادي مديرعامل ستاد ديه خراسان رضوي با اعلام اين خبر افزود: از اين تعداد زنداني آزاد شده 52 نفر مرد و 3 نفر زن بوده اند كه 31 نفر آنها توسط ستاد ديه و 24 نفر توسط كمكهاي كميته امداد امام خميني (ره) آزاد شده اند.
عبادي همچنين گفت: كل مبلغ هزينه شده جهت آزادسازي اين تعداد زنداني 5/1 ميليارد ريال بوده است كه از اين مبلغ 348 ميليون ريال وام وجوه اداره شده و ستاد رانندگان 143 ميليون ريال وام ستاد ديه، حدود يك ميليارد ريال وام كميته امداد امام خميني (ره) و مبلغ 43 ميليون ريال كمك بلاعوض بوده است.
عبادي مديرعامل ستاد ديه استان همچنين افزود: از تعداد كل زندانيان آزاد شده 6 نفر با وام بلاعوض 11 نفر آزادي با مشاوره و 38نفر به وسيله پرداخت وام ستاد ديه و كميته امداد آزاد شده اند. همچنين طي سه ماهه گذشته ستاد ديه استان از زنداني شدن 6 نفر با پرداخت وام جلوگيري كرده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آموزش «نفر به نفر» نهضت در زندان فردوس
گروه حوادث: با عنايت به اهميت سوادآموزي و در راستاي سياستهاي اصلاحي و تربيتي سازمان زندانها جلسه مشتركي بين رئيس زندان و رئيس نهضت سوادآموزي شهرستان فردوس برگزار گرديد.
به گزارش روابط عمومي اداره كل زندانهاي خراسان رضوي، ياري رئيس نهضت سوادآموزي شهرستان فردوس با تأكيد بر امر سوادآموزي، از برنامه هاي مختلف اين اداره در جهت ريشه كني بيسوادي در شهرستان خبر داد و افزود: مجموعه نهضت سوادآموزي تمام تلاش خود را صرف رفع بيسوادي از زندانيان مرد و زن خواهد كرد و در همين راستا تاكنون نسبت به تشكيل 2 كلاس مقدماتي و تكميلي نهضت در اين زندان اقدام نموده كه از ديگر اقدامات درخور توجه، مقوله آموزش مهارتهاي اساسي زندگي مي باشد و باعث رفع بيسوادي در جمعيت زندان خواهد شد.
محبي مسؤول آموزش نهضت سوادآموزي فردوس در ادامه از برگزاري دوره هاي آموزش «نفر به نفر» در مهرماه جاري خبر داد و افزود: با توجه به حساسيت موضوع، با ارسال كتابهاي مختلف در جهت غني سازي سطح اطلاعات مددجويان اقدام خواهيم كرد و با اعزام مربيان مربوطه نيز جهت زندانيان نسوان، دوره هاي آموزشي مهارتهاي اساسي زندگي برگزار خواهد شد.
شايان ذكر است هم اكنون 25 نفر سوادآموز در مرحله مقدماتي و تكميلي نهضت مشغول به تحصيل مي باشند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كاهش تصادفات فوتي در استان قزوين
قزوين - خبرنگار قدس: فرمانده انتظامي استان قزوين در گفتگو با خبرنگار ما از كاهش 4/10 درصدي تصادفات فوتي در اين استان خبر داد.
امير حق جو با اعلام اين خبر گفت: در سه ماه اول سال جاري بنابر گزارش پزشكي قانوني كشور، استان قزوين به نسبت مدت مشابه سال قبل كاهش معادل 4/10 درصدي در تصادفات منجر به فوت داشته است و از اين نظر در رده هاي اول كشور قرار دارد.
وي افزود: بيشتر تصادفات درون شهري كه منجر به فوت مي شود توسط موتورسواران متخلف مي باشد و در همين راستا در طرح سامان دهي موتورسواران متخلف، در چهار ماهه اول سال جاري 7 هزار و 950 دستگاه موتورسيكلت توقيف شده است.
امير حق جو گفت: 5 نفر از اراذل و اوباش كه در منطقه لوشان اقدام به ضرب و جرح مهندس پروژه آزادراه قزوين - رشت كرده بودند توسط مأموران نيروي انتظامي قزوين دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.
وي خاطرنشان كرد: دو شبكه هرمي گلدكوئست در استان قزوين منهدم و 30 نفر در اين رابطه دستگير شدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مسابقات واليبال زندانهاي خراسان رضوي تمام شد
گروه حوادث: يك دوره مسابقات واليبال ويژه مددجويان زندانهاي خراسان رضوي و به ميزباني زندان مركزي مشهد به مدت سه روز برگزار شد.
به گفته مسؤول روابط عمومي اداره كل زندانهاي استان، اين مسابقات به صورت دوره اي و با حضور 8 تيم در دو گروه برگزار گرديد كه در پايان تيمهاي مشهد و چناران از گروه يك و نيشابور و تربت جام از گروه دو به مرحله نهايي راه يافتند.
ناصري گفت: در مسابقه فينال اين دوره نيز تيمهاي واليبال زندان مشهد و چناران به مصاف هم رفته و در نهايت تيم واليبال زندان مركزي مشهد با غلبه بر حريف خود به مقام قهرماني اين دوره از مسابقات نايل آمد.
شايان ذكر است، كاپ اخلاق اين دوره از مسابقات به زندان سبزوار تعلق گرفت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- باند سرقت موتورسيكلت در اسفراين متلاشي شد
گروه حوادث: با تلاش مأموران انتظامي شهرستان اسفراين باند سرقت موتورسيكلت در اين شهرستان متلاشي گرديد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان شمالي، يك باند سرقت موتورسيكلت در شهرستان اسفراين با تلاش مأموران انتظامي اين شهرستان متلاشي و 4 نفر سارق حرفه اي در اين راستا دستگير و تحويل مقامهاي قضايي شدند.
برپايه اين خبر، مأموران كلانتري 11 وليعصر(عج) شهرستان اسفراين در معيت مأموران آگاهي در يك اقدام عملياتي در محلهايي كه قبلاً از آن جا سرقت موتورسيكلت انجام شده بود در نقاط مختلف شهرستان مترصد سارقان بودند كه در اين رابطه به 3 نفر متهم سابقه دار اهل شهرستان بجنورد برخورد و آنان را دستگير كردند.
متهمان ابتدا منكر هرگونه سرقت بودند ولي در برابر جديتهاي فني و پليسي مأموران لب به اعتراف گشودند و به 4 فقره سرقت موتورسيكلت از نقاط مختلف شهرستان اسفراين و يك مورد سرقت از شهرستان بجنورد معترف شدند.
همچنين يك نفر سارق موتورسيكلت اهل و ساكن اسفراين كه به نحوي با سارقان همدست بود، دستگير و از وي يك دستگاه موتورسيكلت مسروقه كشف شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دستگيري چند سارق مسلح در اطراف شيراز
شيراز- خبرنگار قدس: با تلاش مأموران انتظامي سارقاني كه اقدام به سرقت مسلحانه در اطراف شيراز كرده بودند، طي دو مرحله دستگير شدند.
در همين رابطه در اولين مرحله زني به نام «زهرا» با مراجعه به كلانتري 44 كوار اعلام كرد كه در مغازه موبايل فروشي اش مشغول كار بوده است كه 3 فرد ناشناس به بهانه خريد موبايل وارد مغازه شده و يكي از آنها با تهديد سلاح كلاشنيكف دو دستگاه گوشي موبايل را به سرقت برده و متواري شده اند.
مأموران پس از اطلاع از اين موضوع آلبوم عكس مجرمان را به مالباخته نشان دادند، وي يكي از سارقان به نام «رضا» معروف به دشتي را شناسايي كرد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي فارس، در تحقيقات انجام شده، مأموران «رضا» را دستگير كرده و از نامبرده يك قبضه سلاح كلاشنيكف با تعدادي فشنگ كشف نمودند. وي در تحقيقات اعتراف كرد كه با همدستي مردي به نام «علي اكبر» و فردي ديگر اقدام به سرقت كرده اند.
لازم به ذكر است، سارق دستگير شده متهم سابقه داري است كه با قيد ضمانت آزاد شده است.
بنابراين گزارش، در آخرين مرحله، مردي به نام «شيرمحمد» كه با سلاح كلاشنيكف قصد سرقت كابل برق از درون باغي در اطراف شيراز را داشت، هنگامي كه وارد باغ مي شود صاحب باغ متوجه حضور وي شده و اقدام به تعقيب سارق مي كند.
در نتيجه سارق با رها كردن اسلحه متواري مي شود كه در نهايت با تلاش مأموران آگاهي شناسايي و دستگير شد. وي در تحقيقات اقرار كرد كه به قصد سرقت كابل برق وارد باغ شده است.
شايان ذكر است، در حال حاضر تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- برخورد تريلي و اتوبوس 3 كشته برجاي گذاشت
شيراز- خبرنگار قدس: در يك سانحه رانندگي كه در محور سعادت شهر - شيراز اتفاق افتاد 7 نفر كشته و زخمي شدند.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي فارس، يك دستگاه اتوبوس به رانندگي فردي به نام «عبدا...» در محور شيراز - اصفهان در جاده جديد سعادت شهر - شيراز حوالي دو راهي امامزاده عقيل با يك دستگاه تريلي به رانندگي حسين تصادف كرد كه اين حادثه منجر به فوت 3 نفر از سرنشينان اتوبوس و مصدوميت 3 نفر از ديگر مسافران اتوبوس و راننده تريلي شد.
گفتني است، در حال حاضر تحقيقات در رابطه با چگونگي وقوع اين حادثه در دست بررسي است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- برداشت از حساب شركت با مهر دست ساز
ايلام - خبرنگار قدس: در پي شكايت مديرعامل شركت «نوين نگار» مبني بر جعل مهر و سرقت دو فقره چك از اين شركت، مأموران اداره مبارزه با جرايم خاص و رايانه اي استان، تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كرده كه در بررسيهاي به عمل آمده، به يكي از كارگران اين شركت مشكوك شدند.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان ايلام، متهم در بازجوييهاي به عمل آمده به جرم خود اعتراف كرد و اظهار داشت: با جعل مهر شركت اقدام به سرقت دو فقره چك به مبلغ 20 ميليون تومان از حساب شركت كردم.
متهم دستگير و براي بررسي بيشتر به مراجع قضايي تحويل داده شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ارايه مشاوره حقوقي رايگان در زندان گناباد
گروه حوادث: طي هماهنگي صورت گرفته با وكلا و مشاوران حقوقي سطح شهرستان گناباد اولين جلسه مشاوره و معاضدت رايگان حقوقي زندانيان تشكيل شد.
به گزارش روابط عمومي اداره كل زندانهاي استان خراسان رضوي، روشندل رئيس زندان گناباد با اعلام اين خبر افزود: سياست سازمان زندانها در خصوص حقوق قانوني مددجويان بر اين است كه نسبت به پرونده قضايي خود در مراجع قضايي و زندانها آگاهي كامل داشته و اين امر در مورد زندانياني كه به دليل فقر مالي قادر به پرداخت هزينه هاي مشاوره حقوقي نمي باشند، به تدريج در زندان گناباد به طور رايگان اجرا خواهد شد.
شايان ذكر است، در اين جلسه بيش از 10 نفر از مددجويان به طرح مشكلات حقوقي خود پرداخته و پاسخ لازم را دريافت كردند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تصادف، 2 راكب موتور را به كام مرگ فرستاد
همدان - خبرنگار قدس: برخورد خودروسواري تويوتا با يك دستگاه موتورسيكلت، مرگ دو راكب آن را رقم زد.
به گزارش خبرنگار ما، يك دستگاه خودروسواري تويوتا كه در شهرستان نهاوند در حال حركت بود با يك دستگاه موتورسيكلت به راكبي عابدين سلگي و ترك نشين نورالدين سوري برخورد و هر دو راكب موتور به علت شدت جراحات وارده فوت كردند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اجراي طرح كاشف به كشف 10 خودروي سرقتي منجر شد
اصفهان - خبرنگار قدس: طرح انتظامي كاشف با هدف بالا بردن آمار كشف وسايل نقليه مسروقه و دستگيري سارقان به مدت 48 ساعت در اصفهان به اجرا گذاشته شد.
معاون آگاهي شهرستان اصفهان در اين زمينه عنوان داشت: با اجراي اين طرح در سطح شهر مأموران معاونت آگاهي موفق شدند 10 دستگاه خودرو مسروقه، 56 دستگاه موتورسيكلت مسروقه، 4 دستگاه خودرو تحت تعقيب مراجع قضايي و 20 دستگاه خودرو و موتورسيكلت فاقد اصالت را كشف و ضبط نمايند.
سرگرد حسين زاده افزود: طي اجراي اين طرح 6 نفر سارق نيز دستگير شدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دستگيري 90 نفر افغاني غيرمجاز در سبزوار
سبزوار - خبرنگار قدس: 90 نفر افغاني كه به صورت غيرمجاز در سبزوار تردد مي كردند، دستگير شدند.
فرمانده انتظامي سبزوار گفت: 90 نفر افغاني كه به صورت غيرمجاز در مسير مشهد به تهران در حال تردد بودند توسط كاركنان اتباع خارجه معاونت اطلاعات فرماندهي انتظامي سبزوار دستگير شدند.
سرهنگ پاسدار محمدرضا كارگر افزود: اين تعداد افغاني كه با چهار دستگاه اتوبوس به طور غيرقانوني قصد عزيمت به تهران را داشتند با هوشياري و تيزبيني كاركنان اداره اتباع خارجه معاونت اطلاعات اين فرماندهي شناسايي و پس از متوقف نمودن اين چهار دستگاه اتوبوس تعداد 90 نفر سرنشين آن را دستگير و با توجه به عدم داشتن برگ تردد و پاسپورت براي طرد از ميهن اسلامي به اردوگاه سفيدسنگ شهرستان فريمان انتقال تا ساير اقدامات در خصوص اين افراد انجام گيرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شليك گلوله، قلب جوان را از كار انداخت
شيراز- خبرنگار قدس: در يك اقدام به قتل در اطراف شهرستان كازرون در استان فارس، جوان 18 ساله اي به علت اصابت گلوله به قلبش جان خود را از دست داد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي فارس، در پي كسب خبري مبني بر قتل فردي به هويت «مهدي» 18 ساله در شهر خشت، مأموران پاسگاه خشت در محل فوق حضور يافتند و تحقيقات اوليه آغاز شد.
بنابراين گزارش، مأموران پس از حضور در محل مشاهده كردند كه مقتول از ناحيه قلب هدف اصابت يك گلوله قرار گرفته و به قتل رسيده است.
در بازرسي از محل يك دستگاه موتورسيكلت متعلق به مقتول، تعداد 3 عدد پوكه، يك فشنگ سلاح كلاشنيكف و يك قبضه چاقو كشف و اقدامات قانوني معمول انجام شد. شايان ذكر است، در حال حاضر تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دستگيري سه كلاهبردار در استان يزد
سه نفر كلاهبردار كه در استان يزد با ارايه مدرك شناسايي جعلي به بانكها و گرفتن دسته چك اقدام به كلاهبرداري مي كردند، دستگير شدند.
اين سه نفر مدارك جعلي نظير شناسنامه، گواهينامه و حتي مهر بانكها را با دادن مبلغ يكصد هزار تومان از فردي در خيابان ناصرخسرو تهران تهيه كرده بودند.
متهمان با ارايه مدارك جعلي به بانكهاي دولتي و خصوصي و افتتاح حساب دسته چك مي گرفتند كه تعدادي از برگ چكها نيز در بين مردم پخش شده بود.
شايان ذكر است كه پس از درخواست اين افراد به بانك تجارت استان يزد براي گرفتن دسته چك و متعاقباً استعلام اين بانك از اداره ثبت احوال استان در مورد شناسنامه و كارت شناسايي اين افراد، مشخص شد كه مدارك آنها جعلي است.
اين سه نفر اهل خرم آباد، ساوه و تهران مي باشند و در حال حاضر با قرار بازداشت موقت در زندان به سر مي برند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دادگاه قتل خواهرزاده برگزار شد؛متهم: اول نمي خواستم او را بكشم
گروه حوادث: مرد شكاكي كه سال گذشته خواهرزاده خود را به قتل رسانده است، محاكمه شد.
در ابتداي اين محاكمه كه صبح ديروز در شعبه 71 و به رياست قاضي «عزيز محمدي» و چهار قاضي مستشار اين دادگاه برگزار شد، «حيدري» به عنوان نماينده دادستان به قرائت كيفر خواست صادره پرداخت و گفت: در اين پرونده، «ناصر» 49 ساله متهم است در بيست و ششم آبان ماه سال 84 خواهرزاده اش به نام «سعيد» را در منزل مسكوني خود با ضربات چاقو به قتل رسانده است.
وي افزود: متهم پس از دستگيري صريحاً به جرم خود اعتراف نموده و انگيزه اش را ارتباط نامشروع مقتول با همسر خود اعلام كرده است.در حالي كه تحقيقات پليسي و قضايي نشان مي دهد كه ادعاي مطرح شده كذب بوده و متهم فقط به علت اختلالهاي رواني و شكاك بودن، مرتكب قتل شده است.
در ادامه اين دادگاه، همسر متهم به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شد و در خصوص ادعاي همسرش گفت: همسرم از سال 76 دچار اختلالهاي رواني شده و از آن موقع به بعد همواره نسبت به من مشكوك است.
وي با بيان اينكه متهم بارها او را مورد ضرب و جرح قرار داده است، افزود: به علت آزار و اذيت هاي زياد، چند بار از وي خواسته بودم تا از هم جدا شويم، اما همسرم حاضر به جدايي نبود.
وي با رد ادعاي همسرش گفت: با «سعيد» هيچ ارتباط نامشروعي نداشتم و وي را مثل فرزندم مي دانستم.
وي در تشريح ماجرا اظهار داشت: از يك ماه قبل از حادثه، «سعيد» كه به علت اعتياد از سوي خانواده اش طرد شده بود، به منزل ما آمد. در اين مدت، همواره سعي كردم تا اعتياد را ترك كند، به گونه اي كه مي خواستم نزد همسرش بروم و از او بخواهم تا مجدداً با وي زندگي كند.
وي افزود: تا دو هفته بعد هيچ مشكلي پيش نيامد، تا اينكه با اجازه همسرم با هم به پارك رفتيم. آنجا سعيد از من خواست تا با هم عكس بگيريم. با توجه به شكاك بودن همسرم، نمي خواستم قبول كنم اما به اصرار خواهرزاده همسرم پذيرفتم؛ اما عكس را در اختيار همسرم قرار دادم تا فكر بدي نسبت به ما نكند.
اين زن همچنين گفت: چند روز ديگر گذشت، تا اينكه يك شب ساعت 20 به قصد خريد از منزل خارج شدم. «سعيد» به دنبالم آمد و گفت كجا مي روي؟ گفتم، مغازه، گفت شب است، من هم با تو مي آيم. قبول نكردم. اما به هر حال، به دنبالم آمد. وقتي برگشتم، همسرم منتظرم بود و با عصبانيت به من گفت: اين موضوع بوي خون مي دهد.وي در خاتمه در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه آيا به سعيد قول ازدواج داده بودي؟ گفت: خير، به هيچ كس چنين قولي نداده بودم، هر چند او از من خواسته بود كه پس از جدايي از دايي اش، همسر او شوم. اما من در پاسخش گفتم تا 4 سال بعد از جدايي با كسي ازدواج نمي كنم.
در ادامه اين جلسه، متهم در برابر هيأت قضايي ايستاد و با قبول اتهام وارده مبني بر قتل «سعيد»، گفت: همسرم با خواهرزاده ام ارتباط نامشروع برقرار كرده بود، بارها آنها را با هم ديده بودم، اما جرأت نداشتم مخالفت كنم.
وي افزود: در ابتدا قصد قتل سعيد را نداشتم، اما وقتي سر همين موضوع با هم به مشاجره پرداختيم و او به طرفم حمله ور شد، من نيز چند ضربه چاقو به سينه و گردنش وارد كردم و او را به قتل رساندم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- يك روز پس از مبعث صورت گرفت؛ديدار خواهران دوقلو پس از 46 سال
دو خواهر دوقلو پس از 46 سال همديگر را در شيراز پيدا كردند.
به گزارش ايسنا، سال 1339 در پي وقوع زلزله اي در شهرستان لار، مردم از ترس به چادرها پناه بردند. در ميان پناهجويان زن بارداري حضور داشت كه ناگهان دچار درد زايمان شد و به همين دليل با انتقال به بيمارستان نمازي شيراز، وضع حمل كرد كه حاصل آن نوزادان دوقلوي دختر بود.
اما دست تقدير باعث جدايي يكي از دخترها از مادر شد.
پرستار بخش به بهانه اينكه يكي از دوقلوها مريض است و بايد در دستگاه نگهداري شود، او را از مادر جدا مي كند و حين ترخيص مادر به او مي گويند 6 ماه ديگر مي تواند به بيمارستان مراجعه و بچه خود را تحويل بگيرد.
بعد از گذشت 6 ماه و هنگامي كه مادر براي تحويل بچه خود به بيمارستان مراجعه مي كند به او مي گويند: بچه فوت شده و مادر ناراحت به خانه باز مي گردد.اين در حالي بوده كه پرستار بيمارستان، بچه را به خانواده اي كه بچه دار نمي شدند، مي دهد.مردي كه از اين پس وظايف پدري را قرار بود براي اين دختر عهده دار شود، به دليل نوع شغلش كه ارتشي بوده از شيراز به دزفول انتقال مي يابد و بدين ترتيب سالها مي گذرد و فرزند خوانده شان به خانه بخت مي رود و پس از مدتي نيز پدر و مادر ناتني اش فوت مي كنند؛ بدون اينكه دختر از هويت واقعي اش مطلع باشد.در اين ميان سالها بعد، خاله ناتني دختر، او را از هويت اصلي اش آگاه مي كند و به او مي گويد: «تو بچه زلزله لار هستي»!
با آن كه شنيدن حقيقت، اين دختر و همسرش را متأثر كرد، اما آنها تصميم به يافتن هويت واقعي زن گرفتند.خانم افشار، مشاور حقوقي كه به صورت كاملاً اتفاقي با اين زن آشنا شده گفت: در اتوبوس شركت واحد نشسته بوديم و مي خواستيم از آزادي به شهرك جديد انديشه برويم. زن بغل دستي شغل مرا جويا شد كه به او گفتم: مشاور حقوقي هستم. از اين رو وي سرگذشت خود را برايم تعريف كرد و از من كمك خواست، و من از وي تقاضاي ارايه مدارك كردم.وي افزود: مدارك شامل عكس دو سالگي او و عكسهاي فعلي وي بود. به همين منظور ابتدا به شيراز سفر كردم و به بيمارستان نمازي اين شهر رفتم آنجا به من گفتند: اين پرستار فوت شده و پرسنل بيمارستان نيز همگي تغيير كرده اند و هيچ مدركي هم در آرشيو نداريم.
اين مشاور حقوقي يادآور شد: نااميد نشدم به لار رفتم، عكسهاي بچگي و فعلي او را پرينت گرفتم و بزرگ كردم و در حالي كه لار فعلي به دو قسمت لار قديم و لار جديد تقسيم شده، عكسها را در سطح شهر بويژه در قسمت لار قديم توزيع كردم. از چند خانواده موضوع را پيگيري كردم تا سرانجام موفق شدم خانواده دختر را پيدا كنم، اما آنها براي زيارت حرم مطهر امام رضا(ع) به مشهد رفته بودند. در اين حال به هلال احمر لار رفتم و شماره تلفن خود را به آنها دادم و تقاضا كردم هنگام برگشت خانواده، آنها با من تماس بگيرند.
وي ادامه داد: بدين ترتيب وقتي اعضاي اين خانواده از سفر بازگشتند، همسايه آنها كه اتفاقاً او نيز وكيل و مشاور حقوقي بود، عكسها را به آنها نشان مي دهد و ماجرا را برايشان بازگو مي كند كه آنها اظهار مي كنند: «ما گمان كرديم، دخترمان مرده، زيرا بيمارستان به ما اين را گفته بود».افشار افزود: وقتي خانواده با من در تهران تماس گرفتند، از آنها خواستم مدارك را برايم نمابر كنند و وقتي مدارك را مطابقت دادم، متوجه شدم خواهرهاي دوقلو پس از 46 سال همديگر را پيدا كرده اند.وي با مبارك خواندن عيد سعيد مبعث در اين ماجرا گفت: من روز عيد مبعث به لار رفتم، ولي به فاطمه (خواهر گمشده) گفتم: شما روز بعد به لار بياييد، آنها روز پس از عيد مبعث به لار آمدند. در حالي كه قلبهاي دو خواهر بشدت مي تپيد و دلشوره عجيبي داشتند، سعي كرديم آنها را روبه روي هم قرار بدهيم، بدون اينكه به آنها بگوييم: شماها با هم خواهريد، سرانجام در حالي كه يك خواهر از هلال احمر لار بيرون مي رفت، خواهر ديگر وارد شد و ناخودآگاه همديگر را در آغوش گرفتند. اين مشاور حقوقي در پايان گفت: براي رسيدن اين دو خواهر به يكديگر خيلي سختي كشيديم، بويژه اينكه دختر گمشده به فاميل ناپدري خود بود و دختر ديگر هم به فاميل مادري خود بود! زيرا ظاهراً هنگام صدور شناسنامه برادرزن به اشتباه فاميل خود را به مأمور ثبت احوال مي گويد و شناسنامه به فاميلي مادر بچه صادر مي شود، به همين دليل اثبات خواهري اين دو كار بسيار دشواري بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زورگير صد متري در چند متري دادگاه
گروه حوادث: بي احتياطي دختري جوان در سوار شدن ماشين شخصي در بزرگراه موجب پريشاني خانواده و سرقت طلاهاي وي گرديد.
به گزارش معاونت آگاهي خراسان رضوي در پي اعلام شكايت خانواده دختري مبني بر اينكه وقتي دخترشان در بزرگراه صد متري منتظر تاكسي بوده، خودروي پرايدي به عنوان مسافركش وي را سوار كرده و بعد از طي مسافتي در فرصتي مناسب و در مكان خلوت، خودرو را متوقف و به زور طلاهاي دختر را به سرقت برده است.
در اين زمينه كارآگاهان دايره سرقت به عنف آگاهي مشهد براي شناسايي سارق اقدام و پس از كسب اطلاعات اوليه و انجام چهره نگاري فرد مجرم، به تجزيه و تحليل اطلاعات به دست آمده پرداخته و به دو شماره پلاك با نبود قطعيت از مشاهده لحظه اي دختر از شماره خودروي سارق به دست آمد كه هيچ كدام صحيح نبود، اما با تيزهوشي كارآگاهان و تلفيق اين دو شماره پلاك با توجه به ذهنيت دختر جوان و بررسي در بانكهاي اطلاعاتي دريافتند كه يكي از شماره ها به خودروي پرايد سفيد رنگ مربوط مي باشد و پس از شناسايي مالك اوليه، پرايد مذكور كه پنج بار خريد و فروش شده بود، فرد مورد نظر شناسايي و پس از مواجهه با دلايل و مدارك مستند پليس و تصوير چهره نگاري و علايم ظاهري قيد شده در بازجويي اوليه دختر، وي دستگير و به جرم خود اعتراف كرد و طلاهاي مسروقه را به صاحبش برگرداند.
در اين رابطه كارشناسان پليس آگاهي به زنان و دختران جوان توصيه مي كنند در مسيرهاي خلوت به صورت انفرادي سوار خودروهاي شخصي نشوند و در انتخاب وسيله نقليه دقت لازم را داشته باشند، همچنين طلاها و كيف خود را دور از چشم ديگران قرار دهند تا دچار مشكل نشوند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دزد رودخانه حلزون به زندان رفت
گروه حوادث: با تلاش مأموران انتظامي يك سارق زورگير شناسايي و دستگير شد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، سوم شهريورماه فردي به نام مهدي به پاسگاه حصارگلستان مراجعه و طي شكايتي اعلام كرد كه به اتفاق همسرش در حاشيه رودخانه حلزون در حال استراحت بوده كه سه جوان به آنها حمله كرده و با تهديد و زور مقداري پول به همراه طلاهاي همسرش را سرقت و از محل متواري شده اند.
در اين رابطه اكيپ ويژه اي از مأموران تجسس پاسگاه به محل اعزام و با زير نظر گرفتن محل موفق شدند يكي از سارقان به نام كاظم را شناسايي و دستگير نمايند. در ادامه ضمن بازجويي از متهم و اعتراف به سرقت، تحقيقات براي دستگيري ديگر سارقان همچنان ادامه دارد.
رئيس پليس آگاهي خراسان رضوي در توصيه اي از شهروندان خواست تا در انتخاب محل تفريح و تفرج دقت بيشتري اعمال كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- موبايل دزد را مشتري مغازه لو داد
گروه حوادث: سارقي كه با ترفندي خاص اقدام به سرقت گوشي تلفن همراه كرده بود، با هوشياري مشتري مغازه دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 12 روز گذشته فردي به بهانه خريد تلفن همراه وارد يك فروشگاه در محدوده ميدان شريعتي مشهد شد و كنار مشتري مغازه نشست.
صاحب مغازه در اين هنگام براي انجام كاري ضروري براي لحظاتي از مغازه خارج شد، و اين در حالي بود كه شاگرد وي نيز در داخل مغازه نبود و جلوي در ايستاده بود.
در اين هنگام، سارق كه اظهار مي كرد از دوستان صاحب مغازه است، گوشي گران قيمت روي ميز را برداشت و از مغازه خارج شد. مشتري مغازه كه شاهد رفتار مشكوك سارق شده بود، بلافاصله شاگرد مغازه را در جريان گذاشت و شاگرد موبايل فروش با توجه به فرار سارق، به تعقيب وي پرداخت.
شاگرد مغازه پس از دقايقي جستجو، سارق را كه به داخل بانك در همان نزديكي رفته و خود را در بين مشتريان بانك پنهان كرده بود، مورد شناسايي قرار داد .
دزد موبايل ضمن تحويل موبايل مسروقه، با التماس از شاگرد مغازه خواست تا او را رها كند. همين كه شاگرد مغازه با همكاري چند نفر كسبه وي را تحويل مأمور انتظامي مستقر در محل داد متهم از چنگ مأمور انتظامي گريخت، ولي با تلاش مجدد شاگرد موبايل فروش، دوباره دستگير شد. هم اكنون با توجه به سرقتهاي مشابه تلفن همراه در محدوده ميدان شريعتي، تحقيق به منظور كشف سرقتهاي احتمالي ديگر از متهم ادامه دارد.
گروه حوادث: يك خانواده سارق، به 11 فقره سرقت از منازل شهرستان خوي اعتراف كردند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، مأموران معاونت آگاهي شهرستان خوي در پي چند فقره سرقت منزل، عمليات ويژه اي را براي دستگيري سارقان آغاز كردند.
اين گزارش حاكي است، مالباختگان در تحقيقات خود به مأموران اظهار داشتند: يك دستگاه پيكان سفيد رنگ با دو سرنشين، ابتدا زنگ منازل را مي زدند و خودشان را بعنوان متكدي معرفي مي كردند.
در ادامه خبر، مأموران در بررسيهاي اوليه متوجه شدند سارقان غيربومي بودند.در اين ميان مأموران معاونت آگاهي از يك سرقت باخبر و به محل اعزام شدند.
با كمك و راهنمايي هاي شاكيان، سارقان حين سرقت دستگير و در بازجوييهاي به عمل آمده متهم به 11 فقره سرقت از منازل خوي به همراه فرزند و همسرش اعتراف كرد.
گفتني است، متهمان ضمن تشكيل پرونده به مراجع قضايي معرفي شدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زن رواني قبل از خودكشي، شوهرش را كشت
گروه حوادث: زني در پي جنون آني پس از قتل همسر دومش، خودش را نيز از پشت بام يك مجتمع مسكوني به پايين پرت كرد.
اين زن لحظاتي قبل از اقدام به خودكشي ناموفق خطاب به مرد همسايه اي كه وقوع حادثه را به پليس گزارش داد، گفت: همسرم مي خواست مرا با چاقو مورد حمله قرار دهد كه من با ضربه چاقو او را به قتل رساندم.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 30/5 بامداد روز گذشته چهارم شهريورماه شخصي با تماس با كلانتري 191 مجيديه از وقوع يك فقره قتل و يك اقدام به خودكشي در مجيديه شمالي خبر داد.
با گزارش ماجرا به بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي تهران دقايقي بعد تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي و مأموران اداره تشخيص هويت به همراه «هنرمند»، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي براي انجام تحقيقات در موقعيت مورد نظر حاضر شدند.
عوامل پليسي و قضايي پس از حضور در طبقه دوم يك مجتمع مسكوني، در داخل اتاق با جسد مرد 42 ساله اي به نام «محمد» در حالي مواجه شدند كه بر اثر اصابت 32 ضربه از ناحيه گردن، سينه، پشت و پهلو به طرز فجيعي به قتل رسيده بود.
برپايه اين گزارش، عوامل انتظامي در ادامه تحقيقات و در بازجويي از مردي كه خبر وقوع اين حادثه را به پليس گزارش كرده بود، دريافتند كه ضارب همسر مقتول به نام آرزو بوده كه پس از ارتكاب جرم به پشت بام مجتمع مسكوني رفته و خودش را از آنجا به پايين پرت كرده اما قبل از حضور مأموران به كمك همسايه ها به بيمارستان منتقل شده است.
«هنرمند»، بازپرس اين پرونده در خصوص اين حوادث گفت: پزشكان معالج آرزو، حال عمومي وي را وخيم گزارش كرده اند و همين موضوع باعث شده تا تحقيق و بازجويي از وي ممكن نشود.
وي افزود: تحقيقات محلي از همسايه ها حاكي از آن است كه ضارب فردي معتاد و مبتلا به بيماري رواني است كه به تازگي پس از يك ماه بستري در بيمارستان رواني به منزلش مراجعه كرده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مزاحمت براي بانوان با پرايد دزدي
گروه حوادث: سه نفر كه با پرايد مسروقه براي بانوان مزاحمت ايجاد مي كردند، دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران كلانتري 19 شفا هنگام گشت زني در حوزه استحفاظي به سرنشينان يك خودروي پرايد كه براي بانوان و دختران ايجاد مزاحمت مي كردند، مظنون شده و راننده را به همراه دو سرنشين خودرو دستگير كردند.
متهمان به همراه پرونده تنظيمي تحويل شعبه 27 بازپرسي شدند و با دستور بازپرس كاظمي، براي تحقيقات بيشتر در اختيار دايره مبارزه با سرقت معاونت آگاهي مشهد قرار گرفتند.
كارآگاهان در بررسي سوابق متهمان دريافتند كه يكي از آنان قبلاً به جرم سرقت پرايد دستگير و سه پرايد مسروقه از وي كشف شده است.
در خلال اين تحقيقات كارآگاهان متوجه شدند شماره اتاق خودرو با مدارك آن مطابقت ندارد و متعاقب آن با شناسايي مالك خودرو مشخص شد اين خودرو چند روز قبل از محدوده بلوار ملك آباد سرقت شده است.
با دستور بازپرس كاظمي، تحقيق كارآگاهان به منظور كشف سرقتهاي احتمالي ديگر توسط متهمان ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بي احتياطي سه خانه را ويران كرد
گروه حوادث: بي احتياطي يك شهروند و باز گذاشتن شير گاز سه خانه مسكوني را ويران كرد.
به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري مشهد ساعت 33/16 دقيقه روز جمعه طي تماس مردمي به فرماندهي آتش نشاني 125 اعلام گرديد بر اثر بي احتياطي و سهل انگاري و باز گذاشتن شير اجاق گاز، منزل شهروندي واقع در شهرك حجت با زدن كليد برق انفجار و حريق مهيبي در پي داشت.
شدت انفجار به حدي بوده كه سه منزل اطراف را نيز تخريب كرده است.
گفتني است، با سرعت عمل و حضور به موقع نيروهاي آتش نشاني ايستگاه 14 اين حريق اطفا گرديد و 2 زن 24 ساله و 36 ساله مجروح سطحي از اين حادثه جان سالم به در بردند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- هلاكت 2 شرور مسلح در مرز تايباد
گروه حوادث: در درگيري مأموران هنگ مرزي تايباد (پاسگاه موسي آباد) با افراد شرور مسلح افغاني 2 نفر كشته شدند.
به گزارش روابط عمومي فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، گروه كمين پاسگاه مرزي موسي آباد در فاصله 1300 متري پاسگاه با تعدادي از اشرار مسلح افغاني درگير شدند. اين درگيري به مدت 10 دقيقه ادامه داشت و در نتيجه 2 نفر از اشرار مسلح افغاني كشته شدند و تعدادي از آنان با جا گذاشتن مقداري از ادوات جنگي مجبور به فرار از منطقه درگيري شدند.