---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- محيط بانان مظلوم اما مقاوم از ثروتهاي ملي حراست مي كنند ؛ مرگ سرخ براي زندگي سبز
عقربه هاي ساعت اندك اندك به ساعت 2 نيمه شب نزديك مي شد. سكوتي مهيب همه جا را در خود گرفته بود. صداي شليكي پرده هاي اين سكوت ممتد را پاره كرد. «يحيي» و همراهانش گوش تيز كردند؛ حادثه اي در شرف وقوع بود. صداي شليكهاي بعدي كه به گوششان رسيد، به سمت شكارچيان غيرمجاز حركت كردند. خيلي زود به آنها رسيدند و دستور «ايست!» يحيي رساتر از صداي همان گلوله ها به گوش سراسر دشت رسيد.
منطقه حفاظت شده سالوك لحظه اي آرام شد؛ همه فهميدند كه «يحيي شاه كوه محلي» و همراهانش آمده اند. همه از جمله شكارچيان غيرقانوني تصميم گرفتند كه فرار را بر قرار ترجيح دهند. گشت عادي مأموران محيط زيست به تعقيب و گريزي نفسگير تبديل شده بود. فاصله ها اندك اندك كمتر و كمتر مي شد، تا جايي كه شكارچي و شكاربان يكديگر را مي ديدند. ناگهان يكي از شكارچيان برگشت؛ تفنگ را به سمت محيط بانان نشانه رفت و شليك كرد. مسؤول نظارت و بازرسي اداره كل محيط زيست خراسان شمالي اين چنين هدف گلوله مستقيم شكارچيان غيرقانوني قرار گرفت و در خون خود غلتيد. يك ماه پيش تر از آن محيط بان اداره كل محيط زيست استان گيلان در تالاب انزلي، سال پيش يكي از محيط بانان پناهگاه شيراحمد سبزوار، چندي قبل تر رئيس اداره منابع طبيعي ماسان، سال قبل محيط بان جوان محيط زيست سمنان و ... نيز مانند او براي حراست از منابع طبيعي و زيستي و جانوري اين كشور بهاي سنگين جان خويش را پرداختند.
مردي كه كشته شد اما مردي كه كشته شد، كه بود؟ چرا نامي از او در خبرها و گزارشهاي رسمي و متعدد رسانه ها نيامد؟ آيا او به اندازه قاتلان و جانياني كه روزنامه ها به انجام مصاحبه اختصاصي با آنها در صفحات حوادثشان مي نازند، ارزش نداشت؛ قصه غربت پاسداران محيط زيست ايران تمامي ندارد. «يحيي شاه كوه محلي» نامي آشنا براي عاشقان محيط زيست ايران بود. او تنها يك كارمند رسمي سازمان محيط زيست كشور نبود، ارزش او تنها در عنوان «مسؤول نظارت و بازرسي اداره كل بازرسي خراسان شمالي» محدود نمي شد. او كسي است كه در زمان حضور در منطقه حفاظت شده ميانكاله يك تنه در برابر طرحهاي توسعه اي كه به قيمت نابودي نفايس زيست محيطي منطقه تالاب ميانكاله و جزيره آشوراده در حال اجرا بود، ايستاد و از تهديدهاي دست اندازان به حريم منابع ملي نترسيد.
پناهگاه حيات وحش ميانكاله با وسعتي بالغ بر 68 هزار هكتار در جنوب شرقي درياي خزر و حد فاصل استانهاي گلستان و مازندران واقع شده است و شامل شبه جزيره و تالاب بين المللي ميانكاله و جزيره آشوراده مي باشد. باقيمانده جنگلهاي جلگه اي نواره خزر و گونه هاي جانوري ارزشمند آن شامل قرقاول، روباه تركمني، اسب وحشي، گاوميش شيري و دهها گونه پرندگان به همراه طبيعت بي نظيري كه از گره خوردگي دريا و تالاب و جنگل ايجاد شده است، ميانكاله را به بهشت گمشده ايران تبديل كرده است. تالاب ميانكاله نخستين تالاب بين المللي ايران است كه 31 سال پيش در فهرست برترينهاي كنوانسيون رامسر در ژنو ثبت شده و از آن به عنوان مهمترين دالان زيستي پرندگان غرب آسيا نام مي برند. همه اينها به كنار، به ياد داشته باشيد مهمترين محل تخم ريزي ماهيان خاوياري خزر و عمده ترين محل پرورش اين جانور ارزشمند در جهان، همين جاست. ميانكاله به اندازه ارزش و اهميتي كه براي عاشقان محيط زيست و منابع طبيعي اين كشور را دارد، هدف تجاوز و تعدي شكارچيان غيرقانوني نيز هست. امكانات محدود محيط بانان در حراست از منابع ارزشمند اين منطقه، به اضافه دست اندازي برخي سازمانها براي ايجاد مناطق گردشگري و درآمدزايي اقتصادي به قيمت از ميان بردن منابع طبيعي دست اول آن به شجاعت بي نظير و عشق زايدالوصف به حفظ ثروتهاي طبيعي ايران زمين نياز داشت كه تماماً در وجود « يحيي شاه كوه محلي» كه آن روزها رئيس اداره محيط زيست بهشهر بود، متجلي بود. سرانجام مقاومتهاي او در برابر متجاوزان به عرصه هاي طبيعي كشور با بهاي جان ارزشمندش پاسخ داده شد و او نيز همچون بسياري از محيط بانان جان بركف، بهاي كمبود سرانه حفاظتي كشور در عين ميزان بالاي نابودي منابع زيستي را داد.
محيط بانان، مظلوم اما مقاوم در نبرد ميان محيط بانان و متجاوزان به منابع طبيعي، متأسفانه همه چيز به نفع طرف مقابل است. تجهيزات و امكانات در صنعت صيد و شيلات روز به روز پيچيده تر و مجهزتر مي شود، اما محيط بانان سازمان محيط زيست با تجهيزاتي متعلق به دهه هاي قبل به مقابله با آنان مي پردازند. مشخص است در نبرد ميان سلاحهاي خودكار دوربين دار، وسايل نقليه كوهستان روي سريع و تجهيزات انفرادي پيشرفته و سلاحها و ماشينهاي مستعمل و كهنه پيروزي از آن كيست! نتيجه عملي اين امر نيز مشخص است، آغاز ششمين موج انقراض گونه هاي كمياب حيات وحش نابودي قريب الوقوع خانواده گربه سانان، قوچ، ميش، كل و بز، قاچاق گسترده چوب و منابع طبيعي، صيد بي رويه ماهيهاي گرانبهاي درياچه هاي طبيعي ايران نتيجه روشن سرانه حفاظتي هر محيط بان، 2 هزار هكتار عرصه و آن هم با امكانات محدود است. اما همه اينها مانع از تلاش، جديت و استمرار مبارزه خاموش، مظلومانه و عاشقانه سربازان حفاظت از محيط زيست اين سرزمين نمي شود. همين امروز كه شما اين گزارش را مي خوانيد شايد جمعي از اين سربازان با قاچاقچيان و شكارچيان غيرمجاز در حال نبردي هستند كه حاصل آن حفظ ثروتهاي ملي اين سرزمين است. البته خبرهاي اميدواركننده اي هم به گوش مي رسد، از جمله اين كه نيروهاي مردمي بسيج به ياري محيط بانان شتافته اند و در اين نبرد ارزشمند، دوشادوش آنان حضور دارند و مسؤولان نيز به فكر تقويت و تجهيز يگانهاي محيط باني افتاده اند. خريد سيستمهاي مدرن مخابراتي، اسلحه هاي پيشرفته تر و حل مشكلات حقوقي و قضايي كه گاه در راه حفاظت از محيط زيست بروز مي كند، نشانه هاي دلگرم كننده اي است كه اگر با شتاب تصميم گيران و تأمين اعتبارات به موقع همراه باشد، مي توان جهت پيكان نبرد را به نفع محيط بانان عوض كند.
حمايتهاي حقوقي؛ آيا محيط بانان شهيد هستند شهادت «يحيي شاه كوه محلي» توجه مطبوعات، رسانه ها و فعالان محيط زيست را بار ديگر به سمت مسأله حفاظت جاني از محيط بانان متوجه كرد. در اين ميان اخباري در خصوص ابهامات در وضعيت كساني كه در درگيري با متجاوزان به منابع طبيعي و زيستي كشته مي شوند، به گوش مي رسد. بنابر نوشته برخي مطبوعات به دليل اين كه محيط بانان كشته شده، شهيد درجه اول شناخته نشده اند، از خاكسپاري آنان در گلزار شهدا يا ارايه امكانات حقوقي به خانواده هاي آنان به عنوان خانواده شهيد جلوگيري شده است. خبرنگار ما در اين مورد به سراغ مسؤولان سازمان محيط زيست و بنياد شهيد و امور ايثارگران رفت تا در خصوص ابهامات احتمالي در وضعيت محيط بانان كشته شده كسب اطلاع كند. ايرج هاتفي مسؤول امور ايثارگران سازمان محيط زيست كشور در گفت و گو با خبرنگار ما با استناد به آيين نامه تعيين مصاديق عملي شهيد و خانواده هاي شهدا مصوب هيأت وزيران مي گويد: بند 12 ماده 3 آيين نامه ياد شده كه مي گويد، افرادي كه در دفاع از كيان نظام جمهوري اسلامي ايران يا اموال عمومي يا منابع طبيعي در مقابله با دشمنان نظام، اشرار يا متجاوزان كشته مي شوند، در حكم شهيدند؛ شامل محيط بانان ما هم مي شود. وي مي گويد: وقتي پرونده هاي محيط بانان متوفي تكميل و به بنياد شهيد و امور ايثارگران ارسال مي شود، در شوراي پذيرش اين بنياد بررسي و در صورت احراز شرايط، حكم «در حكم شهيد» براي آنان صادر مي شود. هاتفي بررسي ميان «شهيد» يا «در حكم شهيد» را در صلاحيت بنياد شهيد ارزيابي مي كند و در خصوص برقراري حقوق براي خانواده هاي آنان مي گويد: حكم اين افراد را سازمان محيط زيست كشور صادر مي كند و براساس احكام صادر شده، بنياد شهيد حقوق پرداخت مي كند. وي با تأكيد بر اين كه بنياد شهيد در خصوص مصاديق تصريح شده در آيين نامه مصاديق عملي شهيد كار كارشناسي مي كند، احراز صلاحيتها را وظيفه اين بنياد و نظر كارشناسان آن مي داند. مسؤول امور ايثارگران سازمان محيط زيست در خصوص تعداد محيط بانان كشته شده مي گويد: آمار رسمي محيط بانان كشته شده 44 نفر است كه تعدادي از آنان در سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي كشته شده اند. وي مي افزايد: تاكنون 24 پرونده به بنياد شهيد و امور ايثارگران ارسال شده كه تاكنون 13 پرونده در حكم شهيد براي آنها صادر شده و حقوق و مزاياي متعلق به خانواده شهدا را دريافت مي كنند و تعداد ديگري از پرونده ها در حال رسيدگي است. هاتفي در خصوص محيط باناني كه در درگيري با اشرار دچار نقص عضو يا مجروحيت مي شوند، مي گويد: تعريف جانباز قانون مشخصي دارد و بنياد شهيد در اين خصوص يك آيين نامه داخلي دارد، اما تاكنون در مورد محيط بانان ما كه پرونده هايشان ارسال شده، حكم جانبازي صادر نشده است. اگرچه آيين نامه مصاديق عملي شهيد ميان كساني كه در حكم شهيد هستند در دريافت مزايا، اولويت دوم را قايل شده است، يكي از مسؤولان بنياد شهيد و امور ايثارگران تصريح مي كند كه بنياد در ارايه خدمات و تسهيلات هيچ گونه تفاوت يا امتيازي را ميان كساني كه به طور قانوني مستحق دريافت عنوان «شهيد» هستند، قايل نيست. دكتر بهروز بزرگي معاون مركز هاتف بنياد شهيد در اين خصوص به خبرنگار ما مي گويد: تمام تسهيلات و خدماتي كه به شهدا و خانواده هاي آنان تعلق مي گيرد به كساني كه در حكم شهيد نيز باشند، ارايه مي شود. بزرگي در تشريح عنوان «در حكم شهيد» مي گويد: كسي كه در حكم شهيد است، در حقيقت كسي است كه پرونده او در حال طي مراحل اداري است، اما در خلال اين كه فرد ياد شده در حكم شهيد تلقي مي شود تمام تسهيلات به خانواده وي داده مي شود. وي درباره روند طي مراحل جانبازي براي محيط باناني كه در درگيري با متخلفان مجروح مي شوند، مي گويد: شرايط افراد در كميته هاي تخصصي بنياد شهيد و امور ايثارگران مورد بررسي قرار مي گيرد و با توجه به مدارك باليني فرد و صورت سانحه ارايه شده كه مجروحيت فرد در مأموريتهاي محوله از سوي يگان هاي اعزام كننده مورد تأييد قرار گيرد؛ تشخيص انطباق مصاديق عملي جانبازي صورت مي گيرد و به فرد درصد جانبازي ارايه مي شود.
قصه تلخ و پايان شيرين قصه تلخ تخريب منابع زيستي و جانوري كشور ما هر روز و در ابعاد وسيع ادامه دارد. مرداني با گذشتن از جان خود در بيابانها، جنگلها، مراتع، كوهها، در آفتاب تند و سرماي استخوان سوز جان خود را به كف گرفته اند تا متجاوزان به ثروتهاي ملي ايران زمين را عقب بنشانند. زيبايي نام ايران، مرگ را در راه اعتلاي آن به كام آنان شيرين كرده است، گاهي به ياد آنها هم باشيم.