---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نقد و بررسي طرح جديد «استفاده مديريت شده از ماهواره» در گفتگو با سعيد ابوطالب؛ قصد آزادي يا محدوديت ماهواره را نداريم
حامد حقيقت همان گونه كه حاكميت در هر جامعه اي موظف است از وضعيت فرهنگي صيانت كند، لازم است نيازهاي فرهنگي مردم را نيز مرتفع نمايد. امروزه ماهواره به عنوان يك ابزار و فرصت فرهنگي است كه نمي توان آن را از مردم سلب كرد. با اين حال مقابله با هجمه هاي فرهنگي نيز اقتضا مي كند كه راهكارهاي مقتضي در خصوص استفاده نامشروع از ماهواره فراهم شود.
چندي است كه طرح «استفاده مديريت شده از برنامه هاي ماهواره» به عنوان يكي از راهكارهاي پيشنهادي در دستور كار مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته است. طرح 11 ماده اي «استفاده مديريت شده از ماهواره» حدود سه ماه قبل تهيه و در كميسيون فرهنگي مجلس مطرح شده است. هدف از ارايه اين طرح، ايجاد شرايط لازم به منظور دريافت برنامه هاي صوتي و تصويري از طريق شبكه هاي اطلاع رساني كابلي و كانالهاي ماهواره اي بر اساس ضوابط صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، با در نظر گرفتن شرايط رو به توسعه و پيشرفت سريع كشور و جهان در عرصه فناوري، ارتباطات و با هدف صيانت از هويت و فرهنگ اسلامي ايران اعلام شده است. به اعتقاد برخي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و آگاهان اين طرح، دولت با بها دادن به بخشهاي خصوصي كه توانايي اداره برنامه هاي ماهواره اي را دارند، مي تواند از طريق شبكه هاي كابلي، اين شبكه ها را با بهترين كيفيت در اختيار مردم قرار دهد. روزنامه قدس در راستاي معرفي بهتر زواياي مختلف اين طرح، گفتگويي را با سعيد ابوطالب، نماينده مردم تهران و رئيس كميته هنر و رسانه هاي مجلس شوراي اسلامي انجام داده است. ابوطالب از عالم هنر و كارگرداني بر كرسي نمايندگي مجلس تكيه زده كه حضور وي در كميسيون فرهنگي مجلس و مسؤوليتش در كميته رسانه ها، حكايت از دغدغه هاي او حتي در عالم سياست دارد. وي سالها در صدا و سيما به ساخت برنامه هاي مستند اشتغال داشته كه رهاورد آن، توليد و پخش بيش از 100 قسمت برنامه مستند در شبكه هاي مختلف تلويزيوني است. اين گفتگو هم اينك پيش روي خوانندگان قرار دارد. *آقاي ابوطالب، ما در بحث ماهواره، با سه گزينه تسليم، برخورد و يا استفاده گزينشي مواجه هستيم. به نظر شما چه تمهيداتي در اين زمينه قابل اجراست؟
** موضوع ماهواره، فقط موضوع كشور ما نيست، بلكه همه كشورها و سرزمينهايي كه داراي فرهنگي هستند و براي فرهنگ خود دل مي سوزانند، نسبت به اين مسأله حساسيت نشان داده و براي آن، راه حلهايي را در نظر گرفته اند. همان طور كه گفتيد ما در برابر اين پديده، يا بايد تسليم شده و آن را رها سازيم، يا بايد با آن برخورد سلبي داشته باشيم و يا اينكه راه سومي را براي فرار از گزينه اول و دوم انتخاب كنيم. طبيعتاً اين راه سوم، فقط يك روش خاص نخواهد بود، بلكه دهها روش مناسب در اين زمينه وجود دارد. روشهايي كه نه كاملاً سلبي، و نه كاملاً ايجابي است. قانوني كه در سال 1373 در اين زمينه به تصويب رسيده، قانوني است كه تقريباً به بحث ممنوعيت ماهواره، يعني به جنبه سلبي آن، تأكيد داشت اگر چه در همان قانون هم بندهايي داريم كه تأكيد دارد صدا و سيما يا وزارت ارشاد، برنامه هاي مفيدي را از ماهواره ضبط كنند و در اختيار مردم بگذارند. اما واقعيت اين است كه همين بخش ايجابي قانون، براي دستگاههاي مربوطه الزام آور نبوده و به درستي اجرا نشده است. يعني اگر وزارت ارشاد بگويد ما مؤسسه رسانه هاي تصويري را ايجاد كرده و صدا و سيما هم اظهار كند ما برنامه هاي ماهواره اي را دوبله كرده و براي مردم پخش كرده ايم، باز هم به نظر مي رسد كه اين اقدامها در مقابل صدها و بلكه هزاران شبكه ماهواره اي كه در موضوعات مختلف تخصصي، علمي، هنري و موضوعات مختلف بشري در اين دهه، برنامه پخش كرده اند، كافي نبوده و همچنان تقاضا وجود دارد. اين را هم اضافه كنم كه تعداد كشورهايي كه كاملاً ماهواره را آزاد كرده باشند خيلي كم هستند و حتي در كشورهاي ليبراليستي هم فيلترينگ وجود دارد. به هر حال حتي اگر در يك نگاه خوشبينانه، ماهواره را يك تهاجم فرهنگي ندانيم، بالاخره يك فرهنگ بيگانه است كه موجب هضم و انهدام خرده فرهنگها و فرهنگهاي ملي در گستره دنيا مي شود. بنابراين ما فكر مي كنيم كه قانون مصوب سال 73 بر فرض اين كه براي زمان خودش، مناسب بوده، حداقل به درستي اجرا نشده است. از سوي ديگر پديده اي كه امروزه با آن مواجهيم، با آن پديده سال 73 كاملاً متفاوت است. * منظورتان كدام پديده است؟ ** ببينيد، در سالهاي قبل از 73، عده كمي از مردم، ديشهاي ماهواره اي داشتند و اين مسأله گسترش نيافته بود. ما آمار دقيقي از استفاده كنندگان ماهواره در آن سالها نداريم، ولي اين قانون نشان مي دهد كه استفاده كنندگان، آن قدر كم بوده اند كه تصور مي شد با برخورد سلبي، مي توان مانع از ورود آن گرديد و يا سرعت ورود آن را گرفت. به نظر مي رسد كه روح اين قانون، تا حدودي هم به خريدن زمان تمركز داشت. يعني با تصويب اين قانون، ظاهراً قصد بر اين بود كه سرعت ورود اين پديده فرهنگي كند شود، تا دستگاههاي فرهنگي ما در سايه اين فرصت، ساز و كاري ايجاد كنند و برنامه هاي مفيد را پس از استخراج، در اختيار مردم قرار دهند و جلوي برنامه هاي هنجارشكن را هم بگيرند. ولي متأسفانه بايد گفت كه دستگاههاي فرهنگي دست كم نتوانستند به همه اهداف قانون سال 73 دست پيدا كرده و كار ايجابي نمايند. مسأله بعدي اين است كه در سال 73، همان عده محدودي كه به سمت ماهواره مي رفتند، بيشتر استفاده از برنامه هاي هنجارشكن آن را مدنظر قرار مي دادند. قطع نظر از پژوهشهاي آن سال و اين كه آمار و علل استفاده از ماهواره درست بوده يا خير، بايد بگويم كه پژوهشهاي امروز صدا و سيما و يا مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي نشان مي دهد كه امروزه با پديده جديدي كه دقيقاً عكس پديده سال 73 است، مواجه هستيم. يعني اولاً عده بسيار زيادي از مردم امكان دسترسي به ماهواره را دارند و بقيه هم اين تمايل در آنها هست. از سوي ديگر بر اساس همين پژوهشها، آنهايي كه امكان استفاده از ماهواره را دارند، تنها عده بسيار كمي از آنها از برنامه هاي هنجارشكن و ضدفرهنگي استفاده مي كنند و بيشتر افراد از برنامه هاي سالم و آموزنده استفاده مي كنند. پژوهشها، حتي پژوهشهاي سازمان صدا و سيما نشان مي دهد كه هم اينك، اكثريت قريب به اتفاق استفاده كنندگان از ماهواره، براي پاسخگويي به يك نوع تقاضاي خود، به دنبال ماهواره مي روند. و اين پديده اي است كه حداقل در ابتداي دهه 70 با آن مواجه نبوديم. از سوي ديگر آمار و ارقام هم نشان مي دهند كه وقتي رسانه ملي ما، برنامه هايي را پخش مي كنند كه ارزش هنري يا خبري و يا تفريحي و سرگرمي دارد، نگاه به ماهواره هم كم مي شود. خود اين مسأله نشان مي دهد كه امروزه مردم در استفاده از ماهواره هم به دنبال چه موضوعاتي مي گردند و نوعاً به دنبال پاسخ به يك تقاضاي سالم خود هستند. اين نكته را هم اضافه كنم كه شبكه هاي ماهواره اي هم با شبكه هاي بيست سال پيش كاملاً متفاوتند. يك زماني شبكه هاي ماهواره اي، بيشتر به حاكميتها و دولتها تعلق دارد، حال كه اكنون اين گونه نيست، بلكه خيلي از گروههاي فرهنگي، اجتماعي و طبقات مختلف مردم و گروههاي مختلف سياسي در نقاط مختلف دنيا، از اين وسيله ارتباطي برخوردارند. يعني از ميان صدها شبكه ماهواره اي با شبكه هاي بيست سال قبل متفاوتند و هزاران شبكه ماهواره كه وجود دارند، تعداد زيادي از آنها دولتي نبوده و متعلق به گروههاي فرهنگي بوده و بلندگوي دولتي خاص يا نظامي سلطه نيستند. مجموعه اين دلايل است كه بازنگريها را در قانون سال 73 طلب مي كند. * وقتي بحث دفاع از ماهواره مطرح مي شود، عده اي سريعاً روي موضوعات فرهنگي و محتوايي تمركز كرده و معتقدند مردم به اين خاطر از ماهواره استفاده مي كنند. آيا به صراحت مي توان گفت كه همه استفاده كنندگان براي تأمين اين خواسته خود، يعني به خاطر استفاده از برنامه هاي مفيد وفرهنگي به دنبال ماهواره بوده اند؟ شما معتقديد در برخي مواقع توانسته ايم با توليد برنامه هاي مفيد و سازنده، ماهواره ها را خاموش و مردم را پاي تلويزيونها بنشانيم. اگر چنين است، چرا به جاي تصويب قانون، براي ترويج ماهواره، به فكر ساخت اين برنامه ها در داخل كشور نباشيم؟ * اينكه استفاده كنندگان فعلي از ماهواره، عمدتاً به دنبال برنامه هاي هنجارشكن نبوده و موضوعات مفيد را دنبال مي كنند، حرف من نيست، بلكه نتيجه پژوهش دستگاههايي است كه به نوعي متولي اين امر هستند. پژوهشها نشان مي دهند كه اگر خانواده يا فردي، با مقوله شبكه هاي ماهواره اي مواجه مي شوند، سه تا شش ماه سرگردانند تا شبكه هاي مرجع خود را انتخاب مي كنند. و در طول اين چند ماه اوليه، كنجكاويها و بعضي شيفتگي ها را انكار نمي كنيم. ولي در نهايت پس از طي اين مدت، به شبكه هايي مي رسند كه احساس مي كنند نياز آنها را پاسخ مي گويد. من مضرات آن شش ماه اوليه را انكار نمي كنم و معتقدم كه آن هم بسيار مضر است، ولي ترديد نكنيد كه اين گذراست و استفاده كنندگان خيلي سريع روي شبكه هاي دلخواه خود، اعم از شبكه هاي سياسي، علمي، مستند، ورزشي و... تمركز مي كنند. مسأله بعدي اين است كه ما در طرح خود، اصلاً بحث دفاع از ماهواره را نداريم. ما مي گوييم كه ماهواره يك پديده فرهنگي است كه بايد آن را به عنوان يك ابزار فرهنگي ببينيم. يقيناً مي شود از اين ابزار فرهنگي، به نحو مطلوب استفاده كرد، مشروط بر آن كه بتوانيم ناهنجاريها و زشتيهاي آن را بگيريم. من معتقدم كه نه تنها حق حاكميت است كه اين كار را انجام دهد، بلكه وظيفه او هم هست تا اين بستر فرهنگي را براي مردم ايجاد كند. چنانكه بند «ط» ماده 104 برنامه چهارم توسعه هم صراحت دارد كه دولت موظف است امكان استفاده درست مردم از برنامه هاي ماهواره اي را ايجاد كند. همچنان كه وظيفه دارد در موقع لزوم، روي برخي از اين شبكه ها، فيلترينگ را اعمال كند. امري كه در همه جاي دنيا اجرا مي شد. منافاتي هم ندارد كه اين اقدامات، همزمان با توليد و گسترش برنامه هاي مفيد و متنوع، در داخل كشور صورت گيرد. * اگر قرار است ماهواره را به چشم يك ابزار نگاه كنيم، بايد به اين نكته هم توجه كنيم كه فرم و قالب اين ابزار را ديگران تعريف مي كنند. يعني حتي اگر بخواهيم صرفاً از محتوا و مضمون اين ابزار استفاده كنيم، باز هم ترديدي نيست كه آنها، محتوا و مضامين را در قالبها و فرمهاي خود ارائه مي كنند. قالبها و فرمهايي كه چه بسا با ارزشهاي ما سازگاري نداشته باشند... ** اين يك بحث فلسفي است كه اساساً آيا مي توانيم از ابزار ديگران استفاده كنيم يا خير. اگر بخواهيم استفاده از اين ابزارها را به طور كلي رد كنيم، بايد بگوييم راديو و تلويزيون هم پديده هايي هستند كه بالاخره از دل سرمايه داري بيرون آمده اند. در موضوعاتي چون اينترنت و ساير ارتباطات ماهواره اي هم با همين استدلال مواجهيم. بايد توجه داشت كه اينها صرفاً ابزارند. * به هرحال ما راديو و تلويزيون را در خدمت ارزشهاي خود گرفته ايم. سؤال اين است كه اين كار در مورد ماهواره هم امكان تحقق دارد؟ ** آري، مي توانيم و بايد بتوانيم! نظام سلطه، ابزارها را در راستاي اهداف خود، تهيه مي كند، ولي آيا ما هم براي استفاده از آن ابزار و استخدام آنها در راستاي اهداف خود ممنوعيت داريم؟ ما در زمان دفاع مقدس، با اسلحه دشمن، عليه خود دشمن جنگيديم. كما اينكه حزب ا... لبنان نيز هم اكنون همين كار را مي كند. پس با برنامه ريزي صحيح مي توانيم نه تنها آن ابزارها را در خدمت ارزشهاي خود بگيريم، بلكه در صورت لزوم با همان ابزار به مقابله فرهنگي با دشمن هم برخيزيم. هم اينك با راه اندازي چند شبكه ماهواره اي، به اين كار مشغوليم. من نيز معتقدم ماهواره ابزاري است براي نظام سلطه و در جهان سرمايه داري شكل گرفته است، ولي ما هم مي توانيم از همان ابزار براي نيل به اهداف خود استفاده كنيم. زيرا ابزار اصولاً ربطي به محتوا ندارد. به قول شما اين كار را صدسال پيش با راديو، شصت سال پيش با تلويزيون، حدود پانزده سال قبل با ويديو و در سالهاي اخير هم با اينترنت كرده ايم. اين سخن درست نيست حال كه ما امكان استفاده از ابزار را نداريم، پس استفاده از آن را هم ممنوع كنيم. ما بايد خود را توجيه كنيم كه از اين ابزارها در راستاي اهداف اسلام و انقلاب، بهره ببريم. كما اينكه روح قانون سال 73 نيز همين بود كه زمان ايجاد كند تا دستگاههاي فرهنگي و هنري ما در پرتو اين زمان، برنامه ريزي كنند كه متأسفانه دستگاههاي مربوطه از اين فرصت به درستي استفاده نكردند. * طرح اخير مجلس، دراين باره چه مي گويد و هم اكنون در چه مرحله اي قرار دارد؟ ** در اين طرح، دو راه اول يعني «آزادي كامل» و «ممنوعيت كامل» را كنار گذاشتند و تلاش كرده ايم روشهاي مديريت شده را پيدا كنيم. خيلي از كشورهاي دنيا- اعم از مسلمان و غيرمسلمان- روشهاي متفاوتي را براي اين مسأله اتخاذ كرده اند. ما هم با شناسايي و بررسي آن روشها، سعي كرده ايم براساس فرهنگ و امكانات داخلي خود، روشي را پيشنهاد كنيم. اين پيشنهاد توسط مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي، بررسي شده و آن مركز، نظرهاي كارشناسي خود را ارايه كرده است. اين طرح هم اينك در كميسيون فرهنگي مجلس تصويب شده و با امضاي يكصد و پنجاه نماينده مجلس، به صحن علني ارايه شده است. ما در اين طرح يك بخش سلبي داريم و يك بخش ايجابي. بخش ايجابي اين طرح، صداوسيما را موظف مي كند كه تعدادي شبكه ماهواره اي تأسيس كند. يعني صداوسيما برنامه هايي را از ماهواره دريافت كند و در شبكه هاي خاصي براي مردم پخش كند و مردم با همين گيرنده هاي فعلي، قابليت دريافت آن را داشته باشند. ما هم تجربه داخلي اين كار را داريم و هم خيلي از كشورها و حتي كشورهاي اسلامي، اين كار را انجام داده اند. به هرحال ما هرگز درها را به روي خود نبسته ايم. هم اينك هم بخش زيادي از برنامه هاي صداوسيما، توليد داخلي نيست. كما اينكه بعضي از برنامه ها بخصوص برنامه هاي ورزشي را هم از طريق ماهواره دريافت كرده و با اندك تأخيري براي مردم پخش مي كنيم. پس اين كار شدني است. در ادامه بحث ايجابي در اين طرح، دولت موظف شده به يك سري مراكز خصوصي مجوز دهد كه به صورت حرفه اي، امكان دريافت حرفه اي از ماهواره را تهيه و تعبيه كنند تا بتوانند با كيفيت بهتري و با دستورالعملي كه سازمان صداوسيما به آنها مي دهد، تعدادي از اين شبكه ها را فيلتر كرده و برنامه هاي سالم را در اختيار مشتريان خود قرار دهند. اين واگذاري مي تواند از طريق سيستم داخلي، نظير آنچه كه در شهركها و مجتمعهاي مسكوني انجام مي شود، باشد و يا مي تواند از طريق شبكه هاي كابلي يا شبكه هاي پرسرعت مخابراتي و... انجام شود. ما در مورد اينترنت از اين موضوع عبور كرده ايم و مي توانيم آن تجربه را به گونه اي ديگر، در بحث ماهواره هم به كار بگيريم. درست است كه ما در ايجاد شبكه هاي مختلف ملي و استاني، موفقيتهايي داشته ايم ولي بحث ماهواره يك بحث تخصصي است يعني ما در ماهواره، شبكه هايي داريم كه مثلاً به موضوع بورس جهاني مي پردازند و يا يك شبكه به اقتصاد يا نفت اختصاص دارد و شبكه بعدي، صرفاً به موضوعات ورزشي و يا علمي مي پردازد و... همه اين مسايل، موضوعاتي نيستند كه ما بخواهيم يا بتوانيم براي آنها شبكه هاي مستقلي را تأسيس كنيم. يعني نه انگيزه اين كار را داريم و نه انجام آن براي ما مقرون به صرفه است. * براي بخشهاي سلبي اين پديده، چه تمهيداتي داشته ايد؟ ** بخش سلبي اين قانون، مي گويد كه داشتن ديشهاي شخصي نه تنها همچنان ممنوع است، بلكه جريمه داشتن آن، به صد برابر هم مي رسد. اين جريمه البته، معناي انتظامي نخواهد داشت و يك جريمه و معناي اقتصادي دارد. يعني هيأت مديره يك شهرك و يا يك بخش خصوصي، از دولت مجوز مي گيرند كه اين سيستم را براي آن شهرك يا منطقه اي خاص راه اندازي كنند و خود اين بخش خصوصي، هزينه هاي اوليه اين كار را مي پردازد. حال وقتي اين بخش دهها ميليون خرج كرده و مجوز بهره برداري ماهواره اي را براي منطقه اي خاص، دريافت داشته، يقيناً براي او استفاده از ديشهاي قاچاق توجيهي نخواهد داشت. لذا دراين صورت با كساني كه حاضر نيستند از مسيرقانوني، از برنامه استفاده كنند، برخورد كرده و خود اين مراكز، شاكي خصوصي كساني خواهند بود كه به طور غيرمجاز، اقدام به استفاده از ماهواره مي كنند. * مراكزي كه به صورت شهرك اداره نمي شوند، چطور؟ ** ما محله ها و منطقه هايي را در اين طرح درنظر گرفته ايم. يعني ممكن است مثلاً صد نفر در تهران درخواست راه اندازي اين مراكز را داشته و هر يك از آنها، محله ها يا مناطق خاصي را پوشش دهند. خود آنها هزينه هاي لازم را هم تقبل مي كنند و با استفاده از امكانات موجود فني و مخابراتي، به مناطق تحت پوشش، خدمات ارايه مي كنند. به هرحال راهكارهايي در اين طرح وجود دارد كه با كمك بخش خصوصي قابل اجراست. بخصوص اينكه اين كار صرفه اقتصادي داشته و انگيزه كافي براي ورود بخش خصوصي به اين عرصه وجود دارد. مشروط بر آنكه بخش ايجابي آن به موازات بخش سلبي انجام گيرد. * آيا سازوكارهايي براي گزينش و نظارت، در اين طرح، تعريف شده است؟ ** اين بخش را به طور كامل، به صداوسيما سپرده ايم. زيرا قانون اساسي اين اختيار را به صداوسيما سپرده است. وزارت ارشاد، البته با كليت بحث، مشكلي ندارد، ولي حرفش اين است كه چرا بحث مديريت و نظارت بر اين مسأله را به جاي صداوسيما، به ما نمي سپاريد. استدلال ما طبق برداشتي كه از قانون اساسي داشتيم، اين بود كه ارسال هر نوع سيگنال و برنامه هاي راديو تلويزيوني، در اختيار صداوسيماست. پس ما هم اين مجوز را نمي توانيم به مراكز ديگري ارايه كنيم. ضمن اينكه تخصص، تجربه و دانش اين كار هم در اختيار صداوسيما قرار دارد. صداوسيما، مديريت اين كار را برعهده مي گيرد و در واقع همين سازمان است كه نوع انتخاب برنامه ها و يا فيلتر آنها را تعريف مي كند. * در يك نگاه كلي، چه نگاهي به طرح داريد و احياناً در شرايط فعلي، چه معايبي را بر آن وارد مي دانيد؟ ** البته بديهي است كه اين طرح، معايبي داشته باشد و به تغيير يا اصلاحاتي نياز دارد. در كميسيونهاي مختلف هم موافقان و مخالفان به اظهارنظر خواهند پرداخت و برآيند همه اين اظهار نظرها، طرح مزبور را غني تر خواهد كرد. من اميدوارم كليت اين طرح، در صحن علني مجلس رأي بياورد، به اين خاطركه 150نفر از نمايندگان، اين طرح را امضا كرده، و در واقع پيشنهاد دهنده آن بوده اند. نكته بعدي اين است كه اين طرح قبل از آنكه آماده شود، حدود يكسال و نيم روي آن كارهاي كارشناسي داشته ايم. يعني عده زيادي از شخصيتهايي كه به نوعي دست اندركار اين مسأله هستند و يا نگاه رسانه اي، فني، هنري و حتي جامعه شناختي دارند، روي اين طرح نظر داده و پژوهشهاي مجلس هم، دو مرتبه روي اين طرح اعمال نظر كرده و گمان مي كنم در كليت اين طرح، نقص خاصي وجود نداشته باشد و تا حدودي مي توان گفت كه يك اجماع نسبي روي آن وجود دارد. به هرحال بايد توجه داشت كه اين طرح، نه به معناي آزاد كردن ماهواره است و نه به معناي محدودتركردن آن، بلكه هدف اين طرح، مديريت ماهواره است. يعني ايجاد يك جريان سالم كه مردم بتوانند از آن استفاده كنند.