آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 15شهریور ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 بانوان   
 بادبادك   
 رسانه ها   
 فرهنگی   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ هنر ]


به بهانه سالمرگ «كوروساوا»- فيلمساز ژاپني؛ به آنچه فكر مي كني، ايمان داشته باش

نقد و بررسي مجموعه شعر «روزي اقيانوس مي شوم از تنهايي» سروده علي عربي ؛ از بركه تا اقيانوس

پشت ويترين

مفتون اميني ديگر مجموعه ي شعري منتشر نمي كند

آثار شهيد آويني به نمايش درمي آيد

مدير كل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت ارشاد اعلام كرد:
     توقف نمايش فيلمهايي كه آگهي آنها از شبكه هاي غيرمجاز پخش مي شود

رئيس صدا و سيما:بحثهاي حاشيه اي ماهواره به صدا و سيما مربوط نمي شود

«شكست ناپذير» همچنان در صدر جدول پرفروش ترين فيلمهاي سينماي جهان



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به بهانه سالمرگ «كوروساوا»- فيلمساز ژاپني؛ به آنچه فكر مي كني، ايمان داشته باش

امپراتور سينماي ژاپن كه در سال 1910 در توكيو و در خانواده اي سامورايي و اصيل متولد شده بود، در سالهاي فعاليتش، فيلمهاي بسياري با موضوعات مختلف ساخت. از افسانه هاي سامورايي و فيلمهاي تاريخي گرفته تا داستانها و درامهاي فردي و اجتماعي



معاصر. منبع الهام «كوروساوا» در اين فيلمها، داستانهاي تاريخي و حماسي و متون ادبي معاصر ژاپني و غيرژاپني بود كه تأكيدي است بر تنوع دلمشغولي هاي اجتماعي و فرهنگي اين فيلمساز معتبر سينماي ژاپن و البته جهان. بايد بر اين باور بود كه «كوروساوا» با وجود اين كه فيلمسازي متأثر از سينماي غرب معرفي مي شود، در عين حال كارگرداني عميقاً ژاپني و اصيل هم هست. نگاه غربي او به مسايل، نسبت به ساير فيلمسازان ژاپني انكار ناپذير است. اقتباسهاي او از ادبيات انگلستان همانند «سرير خون» (1975) از «مكبث» و «آشوب» (1985) از «شاه لير» (هر دو نوشته ويليام شكسپير)، در رديف بهترين اقتباسهاي سينمايي از اين نمايشها محسوب مي شوند.
به جز اينها «كوروساوا» فيلم «ابله» (1951) را براساس رماني از «فئودور داستايفسكي»، «در اعماق» (1957) را با برداشت از نمايش نامه اي به همين نام از «ماكسيم گوركي»، «پستي و بلندي» (1963) را با اقتباس از رمان «هديه شاه» نوشته «ادوارد مك بين»، «درسو اوزالا» (1975) را براساس رمان اتوبيوگرافيك «ولاديمير آرسني يف»، «بدها آسوده مي خوابند» (1960) را با الهام از نمايشنامه «هملت» و «يوجيمبو» (1961) را با اقتباس از «خرمن سرخ» نوشته «داشيل همت» ساخت.
همان طور كه گفته شد، «كوروساوا» در خانواده اي سامورايي و اصيل رشد كرد و در جواني شاهد خودكشي به شيوه سامورايي ها بود. خودكشي «هيگو» يكي از برادرانش كه تأثيري عميق بر روحيه او گذاشت. در نتيجه با اين سابقه اصيل خانوادگي، محتواي كاملاً ژاپني اغلب فيلمهاي او، عمدتاً خود را به رخ مي كشند و جزييات فيلمهايش نشانه هاي عميق تري از مضامين اخلاق ژاپني را به نمايش مي گذارند. بنابراين، اگر «كوروساوا» فيلمسازي متأثر از سينماي غرب ارزيابي شود، به معناي چشم پوشيدن او بر همه اصول و مباني سنتي موجود در سبك و ديدگاهها و فضاي حاكم بر فيلمهايش نيست و قطعاً نشانه بي اطلاعي پيروان اين نظر از طبيعت و ذات سبك سينمايي او و پيوندهاي وي با فرهنگ ملي كشورش است.
به عبارت دقيق تر: «سينماي كوروساوا مي تواند نمونه اي از ذات تحولات مدرن جامعه ژاپني تلقي شود، و به واسطه فيلمهاي او مي توان دريافت كه تغييرات بنيادين كشور ژاپن تا چه ميزان متأثر از روابط خارجي و تا چه حد به كمك شخصيتهاي نبوغ آساي ملي صورت گرفته است».بعضي از آثار وي عبارتند از: يكشنبه شگفت انگيز (1947)، راشومون (1950)، هفت سامورايي (1954)، دژ پنهان (1958)، ريش قرمز (1965)، شبح جنگجو (1980)، روياها (1990)، راپسودي ماه اوت (1991) و مادادايو (1993). «كوروساوا» سلطان سينماي ژاپن در ششم سپتامبر سال 1998 درگذشت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نقد و بررسي مجموعه شعر «روزي اقيانوس مي شوم از تنهايي» سروده علي عربي ؛ از بركه تا اقيانوس

حميد تقي آبادي
نوشتن درباره شعر علي عربي، بحث كردن درباره ذائقه شاعرانه بسياري از دوستداران شعر ايراني است كه طيف وسيعي از عوام



وخواص شعر و اهل ذوق و هنر را تشكيل مي دهند. البته، شايد اگر او هم مانند بسياري از شاعران جوان اين سالها مي توانست فارغ از دغدغه هاي سخت معيشتي و خانوادگي به كار تبليغ ويژگيهاي شعري و شخصيتي خودش در رسانه ها و مطبوعات بپردازد، چه بسا امروز يكي از شاعران شناخته شده كشور بود و ما مي توانستيم دايره تأثيرگذاري او بر ذائقه شعر دوستان را قدري وسيع تر و گسترده تر بگيريم، تا در تعميم نظرمان درباره اشعاري كه مي سرايد، به ساير شعرهاي همانندش و گستره مخاطباني كه دارد، دچار اشتباه نشويم.
با وجود اين، در همين ابتدا مي خواهم شعر علي عربي را شعري كه «عوام مي فهمند و خواص مي پسندند» معرفي كنم و بعد هم بگويم كه اتفاقاً همين ويژگي و همين آرمان ساده و كهنه بلاي جان شعرش شده و او را معلق بين سادگي و پيچيدگي، رها كرده است، بدون اينكه جايگاه او را در اين موقعيت لغزنده مشخص نمايد و به ما بگويد كه آيا شعر كتاب «روزي اقيانوس مي شوم از تنهايي» آگاهانه آسان گير است يا نه و يا اينكه پيچيدگيهاي او از صناعات و تمهيدات شاعرانه اش كه تكنيكهاي سرايش او را تشكيل مي دهند برمي خيزد يا نه. او به طور غريزي گاهي پيچيده است و گاهي ساده. ما در اين فضاي سپيد و مبهم مانده ايم و بدتر از ما خود شاعر هم در اين سرزمين بي نام، سرگردان است.
همان طور كه در ابتدا گفتم، گونه شعري كه علي عربي مي سرايد، دركشورمان طرفداران زيادي دارد، بخصوص اگر در محافل ادبي و شب شعرهاي جوان پسند با صداي خوب و لحني اعتراضي هم خوانده شود، چون در تهييج عواطف اين گونه مخاطبان بسيار مؤثر است! به همين دليل، دومين نامي كه مي توان شعر عربي را با آن معرفي كرد، شعر «شفاهي، محفلي» است. از همين رهگذر، مشخصه اشعار اين كتاب را بررسي مي كنم.
1- آسان گيري:
شاعر گاه در سرودن شعرهايش چنان آسان گير و عجول مي شود كه هر كلمه اي را كه به ذهن مي رسد در شعر استفاده مي كند، بدون اين كه به همنشيني كلمات «هر چند ساده» در چارچوب نحوي استوار توجه كند يا به عبور دادن آن معنا يا تصوير خاص از كانال زيباشناختي ذهن شاعرانه اهميت بدهد.
هر چه را مي بيند مي گويد ومي نويسد، تند و سريع:
در خون پرپر مي زني/ و هيچ كس نگاهت را/ در نمي يابد/ آتشي بر پا بود/ حنجره ام داغ شد/ و گلويم سوخت... /
البته در اين كتاب، شعرهايي هم هست كه گاه چنان سخت گيرانه با آنها رفتار شده كه گويي شاعر هر كلمه را صد بار در تنور سينه اش چرخانده و پخته و تف ديده، به بدنه شعر چسبانده است:
پرتاب كلمه/ از ذهن به انگشتان/ و صفحه سپيدي كه اندك اندك/ رنگ ديگري به خود مي گيرد/
ولي اگر بخواهيم از بين اين دو ويژگي نوشتاري يك كدام را علي عربي واقعي بناميم، همان آسان گيري و عجول بودن شايد نام خوبي باشد.
2- رفع تكليف و بي حوصلگي:
مخاطب گاهي احساس مي كند در برخي از شعرها نوعي رفع تكليف ، از دست نهادن و رها كردن شاعرانه وجود دارد. مي پرسيد كجا و چطور؟ مي گويم آن جا كه شاعر با خودش گفته و شايد بر خودش فرض كرده كه چون شاعر است، بايد در برابر همه چيز از خود واكنش نشان بدهد و از همه چيز متأثر شود و به همه آنها هم در شعرش بپردازد. به همين دليل گاهي در كنار پرگويي هايي كه يكي از آسيبهاي ابتدايي اين تلقي گنگ شاعرانه است، به شاعري برمي خوريم كه به ضعف تأليفهاي مفرط و ناشيانه اي دچار مي شود. براي مثال، همين مورد را در اين كشف بديع درباره آزادي ببينيد كه از همان بي حوصلگي بي واژه ناشي مي شود: ... كه آزادي/ مجسمه اي است/ در كشوري ديگر/ كه آزادي/ نام ميداني بيش نيست/ در پايتخت/
كه هر خواننده اي در همان خوانش اول متوجه مي شود، سطرها سست و بي حالند و شاعر نسبت به همنشيني كلمات وسواس زيادي به خرج نداده است؛ در حالي كه مي توانست با برداشتن حرف ربط و يكي از فعلهاي اسنادي و حذف تكرار، شعر را از سكون خارج و به جلو پرتاب كند: كه آزادي/ ميداني است در پايتخت/ و مجسمه اي در سرزمينهاي دور...
بنابراين، اگر زياده گويي نشود، مي توان گفت، آقاي شاعر! شما كه آينه نيستيد، لازم نيست هر چه را كه مي بينيد بگوييد. كمي تأمل كن تا چند واقعه در تو تأثيرگذار باشد و دردمندانه چكيده آنها يك ساخت واحد به نام شعر را در تو به وجود آورد و گرنه اين مسأله باعث ناكارآمدي عاطفه و مخدوش شدن آن ساختار حسي عاطفي و عاشقانه اي مي شود كه شعرهاي اين مجموعه سعي در جلوه دادن آنها دارند.
3- انشاگونه بودن كلمات و جمله ها:
وضعيت روان شناختي شعري كه حاصل عصيان و تحقير است، وضعيت خاصي است: آرام و سر به زير نيست، شلاق خورده و به خود پيچيده است. بنابراين، گاهي عصبي، خطابي، توصيفي، شعاري و... بيان مي شود.از استعاره و زبان استعاره فاصله مي گيرد و كمي مستقيم و در نهايت توصيف گونه با مخاطب روبرو مي شود. وضعيت شعر عربي هم اين گونه است. شعري كه از حنجره زخمي هزاران هزار انسان سروده مي شود، نمي تواند به رسايي معنا در بطن خود بي تفاوت باشد. از اين منظر، شعاري بودن شايد يكي از خصوصيات مثبت شعر عربي باشد؛ اما بايد ديد اين مسأله به چه قيمتي تمام مي شود؟ به قيمت از دست دادن عناصر شاعرانه زبان و پرداختن به بيان منثور و حشو گونه با لحني توضيحي و گزارش گونه.
پس توجه به شكل موسيقايي كلمات و عملكرد آنها چه مي شود؟ تقابل بين شكلهاي ذهني و عيني، توجه به ايجاز جملات و هارموني يكپارچه در شعر، چه مي شود؟
اينها سؤالهايي است كه بايد از علي عربي پرسيد. براي مثال، من نمي دانم چرا بايد اين جمله شعر باشد، حتي در ساختمان يك نوشته كه شعر ناميده شده:
دريا او را بلعيد، حالا ديگر مال پري ها بود/ پري ها دلش را براي خودشان گرفتند/ پري ها انسان بي دل نمي خواهند/ پري ها دل مي خواهند/ دريا دل مي خواهد/ غريبه نمي خواهد....
اين درست كه شاعر مي تواند عناصر و پديده هاي منثور زبان را كه به ظاهر منثور هستند به سطح شعر بياورد و با آنها بازي كند، ولي در عمق شعر بايد اين عناصر شاعرانه زبان باشند كه زير ساخت شعر را تشكيل مي دهند. اين يعني شعر بودن شعر در ظاهري ناشاعرانه؛ چيزي كه در اشعار علي عربي به چشم نمي خورد.بعضي شعرهاي او آن قدر از منطق نثري پيروي مي كنند كه در عمق آنها هيچ ترفند كوتاه شاعرانه اي را نمي توان يافت: خدايا/ بارانت را بر اين سرزمين بباران/ كه نامردمانش نه/ كه مردمش تشنه اند/ خدايا/ گندمزارانت را در اين سرزمين برويان/ كه نامردمانش نه/ كه مردمش گرسنه اند...
بعضي وقتها شاعران بايد به سخت ترين شكل ممكن سانسورچي كلماتشان باشند. تيغ بردارند و كوتاه كنند- رحم نكن شاعر! تن اين سطر را از وسط به دو نيم كن- تا از گفتن ها و گفتن ها به گفتن و نشان دادنها برسند. حروف ربط، جملات پيرو و پايه، حروف ربط وابستگي و... خيلي چيزها بايد حذف شود تا معجزه ايجاز در شعر رخ بدهد تا «امروز بر اين پيامبر/ كلمه مي بارد» تحقق پيدا كند.
4- پرهيز از پيچيده گويي:
شايد يكي از وجوه مثبت و برجسته شعر عربي، پرهيز از پيچيدگي است، اگر چه گفتم ماهيت اين مسأله خيلي روشن نيست كه عمدي است يا سهوي؛ ولي به هر حال دور بودن شعر او از «غامض نويسي» هاي رايج در شعر معاصر امتياز خوبي براي شعرش در جذب مخاطب محسوب مي شود.اما اين ويژگي مثبت هم به يك دليل مهم خاصيت تأثيرگذاري خود را از دست مي دهد كه آن هم پراكنده گويي يا پراكنده نويسي است. در ساده ترين شعرهاي اين مجموعه ما با چند نوع لحن و چند گونه تصوير روبرو هستيم: به پرچم خسته كشورم/ خيره مي شوم/ در عصري كه دور تا دورما را سيمهاي خاردار احاطه كرده است/ در هيچ پرچمي نمي گنجم/ من را در شولايي از گل ميخك/ دفن كنيد/ بر خط افق ايستاده ايم و يكي/ يكي/ تاريك مي شويم.
چون حجم سفيد خواني اي كه بي هيچ قرينه اي در ميان بندهاي شعر ايجاد شده، تغيير لحن ها، ضماير، فعلها و حالتها و تصاوير، با تمهيدات و قصد قبلي نبوده؛ ضمن اينكه شعر را دچار ضعف تأليف در ساختن زنجيره معنايي مي كند، انسجام زباني شعر را هم از بين مي برد و فرم ذهني آن را از هم مي پاشد. انگار از اول اصلاً فرمي در كار نبوده.
5- توصيفي بودن:
توصيفي بودن شايد اصلي ترين مشخصه زباني شعرهاي اين كتاب باشد كه عموماً هم بر تشبيه و تصويرهاي عيني براي فضاسازيهاي ذهني مبتني است:
جيرجيركها آواز مي خوانند/ و ستاره ها با نورشان/ همراهي شان مي كنند/ با دف ماه سوسكها دست مي زنند/ فضاي تاريك و خط سياه كوهها... /
جمع آوري تصاوير و ناهماهنگي آنها با موسيقي حروف، تعادل شعر را بر هم زده و چفت و بست كلمات را سست كرده است. در برخي از شعرهاي مجموعه چنان با تزاحم تصاوير روبرو مي شويم كه كانون تصوير يا تصاوير را گم مي كنيم. اين كار ضمن اينكه حد شعور را تا سطح توصيفهاي ساده تقليل مي دهد، خاصيت تأثيرگذاري را هم از آن مي گيرد. در حالي كه همه مي دانيم تصوير هم يكي از عناصر سازنده و خيال انگيز شعر است كه بايد در افق مربوط به خود طلوع كند و آنجا كه شعر به توصيف و تصوير نياز دارد، از خود مايه بگذارد.
در برخي اشعار مجموعه هم اگر چه تصاوير پي در پي مي آيند، اما محوريت معنا و گاه مفهوم گراييهاي مفرط ادراك تصويري شعر را مختل كرده و ادراك منطقي را جايگزين آن مي كند: ريگي از زير سنگ مي رود/ سنگها جا به جا مي شوند/ و سنگ با فريادي بزرگ/ بر دامنه جاري مي شود/ و آنگاه ... / پس از شكستن سنگها و درختان/ در پايين دره جاي مي گيرد/ مي گذري و سنگي را مي بيني/ كه انگار سالهاست از كوه پرت شده/ و اين پايين/ غمگين و آرام/ لخت و بي رمق افتا ده است/ در غروبي كه خورشيد/ پشت كوه مي رود.
6- تأكيد بر لحن گفتاري:
استفاده از عناصر شاعرانه و پنهان زبان كه تجلي آن را مي توان به دور از شيوه هاي پر طمطراق و از پيش تعيين شده نويسندگي و سرايش در استفاده از لحن گفتار در شعر مشاهده كرد، يكي از ويژگيهاي بارز شعر علي عربي است: باشد/ با چشم شكسته مي روم/ با كوله پشتي اي كه پر از خاطره پرنده هاست.
به گمانم استفاده از اين ويژگي زباني مانند راه رفتن بر روي پلي است با ضخامت يك انگشت دست كه هر لحظه بيم آن مي رود شاعر با اندكي سهل انگاري ازآن به اعماق خاموش و بي خاصيت توضيحي بودن و منثور بودن شعرش بيفتد.
اما به نظر مي رسد علي عربي در اين كتاب، لحن گفتار را بهتر از چيزهاي ديگر شناخته و اگر چه پراكنده و گاه به گاهي، ولي از آن به خوبي استفاده كرده است:
l تو را سفارش به احساس تحمل مي كنم/ زنداني من/ بخوان هنوز
l يا اين سطر درخشان: ستاره با ستاره/ چقدر فاصله دارد؟ / سلامي از دورهاي دور/ دوست من/ به ت
7- ترجمه اي بودن:
نحو بعضي از شعرهاي اين مجموعه مثل «ترانه كردي»، «هر كس خوابي دارد» و... آدم را ياد شعرهاي ترجمه شده شاعران خاصي از غرب مي اندازد: «ريتسوس» با ترجمه فريدون فرياد: «سياه مثل آفريقاي خودم» ترجمه الف. بامداد، يا مارگوت بيكل، اكتاويوپاز، ويكتور خارا و لوركا.
استفاده از جملات كامل، لحن خطابي و شعاري، بيان روايي، سعي در تلقين حس و عاطفه شخصي و طبيعت گرايي همراه با محتواي اعتراض آميز، همه از مشخصه هايي است كه برخي شعرهاي علي عربي را مثل ترجمه شعرهاي دهه هاي 40 و 50 شمسي، يكدست و منفعل نشان مي دهد. به اين مسأله البته مي توان تقليدهاي زباني آشكار از برخي شاعران ايراني را هم اضافه كرد: به قسمت كردن نان بر آسمان شدم و...
8- توجه نكردن به موسيقي حروف:
مورد هشتم شايد به طور طبيعي از پشت سر هم قرار گرفتن موارد قبلي به دست آيد. وقتي عنان اختيار جملات و كلمه ها در شعر به دست زبان و بيان توضيحي داده شود، مسلم است كه دستيابي به موسيقي دروني حروف كار سخت و دشواري مي شود.
به گمان من، علي عربي در اشعارش دچار نوعي اعتياد وزني و زباني شده است كه حتي حرف زدن و لحن شعر خواندن او را هم تحت تأثير قرار داده و به دليل اينكه هنوز به سبكي شخصي براي او تبديل نشده، به شدت تقليدگونه و شبيه سازي شده به نظر مي رسد كه فارغ از تشريفات رايج زباني در ايجاد يك ساختار هارمونيك و حتي ملوديك در شعر ناموفق و ناتوان است و باز به همين خاطر است كه لحن و به تبع آن ضماير و فعلها در شعر او بسيار متغير و پراكنده اند:
زيبايي/ به يار نزديك است/ يار به يار/ نزديك است/ پيراهني به اندازه تمام عمر/ و يار/ فاجعه اي شد بر اندام ما...
فهرست وارگي، عينيت در روايت، بافت خطابي داشتن، پرهيز از لوكس گرايي در تصاوير و مهمتر از همه بيان محوري و قصارگونگي جملات، از جمله مشخصه هاي ديگر اين مجموعه هستند كه مي توان به آنها اشاره كرد.
به نظر مي رسد علي عربي از آن دسته شاعراني است كه برخلاف بسياري از شاعران سرشناس كشور، وقتي شعر مي گويد كه حرفي براي گفتن داشته باشد، نه تكنيكي براي ارايه كردن. به همين دليل، برخورد مخاطبان با شعر او در دو حالت صفر يا صد اتفاق مي افتد. آنها يا با شعر عربي موافقند و طرفدار شيوه شاعري اويند، يا اينكه به طور جدي درجبهه مخالف قرار دارند و شعر او را به نقد وچالش مي كشند.
انگار حد وسطي وجود نداشته و نخواهد داشت.
درباره ساختار معنايي اشعار اين كتاب هم مي توان گفت كه سه موضوع فقر، عشق و طبيعت، سه ضلع تشكيل دهنده مثلث شعري عربي اند كه اتفاقاً جهان آرماني او را هم تشكيل مي دهد. پرداختهاي رمانتيك او به اين سه حوزه هم، نشان از تعلق خاطرش به مفاهيمي دارد كه در سكوت و تنهايي، مرهمي هستند به شكستهاي بزرگ روح او؛ يعني عشق و فقر.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پشت ويترين

اولين خبر پشت ويتريني اين هفته مربوط است به چاپ كتابي در مورد اشعار «مهدي اخوان ثالث»؛ اشعاري كه تا به حال در هيچ مجموعه و گزيده اي چاپ نشده و به تازگي در كتابي به نام «جويبار لحظه ها» به چاپ رسيده و منتشر شده است.
«جويبار لحظه ها» كه زير نظر محمدرضا شفيعي كدكني و مرتضي كاخي چاپ شده، به تازگي به بازار كتاب آمده است. اشعاري كه در اين كتاب چاپ شده، شعرهايي است كه اخوان سرودن آنها را نيمه كاره رها كرده بوده است.
l 35 سال پيش، «عبدالعلي دستغيب» گزيده اي از شعرهاي «آنا آخماتوا» - شاعر زن روس - را با عنوان «مرثيه هاي شمال» ترجمه كرده، به چاپ رسانده بود.«مرثيه هاي شمال» به تازگي يعني بعد از گذشت 35 سال، تجديد چاپ شده است.
اين كتاب شامل تعدادي شعرهاي عاشقانه و سياسي مربوط به دوران مبارزات مردم روسيه در وقايع انقلاب اكتبر است.
مجموعه اي از مقالات و سخنرانيهاي «ويرجينيا و ولف» در كتابي به نام «سه گيني» منتشر و ترجمه شد. منشأ «سه گيني» به سخنراني اي كه اين نويسنده در سال 1931 در مورد خدمت سربازي زنان كرده بود، باز مي گردد.اولين بار اين كتاب توسط هاگرت پرس در سال 1938 منتشر شد و در 16 هزار نسخه به چاپ رسيد. در همان سال، يك ناشر آمريكايي اين كتاب را چاپ كرد و سپس ناشران ديگر نيز تجديد چاپهايي از آن ارايه كردند.
كتاب «سه گيني» توسط گلبرگ برزين ترجمه شده و به بازار كتاب آمده است.
كتاب «خنده در تاريكي» نوشته «ولاديمير ناباكوف» به تازگي توسط مترجم ديگري، ترجمه و منتشر شده است.
چندي پيش اين كتاب را «اميد نيك فرجام» منتشر كرده بود، اما به تازگي دكتر «محمد اسماعيل فلزي» اين كتاب را ترجمه و منتشر كرده است.ناباكوف «خنده در تاريكي» را در سالهاي ميانسالي اش نوشته. اين اثر جزو آثار خواندني اين نويسنده است، چون با گذشت چند سال از چاپ، اين اثر هنوز هم خوانندگان بسياري دارد.رمان «خنده در تاريكي» داستان عشق نافرجام مردي متأهل و ميانسال به دختر جواني است كه در نهايت زندگي اش را بر سر اين عشق مي گذارد.
محمدرضا پارسايار،« تاريخچه شعر فرانسه از آغاز تا امروز» را منتشر مي كند.اين مترجم در اين اثر شعرهايي از شاعران مهم فرانسه را به همراه زندگي نامه شان آورده است. همچنين، مترجم در آخر كتاب كه به صورت دو زبانه منتشر شده، به قواعد شعري فرانسه پرداخته است.پارسايار پيش از اين، شش مجموعه را از شاعران فرانسوي به اين ترتيب ترجمه كرده است: «آفتاب نيمه شب» گزيده شعرهاي ژاك پرور، «گلهاي رنج» گزيده شعرهاي بودلر، «تنهايي جهان» گزيده شعرهاي پل الوار، «زورق هست» گزيده شعرهاي آرتور رمبو، «در نيمه راه برزخ» گزيده شعرهاي پل ورلن و «وهم سبز» گزيده شعرهاي فيليپ ژاكوتر.
آخرين خبر مربوط است به چاپ كتابي توسط «مرتضي احمدي».مرتضي احمدي پيشكسوت تئاتر ايران، به تازگي كتابي نوشته به نام «كهنه هاي هميشه نو» و در آن ترانه هايي را كه اصطلاحاً دوجوفي و ضربي خوانده مي شوند، همراه با نتهاي ترانه ها و مقدمه اي در باب هنر سنتي نمايش آورده است.اين كتاب به تازگي چاپ شده و به بازار كتاب آمده است.
خديجه زمانيان


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مفتون اميني ديگر مجموعه ي شعري منتشر نمي كند

مفتون اميني گفت: بعد از انتشار دو مجموعه  شعر جديدش، مجموعه  شعر ديگري منتشر نخواهد كرد.




مجموعه  شعر «من و خزان و تو» كه شامل شعرهاي سپيد و حكمت آميز اين شاعر پيشكسوت است، به تازگي مجوز نشر گرفته و تا پاييز امسال توسط نشر امرود منتشر خواهد شد.
«شب هزارودو» هم هنوز در انتظار دريافت مجوز است. اين مجموعه، شعرهاي دو سه سال اخير او را دربرمي گيرد كه به همراه تعدادي شعر چاپ نشده  نيمايي و كلاسيك و آذري در سه فصل انتشار خواهد يافت.
به گفته  مفتون، ناشران بزرگ چون كتابهاي زيادي را براي دريافت مجوز ارايه مي دهند، در نتيجه ديرتر به نتيجه مي رسند، ولي مؤسسه هاي انتشاراتي كوچك تر زودتر به نتيجه مي رسند، و به اين دليل كتاب يادشده زود مجوز دريافت كرده است.
او قصد دارد بعد از انتشار اين دو مجموعه  شعر و چهار دهه شاعري، به كارهاي تحقيقي  بپردازد و مجموعه  شعر ديگري منتشر نكند؛ چرا كه به عقيده  وي، 10 مجموعه  شعر براي يك شاعر كافي است و حال بايد خستگي دركند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آثار شهيد آويني به نمايش درمي آيد

آثار شهيد آويني در كارگاه تخصصي مستندسازي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي با حضور مهدي همايون فر به نمايش درمي آيد.
به گزارش فارس، همايونفر در جلسه اي با عنوان « روايت فتح، يك تجربه ماندگار» كه به نمايش فيلم ارايه تجربيات توليد در زمان جنگ تحميلي و درگيريهاي لبنان همراه است به بحث و گفتگو با 21 مستندساز جوان اين كارگاه تخصصي خواهد پرداخت.
برپايه اين گزارش نمايش منتخبي از آثار شهيد مرتضي آويني در مقام نمونه فيلمهاي مستند ارزشمند توليد شده پس از انقلاب اسلامي هم در برنامه كارگاه آموزشي مذكور گنجانده شده كه هدف از نمايش اين آثار آشنايي مستندسازان جوان اين دوره با شخصيت و منش آن شهيد بزرگوار و تأثير وي بر جريان مستند سازي معاصر است.
مستندهايي چون«پاتك روز چهارم، با من سخن بگو دو كوهه، گمشدگان ديار فراموشي و شهري از آسمان» در اين كارگاه آموزشي تخصصي مستندسازي به نمايش درخواهد آمد و همزمان جلسات تحليل و نقد و بررسي اين فيلمها نيز برگزار خواهد شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مدير كل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت ارشاد اعلام كرد:
توقف نمايش فيلمهايي كه آگهي آنها از شبكه هاي غيرمجاز پخش مي شود


مدير كل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت ارشاد گفت: در صورت پخش آگهي فيلمها از شبكه هاي غير مجاز، نمايش آنها در سينماها متوقف خواهد شد.
به گزارش فارس دفتر تبليغات و اطلاع رساني معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براساس اعلام اداره كل ارزشيابي و نظارت سينمايي حرفه اي با صدور اطلاعيه اي اعلام كرد:
با توجه به ممنوعيت هر نوع اطلاع رساني و تبليغ از شبكه هاي غيرمجاز ماهواره اي فارسي زبان در صورتي كه تهيه كنندگان و سازندگان فيلمهاي سينمايي اقدام به پخش آگهي از شبكه هاي مذكور كنند،پروانه نمايش فيلمهاي مورد اشاره باطل و از نمايش آنها در سينماهاي كشور جلوگيري خواهد شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رئيس صدا و سيما:بحثهاي حاشيه اي ماهواره به صدا و سيما مربوط نمي شود

رئيس سازمان صدا و سيما گفت: سياست اين سازمان در برخورد با ماهواره بر اساس رقابت طراحي شده است.
سيدعزت ا...ضرغامي در گفتگو با ايسنا، درباره  پيشنهاد مجلس به پخش برخي از برنامه هاي ماهواره  در رسانه ملي، خاطرنشان كرد: فرض را بر اين گذاشته ايم كه در فضاي رقابتي جامعه و در كنار همه رسانه هايي كه مي توانند رقيب صدا و سيما باشند، به گونه اي برنامه توليد كنيم كه بتوانيم مخاطبانمان را راضي نگه داريم و آنان را جذب كنيم.
وي در مورد اين كه در شرايط شدت گرفتن منع استفاده از ماهواره، وظيفه اين رسانه چيست؟ متذكر شد: بحثهاي حاشيه اي ماهواره به صدا و سيما مربوط نمي شود، ممكن است نهادهاي ديگر كشور وظيفه قانوني خود را نسبت به مصوبات مجلس به نحوي كه برعهده شان گذاشته شده است انجام دهند، اما صدا و سيما هيچ گونه نظر مثبت و منفي در اين زمينه ندارد.
ضرغامي تأكيد كرد: رسانه  ملي سعي مي كند به گونه اي برنامه ريزي كرده و برنامه توليد كند كه در فضاي رقابتي توفيق داشته باشد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
«شكست ناپذير» همچنان در صدر جدول پرفروش ترين فيلمهاي سينماي جهان

فروش فيلم «شكست ناپذير» كه بيانگر داستان واقعي يك بازيكن حرفه اي فوتبال آمريكايي است، اين هفته نيز در صدر جدول پرفروش ترين فيلمهاي آمريكاي شمالي قرار گرفت.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از لس آنجلس، شكست ناپذير با فروش 15 ميليون و 200 هزار دلار، از فيلمهاي ديگر همچون «كرانك» و «ويكرمن» پيش افتاد.در پايان هفته اخير در مجموع فيلم شكست ناپذير با فروش 15 ميليون و 200 هزار دلار، كرانك با 13 ميليون دلار و ويكرمن با 11 ميليون و 700 هزار دلار عنوان پرفروش ترين فيلمهاي سينماي جهان را به خود اختصاص دادند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar