آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 15شهریور ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 یادداشت روز   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 بانوان   
 بادبادك   
 رسانه ها   
 فرهنگی   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ گزارش ]


گزارشي از وضعيت نامطلوب نگهداري اشياي تاريخي در ايران؛موزه  هايي در انبار!



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزارشي از وضعيت نامطلوب نگهداري اشياي تاريخي در ايران؛موزه  هايي در انبار!


* سيدحبيب قاآني
راستش ابتدا قصد داشتم اين مطلب را در روز جهاني موزه و يا يكي از روزهاي مرتبط با آثار ميراث فرهنگي بنويسم، ولي تصور كردم تا آن روز خيلي دير مي شود و بهتر آن است كه بي بهانه آن را منتشر كنم، به خصوص كه چندي پيش رئيس موزه مجلس از در معرض خراب شدن آثار نگهداري شده در زيرزمين اين موزه خبر داد؛ اتفاق مشابهي كه بسياري ديگر از آثار تاريخي و فرهنگي ما را نيز تهديد مي كند.




شايد باور اين مطلب سخت باشد كه اشياي موزه مجلس كه از دو سال پيش در مخزن نگهداري مي شوند، به رغم بررسيهاي دايمي به دليل طولاني شدن زمان راه اندازي موزه از خطر تخريب در امان نبوده اند. اشياي عتيقه موزه مجلس كه در ميان آنها نزديك به 23 تابلو از آثار در خور توجه محمد غفاري (كمال الملك) وجود دارد، دو سال پيش به دنبال جا به جايي موزه بسته بندي و به مخزن نسخ خطي كتابخانه مجلس منتقل شد. اين اشيا به خصوص تابلوهاي نقاشي علي رغم بسته بنديهاي مناسب به دليل عدم جريان هوا و دما و همچنين طولاني شدن زمان بسته بندي و آماده نشدن موزه مجلس از آسيبهاي احتمالي در خطر نيستند و شايد زودتر از هر ديرشدني خبر از بين رفتن آنها تيتر يك جرايد شود.
وضعيت نگهداري آثار و اشيا در موزه هاي كشور موضوع اصلي اين گزارش است كه مي خوانيد.

موزه
در خصوص تاريخچه موزه پژوهشگران و متخصصان موزه داري، به دنبال ريشه يابي واژه موزه به مبدأ «هلني» بسنده كرده و تاريخ موزه و تاريخگذاري اين پديده را اين گونه تعريف كرده اند: معبد خدايان هنر شعر و موسيقي كه بر فراز تپه اي در آتن قرار داشت، نخستين موزه اي است كه در تاريخ موزه ها نام برده مي شود و موزه «آشمولين» در شهر آكسفورد نخستين موزه اي است كه آثار مشرق زمين را در خود محفوظ داشته است. نخستين موزه در قاره آسيا موزه «هارميتاژ» يا «هرميتاژ» در لنينگراد روسيه است. سال 1746 ميلادي را در تاريخ تحول و تكامل موزه ها بايد نقطه عطفي به شمار آورد، زيرا در اين سال نويسنده فرانسوي، «لاخون دوسن ين» عقايد و انديشه هاي نويني را درباره موزه مطرح كرد كه موجب تحرك و تسريع در شكل گيري موزه ها شد. چهار سال پس از آن به سال 1750 ميلادي اولين موزه واقعي جهان در قصر لوكزامبورگ برپا شد.
با اين تفاسير بايد گفت كه نام موزه از لغت فرانسوي «Musee» گرفته شده و به معناي مكاني است كه مجموعه بزرگي از آثار باستاني و صنعتي و چيزهاي گرانبها را در آن به معرض نمايش مي گذارند و دانشمندان، پژوهشگران، هنرمندان و علاقه مندان از آن استفاده مي كنند. كلمه موزه را فرانسويان از لغت يوناني گرفته اند. موزه نام تپه اي در آتن بوده است كه در آن عبادتگاهي براي موزه ها ساخته شده بود.
امروزه در كشورهاي گوناگون جهان موزه هاي مختلف، آثار باستاني، مردم شناسي، طبيعي، حيوانات و وحوش و مجموعه تاريخي آن كشورها را به نمايش مي گذارد. فرهنگ تمدن هر قوم و ملتي از طريق اشيا و وسايلي كه در آن موزه ها جمع آوري شده است، شناخته مي شود. يكي از راههاي شناخت اقوام گذشته و نحوه زندگاني آنها بازديد از موزه هاست كه جنبه آموزشي نيز دارد.
نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند، زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند.
در يونان قديم به محلي موزه گفته مي شد كه در آن جا به مطالعه صنايع و علوم مي پرداختند. «ايكوم» شوراي جهاني موزه ها، موزه را مؤسسه اي دايمي دانسته كه اهداف مادي ندارد و در آن به روي همگان گشوده است و براي خدمت به جامعه و پيشرفت آن فعاليت مي كند. هدف موزه ها، گردآوري و نگهداري، تحقيق، انتقال و نمايش شواهد برجاي مانده از انسان و محيط زيست او به منظور بررسي، آموزش و بهره برداري معنوي است. تعريفي ديگر موزه را بنيادي دانسته كه سه وظيفه اصلي جمع آوري، نگهداشت و نمايش اشيا را بر عهده دارد. اين اشيا ممكن است نمونه هايي از طبيعت و مربوط به زمين شناسي و ستاره شناسي يا زيست شناسي باشد، يا آن كه آفرينشهاي هنري و علمي شان را در طول تاريخ به نمايش بگذارد.
اولين موزه هايي كه در دنيا شكل گرفتند، هدف خاصي نداشتند. اماكن و پرستشگاه هاي مقدسي چون كليساي كاتوليك، معابد يوناني و پرستشگاه هاي بودايي در ژاپن را در بر مي گرفتند. اولين مجموعه مشخص دنيا در سال  1683  ميلادي در آكسفورد انگلستان با نام موزه آشمولين به صورت عمومي درآمد. در دوره رنسانس كه تحول عظيم فرهنگي، هنري در اروپا (قرن پانزدهم به بعد) پديد آمد، موزه ها نيز بيشتر مورد توجه قرار گرفتند و ارزش راستين خود را باز يافتند.
اوج هنري موزه داري جهان را مي توان در موزه لوور پاريس ديد. اين موزه كه هم اكنون به صورت يك مركز بزرگ پژوهشي درآمده است، بزرگترين موزه دنيا محسوب مي شود. ساختمان اين موزه قبل از انقلاب كبير فرانسه، يكي از كاخ هاي سلطنتي فرانسه بود كه در آن آثار با ارزش هنري نگهداري مي شد. پس از انقلاب كبير فرانسه در سال 1789 م اين كاخ با آثارش به مردم فرانسه اهدا شد و در سال 1793 م تبديل به موزه ملي فرانسه گرديد. بخش عظيمي از آثار اين موزه به دايره «هنر اسلامي» اختصاص دارد كه اين اشيا را وزارت آموزش و هنرهاي ظريفه دولت فرانسه براي غني  كردن موزه از كشورهاي مشرق زمين گردآوري كرده است.

موزه در ايران




هيأتهاي مختلف فرانسوي حدود صد سال در ايران به كاوشهاي باستان شناسي پرداخته اند كه از جمله آنان مي توان به آندره گدار، ژاك دمورگان و مارسل ديولافوا اشاره نمود. در سال 1889 م دمورگان به ايران آمد و به حفاري پرداخت. سپس در سال 1895 ميلادي امتياز حفاري در ايران را از ناصرالدين شاه گرفت و بعد از آن در زمان مظفرالدين شاه آن را تمديد كرد كه به موجب آن امتياز انحصار حفاري باستان شناسي در تمام ايران به دولت فرانسه واگذار شد. در اين مدت بيشتر اشياي تاريخي و منحصر به فرد چون لوح قانون حمورابي و ... زينت بخش موزه لوور پاريس شد.
تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي كه باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو كرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند كلوزر، كلماكره و مجموعه سفالي آبگينه گرگان را درون چاهها و حفره ها پنهان مي كردند.
اولين بار به دستور ناصرالدين شاه قاجار در داخل كاخ سلطنتي گلستان، تالاري به موزه اختصاص يافت كه سپس همين مكان با ملحقاتي غني تر شد و به نام موزه «همايوني» گشايش يافت.
روزنامه شرف در توصيف اين موزه مي نويسد: «موزه همايوني به طول چهل و سه زرع و عرض هيجده زرع مشتمل بر بيست اتاق است. اين موزه خزينه اي است مشحون به ظواهر جواهر گرانبها و ظرايف و نفايس اشيا و آثار جليله علميه و مهمات حربيه قديمه، آلات، ادوات متنوعه و مصنوعات ازمنه سابقه و نتايج خيالات حكماي بزرگوار و تماثيل و تصاوير نگارنده هاي بي مثل و مانند روزگار و پرده هاي نقاشي كار نقاشهاي مشهور و حاصل صناعي كارخانه هاي معروف و ظروف چيني بسيار و ممتاز كار چين و روسيه و انگليس در بلورآلات، كارخانه هاي ساكس و نيز كارخانه هاي معتبر».
اين موزه پس از مدتي از بين رفت. جواهرات آن به خزانه بانك ملي انتقال يافت و بعداً به موزه مجهزي تبديل شد و سلاحهاي آن به موزه دانشكده افسري سپرده شد. در دوره مشروطه به دستور وزير معارف «صنيع الدوله» دايره اي به نام اداره عتيقات بين سالهاي (7 و 1295 م) به وجود آمد كه كارش سر و سامان دادن به وضع خراب حفاريهاي غيرمجاز بود و در همين زمان بود كه موزه ايران «معارف» تأسيس شد. اين موزه در برگيرنده اشياي عتيقه، كاشي، سفال، سكه و سلاح بود و به عنوان اولين گام مؤثر در تاريخ موزه داري ايران به شمار مي رود.
بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو كرد. اين موزه با 2744 متر زيربنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود كه در سال 1316 خورشيدي افتتاح گرديد.

موزه اي در زيرزمين
اجازه بدهيد از موضوع اصلي كه بهانه اين گزارش است، دور نشويم و آن طريقه نگهداري اشياي قديمي در موزه هاست، شايد شما شايعه نگهداري الواح گلي دوره هخامنشي را در موزه ملي ايران شنيده باشيد، خبري كه پس از جريان موسوم به الواح گلي در دانشگاه شيكاگو در ايران مورد توجه قرار گرفت و در برخي موارد از نگهداري الواح در كارتنهاي كامپيوتر در زيرزمين موزه خبر مي داد.
البته خوشبختانه اين اخبار به سرعت تكذيب شد، ولي صورت مسأله به طور كامل پاك نگشت و اين بار اين بحثها در مورد موزه مجلس مطرح شده است.
چرا كه تابلوهاي نقاشي كه در اين موزه قرار دارند بايد در شرايط خاص نگهداري شوند كه مهمترينش رطوبت و دماست، اما مخزني كه در حال حاضر اشياي موزه در آنها مستقر شده اند از نظر دما و رطوبت استانداردهاي لازم را براي نگهداري تابلوهاي نقاشي ندارد. اگر چه رئيس كتابخانه مجلس در پاسخ به اين ايراد توضيح داد:
آنها در بخشي از مخزن خطي ما هستند كه از نظر دما، رطوبت، وضعيت خوبي دارد و الان چند سال است كه در بازديدهاي كارشناسان مخازن كتابخانه ها اين فضا را هم از نظر رطوبت و هم از نظر فضا پاك اعلام مي كنند.
به گفته كارشناسان مرمت و حفاظت از آثار تاريخي، تابلوهاي نقاشي در فضايي بين 20 تا 22 درجه سانتي گراد نگهداري شود، اما در مخزن كتابخانه مجلس دماي هوا نزديك به دماي بيرون از آن يعني دمايي برابر با روزهاي گرم تابستاني بود.
اما محمدعلي ابهري رئيس موزه مجلس با رد اين نكته و اين كه اين مخزن مناسب نگهداري كتاب است، مي افزايد: با يك نوسان دماي كتاب و تابلوي نقاشي يكسان هستند. اين تابلوها كه در فضاي زندگي انسان خوب مي مانند. يعني استانداردهايي دارد. البته من كارشناس نيستم، اما دوستان ما در بخش مرمت، آسيب شناسي و آفت زدايي اين استانداردها را لحاظ مي كنند و با رعايت استانداردها اميدواريم كه اين اشيا سالم بمانند.
علاوه بر اين فضاي اختصاص داده شده به اشيا به نسبت تعداد آنها بسيار كوچك است. در حال حاضر مقدار زيادي اشياي موزه اي كه بخش عمده آن تابلوهاي نفيس نقاشي است، روي هم ريخته شده اند. البته رئيس كتابخانه مجلس معتقد است: ما الان موزه آرايي نكرديم. اين محل انبار است. منتهي وقتي مي گوييم انبار، برداشت اين است كه يك جاي به هم ريخته بي كنترل است. در واقع ما اشيا را در جايي انبار كرديم. انبار موزه يا انبار تابلوي نقاشي با انبار كردن پياز و سيب زميني فرق مي كند.
وي افزود: در بحث موزه آرايي يك مسأله مهم تراكم است. از لحاظ محل نصب چگونه باشد، اما از نظر بسته بندي خاص كه اسفنجها و كارتنهاي خاص چيده جوري شده كه اينها كنار هم قرار گيرد. البته بايد اين را بگويم كه آن روزي كه قرار بود اشيا را به اين جا منتقل كنند، در جلسه هماهنگي انتقال اين اشيا، بحث چيدن كنار هم و تعدادي كه كنار هم چيده مي شود و فشاري كه بر هم وارد مي كنند، توجه داشتيم.
ابهري درباره كنترل دوره اي اشيا گفت: مخزن چك دوره اي دارد. يك زماني ما كتابهاي نفيس خاص را نگهداري مي كنيم و هر چند وقت يك بار چك ادواري دارد. اما با توجه به اين كه كارتن اشيا قرار نيست تا استقرار در موزه باز شوند، چنين كنترلي فقط از لحاظ بيروني است.
رئيس كتابخانه مجلس هم به اين نگراني اشاره مي كند كه: ما از طولاني شدن نگهداري تابلوها در كارتن نگرانيم. بارها هم به نوعي اين دلشوره را مطرح كرديم. همان كارتنهايي كه اشيا را نگهداري كردند مي توانند در درازمدت اسيدي شوند و براي آثار هنري مشكل ساز باشند.
محمدرضا كارگر رئيس موزه ملي ايران نيز در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: موزه ها در همه جاي دنيا به دو دليل در حال گسترش هستند كه اين به خاطر اضافه شدن اشيا و همچنين نياز به وجود فضاهاي لازم براي معرفي آنچه كه در مخازن خود نگهداري مي كنند و همين طور بخشهاي جديدي همچون روابط عمومي يا بخشهاي آموزش كه به موزه اضافه مي شوند.
موزه ها از دو جهت نياز به گسترش دارند، يكي به خاطر ايجاد فضاهاي بهتر براي معرفي آثارشان و همچنين پشتيباني موزه به صورت بخشهاي مختلفي كه در آن به وجود مي آيند.
وي با بيان اين كه گسترش موزه ها در جهان تنها به افزايش كمي آن خلاصه نمي شود، افزود: امروزه ما شاهد آن هستيم كه معتبرترين موزه ها در جهان به سمت افزايش فضاي خود در حركت هستند تا در نمايش آثار و يا نگهداري از آن با كمبود فضا مواجه نشوند و اين در حالي است كه در سال 1316 كه موزه ملي ايران افتتاح شد. در همان زمان مهندس فرانسوي آن به وزير معارف وقت اظهار داشته كه اين موزه تنها نياز 10 سال شما را جواب مي دهد و بايد به فكر احداث موزه بزرگتر باشيد، در حالي كه پس از گذشت نزديك به 70 سال هنوز هيچ اتفاقي در رابطه با گسترش موزه نيفتاده است.
كارگر در خصوص ميزان اشيا در بخش زيرزمين موزه ملي اظهار داشت: ما در حدود 300 هزار شئي در موزه نگهداري مي كنيم كه به دليل فضايي كه در اختيار داريم تنها 2 هزار و 500 شئي را در معرض نمايش قرار داده ايم و اگر بخواهيم تنها 10 درصد اشياي قابل نمايش را معرفي كنيم، نياز به اين داريم كه فضاي فعلي موزه ملي به بيست برابر افزايش پيدا نمايد.
وي با بيان اين كه تاريخي بودن ايران باعث افزايش تعداد آثار تاريخي جهت نگهداري مي شود، افزود: متأسفانه عليرغم حفاري و اكتشافات تاريخي متعدد در كشور، ما شاهد حركتي در ايجاد فضاي مناسب جهت نمايش آنها نيستيم و تنها به نگهداري آنها در هر شرايطي تن مي دهيم.
رئيس موزه ملي ايران تصريح كرد: در دهه 80 در آمريكا هر سه روز يك موزه افتتاح مي شود و يا در استراليا براي هر 20 هزار نفر يك موزه وجود دارد، در حالي كه در كشور ما تنها 400 موزه وجود دارد كه نياز به بازنگري اساسي از نظر كمي و كيفي دارند، چرا كه نگاه جديد موزه داري در جهان مي گويد اگر شما شئي را در موزه بدون معرفي نگهداري نماييد هيچ اقدام در خور توجهي انجام نداده ايد.
كارگر در خصوص تعداد موزه موردنياز در كشورمان افزود: براي تعيين تعداد موزه موردنياز در كشور دو فاكتور اساسي ملاك مي باشد كه براساس آن تعداد موزه ها را يا براساس جمعيت و يا براساس تعداد اشيا تعيين نماييم كه براساس جمعيت كشور ما حدود 400 موزه فعال آمار چندان مناسبي نيست، چرا كه برخي از همين موزه ها تنها شامل دو اتاق كوچك مي شوند كه اين تعداد با جمعيت 70 ميليوني همخواني ندارد.
وي در خصوص امكانات موجود در موزه هاي كشور براي نگهداري در انبارها اظهار داشت: نگهداري اشيا در موزه ها شامل دو مسأله يعني حفاظت فيزيكي و حفاظت شيميايي مي شود كه حفاظت فيزيكي شامل سيستمهاي امنيتي است و حفاظت شيميايي يعني ايجاد شرايط نگهداري از نظر ميزان رطوبت لازم، نور، آفتهاي طبيعي و مسايل ديگر را شامل مي شود كه در موزه هاي مختلف، شرايط متنوع است كه در مجموع شرايط نگهداري ما در مخازن رضايت بخش است.

ساخت موزه و هزار اما و اگر!
وجود 400 موزه در يك كشور 70 ميليوني خيلي راحت همه را به اين پرسش مي رساند كه چرا در اين مدت هيچ اقدامي جهت ساخت و تجهيز موزه ها در كشورمان صورت نگرفته است.
اگر چه تأخير، كمبود اعتبارات، توقف ساخت، نبود امكانات مناسب، عدم استفاده از استانداردهاي رايج، نبود مديريت و نظارت صحيح، نبود هماهنگيهاي مناسب مسايل آشنايي است كه گريبانگير بخش عمده اي از طرحهاي عمراني است كه در ايران آغاز مي شود. در اين ميان ساخت موزه ها به رغم اهميت و تأكيدي كه برخي مسؤولان دارند، از اين قاعده مستثني نيست و بيشتر موزه ها با تأخيرهايي از چند ماه تا چند سال آماده مي شود، شايد هم نشوند. فاصله بين تصويب طرح يك موزه و مطالعات و كلنگ آغاز تا افتتاح موزه ممكن است سالها طول بكشد.
در اين ميان دو موزه پاسارگاد و موزه زاهدان حتي فراتر از چند ماه و سال، 30 سال است كه منتظرند تا اعتبارات ساخت سازه آنها به پايان برسد. از طرف ديگر هيچ استانداردي براي ساخت و راه اندازي موزه در ايران وجود ندارد. ساخت و راه اندازي موزه در ايران در هر سطح و اندازه با مشكلات زيادي روبه روست كه باعث مي شود موزه هاي ايران از حد استاندارد پايين تر باشند و در جذب مخاطب نتوانند موفق باشند و جمع اين مشكلات ساخت و راه اندازي موزه ها را در ايران به رؤيايي بدون تعبير تبديل كرده است.

توجه نداشتن به ضرورت وجود موزه
يكي از مشكلات در ساخت و راه اندازي موزه ها، نبود نگاه درست به اين مراكز فرهنگي در سطح مديريتي كشور است. به عنوان نمونه مي توان به ساخت موزه هاي بزرگ منطقه اي اشاره كرد.
براساس يكي از بندهاي برنامه چهارم توسعه اقتصادي ساخت و راه اندازي چندين موزه منطقه اي و بزرگ تخصصي در مناطق مختلف كشور در دستور كار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور قرار گرفت.
اداره كل موزه هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز طرح مقدماتي راه اندازي حداقل 13 موزه منطقه اي و تخصصي بزرگ را در كشور به سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور ارايه داد. سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز پس از بررسي طرح با ساخت 12 موزه منطقه اي و تخصصي و گسترش موزه ملي ايران موافقت كرد. اين موزه ها قرار است از محل اعتبارات ملي راه اندازي شوند. اما برخلاف توافقات صورت گرفته، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور با يك سوم اعتبار درخواستي موزه هاي منطقه اي در سال 85 موافقت كرد كه از اين مبلغ اداره كل موزه ها تنها اجازه داشتند 3 ميليارد تومان را برداشت كنند. با اين كاهش اعتبار موزه هاي منطقه اي با مشكل جدي رو به رو خواهند شد و احتمالاً به برنامه زمانبندي شده نمي رسند.
مسعود نصرتي مدير اداره كل موزه هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با اشاره به اين كه حذف و كاهش اعتبارات موزه ها به دليل فقدان نگاه درست فرهنگي است، مي گويد: اگر با ديد باز و وسيع به مكانهاي فرهنگي نگاه شود، به اين نتيجه مي رسيم كه اين اماكن بستر مناسبي هستند براي جذب مخاطبان. موزه ها به عنوان مكانهاي فرهنگي بستر مناسبي براي رشد فرهنگ يك منطقه و يك كشور و يك محله است.
نصرتي مشكلات راه اندازي موزه هاي بزرگ در سطح استانها را نبود همين نگاه دانست.
او مي افزايد: مسأله عدم احساس ضرورت به ساخت موزه ها در استانها بيشتر است. تا زماني كه اين نگاه را داشته باشيم كه موزه فقط يك نمايشگاه فرهنگي است هيچ حركتي آغاز نمي شود و هيچ اتفاق خاصي نمي افتد. اما اگر نگاه استاني ما وسيع تر باشد كه موزه بستر مناسبي براي رشد و توسعه منطقه، نشان دهنده تنوع فرهنگي است و جلوي يكسان سازي فرهنگي را مي گيرد، ماجرا شكل ديگري به خود مي گيرد. در برخي از استانها كه كار به درستي پيش مي رود اين نگاه وجود دارد مثل استان كرمان، خراسان رضوي. اما برخي از استانها خودشان هم نمي خواهند اين نياز را به وجود بياورند.
نصرتي با اشاره به طولاني شدن ساخت موزه اي مانند زاهدان مي گويد: اين به وضعيت خود استان باز مي گردد. از زماني كه كار مجدد ساختمان موزه زاهدان آغاز شد، قرار بر اين بود كه پس از تكميل ساختمان به دست اداره كل موزه ها سپرده شود تا تجهيز شود. وقتي خود ساختمان به هر دليلي به پايان نرسيده است اداره كل موزه ها كاري نمي تواند انجام دهد. مشكلات زيادي وجود دارد. مدير استان تغيير مي كند و حركت عقيم مي شود. بنابراين بايد در استان عزم و اراده وجود داشته باشد كه اين اتفاق زودتر بيفتد. زاهدان نيازمند بستر مناسبي براي توسعه فرهنگ هست. بايد در اين منطقه رشد فرهنگي داشته باشيم. وقتي شما نياز به ساخت مدرسه داريد ضرورت ايجاب مي كند آن را بسازيد. يك فلسفه اي وجود دارد كه انسان ضرورتاً نمي تواند پرواز كند، اما زماني كه اين ضرورت به وجود مي آيد براي خود بال به وجود مي آورد. ضرورت و نياز شما در آن منطقه مي گويد كه بايد موزه داشته باشيد. پس اين اتفاق مي افتد. البته اين نگاه تنها نبايد مختص استان باشد و بايد در تعامل با مركز اتفاق بيفتد. يك استان به تنهايي قادر به اين حركت نيست.
اين در حالي است كه حسن علي شهركي مدير سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري سيستان و بلوچستان يكي از هزاران دلايل تأخير ساختمان موزه را عدم شفاف سازي مديران و برنامه ريزان پيشين اين سازمان دانست و افزود: مدت زيادي از زمان ساخت موزه به تغيير نقشه، رفع معايب و تخريب برخي از بخشهاي بنا گذشت. اين به اين دليل است كه موزه براساس تعريف درست خود پيش نرفته است.
مدير اداره كل موزه هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري معتقد است: اگر با ديد باز و وسيع به موزه ها نگاه كنيم، به اين نتيجه مي رسيم كه اين اماكن بستر مناسبي هستند براي جذب مخاطبان و رشد فرهنگ يك منطقه و يك كشور.
محمدرضا كارگر مدير موزه ملي ايران معتقد است كه تنها نبود احساس نياز به ساخت موزه ها نيست كه مانع آماده شدن سريع موزه هاست. وي معتقد است در سطح كلان برنامه ريزي به موزه ها به عنوان پروژه هاي متفاوت نگاه نمي شود و مانند ساير پروژه هاي عمراني با آن برخورد مي شود. انجام پروژه هاي بزرگ به ويژه پروژه هاي متفاوت طولاني است. گاهي برخي پروژه ها مانند يك سد به دليل نمونه هاي ساخت متعدد تجربه قبلي برنامه ريزان مشخصي دارد، پس دچار وقفه نخواهد شد. اما براي موزه ها با توجه به اين كه كمتر به آن پرداخته شده است بايد برنامه ريزي متفاوتي را اعمال كرد. اما برنامه ريزان كشوري به اين مهم توجه نمي كنند و در اجراي طرح راه اندازي موزه ها نيز نگاهي را دارند كه مثلاً مي خواهند سد يا بيمارستان بسازند.

كمبود و كاهش اعتبارات
در ميان تمام دلايلي كه ساخت و راه اندازي پروژه هاي بزرگ را با تأخيرهاي چشمگيري رو به رو مي كند مسايل مالي و عدم يا كاهش اعتبارات سهم عمده اي را دارد.
اعتبارات طرح گسترش موزه ملي به عنوان مهمترين موزه كشور پس از چندين بار كاهش اواخر سال گذشته ابلاغ و آغاز طرح را تأخير انداخت. تأخير 28 ساله اتمام موزه پاسارگاد تنها به دليل كمبود اعتبارات است. گسترش دو موزه ايلخاني مراغه و تخت جمشيد در سال جاري به دليل عدم اختصاص اعتبارات معطل مانده است... دهها نمونه ديگري از اين دست كه افتتاح موزه هاي جديد را در كشور دچار وقفه مي كند.
به نظر مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و مديران موزه هاي كشور كمبود اعتبارات به همان عدم نياز ساخت موزه ها و فقدان نگاه درست به ساختمانهاي فرهنگي بازمي گردد.
مدير اداره كل موزه هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري معتقد است: وقتي نگاه فرهنگي وجود ندارد، دستگاه هاي اداري نيز اين نياز را در خودشان به وجود نياورده اند كه موزه ها مي توانند بستر توسعه فرهنگي باشند. بنابراين باعث مي شود يك دفعه از اعتبارات موزه ها كم كنند.
دو موزه پاسارگاد و زاهدان زمان طولاني را براي ساخت معطل مانده اند. در دو سال گذشته با توجه به اهميت تكميل آنها اعتباراتي از طرف دولت و برخي از وزارتخانه ها در نظر گرفته شد تا به اين موزه اختصاص يابد.
وزارت نيرو تعهد كرد تا 600 ميليون تومان از هزينه ساخت موزه نيمه تمام پاسارگاد را تأمين كند، اما با گذشت بيش از شش ماه از امضاي موافقت نامه هنوز هيچ اعتباري از طرف اين وزارتخانه به موزه پاسارگاد اختصاص نيافته است.
محمدحسن طالبيان مدير بنياد پارسه پاسارگاد در اين باره به ميراث خبر مي گويد: پس از شش ماه سرگرداني به تازگي وزارت نيرو علي رغم موافقت نامه از ما خواسته تا لزوم تخصيص اين هزينه را توجيه كنيم.
مدير موزه ملي ايران هم گفت: ما يك عقب افتادگي را در تاريخ موزه داري داريم كه اين عقب ماندگي با پرشهاي اساسي جبران مي شود. وقتي نگاه مي كنيم به پارسال مي بينيم اعتبارات افزايش يافته است، اما آنقدر عقب افتادگي بنيادي است كه با اين افزايش اعتبارات جبران نمي شود.
وزارت نفت نيز كه قرار بود 750 ميليون تومان براي تكميل موزه زاهدان كمك كند قصد ندارد اين اعتبار را به ميراث فرهنگي و گردشگري بدهد و مي خواهد آن را در اختيار يكي از دانشگاهها بگذارد.
كارگر مدير موزه ملي در اين باره معتقد است: اعتباراتي كه براي برنامه ريزيهاي كلان در نظر گرفته مي شود مبتني بر اين مسأله نيست كه موزه ها براي راه اندازي و يا مرمت هزينه دارند. الان اگر بخواهيد يك ويترين استاندارد را از اروپا بخريد حداقل 5  تا 10 هزار يورو است. اما اين نگاه در مديريت كلان كه در ارتباط با موزه ها نيستند اهميتي ندارد.
وي با اشاره به هزينه ساخت موزه در اروپا يادآور شد: ساخت موزه در اروپا در هر مترمربع حداقل 30 هزار يورو هزينه بر است. يعني چيزي بالغ بر سي ميليون تومان. ما با اين مقياسها آشنايي يا اعتقادي نداريم و همين باعث مي شود كه كار در اجرا درست از آب در نيايد يا اعتبار كم مي آوريم. اين مشكلات زيادي هست.
كارگر با همه مشكلاتي كه وجود دارد وضعيت اعتباري موزه ها را نسبت به سالهاي قبل بهتر مي داند و مي گويد: اگر ما الان به روند اعتبارات نگاه كنيم مي بينيم به نسبت سالهاي قبل وضعيت بهتري داريم. اين اعتبارات براي اداره موزه ها است، اما ايجاد تحول، اعتبار خاص و بزرگ مي خواهد.
از طرفي كارگر تنها مشكل موزه ها را كاهش يا حذف اعتبارات نمي داند و يكي از دلايل آن را مشكلات ساختار اداري كشور ارزيابي مي كند و مي افزايد: زماني كه بودجه اي مي آيد آنقدر براي هزينه كردنش مشكل وجود دارد و قوانين دست و پاگير هست كه در نهايت آن كاري كه مي خواهيد نمي توانيد انجام دهيد. براي ساخت موزه بايد پروژه را زيرنظر سازمان مديريت به يك پيمانكار بدهيد. به يك مشاور بدهيد. ممكن است كه يك مشاوري كه كارش را بلد است مورد پذيرش سازمان مديريت نباشد. از طرفي مشاوري كه معرفي مي شود ساخت موزه را بلد نباشد و ما يك الگوي خاص براي ساخت موزه نداريم. سازمان مديريت و برنامه ريزي براساس مبلغ تخصيص داده شده مشاور معرفي مي كند نه براساس تخصص و براساس اين كه قرار است براي اين پول چه اتفاقي بيفتد.

واپسين كلام...
در يك كلام ما پيشينه پرافتخار خود را كه بخش اندكي از آن زينت بخش موزه هاي پر بازديدكننده اي مثل لوور پاريس است، در انباري گذاشته ايم.
شايد داستان آن گنج نامه اي كه افسانه اي و رؤيايي دست نيافتني براي بسياري را بتوانيم در نقشه ساختمان موزه ايران و در زيرزمين و انبار آن بجوييم و بيابيم كه اين گنج نه تنها به خودي خود گنج است و ارزشمند، بلكه اين ارزشمندي مي تواند در قالب به نمايش درآمدن در موزه ها و كسب درآمد از محل فروش بليت نمايش آن تداوم يابد.
افسوس كه ديدگاههايي با چشم اندازي نه چندان دور تنها مخارج ساخت، احداث و تكميل موزه ها را مدنظر قرار مي دهد و از صبر كردن براي رسيدن به مرحله درآمدزايي اين زمينه ها عاجز است.
اين كار بدين مي ماند كه گوهري ارزشمند را به جاي تيله اي در خاك منزل دهيم و بپذيريم كه آن را به نوعي محافظت كرده ايم، بايد پذيرفت دفينه هاي به يادگار مانده از تمدني كهن سزاوار چنين جايگاه و قدرناشناسي نيستند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar