آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   یک شنبه 19شهریور ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 حقوقي   
 فرهنگی   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ هنر ]


يازدهمين جشنواره تئاتر عروسكي «مبارك» از چند منظر ؛ زندگي عروسكها

در سالمرگ جلال آل احمد ؛ مردي كه زندگي را مي نوشت

با سپند اميرسليماني/ بازيگر نقش «مجيد» در سريال «نرگس»؛تئاتر ارث پدري من است!

روزها و يادها ؛ به بهانه 70 سالگي محمدرضا شفيعي كدكني؛شاعر كوچه باغ هاي نيشابور

جايزه عبيد زاكاني به منوچهر احترامي تقديم مي شود

الن دي جنرز مجري مراسم اسكار 2007 شد



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يازدهمين جشنواره تئاتر عروسكي «مبارك» از چند منظر ؛ زندگي عروسكها

مهدي نصيري
يازدهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي سرانجام با يك وقفه دو ساله برگزار شد. در اين جشنواره گروههاي بسياري از داخل و



خارج از كشور نمايشهاي خود را به روي صحنه بردند و هر چه بود در همين مدت كوتاه يك هفته اي نمايش داده شد و به پايان رسيد.
اما قصه تئاتر عروسكي و مشكلات و سختي هاي كار در اين حوزه همچنان باقي است. هنرمندان تئاتر عروسكي حالا عروسك هايشان را كنار گذاشته اند و در انتظار روزي ديگرند تا دوباره بتوانند به آنها جان بدهند يا جشنواره ديگري كه معلوم نيست كي و چگونه و چه وقت برگزار شود!

امكان اجرا به وجود آيد
عادل بزدوده (نويسنده و كارگردان تئاتر عروسكي) در مورد آسيبها و مشكلات اين حوزه از تئاتر معتقد است كه بحث در مورد آن مباحث كلاني را شامل مي شود. او در مورد مشكلات تئاتر عروسكي مي گويد: چند سال است كه نمايش عروسكي را در ايران مطرح مي كنيم و اين قضيه از سالهاي 49 و 50 با 5 دانشجو شروع شده و در حال حاضر به سطح چند صد دانشجويي رسيده است.
در واقع قبلاً خروجي هاي يك دانشگاه وارد حوزه كار عروسكي مي شدند، اما حالا چندين دانشگاه تعداد زيادي نيروي تحصيل كرده اين رشته را آموزش مي دهند، بنابراين ما از نظر كمي و كيفي در اين زمينه رشد داشته ايم، منتها جايگاه اصلي نمايش عروسكي در جامعه ما به يك تعريف جامع تر و كارآمدتر احتياج دارد. اين ابزار بايد به درستي شناسانده شود و تأثيرگذاري و قدرت فرهنگي اش مورد تأكيد و بررسي قرار گيرد. ما هنوز در مراحل اوليه اين كار هستيم و به لحاظ سخت افزاري مكان و امكانات بسيار محدود و اندكي داريم.
اگر اين سخت افزار و نرم افزار به درستي در كنار هم تعريف شوند و قرار بگيرند مسلماً تأثيرگذار خواهند شد.
عادل بزدوده كه امسال با نمايش «گلي گلي جون» در جشنواره شركت داشت، در مورد مشكلات اجراي عمومي نمايش عروسكي در ايام بعد از جشنواره مي گويد: من معتقدم تعريف و تأثير اجتماعي نمايشي اگر به درستي تدوين و تشريح شود، مي تواند تداوم بخش از اين حركت فرهنگي در جامعه شود. اين مسأله به نگاه كلان مديريت فرهنگي جامعه نياز دارد كه بتواند از اين ابزار در جهت رشد كمي و كيفي فرهنگ جامعه استفاده كند.
بزدوده در مورد برگزاري يك جشنواره معتبر بين المللي در حوزه كارهاي عروسكي نيز مي گويد: اين اتفاق خوبي است، اما زماني تكميل مي شود كه گروههاي شركت كننده امكان به روي صحنه بردن چند باره نمايشهايشان را داشته باشند. اين برنامه ريزي اگر صورت بگيرد هم كارهاي داخلي و هم آثار خارجي مي توانند به كمك فرهنگسازي و رشد فرهنگي جامعه بيايند.
او در مورد كيفيت جشنواره هم مي گويد: جشنواره ممتاز يعني اينكه سخت افزار و نرم افزار به درستي در كنار هم قرار بگيرند. گروهها بايد از چند سال قبل انتخاب شده باشند و نگاه تماشاگر و منتقد را به همراه داشته باشند و بعد وارد جشنواره بشوند. متأسفانه به دليل آنكه همه اتفاقهاي جشنواره ما در شرايط زماني بسيار محدود - هم در زمينه برنامه ريزي و سياستگذاري و هم به لحاظ كار هنري - افتاده است، مسلماً نتيجه و تأثير مطلوب را نمي توان از آن توقع داشت. اميدوارم براي سالهاي آينده برنامه ريزي تدوين شده مشخصي داشته باشيم و گروهها از همين حالا بدانند كه مثلاً قرار است سال آينده اجرا داشته باشند. بهرحال هر جشنواره حسن ها و ضعف هايي دارد و اميدوارم نقاط مثبت جشنواره بعدي بيش از نقطه ضعفهايش باشد.

انتخاب آثار متنوع
جواد ذوالفقاري (دبير شوراي سياستگذاري و قائم مقام جشنواره) در مورد نحوه انتخاب آثار خارجي جشنواره مي گويد: معيارهاي انتخاب آثار بين المللي تقريباً همان معيارهاي انتخاب آثار ايراني بوده اند. ما كارهاي زيادي را دريافت كرديم و مسلماً بعضي از آنها را به دليل آنكه چيز زيادي عايدمان نمي كرد، كنار گذاشتيم، اما در انتخاب اين آثار همواره جلوه هاي جديد نمايش عروسكي و استفاده از تكنيكهاي بديع را مورد توجه قرار داده ايم. ضمن اينكه در اين زمينه هم سعي داشته ايم آثار انتخابي با تنوع همراه باشند و انواع نمايشهاي مختلف را با شيوه هاي مختلف انتخاب كرده ايم. علاوه بر اينها امروزي بودن آثار بين المللي را هم همواره مورد توجه قرار داده ايم. وي در مورد مشكلات برگزاري جشنواره مي گويد: به طور معمول برنامه ريزي، سياستگذاري و شروع فعاليتهاي يك جشنواره به مدت زمان طولاني و كافي احتياج دارد و در حال حاضر اكثر جشنواره هاي جهاني كارهاي جشنواره را از يك يا دو سال قبل شروع مي كنند، اما اقدامهاي اساسي اين جشنواره تقريباً از خردادماه به طور جدي آغاز شد و ما تا زمان شروع جشنواره تنها سه ماه وقت داشتيم تا اقدامهاي لازم را براي برگزاري آن انجام بدهيم. ذوالفقاري در مورد حضور دانشجويان در جشنواره نيز مي گويد: كمتر كشوري در دنيا وجود دارد كه در سه دانشگاه آن نمايش عروسكي وجود داشته باشد و دانشجويان زيادي را در اين حوزه آموزش بدهد. به همين خاطر حضور دانشجويان در جشنواره ما پررنگ و تأثيرگذار بود و من آن را گسترده و پربار ارزيابي مي كنم.

سالن تئاتر عروسكي نداريم
علي پاكدست (كارگردان و مدرس تئاتر عروسكي) در مورد مشكلات اجراي عمومي نمايشهاي عروسكي و محدود شدن اين حوزه به جشنواره ها مي گويد: ما هميشه اين بحث را داشته ايم.
تئاتر عروسكي ما در حال حاضر در تب و تاب يك جشنواره است و جشنواره هم همواره مقطعي است. اما آنچه مهم است اينكه ما بايد در زمينه تئاتر عروسكي چه براي مخاطب بزرگسال و چه براي مخاطب كودك به توليد برسيم و توليدات طول سال را وارد جشنواره هايمان كنيم. اين توليد سالانه هم مسلماً به امكانات و آموزش نياز دارد و خود توليد مستمر مي تواند بستري براي نمايشگران عروسكي باشد كه به تجربه هايشان مي افزايد. بخشي از مشكلات تئاتر عروسكي ما به سالنها بر مي گردد. ما به طور جامع سالن مختص تئاتر عروسكي نداريم.
تالار «هنر»، اكنون مربوط به كار كودكان و نوجوانان است، مركز توليد تئاتر عروسكي هم كه متعلق به كانون پرورشي فكري كودكان و نوجوانان است، تالار فردوسي هم مختص نمايشهاي عروسكي نخي است. ما به سالنهايي نياز داريم كه براي نمايشهاي عروسكي در شيوه هايي مختلف امكان استفاده داشته باشند.
وي در مورد ضرورتهاي برگزاري جشنواره و عدم استمرار آن مي گويد: دليل استمرار نداشتن آثار عروسكي به نظر من به پيش توليد طولاني آن نسبت به آثار ديگر برمي گردد و براي توليد اين آثار به زمان بيشتري نياز داريم. اما در مورد تأثير و ضرورت برگزاري جشنواره بايد گفت كه اميدواريم حضور گروههاي مختلف در كنار هم حداقل تجربه هاي خيلي خوب و متفاوتي را براي هنرمندان اين حوزه به همراه بياورد. پاكدست در مورد جشنواره امسال هم مي افزايد: امسال هدف و تصميم برگزار كنندگان اين بوده كه كيفيت و تنوع آثار را بالا ببرند و ما از 304 متن ارسال شده 42 متن را براي مرحله بازبيني انتخاب كرده ايم و از اين ميان نيز 20 اثر را براي شركت در جشنواره پذيرفته ايم و حتي در انتخاب آثار خارجي هم همين هدف را داشته ايم و بيشتر به دنبال نمايشهايي بوده ايم كه كيفيت مطلوبي داشته باشند. به هر حال نتيجه كار را بايد از برآيند نظر تماشاگران فهميد، اميدوارم كه اين نظر مثبت باشد.
وي در مورد اولويت كم هزينه بودن آثار خارجي در مرحله انتخاب هم مي افزايد: اين مسأله در همه جشنواره ها وجود دارد. نظرات يك گروه هر چه كمتر باشند، مسلماً هزينه كمتري را هم خواهند داشت و سفرشان آسانتر خواهد بود. اما اين معيار خيلي براي ما و بازبينهاي جشنواره مهم نبوده است. در اين زمينه ما اولويت نخست را بر روي كيفيت آثار قرار داده ايم و اينكه نمايش در زمينه كيفيت و مسايل آموزشي چقدر مي تواند مفيد واقع شود را بيشتر مورد توجه قرار داده ايم.

بايد از فكرهاي تازه استفاده كرد
بهروز غريب پور (نويسنده و كارگردان تئاتر عروسكي) كه امسال اپراي عروسكي «رستم و سهراب» را به روي صحنه تالار فردوسي داشت در مورد تغيير شكل سنتي تئاتر عروسكي به شكل مدرن مي گويد: غربيها در اين زمينه خيلي خوب عمل كرده اند و اعتدال در حفظ گذشته و رسيدن به شكل معاصر را همواره مورد توجه قرار داده اند و در رسيدن به يك كليت جامع به هر دو جريان اجازه حيات داده اند و يكي را فداي ديگري نكرده اند. ضمن اين كه در بسياري از موارد براي دستيابي به يك اجراي مدرن از همان شيوه كلاسيك بهره گرفته اند. بنابراين لازم نيست كه شيوه مدرن را بيش از حد بزرگ كنيم و شكل سنتي آن را كاملاً مردود و مرده بدانيم. در كشور ما هم اين امكان وجود دارد و تنها بايد از فكرهاي تازه استفاده كرد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در سالمرگ جلال آل احمد ؛ مردي كه زندگي را مي نوشت

جلال آل احمد نويسنده است يا سياستمدار؟! مرگ مشكوكش در اسالم مازندران، زندگي كوتاه ولي پرهياهويش در دهه 30 و 40 شمسي، سفرهاي متعددش به اروپا و برخي كشورهاي عربي، تمام اينها از جلال آل احمد شخصيتي چند وجهي مي سازد. اوج پختگي انديشه و قلم آل احمد در اواخر دهه 30 و ابتداي دهه چهل بود.




كودتاي انگليسي- آمريكايي 28 مرداد، باعث يأس و دلسردي روشنفكران كشور گرديده و عده زيادي به خدمت دستگاه شاه و به اصطلاح؛ خودفروشي سياسي و فرهنگي افتاده بودند. پس از شكست جريان نهضت ملي و برقراري استبداد خشك نظامي، آل احمد به فعاليتهاي ادبي خود سمتي ديگر مي بخشد.
وي در لفاف استعاره و نماد، وضعيت ايران پس از كودتا را به نقد مي كشد و به دستگاه سركوبگر مي تازد. آنچه نوشته هاي آل احمد را در اين دوره- بين سالهاي 35 تا 40 شمسي- از ساير همگنانش متمايز مي كند، قلم تيز و نثر عصبي، تلگرافي و بدون حشو و زوايد اوست.
شماري از منتقدان آثار آل احمد، نوشته هاي اين دوره را داراي نوعي شعار زدگي، سياست زدگي و تاريخ مصرف دار مي خوانند. ولي خوب كه نظر كنيم، نوشته هاي آل احمد هرگز از بار زيبايي شناسانه هنري خالي نبوده است. به عنوان نمونه، داستانهايي چون «نفرين زمين»، «سرگذشت كندوها» و «سه تار»، داستانهايي با وجوه نمادين ولي داراي پيكره اي روايي و نثري پالوده و هدفمند هستند.
چنين است كه آل احمد سعي دارد در فضايي بسته فرياد بكشد. طيف دوستان آل احمد بسيار گسترده است؛ از غلامحسين ساعدي و صمد بهرنگي گرفته، تا علي شريعتي مزيناني. با بهرنگي و ساعدي در زمينه فرهنگ عمومي ايران- خرده فرهنگها و زبانها و گويشهاي نيمه رسمي رايج در ايران به كار علمي و عملي مي پردازد و با شريعتي راجع به نوانديشي ديني به گفتگو مي نشيند. آل احمد در عين حال شجاع ترين چهره هنري ايران پس از كودتا نيز محسوب مي شود. خاطره برخورد تند او با امير عباس هويدا- نخست وزير- هنگامي كه به او و تني چند از دوستانش پيشنهاد به دست گرفتن دستگاه مميزي (سانسور) را مي دهد، شنيدني است.
يكي از نويسندگاني كه خود در آن جلسه حاضر بوده، ابراز مي كند: «آل احمد چنان مشتي به ميز هويدا كوبيد، كه قاب عكس خانوادگي نخست وزير از روي ميز افتاد.» هويدا در مقابل آل احمد خلع سلاح مي شود و جمع نويسندگان از دفتر وي خارج مي شوند ....
در چنين فضايي، آل احمد سمت «پدرخواندگي» ادبيات ايران را كسب نموده و نماد چهره سياسي- فرهنگي عصر پس از كودتا مي گردد.انتشار داستان بلند «مدير مدرسه» و تجديد چاپ «پنج داستان» به علاوه ارايه تحقيقات مردم شناسانه در اقصي نقاط ايران، وجهه ادبي- پژوهشي آل احمد را تقويت مي كند. به جرأت مي توان گفت، مدير مدرسه، يكي از بهترين آثار داستاني آل احمد و جزء آثار برجسته داستاني دهه چهل شمسي است. ديالوگهاي قدرتمند، نثر مقطع و كوتاه و بخصوص شكسته نويسي آل احمد در اين داستان، تا پيش از آن- تقريباً سابقه اي در ادبيات ما نداشته است.
در داستان بلند «مدير مدرسه»، آل احمد علاوه بر نقد جامعه، و هجمه بر نظام بورژوازي نوظهور، وضعيت مضحك روشنفكران را كه در حال سقوط آزاد در خلا هستند، به نقد مي كشد.
انتشار كتاب «در خدمت و خيانت روشنفكران» و نهايتاً «غربزدگي» فصلي نو در كارنامه ادبي و حيات فرهنگي آل احمد است. دو كتابي كه با شدت تمام، نظامهاي مبتني بر آمال ليبراليسم سياسي و بورژوازي را نفي مي كند و به جاي آن بازگشت به فرهنگ خودي، مطالعه دوباره مباني اسلامي و قطع رابطه فكري با غرب را توصيه مي كند. در نخستين فصول «غربزدگي» آل احمد با صراحت، پديده غربزدگي را با آفت سن زدگي مقايسه مي كند و آدمهاي غربزده را نوعي عروسك و غرب را عروسك گردان مي نامد.
اين نگاه راديكاليزه آل احمد، به گونه اي تحت تأثير شكستهاي متعدد سياسي و فرهنگي ايرانيان پس از جنبش مشروطه، به واسطه دخالت عمال خارجي و خيانت عوامل داخلي وابسته به آنان است. اما بازگشت او به مباني ديني مي تواند تحت تأثير دو پارامتر مهم پيشينه و اعتقادات و فضاي الهام گرفته از جريانهاي مذهبي انقلابي، نظير 15 خرداد 42 باشد، و به قول مولانا: هر كس كو دور ماند از اصل خويش، باز جويد روزگار وصل خويش!
بازگشت به دين بهترين روش مبارزه با حكومت استبدادي شاه در آن دوران به شمار مي رفت و آل احمد به تازگي برندگي و تأثير اين نگاه را درك نموده بود، با توجه به شرايط و جو موجود در ايران دهه 30 و 40 و با توجه به شرايط دروني و ذهني خويش، حساب خود را از هم مسلكان سياسي سابقش جدا كرده و به صف مبارزان مسلمان پيوست.
بايد اشاره كرد، آل احمد به رغم تغيير ايدئولوژي و طرز تفكر، همواره ارتباط خويش را با آن دسته از روشنفكراني كه روحيه مبارزه با رژيم را حفظ كرده اما مانند او نمي انديشيدند، حفظ نموده و حتي با آنان وارد تعامل مي شد. اين وجهه فراجناحي آل احمد و نظرگاه تند و تيزش راجع به ماهيت رژيم شاه، از او ليدري سياسي مي ساخت.
نشستهاي متعددي كه در كافه ها (پاتوق هاي) آن روز تهران برگزار مي شد، گواه همين تعامل بين طيفهاي متفاوت انديشه سياسي و فرهنگي است. انتشار «غربزدگي» و «در خدمت و خيانت روشنفكران» بازتابهاي گسترده اي ميان جامعه روشنفكري و دانشجويي ايران دهه چهل داشت. عده اي آل احمد را به واپسگرايي و تحجر فكري متهم كردند، و عده اي نيز او را به خاطر قاطعيت و صراحتش ستودند. اما چه دوستان و چه دشمنان فكري آل احمد، هيچ گاه نتوانستند وي را به نرمش، انعطاف و عقب نشيني متهم كنند!
در پايان سالهاي 46 و 47 و آغاز رفورمهاي دست ساخته غرب- تحت عنوان انقلاب شاه و ملت- حكومت پهلوي توانست سلطه خويش را بر جامعه ايران تثبيت نموده، واپسين جرقه هاي نرمش در سياستهاي جاري اش را خاموش كند. در چنين وضعيتي، جو يأس و نوميدي كشور را فرا گرفت. سانسور بيداد مي كرد. آل احمد در سالهاي واپسين عمرش، چيز زيادي ننوشت. تعدادي ترجمه در اين سالها از او در دست است كه به حق جزء ترجمه هاي خوب ادبي محسوب مي شوند. ترجمه «قمار باز» داستايفسكي، «دستهاي آلوده» ژان پل سارتر، «كرگدن» و ...
مرگ آل احمد در سالهاي پاياني دهه چهل رخ داد؛ هنگامي كه او، خسته از فضاي پرتزوير پايتخت، قصد اقامت دايمي در اسالم مازندران را داشت. هنگام فوت او كسي در منزل حضور نداشته. به گفته همسرش سيمين دانشور، مرگ آل احمد، مرگي آرام و غريب بوده است.
چنانكه حضورش نيز در آن چند ماه پيش از مرگش، حضوري كم رنگ بود. با مرگ آل احمد، رژيم پهلوي از دست يكي از سرسخت ترين مخالفانش آسوده شد. اما حضور معنوي او به عنوان نويسنده اي متعهد و متهور و پيشرو، تا به امروز محسوس است.جداي از هر آنچه كه راجع به آل احمد گفته اند، او نمونه انساني شجاع بود كه به رغم تمام محدوديتهاي فكري و محيطي، جوري كه بايد زيست، مي زيست. يادش گرامي باد!


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با سپند اميرسليماني/ بازيگر نقش «مجيد» در سريال «نرگس»؛تئاتر ارث پدري من است!

* مليحه پژمان
سپند اميرسليماني در سال 1356 در خانواده اي هنرمند متولد شد. پدرش سعيد اميرسليماني و خواهرش كمند اميرسليماني هر دو از هنرمندان عرصه بازيگري هستند. فرصتي دست داد تا او ميهمان الو سلام اين هفته باشد. وقتي از او مي خواهم از خانواده هنرمندش بگويد، مي گويد: «راهنماييهاي پدر و خواهرم هميشه در روند كارهايم مؤثر بوده. درست است كه چند سالي بيشتر از فعاليتهايم نمي گذرد، اما به جرأت مي گويم تجربه 45 ساله اي پشت سر من بوده و هست!».




اميرسليماني در مورد شروع فعاليتهاي هنري اش مي گويد: «فعاليتهاي هنري ام را از سال 61 آغاز و در چهار نمايش ظاهر شدم، اما فكر نمي كنم كه ديگر تئاتر را ادامه بدهم!»
مي پرسم چرا؟ مي گويد: «محيط تئاتر آزارم مي دهد. مي دانيد چرا؟! چون يك سري آدمها فكر مي كنند وقتي چندين سال در مجموعه اي كار كنند، آنجا ارث پدرشان است! در تئاتر هم متأسفانه اين اتفاق افتاده و عده اي فكر مي كنند كه تئاتر ارث پدرشان است و فقط آنها بايد در تئاتر فعاليت كنند و هر كس وارد تلويزيون شد، حق ادامه كار در تئاتر را ندارد. ولي بايد بگويم تئاتر ارث باباي من است و اين قضيه را اثبات مي كنم!»
مي پرسم چطور؟ مي گويد: «زماني كه پدر من در سال 1339 تئاتر را شروع كرد در كشور ما فقط دو گروه تئاتر بود. با نگاهي به كارنامه پدرم، اين مسأله براي شما روشن مي شود».
براي اين كه اميرسليماني كمي از اين وضعيت فاصله بگيرد، نظرش را در مورد تلويزيون مي پرسم. مي گويد: «از كار كردن در تلويزيون رضايت دارم و كارهايم را دنبال مي كنم».
سپند اميرسليماني تاكنون در نقشهاي مختلفي ظاهر شده، ولي شخصيت «مجيد» در سريال نرگس، شخصيتي خاص، مرموز و پيچيده است. از او مي خواهم در مورد اين شخصيت بيشتر بگويد. او ادامه مي دهد: «مجيد يك شخصيت عقده اي است كه وارد زندگي شوكت شده تا به نوايي برسد و براي رسيدگي به مقاصدش با همه مسايل كنار مي آيد. با بچه دار نشدن همسرش، با تحقيرهاي شوكت. اما داستان به همين شكل نمي ماند و بالاخره شخصيت مجيد تحولات زيادي در داستان ايجاد مي كند. من نقشهاي انفجاري را دوست دارم و برايم فرقي نمي كند كه اصلي باشد يا فرعي.مجيد در انتهاي داستان نقش تعيين كننده اي دارد كه بهتر است آن را ببينيد. آن وقت ديگر او را يك شخصيت خنثي نخواهيد ديد».مي پرسم تجربه سريالهاي طولاني نشان داده كه برخي مخاطبان از دنبال كردن سريال خسته مي شوند. نظر شما چيست؟ مي گويد: «به نظرم هر اثري مي تواند مردم را تا انتها نگهدارد، در صورتي كه داستان توان آنقدر كشش را داشته باشد. شايد سريال «نرگس» اشكالاتي داشته باشد، اما خط سير داستان بيننده ها را تا انتها نگه مي دارد.»
اميرسليماني عقيده دارد كه شوكت سريال «نرگس» در واقعيت هم ممكن است وجود داشته باشد. او مي گويد: «چند وقت پيش در خيابان به آقايي برخورد كردم كه گفت: من خود مجيدم و شوكت مثل پدرخانمم است. 15 سال است كه با اين قضيه دست به گريبانم و بدون اجازه پدرخانمم حتي آب نمي خورم! ببينيد بالاخره مثل آدمهاي «نرگس» در عالم واقع وجود دارند».
از امير سليماني مي خواهم به عنوان آخرين سخن از كارهاي جديدش بگويد كه مي گويد: «در يك فيلم سينمايي كار مي كنم به اسم «اخراجي ها» به كارگرداني مسعود ده نمكي كه در حال حاضر هم سر فيلمبرداري هستم».


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روزها و يادها ؛ به بهانه 70 سالگي محمدرضا شفيعي كدكني؛شاعر كوچه باغ هاي نيشابور

محمدرضا شفيعي كدكني 18 شهريور 1318 در خانواده اي روحاني و در كدكن نيشابور ديده به جهان گشود. وي كه شاعر و صاحب دهها تأليف است،  اكنون يكي از معتبرترين استادان زبان و ادبيات فارسي به شمار مي آيد.به گزارش فارس، محمدرضا شفيعي كدكني تحصيلات ابتدايي و دوره متوسطه را در مشهد گذراند و از آن پس وارد دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد شد و



ليسانس خود را در اين رشته دريافت كرد.
شفيعي كدكني، همزمان با تحصيلات متوسطه و دانشگاهي در حوزه علميه مشهد به تحصيل علوم ادبي و عربي پرداخت و ادبيات عرب را فرا گرفت. او در زماني كه در مشهد به تحصيل اشتغال داشت از اعضاي مؤثر و فعال انجمنهاي ادبي به شمار مي رفت و از همان آغاز نوجواني آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعار «م. سرشك» به چاپ مي رسيد.
در سالهاي بعد از 1332 با همكاري تني چند از جوانان شاعر و اهل ادب انجمن ادبي تشكيل دادند كه بيشتر طرفداران شعر نو و ادبيات داستاني و ترجمه ادبيات فرنگي بودند كه علي شريعتي نيز از جمله اعضاي آن انجمن بودند.
شفيعي كدكني پس از عزيمت به تهران در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران دوره فوق ليسانس خود را گذراند و سپس دوره دكتراي زبان و ادبيات عرب را نيز پشت سر گذاشت. او مدتي در بنياد فرهنگ ايران و كتابخانه مجلس به كار اشتغال ورزيد و سپس به عنوان استاد دانشكده ادبيات تهران در رشته سبك شناسي و نقد ادبي به كار مشغول شد.
شفيعي كدكني همچنين مدتي را بنا به دعوت دانشگاههاي آكسفورد انگلستان و پرينستون آمريكا به عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشت. از وي تاكنون دهها نوشته و مقاله و تأليفات بسياري به چاپ رسيده است.
شفيعي كدكني از استادان بارز و متبحر ادبيات معاصر ايران و از محققين بزرگ به شمار مي رود كه در نقد شعر و ادب فارسي صاحب نظر است و در شعر و شاعري نيز مقام والايي دارد و صاحب سبك و شيوه خاصي است كه او را به عنوان شاعري پيشرو مي شناسند و يكي از ويژگيهاي شخصيتي اش اين است كه در محافل ادبي به ندرت ظاهر مي شود و بيشتر در انزواي اهل ادب به سر مي برد.آنچه كه از آثار و تأليفات شفيعي به چاپ رسيده است عبارتند از: زمزمه ها، شب خواني، از زبان برگ، در كوچه باغهاي نيشابور، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، بوي جوي موليان، صور خيال در شعر فارسي، موسيقي شعر، ادوار شعر فارسي، شعر معاصر عرب، گزيده غزليات شمس، حزين لاهيجي زندگي و زيباترين غزلهاي او، شاعر آينه ها، بيدل و سبك هندي، اسرار التوحيد از محمدبن منور، حالات و سخنان ابوسعيد، مختارنامه، مجموعه رباعيات عطار، مرموزات اسدي در مرموزات داودي نجم الدين رازي، ترجمه تصوف اسلامي و رابطه انسان و خدا از نيكلسون و بسياري ديگر.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جايزه عبيد زاكاني به منوچهر احترامي تقديم مي شود

در مراسم اختتاميه جشنواره طنز 18كلمه اي كه به مناسبت هجدهمين دوره جام جهاني فوتبال برگزار شده، جايزه عبيد زاكاني به منوچهر احترامي به خاطر سابقه درخشان در عرصه مطبوعات و راديو تعلق مي گيرد.




نادر ختايي، دبير جشنواره طنز 18 كلمه اي، درباره مراسم اختتاميه اين جشنواره كه با همكاري باشگاه راديويي جوان برگزار شده گفت: مراسم اختتاميه جشنواره فردا 20 شهريور با اجراي داريوش كاردان و فرزاد حسني از ساعت 17 تا 19 برگزار مي شود. وزير ارشاد، رئيس حوزه هنري، پيشكسوتان ورزش و طنز و برخي بازيگران سينما و تلويزيون از جمله دعوت شدگان به مراسم اختتاميه جشنواره طنز 18 كلمه اي هستند.
وي از ابوالفضل زرويي نصرآباد، منوچهر احترامي، اسماعيل اميني و رضا رفيع به عنوان اعضاي هيأت داوران جشنواره نام برد و افزود: در مجموع بيش از پنج هزار و 300 اثر در سه بخش ويژه، نثر و شعر به اين جشنواره ارسال شد و ما كميته اوليه را تشكيل داديم، اما جلسه نهايي براي مشخص شدن برندگان ظهر روز پنجشنبه در دفتر دكتر گيل آبادي مدير راديو جوان برگزار شد. ما در بخش ويژه از يك يا دو نفر تقدير مي كنيم و در بخشهاي نثر و شعر به نفرات اول تا سوم جايزه و به نفرات چهارم تا ششم لوح تقدير اهدا مي شود.
ختايي افزود: علاقمندان مي توانستند در 18 كلمه در قالب طنز شكست تيم ملي كشورمان را در هجدهمين دوره جام جهاني فوتبال نشان دهند. از سوي ديگر ما قصد داشتيم استعدادهاي جوان را در عرصه طنز كشف و ايجاز را در طنز ترويج كنيم. در مجموع آثار خوبي به اين جشنواره ارايه شد و ما قصد داريم آثار برگزيده را در كتابي منتشر كنيم.
دبير جشنواره خاطرنشان كرد: ما تلاش مي كنيم با طرحهايي نو اين جشنواره را در سالهاي بعد هم ادامه دهيم. علاوه بر آن در مراسم اختتاميه جشنواره جايزه ويژه عبيد زاكاني به منوچهر احترامي به خاطر سابقه خوبي كه در عرصه مطبوعات و راديو دارد، اختصاص پيدا مي كند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
الن دي جنرز مجري مراسم اسكار 2007 شد

آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريكا الن دي جنرز را به عنوان مجري هفتاد و نهمين مراسم اسكار در سال 2007 انتخاب و معرفي كرد.
به گزارش مهر، اين براي نخستين بار است كه كمدين و مجري تلويزيوني 48 ساله مجري مهمترين و معتبرترين مراسم سينمايي جهان مي شود. دي جنرز دو بار به تنهايي و يك بار به صورت مشترك مجري مراسم اعطاي جوايز تلويزيوني امي و دو بار هم مجري مراسم اعطاي جوايز موسيقايي گرمي بوده است.
اين بازيگر آمريكايي كه اجدادش فرانسوي بوده اند، امسال براي دومين بار جايزه امي را به عنوان بهترين مجري تلويزيوني از آن خود كرد و برنامه تلويزيوني خودش هم براي سومين بار به عنوان بهترين برنامه انتخاب شد.به اين ترتيب دي جنرز جانشين جان استيوارت مي شود كه سال گذشته اجراي مراسم هفتاد و هشتمين اسكار را به عهده داشت. از ديگر مجريان سالهاي اخير مراسم پرزرق و برق اسكار مي توان به كمدين هايي چون كريس راك، بيلي كريستال و ووپي گلدبرگ اشاره كرد. ضمن اينكه دي جنرز پس از گلدبرگ سياهپوست دومين مجري زن مراسم اسكار در چند سال اخير است و براي مخاطبان ايراني با صداي يكي از شخصيتهاي اصلي كارتون «در جستجوي نيمو» به نام «دوري» شناخته مي شود.هفتاد و نهمين دوره مراسم سينمايي اسكار براي تجليل از برترينهاي سينماي جهان در سال 2006 روز يكشنبه 25 فوريه 2007 (ششم اسفند 1385) در كداك تيه تر هاليوود برگزار مي شود. نامزدهاي هر رشته هم روز 23 ژانويه 2007 (سه شنبه سوم بهمن) معرفي خواهند شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar