آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   یک شنبه 19شهریور ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 حقوقي   
 فرهنگی   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ عبرت ]


وزير كشور:پليس با جرايم به عنف جدي تر برخورد كند

سردار طلايي متهم را در آغوش گرفت؛پايان گروگانگيري در خانه مادرزن

نگاهي گذرا به مشكلات حقوقي يك برنامه تلويزيوني ؛ قانون، گمشده سريال نرگس

فرمانده نيروي انتظامي : 12 هزار خودروي جديد وارد ناوگان پليس مي شود

داستاني براساس واقعيت؛ روزي كه من نبودم

كشف جسد در چاه ساختمان نيمه تمام

معتادي كه مزاحم پليس بود دستگير شد

مردي زنش را در خواب كشت

بيل مكانيكي خانه اي را به آتش كشيد

يك گرگ 11 ملايري را مجروح كرد

مرگ جوان موتورسوار زير چرخهاي تريلر

راننده نيسان قرباني سرعت شد

تلفات حوادث در مشهد كاهش و مرگ و مير افزايش يافت

توسط ستاد ديه انجام شد؛اعطاي وام به 28 زنداني در خراسان رضوي

اجراي رزمايش امين در استان اصفهان

مرگ دو كارگر ساختماني زيرآوار

دزدي كه با پيچ گوشتي مي آمد با دستبند رفت

دادسراي چناران بررسي مي كند؛مرگ به خاطر سبقت در جاده خاكي

شوخي با چاقو به برادركشي ختم شد

معاون راهنمايي و رانندگي ناجا: ترافيك جاده اي تعطيلات اخير بي سابقه بود

كميته تحقيق براي كشف دليل قتل نوزاد در بهزيستي تشكيل مي شود

پيك نيك كريستالي به مقصد نرسيد

آتش در چاه آب جان مقني را گرفت

نگهبانان محله، 137 گدا را تحويل پليس دادند

دزد موتور روي بام دستگير شد

پليس مشهد با يك تير دو نشان زد



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وزير كشور:پليس با جرايم به عنف جدي تر برخورد كند

گروه حوادث: وزير كشور با اشاره به كاهش 6 درصدي جرايم در طول 5 ماه گذشته، اظهار داشت: رفتار نيروي انتظامي اصلي ترين عامل در ايجاد نظم در جامعه مي باشد.




به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، «مصطفي پورمحمدي» جانشين فرماندهي معظم كل قوا در ناجا و وزير كشور در دومين نشست فصلي و فرماندهان نيروي انتظامي سراسر كشور در سال جاري با اعلام اين مطلب، افزود: در نشست فصلي سال گذشته از فرماندهان و مديران پليس خواسته شد جرايم را تا 10 درصد كاهش دهند كه خوشبختانه تاكنون توانسته اند جرايم را تا 6 درصد كاهش دهند.
وي ادامه داد: وزارت كشور مي داند رسيدن به كاهش 10 درصدي جرايم سخت است، اما ناممكن نيست و اميدواريم 6 درصد كاهش در پنج ماه اول سال در پايان سال حفظ و به رقم 10 درصد نزديك شود.
پورمحمدي با اشاره به اين مطلب كه نيروي انتظامي با وجود افزايش 16 درصدي تعداد خودروها، موفق به كنترل رشد تصادفات شده است، گفت: اين در حالي است كه امسال تصادفات 5/3 درصد رشد داشته كه در مقايسه با افزايش خودروها و به نسبت سالهاي قبل رشدي نداشته است.
وزير كشور ادامه داد: بحث زيرساختها، امنيت خودروها و فرهنگ ترافيك و... همه مسايل جدي و حياتي است كه بايد مورد توجه قرار گيرند تا بتوان شاهد كاهش سهم تصادفات جاده اي به روشهاي منطقي بود و به حفاظت از جان مردم پرداخت.
وي از نهايي شدن قرارداد في مابين شركتهاي بيمه اي و ناجا خبر داد و گفت: قرار شده هر چه نيروي انتظامي از تعداد تصادفات جاده اي بكاهد شركتهاي بيمه گذار درصدي را به نيروي انتظامي و وزارت راه بدهند تا صرف تهيه تجهيزات پليسي - امنيتي و بهبود زيرساختهاي جاده اي در كشور شود.وزير كشور جرايمي چون، جرايم به عنف و جرايم علني موجود در جامعه را از جرايم آزار دهنده دانست و گفت: اين گونه جرايم باعث آزردگي روحي جامعه مي شود و از آنجا كه اين جرايم باعث ملتهب شدن سطح جامعه مي شوند، لازم است پليس جدي تر از گذشته با اين موارد برخورد كند تا قبل از وقوع اين حوادث جلوي آن گرفته شود.
پورمحمدي به مسايل اجتماعي و اخلاقي اشاره كرد و گفت: اين مسايل به طور گسترده در جامعه و ميان جوانان كنترل و مشكلات به گونه اي حل شده است.وي گفت: اين موضوع نبايد باعث شود فضايي حاكم شود كه مجرمان خيالشان راحت شده و گمان كنند نيروي انتظامي ديگر با آنها كاري ندارد.وزير كشور در حاشيه اين نشست و در جمع خبرنگاران به اقدامهاي انجام شده در شرق كشور اشاره كرد و اظهار داشت: ساخت ديوارها و كانالها در مرزها باعث مي شود تا امنيت مناطق مرزي بهتر حفظ شود.
وي افزود: نمي توان به صرف اطمينان و حسن نيت، مرزها را باز گذاشت و كنترل و نظارتي هم نداشت.
وي همچنين در پاسخ به سؤال يكي ديگر از خبرنگاران در خصوص فرصت كوتاه نام نويسي از متقاضيان تعويض پلاك خودروها با اشاره به اينكه اين زمان كم و كوتاه نيست، افزود: قرار نيست كار خاصي صورت گيرد، بلكه قرار است متقاضيان تنها ثبت نام كنند مانند ثبت نام براي شركت در كنكور.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سردار طلايي متهم را در آغوش گرفت؛پايان گروگانگيري در خانه مادرزن

در پي گروگانگيري اعضاي خانواده اي، پس از 8 ساعت اضطراب بي امان در غرب تهران، سردار طلايي، فرمانده انتظامي تهران بزرگ با در آغوش كشيدن متهم در گفت وگويي صميمانه موفق به رهايي گروگانها شد.





وقوع حادثه
به گزارش ايسنا، با صداي شليك رگبار گلوله در طبقه دوم ساختماني واقع در بلوار كوهسار تهران، اولين تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 برقرار شد و گزارشي مبني بر شنيدن صداي گلوله در اختيار پليس قرار گرفت.
بر اين اساس بلافاصله مأموران كلانتري 138 «مرزداران» وارد عمل شده و در محل حادثه حاضر شدند و در بررسيهاي اوليه پي بردند، مردي با تهديد اسلحه تعدادي از اعضاي خانواده همسرش را به گروگان گرفته است.
بدين ترتيب با اطلاعات به دست آمده، بلافاصله نيروهاي رهايي گروگان يگان ويژه در جريان حادثه قرار گرفته و به همراه مأموران پايگاه دوم اطلاعات فرماندهي انتظامي تهران بزرگ وارد عمل شدند.
در اين حال با بررسي وضعيت مشخص شد: مردي حدوداً 40 ساله به هويت «حسن»، مادر 59 ساله و برادر زنش و همسر وي به همراه همسر 35 ساله و پسر 5/2 ساله اش به هويت «علي» را با تهديد اسلحه كلاش به گروگان گرفته است.بنا بر اين گزارش، شدت عصبانيت متهم در حدي بود كه به دنبال حضور نيروهاي پليس در محل و آغاز مذاكره، وي 20 تير هوايي را بي هدف شليك كرد و در ادامه نيز با تأكيد بر اينكه با ورود پليس، تك تك گروگانها را خواهد كشت، شرايط را بحراني كرده بود.
از آنجا كه به دستور سردار طلايي، فرمانده انتظامي تهران بزرگ در اين شرايط، نيروها بايد بيشترين احتياط را در خصوص حفظ جان افراد به گروگان گرفته شده در نظر بگيرند، مأموران از انجام عملياتهاي پليسي كه در آن احتمال به خطر افتادن جان گروگانها وجود دارد، خودداري كردند تا اينكه متهم حدود ساعت 13 روز حادثه، زماني كه به شدت از وضعيت ناراضي بود، به پرتاب كردن يك عدد نارنجك دستي به حياط ساختمان اقدام كرد كه در پي آن، صداي انفجار مهيبي در منطقه شنيده شد و خوشبختانه تنها به شكسته شدن تعداد زيادي از شيشه هاي محل حادثه و منازل اطراف منجر شد.

رهايي دو گروگان
به دنبال اين انفجار و حضور متهم در مقابل پنجره ساختمان براي تهديد لفظي مأموران انتظامي، همسر متهم به همراه فرزندش از منزل فرار كرده و موفق شدند، پيش از وقوع حادثه اي با ياري به موقع مأموران از در ساختمان خارج شوند و بدين ترتيب با تحقيقات از وي، انگيزه اقدامهاي متهم براي پليس محرز شد.
زن جوان در خصوص اقدامهاي شوهرش به پليس اظهار داشت: از چندي پيش با همسرم به دليل برخي بدبيني هاي وي نسبت به گذشته ام، اختلافهايي پيدا كرده بودم كه به دنبال بالا گرفتن اين اختلافها، در جريان آخرين درگيري به همراه دو فرزندم از 40 روز پيش به منزل مادرم مراجعت و از گفت و گو يا رفع اختلاف با وي خودداري كردم.
وي افزود: به دنبال بي اعتنايي به تماسهاي مكرر «حسن» و درخواست بازگشت من به منزل از سوي وي، در حالي كه از حمايت خانواده ام برخوردار بودم، از رفع مشكل خودداري كردم تا اينكه «حسن» امروز طي تماس تلفني با منزل مادرم اعلام كرد براي روشن شدن وضعيتش مي خواهد حضوري با هم ملاقات كنيم اما به دنبال ورود «حسن» به منزل كه با هدف رفع اختلافها بود، وي پس از قفل كردن در منزل از ساكي كه به همراهش بود، يك قبضه اسلحه كلاش خارج و همه اعضاي خانه را تهديد به مرگ كرد كه در جريان درگيري لفظي و شليك تير هوايي، همسايه ها در جريان موضوع قرار گرفته و با پليس تماس گرفتند.

سردار طلايي وارد عمل شد
در حالي كه هرگونه اقدام پليسي امكان تحريك متهم و ارتكاب به حركت خطرناكي را در پي داشت، سردار طلايي كه پيش از اين در همايش فصلي فرماندهان ناجا حضور داشت، در محل حاضر و فرماندهي عمليات رهايي گروگان را شخصاً برعهده گرفت.
بدين ترتيب طي مدت 4 ساعت، سردار طلايي طي تماسهاي تلفني با متهم و استفاده از نظرات كارشناسي تيم همراهش و حتي گفت و گوي رو در رو تلاش كرد، متهم را نسبت به آزادي ساير گروگانها نيز متقاعد كند. اما زماني كه سردار طلايي پي برد: متهم حاضر به آزادي گروگانها نشده، مقارن ساعت 30:18 به متهم اعلام كرد: قصد ورود به منزل را دارد و در حالي كه گروگانگير در تمامي مدت تأكيد مي كرد، در اين صورت، وي را هدف گلوله قرار خواهد داد، فرمانده انتظامي تهران بزرگ وارد ساختمان شد و پس از اطمينان دادن به متهم از اينكه سلاحي به همراه ندارد، با در آغوش كشيدن گروگانگير و گفت و گويي صميمي، وي را حاضر به تسليم كرد و بدين ترتيب متهم خلع سلاح شده و با ورود مأموران به منزل، تمامي گروگانها آزاد شدند.
دخالتهاي بيجا
متهم در جريان تحقيقات اوليه پليسي با ادعاي اينكه از دخالتهاي بيجاي اعضاي خانواده همسرش به ستوه آمده بود، اعتراف كرد: به دنبال حل نشدن اين اختلافها و وجود ريشه هاي شك و ترديد و بدبيني نسبت به همسرم در صدد انتقام گيري برآمدم، از اين رو اسلحه كلاش را به همراه سه خشاب جنگي شامل 60 تير از يكي از شهرهاي مرزي تهيه كردم.محمد تورنگ، رئيس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در خصوص اينكه چرا نيروهاي عمليات ويژه رهايي گروگان در ساعات اوليه وارد عمل نشدند، گفت: به دستور سردار طلايي، با توجه به وضعيت فرد گروگانگير كه از لحاظ روحي در شرايط نامساعدي مرتكب اين اقدام شده است، نيروها موظف شدند، با وجود قابليتهايي كه براي رهايي گروگانگيرها از طريق اقدامهاي انتظامي در ساعات اوليه داشتند، با حفظ شخصيت متهم از طريق كار روانكاوي به اين گروگانگيري پايان دهند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي گذرا به مشكلات حقوقي يك برنامه تلويزيوني ؛ قانون، گمشده سريال نرگس

گروه حوادث- محمدزاده: احتمالاً شما هم مثل خيلي از ايرانيها عاشق فيلمهاي پليسي و جنايي هستيد، بخصوص فيلمهاي پليسي كه ساخته داخل نباشند. بدون هرگونه تعارف و مقدمه چيني، بايد علت اين علاقه را در منظم و دقيق بودن اين فيلمها دانست.




وقتي حادثه اي رخ مي دهد، بي آنكه به قوانين اين كشورها آشنايي كامل داشته باشي، بعد از چند بار ديدن فيلمهاي پليسي مي شود حدس زد كه فرد يا گروه بعدي كه وارد عمل مي شود چه كسي يا چه سازماني است.
در تمامي فيلمهاي پليسي كه شما و ما ديده ايم، آنچه بيشتر از همه به چشم مي خورد، اقتدار پليس از يك سو و احترام تمام شهروندان و حتي مأموران پليس به قانون است.
حتي در فيلمهاي خانوادگي صرف هم مي شود اين نكته را به وضوح ديد كه نقش و جايگاه ويژه اي براي پليس و قانون در نظر گرفته شده و به هر بهانه اي حتي آموزش و يا به رخ كشيدن اين نكته كه قانونمداري و قانونمندي بر روابط جامعه حاكم است، هيچ گاه كاري انجام نمي شود كه اين سؤال براي بيننده ايجاد شود كه پس پليس كو؟
به اعتقاد بسياري از كارشناسان، در عصر حاضر رشد روزافزون رسانه هاي بصري يكي از ابزارهاي تهاجم فرهنگي و يا ايجاد فرهنگ است. پس نوجوان و جواني كه حتي فيلم خانوادگي مي بيند، بايد آموزش ببيند كه وقتي در روابط اجتماعي و حتي خانوادگي خود به مشكلي برخورد كرد، به پليس مراجعه كند تا هم از مشكل خود جلوگيري كند و بعد از وقوع حادثه به بهانه فرار از قانون مورد بازخواست قرار نگيرد، چون از طريق همين فيلمها به او آموخته اند كه اگر در مشكلاتي كه پيش مي آيد پليس را بي اطلاع بگذارد، از برخي حقوق شهروندي خود (حمايت قانوني كامل) محروم خواهند ماند.
يك نكته ديگر هم قابل ذكر است و آن اينكه سازندگان سريالهاي خارجي بيننده خود را فردي داراي شعور مي دانند و به خود اجازه نمي دهند به طور غيرمستقيم به بيننده توهين كنند و با ساخت فيلمهاي بي ضابطه خود به نوعي بگويند كه بيننده بايد چگونه باشد.

* ايران پليس ندارد
آنچه گفته شد، نه كار سختي است كه بگوييم در كشورهاي ديگر آن را انجام مي دهند و نه كار بسيار مهمي است كه بگوييم فقط آنها قادر به انجام آن هستند و از همه مهمتر اينكه بخش زيادي از آنچه در فيلمهاي آنها مي بينيم، با واقعيتهاي جامعه خودشان تطبيق ندارد و صرفاً به منظور فرهنگ سازي و آموزش است. حال آنكه به نوعي مي خواهند اقتدار پليس خود را به رخ افراد ناهنجار بكشند.
تمام آنچه گفته شد، براي بيان يك مطلب بود و آن اينكه چرا در كشور ما و در ساخت فيلمهاي خانوادگي و پليسي، بعضي اوقات نقش مؤثر پليس را نداريم و به نوعي قانون گريزي و بي اعتمادي و همكاري نكردن با پليس در اين فيلمها نهفته است.
به طور خاص در اين نوشته به سراغ مجموعه پربيننده «نرگس» مي رويم كساني كه اطلاعات قضايي و انتظامي مختصري دارند، قطعاً از ديدن اين فيلم رنج مي برند.
اگر به قول اهل سينما يك فلاش بك به اول فيلم بزنيم، مي بينيم كه از همان ابتدا كمتر جايي براي پليس و مهمتر از آن براي قانون در نظر گرفته نشده است.
براي مثال، تهديدهايي كه از سوي «شوكت» عليه «نرگس» انجام مي شود، يا اينكه شوكت به بنگاه مراجعه مي كند و صاحبخانه و بنگاه دار را تحت فشار قرار مي دهد ؛ حال آنكه برابر قانون و اصول حاكم بر قراردادها، قانون فقط طرفين و قائم مقام آنها را مي شناسد و هيچ كس ديگري حتي مقام قضايي بدون رضايت آنها نمي تواند يك قرارداد سالم را بر هم بزند يا يكي از طرفين قرارداد را تحت فشار قرار دهد. ولي جالب اينكه در هيچ موردي هيچ يك از اين افراد حتي در حد شعار هم لفظ مراجعه به پليس را به كار نبردند. و يا در شب فرار نسرين سرگرد «ايماني» از مأموران برجسته آگاهي و آقاي هدايت برخلاف اصل كلي حاكم در حوادث و وقايع پليسي كه بحث زمان است، مي گويند قرار شده فردا عكس نسرين را ببريم اداره پليس و پيگيري كنيم و جالب اينكه روال عادي و كاملاً معمولي كه هر شهروندي مي داند، اين است كه اگر در لحظه هاي اوليه فرار مجرم عكس و يا نشانه اي از وي در اختيار مأموران پليس باشد و كنترل مبادي ورود و خروج شهرها صورت بگيرد، قطعاً زودتر به نتيجه مي رسد، اما در اين مجموعه برخي بديهيات مورد توجه قرار نگرفته است.
يا حتي در مورد اقامت نسرين در مهمانپذير شهر مرزي و مجروح شدن او و پس از انتقال به بيمارستان، نكته مورد توجه در اين بخش آن جاست كه معمولاً طبق قوانين بايد بيمارستانها موارد مشكوك را سريعاً به پليس اطلاع دهند و اجازه خروج از بيمارستان به فرد حادثه ديده داده نشود كه در اين مورد اين گونه نشد وعجيب تر آنكه اگر يك فرد خارجي اين قسمت از سريال را ببيند، تصور مي كند پزشكان كه طبقه باسواد جامعه مي باشند، افراد قانون شكني هستند، زيرا خانم دكتر به جاي انعكاس موضوع به نيروهاي امنيتي، نسرين را از بيمارستان خارج مي كند و به منزل خود مي برد و به پيشينه اين فرد كه شايد سارق يا متهم به قتل و فراري باشد، توجهي نمي كند.
اما جالب تر از همه دوستي آقاي هدايت به عنوان وكيل با سرگرد ايماني افسر اداره آگاهي است كه بسياري از موارد قانوني را زير سؤال برده است و اولين چيزي كه از اين امر به ذهن بينندگان مي رسد، اين است كه اگر يك آشنا داشته باشيم، كارهاي قضايي و انتظامي ما زودتر پيش مي رود.
نكته ديگر اينكه براساس قانون آيين دادرسي كشور ما، حضور وكيل در تحقيقات قضايي ممنوع است، ولي متأسفانه در اين مجموعه نه تنها وكيل در مراحل تحقيقات حضور دارد، بلكه با هماهنگي وي ملاقاتهاي اطرافيان با متهم برنامه ريزي مي شود.
شايد اين سؤال براي شما هم پيش آمده باشد كه چرا در اكثر صحنه هايي كه سرگرد ايماني كه دوست آقاي هدايت است، به همراه وي با ماشين شخصي او در صحنه حاضر مي شود و از ماشينهاي نيروي انتظامي استفاده نمي كند. يكي از بينندگان اين سريال مي گفت: عملاً در اين سريال گفته مي شود اگر فرد آشنا يا وكيل آشنا با مأموران و افسران پرونده داشته باشي، به صورت ويژه به پرونده شما رسيدگي مي كنند.
به طور حتم بينندگان واقف به امور انتظامي و قضايي هستند كه موارد متعدد ريز و درشتي از اين قبيل ايرادها را در مجموعه تلويزيوني مي بينند و همچون تمام افراد ديگر تأسف مي خورند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فرمانده نيروي انتظامي : 12 هزار خودروي جديد وارد ناوگان پليس مي شود

گروه حوادث: فرمانده نيروي انتظامي در دومين نشست فصلي فرماندهان و مديران ناجا با اعلام ورود 12 هزار خودرو در سازمان پليس به منظور نوسازي و تقويت ناوگان عملياتي نيروي انتظامي، از واگذاري گواهينامه هوشمند به متقاضيان رانندگي خبر داد.
سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي در اين نشست طي گزارشي به وزير كشور با اشاره به اقدامهاي خود در طول تصدي سمت فرماندهي نيروي انتظامي، اظهار داشت: در ابتداي حضور در نيروي انتظامي، شاخصهاي سازماني تدوين شد كه در امور پرسنلي برقراري تعادل در واگذاري نيروي انساني در دستور كار قرار گرفت.
وي ادامه داد: با اينكه نسبت به سال گذشته 7 هزار نيروي انساني كاهش يافته. ولي با واگذاري 77 درصد از مأموران به بخش پليسهاي تخصصي، رده هاي عملياتي تقويت نيز شده اند.
وي افزود: بدهي هاي ناجا را كاهش داديم، ولي هنوز تعدادي از كاركنان از ناجا طلب دارند كه در تلاشيم بدهيها را پرداخت نماييم.
همچنين در موضوع پشتيباني از مأموريتها، خريد 12 هزار خودرو در دستور كار است كه به مرور وارد سازمان مي شوند كه به منظور نوسازي و تقويت ناوگان عملياتي مي باشد.
سردار احمدي مقدم خاطرنشان كرد: بحث شاخصها، بهينه سازي نيروي انساني، انضباط مالي و توجه به آموزش و پژوهش در ناجا به طور جدي دنبال مي شود و در حال حاضر صدها نفر از كاركنان ناجا در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا در دانشگاههاي سطح كشور در حال تحصيل هستند.
وي با تأكيد بر بهبود معيشت و ارتقاي منزلت كاركنان تصريح كرد: در بخش مهندسي، ساخت واحدهاي مسكوني ويژه كاركنان اولويت گرفته و ان شاء ا... 2 هزار واحد مسكوني در سال جاري به اتمام مي رسد كه اغلب آن به سيستان و بلوچستان و مناطق مرزي و عملياتي مربوط است.
فرمانده ناجا با اشاره به وضعيت انسداد فيزيكي مرزهاي شرقي كشور افزود: كانالهاي بي نظيري كه بدين منظور در شرق كشور، در حال احداث است به سرعت مراحل اجرايي خود را سپري مي كند و تاكنون 150 كيلومتر احداث شده كه نقش مهمي در تأمين امنيت مرز دارد.
وي در مورد تسهيلات اعطايي به كاركنان گفت: با توجه به تعهدي كه به كاركنان در رابطه با واگذاري وام داديم، تاكنون 45 درصد از تعهدات به اجرا در آمده است.
سردار مقدم در ادامه گزارش خود به بخش مبارزه با جرايم و كشف جرم در 5 ماهه سال جاري اشاره كرد و با اعلام اينكه توفيقات خوبي در اين زمينه نصيب ناجا شده، اظهار داشت: در طول اين مدت سرقت منزل 14 درصد، سرقت بانك  41 درصد، سرقت احشام 29 درصد و سرقت اتومبيل نيز براي اولين بار در كشور 2 درصد كاهش يافته است.
وي ادامه داد: در بخش كشف جرم در مجموع كشفيات  14 درصد، كشفيات سلاح 19 درصد، مواد مخدر  26  درصد و كشفيات مشروبات الكلي 58 درصد افزايش يافته است. فرمانده نيروي انتظامي با اعلام كشف 175 تن مواد مخدر با همكاري ساير سازمانهاي ذيربط در كشور گفت:  145 تن از اين مواد، توسط مأموران ناجا كشف شده و اگر اين كشفيات را معادل ترياك محاسبه كنيم، 40 درصد افزايش كشفيات به شمار مي آيد.سردار مقدم با اشاره به كاهش  3 درصدي وقوع و افزايش  12 درصدي كشفيات قتل به اقدامهاي انجام شده در بخش راهنمايي و رانندگي پرداخت و اضافه كرد: براساس آمار پزشكي قانوني در چهار ماهه سال جاري 3 درصد رشد فوت گزارش شده است البته بستن كمربند ايمني و استفاده از كلاه ايمني باعث شده مرگ و مير ناشي از ضربه سر كاهش يابد.
وي با اعلام آمادگي ناجا براي تعويض تمام پلاك ها تا پايان دي ماه سال آينده خاطرنشان كرد: در سال جاري پلاك واگذار شده و يا تغيير يافته بيش از 2 برابر شده است.
سردار احمدي مقدم ادامه داد: گواهينامه هوشمند (به صورت PVC و داراي حافظه) واگذار مي شود كه اعتبار يك سال يا 5 سال به صورت نرم افزاري خواهد بود، به عبارتي عمر گواهينامه به صورت نرم افزاري افزايش مي يابد.
فرمانده نيروي انتظامي اضافه كرد: يك ماه است سيستم هوشمند اصلاح جرايم رانندگي كه آثار مثبتي هم داشته مستقر شده و اين سيستم، جرايم داراي تناقض را نمي پذيرد.
وي در پايان گفت: تمام تلاشها حاكي از همياري دولت، قوه قضاييه، مجلس، صدا و سيما و به ويژه وزارت كشور بوده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داستاني براساس واقعيت؛ روزي كه من نبودم

* فرزانه عمادي
هميشه با كارنامه معدل بيست وارد خانه مي شد و لوح تقدير از سوي معلمها دريافت مي كرد.




در خانه را كه باز كرد هيچ كس در منزل نبود. نگاهش به سمت اتاق اردشير برادر ناتني اش افتاد كه مثل هميشه تلويزيون را روشن گذاشته و از اتاق خارج شده بود. دريا همانند اسمش صبور به نظر مي رسيد اما در درونش غوغاي زيادي موج مي زد. مي گفت من هم براي ادامه زندگي خود را به ساحل مي برم.
به طرف اتاقش رفت. پنجره را باز كرد و صندلي را مقابل آن گذاشت روي آن نشست، به آبي آسمان و تكه هاي ابري كه در پهناي آن پراكنده شده بود، نگاهي انداخت.
نسيم خنكي از درون حياط به صورتش خورد، با آنكه تمام روز را در جشن و سرور ممتازشدن با دوستانش مسرور بود اما به خاطر شرايط و اوضاع و احوال نامساعدي كه در منزل داشت انگار هيچ خوشي برايش پايدار نبود. نمي دانست گناهش چيست، با انگشتانش قطره اشكي را كه روي گونه هايش غلتيد پاك كرد ولي افسوس كه زيادي دردهايش قطره اشكي ديگر از چشمان آبي رنگش كه به سردي غصه هايش بود سرازير كرد. از جايش برخاست و به طرف كمدش رفت، لوح تقديري را كه روي آن قرار داده بود را برداشت از درون كمد عكس مادرش را در حالي كه لرزش دستانش را به وضوح حس مي كرد به همراه لوح تقدير در آغوش فشرد.
لحظه اي به عكس مادر چشم دوخت و با آن به دوران كودكي اش سفر كرد، كوتاه اما عميق همانند دردهايش.
مادرش «شقايق» زماني كه او خيلي كوچك بود او را روي زانوهايش مي نشاند و در حالي كه موهاي دريا را شانه مي زد، از بي مهري زمانه و غصه هايش صحبت مي كرد. گاه او را در آغوش مي كشيد و با صداي بلند اشك مي ريخت، دريا با چشمان خوش رنگ به مادر زل مي زد و با دستان كوچكش او را نوازش مي كرد و با صداي نازك و كودكانه اش، او را تسكين مي داد.
مادر دريا را در آغوش مي كشيد و از عمق جان آه بلندي مي كشيد، تا اينكه ماجراي تلخ و عذاب آور دوري از مادر براي دريا اتفاق افتاد.
يادش آمد مادر هميشه مي گفت، يادت باشد كه بعد از رفتن من پدرت تمام زندگي توست. دوستش داشته باش و سعي كن هميشه احترامش را رعايت كني، ولي او پدر را هميشه زماني مي ديد كه يا در حال كتك زدن مادرش است و يا در حال شكستن وسايل خانه، و تنها پناهگاهش در اين آشوبها اتاقش بود كه از گوشه در نيمه باز تمامي آن صحنه ها را مي ديد.
بعد از رفتن پدر از منزل، از اتاقش خارج مي شد و هراسان و گريان به طرف مادرش مي دويد او را در آغوش مي كشيد.
***
به عكس غبار گرفته مادر كه درون قاب قديمي قرار داشت نگاهي انداخت. روز حادثه آن تلخي كه هميشه آزارش مي داد را به ياد آورد.
آن روز، زماني كه مي خواست به كودكستان برود، مادر مثل هميشه نبود، آرام آرام راه مي رفت و مرتباً قلبش را با دست مي فشرد، چاشت دريا را درون كيفش گذاشت. دريا كه حال مادر را ديد خودش را درون آغوش او انداخت و گفت: مامانم حالت خوب نيست؟ مي خواهي پيش تو بمونم.
مادر با چهره اي كه ناراحتي از آن موج مي زد در حالي كه دريا را نوازش مي كرد، گفت: نه دختر خوبم، به كودكستان برو، حال من هم خوب است. وقتي برگشتي يك ناهار خوشمزه درست مي كنم تا با هم بخوريم، عصر هم با هم مي رويم بيرون.
دريا با خوشحالي گفت: رفتيم بيرون، عروسك آبي كه لباسهاش توري است را برايم مي خري؟ مادر لبخندي زد و به علامت بله، سري تكان داد.
سرويس دريا بيرون منزل شروع به بوق زدن كرد اما دريا دوست نداشت مادر را تنها بگذارد، مثل اينكه هزاران نفر به او مي گفتند از مادر جدا نشو.
دريا صورت مادر را بوسيد، سوار سرويس شد و به كودكستان رفت. ظهر، زماني كه پدر و مادرها مقابل كودكستان در انتظار فرزندشان بودند دريا هم منتظر آمدن مادر شد، اما با كمال تعجب پدر را ديد. ياراي رفتن نداشت. ايستاد و كمي به پدر چشم دوخت گرمي هوا و چهره خشمگين پدر كه او را نگاه مي كرد او را وادار به رفتن كرد. به پدر كه رسيد با ترس و لرز سلامي كرد و گفت: پس كو مامان؟!
اما هيچ جوابي دريافت نكرد. پدر او را سوار ماشين كرد و با حركت در كوچه پس كوچه هاي خياباني كه هيچ گاه نديده بود، به سرعت از مدرسه دور شد.
مقابل منزلي كه در بزرگي داشت ايستاد و با عصبانيت گفت: زود باش پياده شو.
دريا كه ترس تمام وجودش را فرا گرفته بود و از طرفي به خاطر دوري از مادر شروع به گريه كرد. پدر با سرعت از ماشين پياده شد و دست دريا را گرفت و از ماشين پياده كرد و زنگ منزل را فشرد.
زن جواني در را به روي آنها باز كرد. و وقتي دريا را مقابل در منزل ديد با مهرباني به طرفش آمد. خواست او را در آغوش بگيرد كه دريا، پشت سر پدر پنهان شد.
پدر كه حالت دريا را ديد در حالي كه او را با شتاب به داخل منزل هل مي داد، زن جوان را صدا زد و كنار در آرام با او به گفتگو پرداخت. دريا متوجه شد اتفاقي افتاده، بردن چند بار نام مادر از زبان پدرش شكي در دلش انداخت و با خود فكر كرد، نكند ديگر مادر را نبينم.
آن روز دريا در خانه آن زن كه بعدها فهميد سمانه مادر ناتني اش است به سر برد و از ترس آرام و بي صدا اشك مي ريخت.
صبح زماني كه از خواب برخواست پدر را ديد كه همراه 2 مرد ديگر روي مبل نشسته اند. چهره همگي ناراحت و عصباني نشان مي داد. سمانه در حالي كه پذيرايي مي كرد مرتباً اين جمله را تكرار مي كرد بايد يك راه حل درست و حسابي پيدا كنيد، با اين حرفها اوضاع و احوالت بدتر مي شود.
پدر مي گفت: نمي دانم چه شد، خواستم شناسنامه دريا را بگيرم، كنارش زدم تا وارد اتاق شوم. نمي دانم به يك باره چه اتفاقي افتاد، در حالي كه پيشاني اش را گرفته بود نقش زمين شد.
يكي از آن مردان كه هيكل درشتي داشت و از بقيه مسن تر بود در جواب پدر دريا گفت: اين جوري حرف نزن، كسي كه تو را نديده، چه جوري مي خواهند ثابت كنند كه اون روز تو منزل بودي، اون هم ساعت كار و اوج مراجعه كننده. پدر دريا در جواب آن مرد گفت: پس چه كسي شقايق را به بيمارستان رسانده؟ و با گفتن اين جمله پدر، لحظه اي همگي سكوت كردند.
يكي از مردان كه عينكي به چشم داشت در جواب پدر گفت: وقتي كار به اونجا برسه مي گم اتفاقي اومده بودي بيمارستان تا يك برگ چك به من بدي. ديدي پرستارها دست تنها هستند خواستي كمك كني كه ديدي همسرت روي برانكارد است، كمك كردي، فقط همين! خيلي هم از ديدن همسرت تعجب كردي، حالا اون موقع بشه بهت مي گم دقيقاً چي بگي و با بچه هاي بخش هم هماهنگ مي كنم.
دريا با اينكه سن كمي داشت اما خيلي باهوش بود، فهميد كه براي مادر اتفاقي افتاده به سرعت در اتاق را باز كرد و به طرف پدر رفت. زماني كه همگي دريا را ديدند، سكوت كردند و با حيرت به او چشم دوختند. دريا با بغض، در حالي كه خود را در آغوش پدر انداخته بود، گفت: پس كي مي ريم پيش ماماني؟
پدر دريا را در آغوش كشيد و شروع به گريه كرد و گفت حتماً مي ريم دخترم. حتماً و باز سمانه در حالي كه سعي داشت او را از پدر جدا كند او را به اتاق برد و با وسايل بازي سرگرمش كرد.
دريا هيچ ميلي به بودن در كنار سمانه نداشت. غمي بزرگ به وسعت آسمان تمام وجودش را فرا گرفته بود، هيچ كس نمي توانست جاي مادر را براي دريا بگيرد.
از آن پس دريا در خانه مادر ناتني اش ساكن شد و بعد از آن هر چه التماس كرد نه از مادر خبري بود و نه ديگر كسي به حرفهايش توجه مي كرد. سالها از پس يكديگر سپري شد، دريا دانش آموز ممتاز مدرسه، در رشته پزشكي دانشگاه قبول شد.
گذر زمان پشت پدر را خم كرده بود و زيبايي را از «سمانه» گرفته بود، دست تقدير ساعت خوشي را براي آنها بر جاي نگذاشت، و اين در حالي بود كه دريا صاحب يك خواهر و برادر ناتني هم شده بود كه رفتار خوبي با او داشتند.
بچه ها رفيق خوبي براي دريا بودند دريا بيشتر وقتش را با آنها سپري مي كرد و هيچ كدورتي بين آنها نبود فقط گاهي اوقات از دست سمانه اعصابش به هم مي ريخت ولي دريا آنقدر گذشت داشت كه به راحتي از كنار تمامي مشكلات مي گذشت. زماني كه دريا در رشته پزشكي شروع به تحصيل كرد پدر به جبران گذشته سخت او و همين طور رضايت از اخلاق و رفتار دريا، براي هديه قبولي دانشگاه او خودرويي تهيه كرد و مقداري پول در اختيارش گذاشت.
سال اول و دوم دانشگاه با موفقيت به پايان رسيد.
وارد سال سوم دانشگاه شد كه با واقعيت تلخي كه هميشه از آن هراس داشت روبه رو شد.
دكتر كامياب، همان پزشكي كه آن روز در خانه پدر دريا به او ياد مي داد در صورت بروز هرگونه مشكل مي گويم براي تحويل چك نزد من آمده بودي و به طور تصادفي همسرت را ديدي را در دانشگاه ديد.
ظاهر دكتر كامياب هيچ تغييري نكرده بود، تنها چهره اش شكسته تر و موهايش هم تك تك سفيد شده بود، دريا تمام آن سالها منتظر چنين فرصتي بود كه از مادرش خبري بگيرد، و تنها آرزويش اين بود كه بتواند علت جدايي و حتي دوري او را از مادر بداند.
جلو رفت و سلام كرد و خودش را معرفي كرد، دكتر كامياب مثل انسانهاي شوكه با چشماني كه هزاران راز را در خود جاي داده بود نگاهي به او كرد و با گرمي و در حالي كه از اوضاع و احوال كاري و درس دريا پرس و جو مي كرد او را به اتاقش راهنمايي كرد.
زماني كه دريا به اتاق دكتر كامياب رفت دوست داشت دكتر به تمامي سؤالهايش به درستي پاسخ دهد. تا سؤالاتي كه سالها همراهش بود را پاسخ گويد.
دكتر كامياب روي صندلي نشست. هنوز خواست از دريا سؤالي بكند كه دريا با عجله پرسيد، آقاي كامياب شما با پدرم دوست هستيد؟ دكتر تبسمي كرد و در عمق زواياي چشمان دريا غم بزرگي يافت. به نقطه اي خيره شد و گفت: بله، متأسفانه!
دريا با خنده پرسيد: چرا متأسفانه؟
دكتر كامياب در حالي كه از جايش بلند شد و دستانش را در جيبش گذاشته بود، گفت: چون گاهي اوقات دوستي با بعضي ها نه تنها براي آدم فايده اي ندارد بلكه سبب نابودي هم مي شود، دريا دوباره سؤال كرد: من خيلي چيزها در ذهنم است، آن روزي را...
دكتر حرف دريا را قطع كرد و گفت: مي دانم از چي مي خواهي بپرسي؟
دريا از سرجايش بلند شد و به طرف دكتر رفت و ادامه داد: مي دانيد كه سمانه مادر واقعي من نيست، دكتر نگاهي به دريا انداخت و جواب داد البته كه مي دانم. من و پدرت سالهاي سال با يكديگر دوست بوديم. بعد از ازدواج با مادر خدا بيامرزت، با گفتن اين جمله، اشك در چشمان دريا حلقه زد و بغض گلويش را فشرد.
صداي دكتر كامياب، او را به خود آورد عذرخواهي كرد دكتر همان طور كه آتش سيگارش را درون جاسيگاري فشار مي داد، گفت: چي را مي خواهي بداني؟
دريا گفت: در مورد مادرم...
دكتر چند بار به آرامي نام شقايق را صدا زد و گفت: چه استقامتي داشت و بدون مقدمه گفت: من و پدرت رضا در دبيرستان شبانه روزي با يكديگر دوست و هم اتاق بوديم، صبحها با يكديگر از اتاق خارج مي شديم و بعد از تعطيلي مدرسه براي ناهار به غذاخوري مي رفتيم. خلاصه اينكه بدون يكديگر كمتر ديده مي شديم. من تمامي خصوصيات روحي رضا را مي دانستم. پسر شادي بود و مثل من به علت مشاجرات خانوادگي مجبور شد شبانه درس بخواند و در خوابگاه به سر ببرد، مادر رضا زن بي قيد و خوشگذراني بود كه بعد از مرگ پدرش هيچ توجهي به او نداشت و رضا خود را تنهاي تنها مي ديد.
هميشه از غصه ها و درگيريهاي خانوادگي اش با من صحبت مي كرد و مي گفت تنها دوست و همدمش كتاب و تنها مكان راحتش خوابگاه است. نيمه هاي سال بود كه رفتار رضا به كلي تغيير كرد. پسر دست و دل بازي بود و بيشتر بچه هاي خوابگاه ارتباط صميمانه اي با او داشتند. من متوجه تغيير رفتارها و عوض شدن اخلاق رضا شده بودم. يك روز زماني كه از مدرسه به خوابگاه بر مي گشتيم رضا از ما جدا شد و بعد از چند ساعت به خوابگاه آمد. آن روز حوصله رفتن به غذاخوري را نداشتم. منتظر بودم كه رضا به خانه بيايد و با هم غذا بخوريم اما زماني كه رضا به منزل آمد با كمال خونسردي گفت: من غذا خوردم و شما هم فكري به حال خودتان بكنيد، از اينكه غذا نخورد تعجب نكرديم اما اينكه از جمع ما جدا شده بود برايمان جاي سؤال داشت. از آن به بعد ديگر رضا همراه ما غذا نمي خورد، درسهايش افت كرده بود در خوابگاه مدام در فكر بود و خلاصه از اين رو به آن رو شده بود كه بعدها فهميدم با سمانه مادر ناتني ات آشنا شده و قرار ازدواج گذاشته اند.
يك روز جمعه مادر رضا تلفن زد و او را به خانه دعوت كرد. همه از اين دعوت تعجب كرديم و منتظر بوديم رضا برگردد و علت ديدار با مادرش را بگويد. موقعي كه رضا به خوابگاه برگشت خيلي ناراحت بود. مي گفت: مادرش يكي از دختران فاميل را براي او در نظر گرفته، آنجا بود كه فهميدم پاي عشق سمانه وسط است.
رضا ماهها جنگيد اما مادرش از موضع خود پايين نيامد. از طرفي سمانه هم تمام حواس و فكر او بود. مادر رضا با ما تماس گرفت و دلايلي آورد كه رضا و سمانه مناسب يكديگر نيستند و در صورتي كه رضا به حرف او گوش دهد ثروت زيادي را در اختيار او قرار خواهد داد. ما هم به دليل علاقه اي كه به رضا داشتيم به گفته مادرش عمل كرديم و به هر زحمتي بود او را متقاعد كرديم كه با شقايق مادر خدا بيامرزت ازدواج كند، همان دختري كه مادر رضا در نظر داشت و از اقوام دورش بود.
اما اي كاش اين كار را نمي كرديم...
درست بعد از پايان تحصيل رضا، مادرش مغازه اي را در اختيار او قرار داد و رضا مستقل شد، شقايق زن صبور و آرامي بود و با تمامي بداخلاقيهاي رضا كه بعد از ازدواج از او سر مي زد مي ساخت. يك سال بعد هم تو به دنيا آمدي، همه فكر مي كرديم رضا صاحب بهترين زندگي شده است و چه بهتر كه با سمانه ازدواج نكرد. او خوشبخت ترين مرد دنيا بود اما حيف كه قدر مادرت را ندانست.
برخلاف تصور ما، بعد از ازدواج شقايق و رضا سر و كله سمانه پيدا شد و پدرت از آنجا كه عاشق سمانه بود ارتباط پنهاني اش را با سمانه ادامه داد، و بعد از مدتي به طور پنهاني او را عقد كرد. سمانه بيشتر وقت رضا را به خودش اختصاص داده بود و همين باعث شد كه از زندگي شقايق غافل شود، اما شقايق آرام و متين زندگي مي كرد و با اينكه پي به ارتباط پنهاني رضا و سمانه برده بود اما به خاطر آبروي شوهرش حرفي نمي زد.
رضا مدام بهانه مي آورد و شقايق را به باد كتك مي گرفت، اما اين هم او را قانع نكرد تا طلاقش داد و تو را از مادرت جدا كرد.
آن روز حادثه هم رضا به منزل رفت. شقايق از قبل از بيماري قلبي رنج مي برد و دكترها كه يكي از آنها دكتر طاهري است استرس را مطلقاً براي مادرت مضر دانسته بود و به او توصيه كرده بود كه به هيچ عنوان اضطراب نداشته باشد.
آن روز كه رضا به منزل رفته بود و مي خواست شناسنامه تو را از منزل بردارد و كودكستان تو را عوض كند با مادرت اختلاف پيدا كرد و مادرت كه علاقه شديدي به تو داشت دچار گرفتگي قلب شد، رضا با سرعت او را به بيمارستان رساند، من آن روز در بيمارستان بودم و شقايق سه روز در حالت بيهوشي و حالش وخيم بود. رضا كلي خرج كرد و بهترين و حاذق ترين پزشكان را براي مداواي مادرت آورد، اما متأسفانه كار از كار گذشته بود.
دكتر كامياب همين طور توضيح مي داد و دريا در حالي كه اشك از چشمانش جاري بود و نام مادرش را بر زبان مي آورد، گفت: تمام اين سالها براي يك لحظه ديدنش لحظه شماري كردم. مي دانستم براي او اتفاقي افتاده اما هيچ گاه جرأت نكردم از پدرم بپرسم، امروز مي دانم كه مادرم در راه عشق به فرزند و زندگي اش جان باخته، شايد روزي پدرم و سمانه هم به اشتباهشان پي ببرند، اما اميدوارم آن روز خيلي دير نباشد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كشف جسد در چاه ساختمان نيمه تمام

گروه حوادث: سه برادر افغاني به اتهام قتل زن مجهول الهويه اي كه جسدش 20 روز قبل در درون چاه يك ساختمان نيمه تمام كشف شده است، بازداشت شدند.
به گزارش خبرنگار ما، بيست و ششم مرداد ماه گذشته يكي از كارگران ساختماني به هنگام كندن يك چاه نيمه تمام با جسد زن جواني مواجه شد كه درون دو كيسه (گوني) قرار داشت.
با گزارش اين كشف به «اصغرزاده» بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي تهران، دقايقي بعد وي به همراه اكيپي از مأموران اداره دهم پليس آگاهي و عوامل اداره تشخيص هويت به منظور بررسي آثار بر جاي مانده جرم و همچنين شناسايي و دستگيري عامل يا عاملان جنايت در موقعيت موردنظر حاضر شدند.
بر پايه اين گزارش، هر چند به دليل رطوبت زياد جسد متعفن شده و قابل شناسايي نبود، اما چادر رنگي و نوع لباسي كه بر تن مقتول بوده نشان مي داد كه وي از جاي ديگري به محل آمده و احتمالاً از زنان خياباني بوده، كه پس از خفه شدن در درون چاه دفن شده است.
از سوي ديگر پليس با مطابقت تاريخ تقريبي اعلام شده از سوي پزشكي قانوني (مبني بر اينكه قتل بين دو تا سه ماه پيش انجام شده است) با تاريخ شروع كار فونداسيون ساختمان دريافت كه قتل قبل از شروع كار ساختمان رخ نداده است، بنابراين به كارگران ساختماني كه اغلب افغاني بوده اند مشكوك شدند.
بر پايه اين گزارش، شك مأموران پليس زماني بيشتر شد كه آنان در تحقيقات محلي دريافتند اين ساختمان نيمه كاره كه نگهباني آن را يك افغاني به عهده دارد محل رفت و آمد زنان مشكوك در نيمه هاي شب بوده است. بنابراين به بازجويي از نگهبان و چند نفر ديگر از كارگران اقدام كردند.
از آنجا كه در اين بازجويي و تحقيقات سه برادر به نامهاي «نسيم، عارف و طاهر» اظهارات ضد و نقيضي داشتند، پليس با دريافت نيابت قضايي به بازرسي از منزل مسكوني آنان در منطقه پونك اقدام كرد.
در اين بازرسي چند قطعه عكس از اين افراد با يك دختر ايراني، دو عدد روسري در داخل سطل آشغال، كفش زنانه وچند جلد كتاب كشف شد كه بررسي كارشناسي روي عكس نشان مي دهد لباس مقتوله با لباسي كه در عكس بوده مطابقت مي كند.
بر پايه اين گزارش، با كشفيات به دست آمده به دستور اصغرزاده بازپرس اين پرونده متهمان دستگير شده و صبح ديروز براي بازجويي قضايي در شعبه دوم بازپرسي حاضر شدند.
بنابر اين گزارش، متهمان در اين بازجويي اتهام وارده را رد كرده مدعي شده اند در اين جنايت هيچ نقشي نداشته اند.
گفتني است، به دستور اصغرزاده متهمان اين پرونده در اختيار پليس آگاهي قرار گرفتند تا تحقيقات تكميلي از آنان به عمل آيد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
معتادي كه مزاحم پليس بود دستگير شد

رئيس كلانتري 126 «تهرانپارس» درخصوص پاكسازي انجام شده در حوزه استحفاظي شرق تهران به ايسنا گفت: يكي از مهمترين اهداف اين پاكسازي ها، امن كردن محيط پاركها از حضور مزاحمان خياباني بوده است.
سرهنگ سيدعلي اكبر رودكي افزود: بر اين اساس در جريان اقدامهاي پليسي انجام شده بيشتر متهمان در پاركها دستگير شدند.
رودكي با اشاره به اينكه پاركها به عنوان يكي از نقاط جرم خيز و آلوده از سوي پليس مورد جستجو قرار مي گيرند، گفت: نيروي انتظامي در راستاي دستيابي به اهداف طرح امنيت اجتماعي، شناسايي خرده فروشان، افراد سابقه دار و مصرف كنندگان مواد مخدر در پاركها را در دستور كار قرار داده است و در اين راستا ايمن سازي محيط براي حضور خانوادگي در پاركهاي محدوده استحفاظي كلانتري 126 يكي از اولويتهاي مأموران حاضر در اين پاكسازي بود.
وي در ادامه افزود: يكي از دستگيريهاي قابل توجه اين پاكسازي، شناسايي و دستگيري معتادي بود كه با برقراري تماسهاي مكرر با مركز نظارت همگاني ناجا (197) و مركز فوريتهاي پليسي (110) با انتقادهاي شديداللحن از عملكرد نيروي انتظامي تلاش مي كرده خود را تحت عنوان يك شهروند ناراضي معرفي و از اين طريق پليس را گمراه كند.
رئيس كلانتري تهرانپارس اذعان كرد: اما بر خلاف انتظار متهم، مأموران كلانتري كه از پيش در راستاي شناسايي وي اقدام كرده بودند، اين جوان 19 ساله را در حال مصرف كراك دستگير كردند و اين در حالي بود كه وي ادعا مي كرد قصد همكاري با پليس را داشته است.
سرهنگ رودكي در ادامه تشريح عملكرد مأموران در جريان پاكسازي، از مستندسازي وضعيت جرم خيزي در مناطق فلكه دوم تهرانپارس، خيابانهاي سراج و قنات كوثر خبر داد.
گفتني است، در جريان اين عمليات پاكسازي، 18 معتاد،  دو زورگير و دو سارق لوازم خودرو دستگير و يك خودرو پرايد مسروقه نيز كشف شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مردي زنش را در خواب كشت

مردي كه متهم است، همسرش را هنگام خواب به قتل رسانده، در جريان تحقيقات پليسي دستگير شد.
به گزارش ايسنا، دهم شهريورماه سال جاري، در پي قتل زني 23 ساله در منزل استيجاري خود واقع در مهريز، مأموران انتظامي اين شهرستان با همكاري عوامل آگاهي استان و اخذ هماهنگيهاي لازم در محل حادثه حاضر شده و بررسيهاي كارشناسانه را در اين خصوص آغاز كردند.
بدين ترتيب تحقيقات فني و پليسي از صحنه وقوع جرم مشخص كرد، متهم به قتل، زماني كه مقتوله در خواب بوده به قتل وي اقدام كرده است.
همچنين در ادامه مشخص شد: يك جفت گوشواره و چهار حلقه النگو از گوش و دست مقتوله بيرون آورده شده كه همراه با يك حلقه انگشتر،  قاب طلا و يك رشته گردنبند داخل منزل به سرقت رفته است.
اين در حالي بود كه قاتل براي رد گم كردن منزل را بهم ريخته و سپس متواري شده بود.
در حالي كه بررسيهاي پليسي در خصوص اين جنايت ادامه داشت،  مأموران متوجه شدند، متهم به قتل، همسر مقتوله است، از اين رو به دستگيري وي اقدام كردند.
بدين ترتيب متهم در جريان بازجوييهاي به عمل آمده با اعتراف به جنايت ارتكابي، طي اظهاراتي به مأموران گفت: در حالي كه زنم در خواب بود، به زندگي اش پايان دادم و بعد از ارتكاب قتل با يك دستگاه موتورسيكلت به سمت بيابان راه افتادم تا طلاهايي كه براي صحنه سازي از وي به سرقت برده بودم را مخفي كنم.
متهم ادامه داد: پس از پنهان كردن طلاهاي مسروقه در بيابان، به محل كارم رفتم و تا ساعت 18 آنجا ماندم. سپس به منزل مراجعه كرده و در حالي كه تظاهر به اين مي كردم كه لحظه ورود به منزل با جسد همسرم مواجه شده ام، با گريه و زاري، موضوع به قتل رسيدن وي توسط افراد ناشناس را به خانواده اش اطلاع دادم.
تحقيقات پليسي براي يافتن انگيزه هاي ارتكاب همسركشي از سوي متهم ادامه دارد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بيل مكانيكي خانه اي را به آتش كشيد

شيراز- خبرنگار قدس: برخورد يك دستگاه بيل مكانيكي در حين كار با لوله گاز، باعث آتش گرفتگي منزلي در شيراز شد.
به گزارش واحد ارتباطات مردمي سازمان آتش نشاني شيراز در تاريخ 12 شهريورماه، طي تماسي كه از اتفاقات گاز با ستاد فرماندهي 125 گرفته شد، اين ستاد از وقوع حريق در يك منزل مسكوني آگاه شد و بلافاصله از ايستگاه هاي 3 و 12 آتش نشاني شيراز، سه خودرو عملياتي حريق و امدادي به همراه تيمهاي عملياتي به محل حادثه واقع در شهرك بهار اعزام شدند.
شايان ذكر است، خودروهاي عملياتي در مدت سه دقيقه به محل حادثه كه منزلي دو طبقه بود رسيدند و با دو خط آبدهي و با استفاده از تجهيزات اطفاي حريق، آتش را مهار كردند.
گفتني است، بيل مكانيكي هنگام حفاري با لوله گاز برخورد كرده و باعث نشت گاز و در پي آن موجب آتش سوزي اين منزل شده است.
اين حريق به دليل نشت گاز در مجاورت با آبگرمكن منزل مزبور رخ داده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يك گرگ 11 ملايري را مجروح كرد

همدان - خبرنگار قدس: به گزارش خبرنگار ما مأموران انتظامي شهرستان ملاير اعلام كردند يك قلاده گرگ به اهالي روستاي حسين آباد شاملو و ديگر روستاهاي اطراف حمله كرده و تعداد 12 نفر را مجروح كرد.
مجروحان به بيمارستان عرضي اين شهرستان اعزام و پس از اقدامات درماني از بيمارستان مرخص شده اند.
شايان ذكر است اين گرگ توسط مأموران سازمان حفاظت محيط زيست معدوم شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مرگ جوان موتورسوار زير چرخهاي تريلر

گروه حوادث: راكب 16 ساله موتورسيكلت در برخورد با تريلر جان خود را از دست داد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، برابر اعلام كلانتري 13 فرماندهي انتظامي شهرستان سبزوار، در حوالي روستاي خسروجرد شهرستان سبزوار يك دستگاه موتورسيكلت هوندا به رانندگي محمد 16 ساله ضمن حركت در جاده فرعي به قصد ورود به جاده اصلي با يك دستگاه تريلر برخورد مي نمايد كه متأسفانه راكب موتورسيكلت به علت جراحتهاي وارده در دم فوت مي نمايد.
كارشناسان پليس راه پس از حضور در صحنه تصادف، تحقيقات خود را جهت بررسي علت تصادف آغاز نمودند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راننده نيسان قرباني سرعت شد

گروه حوادث: راننده خودروي نيسان به خاطر سرعت زياد جان خود را از دست داد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، در ساعت 30/17 دقيقه يازدهم شهريورماه در 35 كيلومتري محور سبزوار به شاهرود يك دستگاه نيسان به سرنشيني دو نفر از جاده اصلي منحرف و پس از واژگوني خودرو، راننده خودرو در دم فوت كرد و سرنشين آن مصدوم گرديد كه پس از حضور نيروهاي امدادي توسط اورژانس به بيمارستان منتقل گرديد.
در بررسي صحنه تصادف كارشناسان پليس راه علت تصادف را بي احتياطي راننده در تخطي از سرعت مطمئنه اعلام نمودند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تلفات حوادث در مشهد كاهش و مرگ و مير افزايش يافت

گروه حوادث: آمار كشته شدگان ناشي از حوادث رانندگي و سوانح محيطي مشهد طي 5 ماهه اول سال جاري نسبت به مدت مشابه سال قبل كاهش يافته است.
به گزارش روابط عمومي و بين الملل شهرداري مشهد در حالي كه طي 5 ماهه اول سال گذشته آمار كشته شدگان ناشي از حوادث و سوانح 916 تن بوده است اين رقم در 5 ماهه اول امسال به 794 تن كاهش يافته كه 606 تن آنها مرد و 188 تن آنها زن بوده اند.
سيدحسن حسيني مديرعامل سازمان پرديسهاي مشهد گفت: طي 5 ماهه گذشته مجموعاً 6024 نفر در مشهد فوت شدند كه بالاترين رقم ناشي از فوت را بيماريهاي قلبي و عروقي با رقم 1667 تن تشكيل مي دهد.
وي افزود: طي اين مدت 679 نفر نيز بر اثر سرطانها فوت شده اند.
وي اضافه كرد: در حالي كه ميانگين فوت شدگان در مشهد روزانه 40 نفر است اين رقم طي روز منتهي به پايان دهه اول مردادماه به روزانه 65 تا 75 نفر رسيده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توسط ستاد ديه انجام شد؛اعطاي وام به 28 زنداني در خراسان رضوي

گروه حوادث: همزمان با هفته دولت و به مناسبت ايام خجسته شعبانيه، هيأت مديره ستاد ديه به منظور مرتفع ساختن مشكلات مددجويان تشكيل جلسه داد.
به گزارش روابط عمومي اداره كل زندانهاي خراسان رضوي، ستاد مردمي رسيدگي به امور ديه و كمك به زندانيان نيازمند استان طي تشكيل جلسه خود با پرداخت مبلغ  370 ميليون ريال وام به تعداد 25 نفر مددجو و پرداخت 13 ميليون ريال وام بلاعوض به تعداد 3 نفر از مددجويان زندانهاي استان موافقت نمود.
شايان ذكر است با تلاشها و كمكهاي ستاد ديه از ورود  14 نفر از افرادي كه در آستانه ورود به زندان بودند جلوگيري شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اجراي رزمايش امين در استان اصفهان

اصفهان - خبرنگار قدس: اداره مبارزه با جرايم اقتصادي آگاهي استان اصفهان، رزمايش امين را با هدف تشديد روند مبارزه با قاچاق كالا و فرآورده هاي نفتي در سطح استان اصفهان با همكاري مأموران شركت ملي نفت اصفهان و با استفاده از تمامي امكانات به اجرا درآورد.
به گزارش مركز اطلاع رساني معاونت اجتماعي و ارشاد فرماندهي انتظامي استان اصفهان، با اجراي اين طرح در استان اصفهان مأموران فرماندهي انتظامي استان اصفهان موفق به كشف و ضبط انواع فرآورده هاي نفتي، سيگار خارجي، البسه زنانه و مردانه، انواع چاي خارجي، تفنگ بادي، انواع شربت تقويتي و كشف تعدادي رسيور و ديش ماهواره شدند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مرگ دو كارگر ساختماني زيرآوار

ساري- خبرنگار قدس: به علت عدم رعايت نكات ايمني در خاكبرداري جهت احداث ساختمان در بلوار طالقاني ساري، دو كارگر ساختماني به نامهاي محمد 42 ساله و رجب 38 ساله زيرآوار جان باختند.
در عمليات آواربرداري و جستجو، مأموران آتش نشاني پس از سه ساعت عمليات تجسس موفق به خارج كردن اجساد از زير خاك و آوار شدند.
شهردار ساري با بيان اينكه مهندس ناظر پروژه بايد نكات ايمني ساخت و سازها را رعايت مي كرد، گفت: شواهد كار نشان از عدم رعايت نكات ايمني مي دهد.
محمد قنبرپور با انتقاد از عدم نظارت بعضي از مهندسان ناظر در ساخت و سازها افزود: اين اولين حادثه نبود اما بايد كاري كرد كه آخرين حادثه در حوادث ساختماني باشد.
وي يادآور شد: به مأموران كنترل و نظارت بر ساخت و سازهاي ساختماني تأكيد كرده ايم نسبت به برخورد با متخلفان ساختماني اقدام كرده و با هيچ كس تعارف نداريم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دزدي كه با پيچ گوشتي مي آمد با دستبند رفت

گروه حوادث: سارقي كه با شكستن قفل در مغازه اجناس داخل آنها را به سرقت مي برد به دام افتاد.
به گزارش خبرنگار ما صاحب يك مغازه در محدوده خيابان سناباد ساعت 15 در مراجعه به محل كارش متوجه سارقي شده كه پس از ورود به مغازه اش در حال سرقت است.
وي با ايجاد سر و صدا و درخواست كمك از مردم، سارق را دستگير و تحويل مأموران كلانتري 15 سناباد داد.
در بازرسي بدني از متهم يك عدد پيچ گوشتي به دست آمد. وي اقرار كرد كه با شكستن قفل مغازه ها تاكنون مرتكب چندين فقره سرقت شده است.
متهم كه 25 ساله و 10 فقره سابقه كيفري در رابطه با سرقت واعتياد به موادمخدر دارد در كلانتري به 20 فقره سرقت اعتراف كرد و گفت: تاكنون در محدوده بلوار شهيد كشوري، خيابان حر عاملي، بلوار كلاهدوز، خيابان احمدآباد و ابوذر غفاري اجناس مغازه ها را به سرقت برده است.
وي به همراه پرونده تنظيمي تحويل شعبه 55 دادياري شد و در حضور قاضي اسماعيل شاكر 8 فقره سرقت را به گردن گرفت و محل شش مورد سرقت را نشان مأموران انتظامي داد كه مالباختگان شناسايي شدند.
هم اكنون تحقيق از متهم در رابطه با شش فقره سرقت، تهيه وسايل براي ارتكاب جرم و اظهار هويت غير واقعي هنگام دستگيري ادامه دارد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دادسراي چناران بررسي مي كند؛مرگ به خاطر سبقت در جاده خاكي

گروه حوادث: براساس يك پرونده مطرح در دادگستري چناران، قتل عمد يا غيرعمد مردي 50 ساله تحت بررسي قرار گرفت.به گزارش خبرنگار ما اوايل سال گذشته مرد  50 ساله اي به نام كاظم به همراه همسر، داماد و دخترش سوار اتومبيل سواري خود شده و به سمت روستاي سرآسياب در محور مشهد- چناران حركت كردند.
در مسير جاده خاكي روستاي سرآسياب كاظم از يك موتورسيكلت سبقت گرفته و بر اثر گرد و خاك ايجاد شده راكب موتورسيكلت پس از طي مسافتي راننده سواري را متوقف و با وي بر سر همين موضوع مشاجره كرده و درگير مي شود.در جريان اين درگيري سه نفر برادران راكب موتور سوار به محل رسيده و به طرفداري از برادرشان با كاظم درگير مي شوند كه در جريان اين درگيري با توجه به بيماري قلبي كاظم، همسرش از طرفين نزاع مي خواهد كه به خاطر بيماري اش با وي كاري نداشته باشند.
ضاربان با وجود سر و صداي همسر كاظم و اظهار اين كه او بيمار قلبي است درگيري با وي را ادامه داده تا اين كه وي در صحنه درگيري جان خود را از دست مي دهد.
محمدعلي خرمي، وكيل مدافع ورثه مرحوم به خبرنگار ما گفت: بنا بر نظريه اول پزشكي قانوني، مرگ مرحوم كاظم بر اثر عارضه قلبي تشخيص داده شد و به همين دليل شعبه اول بازپرسي چناران به اتهام قتل غير عمد قرار مجرميت براي ضاربان كه چهار نفر هستند صادر كرد.
وي افزود: در پي اعتراض به اين موضوع مجدداً دادسرا از پزشكي قانوني استعلام كرد كه آيا درگيري موجب تشديد بيماري مرحوم و سپس فوت وي شده است؟ و متعاقب آن با اعلام پزشكي قانوني مبني بر اين كه علت فوت درگيري بوده و موجب تشديد بيماري و مرگ كاظم شده و در نهايت اين درگيري 20 درصد در مرگ كاظم مؤثر بوده پرونده وارد مرحله تازه اي شد.وي گفت: با نظر معاون دادستان چناران و بنا به اظهارات شهود عيني درگيري ونظر كميسيون پزشكي قانوني مشهد، هم اكنون اين پرونده در شعبه اول بازپرسي چناران مطرح و تحقيق در اين باره ادامه دارد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شوخي با چاقو به برادركشي ختم شد

جواني كه در پي شوخي برادرش با چاقو از ناحيه گردن مضروب شده بود، پس از گذشت 24 ساعت جان باخت و پرونده با موضوع قتل از سوي مقام قضايي براي پيگيري در دستور كار پليس قرار گرفت.
به گزارش ايسنا، برابر اعلام معاونت آگاهي شهرستان «شهركرد»، پرونده اي مبني بر قتل «قدرت» اهل و ساكن روستاي «وانان» از توابع اين شهرستان، نهم مرداد ماه سال جاري از طريق دادگاه بخش لاران بر روي ميز كارآگاهان اين معاونت قرار گرفت.
اين پرونده از وقوع يك فقره قتل در يكم مرداد ماه سال جاري حكايت داشت كه در جريان آن جواني به هويت ياد شده به دليل نامعلومي از ناحيه گردن مورد اصابت قرار گرفته و براي مداوا به بيمارستان منتقل شده بود، اين در حالي بود كه مأموران كلانتري 19 «سورشجام» پس از اطلاع از وقوع حادثه به بيمارستان اعزام شده و تحقيقات فني را از مصدوم به عمل آوردند كه وي اظهار داشت: برادرم با چاقو با من شوخي مي كرد كه ناگهان چاقو به گردنم اصابت كرد و مجروح شدم.وي به مأموران گفت: هيچ گونه شكايتي از برادرم ندارم.بر اين اساس پرونده بدون هيچ شكايتي مختومه اعلام شد و اين در حالي بود كه مأموران كلانتري دوم مرداد ماه مطلع شدند: «قدرت» به دليل شدت جراحات ناشي از اصابت چاقو به گردنش در بيمارستان فوت كرده است.در اين ميان با توجه به اينكه اولياي دم شكايتي را در خصوص مرگ فرزندشان مطرح نكردند، جواز دفن مقتول بدون انتقال جسد به پزشكي قانوني صادر شد.
با وقوع اين حادثه، مأموران «علي» پدر مقتول را مورد تحقيقات پليسي قرار دادند كه وي نيز اعلام كرد: از كسي شكايتي ندارم.
بدين ترتيب پرونده برابر دستور مقام قضايي با شاكي عمومي مفتوح بوده و تحقيقات براي روشن شدن موضوع ادامه دارد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
معاون راهنمايي و رانندگي ناجا: ترافيك جاده اي تعطيلات اخير بي سابقه بود

معاون راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي كشور گفت: حجم مسافرتهاي شهروندان در تعطيلات منتهي به نيمه شعبان در سراسر كشور بخصوص مسير جمكران و شمال كشور طي 2 سال گذشته بي سابقه بوده است، به طوري كه حتي در تعطيلات نوروز هم با چنين ترافيكي مواجه نشديم.
سردار محمد رويانيان در گفتگو با فارس، افزود: به دليل مسافرتهاي شهروندان در تعطيلات چند روز اخير محورهاي شمالي كشور و محور منتهي به مسجد جمكران در استان قم گرفتار ترافيك بي سابقه اي شد كه طي دو سال گذشته و حتي در ايام نوروز نيز با چنين حجمي از ترافيك در كشور مواجه نشده ايم.
وي با اشاره به محورهاي پر ترافيك كشور در روزهاي اخير گفت: همه مأموران پليس راه و راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي با استقرار در محورهاي پر ترافيك كشور طي روزهاي اخير تمام تلاش خود را براي روان سازي ترافيك به كار گرفتند، اما متأسفانه به دليل فرسوده بودن جاده ها و عدم تحمل چنين حجم ترافيكي در راههاي كشور، مردم باز هم ساعتها در ترافيك جاده ها معطل ماندند.
رويانيان، محور منتهي به مسجد جمكران را در استان قم يكي از محورهاي پر ترافيك كشور طي روزهاي اخير ذكر كرد و گفت: حجم مسافرتهايي كه با هدف زيارت به اين منطقه انجام مي شود، به قدري زياد بود كه در محورهاي منتهي به اين مكان ترافيك فوق العاده سنگيني ايجاد شده بود.

راهنمايي و رانندگي ضعيف نيست
فرمانده ناجا با اشاره به اينكه برخي از رسانه ها معتقدند عملكرد راهنمايي و رانندگي ناجا ضعيف بوده است، گفت: عملكرد اين معاونت با توجه به امكانات ضعيف نبوده است. اسماعيل احمدي مقدم افزود: برخي از رسانه ها عملكرد راهنمايي و رانندگي ناجا را با اشاره به 28 هزار تلفات ناشي از تصادفات در سراسر كشور طي سال گذشته نامطلوب توصيف مي كنند، اما بايد توجه داشت كه اين دليل منطقي نبوده و بايد بدانيم كه براي بررسي يك عملكرد بايد ديد  كه اين عملكرد با چند عامل ديگر مانند وضعيت جاده ها، راننده خودرو و در نهايت نظارت پليس مربوط است.
وي خاطرنشان كرد: متأسفانه در كشور ما و در ميان مردم، فرهنگ ترافيكي بازدارندگي از داخل وجود ندارد به گونه اي كه بدون حضور پليس حاضر به رعايت مقررات براي حفظ جان خود نيستند، اما ما در تلاشيم تا با هماهنگي با نيروهاي افتخاري و بسيج بتوانيم در جاده هاي كشور چتر حمايتي پليس را گسترده كنيم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كميته تحقيق براي كشف دليل قتل نوزاد در بهزيستي تشكيل مي شود

در پي قتل يك نوزاد در يكي از مراكز بهزيستي، ابوالحسن فقيه، رئيس سازمان بهزيستي دستور تشكيل گروه كارشناسي ويژه تحقيق درباره دليل اين حادثه و مقصران احتمالي را صادر كرد.به گزارش فارس، در پي قتل يك نوزاد چند روزه در يكي از مراكز بازپروري زنان فراري سازمان بهزيستي توسط مادرش، رئيس سازمان بهزيستي، گروهي را موظف كرد تا در اسرع وقت گزارش كارشناسي اين حادثه را تهيه كنند.اين نوزاد پس از تولد و ترخيص از بيمارستان به همراه مادرش در مركز بازپروري زنان در اتاق اختصاصي و تحت مراقبتهاي ويژه نگهداري مي شد.در گزارش ثبت شده، بروز رفتارهاي پرخاشگرانه از سوي مادر اين نوزاد مشاهده شده بود و نتايج كارشناسي اوليه نشان مي دهد، ممكن است بروز جنون آني پس از زايمان مادر، يكي از دلايل اين حادثه باشد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پيك نيك كريستالي به مقصد نرسيد

گروه حوادث: مأموران انتظامي تايباد، مقاديري موادمخدر از نوع كريستال را از يك مسافر عبوري كشف كردند.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي، در ساعت 3 بعدازظهر روز چهارشنبه گذشته مأموران انتظامي پليس مرزي تايباد در حين نظارت و كنترل خودروهاي عبوري بودند كه به يك مسافر كه دو عدد كپسول پيك نيك همراه داشت مشكوك شدند. پليس در بازرسي از وسايل همراه وي موفق شد از داخل دو عدد كپسول پيك نيك مقدار چهار كيلوگرم كريستال كه به طرز بسيار ماهرانه اي جاسازي شده بود را كشف نمايد. در اين ارتباط متهم دستگير و براي سير مراحل قانوني به مراجع قضايي معرفي شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آتش در چاه آب جان مقني را گرفت

گروه حوادث: مردي كه مشغول حفر چاه بود به علت نشت بنزين و ايجاد حريق جان سپرد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي، در ساعت 40/13 روز چهارشنبه گذشته در حوالي شهرستان چناران، پيرمرد 65 ساله اي مشغول حفر چاه بود كه از داخل باك سوخت يك دستگاه موتورسيكلت كه در آن نزديكي پارك بود بنزين به داخل چاه نشت كرد.با توجه به اين مسأله، چراغ فانوس همراه اين پيرمرد مقني مشتعل شد و در اثر انفجار حاصله و سوختگي شديد نامبرده جان سپرد.
با گزارش اين حادثه به فوريتهاي پليسي 110، اكيپهاي گشتي پاسگاه انتظامي گلمكان بلافاصله در محل حاضر و پس از اطفاي حريق توسط ساير نيروهاي امدادي، اقدامهاي قانوني لازم را به عمل آوردند. تحقيقات گسترده پليسي جهت روشن شدن دقيق علت حادثه ادامه دارد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگهبانان محله، 137 گدا را تحويل پليس دادند

گروه حوادث: نيروهاي شركتهاي خدمات حفاظتي و مراقبتي، تعداد زيادي از متكديان خياباني را جمع آوري و به پليس تحويل دادند.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي، سرهنگ كاظم عليزاده، معاون انتظامي پليس خراسان رضوي طي مصاحبه اي با خبرنگاران اعلام كرد: نگهبانان محله در ماه گذشته موفق شدند با حفاظت و مراقبت از اماكن عمومي، تجاري و مراكز مهم تعداد 137 متكدي خياباني و 11 شرور چاقوكش را دستگير و به پليس تحويل دهند.
سرهنگ عليزاده در ادامه افزود: اين نيروها از ورود 25 دستفروش مزاحم به داخل اماكن عمومي و مجتمعهاي تجاري ممانعت به عمل آورده و اين افراد را به پليس تحويل داده اند.
وي در ادامه گفت: پيدايش 84 نفر از افراد گمشده و تحويل آنها به خانواده هايشان و ارايه راهنمايي به 9188 نفر زائر از مهمترين اقدامهاي نگهبانان محله مي باشد.
عليزاده به مديران مراكز عمومي، تجاري، توليدي و خدماتي يادآوري كرد: به منظور انجام حفاظت و مراقبت مطلوب و بهينه از اماكن خود، از خدمات شركتهاي حفاظتي و مراقبتي و نگهبانان محله استفاده نمايند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دزد موتور روي بام دستگير شد

گروه حوادث: يك سارق موتورسيكلت در حين سرقت و فرار شناسايي و دستگير شد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي، در خيابان طالقاني چناران فردي كه موتورسيكلت خود را در مقابل منزل پارك كرده و براي چند ثانيه به داخل منزل خود رفته بود در بازگشت سارقي را مشاهده كرد كه سوار بر موتورسيكلت وي در حال فرار است.وي كه شوكه شده بود، داد و فرياد راه انداخت و در همين لحظه اكيپ گشتي كلانتري 11 پليس چناران كه در حين گشت زني بودند متوجه موضوع شده و سارق را تعقيب كردند.
سارق كه كلافه شده بود پس از يك تعقيب و گريز، موتورسيكلت را رها و از باز بودن در يك منزل مسكوني استفاده و وارد اين خانه شد و خود را به پشت بام رساند.
پليس، سارق فراري را روي پشت بام دستگير و به كلانتري هدايت كرد. اين متهم در بازجوييهاي فني به 32 فقره سرقت موتورسيكلت اعتراف كرد. مأموران انتظامي با هماهنگي مقام قضايي در بازرسي از منزل وي 5 دستگاه موتورسيكلت سرقتي را كشف و به صاحبانش تحويل دادند. در اين رابطه پرونده اي تشكيل و در مسير مراحل قانوني قرار گرفت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پليس مشهد با يك تير دو نشان زد

گروه حوادث: مأموران در حين دستگيري سارق فراري، دو كيلوگرم كريستال را كشف كردند.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان خراسان رضوي، اكيپهاي عملياتي پليس آگاهي مشهد كه در تعقيب يك سارق فراري بودند پس از هماهنگي با مقام قضايي به منزل اين فرد وارد شده و در حين جستجو براي پيدا كردن سارق كه خود را مخفي كرده بود موفق شدند دو كيلوگرم مواد مخدر از نوع كريستال را كشف نمايند.
در اين ارتباط متهم دستگير و با تشكيل پرونده به مقامهاي قضايي معرفي شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar