---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بررسي آثار مثبت و منفي جشنواره ها بر بدنه تئاتر كشور؛ويترين توليدات ساليانه
مهدي نصيري گروه هنر - هنرمندان حوزه هاي مختلف تئاتر، هر ساله در زمان و مكان خاصي دور هم جمع مي شوند و آثار جديدشان را در معرض رقابت و تماشاي علاقه مندان تئاتر قرار مي دهند. اين روزها كه معمولاً در طول ماههاي مختلف سال پراكنده شده، در حقيقت روز جشن هنرمندان حوزه هاي مختلف تئاتر است.
اين گونه جشنواره ها همچون نمايشگاههاي دنياي صنعتي و مدرن، جايگاهي براي عرضه محصولات و دستاوردهاي گروههاي توليدكننده آثار هنرهاي نمايشي هستند. جشنواره ها با عرضه توليدات، از طرفي گفتمان شغلي ميان گروهها را به وجود مي آورند و از طرف ديگر به محملي براي ايجاد ارتباط و تعامل ميان عرضه كننده و مخاطب تبديل مي شوند. جشنواره ها در مقاطع مختلف زماني، شور و شوق تعامل و ارتباط ميان توليدكننده و دريافتگر را افزايش مي دهند و از اين حيث مي توانند به لحاظ جلب مخاطب در زمانهاي ديگر نيز مثمرثمر باشند. جشنواره تئاتر فجر در اين ميان مهمترين رويداد تئاتر كشور ماست كه در كنار آن جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي، همايش عاشورايي، جشنواره آيين سنتي، جشنواره بين المللي دانشجويي، جشنواره هاي منطقه اي و استاني، جشنواره تئاتر ماه و حتي جشنواره هاي تئاتري پليس و ارتش و مساجد و ... نيز برگزار مي شود، اما آيا واقعاً اين تعداد جشنواره و همايش تأثير مثبتي هم بر بدنه تئاتر كشور دارند و باعث رشد كيفي و كمي آن مي شوند يا برعكس جلوي اين رشد را مي گيرند؟ در اين رابطه برخي معتقدند كه جشنواره ها خواه ناخواه به واسطه برقراري داد و ستدي پويا در رشد تئاتر كشور تأثير مثبتي دارند و برخي نيز اعتقاد دارند كه جشنواره ها به عنوان يك نقطه پايان به حساب مي آيند و خاتمه يك دوره فعاليت هنري را به همراه دارند. بعضي هم اظهارنظر در اين مورد را به آمار و ارقام و پژوهشهاي كارشناسي دقيق وا مي گذارند.
* جشنواره بر عليه تئاتر رحمت اميني (پژوهشگر، كارگردان و مديرگروه نمايش دانشكده هنرهاي نمايشي) در مورد تأثير و جايگاه جشنواره تئاتر در كشور مي گويد: آثار مثبت جشنواره ها در كشور ما تا دوره اي تنها محدود به اين بود كه براي تئاتر تبليغي صورت گرفته باشد و ما به مردم بگوييم كه تئاتر داريم و نتيجه و دستاورد آن هم اين است كه در جشنواره ها عرضه مي شود. اما اين جشنواره ها در حال حاضر متأسفانه رفته رفته به ضد تئاتر تبديل شده اند. يعني اينكه تعداد بسيار زياد جشنواره و نحوه برگزاري آن باعث شده تئاتر حالت اجراي عمومي اش را از دست بدهد. بسياري از علاقه مندان اين هنر هم نيازها و مطالباتشان از تئاتر را تنها در جشنواره ها جستجو مي كنند. وي استقبال چشمگير علاقه مندان در روزهاي برگزاري جشنواره را با تعداد كمتر آنها در روزهاي ديگر مقايسه مي كند و مي افزايد: البته در ميان همه جشنواره هايي كه در طي سال برگزار مي شوند جشنواره بين المللي تئاتر فجر رفته رفته شكل بهتري پيدا كرده است. * محل برخورد انديشه ها هادي مرزبان، (بازيگر و كارگردان نمايش) جشنواره و همايشهاي گروهي تئاتر را محل برخورد انديشه هنرمندان، علاقه مندان و تماشاگران تئاتر معرفي مي كند و مي گويد: وقتي كه يك جشنواره در يك مقطع زماني برگزار مي شود طبيعي است كه ما بايد در آن شاهد بهترين توليدات تئاتري باشيم كه توسط گروهها توليد و از ميان آثار بسيار ديگري برگزيده شده و براي اجرا در يك فستيوال تئاتري آماده گرديده اند. مرزبان با تأكيد بر گزينش آثار اصلح مي افزايد: اميدوارم داوران و منتخبيني كه براي گزينش و بازبيني آثار مي روند چه در تهران و چه در شهرستانها، كارهاي خوب و ارزنده اي را براي شركت در جشنواره برگزينند. ضمن اينكه در مورد انتخاب آثار خارجي، اين انتظار حتي بيشتر از كارهاي داخلي هم هست. من فكر مي كنم آثاري كه از سراسر جهان براي شركت در جشنواره بين المللي فجر انتخاب مي شوند بايد آثار ارزشمندي بوده و دست كم براي علاقه مندان هنر تئاتر نكته تازه و جالبي داشته باشند. به هر حال وقتي هزينه شده و زحمتي كشيده مي شود چه بهتر كه كارهايي به كشورمان بيايند كه ما هم از آنها ياد بگيريم. هادي مرزبان در مورد جايگاه و نقش جشنواره ها هم مي گويد: جشنواره محل برخورد انديشه هاست ولي نبايد نمايشي كه از آن طرف دنيا در اين جشنواره ها به اجرا درآيد بدتر از آثار توليدي كشور خودمان باشد. البته بايد توجه داشت كه اين گونه آثار بايد با مسايل سنتي، مذهبي و فرهنگي ما هم تناسب داشته و سازگار باشند. به نظر من مهمترين دغدغه داوران بايد اين باشد كه آثاري را انتخاب كنند كه لياقت يك جشنواره بين المللي معتبر را داشته باشند. دليل آن هم اين است كه اگر آثار مناسبي انتخاب نشود مهمترين و معتبرترين جشنواره كشورمان زير سؤال رفته است. * ديگر جشنواره اي نمانده چيستا يثربي (نويسنده، كارگردان و مدرس تئاتر) معتقد است كه جشنواره هاي تئاتر كشور ما در حال حاضر اثر مثبتي بر تئاتر كشور ندارند. يثربي مي گويد: البته تا وقتي كه جشنواره به صورت رقابتي برگزار مي شد اين تأثير به صورت مثبت وجود داشت. دليل آن هم اين بود كه به دليل وجود فضاي رقابت، متنهاي تازه توليد مي شد. اما حالا كه جشنواره تنها به برآورد ساليانه كارنامه توليدات كشور تبديل شده، به نظر من كليت آن شكل آماري پيدا كرده است و آمار و ارقام و كميت ها به كيفيت و تازگي آثار ارجحيت داده مي شود. يثربي از بين رفتن و كمرنگ شدن نقش ساير جشنواره ها را هم مورد انتقاد قرار مي دهد و مي افزايد: ضمن اينكه صحبت در مورد جشنواره ها هم ديگر چندان منطقي به نظر نمي رسد. كدام جشنواره بايد محمل رشد تئاتر كشور باشد؟ جشنواره نمايشهاي سنتي كه ديگر نيست. جشنواره آييني برگزار نمي شود. جشنواره ايران زمين هم كه تعطيل شده است. جشنواره بين المللي فجر هم به عنوان مهمترين جشنواره تئاتر كشور غيررقابتي شده و بخش مسابقه عملاً از آن حذف گرديده، جشنواره عروسكي و بانوان هم مقطعي برگزار مي شوند!... ديگر جشنواره اي باقي نمانده كه در مورد آن صحبت كنيم و تأثيرات آن را در تئاتر كشور مورد بررسي قرار دهيم. يثربي در مورد برخورد مخاطبان تئاتر با جشنواره ها و تأثير جذب بيشتر مخاطب از اين طريق نيز مي گويد: مسلماً مخاطبان تئاتر كارهاي رقابتي را با جديت و اشتياق بيشتري دنبال مي كنند. اصلاً در همه جاي دنيا همين طور است و به هر حال هر كشوري حداقل يك جشنواره رقابتي مهم دارد. مثلاً ما در يكي از اين جشنواره ها در روسيه شركت كرديم و واقعاً همه جذابيت و حسن كار جشنواره در ايجاد حس رقابت در ميان گروهها و در مواجهه با مخاطبان تئاتر بود. وي در مورد شكل گيري تدريجي يك جشنواره آكادميك در ادامه غيررقابتي شدن موقتي جشنواره فجر نيز گفت: اينكه انجمن نمايش چند جايزه صوري و بي اهميت را در مراسم اختتاميه اهدا كند كه رقابت نيست. اصلاً ظاهر جشنواره فجر امسال هم آكادميك نيست. البته اگر از اول اصناف و تشكلهاي تئاتري چنين مسأله اي را اعلام مي كردند مي توانست اينگونه باشد. * بهترينها را بياوريم دكتر قطب الدين صادقي، (نويسنده، كارگردان، پژوهشگر و مدرس تئاتر)، جشنواره هايي را كه در حال حاضر در كشورمان برگزار مي شوند نسبتاً خوب مي خواند اما معتقد است كه اين جشنواره كاستي و كمبودهايي دارد كه بهتر است براي گرفتن نتايج مثبت و مؤثر بيشتر به آنها پرداخته شود. صادقي مي گويد: شايد يكي از مهمترين كاستيهاي جشنواره ها و در رأس آنها جشنواره فجر اين باشد كه تعامل آن با دنيا كم است. به نظر من سياستگذاري و برنامه ريزي جشنواره فجر بايد طوري باشد كه وجهه بين المللي و داخلي آن دقيقاً نصف به نصف باشد. يعني اينكه اگر قرار است 40 اجرا در جشنواره به نمايش درآيد بهتر است 20 اجراي آن منتخب آثار داخل كشور و 20 اجراي ديگر آن مربوط به آثار برگزيده بين المللي باشد نه اينكه 120 نمايش براي اجرا در جشنواره انتخاب شوند و فقط 5 نمايش آن از خارج كشور به جشنواره دعوت شده باشند. صادقي كه سال گذشته با نمايش «عادلها» در جشنواره بيست و چهارم فجر شركت داشت در ادامه صحبتهايش، مي افزايد: نكته مهم ديگر اين است كه ما بايد تلاش كنيم تا بهترين و ارزشمندترين آثارمان را در اين جشنواره ها معرفي و عرضه كنيم و از طرف ديگر بهترين كارها را از خارج كشور به جشنواره هايمان دعوت كنيم. اين در حالي است كه متأسفانه در اين مورد اغلب دچار بي دقتي شده ايم و عوامل ديگري را در انتخابهايمان دخالت داده ايم. جشنواره ها ضمن اينكه مي توانند بهترين فرصت براي عرضه بهترين آثار باشند بايد يك تعامل مفيد و مؤثر و قوي تئاتري را هم در ميان بهترينهاي داخل و خارج برقرار سازند. * در خدمت باروري تئاتر مهرداد ابروان، (عضو كانون ملي منتقدان و مدرس تئاتر) ضمن در نظر گرفتن جشنواره بين المللي فجر به عنوان غالبترين جشنواره مملكت، مي گويد: در مورد اين جشنواره بايد منتظر بمانيم تا ببينيم آنچه دوستان طراحي كرده اند چطور نتيجه خواهد داد. در حال حاضر سيستم رقابتي حذف شده و فستيوال، مجموعه اي از اجراي منتخب يك سال تئاتر كشور است. ابروان دوران ركود تئاتر در سه ماهه اول سال 85 را دوران ركود تئاتر كشور دانست و گفت: واقعيت اين است كه طي اين مدت و حتي تا به امروز اتفاق اساسي در تئاتر ما رخ نداده است و تئاتر در اين مدت تا اندازه اي در ركود و خلوت به سر مي برد. اين مسأله تا حدي هم به جشنواره و البته سياستهاي كلان تئاتر برمي گردد. وي مي افزايد: زماني مي توان گفت تئاتر يك مملكت، فعال است، كه همه بالقوگي هاي تئاتر بتواند به فعليت برسد و همه نيروهاي قديمي و جديد بتوانند كار كنند. جشنواره بايد بتواند چنين محملهايي را به وجود آورد. ابروان به برخي از جشنواره هاي رايج تئاتر كشور اشاره مي كند و ادامه مي دهد: به نظر من جشنواره ها در نوع خودشان مثبت اند و باعث شكل گيري حركتهاي تئاتري مي شوند و به هر حال يك سري نيروها كه شايد در شرايط حرفه اي تئاتر نتوانند كارشان را عرضه كنند در اين مقاطع مي توانند به ارايه آثارشان بپردازند و حرفه اي تر كار كنند. وي در مورد برگزاري غيررقابتي جشنواره نيز مي گويد: شخصاً به حذف مسابقه چندان خوشبين نيستم. چون معتقدم سيستم مسابقه اي هيجاني را به وجود مي آورد و اصلاً از دل همين مسابقات بسياري از استعدادها به واسطه رقابت و هيجان آن ظهور مي كنند. فكر نمي كنم حذف رقابت تأثير مثبتي بر تئاتر داشته باشد. به نظر من اصل، باروري تئاتر است. ابروان در مورد جشنواره زدگي در شهرستانها و تأثيرات منفي اين امر مي گويد: من در شيراز و بوشهر به خاطر تدريس تئاتر در دانشگاه هميشه حضور دارم. متأسفانه در اين شهرها و ديگر شهرستانهاي كشورمان تئاتر تنها به چند جشنواره منطقه اي و استاني محدود شده و بعد از جشنواره، تئاتر به طور كل تعطيل مي شود. جشنواره اگر در خدمت باروري تئاتر باشد خوب است اما اگر خود آن تبديل به يك هدف بشود كاملاً غلط و مضر است. اين ديدگاه بايد جا بيفتد كه جشنواره يك وسيله است، نه هدف! هدف بايد رشد كمي و كيفي و توسعه تئاتر باشد. اما متأسفانه ما كميسيون و جلسه و شورا و نشست و ... زياد داريم، ولي در خود تئاترمان هيچ اتفاقي نمي افتد. * گسترش تئاتر مردمي ايوب آقاخاني، (نويسنده، كارگردان و مدرس تئاتر) مي گويد: جشنواره ها اصولاً در تمام دنيا آثار مثبت زيادي دارند و همه هم اين مسأله را قبول دارند. آقاخاني در مورد جنبه هاي مثبت و منفي برگزاري جشنواره به صورت رقابتي مي گويد: جشنواره چه به صورت رقابتي و چه به طور غيررقابتي آثار مثبت و منفي مختلفي دارد. ولي مجموعه جشنواره ها و فستيوالها در همه جاي دنيا بستري براي آشنايي گروههاي نمايشي و هنري با سليقه هاي مردم هستند در طي اين اتفاقات مجموعه تئاتر با ارتباط مردمي حضور پوياتري پيدا مي كند و اين مسأله قطعاً نمي تواند خالي از فايده باشد. بدون شك اين اتفاق، اتفاق خوبي است و مطمئناً اگر جشنواره مسير مشخصي داشته باشد و داراي يك نگره درست و روشن مديريتي باشد - به اين معنا كه كساني تصميم گرفته باشند جشنواره اي را مثلاً براي آشنا كردن مردم با تئاتر سنتي يا تئاتر بانوان و ... برگزار كنند- حتماً به طور طبيعي نتيجه خوب و مثبتي خواهد داشت. اما همين اتفاق هنگامي بد است كه بعد از تمام قاعده بنديها ورودي بعضي آثار و خروجي آنها از اين جشنواره ها بي ضابطه و بي قاعده انجام شود. جشنواره با مشخصات ويژه خود معمولاً بايد باعث شود كه ذهنيت محوري طراحانش درست به بار بنشيند. در اين مسير هرگاه تناقضي با اين ذهنيت به وجود آيد مسلماً جشنواره به بي راهه خواهد رفت. وي در مورد اهداف جشنواره ها هم مي گويد: اصولاً جشنواره چه در ايران و چه در دورترين نقطه جهان و ممالك مترقي تر، فصلي است براي گسترش تئاتر و فرهنگ تئاتري مردم، و اين بدون شك به تنهايي اتفاق مثبت و بزرگي است. به نظر من جشنواره هاي متنوع مي توانند چنين مسيري را مديريت كنند. * هدف مشترك جشنواره ها تئاتر است به هر حال آنچه مهم به نظر مي رسد اين است كه جشنواره ها چه در دوره هاي گذشته و چه در دوران مدرن و معاصر همواره يك اتفاق مهم و تأثيرگذار بوده اند كه بزرگترين تعاريف و نتايج شان را در ارتباط با مردم به عنوان مخاطبان اصلي جشنها به دست آورده اند. جشنواره هاي تئاتر كشور ما نيز تحت هر عنواني كه برگزار شوند و حاميانشان هر نهاد و ارگاني كه باشند در يك مقوله و زمينه مشتركند و آن هم تئاتر است. آنچه مشخص است، اينكه در كل اين تئاتر است كه بايد در برآيند نتيجه گيري برنامه ها تأثير بگذارد و تأثير بگيرد. جشنواره چه در نحوه ارايه و چه به لحاظ نتايج و دستاوردهاي شغلي و اجتماعي حايز نكات و ويژگيهاي ناگريز مثبت و منفي اي هستند. اما آنچه مي تواند مفيد باشد اينكه اين آثار مثبت و منفي بايد به طور دقيق و منظم و براساس آمار و نتايج دقيقي مورد بررسي قرار گيرند تا رفته رفته از نتايج منفي آنها كاسته و بر جنبه هاي مثبت شان افزوده گردد. ضمن اينكه تنوع جشنواره ها هم در اين زمينه مي تواند مؤثر واقع شود و حوزه هاي بيشتري از تئاتر را در ارتباط با گستره هاي گوناگون مرتبط سازد و براساس همين ارتباط باعث رشد كمي و كيفي آن گردد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نجم الدين فرخ يار: گرافيك ايران به يمن پيروزي انقلاب در مسير رشد و تعالي قرار گرفت
گرافيك ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به يمن وجود نشريات گرافيك و فعاليت مجامع هنري متحول شد و رشد كرد. در واقع هنر گرافيك توانست در سالهاي اخير خود را به عنوان هنري بصري به جامعه و علاقمندان معرفي كند.
نجم الدين فرخ يار، هنرمند گرافيست و مدير مسؤول مجله «گرافيك»، درباره وضعيت طرحهاي روي جلد مطبوعات و كتابها به خبرنگار مهر گفت: «در مجموع سه نگاه را مي توان متوجه طرحهاي روي جلد كرد. يك عده كساني كه بر اساس مطالب داخل مجله به طراحي جلد مي پردازند. گروه ديگر افرادي كه صرفاً محتويات نشريات را براي طراحي جلدها در نظر مي گيرند و گروه سوم در رده نشريات هنري طبقه بندي مي شوند.»
وي در ادامه خاطرنشان كرد: «گرافيك ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به يمن وجود نشريات گرافيك و مجامع هنري متحول شد و رشد كرد. در واقع هنر گرافيك توانست در اين سالها خود را به عنوان هنري بصري معرفي كند. از قرن 18 ميلادي به بعد گرافيك در چارچوب يك تعريف هنري جاي گرفت و خود را به شكلي مستقل نشان داد. هنري كه به مدد حركات تجاري همچنان زنده است و مي تواند در رديف هنري نمادين، فلسفي و مفهومي جاي گيرد.»
فرخ يار تصريح كرد: «گرافيك را نخستين بار استاداني چون هوشنگ كاظمي و محمود جوادي پور وارد دانشگاه كردند. پيش از اين گرافيك به نوعي زيرمجموعه هنرهاي زيبا بود و اين دو توانستند هنر گرافيك را توسعه دهند و آن را به شكل رشته اي مستقل به كرسي دانشگاهها وارد كنند. بنابراين جريان هنري گرافيك ايران مرهون تلاش هاي افرادي در طول تاريخ است كه بي پشتوانه توانستند آثار گرافيكي ارزنده اي ارايه كنند.»اين هنرمند در توضيح بيشتر روند گرافيك در ايران گفت: «در تاريخ هنر ايران خط نگاره هاي بسياري وجود دارد كه نشان مي دهد نشانه هاي گرافيك در ايران وجود داشته است. اين خط نگاره ها را مي توان در آثار استاداني چون كاوه، ميرعماد و برادران ميرخاني مشاهده كرد. در واقع بستر پيدايش گرافيك در زمان اين هنرمندان و به نوعي از خطوط نستعليق فراهم شد. گرافيك حتي از خطوط گل هاي هخامنشي كه با عنوان خط ميخي در ايران شكل گرفت نيز متأثر است.»وي ادامه داد: «با اين وجود مي توان گفت با وجود پيشينه تاريخي غني در حوزه گرافيك عملكردمان ضعيف بوده و نمادهاي گرافيكي را به درستي نشناخته ايم. به طوري كه امروز گرافيك با روند حركات اجتماعي چندان همسويي ندارد. در حالي كه اگر اين حركات هماهنگ و همسو شود مي توان گرافيك ايران را حتي از گرافيك جهان نيز پيشتر دانست.»
نجم الدين فرخ يار در پايان گفت: «گرافيك ما تا حدود زيادي از گرافيك اروپا متأثر است. در حالي كه هنرمندان ما نمي دانند اين تأثير گرافيك ايران را به نوعي دچار بي هويتي هنري كرده است، اما مي توان اميدوار بود كه با آموزشهاي كلاسيك و تخصصي سطح هنر گرافيك را ارتقا بخشيم. علاوه بر اينكه مي توانيم هويت ايراني خود را نيز تثبيت كنيم و فراموش نكنيم كه ايران سوابق غني در زمينه زبان، كاغذ و صنعت چاپ داشته است. در واقع اگر بخواهيم گرافيك ايران را در يك مختصات هنري قرار دهيم بايد در درجه اول به معرفي صحيح آن بپردازيم.»
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اسعد نقش بندي:رشد هنر عكاسي نيازمند سازمان و برنامه اي منسجم است
هنر عكاسي بدون حمايت دولت نمي تواند به جايگاهي بين المللي دست يابد و رشد آن نيازمند سازمان يا برنامه اي منسجم براي حمايت از عكاسان است. اگر بخواهيم به عكاسي درخشان و فراگير دست يابيم بايد خط سير و تطور آن را به شكل مداوم و پيوسته توأم با يك برنامه ريزي دنبال كنيم.
اسعد نقش بندي، هنرمند عكاس و عضو هيأت مؤسس انجمن عكاسان ايرانشهر، درباره عكاسي روايي به خبرنگار مهر گفت: «اين نوع عكاسي در ايران همواره مخاطب خاص داشته است. در عكاسي روايي براي بيان قصه يك عكس بايد آن را مثل كميك استريپ در مجموعه اي از تصاوير روايت كرد. اين نوع عكاسي با نام سيكوئنس از ابتدا به بيان و روايت موضوعي واحد مي پردازد. عكاسي روايي تجربه اي نو در عكاسي ايران است كه براي نخستين بار سال گذشته از سوي انجمن عكاسان ايرانشهر در قالب يك نمايشگاه گروهي به معرض نمايش گذاشته شد.»
وي درباره گرايشهاي نو در عكاسي نيز تصريح كرد: «گرچه نمي توان تمام گرايشهاي موجود در عكاسي امروز ايران را جمع بندي كرد، اما گرايشهاي رو به رشدي در اين حيطه شكل گرفته كه عكس ها را به شكل تفكر برانگيز به تصوير مي كشد. در حال حاضر نيز شاهد روند رو به رشد عكس و ارتقاي آنها از سطح به عمق هستيم. امروز برخي عكاسان به شيوه انتزاعي به عكاسي مي پردازند، اما من تمايلي به اين نوع عكاسي ندارم و تصور مي كنم اگر قرار باشد يك عكس با استفاده از ايهام به مخاطب القاء شود، نبايد به نحوي باشد كه از ذهنيت مخاطب به دور باشد.»
اين هنرمند عكاس درباره سطح عكاسي ايران در مقايسه با ساير كشورها گفت: «عكاسي ايران هنوز در ابتداي راه است. البته در يك دوره هايي عكاسي ايران توانست عملكردهاي درخشاني داشته باشد، به خصوص در دوران منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي عكاسي پررنگتر شد. همچنين برگزاري بي ينال هاي عكاسي توانست در بسط و گسترش عكاسي ايران و شناخت آن در سطوح بين المللي نقش عمده اي داشته باشد. در حال حاضر نمايشگاه هاي عكس در پايتخت برگزار مي شود و رشد عكاسي در شهرستانها با حركت لاك پشتي توأم است.»
نقش بندي خاطرنشان كرد: «هنر عكاسي بدون برخورداري از حمايتهاي دولتي نمي تواند به جايگاهي بين المللي دست يابد. با اين حال به يمن امكانات جديد عكاسان ما موفق به حضور در بازارهاي جهاني عكاسي شده اند. در حالي كه هنوز سازمان يا برنامه اي به شكل منسجم براي حمايت از عكاسان وجود ندارد. مشكل اين است كه در عرصه هنر همه كارها را به شكل مقطعي انجام مي دهيم و بعد از گذشت چند ماه آن را مسكوت مي گذاريم. اگر بخواهيم به عكاسي درخشان و فراگير دست يابيم بايد خط سير و تطور آن را به شكل مداوم و پيوسته توأم با يك برنامه ريزي دنبال كنيم.»
عضو هيأت مؤسس و هيأت مديره انجمن عكاسان ايرانشهر درباره فعاليتهاي اين انجمن نيز توضيح داد: «انجمن ما فعاليت خود را از سال 1379 آغاز و سال 1381 نخستين نمايشگاه خود را برگزار كرد. اسماعيل عباسي رئيس هيأت مديره اين انجمن و محور اصلي فعاليت آن نقد عكاسي است.»