آرشيو   |  آرشيو PDF |  نیازمندیها |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 29شهریور ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 بانوان   
 میهن   
 هنر   
 چوب خط   
 گفت و گو   
 بادبادك   
 رسانه ها   
 خطه خورشید   
 جامعه   
 ورزش   
 عبرت   
 علمی - فرهنگی   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
وبلاگها
 وبلاگ روابط عمومی    

[ هنر ]


گزارشي از توليد سريالهاي ويژه ماه رمضان در سيما ؛ افطاري با تلويزيون

نگاهي به فيلم «كافه ستاره» ساخته سامان مقدم ؛ من منتظر مي مونم...

نگاهي به فيلم «دختري با گوشواره هاي مرواريد» پخش شده در شبكه رسانه هاي تصويري؛
     به خانه ورمير خوش آمديد

پشت ويترين

سيدعلي صالحي:شعر جوان امروز را نمي توان فله اي ناموفق دانست

رمضان، مهمان نگارخانه رضوان

«عطاران» و «رضويان» دركلاهي براي باران

بهرام بيضايي:كم كم دارم فيلمسازي را فراموش مي كنم

يك فيلمساز ايراني داور پرانرژي ترين جشنواره  دنيا

شهلا رياحي: ديگر بازي نمي كنم



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزارشي از توليد سريالهاي ويژه ماه رمضان در سيما ؛ افطاري با تلويزيون

تكتم بهاردوست
امسال هم تلويزيون مانند سالهاي گذشته در ايام ماه مبارك رمضان و زمان روحاني بعد از افطار با ساخت سريالهايي با موضوعهاي



مرتبط با اين ماه سعي در فراهم آوردن ساعتهاي خوشي براي مخاطبان دارد. تلفن همراهها بيشتر يا خاموش است يا منشي جوابگو است ولي با اين حال بعد از چندين و چند بار تماس، موفق به صحبت با تهيه كننده و كارگردان چهار سريال در حال ساخت براي چهار شبكه شدم.
اگر شما هم مي خواهيد درباره اين مجموعه ها بيشتر بدانيد خواننده اين گزارش باشيد.
شبكه اول و «صاحب دلان»
شبكه اول سيما از 25 خردادماه كار سريال «صاحب دلان» را به كارگرداني «محمدحسين لطيفي» شروع كرده كه با روزي 12 ساعت كار تا به امروز حدود 80 درصد از كار را فيلمبرداري كرده اند و تمام مراحل فني اعم از مونتاژ، صداگذاري و... را هم پشت سر گذاشته است. «صاحب دلان» به تهيه كنندگي «رضا جودي» در 30 قسمت 30 دقيقه اي به سفارش گروه فيلم و سريال شبكه اول توليد مي شود. اين مجموعه داستان سيدخليل صحاف زاده، پيرمرد متدين صحافي است كه به دليل كهولت سن، صحافي را ترك كرده و به كار خريد و فروش كتابهاي قديمي و خطي اشتغال داشته و البته با «دنيا»، نوه خود كه دانشجوي رشته فيزيك است هم اختلاف نظر دارد.
محمود بر سر سهم الارث خود با «سيدجليل» و «دنيا» كشمكشهايي دارد و از «اكرم»، نامادري خود انتظار دارد براي به دست آوردن سهم الارثش به او كمك كند ولي...
اين مجموعه به نويسندگي علي رضا طالب زاده و با بازي بازيگراني چون حسين محجوب و محمد كاسبي به عنوان بازيگران اصلي داستان در كنار ثريا قاسمي، سيروس گرجستاني، مهرانه مهين ترابي، اردلان شجاع كاوه و... به تصوير كشيده شده است.
گفتني است دست اندركاران اين مجموعه احتمال مي دهند كه تا 15 ماه مبارك رمضان فيلمبرداري اين مجموعه ادامه پيدا كند.
شبكه دوم و «آخرين گناه»
و اما شبكه دوم سيما كاري را به كارگرداني حسين سهيلي زاده در دست تهيه دارد كه «آخرين گناه» نام گرفته است.
سهيلي زاده، كارگردان اين مجموعه به خبرنگار ما مي گويد: ما فيلمبرداري اين مجموعه را از 20 تير با روزي 15 ساعت كار شروع كرديم كه تا به امروز حدود 75 درصد از كل كار فيلمبرداري شده است. سهيلي زاده ادامه مي دهد: داستان «آخرين گناه» در يك شهر اتفاق مي افتد و افرادي كه به گناههاي مختلف مثل، رشوه خواري، بي بند و باري و... شهرت دارند طي ماجراهايي كشته مي شوند.
وي مي افزايد: اين كار با توجه به موضوعي كه دارد كار بسيار سختي است چون بديها، تظاهرات بيروني و عيني دارند و مي شود آنها را نشان داد اما براي نمايش خوبيها حداكثر كاري كه مي توان انجام داد استفاده از نور است. در اين كار براي نشان دادن بعضي از صحنه ها جلوه هاي ويژه رايانه اي داريم كه كارگرداني اين بخش بر عهده رضا فخاريه است.
كارگردان «آخرين گناه» مي گويد: اين سريال به نويسندگي رحمان سيفي آزاد و اميد سهرابي و به تهيه كنندگي مهران رسام با همراهي بازيگراني چون: جمشيد مشايخي، مينا لاكاني، علي دهكردي و... تهيه شده است.
وي ادامه داد: متأسفانه ما از ابتدا فيلمنامه كاملي را در دست نداشتيم و با يك متن 15 قسمتي كار را شروع كرديم. هر روز حداقل در دو يا سه لوكيشن فيلمبرداري داشتيم و چون هيچ اطلاعي از حجم فيلمنامه نداشتيم مجبور بوديم از وجود همه بازيگرها در طول اين 15 قسمت استفاده كنيم.
سهيلي زاده اضافه مي كند: «آخرين گناه» در 30 قسمت 25 دقيقه اي تهيه مي شود و تا به امروز حدود 75 درصد از كار را فيلمبرداري كرده ايم و طبق پيش بينيهاي ما، فيلمبرداري اين سريال تا 20 مهرماه ادامه خواهد داشت.
شبكه 5 و «روز رفتن»
«روز رفتن» نام سريالي است به تهيه كنندگي سيدامير سيدزاده كه براي شبكه پنج سيما تدارك ديده شده است. البته اين كار تغيير نام هم داده است يعني كار در ابتدا «روزي كه خواهيم مرد» نام داشت و حالا «روز رفتن». اين مجموعه با پايان يافتن 30 درصد از تصويربرداري اش بنا بر صلاحديد تهيه كننده مجبور به تعويض كارگردان شد. «جواد افشار» كارگردان، درباره مجموعه مي گويد: طبق راشهاي موجود و يادداشتهاي منشي صحنه حدود 30 درصد از سريال فيلمبرداري شده بود كه مجموعه به من سپرده شد. محمدرضا اعلامي كه پيش از اين كارگرداني اين سريال را بر عهده داشت به دلايلي نتوانسته بود نظر تهيه كننده را تأمين كند و به همين خاطر از كار كناره گيري كرد.
در ادامه من با يك تأخير دو روزه كار را شروع كردم و الان با روزي 12 ساعت كار و ضبط حدود 50 درصد از كل كار، سعي دارم كه اين تأخيري را كه در مجموعه افتاده بود جبران كنم.وي ادامه داد: خوشبختانه مجموعه، فيلمنامه اي بسيار محكم و استخوان دار دارد و از اين جهت دچار مشكلي نشديم هر چند زمان توليد ما كم بود و مجبور بوديم كار را با شتاب انجام دهيم.
«جواد افشار» افزود: اين مجموعه به صورت همزمان مراحل فني را طي مي كند و همزمان تيتراژ سريال در حال ساخت است.ما با انرژي مضاعفي كار كرده ايم تا اين سريال يكي از انتخابهاي نهايي مردم باشد.
اين سريال در 25 قسمت 40 دقيقه اي داستان روحاني جواني به نام «رحيم» را روايت مي كند كه ماهي يك بار براي انجام كار خير، در گورستان شهر، اموات را غسل مي دهد. او در يكي از اين روزها متوجه شباهت عجيب و غريب يكي از مرده ها با خودش مي شود. از اينجا به بعد پاي پليس به قصه باز مي شود و... از جمله بازيگران اين مجموعه مي توان به دانيال حكيمي به عنوان شخصيت اصلي كه ايفاگر دو نقش است، حسن پورشيرازي، فقيهه سلطاني و... اشاره كرد.
شبكه سوم و «خوب، بد، زشت»
«خوب، بد، زشت» نام سريالي است به كارگرداني عليرضا افخمي كه به سفارش گروه فيلم و سريال شبكه سوم سيما براي ايام ماه مبارك رمضان آماده مي شود.
افخمي درباره مجموعه مي گويد: ما از اول ارديبهشت ماه كار پيش توليد اين سريال را آغاز و حدوداً نيمه هاي خردادماه هم فيلمبرداري را با روزي 15 ساعت كار شروع كرديم.
وي ادامه مي دهد: هم اكنون حدود 75 درصد از كل كار فيلمبرداري شده و پيش بيني مي شود تا نيمه هاي ماه مبارك ادامه پيدا كند.
«خوب، بد، زشت» به نويسندگي عليرضا بذرافشان و تهيه كنندگي بهروز مفيد، داستان سه شريك است كه دست به يك كلاهبرداري ميلياردي مي زنند و زماني كه مي خواهند پولها را بين خودشان تقسيم كنند و تصور مي كنند به اهدافشان رسيده اند، ورق برمي گردد و...
اين كار از سوم مهرماه از شبكه سوم سيما پخش مي شود و بازيگراني از جمله فتحعلي اويسي، ابوالفضل پورعرب، بهاره رهنما، سروش صحت و... با اين مجموعه همكاري دارند.
شبكه 5 و «بوي خوش زندگي»
«بوي خوش زندگي» به نويسندگي و كارگرداني علي شاه حاتمي هديه امسال شبكه 5 سيما به مناسبت ماه مبارك رمضان است.
حسين صابري، تهيه كننده مجموعه درباره كار مي گويد: اين سريال از 31 تيرماه براساس فيلمنامه كلي از علي شاه حاتمي كليد خورد. داستان مجموعه كه وقايع آن در ماه مبارك رمضان اتفاق مي افتد از خانه اي آغاز مي شود كه چهار شخصيت اصلي داستان در آن زندگي مي كنند.
«عمو رستم» پيرمرد آپاراتچي است كه خانه اش را به سه دانشجو اجاره مي دهد و هر كدام از اين شخصيتها يك داستان دارند و يك ماجرا مي آفرينند.
صابري مي افزايد: ما از اول فيلمنامه اي نداشتيم و با يك طرح كلي كه به شبكه اول ارايه داده بوديم شروع كرديم كه بنا به دلايلي كه يكي از آنها توافق ساخت سريال «ساده دلان» توسط شبكه بود قرار بر اين شد كه «بوي خوش زندگي» در شبكه تهران توليد شود.
تهيه كننده اين سريال با اشاره به مشكل شبكه ها براي ساخت كارهاي مناسبتي در زمان كم مي گويد: كار ما با يك اتلاف وقت زياد شروع شد و ما براي ساخت اين مجموعه دو ماه زمان داشتيم كه پيش توليد و توليد همزمان انجام شد ولي با وجود اين همه عجله، تمام سعي ما اين است كه اين سرعت در كار لطمه اي به كيفيت داستان نزند.
وي ادامه مي دهد: در حال حاضر ما با روزي 15 ساعت كار، حدود 70 درصد از سريال را فيلمبرداري كرده ايم كه پيش بيني مي كنيم فيلمبرداري آن همچنان تا 15 ماه مبارك ادامه پيدا كند.
صابري درباره وجود بازيگري چون مجيد صالحي در اين پروژه گفت: آقاي حاتمي بازيگرانش را براساس شخصيتهايي كه نوشته انتخاب كرده است و ظاهراً هم حين نگارش بازي آقاي صالحي را مدنظر داشته است. از جمله ويژگيهاي كارهاي شاه حاتمي اين است كه فيلمنامه اي حين ضبط در دست ندارد و همانجا سر صحنه ديالوگها را مي نويسد، دكوپاژ مي كند و تحويل بازيگران مي دهد كه اين كار بسيار سختي است و من اميدوارم با وجود اين سختيها «بوي خوش زندگي» بتواند لحظات خوشي را براي بينندگان شبكه تهران فراهم كند.
تهيه كننده اين سريال در پايان گفت: مجموعه «بوي خوش زندگي» همزمان با فيلمبرداري، مراحل فني را هم پشت سر مي گذارد تا به موقع و بدون هيچ مشكلي براي پخش آماده شود. از جمله بازيگران اين مجموعه مي توان به خشايار راد، مجيد حاجي زاده، پوراندخت مهيمن، مجيد صالحي و... اشاره كرد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به فيلم «كافه ستاره» ساخته سامان مقدم ؛ من منتظر مي مونم...

اميرحسين نوريان
1- كافه ستاره
كافه ستاره آخرين ساخته «سامان مقدم» با ساختاري غيرمتعارف و وجود راوي ها و ديدگاههاي متفاوت، داستان آدمهاي بدبختي را



به تصوير مي كشد كه همواره نگرانند. مقدم در اين فيلم با به تصوير كشيدن سه شخصيت زن قصه، دوربين خود را به خانه و ذهن آنها مي برد و با بيان يك داستان مشترك در يك بازه زماني مشترك، روحيات و احوال آنها را با مخاطبش در ميان مي گذارد. «كافه ستاره» با تمام مشكلات ريز و درشتي كه در بيان داستانش دارد، براي سينماي ما با فيلمهاي بزن برويي اش، غنيمتي است. حداقلش اين است كه بعد از خنده هاي زوركي به شكلكهاي «جواد رضويان» و «مهناز افشار» و «رابعه اسكويي»، ديدن تلخي زندگي آدمهاي بدبخت و فكر كردن به آنها حسابي مزه مي دهد.
2- مردهاي كافه ستاره
آدم هاي كافه ستاره به دو دسته مرد و زن تقسيم مي شوند. در اين دسته بندي مردها اصولاً آدمهاي درست و پاكي نيستند و به هر شكل يك جاي كارشان مي لنگد؛ غير از پدر «سالومه» كه نابيناست و اهل شعر و شاعري كه او هم از آدمهاي اصلي قصه محسوب نمي شود! از سوي ديگر، اين مردها بخصوص در طبقات پايين جامعه، به شكل جدي تر هنوز با تمام مشكلات و عدم صلاحيتشان، سايه سر زنان محسوب مي شوند و وجود زن به شكل جدي زير سايه آنها شكل مي گيرد.
از اين روست كه مسأله بدبختي آدمهاي قصه، بخصوص زنها كه معصوميتشان حفظ شده؛ حسابي به چشم مي آيد و وقتي شرايط اسفناك است، مردهاي خوب داستان مثل «ابي» مجبور به بد شدن مي شوند!
اما داستان زنهاي فيلم كه به شكل مجزا فصل بندي شده اند و داستان از منظر آنها بيان مي شود، نه بيانگر سه نسل متفاوت، بلكه بيانگر سه ارتباط متفاوت با مردها مي باشد. از اين رو، فيلم بيشتر درباره «ارتباط» آدمهاي بدبخت با يكديگر با فاصله گذاري جنسيتي است.
3- سالومه
«سالومه» ارتباطي از نوع نامزدي دارد، با پسري كه تا وقتي قصد رسيدن به او را ندارد، پسر خوبي است. او به واسطه سن و سالش رابطه اي عاشقانه با «ابي» برقرار كرده و همواره در انتظار روزي است كه ابي به لحاظ شرايط مالي، آمادگي ازدواج با او را داشته باشد. آدمهاي قصه هم كه همگي بدبخت اند. پس صبر او حاصل چنداني نخواهد داشت.
4- فريبا
ارتباط «فريبا» با «فريدون» از نوع زناشويي است. او مجرد نيست و به سايه و تكيه گاه رسيده، اما شوهرش مردي نالوطي و كلاهبردار است كه مدام يا او را كتك مي زند يا به فكر عياشي و خوش گذراني خودش است. با اين حال، فريبا از داشتن او احساس امنيت مي كند. اما «رسيدن» به او «و داشتن او» براي «فريبا» هم خوشبختي چنداني به دنبال ندارد، اما بودنش از نبودنش بهتر است. او هم حسابي بدبخت است و انتظار روزي را مي كشد كه شوهرش براي او عامل خوشبختي باشد. ماشين آنها، نمادي از مرد خانه است كه فريبا يكسره آن را تر و خشك مي كند و به آن مي رسد. اما ماشين - كه ابي و سالومه هم داشتنش را آرزو مي كردند - براي فريبا باري را كه بر نمي دارد هيچ، بلكه باري هم محسوب مي شود. اين اتفاق به شكل ديگري براي سالومه هم افتاد!
5- ملوك
«ملوك» نشان دهنده اين است كه راه سومي وجود ندارد. او ازدواج نكرده، اما مثل بقيه «انتظار» مي كشد كه روزي مردي خوش تيپ و جوان، او را بر اسب سپيد بالداري سوار كند. اولين گزينه «خسرو» با تمام شرايط عجيب و غريبي كه براي ازدواج با ملوك داشت، آدم كش از آب درآمد و شوهر واقعي بعدي او هم دزد و كلاهبرداري بيش نبود. از اين رو به نظر مي رسد ملوك در همان مسيري مي افتد كه «فريبا» آن را تجربه كرده و در نهايت آن دو يك روي سكه مي شوند.
6- نتيجه:
ماجراي ارتباط در «كافه ستاره» انتخاب بد و بدتر است. فيلم پايان خوشي ندارد. با آنكه ملوك در لحظه عروسي به سبب آنكه گمان مي كرد خوشبخت شده و دوران انتظارش به سر آمده و تمام آدمهايي را كه دوست مي داشت كنار هم مي ديد، اما روزهاي خوشي در انتظارش نبود. گويا به ظن نويسندگان فيلم، آدمهاي فقير و بدبخت بايد فقير و بدبخت بمانند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به فيلم «دختري با گوشواره هاي مرواريد» پخش شده در شبكه رسانه هاي تصويري؛
به خانه ورمير خوش آمديد


* اميراطهر سهيلي
دختري با گوشواره هاي مرواريد
كارگردان: پيتر وبر
فيلم نامه: اليويا هتريد؛ براساس داستاني از تريسي شواليه
بازيگران: كالين فيرث، اسكارلت يوهانسون، تام ويلكينسون، جودي پارفيت، سيليان مورفي.




پيتر وبر كارگرداني را براي اولين بار با فيلم كوتاه «مرد گور خري» تجربه كرد و پس از آن دست به ساخت چند كار تلويزيوني زد. «دختري با گوشواره هاي مرواريد» اولين فيلم سينمايي بلند اوست كه در اولين اكران خود با موفقيت چشمگيري نيز روبرو شد.
وبر در حال حاضر مشغول ساخت دومين اثر سينمايي اش با نام «هانيبال جوان پشت ماسك» است. او در «دختري با گوشواره هاي مرواريد»، با دوربين، نور و فيلم خام، همان كاري را انجام داد كه قهرمانش با رنگ، بوم و قلم  مو انجام مي  داد.
داستان فيلم در سال 1660ميلادي و در كشور هلند اتفاق مي افتد و در واقع حكايتي است از زندگي يان ورمير، نقاش هلندي و اينكه چطور تابلوي «دختري با گوشواره هاي مرواريد»ش را خلق كرد. داستان اينگونه آغاز مي شود كه مدل ورمير براي خلق اين تابلو، گريت، دختري از خانواده  اي محتاج است كه در خانه ورمير پيشخدمت مي  شود. او قدم به دنيايي مي  گذارد كه زنان در آن حاكم  اند: همسر ورمير، كه هميشه حامله است، مادرزن مكارش و دختر خبيثش. ورمير نيز مانند گريت، اسير و بنده اين سه تن است. كار ورمير براي آنها، يعني پولي كه وارد خانه مي  كند و الهام  گيريهايش نيز با زبان بازيهاي آنان نزد سفارش  دهنده  اش به هرز مي  رود. زماني  كه گريت به تميز كردن استوديوي ورمير مي  پردازد، مجذوب قابليتهاي نقاش و شخص خودش مي  شود و ورمير نيز چيزي بيش از يك پيشخدمت در وجود گريت مي  يابد.
داستان فيلم بسيار ساده و روان و به آرامي پيش مي رود و با كمترين فراز و نشيب، بيشترين تأثيرو حسي شعرگونه را به بيننده منتقل مي كند.
«دختري با گوشواره هاي مرواريد» يكي از چشمنوازترين فيلمهاي دهه اخير است و فيرث و يوهانسون، چنان دمي در وجود شخصيتهايشان دميده  اند كه بيننده را مبهوت مي  كنند. اسكارلت يوهانسون هنرپيشه جوان هاليوود كه اكنون بيست و يك سال از عمرش مي گذرد، اولين بار در سن ده سالگي با بازي در فيلم «شمال» پا در عرصه بازيگري نهاد و خيلي زود پيشرفت كرد. او تا كنون فيلمهاي مطرح بسياري را در كارنامه هنري اش ثبت كرده كه از آن جمله مي توان به «گمشده در ترجمه»، «آخرين امتياز» و «جزيره» اشاره كرد.
يكي از نكات جالب فيلم « دختري با گوشواره هاي مرواريد»، فقدان ديالوگ است كه بدين ترتيب خود فيلم به يك تابلوي نقاشي تبديل شده و ثابت مي  كند كه «هنرهاي زيبا» فقط به نقاشي و... محدود نمي  شود.
نكته اي كه در فيلم تأكيد بسياري بر آن شده، پايبندي مردم اروپاي آن زمان به اخلاقيات است. دختركي كه به هيچ قيمتي حاضر به برداشتن روسريش نمي شود و مردي كه با همه احساسش، پا را از كشيدن پرتره اي از دخترك فراتر نمي گذارد. در سرتاسر فيلم تنها نشاني كه بيننده از عشق فروخورده مرد نقاش به دخترك مي يابد همان پرتره است و تنها ارتباط ميان دخترك و مرد، نگاه گه گاه آنان. يكي از صحنه هاي ديدني فيلم  در انتهاي آن اتفاق مي افتد  كه مرد نقاش از نشان دادن پرتره صورت دخترك به همسرش خودداري مي كند. اعتماد به  نفس از ميزانسنهاي وبر مي  بارد و فيلمش مستقيماً با دل و جان تماشاگر ارتباط برقرار مي  كند. اين فيلم شايد تنها فيلم سينماي هاليوود باشد كه عشقي منزه را به تصوير مي كشد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پشت ويترين

* اولين خبر اين هفته «پشت ويترين» مربوط است به چاپ اولين نمايشنامه «مصطفي مستور».
«مصطفي مستور» كه تا به حال يك رمان و چندين مجموعه داستان نوشته است اولين نمايشنامه اش را كه «دويدن در ميدان تاريك مين» نام دارد، به تازگي چاپ كرده و به بازار كتاب فرستاده است.
قصه نمايشنامه «دويدن در ميدان تاريك مين» از اين قرار است كه ياقوت آسيابان و امير ماهان به ترتيب به جرم عاشقي و تفكر درباره چيستي جهان و موقعيت انسان در آن، در زندان بازجويي مي شوند.
مستور در اين نمايشنامه چهار پرده اي، تنها راه نجات انسان را ايمان به خداوند مي داند.
* اما علاقه مندان به شعرهاي «علي موسوي گرمارودي» مي توانند به زودي شاهد چاپ دو مجموعه شعر جديد اين شاعر باشند، چون «موسوي گرمارودي» تصميم گرفته دو دفتر از مجموعه شعرهاي آييني و مقاومتش را كه اغلب چاپ نشده اند، منتشر كند.
«موسوي گرمارودي» در حال حاضر مشغول ترجمه «نهج البلاغه» است. ترجمه «قرآن كريم» اين شاعر به تازگي به چاپ دوم رسيده است.
* آقاي دكتر بهرام مقدادي هم كتابي نوشته به نام «شناخت كافكا». مقدادي در اين كتاب يكي از پيچيده ترين و پرابهام ترين نويسندگان معاصر، يعني كافكا را مورد نقد و بررسي قرار داده است.
وي كتاب «شناخت كافكا» را در هفت فصل نوشته و در فصل اول اين كتاب، زندگينامه «فرانتس كافكا» و مسايل خانوادگي اش را كه در شناخت و درك آثار او مؤثر است، مورد بررسي قرار داده است.
در فصل دوم، داستانهايي كه كافكا در سال 1912 نوشته؛ يعني «مسخ» و «داوري آمريكا»، فصل سوم داستانهايي كه اين نويسنده، در سال 1914 نوشته؛ يعني «محاكمه» و «گروه محكومين»، فصل چهارم داستانهاي مجموعه «پزشك دهكده» كه در سال 1916 نوشته شده، فصل پنجم داستانهاي «گراكوس شكارچي» و «ديوار بزرگ چين» و فصل ششم داستانهاي مربوط به سال 1922؛ يعني «هنرمند گرسنگي» و فصل آخر داستان «لانه» كه در سال 1923 نوشته شده، مورد بررسي قرار گرفته است.
* كتابي از گفتگوهاي شمس لنگرودي نيز چاپ شده و به بازار كتاب آمده است. اين كتاب كه «بازتاب زندگي ناتمام» نام دارد، مجموعه اي از مصاحبه هاي منتشر شده اين شاعر است. «بازتاب زندگي ناتمام» مجموعه گفتگوها و مصاحبه هاي اين شاعر با نشريات و روزنامه هاي مختلف است كه از سال هاي انتشار مجله گردون تا سال 1383 را در بر مي گيرد.
* خبر بعدي مربوط است به چاپ مجلدهاي رمان «بر جاده هاي آبي سرخ» اثر نادر ابراهيمي.
«بر جاده هاي آبي سرخ» عنوان رمان ده جلدي است كه جلدهاي اول و دوم آن قبلاً چاپ شده بودند و قرار بود جلدهاي بعدي، با تجديد چاپ دو جلد ياد شده، منتشر شوند كه به اين صورت هر پنج جلد چاپ شده به بازار كتاب آمده است.
«بر جاده هاي آبي سرخ» براساس زندگي مير مهنا دوغابي - يكي از مبارزان جنوب ايران - نوشته شده است و زمان وقوع حوادث آن به اشغال ايران توسط پرتغالي ها و هلندي ها باز مي گردد. ابراهيمي تاكنون نگارش پنج جلد اين اثر را به پايان رسانده و چاپ كرده است.
* رمان «ميدان ايتاليا» نوشته آنتونيو تابوكي - نويسنده ايتاليايي - با ترجمه سروش حبيبي و سه نمايشنامه از فدريكو گارسيا لوركا، به نامهاي «عروسي خون»، «يرما» و «خانه برنارد آلبا» با ترجمه احمد شاملو براي سومين بار چاپ شده و به بازار كتاب آمده است.
همچنين رماني به نام «صيد قزل آلا در آمريكا» نوشته «ريچارد براتيگان» با ترجمه «پيام يزدانجو» نيز براي بار دوم چاپ شده و به بازار كتاب آمده است.
* مشروح ديدار كارگردانان سينما با مقام معظم رهبري در كتابي به نام «سوداي سيمرغ» به تازگي منتشر شده است.
در كتاب «سوداي سيمرغ» بيانات مقام معظم رهبري و سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و سينماگراني چون: مجيد مجيدي، مسعود جعفري جوزاني، تهمينه ميلاني، شهريار بحراني، محمدرضا اصلاني، جواد اردكاني، فريدون نوري زاد و عليرضا رئيسيان به انضمام آلبوم تصاوير، درج شده است.
* انتشار كتاب «نگاهي به سينماي معناگراي ايران» خبر بعدي اين ستون است.
تورج زاهدي، نويسنده كتاب «نگاهي به سينماي معناگراي ايران» است كه در 10 فصل، تعريفي از سينماي معناگرا ارايه داده است. زاهدي در پيشگفتار كتاب خود آورده است: «كوشيده ام در كتاب حاضر واژه معناگرايي را از همان خاستگاه اوليه اش تا امروز مورد ارزيابي قرار دهم... معناگرايي از ديدگاه ما با معناگرايي غربيان بسيار متفاوت است. به همين دليل كوشيدم در پژوهش حاضر ميان معناگرايي غربي و معناگرايي اصيل خودي وجه تمايز قايل شوم.»
10 فصل كتاب «نگاهي به سينماي معناگراي ايران» عبارتند از «پرسشهايي درباره سينماي معناگرا»، «سينماي معناگرا چيست؟»، «سينما و معناگريزي»، «مدرنيته، سينما و خردباوري»، «ارتباط كارگردان و فيلم در سينماي معناگرا»، «هنرمند خالق، مخلوق اثر، روابط سه گانه در هنر»، «سينماي معناگرا و تماشاگر»، «سينماي معناگرا در سالهاي پيش از انقلاب»، «سينماي معناگرا در سالهاي بعد از انقلاب» و «فيلمهاي معناگرا در سينماي پس از انقلاب».
* آخرين خبر مربوط است به چاپ يك رمان به نام «وقتي كلاغها عشق مي خورند» اين رمان را كه خانم فهيمه محفوظ نوشته، به تازگي وارد بازار كتاب شده است.
«وقتي كلاغها عشق مي خورند» به تك گويي دروني راوي با مادرش و شرح روابط خودش با او، خانواده و اطرافيان پرداخته و فضايي مملو از تنهايي ها، گم شدنها، رفتنها و بازگشت به نقاط پيشين زندگي دايره وار و متسلسل را القا مي كند.
* خديجه زمانيان


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سيدعلي صالحي:شعر جوان امروز را نمي توان فله اي ناموفق دانست

به اعتقاد سيد علي صالحي، مشكلات اساسي امروز در حوزه  شعر جوان به گسست فرهنگي ميان نسلها و موضوع اقتصاد و پيوند آن با صنعت نشر، برمي گردد.
اين شاعر در گفتگويي با ايسنا، درباره تكرار تجربيات ناموفق گذشته در اين سالها ازسوي شاعران جوان، گفت: دهه   30 خورشيدي را به ياد آوريد. شاعران جوان دهه  30 كه در دهه هاي بعد به نامها و چهره هايي جدي تبديل شدند، حقيقتاً جز تكرار تجربيات ناموفق و تأثيرپذيري از پيشكسوتها و طلايه داران عصر خود، چه كار مهم و تأثيرگذاري ارايه كردند؟ مگرشاملو در ايام جواني چه سرود؟ «آهن و احساسها» و «قطعنامه»  شاملو براي شروع، بسيار مأيوس كننده بود، اما در سن پختگي ديديم كه همان جوان سايه نشين، خود به سايه ساري بدل شده است.
وي افزود: مهدي اخوان ثالث و فرخزاد همچنين موقعيتي را در جواني تجربه كردند. اگر بعضي جسارتهاي فروغ در سه مجموعه شعر نخست او را ناديده بگيريم، با نوعي سياه مشقهاي پيش پا افتاده روبه رو مي شويم، كه درپشت پرده  پوسيده  وزن و قافيه دست و پا مي زنند. نه در ايران، بلكه در جهان و در دو قرن گذشته، شاعر جواني سراغ داريد كه به چنين توقعي پاسخ مطلق داده باشد، و به جز آرتور رمبو از فرانسه، آيا شاعر جواني بوده و هست كه به جز نوشيدن هلاهل كارساز «تكرار تجربيات ناموفق»، راه ديگر داشته باشد؟
صالحي با بيان اين كه «تكرار تجربيات ناموفق»  يكي از مؤثرترين راهها براي تمرين و عبور از دوران خام خواري واژه است، افزود: در اين رشته، نابغه هم كه به دنيا بياييم، باز به عملياتي كردن خطاها نيازمنديم. حافظ بزرگ نيز همين تكرار و تجربه  را مكرر كرده به ايام جواني. يقين دارم كه اين غزل غير قابل تحمل متعلق به دوره  جواني حافظ است: «دل من در هواي روح فرخ/ بود آشفته همچون موي فرخ// غلام خاطر آنم كه باشد/چون حافظ چاكر و هندوي فرخ». البته بعضي مطلق گرايان مستبد در مقام محقق به بعضي از شبه غزلهاي حافظ شك مي كنند و مي گويند منسوب به اوست، خير! هر شاعر بزرگي هم حق دارد و هم حتماً در لحظاتي شعرهاي ضعيف سروده و مي سرايد.
او در ادامه يادآور شد: اگر «تكرار تجربيات ناموفق» باشند، شعر جوان طبعاً «زمان حال» را نيز تصرف نخواهند كرد، چه رسد به فرداي ماندگار يا ماندگاري فرداها. اما آيا مي توان به صورت «فله اي» شعر جوان امروز را ناموفق و عامل گرته برداري دانست؟ من ممكن است با دفتر شعري كاملاً موفق از يكي از شاعران جوان امروز روبه رو نشده يا نديده باشم،  اما اين نكته، معنايش اين نيست كه جامعه  ادبي ما از داشتن استعدادهاي بسيار درخشان در ميان شاعران نسل نو محروم مانده باشد. هيچ عصري بي«حجت»  نمي ماند، و باز همان حرف اشباع شده را تكرار مي كنم: «آينده از آن جوانان است»! چه بر حق و چه نادرست، در مسير آزمون و خطا،  دو نسل بعد از من، به جسارتهايي دست زده كه حتي نيما يوشيج تا پيش از  30سالگي (ايام جواني) قادر به ورود به آن نبوده است.  
صالحي در عين حال خاطرنشان كرد: من گريز از مركز زبان سالم را تأييد نمي كنم، حمله به فيزيك زبان را قبول ندارم، اما اين نوع تلاشها كه شكلي از «حمله انتحاري واژه»  به شمار مي روند، اگرچه در دهه   70 تلفات و زيانهايي در پي داشته، اما تمريني است كه «اعتماد به نفس در خلاقيت» را تقويت مي كند. با سنت زده هاي دگمي كه با اين نوع دستاوردهاي تمريني برخورد پدرسالارانه مي كنند، هرگز موافق نبوده ام.
ما آزاديم، بگذاريم تجربه به تجربه افزوده شود. يورش به نظام يابي نظامي زبان در شعر چند نفري انگشت شمار، دخالت در امور شخصي ديگران است، و شعر - حتي بعد از چاپ در تيراژ تخيلي ميليوني - باز هم خصوصي ترين خلاقيت است. دو سه دوست بسيار باسواد من كه در دهه   70، با نوعي شعر، زبان فارسي را از چپ به راست مي خواندند، امروز سر به سلامت برده و دريافته اند كه نبوغ در سادگي است، سادگي فاهمه! البته براي رسيدن به مقصد، ما به اين نوع سرگردانيها هم نيازمنديم، ديگران خطا مي كنند، تا ما از تكرار و تجربه  آن بگريزيم.
اين شاعر سپس درباره تأثير نبود ابرشاعر در شعر جوان متذكر شد: از اساس بود يا نبود «ابرشاعر»، در سرگرداني يا مقصودمندي شاعران جوان، هيچ نقشي ندارد. اتفاقاً حضور زنده يك «ابرشاعر» پيش از آن كه «زايا» باشد و موجب تولد سياره هاي روشن ديگري بشود، گاه دو نسل را زير سايه خود مي گيرد و از دسترسي به خورشيد خلاقيت بازشان مي دارد و در نهايت «فرزندان همقد و همسان» مي زايد و تربيت مي كند. درواقع در عصر چنين شاعر مقتدري، بسياري به قمرهاي ريز و درشت و محتاج تابش آن «غول زيبا» تبديل مي شوند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رمضان، مهمان نگارخانه رضوان

گروه هنر - همزمان با فرارسيدن ماه مبارك رمضان، نگارخانه «رضوان» مركز آفرينش هاي هنري آستان قدس رضوي مشهد، پذيراي آثار نقاشي تعدادي از هنرمندان شد.
نازنين طباطبايي دبير اجرايي نمايشگاه «رمضان» ضمن بيان اين مطلب و با اشاره به علت انتخاب موضوع «رمضان» در اين نمايشگاه متذكر شد: همه تابلوهاي نقاشي به نمايش درآمده در اين نمايشگاه برخاسته از حس دروني افراد است و موضوع «رمضان» از آن جهت برگزيده شده تا به مدد تلفيق هنر و رمضان، گامي مثبت در جهت دستيابي به تعالي برداشته شود.
طباطبايي درخصوص شيوه هاي تكنيكي پرداخته شده در اين نمايشگاه بيان داشت: در اين نمايشگاه تعداد 26 تابلو و مجموعه تابلوهاي نقاشي با استفاده از تكنيكهاي اكريليك، رنگ روغن، موزاييك كاري، كلاژ و چاپ شيشه در معرض نمايش قرار داده شده است كه حاصل كار هنري افراد گروه «نقطه» متشكل از فائزه مهدي پناه، مريم ميرزايي، مينا طاهري، صديقه عرب، كيميا كريمي، زهرا لطفي نيا، سمانه مادرشاهيان، آذرمكرم، مهلا قنبرپور و فرزانه صنمي مي باشد.
شايان ذكر است، نمايشگاه نقاشي با موضوع «رمضان» از تاريخ 26 تا 30 شهريورماه در مشهد مقدس و در محل نگارخانه «رضوان» مركز آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي، واقع در خيابان كوهسنگي 17، پذيراي علاقمندان مي باشد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
«عطاران» و «رضويان» دركلاهي براي باران

گروه هنر- بهاردوست: مسعود نوابي كارگردان كه پيش ازاين سريال موفق«درد سر والدين» را تهيه وتوليد كرده بود اين روزها سخت مشغول تدارك پيش توليد فيلم سينمايي«كلاهي براي باران» است.
نوابي به خبرنگار ما گفت:كلاهي براي باران داستان پسري به نام ابي است كه بطوراتفاقي درجريان خودكشي دختري جوان به نام باران قرارمي گيرد و تداوم ارتباط ابي و باران ماجراهايي را مي سازد كه باران را به بزرگترين آرزوي خود نزديك مي كند و....
وي ادامه داد: اين كارتوسط فريدون فرهودي نوشته شده و به تهيه كنندگي محسن وزيري درصورتي كه به مشكلي برنخوريم 15آبان ماه سال جاري كليد خواهد خورد.
وي اضافه كرد: فيلم كلاهي براي باران چهار نقش اصلي دارد كه تا به امروز با رضا عطاران و سيد جواد رضويان صحبت كرده و قرارداد بسته ايم. لازم به ذكراست كلاهي براي باران درژانركمدي - رمانتيك ساخته مي شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهرام بيضايي:كم كم دارم فيلمسازي را فراموش مي كنم

بهرام بيضايي مي گويد: رايزنيهايي در حال انجام است تا مشكلاتي كه باعث شد ساخت فيلم «لبه  پرتگاه» منتفي شود حل شود.
اين كارگردان سينما و تئاتر اظهار اميدواري مي كند كه اين رايزنيها نتيجه بدهد.




اين درحالي است كه هفته  گذشته طي تماسي كه خبرنگار ايسنا با بيضايي داشت، بيضايي درپاسخ به سؤالي درباره  وضعيت اين فيلم گفت: بعد از مسايلي كه منجر به منتفي شدن ساخت «لبه پرتگاه» شد، خود را قانع كردم كه فعلاً فيلم نسازم و خود را درگير كارهاي نوشتاري كرده ام.
بيضايي درپاسخ به سؤال ديگري تأكيد مي كرد: قرار است عنوان نشود چه مسايلي باعث شده است تا ساخت «لبه  پرتگاه» منتفي شود.وي تصريح كرده بود: من سعي كردم پس از اين مسايل هيچ گونه دلگيري نداشته و به آن فكر نكنم و حتي سعي كردم به ساختن فيلم علاقه اي پيدا نكنم و جدي نگيرم. بيضايي در پاسخ به سؤالي درباره  اينكه گفته مي شود؛ مشكلات «لبه  پرتگاه» حل شده است گفت: مدتي وقت لازم خواهم داشت تا بتوانم مجدداً كاركنم.
وي چندي قبل بعد از شش سال كه از ساخت آخرين ساخته سينمايي اش «سگ كشي»، مي گذشت پروانه ساخت «لبه پرتگاه» را دريافت كرد. او قرار بود بزودي پيش توليد فيلم جديدش را آغاز كند.
قرار بود در شهريورماه طبق پيش بينيها اين فيلم جلوي دوربين برود. بيضايي پس از فيلم «سگ كشي» كه درسال  79 آن را ساخته بود ديگر فيلمي نساخته است. او حتي فيلم «سگ كشي» را  10 سال پس از آخرين فيلمش «مسافران» ساخته بود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
يك فيلمساز ايراني داور پرانرژي ترين جشنواره  دنيا

ابوالفضل جليلي كارگردان سينماي ايران طي 15 روز آينده عازم كره مي شود تا به عنوان داور در جشنواره «پوسان» حضور پيدا كند.به گزارش ايسنا، سال گذشته عباس كيارستمي به عنوان رياست بخشي از هيأت داوران جشنواره «پوسان» انتخاب شده بود.
جشنواره پوسان يكي از 22 جشنواره مورد تأييد انجمن تهيه كنندگان جهاني فيلم يعني (FIAPF) فياپف به شمار مي رود و شامل بخشهاي رقابتي و غيررقابتي (جنبي) مي باشد.در تعريف جشنواره پوسان، آن را پرانرژي ترين جشنواره  سينمايي جهان ذكر مي كنند و بي دليل نيست كه تنها در طول ده سال، پوسان به مهمترين جشنواره  فيلم آسيا تبديل شده است.در جشنواره سال گذشته در بخشي با عنوان اساتيد سينماي ايران با نمايش فيلمهاي «كلوزاپ» و «گاو» از عباس كيارستمي و داريوش مهرجويي تجليل شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شهلا رياحي: ديگر بازي نمي كنم

«شهلا رياحي» گفت: ديگر بازي نمي كنم و مي خواهم استراحت كنم.«شهلا رياحي» بازيگر و نخستين كارگردان زن سينماي ايران در گفتگو با فارس گفت: 4 سال است كه ديگر كار نمي كنم. الآن نوبت ديگران است. مي خواهم استراحت كنم.وي افزود: آرزوي سلامت و موفقيت براي همه كساني كه در كار هنر سينما،تلويزيون،تئاتر و راديو هستند دارم.«قدرت الزمان وفادوست» يكي از قديمي ترين بازيگران سينماست كه شروع فعاليتهايش از سال 1323 در تئاتر بوده است.وي تاكنون در بيش از پنجاه فيلم به ايفاي نقش پرداخته است و آخرين بار در فيلم «دعوت به شام»ساخته داوود موثقي بازي كرد. پرنده كوچك خوشبختي، پرستار شب، گل مريم، چشم عقاب، در مسير تند باد،گلنار، بچه هاي طلاق،زمان از دست رفته، دو فيلم با يك بليط، دلشدگان،ديدار در استانبول، دلاوران كوچه دلگشا، راه و بي راه،چشمهايم براي تو، عروسي خون، مي خواهم زنده بمانم،تحفه هند از جمله فيلمهايي است كه اين بازيگر در آن حضور پيدا كرده است. از «رياحي» در هشتمين  جشن سينماي ايران قدرداني شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



عضويت در خبرنامه روزنامه

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@qudsdaily.com
InsertAmar